مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (1)

مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (1)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه می گوید: هیچ کس حق ندارد تعریف و تمجید و نکوهش، حُبّ و بُغض، و دوستی و دشمنی را به اسمِ قبیله، شهر، مذهب یا راه و روشی که به یکی از ائمه و مشایخ نسبت می‌دهند، یا به دیگر انتسابها، وابسته بداند. به همین دلیل هر کس مؤمن است، موالات و دوستی با او واجب است از هر قشری که باشد؛ و اگر کافر است، باید با او معادات و دشمنی داشت و وی را دشمن دانست، از هر قشری که باشد؛ و کسی که ایمانی آمیخته با فسق و فجور دارد، بر حسب ایمانش باید با او موالات داشت.[1]

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه در جای دیگری می گوید: هر کس شخصی غیر از رسول الله صلی الله علیه وسلم را انتخاب کند و دوستی و همسویی با این شخص را معیارِ اهل سنت و جماعت بودنِ افراد قرار داده و مخالفینش را از اهل بدعت و جدایی‌طلبان بخواند، خودش مبتدع و جدایی‌طلب و اخلال‌گر محسوب می‌شود.[2]

متوجه شدی مولوی کوهی صاحب؟

این منهج اهل سنت و جماعت در چگونگی تنظیم روابط اجتماعی با افراد است و برای ما معیار و محک قانون شریعت الله است نه اشخاص، و خط قرمز ما شریعت الله و منهج صحیح اسلامی است نه اشخاص، آنهم شخصی چون مولوی عبدالحمید که می گوید اگر اکثریت مردم بخواهند، از حکومت اسلامی و اسلام صرفنظر می کنم و به حکومتی کفری و ارتدادی رضایت می دهم.

لازم به ذکر است که مولوی کوهی دیروز (۲۴ بهمن۱۴۰۴)در مراسم نماز جمعه پشامگ می گوید: «شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید خط قرمز و زبان گویای اهل‌سنت» است.

 نخیر مولوی صاحب، یا منهج اهل سنت و جماعت را اصلاً نفهمده ای، یا اصلاً نمی دانی اهل سنت و جماعت یعنی چه؟ تو از این شخص بتی ساخته ای که عده ای با کنار زدن قرآن و سنت صحیح و منهج صحابه و اهل سنت و جماعت در حال پرستش آن هستند به همین دلیل است که می گوئی: “بدانید که سخنان ایشان تنها متعلق به خودش نیستند وی به نمایندگی از علمای اهل‌سنت صحبت می‌کند. صدای ایشان صدای کل اهل‌سنت است.”

خودت هم را این را می دانی که این سخنت عین دروغ و دغل بازی است؛ چون اولاً کل اهل سنت فقط شامل چند صد هزار بلوچ حنفی مذهب نمی شود بلکه نزدیک به دو ملیارد اهل سنت وجود دارد، علاوه بر این، در ایران هم چندین ملیون اهل سنت وجود دارد که دارای تفکر و دیدگاه خاص خود هستند و مولوی عبدالحمید برایشان محلی از اعراب ندارد.

اینکه شبکه های ماهوراه ای مثل کلمه یا مرتدینی سکولار چون ربع پهلوی و غیره او را بزرگ کرده اند و به خاطر تناقض گوئی ها و سخنانی که به نفع کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی می گوید او را برجسته کرده اند و مریدان شبکه های ماهوره ای و مجازی هم از او اسم می برند دلیل بر این نیست که او صدای کل اهل سنت باشد. حتی در بلوچستان هم صدای تمام حنفی مذهبها نیست چه رسد به این که در سایر مناطق اهل سنت ایران صدای شافعی مذهبها و سایر مذاهب اهل سنت باشد.

مولوی صاحب، لطف کنید و برای اهل سنت و جماعت به صورت مستدل و موردی مسخص کنید که با چه استدلالی موضع گیری 600 عالم اهل سنت در برابر سخنان آشفته و موضع گیری های ضد شرعی و سکولاریستی مولوی عبدالحمید را زیر سوال می برید و ادعا می کنی که “علمای اهل‌سنت به اندازه سر سوزنی از سخنان حضرت شیخ‌الاسلام موضعی دیگر ندارند و حتی کم‌ترین فکر و خیالی هم برخلاف دیدگاه و سیاست ایشان نداریم.”

این علمائی که از آنها اسم می بری کدامها هستند؟ تو می توانی از سوی خودت حرف بزنی، اما با چه دلیلی از سوی صدها عالم اهل سنت و عوام اهل سنت صحبت می کنی؟ مگر از آنها پرسیده ای؟

این را بدان زمانی که مولوی عبدالحمید به حاکمیت کفری و سکولاریستی به جای حاکمیت اسلامی راضی می شود و حاضر نیست همچون ابوبکر صدیق رضی الله عنه و اجماع صحابه رضی الله عنهم اجمعین در جنگ با مرتدین عمل کند دیگر ربطی به منهج اهل سنت و جماعت ندارد و به قول ابوولید المصری رحمه الله مولوی عبدالحمید در مسیر اسلام آمریکائی – صهیونی جدید قرار دارد و مبلغ اسلام سکولار و لیبرالی است که کیلومترها از منهج و مسیر اهل سنت و جماعت فاصله دارد.


[1] ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج۲۸ ص ۲۲۷-۲۲۹.

[2] ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج ۳ ص ۳۴۷

لجاجت و تلبیس در مواضع مولوی عبدالحمید علیه مصالح امت اسلامی

لجاجت و تلبیس در مواضع مولوی عبدالحمید علیه مصالح امت اسلامی

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در برهه حساس کنونی که تقابل میان جبهه توحید و جنود کفر به اوج خود رسیده است، ضرورت تبیین و روشنگری درباره مواضع دوگانه و انحرافی برخی چهره‌ها، تکلیفی شرعی بر دوش نخبگان امت است.

یکی از مواضع دوگانه ای که خاص و عام اهل سنت و جماعت را متعجب کرده است معمای سکوت مولوی عبدالحمید و بسیاری دیگر از خطبای مساجد در برابر قرآن سوزی و توهین پیروان پهلوی مرتد به مقدسات اسلامی و خود اسلام است.

در حالی که جهان اسلام از اهانت‌های سیستماتیک به ساحت مقدس قرآن کریم در قلب اروپا به خشم آمده، سکوت سنگین مولوی عبدالحمید در قبال این جنایات فرهنگی-دینی، لکه‌ای تاریک در کارنامه ایشان است. کسی که مدعی خیرخواهی است، چگونه می‌تواند در برابر آتش زدن کلام‌الله توسط سکولاریستهای مرتد خاموش بماند، اما برای تضعیف اقتدار دارالاسلام هر هفته تریبون خود را فعال کند؟ این سکوت، نه‌تنها بی‌تفاوتی، بلکه چراغ سبزی به دشمنان شریعت تلقی می‌شود.

یکی از بزرگترین تناقضات رفتاری ایشان، قرار گرفتن در جبهه‌ای است که رهبران آن جنایتکارترین دشمنان اسلام یعنی صهیونیسم بین‌الملل و استکبار آمریکایی هستند. حمایت‌های علنی و غیرعلنی جریان‌های وابسته به نتانیاهو و ترامپ از مواضع ایشان، نشان‌دهنده یک «انحراف عمیق» است. چگونه ممکن است ندای یک عالم دینی با شعارهای قاتلان کودکان غزه و عاملان اسلام‌هراسی در جهان هم‌سو شود؟ این هم‌گرایی، خروج از دایره غیرت اسلامی و افتادن در دام فتنه دجالان زمان است.

البته خطرناک‌ترین بخش عملکرد مولوی عبدالحمید، استفاده ابزاری از آیات قرآن و احادیث نبوی برای توجیه جریان‌های دین‌ستیز و سکولار است. ایشان با تقطیع نصوص دینی و تفسیر به رأی، به دنبال مشروعیت‌بخشی به مطالبات کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی است که اساساً با مبانی حاکمیت الهی در تضادند. این «تلبیس» (پوشاندن حق بر باطل)، باعث گمراهی بخشی از توده‌ها و ایجاد شکاف در بدنه مسلمین می‌گردد؛ امری که در لسان روایات از آن به عنوان «فتنه علمای سوء و الریبضه» یاد شده است.

اصرار بر تکرار مواضعی که تنها سود آن به جیب رسانه‌های معاند و اتاق فکرهای غربی می‌رود، نشان‌دهنده لجاجتی است که از مرز نقد خیرخواهانه عبور کرده و به فاز تقابل مستقیم با مصالح کلان امت رسیده است. ایشان به جای دعوت به وحدت علیه کفر جهانی، با دوقطبی‌سازی‌های کاذب، امنیت و ثبات دارالاسلام را هدف گرفته است که این خود بزرگترین خدمت به پروژه‌های آمریکائی – صهیونیستی در منطقه است.

به همین دلیل، روشنگری در قبال این جریان، وظیفه‌ای است برای صیانت از عقیده و مرزهای فکری امت. لجاجت در برابر حق و هم‌سویی با دشمنان قرآن، مسیری است که پایان آن جز انزوا در میان مؤمنان و روسیاهی در تاریخ مردم و بازخواست سخت در پیشگاه عدل الهی نخواهد بود.

.

فریادِ هرزه های مرتد سکولار ایرانی از حنجره‌ی مدعیانِ دین بلوچ و خیانت به عزت و ناموسِ امت در پای طاغوتِ پهلوی

فریادِ هرزه های مرتد سکولار ایرانی از حنجره‌ی مدعیانِ دین بلوچ و خیانت به عزت و ناموسِ امت در پای طاغوتِ پهلوی

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

نزدیک به پنج جمعه است که منتظرم مولوی عبدالحمید این همه توهین به الله و قرآن و اسلام و مسجد و مقدساتی که توسط مرتدین سکولار طرفدار ربع پهلوی مرتد شد را نقد و رد کند اما نه تنها سکوت کرده بلکه در راستای اهداف این مرتدین سکولار و با ادبیات دیگری در حرکت است.

همه می دانیم که نقد با دلیل و مستند با توهین فرق دارد و حتی بر اساس قوانین سکولاریستی غربی توهین به دین و مقدسات نه نشانه دموکراسی است و نه با ادعای آزادی و پلورالیسم نسبتی دارد، بلکه مصداق بارز نفرت‌پراکنی و تحریک مذهبی محسوب می‌شود، با این وجود مولوی عبدالحمید بر اساس این دموکراسی که گاهگاهی از آن صحبت می کند نیز از مقدسات مسلمین دفاع نکرده است.

در حالی که دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام برای نابودی اقتدار بلاد اسلامی دندان تیز کرده‌اند، شنیدن زمزمه‌های کنار زدن حاکمیت اسلامی و پذیرش حاکمیت کفری و ارتدادی از زبان کسانی چون مولوی عبدالحمید که جامه دین بر تن دارند، خنجری است که از پشت بر پیکر امت فرو می‌رود. خطاب به مولوی عبدالحمید و همفکران سکولار او که قبله‌نمای خود را به سمت واشنگتن تنظیم کرده‌اند، باید حقایقی را از متن قرآن و واقعیت‌های سیاسی بازگو کرد.

خداوند متعال در قرآن کریم، سیمای کسانی را که علم دین دارند اما در خدمت کفار و هوای نفس قرار می‌گیرند، با تندترین تعابیر ترسیم کرده است. همان‌گونه که شما با رویکردی ذلیلانه خواستار تسلیم در برابر آمریکا و غرب هستید، قرآن درباره امثال «بلعم باعورا» می‌فرماید:فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ…» (اعراف/۱۷۶) مَثَل او همچون سگ است که اگر بر او هجوم بری، زبان از کام بیرون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز زبان بیرون می‌آورد.

ای کسانی که برای خوش‌آمدِ آمریکا و مرتدین سکولاری چون ربع پهلوی و سایر اپوزیسیون مرتد ایرانی نعر ی « حاکمیت غیر اسلامی» سر می‌دهید! آیا نمی‌بینید که این رفتارِ ذلیلانه، دقیقاً همان چیزی است که استکبار برای خلع سلاح کردن و سپس درهم شکستنِ ناموس و عزت این سرزمین به آن نیاز دارد؟

این را خوب بدانید که آمریکا و غرب هرگز حتی به دنبال دموکراسی یا حقوق بشر سکولاریستی مورد پذیرش خودشان نبوده و نیستند. مطالبه‌ی اصلی آن‌ها کاملاً روشن است: یا جنگ یا تسلیم و توقف برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و پهپادی.و رها کردن مومنین و مبارزین آزادیخواه خارج از ایران.  

شما که مدعی خیرخواهی هستید، آیا متوجه نیستید که موشک و پهپاد، سپر دفاعی ناموس و خاک این سرزمین اسلامی است؟ اگر این سلاح‌ها را به دشمنِ الله و دشمنِ خلق تحویل دهیم، چه چیزی مانع خواهد شد که چکمه‌پوشان آمریکایی و صهیونیست، خاک و سرزمین و ناموس مسلمین را لگدمال نکنند؟ آیا سرنوشت لیبی، عراق و افغانستان برای شما درس عبرت نیست که پس از خلع سلاح، چگونه به ویرانه‌ای تبدیل شدند؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «أَلإِسلامُ يَعْلُو وَ لا يُعْلَى»[1] اسلام همیشه برتر است و هیچ‌چیز نباید بر آن برتری یابد.

اما شما با دعوت به حرکت به سوی حاکمیت کفری و ارتدادی و رها کردن حکومت اسلامی که تنها ابزار دنیوی جهت محافظت از قوانین شریعت الله و مومنین است و با دعوت به تسلیم در برابر آمریکا و غرب و مرتدین داخلی، در حال ترویج اسلامی هستید که زیردستِ کفر و ارتداد باشد. این نه دین‌داری، بلکه «دین‌فروشی» است. کسی که امنیت و قدرتِ بلاد اسلامی را به لبخندِ گرگ‌های کاخ سفید و تعریفهای مرتدینی چون ربع پهلوی می‌فروشد، خائنی است که بر سرِ عزت و ناموسِ مسلمین معامله کرده است.

چگونه یک مدعیِ مولوی‌گری می‌تواند به نفع خون‌خوارترین و متجاوزترین کشور جهان، یعنی آمریکا، و به نفع مرتدین داخلی سخن بگوید؟ آمریکا کشوری که دستش به خون میلیون‌ها مسلمان آلوده است، همان فرعون و نمرودی است که قرآن ما را از نزدیکی به آن‌ها و نزدیکی به مرتدینی چون ربع پهلوی و سایر سکولاریستهای مرتد برحذر داشته است و می فرماید: وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ (هود/ ۱۱۳) ‏و به ظالمان تکیه مکنید ( که اگر چنین کنید ) آتش جهنم شما را فرو می‌گیرد.

آیا ظلمی بالاتر از کفر و ارتداد و ظالمی بالاتر از کفار اصلی و مرتدین وجود دارند؟

مولوی می دانی به سمت چه ظلمی دعوت می دهی؟ یقین دارم که این نعره های تو و امثال تو به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی، نه از سرِ دلسوزی، بلکه ناشی از جهلی است که بوی خیانت می‌دهد.

عزتِ ما در سایه‌ی «اشداءُ علی الکفار» اعلم از کفار اصلی و مرتدین داخلی و تقویتِ قدرتِ دفاعی و نظامی‌مان است، نه در تسلیم کفار و مرتدین شدن که خروجیِ آن چیزی جز ذلت و نابودی نیست.

بس کنید این نفاق را و بیش از این با سرنوشت و ناموس امت بازی نکنید؛ مومنین، هرگز کسانی را که در لحظه‌ی نبرد، به نفع دشمن پارس کردند، نخواهد بخشید.


[1]  ابن حجر العسقلاني، فتح الباري لابن حجر 3/261

عملیات الخندق . گزارش تفصیلی از حملات و عملیات‌های انجام‌شده توسط مجاهدین تحریک طالبان پاکستان در تاریخ ۲۴ شعبان‌المعظم ۱۴۴۷ هـ.ق، مطابق با ۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶ میلادی

عملیات الخندق . گزارش تفصیلی از حملات و عملیات‌های انجام‌شده توسط مجاهدین تحریک طالبان پاکستان در تاریخ ۲۴ شعبان‌المعظم ۱۴۴۷ هـ.ق، مطابق با ۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶ میلادی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مجموع عملیات‌ها: ۲۱

محل عملیات‌ها:

ولایت لکی مروت: ۵

ولایت دیره اسماعیل خان: ۴

ولایت وزیرستان شمالی: ۴

ولایت وزیرستان جنوبی: ۴

ولایت پشاور: ۱

ولایت بنو: ۱

ولایت پشین: ۱

ولایت تانک: ۱

ولایت لکی مروت

۱. بر پوسته‌ای موسوم به «سره بنگله» در مربوطات ولسوالی نورنگ، با هاوان حمله صورت گرفت که احتمال تلفات قوی گزارش شده است.

۲. در منطقهٔ سره درگه ولسوالی نورنگ، نیروهای ارتش تحت محاصرهٔ مجاهدین قرار دارند و درگیری همچنان ادامه دارد.

۳. بر مخفیگاه سردراز، رئیس کمیتهٔ امن در تختی‌خیل ولسوالی نورنگ، حملهٔ هاوانی انجام شد که طی آن چند تن از اعضای کمیته زخمی شدند.

۴. نزدیک میدان فوتبال منطقهٔ تختی‌خیل ولسوالی نورنگ، بر اعضای کمیتهٔ امن حملهٔ نارنجکی صورت گرفت که گزارش‌هایی از تلفات دریافت شده است.

۵. در منطقهٔ سره درگه – سره بنگه ولسوالی نورنگ، در حملهٔ هاوانی دو نیروی نظامی، از جمله یک میجر، کشته و چند تن دیگر زخمی شدند.

ولایت دیره اسماعیل خان

۱. نصرالله، از نیروهای پلیس مربوط به منطقهٔ نایویله ولسوالی پروآ، در یک حمله کشته شد.

۲. در منطقهٔ سره گره ولسوالی پروآ، نیروهای ارتش و اعضای کمیتهٔ امن کمین مشترکی اجرا کردند. در حملهٔ متقابل، گزارش‌هایی از تلفات طرف مقابل منتشر شده و مجاهدین به‌صورت امن عقب‌نشینی کردند.

۳. در مربوطات ولسوالی درابن، بر یک پوستهٔ پلیس حملهٔ تعرضی انجام شد که دیوارهای پوسته تخریب گردید و احتمال تلفات جانی نیز وجود دارد.

۴. نزدیک منطقهٔ هتاله ولسوالی کلاچی، در امتداد جادهٔ تانک، بر موتر متعلق به DSP کمین زده شد که احتمال تلفات گزارش شده و موتر نیز آسیب دید.

وزیرستان شمالی

۱. در منطقهٔ جلیز زکرخیل ولسوالی میرعلی، بر پوستهٔ نظامی حملهٔ تعرضی انجام شد که احتمال تلفات قوی وجود دارد.

۲. در مربوطات ولسوالی میرعلی، ارتباط زمینی کمپ نظامی حسوخیل با خیسور قطع شد. همچنین ماین‌هایی کار گذاشته شده و کمپ از یک جهت در محاصره قرار گرفته است.

۳. بر پوستهٔ نظامی شش‌کروز در میرعلی، حمله انجام شد که احتمال تلفات جانی گزارش شده است.

۴. در منطقهٔ تپّی ولسوالی میرانشاه، بر پوستهٔ پیران حمله صورت گرفت که احتمال تلفات وجود دارد.

وزیرستان جنوبی

۱. در امتداد جادهٔ عمومی واڼا – دیره اسماعیل خان، نیروهای امنیتی محافظ کاروان نظامی هدف کمین قرار گرفتند که طی آن یک نظامی کشته و چند تن دیگر زخمی شدند.

۲. در منطقهٔ شین ورسک ولسوالی واڼا، در حمله با درازکوف یک نظامی کشته و یک دوربین امنیتی تخریب شد.

۳. در منطقهٔ خیسوره ولسوالی تیارزه، بر قلعهٔ نظامی حمله انجام شد که احتمال تلفات گزارش شده و یک دوربین امنیتی تخریب گردید.

۴. در منطقهٔ ټپرسر ولسوالی شکتوۍ، در حمله با درازکوف یک دوربین امنیتی تخریب شد.

پشاور

در ولسوالی سیتی، قریهٔ امیرگل، بر اتاق پلیس وابسته به DIG انفجار ماین صورت گرفت که طی آن اتاق تخریب و دو پلیس کشته شدند.

بنو

در منطقهٔ گلبهار چوک ولسوالی میریان، در امتداد جادهٔ CPEC، هنگام تلاش پلیس برای توقف افراد، درگیری رخ داد که طی آن سه پلیس زخمی شدند و مهاجمان عقب‌نشینی کردند.

پشین

در مربوطات ولسوالی چمن، به‌اساس گزارش TIA، یک نیروی FC در حمله کشته شد.

تانک

در منطقهٔ کوټ اعظم ولسوالی گومل، گزارش‌هایی از تلفات نیروهای مقابل در پی یک حمله منتشر شده است.

الخندق عملیات. د تحریک طالبان پاکستان د مجاهدینو له‌خوا د ۱۴۴۷هـ‌ق کال د شعبان المعظم په ۲۴مه نېټه چې د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ له ۱۲مې نېټې سره سمون خوري، د ترسره شویو بریدونو او عملیاتو تفصيلي راپور!

الخندق عملیات. د تحریک طالبان پاکستان د مجاهدینو له‌خوا د ۱۴۴۷هـ‌ق کال د شعبان المعظم په ۲۴مه نېټه چې د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ له ۱۲مې نېټې سره سمون خوري، د ترسره شویو بریدونو او عملیاتو تفصيلي راپور!

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

ټولټال عملیات: ۲۱

د عملیاتو ځایونه:

لکي مروت ولایت: ۵

ډېره اسماعیل خان ولايت: ۴

شمالي وزیرستان ولايت: ۴

جنوبي وزیرستان ولایت: ۴

پېښور ولایت: ۱

بنو ولايت: ۱

پشین ولایت: ۱

ټانک ولايت: ۱

لکي مروت ولایت

۱ـ د نورنګ ولسوالۍ اړوند پر سره بنګله نومې پوسته د هاوان پر وسیله برید ترسره شو چې د مرګژوبلې قوي احتمال له ځانه سره لري.

۲ـ د نورنګ ولسوالۍ په سره درګې سیمه کې د ناپاک پوځ عسکر د مجاهدینو تر محاصرې لاندې دي، جګړه لاهم روانه ده.

۳ـ د نورنګ ولسوالۍ تختي خېل د امن کمېټۍ د مشر سردراز پر پټنځای د هاوان په مټ برید کې یوشمېر د کمېټۍ اجیر غړي ټپیان شول.

۴ـ د نورنګ ولسوالۍ د ټپ تختي خېل سیمې د فټبال لوبغالي ته نېږدې د امن کمېټۍ پر غړو د نارنجکو په وسیله برید ترسره شو چې په ترڅ کې د مرګژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي دي.

۵ـ د نورنګ ولسوالۍ سره درګه سره بنګه سیمه کې د هاوان په برید کې د یوه میجر په ګډون دوه تنه اجیر پوځي عسکر هلاک او یوشمېر نور ژوبل شول.

ډېره اسماعیل خان ولایت

۱ـ د پروآ ولسوالۍ د نایوېلې سیمې سره تړاو لرونکی پولیس نصرالله د یوه برید په ترڅ کې ووژل شو.

۲ـ د پروآ ولسوالۍ سره ګره سیمه کې ناپاک پوځ او د امن کمېټۍ غړو په ګډه پر مجاهدینو کمین وواهه، د ځوابي برید په ترڅ کې اجیر دښمن ته د مرګژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي دي، او مجاهدین له سیمې په خوندي ډول وتلو کې بریالي شول.

۳ـ د درابن ولسوالۍ په مربوطاتو کې د پولیسو پر پوسته تعرضي برید ترسره شو چې په ترڅ کې د پوستې دیوالونو تر ډېره ونړېدل او د ځاني تلفانو امکان هم پکې شتون لري.

۴ـ د کلاچې ولسوالۍ هتاله سیمې ته څېرمه د ټانک سړک په اوږدو کې مجاهدینو د ډي ایس پي موټر ته کمین ورکړ چې د مرګژوبلې احتمال پکې شتون لري او موټر یې هم زیانمن شو.

شمالي وزیرستان ولایت

۱ـ د میرعلي ولسوالۍ جلیز زکرخېل سیمه کې پر پوځي پوسته تعرضي برید کې د مرګژوبلې قوي احتمال شتون لري.

۲ـ د میرعلي ولسوالۍ په مربوطاتو کې د تحریک طالبان پاکستان مجاهدینو د حسوخېلو د پوځي کمپ ځمکنۍ اړیکه له خیسور سره پرې کړه، همداراز د یرموک قطعې مجاهدینو ځای ځای ماینونه هم خښ کړي، او دښمن ته په کمین کې ناست دي، او کمپ له یوې خوا په بشپړه توګه د مجاهدینو تر محاصرې لاندې دی.

۳ـ د میرعلي ولسوالۍ په مربوطاتو کې پر شش کروز پوځي پوسته د هشکې په مټ برید کې د ځاني تلفاتو کلک احتمال شتون لري.

۴ـ د میرانشاه ولسوالۍ تپۍ سیمه کې پر پیران پوځي پوسته تعرضي برید ترسره شو چې اجیر دښمن ته پکې د مرګژوبلې اوښتو احتمال شتون لري.

جنوبي وزیرستان ولایت

۱ـ د واڼا ولسوالۍ اړوند د واڼا-ډېره اسماعیل خان عمومي سړک په اوږدو کې د پوځي قطار پر امنیت موظف عسکر د کمیني برید ښکار شول چې په ترڅ کې یو پوځي عسکر هلاک او یوشمېر نور ژوبل شول.

۲ـ د واڼا ولسوالۍ شین ورسک سیمه کې پر پرته پوسته د درازکوف د برید په ترڅ کې یو پوځي عسکر هلاک شو، ترڅنګ یې یوه امنیتي کامره هم تخریب شوه.

۳ـ د تیارزې ولسوالۍ خیسوره سیمه کې پر پوځي کلا تعرضي برید کې اجیر دښمن ته د مرګژوبلې اوښتو کلک احتمال شتون لري، په برید کې یوه امنیتي کامره هم تخریب شوه.

۴ـ د شکتوۍ ولسوالۍ ټپرسر سیمه کې پر پوځي پوسته د درازکوف د برید په ترڅ کې یوه امنیتي کامره تخریب شوه.

پېښور ولایت

د پېښور سيټي ولسوالۍ امیرګل کلي کې د ډي آي جي پر ځمکه جوړه شوې د پولیسو کوټې ته د ماین په مټ انفجار ورکړل شو چې په ترڅ کې کوټه ویجاړه او پکې دوه پولیس هلاک شول، یاد ځای د برحاله پولیسو لخوا د بد فعلۍ د اډې په توګه کارول کېده.

ولس باید خپل بچي د ډي آي جي پولیسو سره له اړیکو لري وساتي.

بنو ولایت

د میریان ولسوالۍ د ګلبهار چوک سیمې اړوند د سي پیک سړک په اوږدو کې پولیسو د تالاشۍ پر مهال د مجاهدینو د ودرولو هڅه وکړه، چې مجاهدینو پرې ځوابي ډزې وکړې چې په پاېله کې درې پولیس ټپیان شول، او مجاهدین په خوندي ډول وتلو کې بریالي شول. الحمدلله

پشین ولایت

د چمن ولسوالۍ په مربوطاتو کې د ټي آي ای د راپور په اساس دندې ته روان د ایف سي عسکر چریکي مجاهدینو له موټر ښکته او په هلاکت ورساوه.

ټانک ولایت

د ګومل ولسوالۍ کوټ اعظم سیمه کې له تعرضي بریده دښمن ته د مرګژوبلې اوښتو راپورونه ترلاسه شوي دي.

پاسخ به بلوف‌های نمایشی اسلام‌آباد، دارالکفر طاری پاکستان در بند اربابان سکولار و اشغالگر خارجی

پاسخ به بلوف‌های نمایشی اسلام‌آباد، دارالکفر طاری پاکستان در بند اربابان سکولار و اشغالگر خارجی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در پی اظهارات اخیر «خواجه آصف»، وزیر دفاع پاکستان مبنی بر احتمال عملیات نظامی در خاک افغانستان پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، تحلیل‌ها نشان از پوشالی بودن این تهدیدات و وابستگی عمیق لشکریان اسلام‌آباد به قدرت‌های استعباری دارد.

هشدارهای مقامات پاکستانی درباره عملیات نظامی در خاک افغانستان، چیزی جز بلوف‌های نمایشی و فرار از بحران‌های داخلی نیست. این لاف‌های نظامی در حالی مطرح می‌شود که ارتش این کشور توان مقابله با چالش‌های امنیتی درون مرزهای خود را ندارد و با فرافکنی، سعی در متهم کردن دیگران دارد.

قدرت ادعایی پاکستان نه از اراده ملی، بلکه نشأت گرفته از خوش‌خدمتی به اربابان خارجی و در رأس آن‌ها آمریکای جنایتکار است. رژیم اسلام‌آباد به عنوان ابزاری در دست شیطان بزرگ، تنها در راستای منافع واشنگتن در منطقه گام برمی‌دارد و هویت خود را در وابستگی به استکبار جهانی تعریف کرده است.

برخلاف تصور سران اسلام‌آباد، قدرت واقعی در دست کسانی است که به نصرت الهی ایمان دارند. مجاهدین دلیر تی‌تی‌پی (طالبان پاکستان) با تکیه بر ایمان و جهاد، لرزه بر اندام مزدوران انداخته‌اند. این وعده الهی است که به اذن الله، مستکبران و غلامان‌شان به زباله‌دانی تاریخ افکنده خواهند شد.

پاکستان که به جای تکیه بر همسایگان مسلمان، به دامن آمریکا پناه برده است، باید بداند که دوران سلطه شیطان بزرگ به پایان رسیده است. مجاهدین راه حق ثابت کرده‌اند که هیچ قدرت مادی نمی‌تواند در برابر اراده ایمانی بایستد و به زودی شاهد اضمحلال نفوذ آمریکا و ایادی منطقه‌ای آن خواهیم بود.

د اسلام‌اباد نمایشي لاپو شاپو ته ځواب؛ د پاکستان دارالکفر د بهرنیو بادارانو په قید کې

د اسلام‌اباد نمایشي لاپو شاپو ته ځواب؛ د پاکستان دارالکفر د بهرنیو بادارانو په قید کې

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

د پاکستان د دفاع وزیر «خواجه آصف» وروستۍ څرګندونې چې د روژې له میاشتې وړاندې یې په افغانستان کې د پوځي عملیاتو احتمالي خبرداری ورکړی، یوازې تشې لاپې او د هغوی د پوچو نمایشونو ښکارندویي کوي. دا ګواښونه د دې ښودنه کوي چې د اسلام‌اباد واکمنان د خپلو بهرنیو بادارانو په غیږ کې څومره بې‌وسه دي.

۱. کاذبې لاپې او د ځواک نمایشي ښکارندویي

په افغانستان کې د پوځي عملیاتو په اړه د پاکستاني چارواکو ګواښونه له حقیقته لرې او یوازې د خپلو داخلي بحرانونو څخه د تېښتې یوه لار ده. د دغه هېواد پوځ چې په خپلو پولو کې د امنیت په تأمین کې پاتې راغلی، اوس غواړي په داسې ډرامو سره خپل کمزوری موقف پټ کړي.

۲. د بهرنیو بادارانو مزدوران او غلامان

د پاکستان ادعا شوی ځواک د ملي ارادې نه، بلکې د بهرنیو بادارانو او په ځانګړي ډول د جنایتکارې امریکا د خوشالولو او غلامۍ ثمره ده. د اسلام‌اباد رژیم د لوی شیطان (امریکا) په لاس کې د یوې آلې په څېر دی چې یوازې د واشنګټن د ګټو لپاره په سیمه کې کارول کېږي.

۳. د مجاهدینو مقاومت او د ذلت برخلیک

د اسلام‌اباد د مشرانو برعکس، واقعي قدرت د هغو کسانو په لاس کې دی چې پر الهي نصرت ایمان لري. د پاکستاني طالبانو (TTP) زړور مجاهدین به د الله په اذن سره دا مزدوران، چې د امریکا غلامي کوي، د تاریخ کثافت‌دانۍ ته وغورځوي. دا د الله وعده ده چې حق به پر باطل برلاسی کېږي.

۴. په سیمه کې د لوی شیطان د واکمنۍ پای

پاکستان چې د خپلو مسلمانو ګاونډیانو پر ځای یې د امریکا لمن نیولې، باید پوه شي چې په سیمه کې د لوی شیطان د قدرت دوره پای ته رسېدلې ده. مجاهدینو ثابته کړې چې هیڅ مادي ځواک د ایماني ارادې په وړاندې نشي درېدلی او ډېر ژر به د امریکا او د هغوی د سیمه‌ییزو لاسپوڅو نفوذ له منځه لاړ شي.

آنچه الله و رسولش می‌گویند حق است و آنچه ترامپ و مولوی عبدالحمید می‌گویند سخن شیطان  و ناحق است

آنچه الله و رسولش می‌گویند حق است و آنچه ترامپ و مولوی عبدالحمید می‌گویند سخن شیطان  و ناحق است

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در روزهایی که اغتشاشگران سکولار ایرانی در دی ماه 1404 با آتش زدن قرآن و هتک مساجد، مقدسات مسلمانان را لگدمال کردند، جای تعجب است که برخی از کسانی که لباس عالم دین دارند، نه تنها با قرآن و شریعت همراهی نمی‌کنند، بلکه عملاً در مسیر دشمنان اسلام قدم برمی‌دارند.

یکی از نمونه‌های روشن، سخنان اخیر مولوی عبدالحمید زاهدانی است که به صراحت از نفی حاکمیت اسلامی و تغییر حکومت به نفع آمریکا و طاغوت حمایت می‌کند و مصداق کسانی می شود که الله جل جلاله در موردشان می فرماید: وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلً (نساء/150) و می‌گویند که به برخی از پیغمبران ایمان داریم و به برخی دیگر ایمان نداریم، و می‌خواهند میان آن ( کفر و ایمان ) راهی برگزینند ( ولی میان کفر و ایمان فاصله‌ای نیست و دو راه بیش وجود ندارد: راه کفر و راه دین ) .‏

این آیه شریفه نشان می‌دهد که کسانی که ایمان خود را گزینشی می‌کنند و حاکمیت اسلام را نمی‌پذیرند، در مسیر باطل و کفر هستند.

باید بدانیم که حاکمیت اسلام حق مسلم امت است؛ همه پیامبران برای اجرای عدالت الهی و حکومت شریعت آمدند و هر کسی بخواهد این حق را نادیده بگیرد و حکومت اسلامی را به کفری تغییر دهد، دقیقاً هم‌صدا با آمریکا، طاغوت و دشمنان اسلام است، ما اگر در حاکمیت اسلامی نواقص و نارسائی هایی می بینیم بر اساس منهج اهل سنت و جماعت موظف به اصلاح نارسائی ها هستیم نه تبدیل کردن حاکمیت اسلامی به حاکمیت کفری و ارتدادی .

الله تعالی با آنکه کسانی که به شریعت الله حکم نمی کنند را کافر و فاسق نامیده در جای دیگری می‌فرماید: وَمَن لَمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده/45) و هر کس به آنچه الله نازل کرده حکم نکند، آنان همان ظالمین و ستمکارانند.

این آیه نشان می‌دهد که نفی حاکمیت اسلام، چه آشکار و چه با لباس عالم دین، ظلم بزرگ و مخالفت با الله است.

علاوه بر این و در این اغتشاشات هرزه های سکولار و عوامل نفوذی دشمنان خارجی، سکوت یا توجیه قرآن‌سوزی و اغتشاشات، نشانه‌ی همدستی با پروژه دشمنان دین است.

اغتشاشگران سکولار قرآن را می‌سوزانند؛ اما سکوت منبرهای ناصح، مشروعیت این هتک حرمت را تقویت می‌کند و مولوی عبدالحمید با سخنانی که به نفی حکومت اسلامی و مشروعیت‌بخشی به دشمنان می‌انجامد، عملاً در مسیر طاغوت و پروژه آمریکایی قرار گرفته است، در اینجا وظیفه هر مسلمانی است که حاکمیت اسلام را پاس بدارد و در برابر هر کسی که آن را نفی می‌کند، موضع گیری شرعی داشته باشد و روشنگری کند.

پس باید یقین داشته باشیم که حق، آن است که الله و رسولش صلی الله علیه وسلم می‌گویند و باطل، آن است که ترامپ، آمریکا و کسانی مانند مولوی عبدالحمید می‌گویند و هرگونه سکوت یا همسویی با اغتشاش و قرآن‌سوزی، خیانت به دین، امت و پیامبران است.

بیایید آگاه باشیم، روشنگری کنیم و با نصرت دین الله، در برابر باطل و پروژه‌های سکولاریستی و آمریکایی بایستیم.

ترویج سکولاریسم در لباس دین و انحراف از رسالت انبیا در خطبه‌های زاهدان

ترویج سکولاریسم در لباس دین و انحراف از رسالت انبیا در خطبه‌های زاهدان

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

جمله ی معروف «سکولاریسم ریش و تیغ نمی‌شناسد» امروز بیش از هر زمان دیگری در فضای سیاسی ایران و بخصوص در میان بلوچهای ئاکستان و ایران مصداق پیدا کرده است. سکولاریسم لزوماً به معنای تراشیدن محاسن نیست، بلکه به معنای کنار زدن احکام الهی از ساحت تدبیر و حاکمیت بر جامعه است؛ حال این عمل می‌خواهد توسط یک کراوات‌پوش در واشنگتن صورت گیرد یا توسط کسی که بر منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم تکیه زده و ردای علم به تن دارد. پس، ریش یا تیغ؛ مسئله این نیست.

توضیح آنکه پس از اظهارات صریح «ربع پهلوی» مرتد سکولار مبنی بر همسویی مولوی عبدالحمید با جریان‌های سکولار و نفی حاکمیت اسلام بر جامعه، انتظار می‌رفت ایشان در تریبون نماز جمعه، مرزبندی خود را با این جریان سکولار و ارتدادی وابسته‌ به آمریکا و نتانیاهو مشخص کند. اما سکوت ایشان و یا بدتر از آن، تکرار همان ادبیات سکولاریستی، نشان داد که این همسویی نه یک اتهام، بلکه یک واقعیت میدانی است. چگونه می‌توان دم از حقوق مردم مسلمان زد اما با جریانی سکولار ارتدادی هم‌صدا شد که تاریخش سرشار از دیکتاتوری و خیانت به دین و ملت و کشور و وابستگی به کفار محارب و اشغالگر خارجی است؟

قرآن کریم به شدت کسانی را که بخش‌هایی از دین را می‌پذیرند و بخش‌های دیگر (به‌ویژه حاکمیت و جهاد) را رها می‌کنند، نکوهش کرده است. تمام انبیای الهی برای استقرار قسط و عدل بر پایه قانون خدا آمدند. حال چطور کسی که خود را وارث انبیا می‌داند، تریبون نماز جمعه را به محلی برای نفی حاکمیت قوانین الهی تبدیل کرده است؟ این رفتار، مصداق بارزِ فروختن دین به بهای جلب رضایت کفار اشغالگر خارجی و جریان‌های معاند و ارتدادی است.

همه داریم می بینیم که در پشت شعار و نقاب دفاع از «حقوق ملت»، بوی خطرناک ارتداد و نفوذ پروژه‌های آمریکایی-صهیونیستی به مشام می‌رسد. هم‌صدایی با مرتدین سکولار داخلی و مهره‌های ترامپ برای تضعیف اقتدار مرکزی ایران، نه تنها خدمت به اهل سنت یا مردم بلوچ نیست، بلکه پهن کردن فرش قرمز برای کسانی است که جز ویرانی ایران (مانند آنچه در لیبی و سوریه انجام دادند) هدفی ندارند.

اگر هدفتان پیاده‌سازی متدهای سکولار و لیبرال غربی در میان بلوچهای اهل سنت است، چرا از کیسه دین هزینه می‌کنید؟ چرا پای «دین‌الله» را وسط می‌کشید؟ مسلمین سراسر دنیا و بخصوص ملت ایران، اعم از شیعه و سنی، در حال بیداری و اصلاح اشتباهات خود هستند و قصد دارند با باورهای دینی زندگی کنند و برای این هدف هم هزینه های زیادی داده و یا در حال هزینه دادن هستند؛ نفی حاکمیت اسلام در واقع توهین به هویت همین ملتی است که مدعی دفاع از آن‌ها هستید.

مولوی عبدالحمید، نگاه کن و ببین، تاریخ نشان داده است که دشمنان اسلام اعم از کفار محارب و اشغالگر خارجی و گروه منافقین داخلی به همراه مرتدین بودمی از «عالمِ بی‌عمل» و «عالمِ همسو» به عنوان ابزاری برای عبور از مقدسات استفاده می‌کنند و سپس او را مانند مهره‌ای سوخته به دور می‌اندازند. بازگشت به آرمان‌های اصیل اسلامی و مرزبندی صریح با دشمنان قسم‌خورده این مرز و بوم، تنها راه حفظ حرمت منبر و محراب است.

مولوی عبدالحمید، توئی که برای سکولاریسم و دور کردن شریعت الله از حاکمیت بر مسلمین دعوت می دهی پیرو مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و اهل سنت هستی یا امارت اسلامی افغانستان که با شعار «یا شریعت یا شهادت» برای حاکمیت شریعت الله هزاران شهید داده و هم اکنون نیز مجاهدین تی تی پی در پاکستان در حال شهید دادن در این مسیر مبارک تطبیق شریعت الله هستند؟

اسلام آمریکایی در پاکستان؛ قرآن در دست، اطاعت از واشنگتن در عمل

اسلام آمریکایی در پاکستان؛ قرآن در دست، اطاعت از واشنگتن در عمل

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

آنچه امروز در پاکستان به نام «دین» و «فتوای علما» عرضه می‌شود، نه اسلام محمدی صلی الله علیه وسلم، بلکه اسلام آمریکایی است؛ اسلامی که قرآن را در دست می‌گیرد، اما در عمل در برابر واشنگتن، ناتو و نظام سکولار سر تعظیم فرود می‌آورد.

حکومت کنونی پاکستان با شریعتِ الله اداره نمی‌شود بلکه بر پایهٔ قوانین سکولار، ساختارهای استعماری و منافع قدرت‌های بیگانه بنا شده است. با این حال، برخی علما و شوراهای موسوم به «دینی»، به‌جای افشای این حقیقت، به توجیه آن مشغول‌اند و با زبان دین، از باطل دفاع می‌کنند.

قرآن در شعار، امریکا در فرمان، این تناقض آشکار است:

• در گفتار: آیه و حدیث

• در رفتار: اطاعت از سیاست‌های امریکا

• در موضع‌گیری: هم‌صدایی با روایت‌های امنیتی غرب

• در عمل: سکوت در برابر ظلم، سرکوب و قوانین غیرشرعی

این همان اسلام آمریکایی است؛ اسلامی که ظلم را «امنیت» می‌نامد و سکولاریسم را «مصلحت» توجیه می‌کند و مقاومت در برابر نظام‌های وابسته را «فتنه» می‌خواند

عالمِ دین، اگر حق را بداند و کتمان کند و در کنار حاکم سکولار بایستد و زبانش علیه مظلومان بسته، اما علیه دارالاسلام‌ها باز باشد

دیگر «عالم ربانی» نیست بلکه عالم درباری و جزئی از پروژهٔ اسلام آمریکایی است.

قرآن درباره چنین کسانی هشدار داده است؛آنان که آیات الهی را به بهای اندک می‌فروشند و دین را ابزار قدرت می‌کنند.

حکومت سکولار پاکستان، هرچند امروز با سرنیزه و رسانه و حمایت خارجی خود را حفظ کرده است، اما سنت الهی تغییرناپذیر است و باطل پایدار نمی‌ماند و حق حتی اگر به تأخیر افتد پیروز خواهد شد.

اسلام آمریکایی شاید بتواند مدتی حقیقت را بپوشاند و مردم را سردرگم کند و ظلم را شرعی جلوه دهد اما در نهایت رسوا می‌شود و روسیاهی آن، بر پیشانی علما و نهادهایی می‌ماند که دین را خرج قدرت کردند؛ هم در دنیا و هم در پیشگاه الله متعال.