فتنه ی جدید اغتشاشگران به بهانه ی تورم و مسولیت امثال مولوی عبدالحمید در جلوگیری ازهدر رفتن دوباره جوانانِ با‌غیرتِ مسجدی و سوق دادن آنها به جبهه ی مطلوب آمریکا

 فتنه ی جدید اغتشاشگران به بهانه ی تورم و مسولیت امثال مولوی عبدالحمید در جلوگیری ازهدر رفتن دوباره جوانانِ با‌غیرتِ مسجدی و سوق دادن آنها به جبهه ی مطلوب آمریکا

کاتب: محمد اسامه

وقتی از «جبهه» صحبت می کنیم یعنی افراد و گروهها و حتی کشورهایی با افکار و عقاید مختلف برای رسیدن به هدفی واحد هم مسیر می شوند.

در این صورت نباید تعجب کنید که گاه خواسته یا ناخواسته گروههایی اسلامگرا مثل داعش و جیش العدل  با حزب کمونیست ایران و سهاب و ربع پهلوی و گروه رجوی و … که همگی از مزدوران آشکار آمریکا و صهیونیستها هستند با هر بهانه ای بر علیه ایران «هم جبهه ای» می شوند، هر چند همه یقین دارند به فرض محال اگر این حاکمیت مذهبی نباشد حاکمیتی ارتدادی سکولار سرکار می آید.

در این میان افرادی چون مولوی عبدالحمید با شعارهای شبه اسلامی و دلسوز مآبانه خواسته یا ناخواسته در همان مسیر قرار می گیرند و در میان بسیاری از جوانان متدین و اهل مسجد این سوال مطرح است که چرا گفتمان مولوی عبدالحمید زاهدانی به‌جای تقویت هویت اسلامی و سیره ی نبوی و پرهیز از گروههای همسو با آمریکا و صیونیستها، عملاً در مسیر سکولارسازی و هم‌سویی با منافع غرب حرکت می‌کند؟

ما از مولوی عبدالحمید انتظار داریم که متوجه شود با آنکه مثلاً مشکلات اقتصادی وجود دارد اما راه صحیح یک مومن این نیست که مردم را دلسرد از حاکمیت اسلامی و حتی با بزرگ نمائی مشکلات اقتصادی مردم را به همسویی با اغتشاشگران سوق دهد.

اگه دقت کنیم در سخنان او، مرجعیت شریعت و بخصوص اهل جماعت شدن و پرهیز از تفرق به‌تدریج کنار می‌رود و مفاهیم انسان‌گرایی سکولار همسو با برنامه های دشمنان غربی جای آن را می‌گیرد. وقتی ایمان، اخلاق و سیاست از وحی جدا شود، نتیجه چیزی جز سکولاریسم نرم نیست؛ هرچند با الفاظ دینی آراسته شود.

وقتی معیارهای اهل سنت و جماعت در چگونگی برخورد با حاکمیت بر دارالاسلام در زمانی که در معرض تهدیدات کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی است کنار زده می شود و منهج اسلامی از عرصه ی عدالت و مقاومت کنار گذاشته شود، سیاست با معیارهای بیرونی که از سوی دشمنان در جنگ نرم و روانی و با پشتوانه ی بی سابقه ی رسانه ای وارد شده است تعریف می‌شود. در چنین چارچوبی، جوانان به‌جای نقش‌آفرینی آگاهانه و مستقل، به مهره‌های یک نظم تحمیلی دشمنان تبدیل می‌شوند؛ نظمی که نهایتاً به نفع آمریکا و هم‌پیمانانش است.

بدون شک این رویکرد، بسیاری از جوانان مسجدی را سردرگم می‌کند، چون از این دست از مولوی ها و آخوندها نه اسلامِ جامع و صریح را می‌یابند و نه راه عزتمندانه ی عمل اسلامی را. نتیجه، هدررفتن ظرفیت‌ها و قرارگرفتن در مسیرهایی است که سودش به دیگران می‌رسد و هزینه‌اش را خود جوانان می‌پردازند.

اهل سنت و جماعت در این اغشاشاتای که عده ای خائن به دین و ملت در آرزوی طرح ریزی آن هستند نباید کوچکترین مشارکتی داشته باشند و باید مواظب باشند بار دیگر دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمنان سناریوهائی چون جمعه مسجد مکی زاهدان و… را جهت کشاندن اهل سنت و جماعت به این توطئه اجرا نکنند.

دشمنان در آورزوی فریب جوانان ما با شعارهای احساسی و قومیتی و مذهبی و … هستند.

پرهیز از این فتنه گران و پرهیز دادن سایر مومنین یکی از نیازهای اساسی مومنین در چنین موقیعتی است.

فراموش نکنیم فتنه همچون آفتاب پرست رنگ عوض می کند، اگر در قضیه مسجد مکی زاهدان آن بلوچ شیعه و آن دختر حنفی مذهب اسباب و ابزار تحریک جوانان غیرتی اهل مسجد شدند ممکن است اینبار سناریوهای دیگری با بهانه ی دیگری مطرح شوند.

پس هوشیاری خود را حفظ کنیم.

مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منبر مسجد مکی، اما سخنانش در خدمت منافع قصر سفید واشنگتن

 مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منبر مسجد مکی، اما سخنانش در خدمت منافع قصر سفید واشنگتن

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منبر مسجد مکی می‌ایستد، اما محتوای سخنانش نه در چارچوب اسلام‌گرایی اصیل، بلکه در مسیر انسان‌گرایی سکولار (انسانیت = اومانیسم)  و همسو با گفتمان قدرت‌های سکولار غربی، به‌ویژه قصر سفید واشنگتن، حرکت می‌کند.

در گفتار او کمتر نشانی از دعوت صریح به کفر به طاغوت و برائت از سکولاریستها و ایمان صحیح، و التزام به قانون شریعت الله به عنوان تنها گزینه، و ارجاع روشن به سیرهٔ نبوی و الگوی عملی رسول الله صل یالله علیه وسلم یا تأکید بر مسئولیت دینی مؤمنان در برابر جهاد با کفار اشغالگر خارجی دیده می‌شود.

در عوض، محور سخنان غالباً بر مفاهیمی می‌چرخد که ریشه در ادبیات انسان‌گرایی لیبرال دارد؛ مفاهیمی که با حذف مرجعیت شریعت، دین را به اخلاقی خنثی و بی‌خاصیت فرو می‌کاهد.

اسلام‌گرایی یعنی پیوند ایمان با عمل، عدالت با شریعت، و امور حکومتی و اجتماعی با وحی. اما در بسیاری از سخنان مولوی عبدالحمید زاهدانی «عملاً» اسلام به حاشیه رانده می‌شود و سکولاریسم نرم در قالب واژه‌های زیبا عرضه می‌گردد و مخاطب به جای پیروی از سیره ی نبوی و اهل جماعت شدن (حکومتی شدن در دارالاسلام) « تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ»[1] و اطاعت از این حاکمیت در غیر معصیت الله « لا طاعةَ لمخلوقٍ في معصيةِ الخالقِ»[2]، به همراهی با نظم مطلوب سکولار غرب دعوت می‌شود.

اینجاست که بارها دیده شده که منبر مسجد مکی توسط مولوی زاهدانی تبدیل به بلنگوی قصر سفید به زبان فارسی با لهجه ی بلوچی شده است، اما باید بدانیم که منبر مسجد، امانتِ دعوت به الله جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم است؛ نه تریبونی برای بازتولید گفتمان‌های وارداتی کفار محارب اشغالگر خارجی و تفکرات فاسد سکولاریستی آنها.

هر دعوتی که شریعت را کمرنگ و مرجعیت وحی را حذف کند، هرچند با الفاظ شبه اسلامی آراسته شود، در نهایت به سکولارگرایی می‌انجامد؛ نه به اصلاح اسلامی امت، به همین دلیل ما می توانیم بگوئیم که اگر مولوی عبدالحمید به همین مسیر رسانه پسند منحرف از اهل سنت و جماعت و فقه امام ابوحنیفه ادامه دهد تبدیل می شود به یکی از بستر سازان بسیج جوانان برای این گروه جدید «جبهه مبارزین مردمی» که منهجی سکولار لیبرال دارد و سایر گروههای بلوچ همسو با سیاستهای آمریکا در پاکستان.


[1]  بخاری 3606- مسلم 1847

[2]  الألباني، هداية الرواة 3624

پیشنهاد و هشداری به بلوچهای حنفی مذهب ایران

پیشنهاد و هشداری به بلوچهای حنفی مذهب ایران

کاتب: صلاح الدین مجاهد

به صورت خلاصه پیشنهاد تمام اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت و جماعت عبارتند از وحدت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها و تمرکز جهاد تبلیغی و مسلحانه بر جبهه ی این دشمنان وهشدار مهم نیز نسبت به فریب آمریکا و نفوذ خائنان در صفوف اهل سنت و جماعت و بخصوص در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران با شعارهای سکولاریستی و شبه اسلامی است که هم اکنون امثال سهاب حبیب  و سرخوش با لباس سکولاریسم و امثال جیش العدل با لباس شبه اسلامی دارودسته ی منافقین و در لباس جبهه مبارزین مردمی اما تمام به کام سکولاریستها در میان بلوچهاست.

در چنین وضعیتی ایستادگی در برابر طاغوت‌های کافر سکولار و اشغالگر جهانی- به‌ویژه آمریکا- برای بسیاری از مسلمانان نشانه‌ای از تقوا، ایمان و بیداری شرعی تلقی می‌شود. با این حال، این ایستادگی تنها زمانی می‌تواند به ثمر بنشیند که با وحدت، انسجام و صف واحد همراه باشد؛ همان‌گونه که خداوند متعال در قرآن کریم وعده داده است که پیروزی، عزت و سرافرازی مسلمانان در گرو وحدت و پایداری است.

جهت محافظت از این وحدت نیز اهل سنت بلوچستان همچون سایر مومنین جهان نباید لحظه‌ای از آمریکا و مزدورانش با لباسهای مختلف غافل شوند.

آمریکا این طاغوت زمان در بسیاری از مسایل قابل پیش‌بینی نیست. تاریخ نشان داده است که همواره در موضع فشار، تجاوز و دشمنی با امت اسلامی ایستاده و از اختلاف، ضعف و خون مسلمانان برای پیشبرد منافع خود بهره برده است. عربده‌کشی امروز آمریکا نیز بدون پشتوانه نیست؛ این قدرت‌نمایی بر شانه‌های حاکمان خائن و طاغوتی در سرزمین‌های اسلامی استوار است که راه نفوذ را برای او هموار کرده‌اند.

از همین رو، لازم است همه ی اهل غیرت دینی، نگاه خود را به‌سوی این طاغوت چندچهره و چندسر و مزدوران محلی و منطقه ای آن معطوف دارند و دچار غفلت نشوند و مواظب باشیم که خطر تنها از بیرون نیست بلکه نفوذ از درون گاه ویرانگرتر است.

مومنین اهل دعوت و شریعت‌گرایان پرچمدار امر به معروف و نهی از منکر و همچنین تمام مومنین عادی باید نسبت به چهره‌های نفوذی و خائن هوشیار باشند، کسانی که با ریش و عمامه، با عنوان «ملا» و «شیخ» و «مولوی»، خود را در صف دینداران و اهل سنت جا می‌زنند، اما در بزنگاه‌ها حقیقت خود در هم مسیری با کفار سکولار جهانی و مزدوران سکولار و غربزده و گروههای به ظاهر اسلامگرای که آنها هم در جبهه ی آمریکا و غرب قرار گرفته اند را آشکار می‌کنند. ظاهر دینی، همواره نشانه ی صدق راه و نیت نیست.

ما دیده‌ایم و می‌بینیم که چگونه برخی افراد، روزی با شعار شریعت و آزادی فلسطین سخن می‌گویند، اما در عمل مسیر دیگری را برمی‌گزینند. نمونه ی روشن آن احمدالشرع سوریه است؛ کسی که زمانی با ظاهری دینی از شریعت و مقاومت سخن می‌گفت، اما بعدها نفاقش آشکار شد؛ در آغوش آمریکا نشست، با نمادهای قدرت آن هم‌نوا شد و در برابر اشغالگری اسرائیل صهیونیستی در سوریه حتی خم به ابرو نیاورد.

همین دیروز هم باز دیدیم که رژیم صهیونیستی گروهی در بخشی از سومالی را به عنوان حاکمیت به رسمیت شناخت که این گروه بر پرچمش عبارت (لا اِلهَ اِلَّا الله مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله) وجود دارد.

پس اصلا اهمیت ندهید که گروههایی چون جیش العدل و انصارالفرقان و همین جبهه ی مبارزین آمریکایی – پاکستانی با چه شعارهایی به میدان آمده اند بلکه نگاه کنید جبهه ی آنها کدام است؟ آمریکا با آنها کنار آمده یا در کنارشان است. همین کافی است که جبهه ی آنها را بشناسی.

در این صورت راه مقابله با طاغوتهای خارجی و داخلی تنها شعار نیست بلکه نیازمند بصیرت، وحدت، هوشیاری در برابر نفوذ، و سنجش افراد با معیار عمل و موضع است، نه ظاهر و ادعا.

اگر صف از جبهه ی دشمنان جدا و با جبهه ی مجاهدین ضد آمریکایی واحد نباشد، اگر معیار حق و منهج شریعت الله روشن نگردد، بزرگ‌ترین دشمنان با شعارهای قومیتی و سکولاریستی و شبه اسلامی مدافع اهل سنت و جماعت از درون صفوف ما قد علم خواهند کرد.

الله جل جلاله ما را از غفلت، نفاق و فریب حفظ کند و دل‌های اهل حق را بر صدق، حکمت و وحدت جمع فرماید.

درسی از حضور کفار محارب و اشغالگر شوروی و آمریکا در افغانستان برای علمای اهل سنت بلوچستان

درسی از حضور کفار محارب و اشغالگر شوروی و آمریکا در افغانستان برای علمای اهل سنت بلوچستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

هم اکنون ما در میان بلوچهای پاکستان و ایران دچار نوعی سرگردانی و پراکندگی و حتی خیانت آشکار خطباء و علماء در برابر مرتدین سکولار بومی هستیم که همگی بلا استثناء در خاک پاکستان یا غرب سکونت و حتی پایگاه دارند و مستقیما یا از کانال هند و پاکستان تحت مدیریت آمریکا قرار دارند.

آمریکا چند وقت پیش از اینکه حزب سکولار و مرتد BLA  جرو گروههای تروریستی معرفی شود با حق وتوی خود مانع این کار شد و با آنکه جیش العدل را نیز جزو گروههای تروریستی معرفی کرده تا اینکه کثافت کاری هایی که توسط آن انجام می دهد را به گردن نگیرد اما با همین گروه که به «حزب مبارزین مردمی» تغییر لباس داده نیز در همان ایالت بلوچستان پاکستان زندگی مسالمت آمیزی دارد.

البته مرتدین حزب کارگران کردستان PKK را نیز جزو گروههای تروریستی می داند اما سالهاست که در سوریه با آنها مشارکت مستقیم دارد و حتی کنگره ی آمریکا امسال هم برای تامین نیازهای این گروه بودجه چند ملیون دلاری تصویب کرد.

آمریکا چنین کثافتی است و کثافتتر از او آنهایی هستند که کثافتکاری های آمریکا را در حق دشمنان آمریکا که تماما مسلمین هستند انجام می دهند.

در این میان علمای موجود نقش به سزایی در ادامه ی این سناریوهای تکراری در بلوچستان ایران دارند که به عنوان تجربه ای تاریخی و به مناسبت 6 دی (جدی) و سالروز اشغال افغانستان توسط کفار اشغالگر و محارب سوسیالیستی شوروی مطالبی جهت عبرت به اهل سنت بلوچستان به صورت خاص و تمام مسلمین به صورت عام بیان می شود.

در طول چند سال اشغالگری شوروی در افغانستان و بیست سال اشغالگری آمریکا و ناتو در افغانستان، بخش قابل توجهی از مسلمانان واقعی به مقاومت و دفاع از خاک و شریعت پرداختند. اما برخی عوامل داخلی، به بهانهٔ «همکاری سیاسی» یا «حفظ امنیت» و با مصلحت تراشی هایی غیر شرعی با دشمنان اسلام همراه شدند و در عمل به ارتداد نزدیک شدند.

واقعیت تلخ این است که بسیاری از علما، به ویژه کسانی که خود را حنفی یا پیرو سنت معرفی می‌کنند، از اعلام حکم ارتداد این افراد خودداری کردند.

آنان حتی کسانی که مستقیماً در کنار اشغالگران کافر محارب، پروژه‌های سیاسی و نظامی اجرا کردند، مسلمان باقی می‌دانند و از حقیقت شرعی ارتداد سخنی نمی‌گویند.

این سکوت، جامعه را از فهم واقعی اسلام و حدود شریعت دور می‌کند و باعث شد که طی بیست سال، نسل‌ها فریب خورده و ارزش‌های دینی تضعیف شود.

امروزه نیز باید به صراحت گفته شود که هر نوع همکاری با آمریکا، ناتو و مزدوران آنان، در حقیقت شکستن پیمان با شریعت و ارتداد بالقوه است. و علما باید وظیفهٔ خود را انجام دهند و به مؤمنان آگاهی دهند تا بدانند که پیوستن به دشمنان اسلام بر علیه مسلمین، چه پیامد اعتقادی دارد و کوتاهی در این آگاهی دادن مشروعیت‌بخشی به خیانت و ارتداد و تضعیف امت است.

علمای اهل سنت بلوچ لازم است به وظیفه ی خود در برابر ارتداد تدریجی جوانان بلوچ به عقاید سکولاریستی و خیانت آنها به دین و ملت به خاطر مزدوری کردن برای آمریکا و شرکای آمریکا از طریق خاک پاکستان عمل کرده و دست به بیدار سازی بلوچهای هم مذهب و هم زبان خود بزنند.

این علماء می توانند حداقل این آگاهی را به جوانان بلوچ برسانند که مزدوری برای آمریکا با هر شعاری که باشد خیانت محض و ارتداد از اسلام است و آنوقت است که نماز و روزه و سایر عبادات آنها نیز برایشان سودی نخواهد داشت و برایشان فرق ندارد در لباس مرتدین سکولارسهاب و BLA در خدمت آمریکا باشند یا با منهج آلوده ی «جبهه مبارزین مردمی» که چهره ی آزمایشی جدید جیش العدل برای بلوچهاست.  

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

علیرغم ویرایش‌ها، مطالب منتشر شده تصویری تکان‌دهنده از «دنیای اپستین» ترسیم می‌کنند که تجمل را با هرزگی ترکیب می‌کند و به دسیسه‌های بین‌المللی اشاره دارد.

روزنامه‌نگاران و محققانی که پرونده‌ها را بررسی کردند، مجموعه‌ای از عکس‌ها و اسناد را کشف کردند که در بهترین حالت عجیب و غریب هستند و در بدترین حالت به شبکه‌های عمیق‌تر استثمار اشاره دارند.

از جمله نگران‌کننده‌ترین تصاویر، تصاویری با مضامین ژئوپلیتیکی هستند: اپستین با مردانی با لباس نظامی روسیه در کنار یک شیخ قطری، که به ارتباط با قدرت‌های خارجی اشاره دارد.

عکس دیگری او را با تی‌شرت ارتش اسرائیل نشان می‌دهد که سوالاتی را در مورد روابط احتمالی «اسرائیلی» در بحبوحه ارتباطات شناخته‌شده اپستین با اطلاعات مطرح می‌کند.

تصاویر اپستین که توسط کودکان خردسال احاطه شده، دستورالعمل‌هایی برای «ماساژ کودکان»، فهرست دختران مسکو برای «مشتریان» و سفارش کتاب‌هایی در مورد برده‌داری جنسی، حتی نگران‌کننده‌تر هستند.

یک تصویر به‌خصوص عجیب و غریب، مجسمه‌ای از یک زن سیاه‌پوست است که با طناب آویزان شده و مضامین خشونت نژادی و شیطان‌پرستی را تداعی می‌کند.

بیل کلینتون به طور برجسته‌ای در این عکس‌ها دیده می‌شود: عکس‌های بدون تاریخ از او بدون پیراهن در جکوزی، شنا در استخر با گیسلاین مکسول و یک زن خط‌خطی شده، معاشرت با مایکل جکسون و دایانا راس، و حتی با اپستین در شام.

تصاویر بیشتر، کلینتون را در سفرهای آسیایی نشان می‌دهد که روابط او با اپستین را بیشتر تقویت می‌کند. افراد مشهور دیگری نیز در این عکس‌ها دیده می‌شوند: میک جگر در کنار کلینتون، کریس تاکر در کنار مکسول روی صحنه، پرنس اندرو (که به عنوان اندرو مونتباتن-ویندزور شناخته می‌شود) که روی پاهای خط‌خطی شده با مکسول لم داده است.

این تصاویر، دسترسی اپستین به نخبگان جهانی و سهولت جذب آنها به شبکه جنسی خود را برجسته می‌کند.

نکته مهم این است که عناصر نگران‌کننده پرونده‌ها – مکاتبات مربوط به ایجاد یک “حرمسرا جنسی”، شکایات اولیه به اف‌بی‌آی از سال ۱۹۹۶ – بر شکست‌های سیستماتیک تحقیقات اولیه اپستین تأکید می‌کنند.

با این حال، ماهیت جزئی آنها باعث گمانه‌زنی می‌شود: چه چیزی در بخش‌های خط خورده پنهان است؟ تمرکز دولت بر توزیع عکس‌های کلینتون در رسانه‌های اجتماعی در حالی که دیگران را نادیده می‌گیرد، نشان دهنده تعصب حزبی به جای عدالت بی‌طرفانه است.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (1)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (1)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

جیش العدل هم اکنون نیز با احتیاط با لباس و نقاب جدیدش تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» برخورد می کند. در واقع احساس می شود که جیش العدل با این لباس جدید در حال آزمایش جامعه است و چنانچه احساس کرد این لباس جدید هم نمی تواند باعث جذب افراد شود و حتی تنفر بیشتر را در میان مسلمین اهل سنت و جماعت بلوچ ایجاد می کند فوراً اعلام می کند من تنها یکی از اعضای این جبهه بودم و من همیشه مستقل هستم و منهج و فکر و …. من جداست و دهها بهانه ی آماده ی دیگری که تمام گروههای از این دست در تمام سرزمینهای اسلامی داشته اند و به صورت تکراری به مردم عوام تحویل داده اند.

به همین دلیل است با وجود آنکه نماد پرچم جدید را بر لباس افراد گروهش چسبانده و مطالب رسانه ی رسمی «جبهه ی مبارزین مردمی»  را در رسانه ی رسمی خودش بازنشر می کند اما رسانه ی رسمی جیش العدل همانهائی است که سابق بود و با رسانه ی «جبهه ی مبارزین مردمی» یکی نشده است. و این باز گذاشتن یک راه فرار یا همان نفاق است که دارودسته ی منافقین چند چهره به آن مشهورند.

در مورد همسوئی کردن جامعه ی بلوچستان، گروه جیش العدل جدید با لباس جدیدش بیانیه یا صادر کرده که در آن تماماً از ادبیات سکولاریستی استفاده شده است و از آنچه که مومنین را دور هم جمع می کند کلاً دوری شده است.

آنچه که مومنین را دور هم جمع می کند و به آنها هویت می دهد تنها «عقیده ی اسلامی» است که از کانال قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما رسیده است و در این راه هم رسول الله صلی الله علیه وسلم الگوی ماست و ما از او الگو برداری می کنیم؛ بر همین مبنا است که الله جل جلاله در طول تمام تاریخ حضور انسان بر روی زمین اسم ما را گذاشته «مسلمان» و می فرماید:

 هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ (حج/78) خدا شما را قبلاً ( در کتابهای پیشین ) و در این ( واپسین کتاب ) مسلمین نامیده است ( و افتخار تسلیم در برابر فرمانهای الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملّتهای دیگر کرده است ) تا پیغمبر ( با شهادت عملی خود ) گواه بر شما باشد ( و در روز قیامت رفتار و کردارش مقیاس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد ) و شما هم ( با شهادت عملی خود ) گواه بر مردمان باشید ( و رفتار و کردارتان به عنوان امت نمونه ، محکّ سنجش اعمال سایرین ، و الگوی بارز خداپرستان راستین گردد ) .

سید قطب تقبله الله در کتاب نشانه های راه می گوید: اسلام آمد تا انسان را به سوی پروردگارش بازگرداند، و تا این سلطه [سلطه‌ی الهی] را به تنها قدرتی بدل سازد که انسان معیارها و ارزش‌هایش را از آن می‌گیرد، همان‌گونه که وجود و حیاتش را از آن گرفته است.

اجازه دهید در این زمینه از خودتان بپرسید که جیش العدل با این لباس و شعارات جدیدش که خواهان هم جبهه یا شدن با دهها حزب و گروه مرتد و سکولار میان شیعیان و اهل سنت ایران است برای حاکمیتی تلاش می کند که این قدرت حکومتی تمام معیارها و ارزشهایش از الله و قوانین شریعت الله می گیرد؟ یا از مشترکات بین مرتدین سکولار و مسلمین و در نهایت قوانین کفری و ارتدادی سکولاریستی؟

سید قطب تقبله الله به عنوان یک راهنمائی به ما یادآوری می کند و توضیح می دهد که:اسلام آمد تا مقرر سازد که تنها یک پیوند وجود دارد که مردم را در راه خدا به هم متصل می‌کند و هرگاه این پیوند گسسته شود، دیگر هیچ ارتباط و مودتی باقی نمی‌ماند:

لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ (المجادلة/ ۲۲) قومی را نمی‌یابی که به الله و روز قیامت ایمان داشته باشند، و همزمان با کسانی که با الله و رسولش دشمنی می‌ورزند، دوستی کنند، هرچند که پدرانشان، یا پسرانشان، یا برادرانشان، یا قبیله‌شان باشند.

زمانی که الله جل جلاله تنها ایمان به الله و قوانین شریعت الله را معیار برای انتخاب ارزشها و جهانبینی و تعامل با سایر انسانها قرار داده است و جائی برای قومیت و نژاد حتی در حد پدر و برادر و پسر و قبیله باقی نگذاشته است که مخالف با قوانین شریعت الله بوده و صف خود را جدا کرده و در حال جنگ با قوانین شریعت الله باشند، چگونه جیش العدل با مرتدین سکولار میان شیعیان که اکثریت مطلق اپوزیسیون مخالف ایران با قومیتهای مختلف هستند و با مرتدین سکولار میان اهل سنت که آنها نیز از قومیتهای مختلف و ضد اسلام تشکیل شده اند متحد می شود؟

معیار جیش العدل در اتحاد با مرتدین سکولار آنهم بر علیه حاکمیت شیعه که از نگاه خود آنها وتمام اهل سنت و جماعت مسلمان هستند اما از نگاه عده ای دارای ظلمها و نارسائی های اجرائی و مفاسدی در میان مسئولین حکومتی هستند، چیست؟

چگونه ممکن است یک مسلمان در پناه آمریکا که سید قطب تقبله الله آنرا «شیطان بزرگ» نامید و اهل دعوت و جهاد معاصر آنرا «سر افعی» نامیده اند در ایالت بلوچستان پاکستان به صورت مسالمت آمیز قرار گیرد و با تمام احزاب مرتد همسو با آمریکا بر علیه یک مسلمان هر چند فاجر هم باشد جهت تشکیل حاکمیتی ارتدادی سکولار «هم جبهه ای» می شود و باز خودش را مسلمان می نامد؟

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

 گروه مجازی و سکولار سهاب که این روزها سرخوش بیشتر از دیگران بلندگوی گزافه گوپی های آن شده اخیراْ با تهدیداتی توخالی ادعاهای بزرگی کرده و بخصوص در مورد کاهش خشونت در بلوچستان دست به عوام فریبی و هزیان گویی زده است.

همه می دانیم که ایران دارای استانهای متعددی است اما اینکه در میان تمام این استانها باید تنها شاهد گروههای مختلف مسلح و راهزنانی تحت پوشش پاکستان در میان بلوچهای حنفی مذهب و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان باشیم جای سوال دارد.

آمریکا در ایالت سیستان و بلوچستان پاکستان دارای پایگاه نظامی است که از آنجا حملاتی را به ا.ا.افغانستان و وزیرستان و تمام جاهایی که مجاهدین ضد آمریکایی حضور دارند انجام می دهد اما گروههایی چون جیش العدل که در لباس جبهه مبارزین مردمی خودش را بازتعریف کرده در امنیت کامل در پاکستان و بیخ گوش آمریکا به سر می برد.

نکته ی طنز گونه ی این بازی هم این است که آمریکا گروه جیش العدل را جزو گروههای تروریستی معرفی کرده تا از گندکاری آن خودش را مبرا نشان دهد و گرنه اگر مثل گروههای دیگری چون حماس و جهاد اسلامی که آنها تروریستی می داند و سگ هارش یعنی رژیم صهیونیستی را با انواع تجهیزات و خدمات ماهوراه ای و جاسوسی یاری می کند تا این گروهها را با زنان و کودکان و پیر و جوان نابود کند به همین شکل حداقل به حکومت دست نشانده ی پاکستان هم چنین دستوری را می داد یا خودش مستقیماْ آنها را نابود می کرد اما می بینیم که در کنار هم و در یک استان با هم پایگاه دارند.

آیا همین کافی نیست تا بدانیم ریشه های ناامنی در استان سیستان و بلوچستان به حکومت دست نشانده ی پاکستان و آمریکا برمی گردد؟

پس مهیم سرخوش باید بداند که کاهش خشونت در بلوچستان پیش از هر چیز مستلزم نابودی آمریکا به عنوان سر افعی از منطقه و سپس جارو شدن حاکمیتهای دست نشانده و گروههای همسو با سیاستهای آمریکا در منطقه است. تا زمانی که آمریکای اشغالگر و حاکمیت دست شنانده ی پاکستان از گروههایی چون جیش العدل حمایت می کنند و پایگاه راهزنان گردنه گیر هم شده است، حتی نابودی گروههایی چون جندالله ریگی و سرکوب چند راهزن باز به تکرار چرخه‌ی بحران و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان و تولید دسته ها و گروههای جدید خواهد انجامید.

بلوچهای حنفی مذهب باید یکبار برای همیشه متوجه شوند تا زمانی که ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی و حکومتهای دست نشانده ی عربی مثل آل سعود قرار دارد وجود گروههای مختلفی چون جبهه ی مبارزین مردمی در راه آمریکا و شرکای آمریکا و انواع راهزنی ها در استان سیستان و بلوچستان امری اجتناب ناپذیر خواهد بود اما جارو کردن این دست نشانده های دشمنان با آگاهی بلوچها از آنچه وجود دارد بسیار ساده است.

بلوچهای اهل سنت باید به ماهیت حقیقی این مزدوران تاریخ دار دقت داشته باشند و شعارهای مختلف قومیتی و اقتصادی و مذهبی آنها باعث نشود هیزم جنگ این گروهها و دسته ها و اسباب ناامن سازی منطقه برای آمریکا و سایر شرکای آمریکا شوند.

مبارزه ی نهادهای حکومتی ایران با وجود ناامنی در میان بلوچهای حنفی مذهب اگر بدون مشارکت مردم بلوچ و بی‌اعتنایی آنها و تماشاچی بودن آنها پیش برود، افراد و دسته های همسو با جبهه ی آمریکا به سادگی خواهند توانست دسته هایی از جوانان را با خود همسو کنند و همین تماشاچی بودن مردم خود به عاملی تازه برای تنش بدل خواهد شد که تداوم آن، تنها به معنای استمرار چرخه‌ای است که قربانی اصلی آن همواره مردم و جوانان حنفی مذهب بلوچ و سپس سایر قومیتهای ایرانی بوده‌اند۰

پس شک نداشته باشیم که مسئولیت اصلی وضعیت ناامنی، بی‌ثباتی در استان سیستان و بلوچستان، متوجه آمریکا و گروهها و دسته های همسو با آمریکا و شرکای آمریکاست و سکوت و تماشاچی بودن مردم در برابر ناامن سازی منطقه توسط این مزدوران آنها را نیز شریک جرم خواهد کرد.

پس هشدار همه ی ما باید متوجه آمریکا و حاکمیت دست نشانده پاکستان و گروههای مزدور و افرادی چون سرخوش و حبیب شود که مسئولیت هرگونه ناامن شدن استان مستقیماً بر عهده طراحان و مجریان آن خواهد بود که اگر این ھشدارھا را جدی نگرند باید زیر پایشان گرم کرد و منطقه توسط مومنین اهل دعوت و جهاد برایشان تبدیل به جهنمی شود که در سراسر سرزمینهای اسلامی نزدیک به دو قرن است برای مسلمین درست کردہ اند و باید مزہ ناامنی را بچشند.

 دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (1)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (1)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵، وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) بخش کوچکی از گنجینه اسناد مربوط به پرونده بدنام جفری اپستین را تحت فشار قانون شفافیت اپستین منتشر کرد.

این قانون دو حزبی، افشای کامل تمام اسناد وزارت دادگستری در مورد اپستین را ظرف ۳۰ روز الزامی می‌کرد تا شبکه گسترده قاچاق جنسی و ارتباطات این سرمایه‌دار با نخبگان روشن شود.

با این حال، آنچه در ۱۹ دسامبر به طور عمومی منتشر شد، صرفاً گزیده‌ای به شدت ویرایش شده، پر از خط‌خوردگی، حذف و اضافه بود.

این انتشار جزئی – هزاران صفحه، اما با صدها متن کاملاً ویرایش‌شده، عکس‌های سیاه‌شده و فایل‌های حذف‌شده – خشم عمومی را نسبت به دولت ترامپ برانگیخته و اتهاماتی مبنی بر عدم تمایل به اجرای قانونی که خود تصویب کرده بود، مطرح شده است.

منتقدان، از جمله قانون‌گذاران هر دو حزب، استدلال می‌کنند که چنین شفافیت گزینشی از چهره‌های تأثیرگذار محافظت می‌کند و همزمان از پرونده‌ها به عنوان سلاحی علیه مخالفان سیاسی مانند رئیس جمهور سابق بیل کلینتون استفاده می‌کند.

با بررسی انتشار پرونده‌های ویرایش‌شده، مشخص می‌شود که رویکرد دولت ترامپ قانون را تضعیف می‌کند، نظریه‌های توطئه را تقویت می‌کند و سوالات عمیقی را در مورد پاسخگویی در بالاترین تالارهای قدرت آمریکا مطرح می‌کند.

پرده ویرایش‌ها: نقض قانون زیر نقاب احتیاط

قانون شفافیت اپستین بدون ابهام بود: همه اسناد را منتشر کنید، و ویرایش‌ها فقط برای محافظت از هویت قربانیان، افراد زیر سن قانونی یا تحقیقات در حال انجام باشد. با این حال، اولین دسته از اسناد وزارت دادگستری به شدت بی‌ارزش شد.

بیش از ۵۵۰ صفحه به طور کامل ویرایش شدند، از جمله کل فایل‌های PDF مربوط به هیئت منصفه که در مجموع ۱۰۰ صفحه یا بیشتر بودند. با وجود الزام قانونی برای ارائه توجیه، هیچ توضیحی برای این ویرایش‌ها ارائه نشد.

حتی فاحش‌تر اینکه، حداقل ۱۶ فایل – از جمله عکس‌های ترامپ – اندکی پس از آپلود شدن از وب‌سایت وزارت دادگستری حذف شدند و این امر باعث شد دموکرات‌های مجلس نمایندگان خواستار توضیح شوند. کاخ سفید و وزارت دادگستری هیچ پاسخ فوری ارائه ندادند و این امر به سوءظن‌ها در مورد پاکسازی عمدی دامن زد.

این فقط یک بی‌تحرکی بوروکراتیک نیست؛ بلکه الگویی از طفره رفتن است. تاد بلانش، معاون دادستان کل، از این ویرایش‌ها به عنوان ضروری برای «بررسی محافظت از قربانی» دفاع کرد و قول داد که صدها هزار صفحه اضافی «ظرف چند هفته» منتشر شود.

اما قربانیانی مانند ماریا فارمر، هنرمندی که شکایت اف‌بی‌آی او در سال ۱۹۹۶ در مورد دزدی عکس‌های خواهران زیر سن قانونی اپستین تا حدی (با حذف نام او) افشا شد، نسبت به انتشار ناقص ابراز تردید و خشم کرده‌اند.

قانون‌گذاران نیز خشمگین هستند. رو خانا، دموکرات، به همراه توماس ماسی، جمهوری‌خواه، مقامات وزارت دادگستری را به دلیل عدم رعایت قانون، به استیضاح یا پیگرد قانونی تهدید می‌کنند.

حتی برخی از جمهوری‌خواهان ابراز نگرانی کرده‌اند که این سانسورها می‌تواند وجهه دولت را خدشه‌دار کند و اعتماد عمومی را تضعیف کند.

نکته مهم این است که چنین پنهان‌کاری با لفاظی‌های خود ترامپ در مورد شفافیت در تضاد است. دولت او ادعا کرد که این انتشار «شفاف‌ترین دولت کاخ سفید در تاریخ» را نشان می‌دهد، اما قبل از تصویب قانون، مقامات وزارت دادگستری در برابر افشای بیشتر مقاومت کردند و تنها تحت فشار کنگره تسلیم شدند.

طنز ماجرا قابل توجه است: رئیس جمهوری که زمانی به خود می‌بالید که اپستین را «مانند هر کس دیگری در پالم بیچ» می‌شناسد، اکنون بر فرآیندی نظارت دارد که ارتباطات مستند خود، مانند گزارش‌های پرواز جتش را پنهان می‌کند.

یک سند دادگاه حتی توضیح می‌دهد که چگونه اپستین در دهه ۱۹۹۰ دختری ۱۴ ساله را در مار-ئه-لاگو به ترامپ معرفی کرد. چنین ویرایش گزینشی، بوی تئاتر سیاسی می‌دهد و دفاع ترامپ را بر حقیقت اولویت می‌دهد.

ای امت محمدی، ای قوم مسلمان و اهل سنت بلوچ بیدار شوید

ای امت محمدی، ای قوم مسلمان و اهل سنت بلوچ بیدار شوید

کاتب: خالد سیف الله السملول

از اینکه می بینیم که گروهی چون جیش العدل اعلام می کند که حاضر است با هر گروه کافر و مرتد اپوزیسیون ایرانی متحد شود و مسائل عقیدتی و فکری را نادیده بگیرد و قطعاً حاضر است بلوچهای اهل سنت و جماعت بلوچستان را در این راه کفری قربانی کنند دل هر مومنی خونین می شود.

آیا اینهمه تفرق و خدمت به کفار خارجی و مرتدین محلی کافی نیست؟ حیف نیست یک بلوچ اهل سنت و جماعت هیزم جنگی شود که گروه مرتد رجوی و ربع پهلوی مرتد و سایر مرتدین در کنار آمریکا و اسرائیل سودش را ببرند؟

به یاد بیاوریم که قرن‌ها گذشت، نسل‌ها یکی پس از دیگری زیر خاک شدند، اما امت محمدی صلی الله علیه وسلم یک حاکمیت باعزت و واحد اسلامی در تمام سرزمینهای اسلامی را ندید.

ما هم در قرن خودمان آن روز را ندیدیم، آرزوی دیدنش را داشتیم اما عمرها نزدیک به پایان است و ذلت و تفرقه همه‌جا سایه انداخته است. چرا ذلت در حالی که الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/139) و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می‌آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگانتان) غمگین و افسرده نگردید، و شما (با تأییدات خداوندی و قوّه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می‌کنید) برتر (از دیگران) هستید (و پیروزی و بهروزی از آن شما است ) اگر که به راستی مؤمن باشید.‏

پس باید بدانیم چرا امروز ما پست و ذلیل شدیم؟ چرا دشمن بر ما مسلط است؟ چون ما فقط مسلمانیم و هنوز مومن نیستیم. مومن با مرتدین سکولاری چون گروه رجوی و کومله های کمونیست کُرد و ربع پهلوی مرتد و سایر مرتدین که همه مزدور آمریکا هستند مثل گروه جیش العدل با اسم جدیدش هم مسیر نمی شود.

این ذلت و پستی به خاطر این است که خودشان را عوض کردند و از اهل سنت و جماعت بودن به جبهه ی کفار اصلی و مرتدین داخلی نقل مکان کردند و الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ (رعد/11) خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی ، از نادانی به دانائی ، از ذلّت به عزّت ، از نوکری به سروری ، و . . . و بالعکس نمی‌کشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند ، و ( این سنّت جاری در اسباب و مسبّبات ظاهری است ، ولی ) هنگامی که خدا بخواهد بلائی به قومی برساند هیچ کس و هیچ‌چیزی نمی‌تواند آن را ( از ایشان ) برگرداند ، و هیچ کس غیر خدا نمی‌تواند یاور و مددکار آنان شود .‏

پس بدانیم که عزت در بازگشت به قرآن و در پرچم «لا إله إلا الله» و در وحدت و انسجام است، نه در همسوئی با آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخلی و سایر شرکای آمریکا و غرب.

ای قوم اهل سنت بلوچ، تا کی خواب؟! تا کی تفرقه؟! تا کی در برابر دشمن، همچون برگ‌های پراکنده در باد؟! آیا دلیل واضحتر از این می خواهید که جیش العدل با چه کفار و مرتدینی هم جبهه ای شده است؟

ای قوم اهل سنت بلوچ و ای مسلمین به صورت عام بیدار شوید: یا وحدت یا نابودی، یا بازگشت به اسلام و اتحاد بر علیه دشمنان مشترک یا ادامه‌ی ذلت، راه سومی وجود ندارد.

نقش آمریکا در فتنه‌سازی منطقه‌ای؛ آمریکا بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد

نقش آمریکا در فتنه‌سازی منطقه‌ای؛ آمریکا بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد

کاتب: محمد اسامه

در پاکستان گروههای مختلفی وجود دارند اما این گروهها به صورت عمده به دو دسته تقسیم شده اند:

  1. دسته ای اسلامگرا و سکولار که مخالف حاکمیت پاکستان هستند
  2. دسته ای دیگر که در زیر پرچم پاکستان و آمریکا بر علیه هند و ایران و افغانستان در حال فعالیتند

آمریکا با سناریو سازی های تکراری که در تمام سرزمینهای اسلامی تحت نفوذش انجام داده دست به تولید فتنه و بحران می زند تا نه تنها از دوستانش بلکه از دشمنانش نیز امتیاز بگیرد.

شما فقط به این فکر کنید زمانی که پاکستان و چین درخواست تروریستی بودن گروه سکولار و مرتد BLA در ایالت بلوچستان پاکستان را می دهند چرا آمریکا چنین درخواستی را وتو می کند؟ تا از پاکستان که آنرا دوست و متحد و زیر دست خودش می داند امتیاز بگیرد.

آمریکا از کانال دستهائی که در حاکمیت پاکستان دارد باز از کانال گروههائی چون لشکر طبیه برای کشمیر تحت اشغال هندوستان و از کانال گروههائی چون جیش العدل جدید و قدیم و انصارالفرقان و… برای ایران فتنه و بحران تولید می کند تا بتواند از ایران به عنوان دشمن اصلی خودش در منطقه امتیازی بگیرد.

این یک واقعیت است که واشنگتن هرگاه در مهار واقعیت‌ها ناتوان می‌شود، بحران‌سازی نیابتی را فعال می‌کند: تهدید، ناامنیِ کنترل‌شده و جنگ روانی.

در این میان، مومنین اهل دعوت و جهاد و دارالاسلامهای ا.ا.اسلامی افغانستان و ایران با شناخت این الگو، باید برای هر سناریوی فشارِ طراحی‌شده در اتاق‌های فکر آمریکا و اجراشده توسط مزدوران منطقه‌ای هوشیار باشند. تجربهٔ دهه‌ها مداخله نشان داده است که آمریکا از «مبارزه با تروریسم» به‌عنوان برچسب سیاسی استفاده می‌کند؛ هدف، مهار استقلال تصمیم و کشاندن بازیگران به پیمان‌های امنیتیِ مطلوب غرب است.

اسم عوض کردن جیش العدل به «جبهه ی مبارزین آمریکائی – پاکستانی» هم نه بحران مشروعیت آن در میان اهل سنت و جماعت بلوچستان و ایران را حل می‌کند و نه جلوی فرسایش ساختار وابسته را می‌گیرد. تاریخ منطقه گواه است:

اتکا به واشنگتن سقوط مزدوران را متوقف نمی‌کند؛ فقط زمان می‌خرد و هزینه را بر دوش ملت‌ها می‌اندازد. آمریکا هرگاه منافعش ایجاب کند، همان متحدان دیروز را قربانی می‌کند.

این روش و سنت آمریکاست که بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد، برچسب امنیتی می‌زند تا استقلال را محدود کند و نیابتی می‌فرستد تا مسئولیت را پنهان کند.

در برابر این راهبرد، مومنین اهل دعوت و جهاد و آگاهان به توطئه های آمریکا در منطقه و بخصوص در میان بلوچها که گروههای نیابتی آمریکا در آن فعال هستند لازم است بر پایبندی بر منهج صحیح اهل سنت و جماعت، انسجام داخلی، استقلال سیاسی و هوشیاری در برابر فشار نرم و سخت آمریکا و مزدورانش ایستادگی کنند و هوشیاری خود را حفظ کنند.

و حقیقتی که بارها تکرار شده، دوباره تکرار خواهد شد:

ملت‌های مستقل با تهدید نمی‌شکنند و با معامله از مسیر خود منحرف نمی‌شوند.