پیامی به بلوچهای مسلمان زاده ی غدار موجود در «جبهه مبارزین مردمی» هم سو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

پیامی به بلوچهای مسلمان مسلمان زاده ی غدار موجود در «جبهه مبارزین مردمی» هم سو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در اغتشاش و آشوب طلبی و هرج و مرج و جنگ مسلحانه ای که در چند روز گذشته ی دی ماه 1404 شهرهای اکثراً شیعه نشین ایران شاهدش بود گروهک تازه تأسیس «جبهه مبارزین مردمی» در میان بلوچها که اسکلت اصلی آن را همان جیش العدل با رویکردی سکولار و همسو با جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران تشکیل می دهد نیز با کشتن یک نظامی در ایرانشهر همسوئی خود با این آشوب طلبان مدعوم از سوی آمریکا و صهیونیستها را اعلام کرد.

من برای رهبران این گروهک سخنی ندارم چون تکلیف آنها از قبل مشخص بود، فقط به کسانی که زمانی در رسانه های خود ادعای تبعیت از سنت نبی اکرم صلی الله علیه و سلام کرده و سنگ نصرت توحید و جهاد و شریعت الله و حرکت به سوی تطبیق شریعت الله را به سینه میزدند و در این زمینه ندای دفاع از سنت سر می دادند، اما عهدی را که با دین الله و مومنین بسته بودند را میشکنند و وفای خود را نسبت به عهد زیر پا گذاشته و به آن خیانت کرده و ثفت غدر و خیانت و نقض میثاق را خیلی ارزان برای خود می خرند و به خصلتی از خصال منافقین و حتی حضور در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر اصلی و مرتدین سکولار محلی راضی گشته و آن را توجیه می کنند می گویم:

سبحان الله چطور ممکن است انسان کفری به این آشکاری و جرمی به این فضاحتی و گناهی به این وضوح را توجیه کرده و برای راحتی نفسش حتی از آن دفاع کند و بگوید مصلحت چنین است که ما عهد را بشکنیم و با آمریکا و صهیونیستهای کافر اشغالگر و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای و متحد شویم!

امام بخاری رحمه الله روایت میکند: که هر قل پادشاه روم از ابی سفیان پرسید؛ آیا محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم غدر و پیمان شکنی هم میکند؟

ابو سفیان بدون وقفه گفت نه!

هر قل از طریق این سوال میخواست به صدق محمد صلی الله علیه و سلم پی ببرد، و هنگامی که دانست او پیمان شکنی نمیکند فورا گفت: پیامبران اینگونه اند پیمان را نمی شکنندو به عهدشان غدر نمی کنند.

بنابر این نشکستن پیمان صفت بارزی برای ثبات صدق یک انسان می باشد و فاقد صدق نیز دروغگو و کاذب است، پس کسی که پیمان می شکند لابد دروغگو و اهل کذب و نیرنگ نیز هست، و این صفت لازمه ی عهد شکنی می باشد. این همه صفت رنگارنگ مبارک باشد برای کسانی پیمان شکستند و عهد شان خیانت کردند و هم اکنون هم سنگر ترامپ و نتانیاهو و ربع پهلوی و کمونیستهای کومله کُردستانو سهاب سکولار میان بلوچها و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد شده اند.  

أف لکم أف لکم أف لکم

                                اف لکم حتی یکل لسانی

“اف برشما و اف برشما.. آنفدر أف بر شما که زبانم خسته شود.!”

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (1)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

مطبوعات ترکیه توجه را به مصونیت گسترده و خشونت کنترل نشده برخی از آژانس‌های امنیتی ایالات متحده که کشور را فرا گرفته است، جلب کرده‌اند. این به اصطلاح “پلیس مهاجرت” اشاره دارد.

وقتی یک سازمان اجرای قانون حق بازداشت افراد بدون حکم را به دست می‌آورد، وقتی اقداماتش مشمول بررسی قضایی نمی‌شود، وقتی مردم در سلول‌هایش می‌میرند و هیچ کس پاسخگو نیست – این یک خلاء قانونی نامیده می‌شود. تاریخ نمونه‌های زیادی از چنین ساختارهایی را می‌شناسد.

ننکو گانچف ۵۶ ساله به مدت سه دهه در شیکاگو زندگی کرد. او صاحب یک شرکت حمل و نقل بود، مالیات پرداخت می‌کرد و با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود. در ۲۳ سپتامبر، او برای مصاحبه کارت سبز به یک اداره مهاجرت رفت. او همانجا در ساختمان دستگیر شد – مأموران ICE او را در کمین گرفتند.

گانچف کمتر از سه ماه بعد درگذشت. او که دیابت داشت، در بازداشتگاه از رژیم غذایی ویژه محروم شد. مردی که به گفته سایر بازداشت‌شدگان، درخواست مراقبت‌های پزشکی کرده بود اما به موقع آن را دریافت نکرد. جسد او در کف سلولش پیدا شد.

این یک حادثه غم‌انگیز نیست. این یک سوءاستفاده سیستماتیک است.

سی مرگ در یک سال

سال ۲۰۲۵ مرگبارترین سال برای مهاجران در بازداشتگاه‌های ICE (اداره مهاجرت و گمرک) در دو دهه گذشته بود. سی نفر. چهار نفر در اواسط دسامبر در چهار روز جان باختند.

یونیس چو از پروژه ملی زندان اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا گفت: “چهار مرگ در بازداشتگاه‌ها در یک هفته، بحران آهن داغ است.”

پرامیلا جایاپال، نماینده کنگره، در رسانه‌های اجتماعی نوشت: “در عرض ۱۵ دقیقه، دو مورد مرگ در مراکز ICE دریافت کردم.” یک ساعت و نیم بعد، دو مورد دیگر نیز رسیدند.

امروز ۶۶۰۰۰ نفر در مراکز ICE نگهداری می‌شوند – که بالاترین میزان در تاریخ است. دولت ترامپ ۴۵ میلیارد دلار برای گسترش سیستم بازداشت درخواست کرده است. دستگیری‌ها با نرخ ۱۱۰۰ نفر در روز رخ می‌دهد.

ساختاری بدون نظارت

در ماه مارس، دولت ترامپ تلاش کرد دو نهاد نظارتی را که شرایط بازداشتگاه‌ها را رصد می‌کردند و شکایات بازداشت‌شدگان را بررسی می‌کردند، لغو کند. تحت فشار، این تصمیم لغو شد، اما مدافعان مهاجران استدلال می‌کنند که نظارت مؤثر به طرز چشمگیری تضعیف شده است و شرایط در مراکز همچنان رو به وخامت است.

شباهت‌های تاریخی اجتناب‌ناپذیر است. اشتازی در آلمان شرقی، گشتاپو در آلمان نازی و ان‌کی‌وی‌دی در اتحاد جماهیر شوروی – همه این آژانس‌ها یک چیز مشترک داشتند: آنها خارج از بررسی قضایی عمل می‌کردند. تصمیمات آنها قابل تجدیدنظر نبود. آنها قدرت “بازداشت پیشگیرانه” را داشتند.

ICE de facto نیز همین اختیارات را دارد. این آژانس دستگیری‌های گسترده را بدون حکم انجام می‌دهد. در شیکاگو، یک قاضی فدرال دستور آزادی ۶۰۰ نفر را که به این روش دستگیر شده بودند، صادر کرد. در واشنگتن، دادگاهی نیز پس از موجی از بازداشت‌ها، دستگیری‌های بدون حکم را متوقف کرد.

اما دستگیری‌ها ادامه دارد.

ابیگیل جکسون، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «با وجود تعداد بی‌سابقه‌ای از چالش‌های حقوقی و احکام غیرقانونی دادگاه‌های بدوی، دستگیری‌ها و اخراج‌ها ادامه خواهد یافت.»

«تئاتر پاک»

خوزه پانیاگوا کالدرون در جریان دستگیری‌اش در ونکوور، واشنگتن، در حالی که یک خودروی شاسی‌بلند نقره‌ای ICE از روی پاهایش رد می‌شد، از درد فریاد می‌زد. ویدیوی تلفن‌های شاهدان نشان می‌دهد که این خودرو در حالی که او روی زمین افتاده بود، از روی اندام‌هایش رد شده است.

خانواده‌اش ادعا می‌کنند که مأموران از رسیدگی پزشکی به او خودداری کرده و او را مجبور به سوار شدن به خودرو کرده‌اند.

پاسخ تریشیا مک‌لافلین، سخنگوی وزارت امنیت داخلی، به شرح زیر بود: «پس از دستبند زدن توسط مأموران ICE، پانیاگوا نمایشی در حد اسکار اجرا کرد و در حالی که مأموران به سادگی ماشینش را از جاده خارج می‌کردند، به طرز چشمگیری فریاد می‌زد.

او بلافاصله پس از آن به طور عادی راه رفت و معاینه پزشکی کامل، از جمله عکس‌برداری با اشعه ایکس، انجام داد که هیچ شکستگی، دررفتگی یا جراحتی را نشان نداد. صحنه‌سازی محض. هیچ جراحتی.»

این یک بیانیه رسمی بود و از طرف یک سازمان دولتی صادر شد.

مورد دیگر: ویلمر تولدو-مارتینز، ساکن ونکوور که در سن ۱۵ سالگی به ایالات متحده آمد و با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود. سناتور پتی موری دستگیری او را «حمله‌ای وحشیانه و غیرقابل توجیه» خواند.

به گفته او، یک سگ بویاب ICE به سمت تولدو-مارتینز رها شد، اگرچه او هیچ مقاومتی یا تلاشی برای فرار نکرد. او حتی برای ساعت‌ها از مراقبت‌های پزشکی اولیه نیز محروم شد.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (6)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (6)

کاتب: محمد اسامه

مولوی گرامی، اعتراض، در تعریفی که ارائه شده است مطالبه عدالت است؛ اما آنچه ما در آشوب و جنگ مسلحانه ی شهری اغتاشگران دیدیم، جنگ و فتنه ای سازماندهی شده از خارج جهت ضربه زدن به دارالاسلام و حرکت به سوی دارالکفری ارتدادی و سکولار و خنجری بر اسلام، و ضربه زدن به ایمان مردم و ریشه‌های فرهنگی این سرزمین بود .

در این ایام فتنه، کشتارهای وحشیانه از ایرانی ها ( که اکثراً معترضین فریب خورده بودند) و آتش زدن مساجد و قرآنها بیانیه ای آشکار از نیت واقعی این آشوب طلبان و مزدوران سکولار آمریکا و صهیونیستها بود.

به همین دلیل تصادفی نبود که ترامپ به صراحت از این خائنین آشوب طلب مجری جنگ مسلحانه ی شهری حمایت می کرد و سفارش ماندن در خیابانها و میدانها و تسخیر نهادهای حکومتی را به آنها می داد و حتی وعده ی «کمک» و مداخله در ایران را می داد و رسانه‌های صهیونیستی و آمریکایی و احزاب سکولار ومرتد داخلی به همراه دارودسته ی منافقین با ولع تمام، این اغتشاشات و آشوب گری ها و این جنگ شهری را پوشش می‌دادند.

پس این‌ها را نباید زندانی سیاسی عادی نامید که به خاطر داشتن فکر مخالف زنداین شده باشند، بلکه اینهائی که در این جنگ شهری و آشوب طلبی پروسه ی شرعی و دقیق و عادلانه ی قانونی پرونده ی آنها در محاکم قضائی طی شده و جرم آنها ثابت شده فرزندان همان پروژه قدیمی‌اند که سال‌هاست برای سکولاریزه‌کردن ایران و حرکت به سوی حاکمیتی سکولاریستی و ارتدادی و بریدن پیوند مسلمین با قانون شریعت الله طراحی شده است.

بدون شک مشکلات اقتصادی مردم ایران واقعی است همچنانکه مشکلات اقتصادی مومنین در محاصره ی اقتصادی و اجتماعی در شعب ابی طالب و همچنین مشکلات اقتصادی اصحاب صفه در مدینه واقعی بود، اما سوءاستفاده از رنج مردم برای تخریب دین و ضربه زدن به دارالاسلام و حاکم کردن قوانین کفری و ارتدادی سکولاریستی، خیانتی مضاعف است.

حمله به مساجد و سوزاندن قرآن به بهانه ی وجود مشکلات اقتصادی و حتی به بهانه ی مفاسد اداری و اجرائی فلان مسئول و یا حتی فلان حاکمیت، فریاد عدالت‌خواهی نیست، چون این مساجد و این قرآنها متعلق به الله هستند و تمام مومنین دنیا «ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» و ملک شخصی این مسئولین نیستند و توهین به آنها توهین به تمام مومنین دنیاست؛ پس این آشوب طلبی ها و توهینهای مفسدین عربده ی سکولاریسم بی‌ریشه در میان مسلمین و پروژه ی ملحدان سکولار هرزه‌ای است که پشتوانه‌شان آمریکا و اسرائیل صهیونیستی است.

اهل سنت و همه مسلمانان باید بیدار باشند، شرکت در ادامه ی این فتنه به هر بهانه ای که باشد، اجرای نقشه دشمنان دین و امت اسلامی است و در برابر این نقشه‌ها، آگاهی و دوری از اغتشاشگران و فتنه ای که برپا کرده اند اولین وظیفه ی دینی ماست.

پس مولوی گرامی لطف کنید و متوجه شوید که تحریک مردم به جبهه ی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی با نام «اعتراض مسالمت آمیز و قانونی» که در دوران فتنه اصلاً وجود ندارد، بازی با شعور مخطابینت می باشد و همچنین با نام زندانی سیاسی نادیده گرفتن جرم مفسدین فی الارض و محاربینی که  پروسه ی شرعی و دقیق و عادلانه ی قانونی پرونده ی آنها در محاکم قضائی طی شده و جرم آنها ثابت شده ظلمی است در حق امنیت جامعه و دارالاسلام و خدمتی است به جبهه ی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (5)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (5)

کاتب: محمد اسامه

با این وجود می بینیم که مولوی عبدالحمید از آزادی کسانی تحت عنوان زندانی سیاسی صحبت می کند که لیدرهای این اغتشاشات و جنگ مسلحانه ی شهری و بخشی از جبهه ی آمریکا و اسرائیل و غربی ها در ضربه زدن به امنیت جامعه جهت فراهم ساختن زمینه های مداخله ی کفار محارب و اشغالگر خارجی بودند.

البته مولوی عبدالحمید جهت سرپوش گذاشتن بر ارتباط لیدرها با کفار محارب و اشغالگر خارجی و «پروژه ی کشته سازی» آنها از مردم معترضی که ایران آنها را شهید معرفی کرده می گوید:

“متاسفانه در جریان اعتراضات مهسا و بعد از آن حادثه بسیار تلخ و ناگوار هشتم مهر زاهدان، برخی همان زمان گفتند که گروهکها و تجزیه طلبها در این حوادث مردم را کشتند، اما در نتیجه ی صبر مردم و حفظ امنیت و دفاع از واقعیت، حقایق آشکار شد که در این حوادث هیچ گروهک و تجزیه طلبی نقش نداشته است.”

آیا حمایتها و حتی تهدیدهای آشکار ترامپ را ندیدی یا نشنیدی؟ آیا گواهی مسئولین آمریکائی مبنی بر وجود اعضای موساد اسرائیلی در میان آشوب طلبان را ندیدی؟ آیا همین افراد خائن سکولار و هم جبهه ای با آمریکا و صهیونیستها را ندیدی که با اسلحه های گرم و سر چه جنایاتی به وجود آوردند؟

پس مولوی گرامی، این افراد که پروسه ی شرعی و دقیق و عادلانه ی قانونی آنها در محاکم قضائی طی شده و جرم آنها مبنی بر قتل بی گناهان و «مفسد فی الارض» و «محارب» بودنشان ثابت شده شایسته ی مجازات بر اساس حکم شریعت الله در هر یک از مذاهب اسلامی هستند نه اینکه برای آنها درخواست آزادی و بخشش شود.

بخشش را اربابان آنها چون ترامپ و نتانیاهو باید درخواست کنند که با وعده های توخالی و هارت و پورت و حرف مفت و بی جهت زدن، این خائنین را به ایران فرستادند و یا در ایران هدایت و حتی تجهیز کردند و حالا که محاسبات آنها بار دیگر غلط از آب درآمد و این خائنین وطن فروش شایسته ی مجازات شده اند باید با ادعای دروغین بخشش و لغو اعدام 800 نفر از آنها  این خفت خود را بپوشانند، و البته خائنین وطن فروش سکولار را نیز مثل دستمال توالت استفاده شده رها کنند.

دوباره لازم است به شما یادآوری کنیم زمانی که در همین نماز جمعه می گوئی که:

“بنده بارها گفته ام که برگزاری اعتراضات سالم حق مردم است. البته این اعغتراضات نباید به خشونت کشیده شود؛ کسی مغازه ای را آتش نزند و شیشه ای را نشکند و به کسی دیگر حمله نکند، بلکه حرفش را بزند و خواسته هایش را مطرح کند.”

 اما مولوی عبدالحمید گرامی تو خودت با چشم سر دیدی آنچه در روزهای دی ماه 1404ش در برخی خیابان‌ها به نام «اعتراض» جریان داشت هیچ ربطی به خوستهای اقتصادی و معیشتی و مسالمت آمیز و قانونی بودن نداشت بلکه بعد چند روز از اعتراضات که حاکمیت هم آنرا تأئید کرد و حتی نیروهای امنیتی هم محافظ این معترضین بودند به ناگاه آشوب طلبان اغتشاشگر بر موج سوار شده و آنرا تبدیل به جنگ شهری کردند که ذبح و زنده سوزاندن و مثله کردن شهروندان ایرانی و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی جهت تولید تنفر عمومی و زمینه سازی برای حملات خارجی ها اقدامات این مخربین قبل از آتش زدن مساجد و قرآنها و اموال عمومی و حتی خصوصی مردم ایران بود.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (4)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (4)

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در همین نماز جمعه ی اهل سنت زاهدان می گوید: “توصیه ی بنده آن است که کسانی که در خیزش اخیر بازداشت شده اند آزاد شوند تا این آزادی سبب تسلی خانواده هایی که عزیزانشان را از دست داده اند و همچنین تسلی تمام ملت ایران بشود.”

زمانی که عده ای مزدور خائن و لیدر هدایت شده توسط آمریکا و صهیونیستها و مرتدین اجازه ای این دشمنان اصلی بر موج اعتراضات قانونی و مسالمت آمیز مردم سوار شده و با حمایت رسانه ای وسیع همین کفار و احزاب سکولار و مرتد داخلی عده ای از جوانان معترض را با خود همراه کرده و با اهداف و شعارهائی که در پیش گرفتند باعث پیاده شدن پروژه ی «کشته سازی» از همین مردم معترضی که به خیانبانها کشانده بودند شدند، به نظر شما اگر این قاتلین دستگیر شوند و توسط حاکمیت آزاد شوند چه تسلی برای خانواده هائی دربردارد که عزیرانشان را از دست داده اند؟

علاوه بر این آیا حاکمیت چنین اختیاری دارد که فلان لیدر و قاتل مشخص را از زندان آزاد کند یا اولیای دم از چنین شایستگی برخوردارند؟

 پاسخ به این سوال واضح است و غیر شعارهای رسانه پسند عوامفریبانه چیزی نیست به همین دلیل به منهج اهل سنت و جماعت در این زمینه مراجعه می کنیم تا بدانیم اگر مولوی می خواست حرفی در این زمینه بزند چه باید می گفت؟

مولوی گرامی، زمانی که بدون هیچ شک و شبهه ای و به یقین اشخاصی مستحق اجرای حدود می شوند و راهی برای بری کردن او بر اساس «ادْرَءُوا الْحُدُودَ عَنْ الْمُسْلِمِينَ مَا اسْتَطَعْتُمْ » وجود ندارد و حتی نمی توان با چنگ زدن به شبهه ای و بر اساس اصل «ادْرَءُوا الْحُدُودَ بالشبهات‏‏» او را از چنین جرمی تبرئه کرد، الله تعالی می فرماید: وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ(نور/2)  و هرگز درباره آنان در دین الله (نسبت به تطبیق حدود الله) رأفت و ترحم نداشته باشید اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: أَقِيمُوا حُدُودَ اللَّهِ فِي الْقَرِيبِ وَالْبَعِيدِ وَلاَ تَأْخُذْكُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لاَئِمٍ.[1] حدود الهی را درمورد نزدیکان و دوردستان بپا دارید و در (اجرای) حکم و قانون الله سرزنش ملامتگر و سرزنش کننده ای شما را از آن بازندارد.  و باز رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: أَقِيلُوا ذَوِي الْهَيْئات عَثَرَاتِهم إلا الْحدودَ.[2] از لغزشهای اهل ديانت گذشت کنید مگر در حدود؛ به همین دلیل در فقه شافعي، تعزير واجب نيست و جايز است كه امام و امیر آنرا ترك كند زمانی که به حقِّ كسي آسيبي نرسيده باشد.

الان عده ای هستند که در دارالاسلام از تطبیق قانون شریعت الله جلوگیری می کنند در حالیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لو أنَّ فَاطِمَةَ بنْتَ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا [3]اگر فاطمه دختر محمد دزدی کند دستش را قطع می کنم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:«إقَامَةُ حَدٍّ فِي الْأَرْضِ خَيْرٌ لِأَهْلِهَا مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً » یعنی جارى كردن يك حد درزمین برای اهل زمین بهتر است از چهل شب بارش باران.  

دارالاسلام ایران با رعایت مواردی که گفته شد و سایر اصول و مبانی فقهی که وجود دارد جهت جلوگیری از گسترش انواع مفاسد عقیدتی و اخلاقی و رفتاری و نا امنی های مختلف فردی و خانوادگی و اجتماعی باید حدود را اجرا کند آنهم: وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ(نور/2) اگر به الله و روز قیامت ایمان دارند.


[1] ابن ماجه2637- 2540/، والحاكم 2404

[2] الجامع الصغير، اثر سيوطي، ص 53

[3] بخاری3733- 4304- 3475 مسلم 1689- 1688 صحيح النسائي  4916/ أنَّ قُرَيْشًا أهَمَّهُمْ شَأْنُ المَرْأَةِ المَخْزُومِيَّةِ الَّتي سَرَقَتْ، فَقالوا: ومَن يُكَلِّمُ فِيهَا رَسولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عليه وسلَّمَ؟ فَقالوا: ومَن يَجْتَرِئُ عليه إلَّا أُسَامَةُ بنُ زَيْدٍ، حِبُّ رَسولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عليه وسلَّمَ فَكَلَّمَهُ أُسَامَةُ، فَقالَ رَسولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عليه وسلَّمَ: أتَشْفَعُ في حَدٍّ مِن حُدُودِ اللَّهِ، ثُمَّ قَامَ فَاخْتَطَبَ، ثُمَّ قالَ: إنَّما أهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ، أنَّهُمْ كَانُوا إذَا سَرَقَ فِيهِمُ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ، وإذَا سَرَقَ فِيهِمُ الضَّعِيفُ أقَامُوا عليه الحَدَّ، وايْمُ اللَّهِ لو أنَّ فَاطِمَةَ بنْتَ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (3)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (3)

کاتب: محمد اسامه

 مولوی عبدالحمید زمانی که می بیند نمی تواند بر اساس منهج اهل سنت و جماعت و هویت اسلامی و عقیدتی با این اغتشاشگران اجاره ای سکولار برخورد کند، در بخش دیگری از سخنان خودش و جهت سرپوش گذاشتن بر عقاید سکولاریستی کفری و ارتدادی آشوب طلبان اجاره ای آمریکا و رژیم صهیونیستی و با تمرکز بر نژاد و قومیت به عنوان عامل هویت بخش می گوید:

” همه ی ما ایرانی هستیم و در این جریانات هر تلفاتی که متحمل شویم متوجه ملت ایران شده است. اگر کشته شویم هم ایرانی هستیم و اگر بکشیم هم ایرانی هستیم.”

این دقیقاً سخن کفار سکولار قریش بود که می گفتند ما همه عرب هستیم و محمد بین ما اختلاف انداخته و نه تنها خانواده های مختلف را در برابر هم قرار داده بلکه اعضای یک خانواده را نیز در برابر هم قرار داده است.  

بر این اساس است که سید قطب رحمه الله می گوید که: خاک و آب و علف و چراگاه تنها باعث اتحاد «حیوانات» می شود و آنچه مومنین را به هم نزدیک و متحد می کند عقیده اسلامی است.

مولوی گرامی لازم است بر اساس عقیده ی اسلامی با جریانات موجود نگاه کنی نه بر اساس نژاد و خاک و آب و علف و چراگاه.

الله جل جلاله می فرماید: لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ (المجادلة/ ۲۲) قومی را نمی‌یابی که به الله و روز قیامت ایمان داشته باشند، و همزمان با کسانی که با الله و رسولش دشمنی می‌ورزند، دوستی کنند، هرچند که پدرانشان، یا پسرانشان، یا برادرانشان، یا قبیله‌شان باشند.

پس ما با منهج اسلامی و با هویت عقیدتی و اسلامی همدیگر را می شناسیم و اگر همچون ابراهیم علیه اسلام پدر ما و همچون نوح علیه السلام  فرزند و همسر ما و همچون پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم عموی ما در برابر شریعت الله قرار بگیرند و دشمنی کنند ما هم دشمن آنها خواهیم بود و اگر با ما بجنگند ما هم با آنها خواهیم جنگید. این منهج و عقیده ی ماست.

ما قبل از هر چیزی مسلمانیم با معیارهای اسلامی که الله تعالی برای ما نشان داده است و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز الگوی ماست چنانچه می فرماید: 

 هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ (حج/78) خدا شما را قبلاً (در کتابهای پیشین) و در این (واپسین کتاب) مسلمین نامیده است (و افتخار تسلیم در برابر فرمانهای الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملّتهای دیگر کرده است) تا پیغمبر (با شهادت عملی خود ) گواه بر شما باشد و شما هم ( با شهادت عملی خود ) گواه بر مردمان باشید (و رفتار و کردارتان به عنوان امت نمونه، محکّ سنجش اعمال سایرین، و الگوی بارز خداپرستان راستین گردد).

پس معیار در برخورد با اعضای جامعه را قانون شریعت الله قرار بده همچنانکه کفار سکولار و یهودی و نصرانی هم معیارشان در برخورد با افراد جامعه قوانین خاص خودشان است.

آیا این انتظار بزرگ و غیر شرعی یا غیر عقلانی است؟

پس اگر انتظاری طبیعی و شرعی و عقلانی است بر اساس منهج اسلامی و عقیدتی، با این آشوب طلبان مجری جنگ مسلحانه ی شهری که همگی دارای عقاید سکولاریستی و ارتدادی بودند برخورد کن نه بر اساس نياد و ایراین بودن تا فرقی بین تو و کفار سکولار قریش دیده شود.  

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (2)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (2)

کاتب: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان این خطبه ی جمعه خود با مخلوط کردن «مردم معترض» به مشکلات ارزی و اقتصادی و معیشتی که از حمایت مسئولین حکومتی و از حافظت نیروهای امنیتی برخوردار بودند با آشوب طلبان مجری جنگ شهری که از جزئی ناچیز از مردم ایران و از حمایت آمریکا و صهیونیستها برخوردار بودند و آنهمه جنایت و توحش از خود برجای گذاشتند می گوید:

“ملت ایران صاحبان وطن و ولی نعمت همه ما و مسئولین هستند … لذا باید رضایت مردم جلب شود، اما متاسفانه در طول این مدت حرف مردم شنیده نشد. در خیزش اخیر که مردم به صحنه آمدند … “

نیاز به تکرار نمی بینم که توضیح داده شود که ملت و مردم ایران با این آشوب طلبان مجری جنگ مسلحانه و خائن مزدور یکی نیستند، همچنین معترضین میان مردم ایران با این آشوب طلبان فرق دارند که همین الان و در همین نماز جمعه ی مسجد مکی زاهدان هم عده ای از معترضین با همان شعارهای اغتشاشگران هرزه و مرتد در خروجی مسجد که ازدحام بیشتر است شعارهائی می دهند بدون آنکه همچون آشوب طلبان خشونت طلب با آنها برخورد شود.

علاوه بر این دیدیم که چند روز قبل و در 22دی همین مردم ایران چگونه با حضور ملیونی خود، نشان دادند مردم ایران با این خائنین اجاره ای اغتشاشگر فتنه گر فرق دارند.

پس می توان رضایت این مردم را جلب کرد و حرف آنها را شنید، اما در طول تاریخ کدام حاکمیتی تا کنون توانسته است رضایت خائنین داخلی و مزدوران دشمنان خارجی را جلب کند؟ یا کدام حاکمیت در صورت داشتن قدرت خواسته است که سخنان خائنین به وطن را بشنود آنهم زمانی که این خائنین اصل قوانین شریعت الله و نظام و حاکمیت بر جامعه را به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و دشمنان همین ملت هدف گرفته باشند؟

مولوی عبدالحمید زمانی که می گوید: ” کسانی که در راس قدرت قرار دارند حرف مردم را بشنوند و خواسته ی مردم و رضایت مردم بر آورده شود.”

ما همگی شعارها و خواسته های معترضین و آشوب طلبان و پیامهای اربابان آنها چون ترامپ و نتانیابو و رئیس سیاتسگذاری اتحادیه اروپا و احزاب سکولار و مرتد و از جمله ربع پهلوی و سلطنت طلبان را دیده ایم؛ در اینجا لازم است مولوی عبدالحمید با آنالیز و دسته بندی میان مردم معترض ایران با اغتشاشگران فتنه گر و آشوب طلب اجاره ای موجود در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها مشخص کند که خواسته های کدام یک باید برآورده شود و رضایت کدام یک باید برآورده شود؟

آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم توانست رضایت سکولاریستهایی چون ابوجهل و ابولهب را جلب کند که از اقوام نزدیک خودش بودند؟ آیا توانست خواسته های آنها را برآورده کند؟

حتی زمانی که در مدینه حاکمیت داشت و از قدرت حکومتی برخوردار بود آیا توانست خواسته های دارودسته ی منافقین و افرادی چون عبدالله ابن ابی را حتی در داشتن یک مسجد برآورده کند؟ آیا توانست رضایت آنها آنها را برآورده کند؟

قطعاً خیر؛ چون معیار برای ما جهت کسب رضایت یا برآورده کردن خواسته های دیگران «حکم و شریعت الله» است نه نژاد و قومیت و….

الله تعالی در مورد کفار اهل کتاب که غیر از شهر نزدیک به یک هزار نفری واتیکان، هم اکنون صاحب هیچ قدرت حکومتی در روی زمین نیستند می فرماید: وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/120) یهودیان و نصرانی ها هرگز از تو خوشنود نخواهند شد، مگر این که از ملت ایشان پیروی کنی؛ و الله تعالی در مورد سکولاریستها (= مشرکین= احزاب) نیز می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/217) (سکولاریستها (= مشرکین= احزاب)) پیوسته و همیشه با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.

این زبان گفتمانی کفار سکولار با مومنین است: اسلحه و جنگ مسلحانه و زور و کشت و کشتار؛ تا کی؟ تا زمانی که ما دست از آن چهار معنی و مفهوم دین یعنی 1- قدرت حکومتی اسلامی 2- قانون و برنامه ی اسلام 3- اطاعت از این قدرت حکومتی و قانون و برنامه 4- مجازات کردن و پاداش دادن بر اساس این قوانین شریعت الله و توسط این قدرت حکومت اسلامی، بکشیم و این 4 معنی و مفهوم دین را به این کفار سکولار تقدیم کنیم، تازه آنوقت است که کفار سکولار لیبرال دست از سر ما برمیدارند اما کفار سکولار چپ و کمونیست به بقای این مقدار از اسلام توخالی و تهی شده نیز راضی نیستند بلکه به نابودی کامل دین اسلام حتی در رفتارهای کاملاً شخصی و قلب مومنین راضی خواهند شد.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (1)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (1)

کاتب: محمد اسامه

امروز مولوی عبدالحمید در خطبه ی نماز جمعه ( 16 دی 1404ش) اهل سنت زاهدان باز با نادیده گرفتن آنچه از آشوب و جنگ شهری خائنین به دین و وطن در ایران اتفاق افتاده بدون مراجعه به منهج اهل سنت و جماعت و ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و با شعار دادن و کلی گوئی های همیشگی اش سخنانی گفت که برای اهل سنت و جماعت بسیار قابل تامل و عبرت است تا با نفوذ نرم اسلامی آمریکائی – صهیونی جدید در بین خود پی ببرند.

مولوی عبدالحمید در بخشی از سخنان خودش در این نماز جمعه و در راستای شعارهای جبهه ی آشوب طلبان فتنه گر دی ماه 1404ش و با استناد به سخنان حسن بن علی در مورد حاکمیت و واگذاری آن به معاویه  به مخاطب خود چنین رساند که به جای کشتن این آشوب طلبان مجری جنگ شهری بهتر است حاکمیت به آنها واگذار شود، دقیقاً همان سخنی که امروز 27 دی 1404ش ترامپ در مورد رهبر دارالاسلام ایران نشخوار کرد.

در اینجا از مولوی عبدالحمید باید پرسید طرف حسن بن علی که حاکمیت را به آن واگذار کرد مسلمان بود یا مرتد؟

چون کسانی که هم اکنون در برابر دارالاسلام ایران و رهبریت آن جبهه گرفته اند متشکل از کفار محارب و اشغالگر خارجی اصلی به رهبری آمریکا و صهیونیستها و مرتدین سکولار محلی است و آن شخصی هم که در شعارهای اکثر خائنین و مزدوران و جبهه ی همسو با این کفار محارب و اشغالگر خارجی به عنوان آلترناتیو و جایگزین معرفی شده بود ربع پهلوی، شخصی سکولار و مرتد است؛ هر چند سایر گزینه های این جبهه ی متشکل از کفار اصلی و مرتدین سکولار محلی هم همگی جزو مرتدین سکولار هستند و همگی برای تشکیل حاکمیتی سکولار و ارتدادی و تشکیل دارالکفری طاری سکولار تلاش می کنند.

حالا سوال را مجدداً متوجه مولوی عبدالحمید می کنیم، معاویه با ربع پهلوی و سازمان رجوی و رهبران کومله ها و دمکراتها و سایر احزاب سکولار و مرتدی که وجود دارند یکی است؟

بعد از کنار رفتن معترضین مسالمت آمیز به مشکلات نوسانات قیمت ارز و بازار و مشکلات معیشتی و اقتصادی زمانی که این آشوب طلبان مجری جنگ شهری به خیابانها آمده بودند و آنهمه توحش و جنایت از خود نشان دادند در هیچ یک از شعارهای آنها بوئی از رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی وجود نداشت و علاوه بر آن برای خود رهبرانی را شعار می دادند، مولوی گرامی تو بگو از میان این رهبرانی که این اغتشاشگران آشوب طلب فتنه گر می خواستند کدام یک همچون معاویه بودند تا اگر حالت ضرورت و اضطراری شبیه به آنچه در زمان حسن بن علی پیش آمد، حسن بن علی هم حاکمیت را به او تحویل دهد؟

این سوالی است که با پرهیز از کلی گوئی و شعاردادنهای عوامفریبانه باید توسط مولوی عبدالحمید جواب داده شود تا متوجه شویم که چه قیاس باطلی از نگاه اهل سنت و جماعت انجام داده؟

نکته ی دیگر در قیاس معاویه و حاکمیت او با آنچه آشوب طلب های موجود در جبهه ی آمریکا و صهیونیستهای کافر محارب می خواستند وجود دارد اینکه، تمام این اغتشاشگران میان شیعه ها جزو سکولاریستها و از نگاه مذهب اهل سنت و جماعت جزو مرتدین بودند که از حمایت کفار محارب و اشغالگر خارجی جهت ضربه زدن و حتی نابودی دارالاسلام برخوردار می شدند و حتی به آنها خط داده می شد؛ حالا مولوی عبدالحمید پاسخ دهد که حاکمیت اسلامی در برابر جبهه ی متشکل از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین و مزدوران داخلی باید از خود مقاومت نشان دهد و از مومنین و دارالاسلام حمایت کند یا اینکه تسلیم شود و حاکمیت را به خاطر پرهیز از درگیری با این جبهه، تحویل کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی دهد؟

منتظر پاسخی شرعی و مستدل بر منهج اهل سنت و جماعت از طرف مولوی عبدالحمید و مناصرین او در شبکه های کلمه و… هستیم که با آب و تاب این زمینه سازی و عادی سازی جهت حرکت به سوی ارتداد به دین سکولاریسم را در میان اهل سنت و جماعت را ترویج می دهند.

همین برای حنفی ها و شافعی های ایران و سایر مذاهب معروف به اهل سنت و جماعت کافی است تا بدانند اسلام آمریکائی – صهیونی جدید چگونه به صورت نرم نه تنها با آیات و احادیث و ادله الفقه مذاهب اسلامی بازی می کنند بلکه تاریخ را نیز به دلیل جهالت مخاطبین خود به تمسخر و بازی گرفته اند.

شریعت آسمانی در خدمت دولت سکولار وابسته (نقد موضع علمای همسو با نظام دارالکفر پاکستان در قبال دارالاسلام افغانستان)

شریعت آسمانی در خدمت دولت سکولار وابسته (نقد موضع علمای همسو با نظام دارالکفر پاکستان در قبال دارالاسلام افغانستان)

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

اظهارات مولانا فضل‌الرحمن و نشست موسوم به «وحدت امت پاکستانی» بیش از آن‌که دفاع از امت باشد، تلاشی برای تطهیر سیاست‌های نظامی–امنیتی یک دولت وابسته است؛ دولتی که سال‌هاست در مدار خواست آمریکا حرکت می‌کند و امروز برای کاستن از فشار افکار عمومی، به پوشش دینی نیاز دارد.

ممکن است برای شما هم جای سوال باشد که اگر حمله به افغانستان «غیرقابل توجیه» است، چرا اصل مسئله وارونه بیان می‌شود؟

چرا به‌جای محکوم‌کردن ساختار تجاوزگر و وابسته، بحث به «گفت‌وگو میان کابل و اسلام‌آباد» تقلیل داده می‌شود؛ گویی مسئله، اختلاف دو دولت هم‌سطح است، نه فشار یک دارالکفر نظامی بر دارالاسلام مستقل؟

این‌گونه نشست‌ها، در عمل، کارکرد دینی برای مهار خشم مردم دارند؛نه برای احقاق حق، نه برای دفاع از شریعت، بلکه برای این‌که تجاوز، «سوءتفاهم» جلوه داده شود و وابستگی، «مصلحت سیاسی» نام بگیرد و مقاومت، «تنش‌زا» معرفی شود.

وقتی علما به‌جای ایستادن کنار حق، در چارچوب منافع دولت وابسته سخن می‌گویند، نتیجه‌اش گمراهی امت و تضعیف معیارهای شریعت است.

طرح مفاهیمی مانند «امت پاکستانی» در چنین زمینه‌ای، خود محل پرسش است.

امت در اسلام با عقیده و شریعت تعریف می‌شود، نه با مرزهای ترسیم‌شدهٔ استعمار و نه با دکترین‌های امنیتیِ وارداتی.

وقتی شریعت به حاشیه می‌رود و سیاست‌های آمریکا معیار می‌شود، نام «امت» فقط پوششی لفظی است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با همهٔ فشارها، تن به پیمان‌های امنیتی کفری نداده و حاضر نشده استقلال عقیدتی خود را معامله کند.

همین ایستادگی است که پروژهٔ فشار را فعال کرده و هم‌زمان، بازار مشروعیت‌سازی دینی را در آن‌سوی مرز گرم نگه داشته است.

پس مسئله، «تنش دوجانبه» نیست؛ فشار یک ساختار وابسته بر یک نظام مستقل است و مسئله، «گفت‌وگو» نیست؛ تحمیل چارچوب امنیتیِ آمریکایی است و خطر اصلی، نه جنگ نظامی، بلکه تحریف دینی برای توجیه وابستگی است.

دارالاسلام افغانستان با این سناریو بیگانه نیست و امتِ آگاه، فرق میان نصیحت دینی و مشروعیت‌سازی سیاسی را می‌شناسد.

دین د دارالکفر د سیاست په چوپړ کې؟ (د پاکستان د دولتي نظام همغږي علماوو دریځ د دارالاسلام افغانستان پر وړاندې)

دین د دارالکفر د سیاست په چوپړ کې؟ (د پاکستان د دولتي نظام همغږي علماوو دریځ د دارالاسلام افغانستان پر وړاندې)

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

د مولانا فضل‌الرحمن وروستۍ څرګندونې او د «وحدت امت پاکستانی» تر سرلیک لاندې غونډه، تر هغه زیات چې د امت دفاع وي، د پاکستان د وابسته پوځي–سیاسي نظام لپاره د دیني مشروعیت جوړولو هڅه ده؛ هغه نظام چې کلونه کېږي د امریکا په تګلاره روان دی او نن د ولسي فشار د کمولو لپاره د دین له نومه کار اخلي.

اصلي پوښتنه دا ده:

که پر افغانستان برید «د توجیه وړ نه دی»، نو ولې د تجاوز ریښه نه ښودل کېږي؟

ولې د دارالکفر د تیري کوونکي جوړښت پر ځای، موضوع د «کابل او اسلام‌اباد ترمنځ اختلاف» ته راکمول کېږي؟

ایا دا مساوي اړخونه دي، که پر دارالاسلام د یوه وابسته نظام فشار؟

دین د ولس د ارامولو لپاره؟

دا ډول ناستې په عمل کې د ولس د غوسې د مهارولو دینی وسیلې دي؛ نه د حق لپاره، نه د شریعت د حاکمیت لپاره، بلکې د دې لپاره چې:

• تجاوز «سوء تفاهم» وښودل شي؛

• وابستګي «سیاسي مصلحت» ونومول شي؛

• او د دارالاسلام خپلواکه دریځ «تنش‌زوونکی» معرفي شي.

کله چې علما د حق تر څنګ ودرېږي نه، بلکې د دولت د ګټو په چوکاټ کې خبرې کوي، پایله یې د امت ګمراه کول او د شریعت معیار کمزوری کول دي.

امت که د سیاست جوړ شوی نوم؟

د «امت پاکستانی» اصطلاح دلته خپله د پوښتنې وړ ده.

امت په اسلام کې د عقیدې او شریعت پر بنسټ ولاړ دی، نه د استعمار پر کرښو، نه د امنیتي ډکترینونو پر اساس.

کله چې شریعت شاته شي او د امریکا غوښتنې مخ ته راشي، د «امت» نوم یوازې تش سیاسي پوښ پاتې کېږي.

دارالاسلام افغانستان؛ سره کرښه

دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان، سره له سختو فشارونو، د کفري امنیتي تړونونو منلو ته غاړه نه ده ایښې او خپل عقیدتي استقلال یې نه دی پلورلی.

همدا استقلال د فشار پروژې ته زور ورکړی او هم‌مهاله یې د هغې خوا د دیني مشروعیت بازار ګرم کړی.

پایله. روښانه دریځ

• موضوع «دوه‌اړخیزه شخړه» نه ده؛ بلکې د یوه وابسته نظام فشار پر یو خپلواک دارالاسلام دی.

• موضوع «خبرې اترې» نه دي؛ بلکې د امریکایي امنیتي چوکاټ تپل دي.

• او تر ټولو لوی خطر، جګړه نه ده؛ بلکې د دین تحریف د وابستګۍ د توجیه لپاره دی.

دارالاسلام افغانستان دا سناریو پېژني، او ویښ امت د دیني نصیحت او سیاسي مشروعیت‌سازۍ ترمنځ توپیر ښه درک کوي.