آمادگی دارالاسلام  ا.ا. افغانستان در برابر توطئه‌ها؛ دیدارهای واشنگتن مانع سقوط مزدوران نمی‌شود

آمادگی دارالاسلام  ا.ا. افغانستان در برابر توطئه‌ها؛ دیدارهای واشنگتن مانع سقوط مزدوران نمی‌شود

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حملهٔ دیروز به یکی از مراکز ارتش پاکستان در وزیرستان و هم‌زمانی آن با سفر عاصم منیر به ایالات متحده، بار دیگر پرده از بحران امنیتی–سیاسی مزمن در ساختار حاکمیتی پاکستان برداشت. این رخدادها نشان می‌دهد که ناامنی داخلی و ماجراجویی‌های بیرونی، دو روی یک سکه‌اند که سال‌هاست سیاست‌های وابسته را به بن‌بست کشانده‌اند.

در چنین فضایی، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با درک واقع‌بینانه از محیط پیرامونی، اعلام می‌کند که برای هرگونه سناریوی فشار، فتنه‌سازی و توطئهٔ طراحی‌شده از سوی آمریکا و مزدورانش هوشیار و آماده است. این آمادگی، برآمده از تجربه، انسجام داخلی و استقلال تصمیم‌گیری است؛ نه هیاهوی رسانه‌ای.

دیدار و رفت‌وآمد مقامات وابستهٔ پاکستان با چهره‌هایی چون ترامپِ جنایتکار، نه بحران مشروعیت را درمان می‌کند و نه جلوی فرسایش ساختار وابسته را می‌گیرد. تاریخ منطقه بارها نشان داده است که تکیه بر کاخ سفید، سقوط مزدوران را به تعویق نمی‌اندازد؛ فقط هزینه‌ها را برای ملت‌ها سنگین‌تر می‌کند.

همه باید بدانند که فشار بیرونی جای ثبات را نمی‌گیرد و اتکا به بیگانه، امنیت پایدار نمی‌سازد و فتنه‌سازی علیه همسایه، ناامنی را به خانهٔ خود بازمی‌گرداند.

و در برابر این واقعیت‌ها، دارالاسلام بر استقلال، هوشیاری و صیانت از منافع مشروع خود ایستاده است.

ان‌شاءالله، آینده از آنِ جریان‌های شریعت‌گرا و مستقل است؛ جریانی که بر آمریکا (به عنوان سر افعی) و مزدوران آمریکا تمرکز کرده است ونه با تهدید می‌شکند و نه با معامله از مسیر خود منحرف می‌شود.

ژنرالان پاکستانی که به اخور آمریکا بسته‌اند و خودشان هم در میان بلوچهای ایرانی مزدور پرورند

ژنرالان پاکستانی که به اخور آمریکا بسته‌اند و خودشان هم در میان بلوچهای ایرانی مزدور پرورند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

این اصلاً قابل تصور نیست که کسی خیال کند حکومتهای دست نشانده ی پاکستان و عربستان سعودی که ارباب مشترک آنها آمریکاست در برابر دشمنان آمریکا چون ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و القاعده و سایر گروههای جهادی ضد آمریکائی موضع یکسانی نداشته باشند.

چند سال پیش به صورت اتفاقی از شبکه العربیه وابسته به آل سعود گزارشی مفصل از پایگاههای حزب کمونیستی کومله کُردستان ایران و اهداف و جنگهای مسلحانه ی آنها بر علیه ایران دیدم، در کنار این باز همه می دیدیم که العربیه اولین شبکه ای بود که گزارش فعالیتهای جندالله وابسته به عبدالمالک ریگی را نشر می داد؛ یعنی باید فهمید اینها که خودشان سر در آخور آمریکا و تحت فرمان آمریکا هستند برایشان اصلاً فرقی ندارد از گروهی کمونیستی چون کومله ها بر علیه ایران حمایت کنند یا از گروهی شبه اسلامی چون جند الله ریگی.

به صورت مستقیم و در برخورد با امارت اسلامی افغانستان و حتی ایران هم گاه ادبیات آنها مشترک و ثابت است چنانچه 3 روز پیش فرمانده ارتش دارالکفر طاری پاکستان، عاصم منیر گفت: «طالبان افغانستان باید یا پاکستان را انتخاب کنند یا طالبان پاکستانی را»، یعنی بار دیگر همان حرفی را تکرار کرد که در هفتاد سال گذشته همهٔ مزدوران نظامی پاکستان از حلقوم بیگانگان خوانده‌اند.

اما تاریخ این صحنه را بارها دیده است، هر زمان که در کاخ سفید تازیانه ی فرمان حرکت می‌کند، در ریاض و راولپندی و اسلام آباد صدای پارس و فرمانبرداری اوج می‌گیرد.

این ژنرال‌ها هیچ‌گاه با ارادهٔ خود سخن نگفته‌اند، هر بار که آمریکا دانه‌ای تازه در اخورشان می‌ریزد، از شدت وجد و خوشی عربده می‌کشند و نقاب استقلال از چهره می‌افتد.

ارتشی که خود از ضربه ی یک گروه داخلی در لرزه می‌افتد، اما می‌خواهد برای ملت مجاهد افغانستان خط تعیین کند؟

کدام عزت؟ کدام غیرت؟ کدام استقلال؟

ملت افغانستان با دو قرن تجربه ی استعمار، خوب می‌فهمد صدای اصلی از واشنگتن می‌آید، نه از دهان ژنرال‌های گوش به فرمان مزدور.

اهل سنت و جماعت بلوچستان هم هر گاه سخنان تحریک آمیز گروههایی چون جیش العدل سابق و جدید را شنید بداند که در حال شنیدن ترجمه ی بلوچی فرمانی است که از آمریکا صادر شده و حاکمیت دست نشانده ی پاکستان آنرا به این گروهها رسانده است.

اهل سنت و جماعهت بلوچستان همچون اهل سنت و جماعت افغانستان بر سر اسلامیّت خود معامله نمی‌کند و هم اکنون که جیش العدل نقاب عوض کرده و به جبهه ی مرتدین سکولار ایرانی ملحق شده اهل سنت و جماعت بلوچستان هیچ گاه هم صف با کفار و مزدوران محلی آمریکا وغرب نمی شوند .

تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد: آنانی که برای آمریکا شمشیر زدند، با همان شمشیر ذلیل شدند.

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

کاتب: براهندک بلوچ

جیش العدل جدید که در تنگناه مشروعیت بر اساس فقه امام ابوحنیفه مواجه شده بود و بر اساس فقه مذاهب چهارگانه ی اهل سنت و جماعت نمی توانست «قتال الفتنه»ی خودش را در لباس جهاد فی سبیل الله توجیه کند، و علاوه بر آن، در بیخ گوش پایگاه نظامی آمریکا در ایالت بلوچستان پاکستان سکونت دارد و برای همه واضح و روشن است که آمریکا با چه گروههای مسلحی از در سازش و مدارا وارد می شود و از این جنبه هم وابستگی جیش العدل به آمریکا برای همه روشن شده بود، به همین دلیل لباس سنتی خودش را که دارای ادبیاتی شبه جهادی و شبه اسلامی بود درآورد و با لباس جدیدی به همراه چند گروه فسیل شده ی مجازی تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» اعلام موجودیت کرد.

جیش العدل در این لباس جدیدش خود را بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد مخالف ایران می داند که حاضر است با نادیده گرفتن مسائل عقیدتی و منهجی و سیاسی و غیره با همه ی کفار و مرتدین متحد شود، اما این رویه ی شبه سکولاریستی نیز نمی تواند او را از تنگای مشروعیت نزد بلوچها نشان دهد.

جیش العدل تا کنون نه همچون جماعتی جهادی و شریعت گرای اهل سنت و جماعت عمل کرده است و نه مثل سکولاریستهای مرتدی چون سرخوش و حبیب خود را یک ناسیونالیست سکولار خالص معرفی کرده است بلکه همیشه بین حق و باطل در حرکت بوده و بدون شک حرکت بین حق و باطل اعتدال نیست بلکه عین نفاق است که الله جل جلاله در موردشان می فرماید:

مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا (نساء/143) ‏در این میان سرگشته و متردّدند.  ( گاهی به سوی دین می‌روند و گاهی به سوی کفر می‌دوند. زمانی خویشتن را در صف مؤمنان، و زمانی در صف کافران جای می‌دهند! امّا در حقیقت) نه با اینان و نه با آنان هستند (و گمراه و حیرانند) و هر که را خداوند (بر اثر اعمال زشت و ناپسندش) سرگشته و گمراه کند، راهی برای او (به سوی سعادت و هدایت) نخواهی یافت.‏[تفسیر نور خرمدل رحمه الله]

بر این اساس جیش العدل را نه مومنین اهل دعوت و جهاد قبول داشته اند نه سکولاریستهای مرتد و تنها به عنوان یک ابزار توسط آمریکا و شرکای آمریکا از کانال حکومت مزدور و دست نشانده ی پاکستان، جهت امتیاز گیری از ایران مورد استفاده قرار گرفته و بعد از استفاده نیز یا موقتا نادیده گگرفته شده و دور ریخته شده است و یا حتی به صورت موقت نیز توسط پاکستان مورد معامله ی با ایران قرار گرفته است.

این بی اعتباری نزد مومنین اهل دعوت و جهاد و کفار سکولار خارجی و محلی را هم جیش العدل جدید و قدیم می داند و هم مومنین و هم کفار آشکار و محارب اشغالگر خارجی چون آمریکا و هم رژیمهای دست نشانده ای چون آل سعود و پاکستان که اخیراً با هم بر علیه ایران پیمان امنیتی بسته اند.

با این وجود جیش العدل در لباس جدید«جبهه ی مبارزین آمریکائی- پاکستانی» اگر نمی توانند با شعارهای اسلامی و جهادی مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد را به سوی خود بکشانند، و همچنین قادر نیستند با شعارهای سکولاریستی خالص برای خود نیرو جذب کنند در اقدامی تکراری که توسط تمام گروههای به بن رسیده چون دارودسته ی رجوی و کومله ها و دمکراتهای کُردستان ایران و گروههای قومیتی اهواز و… سعی دارند با نصب چند پرچم در چند نقطه ی مختلف نشان دهند که پایگاه مردمی دارند و به اصطلاح مردمی هستند.

پایگاه مردمی را امثال حماس و جهاد اسلامی و جبهه یمقاومت اسلامی دارد که مسلمین موجود در جبهه ی مقاومت، خود و تمام آنچه داشتند را در راه جهادی که حماس و جهاد اسلامی و جبهه ی مقاومت اسلامی بر علیه آمریکا و صهیونیستها شروع کرده بودند فدا کردند و در نهایت هم به پیروزی رسیدند نه یک مشت مزدور آمریکا که یک نفر می تواند از زاهدان تا چابهار را در عرض کمتر از 24 ساعت با ماشین شخصی خودش طی کند و سر راهی به هر کوچه و درب خاک متروکه و سطل آشغال و تیر برقی که رسید پرچمی بچسباند و بعد با دغل بازی بگوید:” برافراشته شدن پرچم جبهه مبارزین مردمی پس از فراخوان فعالیت مدنی”.

این عوام فریبی و بازی را تمام به بن بست رسیده ها انجام داده اند و جیش العدل هم که از اهل سنت و جماعت بلوچستان و مومنین اهل دعوت و جهاد ناامید شده به جای ملحق کردن خود به گروههای سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی و جبهه ی تحت پرچم آمریکا، بهتر است توبه کند و به دامان اهل سنت و جماعت  برگردد و اگر خواهان امر به معروف و نهی از منکر است آنرا بر اساس منهج اهل سنت و جماعت انجام دهد.

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

تمام گروههایی که زیر پرچم آمریکا و مزدوران آمریکا بر علیه دشمنان آمریکا و غرب در حال جنگ هستند روزی که وقت مناسبش برسد باید موضع خود را آشکار کنند و رسماً تحت پرچم آمریکا و شرکای آمریکا در بیایند.

جولانی در سوریه با تفکرات سلفیت و جهادی به سبک داعش شروع کرد و به تدریج به القاعده پیوست و به آنهم خیانت کرد  تا اینکه با کمک همین جهادی های فریب خورده که وعده ی حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و … را به آنها داده بود آنها را فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها خرج کرد و به حاکمیت رسید اما نه حاکمیت اسلامی برقرار شد نه شرع الله تطبیق شد بلکه رسماً و آشکارا با شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا در آمد و سوریه را نیز به میدان بازی صهیونیستها و ترکیه و آمریکا و شرکایش تبدیل کرده است.

در این سو و در پاکستان نیز لشکر طبیه که تحت سرپرستی حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان سالهاست با شعارهای اسلامی و با نام دفاع از مردم کشمیر اشغال شده ی تحت سلطه ی هند می جنگد امروزه مجبور شده است آشکارا موضع خود را بیان کند .

قاری یعقوب شیخ، یکی از رهبران ارشد گروه لشکر طیبه و از نزدیکان حافظ سعید، بنیانگذار این گروه در ویدئویی ابتدا انتصاب عاصم منیر را به عنوان رئیس نیروهای دفاعی پاکستان تبریک گفته و سپس به امارت اسلامی افغانستان هشدار می‌دهد که فعالیت‌های ضد پاکستانی را از خاک افغانستان متوقف کنند و از کابل ‌می‌خواهد به اسلام‌آباد تعهد بدهد که حتی یک گلوله از خاک افغانستان به سمت پاکستان شلیک نخواهد شدو با تهدید گفت اگر این اطمینان را ندهید بدانید که برای دفاع از پاکستان قاطعانه در کنار ارتش ایستاده‌ایم[آماده مقابله با افغانستان هستیم].

جیش العدل هم با هر نقابی خودش را نشان دهد از این قاعده مستثنی نیست و روزی باید رسماً اعلام کند هر کسی بر علیه آمریکا و صهیونیستها و حکومت پاکستان باشد باید حساب پس بدهد و…

جیش العدل که در نقاب و لباس جدید «جبهه ی مبارزین مردمی» خودش را نشان داده و حتی اصطلاحات اسلامی و شعار الله اکبر را نیز از پرچم خود برداشته دیگر فرقی با کسانی از اپوزیسیون مخالف ایران چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و … که خواهان اتحاد با آنهاست ندارد و روزش برسد آنها را چون باند جولانی و لکشر طیبه در کنار ارتش کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی خواهید دید.

این است ثمره ی قتال فی سبیل آمریکا و شرکای آمریکا.

اسلامِ آمریکایی جیش العدل جدید و قدیم؛ دجّالِ عصر کنونی بلوچها

اسلامِ آمریکایی جیش العدل جدید و قدیم؛ دجّالِ عصر کنونی بلوچها

کاتب: محمد اسامه

جیش العدل که با نام و لباس جدید «جبهه مبارزین مردمی» آخرین ته مانده های ظاهری اسلامی را نیز از خودش دور کرد و بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شد که خواهان حاکمیتی سکولار و ارتدادی برای ایران است باز به دلیل پایبندی بلوچهای حنفی مذهب به اسلام و شعارهای اسلامی هنوز در بسیاری از رسانه هایش از عبارات و اصطلاحات اسلامی استفاده می کند.

در اینجا این خیانتِ تاریخی دین‌فروشان در لباس دیانت که توسط جیش العدل و در میان بلوچها دوباره سربرآورده مهم نیست با چه عبارات و اصطلاحاتی کار خود را به پیش می برد مهم این است که خروجی و نتیجه و هدف نهائی آن به نفع کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی تمام می شود.

بله، درست متوجه شده اید، در امروز و در یک‌دو قرن اخیر، امت اسلامی گرفتار پدیده‌ای خطرناک و فریبنده شده است؛ پدیده‌ای که نه با شمشیر، بلکه با تحریفمفاهیم و اصطلاحات دین به  دین و مسلمین ضربه می‌زند؛ نه با اعلان کفر، بلکه با نام اسلام. این پدیده همان است که علمائی چون سید قطب رحمه الله از آن به «اسلام آمریکایی» یاد کرده‌اند؛ و امروزه تحت عنوان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» از آن یاد می شود؛ اسلامی که در ظاهر آیات و احادیث را بر زبان دارد، اما در باطن، مطیع سیاست‌های آمریکا، صهیونیسم و نظام سکولار جهانی است و خروجی تمام فعالیتهایش نیز به نفع آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار اشغالگر جهانی و مرتدین محلی تمام می شود.

البته این برای مومنین تازگی ندارد بلکه در طول تاریخ اسلام، همواره در کنار دشمنان آشکار، گروهی خطرناک‌تر حضور داشته‌اند: خائنان داخلی که تحت عنوان دارودسته ی منافقین از آنها یاد می شود و الله جل جلاله از آنها تحت عنوان «دشمن» از آنها نا می برد و می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/4) اینان دشمن به شمار می روند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] برگردانده می‌شوند ( و منحرف می‌گردند ؟ ! ) .‏

سامری یکی از همینها بود که با نام دین، قوم تازه نجات یافته ی موسی را به گوساله‌پرستی کشاند، پولس و احبار درباری میان مسیحیت بودند که دین را ابزار دست حکام و به بردگی کشاندن مردم کردند و در تاریخ اسلام نیز افرادی چون عبدالله ابن ابی و عبدالله بن سباء زیاد بوده اند که با سوء استفاده از احساسات مومنین و با بازی با مفاهیم شرعی و آیات و احادیث و فقه اسلامی فتنه هائی چون فتنه زمان عثمان و علی رضی الله عنهما برای مسلمین درست کنند.

قبلا در میان بلوچها دجالانی پیدا شدند و فرقه ای چون «ذکری» ها را با کتاب و برنامه ای جدید به جای شریعت الله به وجود آوردند به نحوی که کلاً از اسلام بریده شدند و امروز و امروز، همین جریان با نامی نو تحت عنوان حاکمیت سکولار و سکولاریسم اما با ماهیتی کهنه بازگشته توسط گروههایی چون جیش العدل به میان بلوچها است همچنانکه در میان تمام قومیتهای مسلمان این موجودات وجود داشته و دارند.

پس این دجّالِ سکولار و هم جبهه ی با مرتدین سکولار ایرانی با چهره ی مذهبی در میان بلوچها ظاهر شده است و نباید تصور کرد  این دجّالِ عصر ما شاخ و چشم عجیب دارد؛ بلکه عمامه بر سر دارد، تسبیح در دست، و واژه‌های «عدالت» و «میانه روی»، «همزیستی»، «سازش» و «مصلحت» و… بر زبان دارد.

می بینیم اگر امثال سرخوش و حبیب سربازی به صراحت سکولاریسم و ارتداد خود را اعلام می کنند اما امثال جیش العدل با لباسی جدید در لباس مُلا، مولوی، آخوند، شیخ ظاهر می‌شود،اما مأموریتش یکی است و آنهم تضعیف ایمان مسلمانان و عادی‌سازی کفر سکولاریسم و سازش با آمریکا و سیاست‌هایش و خدمت به پروژه های آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها در منطقه و خرج کردن بلوچهای اهل سنت در این راه.

بدون شک خطر این خیانت جیش العدل در لباس جدید و قدیمش از کفر آشکار امثال سرخوش و سربازی و سایر کفار آشکار خطرناک‌تر است، چون ایمان مومنین را از درون تهی می‌کند و حق را با باطل می‌آمیزد و بلوچهای اهل سنت و جماعت را بی‌سلاحِ عقیده رها می‌سازد.

آیا این همان دجّال معاصر برای بلوچهای اهل سنت نیست؟  چرا هست؛ آنهم در نه در قالب یک فرد، بلکه در قالب یک جریان جهانی تحت عنوان اسلام آمریکائی – صهیونی جدید که مأمور شده تا امت اسلامی را پیش از نبرد، از درون تسلیم کند.

 پس همیشه به یاد داشته باشیم که حق و اهل سنت و جماعت با شعار و ریش و عمامه سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با موضع و جبهه و ایستگاهی که در آن قرار گرفته است سنجیده می‌شود.

هم اکنون جیش العدل با لباس جدیدش در جبهه ی مرتدین سکولار ایرانی و ارباب همه ی آنها یعنی آمریکا قرار گرفته است. پس فریب نخورید.

عزّت اسلام در سایه ی وحدت و مجاهدت مخلصان؛ جیش العدل با نقاب جدید دنبال چیست؟

عزّت اسلام در سایه ی وحدت و مجاهدت مخلصان؛ جیش العدل با نقاب جدید دنبال چیست؟

کاتب: محمد اسامه

روزگاری نه‌چندان دور، امت اسلامی بر قلّه‌های عزّت و اقتدار ایستاده بود؛ روزگاری که نام اسلام در سراسر جهان هیبت می‌آفرید، و پرچم توحید بر سرزمین‌های پهناور از اندلس تا خراسان در اهتزاز بود. این عظمت نه از زر و زیور دنیا، بلکه از وحدت دل‌ها، اخلاص مجاهدان، و یکپارچگی امت سرچشمه می‌گرفت.

در آن دوران، مسلمانان یک تن واحد بودند؛ درد یکی، درد همه بود. مجاهدانِ مخلص، از بدر و احد تا یرموک و قادسیه، از حطین تا عین‌جالوت، با ایمان راسخ و قلبی استوار در برابر طاغوت‌ها و امپراتوری‌های ستمگر ایستادند و تاریخ را ورق زدند. آن‌گاه که پرچم اسلام در دست مردانی بود که دنیا را به پای ایمان قربانی می‌کردند، نه ایمان را به پای دنیا، خداوند نیز نصرت و پیروزی را برای آنان مقدّر می‌فرمود.

اما وقتی دست‌های استعمار، با پیمان‌های شومی چون سایکس–پیکو، پیکر امت را تکه‌تکه کرد و مفهوم دروغین «ملیت» را جایگزین اخوت اسلامی ساخت، همان زنجیر پولادینی که مسلمانان را به هم پیوند می‌داد، گسسته شد. از آن به بعد، بتِ «وحدت ملی» بر جای وحدت امت نشست و بسیاری از مسلمانان را از مبارزهٔ مشترک، اخوت ایمانی، و هدف بزرگِ آزادسازی امت دور ساخت.

تاریخ گواه روشن است: هر جا وحدت اسلامی و اخلاص مجاهدان بود، اسلام عزت و اقتدار داشت؛و هر جا تفرقه و بت‌سازی از مرز و ملیت پدید آمد، ضعف و شکست سایه افکند.

امروز نیز بازگشت عزت اسلام در گرو همان سه رکن است:وحدت امت، اخلاص در ایمان، و مجاهدت صادقانه در راه حق.

بی‌آن‌که این سه بازگردند، هیبت نخستینِ اسلام باز نخواهد گشت.

سوال اساسی از قوم مسلمان بلوچ این است:

آیا جیش العدل با نقاب جدید«جبهه مبارزین مردمی» که با گروههای مرتد سکولار داخل ایران همسو شده است از اخلاص در ایمان برخوردار است؟ در راه شریعت الله مجاهدت صادقانه می کند؟ دنبال وحدت امت اسلامی است؟

یا برعکس؟

بدون شک با همسو شدن با احزاب سکولار و مرتد داخل ایران تنها از مسیری در حال حرکت است که به این سه رکن ضربه بزند. 

افولِ  آمریکا و هشدار به مزدوران محلی چون جیش العدل با نقاب جدید در میان بلوچها

افولِ  آمریکا و هشدار به مزدوران محلی چون جیش العدل با نقاب جدید در میان بلوچها

کاتب: خالد سیف الله المسلول

با آنکه جیش العدل در پوست اندازی جدیدش سعی دارد خود را از آن حالت سنتی و محلی که در میان بلوچها داشت و خودش را گروهی اسلامگرا و مختص به بلوچها نشان می داد به گروهی سازشکار با تمام احزاب سکولار و مرتد ایرانی و همسو با اپوزیسیون ایرانی و برای کل ایران معرفی کند با این وجود در هر دو حالت به صورت آزادانه و در پاکستان و در زیر سایه ی آمریکا و حکومت دست نشانده ی آمریکا فعالیتهای خود را سازماندهی کرده است.

اینها همچون مرتدین میان شیعه مثل دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و احزاب مرتد میان کُردها چون  کومله ها و دمکراتها به قدرت آمریکا و وعده های رژیم اشغالگر صهیونیستی دل بسته اند.

به عنوان بخشی از اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت و جماعت ایران به همه ی اینها می گوئیم:  ای کسانی که هنوز به هیبت آمریکا دل بسته‌اید؛ افول این طاغوت آشکار شده است. شاخش شکسته و ضربه ی کاری خورده است. آنچه امروز دیده می‌شود، نه نشانه ی قدرت، بلکه جنب‌وجوشِ از سرِ ضعف است؛ تقلای کسی که می‌خواهد وانمود کند هنوز ایستاده است.

آمریکا ضربه را از مجاهدان و مبارزان اسلامی می‌خورد؛ از همان نیرویی که سال‌هاست معادلاتش را درهم زده است. اما چون توانِ رویارویی مستقیم ندارد، شکست خود را پشتِ مزدوران محلی در سرزمین‌های اسلامی پنهان می‌کند و آنان را به عربده‌کشی می‌فرستد تا چهره ی فروریختهٔ قدرتش را ترمیم کند.

این پیام، هشداری روشن است به همه ی خائنان، مرتدان فکری و سکولارزده‌هایی که به طاغوت اصلی تکیه کرده‌اند:

سرانجامِ وابستگی، ذلت و سقوط است. همان‌گونه که دیگر مزدوران آمریکا در منطقه یکی پس از دیگری به شکست و رسوایی کشیده شدند، هر که این مسیر را ادامه دهد، به همان فرجام تاریخی دچار خواهد شد- به اذن خدا.

هنوز فرصت باقی است. بازگشت از وابستگی، قطع پیوند با طاغوت و ایستادن در صف امت، تنها راه نجات از آینده‌ای سخت است. تاریخ منتظر کسی نمی‌ماند و شریعت با تلبیس کنار نمی‌آید.

بیدار شوید، پیش از آن‌که دیر شود.

مولوی عبدالحمید گرامی:  تدرّج؛ نه نسبی‌سازی شریعت

مولوی عبدالحمید گرامی:  تدرّج؛ نه نسبی‌سازی شریعت

کاتب: ابراهیم یعقوبی

مولوی عبدالحمید مدتهاست در مورد تغییر قانون اساسی ایران که بر اساس مذهب تشیع تدوین شده است صحبت می کند اما حتی یکبار نگفته است که این قانون مثلاً بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمه الله تغییر کند یا کدام یک از مذاهب اسلامی؟

اما در عوض تماماً سخنش بر این است که قانون باید بر اساس رضایت مردم و شرایط روز تدوین شود.

خوب، این دقیقاً سخن سکولاریستهاست که سالها با این ادبیات و تبلیغ آشنا هستیم.

مولوی در این راستا به مساله ی تدرج اشاره کرد و نماز را مثال آورد . باید گفت که مثال نزول تدریجی قرآن یا فرض شدن تدریجی نماز و روزه مربوط به دوران تأسیس شریعت است نه مجوزی برای تغییر احکام بعد از استقرار دین.

اهل سنت و جماعت اجماع دارند که «لا اجتهاد مع النص» وقتی نص قطعی وجود دارد، اجتهاد وجود ندارد، و کسی که بگوید فلان نص از کلام الله و رسولش صلی الله علیه وسلم با روح زمانه سازگار نیست سخن باطل و بیهوده ای گفته که خطر ارتدادش از اسلام وجود دارد.

در این صورت نصوص «شرایط‌محور» نسیتند که متناسب با شرایط عوض شوند یا کنار زده شوند بلکه جامعه باید با محوریت نصوص شرعی تغییر کند و اسلام برای همین آمده است که جامعه را تغییر دهند نه اینکه مثل نصرانیت و… متناسب با شرایط جامعه تغییر  کند و تحریف شود.

وقتی مولوی به صورت کلی می گوید: «قوانین باید بر اساس شرایط و رضایت مردم تغییر کنند» باید گفت این سخن باطل و خطرناکی است که می خواهد احکام و حدود شرعی و نظام ارزشی جامعه تابع هوا و هوس و خواست مردم شود و این این همان دروازه‌ای است که در غرب به حذف دین از قانون انجامید.

در این صورت تدرج به معنی مرحله به مرحله نازل شدن قوانین شریعت الله و رعایت اولویتهای شریعت الله در جامعه است نه نسبی سازی شریعت الله.

نکته ی دیگر سخنان مولوی به جوان گرائی در جامعه اشاره داشت؛ در این زمینه هم باید گفت که جوان گرائی واقعیتی در شریعت الله است که رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز الگوی آن بوده است و نمونه ی فرمانده شدن اسامه بن زید رضی الله عنه برای خاص و عام آشکار است، با این وجود جوان‌گرایی، با معیار تقوا و امانت داری و تخصص « إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ »(قصص/ 26)؛ نه با حذف معیار تقوا، نه صرفاً بر اساس سن و سهل انکاری سیاسی.

جوانِ بی‌ریشه ی عقیدتی و فکری اسلامی، بسیار خطرناک‌تر از پیرِ معتقد به مبانی اسلامی اما فاسق است.

پس تعمیم تدرّج تشریع به تغییر احکام توسط مولوی عبدالحمید، القای نسبی بودن شریعت و همسو شدن ناخواسته با گفتمان سکولاریستی دارودسته ی منافقین در میان مسلمین است.

این‌ها لغزش‌های جدی فکری هستند. اسلام، دینِ رحمت است اما رحمتِ منضبط با وحی، نه مطابق میل دسته های از مردم زمانه.

حق گوئی مولوی عبدالحمید در بیان مشکلات اقتصادی، نردبانی برای تغییر قوانین اسلامی به قوانین کفری سکولاریستی

حق گوئی مولوی عبدالحمید در بیان مشکلات اقتصادی، نردبانی برای تغییر قوانین اسلامی به قوانین کفری سکولاریستی

کاتب: محمد اسامه

کسی نمی تواند انکار کند که جامعه ی ایران مثل تمام جوامع دیگر دارای مشکلات خاص اقتصادی و اجتماعی و امنیتی و فرهنگی و حتی هویتی و فکری خاص خودش است و توصیف وضعیت معیشتی مردم به‌عنوان «یک مشکل که باید رفع شود» سخنی واقعی است.

در امور کلان، اسلام، حاکمان را مسئول مستقیم تأمین عدالت اقتصادی می‌داند اما این عدالت هم باید بر اساس قوانین شریعت الله تعریف شود.

به عنوان مثل در میان سکولاریستها عده ای وجود دارند که بر این باورند عدالت اقتصادی تنها از کانال کمونیسم اجرا می شود و دسته ای هم هستند که عدالت اقتصادی را در سرمایه داری و کاپیتالیسم می بینند و دسته هائی هم هستند که سوسیال دموکراسی را بهترین گزینه می دانند؛ به همین شکل می بینیم که از نگاه عقاید مختلف تعاریف مختلفی از عدالت اقتصادی و بسیاری دیگر از مفاهیم و اصطلاحات مثل آزادی و حقوق فردی و تروریسم و… وجود دارد.

در جامعه ی اسلامی کسی که ادعای عدالت اقتصادی دارد لازم است بر اساس مبانی و قوانین شریعت الله ابتدا بگوید عدالت اقتصادی در اسلام اینگونه است، و در وضع موجود هم این مشکلات مشخص وجود دارند، و راهکار اصلاح هم این است. یعنی هم نقد شده و هم راهکار نشان داده شده است.

اینکه مولوی عبدالحمید تنها گلایه و نقد و کلی گوئی می کند و بعد می گوید قوانین باید بر اساس رضایت مردم عوض شوند این نه تنها هنر نیست بلکه نوعی زمینه سازی برای گرایش مردم به قوانین سکولاریستی و عوض کردن قوانین شرعی در جامعه نیز هست.

یک کائیتالیست غربی یا یک کمونیست و سوسیالیست برای تغییر مشکلات اقتصادی هرگز نمی گوید ببینیم مردم چه قانونی را می خواهند بلکه می گوید باید این وضع بر اساس قوانین اقتصادی خودم که به آن اعتقاد دارم عوض شود.

اینکه مولوی عبدالحمید مساله نازل شدن تدریجی نماز و سایر احکام را بهانه ای برای این قرار می دهد که اگر مردم راضی نبودند قوانین باید کنار گذاشته شوند و قوانین جدیدی درست کرد یک خطر عقیدتی بزرگ و یک انحراف خطرناک است.

قوانین شریعت الله ثابت هستند و اجتهادات متغیر و تغییر احکام و تغییرشریعت «متناسب با زمان» دقیقاً به معنای سکولار کردن جامعه است.

الله جل جلاله می فرماید: وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ (مائده/49) ‏و (به تو ای پیغمبر فرمان می‌دهیم به این که) در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است، و از امیال و آرزوهای ایشان پیروی مکن، و از آنان برحذر باش که (با کذب و حق‌پوشی و خیانت و غرض‌ورزی) تو را از برخی چیزهائی که خدا بر تو نازل کرده است به دور و منحرف نکنند (و احکامی را پایمال هوی و هوس باطل خود نسازند) . پس اگر (از حکم خدا رویگردان شدند و به قانون خدا ) پشت کردند، بدان که خدا می‌خواهد به سبب پاره‌ای از گناهانشان ایشان را دچار بلا و مصیبت سازد (و به عذاب دنیوی ، پیش از عذاب اخروی گرفتار کند) . بیگمان بسیاری از مردم (از احکام شریعت) سرپیچی و تمرّد می‌کنند (و از حدود قوانین الهی تخطّی می‌نمایند) .‏

در این صورت نه مولوی عبدالحمید نه هیج بشری حق ندارد سخن از کنار زدن قوانین شریعت الله به بهانه ی اینکه دسته هائی از مردم به آن راضی هستند یا نیستند داشته باشد.

گروههایی چون جیش العدل با هر نقابی، جز ابزار اجرای سیاست‌های کفر جهانی نیستند

گروههایی چون جیش العدل با هر نقابی، جز ابزار اجرای سیاست‌های کفر جهانی نیستند

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

وجود گروههای مسلحی چون جیش العدل (با نقاب جدید جبهه ی مبارزین مردمی) و انصارالفرقان و غیره در خاک پاکستان و حتی منازل مسکونی خانواده های آنها در پنجگور پاکستان و پایگاههای آنها برای مردم عادی بلوچ ایرانی هم که به صورت گذری وارد ایالت بلوچستان پاکستان می شوند آشکار و معلوم هستند چه رسد به کشورهای ایران و آمریکا و غیره، اما نکته ی جالب اینجاست هر وقت این گروهها در ایران عملیاتی انجام می دهند و ایران اعتراض می کند، دولت پاکستان فوراً وجود این گروهها در خاک خودش را انکار می کند!

یعنی دروغ گفتن برای این دست نشانده ها به سادگی به جای حق و راست گفتن به خورد رسانه ها داده می شود.

چند روز پیش هم وزیر دفاع دارالکفر طاری پاکستان با وقاحت می‌گوید: «حملات دو روز پیش که ۱۰ کودک و زن بی‌گناه در افغانستان کشته شدند، کار ما نبود»، این انسان مرتد و مزدور باید حقیقت را چنین اعتراف می‌کرد: «این حملات را ارباب ما، آمریکا، از پایگاه‌های خودش در سرزمین‌های ما انجام داد.»

زیرا این واقعیت است که آمریکا همیشه از همان پایگاه‌هایی که توسط مزدوران محلی محافظت می‌شود، برای کشتار مسلمانان و سرکوب مجاهدین شریعت‌گرا استفاده می‌کند. مزدوران محلی فقط نقش پوشش، توجیه و خدمت‌گذاری را دارند.

آیا فراموش کرده‌ایم؟

در همین دارالاسلام افغانستانِ  در زمان دمکراسی مرتدین ومزدوران محلی کرزی و غنی، همه به چشم خویش دیدیم که آمریکا از بگرام، قندهار، شندند و ده‌ها پایگاه دیگر:

  • مراسم عروسی را بمباران می‌کرد
  • تشییع جنازه را هدف می‌گرفت
  • مدارس و مساجد را ویران می‌کرد
  • خانه‌های مردم را با خاک یکسان می‌نمود

این همان «آزادی» و «دموکراسی» آمریکایی بود!

امروز هم همان سیاست ادامه دارد؛ فقط چهرهٔ مزدوران عوض شده است، نه ماهیّت جنایتکار آمریکا.

سوریه؛ نمونهٔ آشکار سیاست آمریکاست، در شام هم آمریکا برای مزدور خود،احمدالشرع، همان نقش را ایفا می‌کند:

  •  هر مجاهدی که با جولانی مخالفت کند
  • هر گروهی که سازش را نپذیرد
  •  هر صدایی که به ظلم اعتراض کند

با طیاره‌های بی‌سرنشین و پهپادهای آمریکایی مورد هدف قرار می‌گیرد.

هدف روشن است:حفظ مزدور، حذف مجاهد، و تأمین منافع آمریکا.

این سیاست ثابت غرب و آمریکا است؛ گاهی مستقیم می‌زند، گاهی با دست مزدورانش چون جیش العدل برای ایران و کرزای برای افغانستان و جولانی برای سوریه و…، اما نتیجه یکی است: کشتار مؤمنان و حمایت از خیانت‌پیشه‌ها.

مومنین باید ماهیت دشمن را بشناسند: دشمن حقیقی که باید بر آن تمرکز کرد همواره پایگاه‌ها و منافع آمریکا در سراسر جهان است؛ و هر کس که برای آمریکا کار می‌کند، چه در پاکستان، چه در شام، چه با یونیفورم رسمی، چه با لباس جهادی‌نما مثل جیش العدل و انصارالفرقان و…، جز ابزار اجرای سیاست‌های کفر جهانی نیست.