هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

جهان امروز وارد مرحله‌ای خطرناک و بی‌سابقه شده است؛

مرحله‌ای که در آن، قانون، اخلاق، انسانیت و مرزهای بین‌المللی تنها ابزار تبلیغاتی قدرت‌های سلطه‌گر هستند، نه اصولی الزام‌آور.

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با صراحت هشدار می‌دهد که نظام جهانی کنونی به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که تنها منطق حاکم، منطق زور، فشار و تحمیل است.

  • افشای واقعیت نظم سکولار جهانی

امریکا، جهان غرب و صهیونیسم بین‌الملل:

▪️ قانون را فقط زمانی می‌پذیرند که در خدمت منافع‌شان باشد

▪️ از «حقوق بشر» برای توجیه تحریم، اشغال و تجاوز استفاده می‌کنند

▪️ دولت‌ها و ملت‌های مستقل را با تهدید، فشار اقتصادی و عملیات امنیتی هدف قرار می‌دهند

آن‌چه امروز در ونزوئلا رخ می‌دهد، نمونه‌ای روشن از این رویکرد تجاوزکارانه است؛ و فردا می‌تواند هر کشور مستقل دیگری هدف قرار گیرد.

  • پیام هشدار به ملت‌ها

تجربه‌ی تاریخ معاصر نشان داده است:

• ضعف، کشورها را قربانی می‌کند

• وابستگی، استقلال را می‌بلعد

• و اعتماد به وعده‌های قدرت‌های سلطه‌گر، خطای راهبردی است

در جهان سکولاری که قانون تابع قدرت شده، تنها ملت‌های آگاه، مستقل و متکی بر توان خود می‌توانند از عزت و موجودیت‌شان محافظت کنند.

  • مسئولیت ملت‌های آزاده

ملت‌ها باید:

 ▪️ فریب شعارهای بزک‌شده‌ی غرب سکولار را نخورند

▪️ استقلال سیاسی و اقتصادی خود را تقویت کنند

▪️ در برابر تحمیل و فشار، هوشیار و متحد باشند

زیرا در این جهان، آن‌که قدرت دفاع از خود را نداشته باشد، موضوع معامله قدرت‌ها می‌شود.

بدون شک این یک دعوت به جنگ نیست؛ این هشدار عقلانی به بیداری، خوداتکایی و ایستادگی سیاسی است.

جهان امروز، جهان ساده‌لوحی نیست. یا ملت‌ها واقعیت را می‌بینند و خود را آماده می‌کنند، یا قربانی نظمی سکولار می‌شوند که رحم نمی‌شناسد.

د امریکا، لوېدیځ او صهیونیزم د تجاوزاتو پر وړاندې د بیدارۍ خبرتیا

  د امریکا، لوېدیځ او صهیونیزم د تجاوزاتو پر وړاندې د بیدارۍ خبرتیا

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

نننی نړۍ یو خطرناک پړاو ته ننوتې ده؛

هغه پړاو چې پکې قانون، انسانیت، بشري حقونه او د هېوادونو سرحدونه یوازې تش شعارونه ګرځېدلي او د زورورو د ګټو لپاره کارېږي.

عبدالله عزام، د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان د اقتصادي مرستیال د دفتر رئیس، په خپل پیغام کې خبرداری ورکړی چې نړیوال نظام د قانون له چوکاټه وتلی او د ځنګل بڼه یې خپله کړې ده؛ داسې نظام چې یوازې د زور، فشار او تحمیل منطق پېژني.

  د اوسني نړیوال نظم رښتینی څېره

امریکا، لوېدیځ او نړیوال صهیونیزم: ▪️ قانون یوازې هغه وخت مني چې د دوی په ګټه وي

▪️ د «بشري حقونو» تر نوم لاندې تحریم، فشار او مداخله توجیه کوي

▪️ خپلواک ملتونه د سیاسي، اقتصادي او امنیتي فشار لاندې راولي

هغه څه چې نن په ونزویلا کې روان دي، د همدې تګلارې روښانه بېلګه ده؛ او سبا دا فشار هر خپلواک هېواد ته ورسېدای شي.

  ملتونو ته ښکاره پیغام

د معاصر تاریخ تجربه ښيي:

• کمزوري ملتونه قرباني کېږي

• اقتصادي او سیاسي وابستګي، خپلواکي له منځه وړي

• د زورورو په وعدو باور، ستراتیژیکه تېروتنه ده

په داسې نړۍ کې چې قانون د قدرت تابع شوی،

یوازې هغه ملتونه خوندي پاتې کېږي چې آګاه، خپلواک او پر خپل توان ولاړ وي.

  د آزادو ملتونو مسئولیت

ملتونه باید: ▪️ د لوېدیځ د ښکلو خو تشو شعارونو ښکار نه شي

▪️ خپل سیاسي او اقتصادي بنسټونه پیاوړي کړي

▪️ د فشار او تحمیل پر وړاندې متحد او هوښیار واوسي

ځکه په دې نړۍ کې،

هغه څوک چې د ځان د ساتنې توان ونه لري، د زورورو د معاملې موضوع ګرځي.

 پایله

دا د جګړې بلنه نه ده؛

دا د بیدارۍ، ځان‌بسیا کېدو او سیاسي هوښیارۍ غږ دی.

نننۍ نړۍ د ساده‌ګۍ نړۍ نه ده.

یا ملتونه حقیقت درک کوي او ځان پیاوړی کوي،

او یا د داسې نظام قرباني کېږي چې رحم نه پېژني.

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

کاتب: محمد اسامه

ونزوئلا کشوری است در شمال آمریکای جنوبی با پایتختی کاراکاس و جمعیتی حدود ۲۸ میلیون نفر. نظام سیاسی آن جمهوری سوسیالیستی است، دین غالب مردم مسیحیت و زبان رسمی‌شان اسپانیایی است. اقتصاد این کشور به‌شدت به نفت وابسته است و سال‌هاست که زیر فشار تحریم‌های سنگین آمریکا و هم‌پیمانانش قرار دارد؛ تحریم‌هایی که نتیجه‌اش تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول، کمبود کالاهای اساسی و مهاجرت میلیونی مردم بوده است.

آمریکا که همواره خود را مدافع «حقوق بشر» و «صلح جهانی» معرفی می‌کند، با ربودن مادورو که خیانتکاران داخلی او را تحویلش دادند بار دیگر نشان داد این شعارها چیزی جز نقاب فریبکارانه نیست و تنها از زبان زور و قانون جنگل تبعیت می کند.

البته تاریخ معاصر به‌روشنی گواهی می‌دهد که آمریکا هرگاه منافعش اقتضا کند، با بهانه‌های تکراری به کشورهای مستقل به‌ویژه کشورهای نفت‌خیز و دارای منابع معدنی یورش برده است مثلا:

  •  در ونزوئلا با ادعای مبارزه با مواد مخدر
  • در عراق با دروغ سلاح‌های کشتار جمعی
  • در افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم
  • در ایران با ادعای تهدید هسته‌ای
  • و در فلسطین با حمایت مطلق از اشغالگری صهیونیستی

این ادعاها  و اتهامات و ویرانگری ها هرگز از سر دلسوزی برای ملت‌ها نبوده است بلکه پوششی برای غارت منابع، تغییر رژیم‌های مستقل و تسلط ژئوپلیتیک بوده و هست.

آنچه امروز در ونزوئلا می‌گذرد، آیینه‌ای از نقشه دائمی آمریکا و غرب سکولار است؛ نقشه‌ای که اگر فرصت یابد، فردا در هر سرزمین دیگری از جمله سرزمین‌های اسلامی تکرار خواهد شد.

در این صورت واضح است که با تمام ادعایی که آمریکا و کسانی که کاخ سفید قبله ی آنها شده است دارند اما آمریکا حافظ صلح نیست بلکه بزرگ‌ترین تهدید صلح جهانی است.

در همین اعتراضاتی که در ایران توسط مزدوران داخلی تبدیل به اغتشاش شد باز دیدیم که آمریکا و صهیونیستها از اغتشاشگران حمایت کردند و حتی وعده ی حمایت از این اغتشاشگران سکولار را دادند و چنانچه از قدرت نظامی ایران نمی ترسیدند قطعا دست به هر جنایتی می زدند و از انجام هیچ جنایتی دریغ نمی کردند.

اینجاست که امثال مولوی عبدالحمید باید متوجه شوند که قدرت هسته ای ایران که برای امور علمی استفاده می شود برای این کفار تنها بهانه است مثل بهانه های مختلفی که برای نابودی کشورهای مختلف به کار برده اند هر چند این کشورها مثل عراق و لیبی و امارت اسلامی افغانستان و … بری از اتهامات وارده بوده باشند.

در برابر این بهانه جویی ها و تخریبات آمریکا هم تنها یک قاعده و تنها یک اصل بازدارنده وجود که الله تعالی در مورد آن می فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) ‏برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی ( مادی و معنوی ) و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

پی دشمن وحشی آمریکایی از ادب و علم ما نمی ترسد بلکه تنها از اسلحه ی ما می ترسد مثل یک دزد نابکار که هیچ نصیحی او را از دزدی منع نمی کند اما یک اسلحه ی ساده مانع دزدی او می شود.

با دیدین چنین واقعیتهایی وای بر آن ملاها، شیخ‌ها و مولوی و مفتی‌هایی که یا از سر نادانی یا از سر وابستگی، هنوز نسخه اعتماد به آمریکا و غرب را برای امت می‌پیچند و نسخه ی عقب نشینی و امتیاز دادن و دست کشیدن از قدرت نظامی و بازدارنده را برای جاهلها ارایه می دهند.

هر جا آمریکا احساس کرده که می تواند با کمک خیانتکاران داخلی وارد سرزمینی شود قطعا این کار را انجام خواهد داد اما هرجا آمریکا قدم گذاشت، ویرانی، تجزیه، فقر و تحقیر به‌جا گذاشت و هرجا وعده داد، خیانت کرد و هرجا دخالت کرد، ایمان، امنیت و استقلال را نشانه گرفت.

امت اسلامی و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران باید بیدار باشد. دشمن، دشمن است؛ چه با بمب، چه با تحریم، چه با رسانه و چه با لبخند دیپلماتیک و چه با یک مولوی که مجوز هم مسیری با کفار محارب خارجی را با دامن زدن به اغتشاشات داخلی می دهد.

آنان که هنوز از آمریکا و غرب تصویر «منجی» می‌سازند، یا تاریخ نمی‌دانند یا در صف فریبکاران ایستاده‌اند.

آیا وقت عبرت گرفتن نرسیده است؟

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بار دیگر ملاها و مفتی‌های درباریِ وابسته به احزاب به‌اصطلاح اسلامی در پاکستان، در یک کنفرانس مطبوعاتی جمع شده‌اند و با ژست دلسوزی برای دین، از «تطبیق شریعت» سخن می‌گویند؛ آن‌هم در کشوری که از اساس، بر شالوده‌ی سکولاریسم و استعمار انگلیس بنا شده و تا امروز نوکر سیاسی و امنیتی امریکا باقی مانده است.

این افراد ـ از جمله مولانا فضل‌الرحمن و مفتیان حکومتی ـ نه علماى امت، بلکه کارگزاران دینیِ نظام کفرسکولاریستی هستند؛ کسانی که دهه‌هاست در کنار ارتش سکولار، سیاست‌مداران فاسد سکولار و سفارت‌خانه‌های کفار سکولار خارجی زیسته‌اند، اما امروز که حکومت دست‌نشانده‌ی پاکستان دچار بحران مشروعیت و فروپاشی سیاسی شده، ناگهان یاد «شریعت الله» افتاده‌اند.

این شریعت خواهی  به‌عنوان ابزار نجات حکومتی است که بر اساس کفر سکولاریسم اداره می شود  و تلاشی حساب‌شده برای نجات نظام فروپاشیده سکولاریستی است.

وقتی مردم مسلمان پاکستان حکومت را فاسد می‌دانند و نظام سیاسی را وابسته می‌شمارند و ارتش را عامل سرکوب و خیانت می‌بینند، این ملاهای درباری به میدان فرستاده می‌شوند تا با شعار دین، خشم امت را مهار و عمر حکومت سکولار را تمدید کنند.

در سخنان این مجریان جنگ روانی تناقض آشکار وجود دارد، چگونه در دارالکفر پاکستان ـ با قانون سکولار انگلیسی، بانک ربوی، ارتش وابسته، سیاست خارجی امریکایی و حاکمیت طاغوت ـ می‌خواهید شریعت اجرا کنید؟

آیا این علما نمی‌دانند: که شریعت با قانون اساسی سکولاریستی و استعمار جمع نمی‌شود؟ که شریعت با اطاعت از امریکا و انگلیس سازگار نیست؟ که شریعت زیر سایه‌ی ارتش مزدور، فقط دکور سیاسی است؟

یا می‌دانند، اما عامدانه دروغ می‌گویند؟

تشکیل پاکستان نه «پیروزی اسلامی»، بلکه دسیسه‌ی انگلیس برای شکستن قدرت مسلمانان در شبه‌قاره بود؛ تقسیمی که مسلمانان را پراکنده کرد و آنان را در دولت‌های ضعیف و وابسته زندانی ساخت و راه سلطه‌ی دائمی غرب را هموار نمود.

پاکستان از روز اول: نه دارالاسلام بود، نه مستقل، نه حاکم به شریعت بلکه پایگاه منافع استعمار در منطقه شد.

مولوی فضل‌الرحمن هم نماد نسلی از روحانی‌نماهاست که دین را نردبان قدرت کردند و با هر حکومت فاسدی بیعت نمودند و هرگز صادقانه در کنار امت نایستادند.

او نه نماینده‌ی اسلام است و نه سخنگوی مسلمانان بلکه سپر دینی نظام کفر است.

پسشریعت با کنفرانس مطبوعاتی اجرا نمی‌شود و شریعت با علماى درباری برپا نمی‌گردد.

شریعت در نظامی که ریشه‌اش استعمار است، فقط یک فریب بزرگ است.

امت مسلمان باید بداند: بزرگ‌ترین ضربه به اسلام نه از دشمنان آشکار بلکه از ملاهای فروخته‌شده وارد می‌شود.

په دارالکفر پاکستان کې د «شریعت» نمایشي چیغې

په دارالکفر پاکستان کې د «شریعت» نمایشي چیغې

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

یو ځل بیا د پاکستان هغه در‌باري، خائن او پلورل شوي ملایان او مفتیان چې د اسلامي نوم لاندې د سیاسي ګوندونو مزدوران دي، په یوه مطبوعاتي کنفرانس او نمایشي غونډه کې راټول شوي او د شریعت د تطبیق شعار ورکوي؛

په داسې حال کې چې پاکستان له بنسټه دارالکفر دی، د انګریز په قانون جوړ شوی او تر ننه د امریکا غلام او تابع پاتې دی.

دا کسان – لکه مولانا فضل‌الرحمن او حکومتي مفتیان – نه د امت علما دي او نه د دین استازي؛ بلکې د کفر د نظام دینی ساتونکي دي. هغه خلک چې کلونه کلونه د فاسدو حکومتونو، پوځ، استخباراتو او سفارتونو تر سیوري لاندې ژوند کوي، خو اوس چې پاکستاني لاسپوڅی حکومت په سیاسي، ولسي او مشروعیتي بحران کې ډوب شوی، ناڅاپه د «شریعت الله» خبرې کوي.

  •  شریعت د کفر د ژغورنې وسیله

دوی شریعت د الله لپاره نه غواړي،

بلکې د نړېدونکي طاغوتي نظام د ژغورلو لپاره یې شعار ګرځولی.

کله چې:

• ولس نور دا حکومت نه مني،

• پوځ د ظلم او خیانت سمبول ګرځېدلی،

• او ملت د امریکایي غلامۍ پر ضد راپورته شوی،

نو همدا درباري ملايان را وړاندې کېږي تر څو د دین په نوم: 👉 د امت غوسه سړه کړي

او د کفر نظام ته عمر ورکړي

  • ښکاره دروغ او لوی تناقض

پوښتنه روښانه ده: په داسې پاکستان کې چې:

• قانون یې انګلیسي دی،

• اقتصاد یې ربوي دی،

• پوځ یې د امریکا تابع دی،

• سیاست یې د کفارو په لاس کې دی،

شریعت څنګه تطبیقېږي؟

ایا دا علما نه پوهېږي چې:

• شریعت د استعمار له اساسي قانون سره نه جمع کېږي؟

• شریعت د امریکا او انګریز له غلامۍ سره نه درېږي؟

• شریعت د طاغوت تر واک لاندې یوازې نمایش او دوکه ده؟

که پوهېږي، نو قصداً دروغ وایي؛

او که نه پوهېږي، نو د علم دعوه یې دروغ ده.

  •  د پاکستان تاسیس؛ د امت پر ضد د انګریز توطئه

د پاکستان جوړېدل د اسلام بریا نه وه؛

بلکې د انګریز استعماري دسیسه وه، تر څو:

• د هند مسلمانان ووېشي،

• د هغوی ځواک مات کړي،

• او تلپاتې غلامي ورباندې تحمیل کړي.

پاکستان له لومړۍ ورځې:

نه دارالاسلام و

نه خپلواک و

نه د شریعت حاکم و

بلکې د سیمې لپاره د کفر د ګټو اډه وه.

  •  مولانا فضل‌الرحمن؛ د منظم خیانت نښه

مولانا فضل‌الرحمن د هغو ملایانو نښه ده چې:

• دین یې د قدرت زینه کړه،

• له هر فاسد حکومت سره ولاړ شول،

• او هیڅکله د امت ترڅنګ و نه درېدل.

دی نه د اسلام استازی دی

او نه د مسلمانانو غږ؛

بلکې د کفر د نظام دینی سپر دی.

  •  روښانه پایله

شریعت:

• په مطبوعاتي کنفرانس نه تطبیقېږي

• د درباري علماوو په خوله نه راځي

• د دارالکفر تر واک لاندې نه قائمیږي

تر ټولو خطرناک خلک د اسلام لپاره: نه ښکاره دښمنان،

بلکې همدا پلورل شوي ملايان دي.

«نه بزرگ» اهل سنت و جماعت بلوچستان به جبهه ی اغتشاشگران سکولار

«نه بزرگ» اهل سنت و جماعت بلوچستان به جبهه ی اغتشاشگران سکولار

کاتب: براهندک بلوچ

اینکه مثل تمام کشورهای مستقلی که در حال توسعه باشند و در برابر آنها نیز دشمنانی اشغالگر و سلطه طلب در کمین نشسته باشند و غیر از تحریمها و محدودیتهایی که این دشمنان تحمیل می کنند نارسائی های داخلی هم وجود داشته باشد تا زمان عبور این مرحله ی گذار وجود مشکلات اقتصادی و علمی و تکنولوژی امری تکرار شده در تاریخ بوده است و ایران هم هچون یک کشور مستقل از این قاعده مستثنی نیست.

با این وجود، درخواست همه ی ما از مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران این است که با صبر و تدبیر و از راه قسط و عدالت اسلامی به مطالبان مردم گوش داده و به اندازه ی توان کشور به مشکلات به وجود آمده رسیدگی کنند و به این سخن رهبر کنونی دارالاسلام ایران دقت داشته باشند که دقیقا در دی ماه سال 96 و در پی اغتشاشات قبل از آن گفت:

“این‌جوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند.”

این یک طرف قضیه است و جانب دیگر مساله به مردم برمی گردد و خطاب ما به اهل سنت و جماعت بلوچستان و ایران است که با تجربیات تلخی که در سال 1401ش از اغتشاشات هرزه های سکولار ایران دارند نباید بار دیگر از یک سوراخ دوبار گزیده شوند اگر مومن باشند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين.[1] مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود.

اینبار اهل سنت و جماعت بلوچستان به این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل کرده و ضمن داشتن مطالبات خود با صبر و حفظ امنیت و آرامش در جامعه و هوشیارانه یک «نه بزرگ» به فراخوانهای مختلف احزاب سکولار و مرتد و دارودسته ی منافقین داخلی و کفار محارب و اشغالگری چون آمریکا و صهیونیستها دادند که حمایت علنی خود را از این سکولاریستهای اغتشاشگر میان شیعیان اعلام کرده بودند.

البته در ایرانشهر و در یکی از خیابانهای خلوت 4 عدد لاستیک توسط یکی دو نفر سوزانده شد و اسمش را گذاشتند اعتراض مردم ایرانشهر، یا شامگاه جمعه ۱۱ دی‌ماه در زاهدان یک ماشین متعلق به یک بسیجی را در جایی خلوت و سر خیابان آتش زدند و اسمش را گذاشتند خروش و عملیات بزرگ و… آزادی‌خواهان بلوچ .

همه می دانیم که اینها تنها ناشی از یاس و ناامیدی اغتشاشگران میان شیعه و بخصوص دارودسته ی رجوی( به عنوان یکی از مزدوران اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی و فعال رسانه ای در میان بلوچها و نفوذی در میان گروههایی چون جیش العدل و جبهه ی مبارزین جیش العدل) از اهل سنت و جماعت بلوچستان است.

اهل سنت و جماعت بلوچستان همچون اهل سنت و جماعت جنوب ایران و ترکمنها و طالشی ها و اردبیلی ها و کُردها و… با این سکولاریسهای اغتشاشگر میان شیعیان که از حمایت آشکار آمریکا و صهیونیستها برخوردارند و خائنین به دین و وطن به شمار می روند هم مسیر نمی شوند و با حرکت در مسیر صحیح، یک لگد جانانه به تمام اغتشاشگران سکولار می زنند.


[1]   أخرجه البخاري (6133)، ومسلم (2998)، وأبو داود (4862) واللفظ لهم.

بلوچهای اهل سنت بار دیگر قربانی اغتشاشات شیعیان سکولار نخواهند شد

بلوچهای اهل سنت بار دیگر قربانی اغتشاشات شیعیان سکولار نخواهند شد

کاتب: عبدالرحمن براهویی

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين.[1] انسان مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود.

اهل سنت بلوچستان یکبار به خاطر تحریکات مولوی عبدالغفار نقشبندی فریب خورد و با اغتشاشگران سکولار و مرتد میان شیعه ها و میان کُردهای اهل سنت هم جبهه ای شد و تاوان این اشتباه بزرگ را نیز در جمعه خونین زاهدان و خاش پرداخت کرد.

بر این اساس و بر مبنای حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم اهل سنت بلوچستان و تمام ایران و همچنین تمام مسلمین شیعه و سنی حق ندارند بار دیگر با این اغشاشگران سکولار و مرتد هم مسیر شوند که در واقع بازی کردن بر اساس سناریویی است که آمریکا طراح اصلی آن است.

جونان حنفی مذهب و اهل سنت بلوچستان به خاطر بیاورید و به احترام مادران و پدرانی که فرزندانشان را در جریان اغتشاشگران سال 1401 و در زاهدانو خاش و ایرانشهر و… از دست دادند هر چند هدفی غیر از هدف اغتشاشگران سکولار و مرتد داشتند و ما برای این جوانان بلوچ اهل سنت از الله درجه شهادت را می خواهیم، اینبار سکوت خود را بشکنیم و نه تنها به هیچ بهانه ای با این اغتشاشگران سکولار و مرتد میان شیعیان هم مسیر نشویم بلکه مانع از هم مسیری سایر برادران اهل سنت خود شویم و از علمای خود بخواهیم ترس را کنار بگذارند و جوانان را از هدر رفتن در راه کفر سکولاریسم نهی کنند.

هم اکنون که هنوز اتفاقی در میان اهل سنت ایران نیافتاده است این فرصت تاریخی را از دست نخواهیم داد و با صدای رسا و آشکار خواهیم گفت که بلوچهای اهل سنت و جماعت همچون سایر اهل سنت بار دیگر قربانی اغتشاشات سکولارهای مرتد شده ی میان شیعیان نخواهند شد.

اهل سنت و جماعت اگر قرار باشد خونش ریخته شود برای ارتقای حاکمیت کنونی به خلافه علی منهاج نبوت است نه حرکت در راستای تشکیل حاکمیتی ارتدادی و کفری که شخص مومن را در دنیا و قیامت ضرر مند می کند.

به همین منظور برای آگاه بخشی به اهل سنت و جماعت ایران امروز جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ ز تمام ائمه ی جماعات درخواست می کنیم با استناد به منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر و بیان و درخواست مطالبات شرعی خود، جوانان را از افتادن در چنین مهلکه ای که سکولاریستهای مرتد میان شیعیان به بهانه های اقتصادی به وجود آورده اند برحذر دارند.


[1]  بخاری 6133-  مسلم 2998

دعوت به پرهیز از درگیری و تنش اهل سنت بلوچستان و بخصوص اهالی روستای سنگان با نیروهای امنیتی و پرهیز از هم مسیری با اغتشاشگران سکولار میان شیعه ها

دعوت به پرهیز از درگیری و تنش اهل سنت بلوچستان و بخصوص اهالی روستای سنگان با نیروهای امنیتی و پرهیز از هم مسیری با اغتشاشگران سکولار میان شیعه ها

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در بعضی از شهرهای ایران به دلیل مشکل معیشتی و وضع آشفته ی بازار اعتراضاتی شروع شد که متاسفانه با ورود نفوذی های خائن تبدیل به اغتشاشات شده است.

ما چند نمونه از اغتشاشات سالهای گذشته را دیدیم که در نهایت مشخص شد طراح اصلی این اغتشاشات آمریکا و غربی ها هستند و توسط مشتی خائن داخلی و با قربانی کردن جوانان ساده و زودباور به اجرا درمی آید.

امروز پنج‌شنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ هم متاسفانه ما در روستای سنگان از توابع شهرستان دشتیاری با اعتراضی آمیخته به اغتشاش روبرو شدیدم که نیروهای امنیتی قصد بازداشت یکی از شهروندان را داشته‌اند، اما اهالی روستا با این اقدام مخالفت کرده و مانع بازداشت شده‌اند و همین امر به درگیری مستقیم  با نیروهای امنیتی همراه شد و شماری از اهالی به سمت یکی از خودروهای نیروها سنگ پرتاب کرده و شیشه‌های آن را شکسته‌اند و تنشی را به وجود آورد که در جریان آن دست‌کم یک شهروند بازداشت و یک نفر دیگر مجروح شده است.

هم‌زمان با این اقدام اهالی سنگان چند پهپاد تجسسی از ساعات اولیه صبح بر فراز آسمان شهر ایرانشهر، منطقه چاه‌جمال و محدوده‌های اطراف جهت جلوگیری از سوء استفاده ی گروههای مسلح و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی در میان مردم بی گناه جهت دامن زدن به اغشاشات در حال پرواز و گشت‌زنی بوده‌اند.

بدون شک ما اهل سنت و جماعت جهت امر به معروف و نهی از منکر و پرهیز از فتنه ای که ممکن است در آن تر و خشک را با هم بسوزاند دارای قواعد و اصول ثابت خود هستیم و به ما اجازه نمی دهد با اغتشاشگرانی که هدفی غیر از دشمنی با قانون شریعت الله و برپائی حاکمیتی کفری و ارتدادی ندارند هم مسیر شویم.

هم اکنون که عده ای نفوذی در میان معترضین شرهای شیعه نشین ایران سعی دارند اعتراضات را با شعارهای ضد اسلامی و توهین و فحاشی به مقدسات و آتش زدن اموال عمومی و تخریب به اغتشاش تبدیل کنند، هر گونه اعتراض ما در چنین وضعیتی باعث می شود ما هم در «جبهه» و «جریان» این اغتشاشگران قرار بگیریم و این هم مسیری از نگاه فقه اهل سنت و جماعت ممنوع و حرام است.

ما نه تنها از اهلی شریف سنگان بلکه به سایر مسلمین مومن اهل سنت و جماعت ایران می خواهیم همچون اهل سنت و جماعت جنوب ایران و طالش و اردبیل و ترکمنهای گرگان هرگز وارد این اغتشاشات نشوند همچنانکه دسته هائی از اهل سنت استان سیستان و بلوچستان و کُردستان به بهانه های مختلف و حتی متضاد با آنچه میان اغتشاشگران شیعه مذهب می خواستند وارد این فتنه شدند و صدماتی دیدند که برای همگان روشن است.

الله جل جلاله می فرماید:  وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ‏(انفال/25) خویشتن را از بلا و مصیبتی به دور دارید که تنها دامنگیر کسانی نمی‌گردد که ستم می‌کنند ( بلکه اگر جلو ستمکاران گرفته نشود ، خشک و تر به گناه آنان می‌سوزد ) و بدانید که خداوند دارای کیفر سخت و مجازات شدید است .‏

پس بیائید نه تنها خودمان از ورود به این فتنه دوری کنیم، بلکه از ایجاد فتنه توسط فتنه گران در محله و روستا و شهر خود نیز جلوگیری کنیم، چون اگر فتنه گسترش پیدا کند بدون شک تنها فتنه گران را نمی سوزاند بلکه دامن فرزندان و اهل خودمان را نیز می گیرد.

همبستگی اسلامی و صدای اهل سنت بلوچستان در لحظه ای که اغتشاشگران قصد تولید فتنه دارند

همبستگی اسلامی و صدای اهل سنت بلوچستان در لحظه ای که اغتشاشگران قصد تولید فتنه دارند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

زمانی که دارالاسلام ایران در مواجهه با اغتشاشگرانی سکولار از میان شیعیانی است که از اعتراضات اقتصادی دسته ای بازاریان قصد سوء استفاده دارند و مسیر خواست مردم را به سوی توطئه و تخریب و تکرار مصیبت سالهای 1388 و 1401 می کشانند، مردم اهل سنت بلوچستان با پرهیز از رسانه های دعوتگر به سوی فتنه باید از ورود به صف این شیعیان تماماً سکولار شده دوری کنند.

بدون شک عده ای از مردم اهل سنت بلوچستان که از نظر زبانی، مذهبی و جغرافیایی در موقعیتی اتنیکی خاص خود هستند با این وجود مثل تمام کشور در معرض مشکلات اقتصادی و نوسانات بازار ناشی از تحرمیهای ظالمانه ی آمریکا و شرکای آمریکا و عوامل دیگر قرار دارند اما آنچه جای تامل دارد این است که هم اکنون اغتشاشگران خواهان رفع مشکلات اقتصادی مردم نیستند بلکه دوباره در حال تکرار فتنه های سالهای گذشته هستند و شعارهایی سر می دهند که از اساس با اسلام و مذهب اهل سنت و جماعت در تضاد هستند.

در کنار این و با بررسی لیدرها و واسطه های بین اغتشاشگران و طراحان اصلی این اغتشاشات که از آمریکا و صهیونیستها سرچشمه می گیرد متوجه می شویم که در معادلات و در تصمیم‌سازی‌های کلان طراحان و مجریان این پروژه ی فتنه سازی، قوم اهل سنت بلوچ کمتر دیده شده یا اصلا دیده نمی شود، اینهم یک واقعیت سیاسی این سکولاریستهای شیعه مذهب است، نه نشانه ضعف اهل سنت بلوچستان.

بدون شک این اغتشاش هم همچون اغتشاشات سالهای قبل فرسوده شده و توسط مردم ایران دور ریخته می شود، چون اکثریت مطلق مردم ایران می دانند که طراح اصلی این اغتشاشات آمریکا و صهیونیستها هستند، و این دشمنان هم تنها دشمن حکومت شیعه مذهب ایران نیستند بلکه دشمن مردم ایران و هر حکومت مذهبی هستند، چه شیعه باشد چه سنی.

در این 5 روز گذشته دی ماه سال 1404ش که نشانه‌های نارضایتی در نقاط مختلف کشور تبدیل به اغتشاشی آشکار شده توجه بزرگان و اهل رسانه ی اهل سنت ایران و بخصوص علمای اهل سنت به انذار دادن مردم و جلوگیری کردن از مردم به ورود به این اغتشاشات یک تکلیف شرعی جهت محافظت از دین و جان و سایر ضرورتهای خمسه ی مسلمین است .

لازم است به این نکته هم اشاره کنیم که بدون شک اهل سنت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان همچون سایر مردم ایران مطالبات و خواسته‌های اقتصادی و اجتماعی دارند که حتی سال‌ها به تعویق افتاده است و حق خودشان است این مطالبات را به شیوه‌های مدنی و مسالمت‌آمیز و از کانالهای قانونی ارائه دهند و این نه تنها باعث حرکت در مسیر صحیح است بلکه از اسباب اصلی دوری از اغتشاشگران نیز هست.

عدم همراهی و هم‌صدایی با اغتشاشگران شهرهای شیعه مذهب ایران که خواهان کفر سکولاریسم هستند بخشی از مسئولیت دینی و اجتماعی بلوچهای اهل سنت و سایر اهل سنت ایران است.

خیانت سکوت دسته هائی از علما و خطبای اهل سنت و جماعت و شیعه در برابر فتنه اغتشاشگران داخلی ایران  

خیانت سکوت دسته هائی از علما و خطبای اهل سنت و جماعت و شیعه در برابر فتنه اغتشاشگران داخلی ایران  

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در چند روز گذشته اعتراضات متفرقی در بحث گرانی و موضوعات مرتبط با معیشت در بعضی از شهرهای ایران اتفاق افتاد اما در میان این معترضین مردمی افراد خائن و نفوذی هم وارد شدند که هدف آنها استفاده ی ابزاری از خواست مردم به سمت توطئه و خیانت و خدمت به اهداف و برنامه های دشمنان خارجی است که در پی چنین غدر و خیانت آشکاری امروز در کوهدشت لرستان  12 نفر از نیروهای حافظ امنیت زخمی و یک جوان با نام امیرحسام خدایاری فرداز همین نیروها نیز توسط این خائنین نفوذی میان معترضین کشته شد.

اکثریت مطلق مردم ایران و بخش قابل توجهی از مسلمانان واقعی سرزمینهای اسلامی به میزان خطرات و توطئه های دشمنان اشغالگر و کافری چون آمریکا و صهیونیستها از کانال خائنین و نفوذی ها و هرزه های داخلی پی برده اند.

مردم ایران دارای تجربه ی چند توطئه مثل فتنه ی سالهای 88 و 1401 هستند که این نسل با چشم خود ماهیت این خائنین را دیده اند بخصوص زمانی که تمام رسانه های کشورهای کافر و محارب خارجی هم در اختیار این خائنین داخلی بودند.

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين .[1]  انسان مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود

در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما خبر می دهد که مؤمن از یک مکان دو مرتبه گزیده نمی شود، پس باید دوراندیش، آگاه و بیدار باشد و غفلت نورزد که فریب خواهد خورد.

اینجاست که از مولوی ها و شیخها و آخوندهای سنی وشیعه باید پرسید وظیفه ی بیدارگری و آگاه سازی جوانان ما بر عهده ی کیست؟ آیا سکوت آنها در اینهمه مسجد که گاه به تعداد محلات وجود دارند باعث نمی شود این جونان در اختیار فضای مجازی و رسانه های دشمنان خارجی و خائنین خارجی قرار بگیرند؟

سکوت این علماء و خطباء گاه باعث ارتداد عده ی زیادی از این جونان و گرایش آنها به دین سکولاریسم نیز شده است . این سکوت خائنانه ای که خروجی آن هدر رفتن امنیت جامعه و خون و عمر جوانان و حتی به خطر افتادن استقلال کشور است، جامعه را از فهم واقعی اسلام و حدود شریعت دور می‌کند و باعث شد که نزد افراد فریب خورده ای تابع رسانه های ماهوراه ای و فضای مجازی شده اند ارزش‌های دینی هم تضعیف شود.

مولوی ها و آخوندهای شیعه و سنی باید درک کنند که در برابر حاکمیت بر دارالاسلام که در معرض انواع خطرات خارجی قرار دارد و در برابر مردم خود مسئولند و سکوت آنها در حقیقت شکستن پیمان با شریعت و خیانت بالقوه است.

علما و خطبای مساجد و دارای رسانه باید وظیفه ی خود را انجام دهند و به مؤمنان آگاهی دهند تا بدانند که پیوستن به فتنه و جبهه ی دشمنان آشکار قانون شریعت الله و اسلام، چه پیامد اعتقادی دارد هر چند دارالاسلام دارای مشکلات اقتصادی و نارسائ یهای اجرائی هم باشد.

کوتاهی در برابر این توطئه ی مشترک دشمنان کافر محارب خارجی و مشتی خیانت کار بی ارزش داخلی، مشروعیت‌بخشی به خیانت و تضعیف امت است.