فهرست کاملی از نکات طرح به اصطلاح «صلح» ترامپ برای غزه

فهرست کاملی از نکات طرح به اصطلاح «صلح» ترامپ برای غزه

نکات طرح تامپا

1. غزه به منطقه‌ای عاری از افراط‌گرایی و تروریسم تبدیل خواهد شد که هیچ تهدیدی برای همسایگان خود نخواهد داشت.

2. غزه به نفع ساکنان آن که به اندازه کافی رنج کشیده‌اند، بازسازی خواهد شد.

3. اگر هر دو طرف با این پیشنهاد موافقت کنند، جنگ بلافاصله پایان خواهد یافت. نیروهای اسرائیلی برای آماده شدن برای آزادی گروگان‌ها به خط مورد توافق عقب‌نشینی خواهند کرد.

در این مدت، تمام فعالیت‌های نظامی، از جمله بمباران هوایی و توپخانه‌ای، به حالت تعلیق در خواهد آمد و خطوط مقدم تا زمان فراهم شدن شرایط برای عقب‌نشینی کامل و مرحله‌ای، مسدود باقی خواهند ماند.

۴. ظرف ۷۲ ساعت پس از پذیرش عمومی این توافق توسط اسرائیل، تمام گروگان‌ها، زنده و مرده، بازگردانده خواهند شد.

۵. پس از آزادی تمام گروگان‌ها، اسرائیل ۲۵۰ زندانی محکوم به حبس ابد و ۱۷۰۰ نفر از اهالی غزه که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بازداشت شده‌اند، از جمله تمام زنان و کودکان را آزاد خواهد کرد. در ازای هر گروگان اسرائیلی آزاد شده، اسرائیل بقایای ۱۵ نفر از اهالی غزه را آزاد خواهد کرد (فقط به معنای عبارت «بقایا را آزاد خواهد کرد» توجه کنید، به این معنی که آنها اجساد فلسطینی‌ها را «آزاد» خواهند کرد – KC).

۶. پس از بازگشت تمام گروگان‌ها، اعضای حماس که به همزیستی مسالمت‌آمیز متعهد شوند و سلاح‌های خود را تحویل دهند، عفو عمومی دریافت خواهند کرد. به اعضای حماس که مایل به ترک غزه هستند، گذرگاه امن به کشورهای میزبان اعطا خواهد شد.

۷. پس از تصویب این توافق، تمام کمک‌ها بلافاصله به نوار غزه ارسال خواهد شد. حجم کمک‌ها حداقل با حجم‌های تعیین‌شده در توافق‌نامه کمک‌های بشردوستانه ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵، از جمله بازسازی زیرساخت‌ها (آب، برق و بهداشت)، بازسازی بیمارستان‌ها و نانوایی‌ها و تأمین تجهیزات لازم برای پاکسازی آوار و بازگشایی جاده‌ها، مطابقت خواهد داشت.

۸. ورود کمک‌های بشردوستانه به نوار غزه بدون دخالت هیچ یک از طرفین، از طریق سازمان ملل متحد و آژانس‌های آن، هلال احمر و سایر سازمان‌های بین‌المللی که به هیچ یک از طرفین وابسته نیستند، انجام خواهد شد.

بازگشایی گذرگاه رفح در هر دو جهت طبق همان سازوکاری که تحت توافق‌نامه ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ اجرا شده است، انجام خواهد شد.

۹. نوار غزه توسط یک کمیته فلسطینی تکنوکرات (اصطلاح مورد علاقه دموکرات‌های اسلامی – CC) و غیرسیاسی اداره خواهد شد که مسئول تضمین عملکرد روزمره خدمات عمومی و شهرداری‌ها برای اهالی غزه است.

این کمیته متشکل از فلسطینی‌های واجد شرایط و کارشناسان بین‌المللی، تحت نظارت و کنترل یک نهاد انتقالی بین‌المللی جدید – «شورای صلح» – خواهد بود که ریاست و ریاست آن را رئیس جمهور دونالد ترامپ بر عهده خواهد داشت و سایر اعضا و سران کشورها بعداً اعلام خواهند شد، از جمله تونی بلر، نخست وزیر سابق.

این نهاد چارچوب را تعریف و بودجه بازسازی غزه را مدیریت خواهد کرد تا زمانی که تشکیلات خودگردان فلسطین برنامه اصلاحات خود را که در پیشنهادهای مختلف، از جمله طرح صلح ۲۰۲۰ رئیس جمهور ترامپ و پیشنهاد عربستان سعودی-فرانسه، تشریح شده است، تکمیل کند و کنترل نوار غزه را به طور ایمن و مؤثر بازپس گیرد.

این نهاد از پایبندی به بهترین شیوه‌های بین‌المللی برای ایجاد یک سیستم حکومتی مدرن و مؤثر که در خدمت منافع مردم غزه باشد و سرمایه‌گذاری را جذب کند، حمایت خواهد کرد (سرمایه‌گذاری طعمه مورد علاقه کفار است که بسیاری از مسلمانان از آن استفاده می‌کنند – KC).

۱۰. طرح توسعه اقتصادی ترامپ برای احیا و احیای غزه توسط تیمی از کارشناسانی تهیه خواهد شد که به ایجاد برخی از شهرهای شگفت‌انگیز مدرن و پررونق خاورمیانه کمک کرده‌اند.

سازمان‌های بین‌المللی خیرخواه، پیشنهادهای سرمایه‌گذاری متفکرانه و ایده‌های توسعه‌ای قانع‌کننده‌ای را ارائه داده‌اند که برای ترکیب سیستم‌های امنیتی و حاکمیتی طراحی شده برای جذب و حمایت از این سرمایه‌گذاری‌ها، که باعث ایجاد شغل، فرصت و امید برای آینده غزه خواهد شد، بررسی خواهند شد.

۱۱. یک منطقه اقتصادی ویژه با تعرفه‌های ترجیحی و نرخ‌های دسترسی که با کشورهای شرکت‌کننده توافق خواهد شد، ایجاد خواهد شد.

۱۲. هیچ کس مجبور به ترک غزه نخواهد شد و کسانی که می‌خواهند آنجا را ترک کنند، فرصت انجام این کار و بازگشت را خواهند داشت. ما مردم را به ماندن تشویق خواهیم کرد و به آنها فرصت خواهیم داد تا غزه‌ای بهتر بسازند.

۱۳. حماس و سایر جناح‌ها موافقت می‌کنند که به هیچ شکلی، مستقیم یا غیرمستقیم، در اداره غزه مشارکت نکنند. تمام زیرساخت‌های نظامی، تروریستی و تهاجمی، از جمله تونل‌ها و تأسیسات تولید سلاح، نابود شده و بازسازی نخواهند شد.

یک فرآیند غیرنظامی‌سازی تحت نظارت ناظران مستقل انجام خواهد شد. این شامل از رده خارج کردن سلاح‌ها به عنوان بخشی از رویه از رده خارج کردن مورد توافق خواهد بود و توسط یک برنامه بازخرید و ادغام مجدد با بودجه بین‌المللی که توسط ناظران مستقل تأیید می‌شود، پشتیبانی خواهد شد.

غزه جدید کاملاً متعهد به ایجاد یک اقتصاد شکوفا و همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگان خود خواهد بود.

۱۴. شرکای منطقه‌ای تضمین می‌کنند که حماس و جناح‌های آن به تعهدات خود عمل خواهند کرد و غزه جدید تهدیدی برای همسایگان یا مردم آن نخواهد بود.

۱۵. ایالات متحده با شرکای عربی و بین‌المللی برای ایجاد یک نیروی موقت بین‌المللی تثبیت‌کننده (ISF) برای استقرار فوری در نوار غزه همکاری خواهد کرد.

نیروهای امنیتی اسرائیل (ISF) نیروهای پلیس فلسطینیِ باتجربه را در نوار غزه آموزش داده و از آنها پشتیبانی خواهند کرد و با اردن و مصر که تجربه گسترده‌ای در این زمینه دارند، مشورت خواهند کرد.

این نیرو یک راه حل بلندمدت برای امنیت داخلی ارائه خواهد داد. نیروهای امنیتی اسرائیل (ISF) با اسرائیل و مصر برای تأمین امنیت مناطق مرزی، به همراه پلیس تازه آموزش دیده فلسطین، همکاری خواهد کرد.

جلوگیری از ورود مهمات به نوار غزه و تضمین جریان سریع و ایمن کالاها برای بازسازی و احیا بسیار مهم است. طرفین بر سر یک مکانیسم حل مناقشه توافق خواهند کرد.

16. اسرائیل غزه را اشغال یا ضمیمه نخواهد کرد. همزمان با برقراری کنترل و ثبات توسط ارتش اسرائیل، نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) نیروهای خود را مطابق با استانداردها، مراحل و جدول زمانی غیرنظامی‌سازی که توسط ارتش اسرائیل، ISF، ضامنین و ایالات متحده توافق شده است، با هدف تضمین غزه‌ای امن که دیگر تهدیدی برای اسرائیل، مصر یا شهروندان آن نباشد، خارج خواهد کرد.

در واقع، ارتش اسرائیل به تدریج قلمرو غزه‌ای را که اشغال کرده است، مطابق با توافقی که با دولت انتقالی به دست خواهد آورد، به ارتش اسرائیل منتقل خواهد کرد که منجر به خروج کامل از غزه می‌شود، به استثنای حضور در یک منطقه امنیتی که تا زمان ایمن‌سازی کامل غزه از هرگونه تهدید تروریستی مجدد حفظ خواهد شد.

۱۷. اگر حماس این پیشنهاد را به تعویق بیندازد یا رد کند، اقدامات فوق‌الذکر، از جمله عملیات امدادرسانی گسترده، در مناطق عاری از تروریسم که از ارتش اسرائیل به نیروهای امنیتی اسرائیل منتقل شده است، ادامه خواهد یافت.

۱۸. یک فرآیند گفتگوی بین ادیان، مبتنی بر ارزش‌های مدارا و همزیستی مسالمت‌آمیز، برای تلاش در جهت تغییر ذهنیت و طرز فکر فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها، با تأکید بر مزایایی که می‌تواند از صلح حاصل شود، ایجاد خواهد شد.

۱۹. با پیشرفت بازسازی غزه و اجرای دقیق برنامه اصلاحات تشکیلات خودگردان، ممکن است سرانجام شرایطی برای مسیری مناسب برای خودمختاری و تشکیل کشور فلسطین، که ما آن را آرمان مردم فلسطین می‌دانیم، ایجاد شود.

۲۰. ایالات متحده گفتگو بین اسرائیل و فلسطینی‌ها را برای توافق در مورد چشم‌اندازهای سیاسی برای همزیستی مسالمت‌آمیز و مرفه آغاز خواهد کرد.

محمود مرداوی عضو ارشد جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در گفت وگو با شبکه الجزیره گفت: طرح ترامپ به دست ما نرسیده و هنوز با هیچ نهاد فلسطینی به اشتراک گذاشته نشده است. ما ابتدا باید این طرح را به صورت کتبی و واضح دریافت کنیم و سپس نظر خود را در مورد آن بیان کنیم.

سلاح مقاومت برای تعرض و تجاوز به کسی نیست بلکه هدف آن تحقق آزادی و استقلال است و با پیشنهادی که دربرگیرنده تعیین سرنوشت ملت فلسطین توسط خودشان نباشد و از آنها در مقابل کشتار و نسل کشی محافظت نکند، موافقت نخواهیم کرد.

درس‌های تاریخ از صلاح‌الدین ایوبی و غفلت امروز مسلمانان از وحدت

درس‌های تاریخ از صلاح‌الدین ایوبی و غفلت امروز مسلمانان از وحدت

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در تاریخ اسلام، نمونه‌های درخشانی از همبستگی و یاری متقابل مسلمانان وجود دارد. یکی از برجسته‌ترین آن‌ها، شخصیت نورانی صلاح‌الدین ایوبی شافعی مذهب است؛ رهبری که با تکیه بر ایمان، شجاعت و وحدت امت اسلامی توانست صلیبیان را از قدس بیرون کند. او در حالی پرچم جهاد را برافراشت که جهان اسلام درگیر تفرقه و نزاع داخلی بود، اما با استفاده از فرصت، به کمک دولت شیعیان اسماعیلی و فاطمیان مصر شتافت و از امکانات آن برای دفاع از شام و قدس بهره برد.

امروز اما وقتی به وضعیت امت اسلام، به‌ویژه در برابر دشمنان مشترک نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که چنین شخصیت‌ها و چنین روحیهٔ وحدت‌بخش کمتر پدیدار می‌شود.

و امام شافعی رحمه‌الله در رسالهٔ خود تأکید کرده است: اجتماع مسلمین بر حق، بهتر از پراکندگی آنان با بهانهٔ حق است.

همچنین ابن‌تیمیه رحمه‌الله در فتاوی کبری می‌نویسد: پیروزی امت اسلام جز با اجتماع کلمهٔ آنان ممکن نیست؛ هرگاه تفرقه افتد، ذلت خواهد آمد.

به همین دلیل است که ابن تیمه نیز در هنگام حمله ی مغولهای سکولار به سرزمینهای اسلامی به زیر پرچم حاکم اهل بدعت زمان خودش می رود و فتوای جهاد با اشغالگران را می دهد هر چند خودش در نهایت در زندان همین حاکم اهل بدعت مسلمان وفات می کند.

این نصوص قرآنی، احادیث نبوی و اقوال بزرگان اهل‌سنت همگی نشان می‌دهد که عزت و پیروزی مسلمانان در گرو وحدت و اخوت اسلامی است. صلاح‌الدین ایوبی و دیگر مجاهدان تاریخ اسلام با تکیه بر همین اصل توانستند دشمنان را عقب برانند.

امروز نیز اگر امت اسلام بخواهد از زیر سلطهٔ قدرت‌های استکباری و تجاوزکار آمریکا وس یار طاغوتهای حاکم بر مسلمین بیرون آید، چاره‌ای جز بازگشت به مفاهیم اصیل وحدت و اخوت اسلامی که خداوند متعال بدان امر فرموده ندارد؛ وگرنه دشمنان ما را یک‌به‌یک می‌بلعند و از پشت‌ به ما خنجر می‌زنند.

مولوی عبدالحمید در کدام مسیر در حرکت است؟

مولوی عبدالحمید در کدام مسیر در حرکت است؟

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

امروز در ایران، مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل‌سنت زاهدان در خطبه‌های نماز جمعه به جای هدایت دینی، از سیاست صحبت می‌کند؛ گاهی به حکومت ایران پیشنهاد می‌کند با آمریکا صلح کند، گاهی دربارهٔ فلسطین می‌گوید حماس نباید جهاد کند، صلح کند، و چند بار با سخنان مرموز خود مجاهدین حماس را «متجاوز» و «تند رو» خوانده است.

و یا علمای درباری آل‌سعود؛ این علمای نجدی به مردم می‌گویند «ابن سلمان ولی‌امر ماست، نباید بر او انتقاد یا شورش کرد». آیا این علمای خائن نمی‌دانند که ابن‌سلمان و دیگر حکام خائن جزیرهٔ عربی مزدور آمریکا و دستشان به خون مسلمانان آغشته است؟ آیا نمی‌دانند پایگاه‌های نظامی خود را به آمریکا داده‌اند و همان کفار از این پایگاه‌ها مسلمانان را می‌کشند؟

این وضعیت مرا به یاد اشغال افغانستان می‌اندازد؛ زمانی که افغانستان توسط آمریکا و ۴۸ کشور کفر اشغال شده بود، ملاهای زیادی طرفدار «صلح» و ماندن نیروهای اشغالگر بودند. یکی از این خائنان، صبغت‌الله مجددی بود که در مجلس بزرگی در کابل گفت: «اگر حکومت افغانستان با آمریکا مصالحه نکند و به آمریکا پایگاه نظامی ندهد، من از افغانستان هجرت می‌کنم!» یعنی به ماندن کفر در سرزمین اسلام راضی بود. این چه معنایی دارد؟! وقتی کسی مانند صبغت‌الله مجددی چنین سخنی می‌گوید، عوام مردم سخن این دجال را به عنوان سخن یک عالم و استاد می‌پذیرند، در حالی که رضایت به اشغال سرزمین اسلامی خود گناه بزرگی است.

اکنون ببینید مولوی عبدالحمید زاهدانی نیز همین سخن را به مجاهدین حماس و دولت ایران می‌گوید و مردم مسلمان بلوچ، سخنان این فریبکار را که با آیات قرآن و حدیث بازی می‌کند، قبول می‌کنند، چون می‌گویند «این سخن یک عالم است».

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در چنین مواردی هشدار داد و فرمود: سيَأتي علَى النَّاسِ سنواتٌ خدَّاعاتُ يصدَّقُ فيها الكاذِبُ ويُكَذَّبُ فيها الصَّادِقُ ويُؤتَمنُ فيها الخائنُ ويُخوَّنُ فيها الأمينُ وينطِقُ فيها الرُّوَيْبضةُ قيلَ وما الرُّوَيْبضةُ قالَ الرَّجلُ التَّافِهُ في أمرِ العامَّةِ (الألباني، صحيح ابن ماجه3277 ) بزودی بر مردم سالهایی خواهند رسید که در آن سالها دروغگو صادق شمرده می شود و راستگو ،تکذیب می شود و به خائنین اطمینان می شود و امانت داران به خیانت متهم می شوند و رویبضة بدینگونه سخن می گوید.گفته شد: رویبضة چیست؟ فرمود: مردی بی ارزش و فاسد که در امور عامه (مردم) سخن می گوید.

پس ای مسلمانان! هشیار باشید؛ دین خود را از قرآن و سنت اصیل بیاموزید، نه از کسانی که منبر را ابزار سیاست‌های ظالمانه ی غرب پسند کرده‌اند.

جنگ زرگری حکومت سکولار پاکستان با صهیونیستهای اشغالگر

جنگ زرگری حکومت سکولار پاکستان با صهیونیستهای اشغالگر

کاتب: محمد اسامه

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار پاکستان یکی از حکومتهای دست نشانده ی آمریکاست که حتی بخش زیادی از حقوق نظامیان آن توسط آمریکا و آل سعود پرداخت می شود.

همچنین بر کسی پوشیده نیست که آل سعود نیز یکی از گاوهای شیرده و غلام حلقه به گوش آمریکا و یکی از صهیونیستهای مشهور عرب است که روابط تنگاتنگی با رژیم صهیونیستی دارد

و در نهایت، بر کسی پوشیده نیست که ارباب پاکستان و آل سعود در واقع حامی اصلی رژیم صهیونیستی در تمام جنایات و اقداماتش در تمام منطقه و سراسر جهان است.

حالا پاکستان جنگ زرگری را جهت فریب جاهلها راه انداخته به این مضمون که اخیراً، رئیس سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) بیان می کند اسرائیل نباید برای حمله به نیروها و هواپیماهای پاکستانی مستقر در عربستان سعودی برنامه‌ریزی کند و در صورت هرگونه حمله به نیروهای پاکستانی، کشورش پاسخ فوری و قاطع خواهد داد و «پاکستان بلافاصله با موشک، جت‌های جنگنده و پهبادها تلافی خواهد کرد.»

همکاری‌های دفاعی پاکستان با عربستان سعودی، به منظور مقابله با تهدیدات امنیتی است اما غیر از مجاهدین اهل دعوت و جهاد و جبهه ی مقاومت چه کسانی برای خائنین آل سعود تهدید هستند؟

این صحیح است که تنش‌ها میان اسرائیل و سرزمینهای اسلامی همیشه در دستور کار بوده اما آل سعود یکی از جاده صاف کنهای رژیم صهیونیستی بوده است.

در نهایت، با توجه به تحولات کنونی، مومنین اهل دعوت و جهاد باید به دقت این اوضاع را زیر نظر داشته باشند و اجازه ندهند دشمنان با شعور آنها بازی کنند.

ضرورت دیپلماسی و گفتگوهای سازنده در این شرایط میان تمام مومنین اهل دعوت جهاد در چگونگی جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی، بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود تا با جهاد فی سبیل الله و تمرکز بر دشمن اصلی و اتحاد میان تمام نیروهای جهادی و بر اساس منهج صحیح اسلامی صلح و امنیت پایدار در سرزمینهای اسلامی برقرار گردد.

اگر اهل جهادی به جبهه ی مقاومت حامی اهل غزه ملحق شو نه ضد آن

اگر اهل جهادی به جبهه ی مقاومت حامی اهل غزه ملحق شو نه ضد آن

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

عده ای چون جیش العدل نعره می زنند که ما اهل جهادیم و برای اجرای عدالت می جنگیم در حالی که در همان قدم اول با ظلم به اهل غزه شروع کرده اند.

یعنی با ایرانی وارد جنگ شده اند و از پشت به آن خنجر می زنند که ایران بزرگترین حامی جهاد فلسطین و اهل غزه و اصلی ترین نیروی جهادی منسجم در تمام دنیا بر علیه صهیونیستها و تنها قدرتی است که چند دهه ی گذشته مستقیما آمریکا به عنوان حامی اصلی صهیونیستها را مورد حمله قرار داده است.

پس اگر واقعاً به جهاد و اهداف جهاد صادقید، به صف جبههٔ مقاومت اسلامی ملحق شوید که در خط مقدم جهاد جهانی قرار دارند.

این جبهه با شجاعت در دفاع از سرزمین‌های اسلامی ایستاده و هیچ تجاوزگری را بر مسلمین مسلط نمی‌گذارد.

ای پیروان جیش العدل، بس است محکوم کردن زبانی صهیونیستها و جنگیدن به نفع آنها؛ واقعا شرم‌آور است

جبهه ی خود را عوض کنید و  از اسلام، مسلمین و سرزمین‌های اسلامی دفاع کنید

تجاوزگران آمریکائی را با همان شدت در خاک پاکستان پاسخ دهید و به سایر برادران اهل جهاد خود در جهاد با آمریکا و مزدوران داخلی اشان مشغول شوید نه به حامی اصلی جهاد بر علیه آمریکا و اجازه ندهید خون مظلومان پایمال شود.

نتایج دوری از منهج فقهی امام ابوحنیفه رحمه الله در میان بلوچها و حنفی های شرق ایران و آسیای میانه

نتایج دوری از منهج فقهی امام ابوحنیفه رحمه الله در میان بلوچها و حنفی های شرق ایران و آسیای میانه

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

یکی از ریشه‌های اصلی انحراف فکری در میان بخشی از گروه‌های مسلح و غیر مسلح معاصر میان بلوچها و سایر حنفی مذهبهای شرق ایران و هند و پاکستان و آسیای میانه، ترکِ منهجِ متعادلِ امامانِ اهل‌سنت و جماعت و گرایش به افکارِ تند و تکفیری و التقاطی بوده است. این رویکرد، در طول دو سدهٔ اخیر، بارها باعث تفرقه میان مسلمانان و نسبت دادنِ نادرستِ کفر و شرک به اهلِ سنت شده و روحِ اخوتِ اسلامی را شکسته است.

امامانِ بزرگِ اهل‌سنت – مانند امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل – در فقه، اعتقاد و سلوک، بر اعتدال، رحمت، نصیحت و دعوتِ حکیمانه تأکید داشتند و از شتاب‌زدگی در تکفیر و خون‌ریزی پرهیز می‌کردند.

 مفسرانِ بزرگ مانند امام طبری، امام قرطبی و امام فخر رازی در تفسیر قرآن، اصلِ «حفظِ وحدتِ امت» را بارها یادآوری کرده‌اند. همچنین علمای معاصرِ اهل‌سنت، از جمله شیخ احمد شلتوت و شیخ محمد ابوزهره، پیروی کورکورانه از هر منهجِ تفرقه‌افکن را خلافِ اصولِ شریعت دانسته‌اند.

تاریخ به روشنی نشان داده است که هرگاه مسلمانان از این منهجِ ریشه‌دار فاصله گرفته و به افکارِ تنگ و انحرافی آورده‌اند، امت دچار آشفتگی و دشمنی داخلی شده است. راهِ اصلاح برای حنفی مذهبها، بازگشت به همان مدرسهٔ اعتدالِ اهل‌سنت و جماعت و سیرهٔ امامان بزرگ است؛ نه پیروی از جریان‌های تازه‌پدیدی که جز تکفیر و تفرقه، ثمره‌ای برای امت نداشته‌اند.

در میان بلوچهای حنفی مذهب، متأسفانه میان برخی ملاها و مدرسین، منهج مُرجِئه رواج یافته و به نام امام ابوحنیفه رحمه‌الله تبلیغ می‌شود. این جریان، نه تنها با سیره و اصول واقعی امام ابوحنیفه هماهنگ نیست، بلکه باعث شده بسیاری از مردم ناآگاه تصور کنند که پیروی از ابوحنیفه به معنای پذیرش این انحرافات است.

نتیجه این امر، روی‌گردانی بخشی از جامعه از منهج واقعی امام ابوحنیفه رحمه‌الله و در نتیجه گرایش برخی از آنان به جریان‌های افراطی مانند تفکر نجدیت شده است. یعنی ضعف در آموزش صحیح عقیده و فقه امامان اهل‌سنت، خلاّ فکری ایجاد کرده و راه را برای جذب آموزه‌های تند و تفرقه‌افکن هموار ساخته است.

امامان بزرگی مانند ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل، وحدت امت، اعتدال و پرهیز از تکفیر بی‌دلیل را اصل قرار داده‌اند؛ اما وقتی میان مردم خلاّ آموزشی و انحراف فکری پدید می‌آید، حتی نام امامان بزرگ هم می‌تواند بهانه‌ای برای تفرقه و دور شدن از منهج صحیح شود.

در آسیای میانه، هند، پاکستان و افغانستان نیز همچون بلوچستان ایران، بسیاری از مردم و حتی برخی علما خود را پیرو فقه امام ابوحنیفه رحمه‌الله می‌دانند، اما در اصول عقیده و اعتقاد به راه و روش منهج مُرجِئه گرایش پیدا کرده‌اند.

این وضعیت باعث شده مردم ناآگاه گمان کنند پیروی از ابوحنیفه یعنی پذیرش افکار منحرف، در حالی که این دقیقاً خلاف منهج واقعی و متعادل امام ابوحنیفه و اهل‌سنت است.

مرجئه گری نه تنها باعث رشد تفکرات انحرافی چون نجدیت در میان دسته هائی از مومنین شده است بلکه زمینه ساز گرایش به تفکرات کفری سکولاریستی نیز شده است چون در تعریف ایمان نزد مرجئه، عمل جزئی از ایمان نیست و شخص می تواند هر تفکر و عمل کفری انجام دهد و یا هیچ عمل اسلامی انجام ندهد و همچنان مومن باقی بماند. نعوذ بالله.

جمعه خونین زاهدان و بهانه ی انتقام مجوئی غیر شرعی جیش العدل

جمعه خونین زاهدان و بهانه ی انتقام مجوئی غیر شرعی جیش العدل

کاتب: محمد اسامه

با آنکه در حین تحریکات احساسی مولوی عبدالغفار نقشبندی و بعد از اتفاقات 8 مهر 1401 مسجد مکی زاهدان بارها و بارها روشنگری شد که دستهائی درکارند که بلوچهای حنفی مذهب را به عنوان پیاده نظامهای نیابتی خود در اغتشاشات به کارگیرند، اما عده ای از مولوی ها که داری تریبون هستند تنها بعد از پرداخت دیه و زمین به خانواده ی کشته شده ها و زخمی ها بود که از این فتنه و دام صحبت کردند.

تنها بعد از پرداخت دیه و زمین بود که علام کردند ریختن خون نیروهای نظامی و… به بهانه ی 8 مهر زاهدان کاری بیهوده و غیر شرعی است و…

آیا این مولوی ها از همان ابتدا و در حین تحریکات و سخنان تحریک آمیز مولوی نقشبندی و قبل از اتفاق 8 مهر زاهدان نمی دانستند در کشوری قانونمند هر چند مثل اروپا یا هر کشور دیگری باشد برای پیگیری یک اتهام یا جرم باید از کانال قانونی آن کشور اقدام کرد؟

چرا، می دانستند؛ اما جو رسانه ای کفار جهانی و احزاب خارج نشین و دارودسته ی منافقین چنان شدید بود که اگر این حق را بیان می کردند ممکن بود از تمجید شدن توسط رسانه ها محروم شوند و یا به آنها گفته شود حکومتی یا یکی از برچسبهای آماده ای که دشمنان دین و ملت همیشه در آستین دارند.

اما ای مردم بلوچ، هوشیار باشید؛ دست‌هایی که امروز با نام جیش العدل و …  پرچم احقاق حق آسیب دیدگان جمعه ی خونین زاهدان را بالا می برند و اعلام می کنند اقداماتی برای آسیب دیده ها یا بازمانده های 8 مهر زاهدان انجام شده و آنرا ثمره ی تلاش و فشارهای خود می دانند، همان دست‌هایی هستند که دیروز خون مردم بلوچ را به جرمهای واهی یا خون ماموران انتظامی را به بهانه ی انتقامگیری بر زمین ریختند. کسانی که خود را در جایگاه حکومت یا دولت معرفی می‌کنند اما نه قدرت شرعی دارند و نه روح اسلامی، در حقیقت ابزار اجرای طرح‌های دشمنان اسلام‌اند.

آنچه به بازمانده ها یا خود این آسب دیده ها داده شده است توسط همین قانون و از کانال همین سیستم قضائی و به کاگیری وکلاء صورت گرفته نه توسط این گروههای مدعی که خود از عوامل دامن زدن به این فتنه و مصیبت بوده اند.

ای مردم بلوچ،امروز همان‌ها می‌خواهند شما را به جنگ‌های نیابتی با مردم خودتان و حاکمیت بر کشور مشغول کنند تا خونتان ریخته شود، توانتان تحلیل برود و در نتیجه، امنیت اشغالگران در سرزمین‌های اسلامی تضمین گردد. این سیاستِ «مشغول کردن درونی» همان چیزی است که دشمن می‌خواهد: نگه‌داشتن شما در درگیری‌های داخلی، تا آمریکا و اسرائیل و حامیانش نفس راحت بکشند و به اشغال و تجاوز ادامه دهند.

ای اهل فهم و عقل، بیدار باشید، از تفرقه و فریب فاصله بگیرید و هدف اصلی را که اتحاد و دفاع از دین و حریم اسلام است، از یاد نبرید. هیچ‌گاه اجازه ندهید گروههایی چون جیش العدل خونتان و جانتان را وسیله ی تأمین منافع اشغالگران و دشمنان اسلام گرداند.

دغل بازی حکومت سکولار پاکستان در برابر آمریکا و صهیونیستها

دغل بازی حکومت سکولار پاکستان در برابر آمریکا و صهیونیستها

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

این روزها دولت پاکستان با ژستی دلسوزانه مسلمانان را فرامی‌خواند که در برابر تجاوز و سیطره‌طلبی صهیونیست‌ها «منسجم» شوند؛اما این دعوت بیش از آن‌که صداقت باشد، خنده‌آور و دوچهره است؛ زیرا همان پاکستان میزبان  پایگاه نظامی آمریکا به عنوان حامی اصلی صهیونیستها و همچنین میزبان گروههایی چون جیش العدل و انصارالفرقان به عنوان پیاده نظام آمریکا و صهیونیستها در ضربه زدن به حامی اصلی جهاد اهل غزه در خاک خود است.

از همان خاک، با حمایت همین خائنانِ پاکستان و سعودی خون مسلمانان ریخته می‌شود و جنگ‌های ویرانگر به پا می‌شود. چرا سعودی؟ چون چند روز پیش پاکستان و آل سعود با هم پیمان امنیتی بستند.

پاکستان اگر واقعاً صداقت دارد، ابتدا پایگاه‌های دشمنان اهل غزه را از سرزمین‌های خود بیرون کند و دست از یاری ظالمان بردارد، سپس مردم را به مقاومت در برابر همان متجاوزان دعوت کند.

امت اسلامی باید این دوچهرگی را بشناسد و فریب شعارهای توخالی را نخورد؛ وحدت واقعی تنها با صداقت، اخلاص و ایستادن در برابر دشمنان اسلام محقق می‌شود، نه با میزبانی متجاوزان و ریختن خون مسلمانان.

ای بلوچها، ای مسلمانان، ای اهل توحید!

پیش از آن‌که فاجعه‌ای بزرگ‌تر رخ دهد بیدار شوید و حرکت کنید و اجازه ندهید آمریکا و مزدورانش شما را در راه اهداف خود و ضربه زدن به حامی اصلی جهاد اهل غزه ، یعنی ایران خرج کنند.

غزّه شما را به یاری می‌خواند، شما را صدا می‌زند، شما را به غیرت و ایمان فرامی‌خواند.

امروز روز آزمون ایمان و شرف است.

مگر نمی‌شنوید سخن خداوند را که فرمود:وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ (انفال/۷۲) و اگر در دین از شما یاری خواستند، بر شماست که یاری‌شان کنید.

پس یاری رساندن به مظلومان و دفاع از خون بی‌گناهان، واجب ایمانی و انسانی ماست.

تأخیر، خیانت و سکوت، شکستن عهد برادری و بی‌وفایی به فرمان الهی است.

امروز روز عمل است، نه شعار.

کسانی که به یاری اهل غزه نمی شتابند واقعاً مایه ی شرم است که به امنیت و منافع اقتصادی ایران به عنوان بزرگترین حامی اهل غزه ضربه می زنند و خودشان را در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار می دهند.

به امثال جیش العدل باید گفت: بیدار شوید لطفاً. بس است حماقت و خیانت به دین و ملت.

متحدشوید، جدا نشوید: یادبود جمعه خونین 1401 زاهدان

متحدشوید، جدا نشوید: یادبود جمعه خونین 1401 زاهدان

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در تاریخ 8 مهر 1401ش، شاهد حادثه‌ای تلخ در شهر زاهدان بودیم، در سناریویی کاملا احساسی و تحریک کننده توسط مولوی عبدالغفار نقسبندی، تعدادی از نمازگزاران با شعارهای احساسی و با سنگ و چوب و بعدا با اسلحه های گرم به سمت پاسگاه نظامی و نیروهای امنیتی ایران هجوم بردند و در نهایت تعدادی از آنها کشته و زخمی شدند.

این روز نه تنها یادآور خطر سناریوها و نقشه های دشمنان خارجی و داخلی مسلمین است، بلکه نقطه عطفی در تاریخ بیداری اسلامی  به شمار می‌آید که در آن، پرهیز از تفرق و چند دستگی و گرایش به اتحاد و همبستگی اجتماعی به عنوان کلیدی‌ترین محور نجات از نقشه های شوم دشمنان آگاه خارجی و دارودسته ی منافقین داخلی مطرح بوده است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: دُعَاةٌ علَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَن أَجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللهِ، صِفْهُمْ لَنَا، قالَ: نَعَمْ، قَوْمٌ مِن جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، قُلتُ: يا رَسولَ اللهِ، فَما تَرَى إنْ أَدْرَكَنِي ذلكَ؟ قالَ: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ، فَقُلتُ: فإنْ لَمْ تَكُنْ لهمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إمَامٌ؟ قالَ: فَاعْتَزِلْ تِلكَ الفِرَقَ كُلَّهَا، ولو أَنْ تَعَضَّ علَى أَصْلِ شَجَرَةٍ حتَّى يُدْرِكَكَ المَوْتُ وَأَنْتَ علَى ذلكَ.[1]

داعياني مردم را بسوي دروازه هاي جهنم فرا مي­خوانند. كسي كه آنان را اجابت كند، او را در آتش مي­اندازند. [حذیفه می گوید:] گفتم: اي رسول الله! آنان را براي ما توصيف كن. فرمود: «آنان از ما هستند و به زبان ما سخن مي گويند». گفتم: اگر آن زمان را دريافتم، دستور شما چيست؟ فرمود: «با مسلمانان و پيشوا و رهبر آنها باش». پرسيدم: اگر مسلمانان، جماعت و رهبري نداشتند، چه كار كنم؟ فرمود: «در آن صورت، از همة آن گروهها، دوري كن. اگر چه خود را ملزم بداني كه زير يك درخت بماني و در همان حال، مرگ به سراغت بيايد.»

در ایران هم حاکمیت وجود دارد و هم رهبری واحد، و در این کشور به شخصی اتهام زنا زده شده است، کار شرعی این است که باید از کانال همین حاکمیت به این جرم رسیدگی شود نه به صورت شخصی و با اغتشاش و حمله به مراکز نظامی و ….

به نظر شما اگر در هر یک از کشورهای اروپائی یا آمریکائی یا هر کشور دیگری جرمی صورت بگیرد مردم باید چکار کنند؟ اگر مردم به جای رجوع به مراکز قضائی، به مراکز حکومتی و نظامی حمله کنند چه اتفاقی می افتد؟ آیا کسی در دنیا هست چنین حرکتی را قبول داشته باشد؟

در دنیای امروز، که هر روز بیشتر به سمت تفرقه حرکت می‌کند، یادآوری این حقیقت ضروری است که “متحدشوید، جدا نشوید”. اتحاد نه تنها به معنای کنار هم بودن، بلکه به معنای مشارکت در یک هدف مشترک و همفکری برای رسیدن به آن است. هر یک از ما می‌توانیم با عمل به این اصول، راه رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب او رضی الله عنهم اجمعین و دیگر شخصیت‌های تاریخ‌ساز را ادامه دهیم.

یاد بود جمعه ی خونین زاهدان، نه تنها باید به عنوان یک خاطره ی تلخ در تاریخ باقی بماند، بلکه هشداری برای نسل‌های آینده در جستجوی آزادی و عدالت اجتماعی باشد که مواظب باشند دشمنان خارجی و دارودسته ی خارجی احساسات و خون آنها را در مسیر اهداف غیر شرعی و غیر اسلامی خرج نکنند.

 بیایید با هم این پیام را گرامی بداریم و در راستای رسیدن به وحدت و همبستگی تلاش کنیم و از تمام گروههای آشکار تفرقه اندازی چون جیش العدل و انصارالفرقان و سایر گروههای سکولاری چون گروه مجازی سهاب حبیب و سرخوش و … و همچنین از دارودسته ی منافقین داخلی در قالب مولوی و … حذر داشته باشیم و عمل به حدیث رسول اللهص لی الله علیه وسلم الهام‌بخش ما در مسیر تحقق آرمان‌های‌مان باشد.


[1]  أخرجه البخاري (7084)، و مسلم 1847، وأبو داود (4244)، وأحمد (23429)

خون جوانان بلوچ هدیه ی مولوی نقشبندی به تقویت جبهه ی آمریکا و صهیونیستها، اما ….

خون جوانان بلوچ هدیه ی مولوی نقشبندی به تقویت جبهه ی آمریکا و صهیونیستها، اما ….

کاتب: عبدالرحمن براهویی

کسی شک ندارد که اغتشاشات 1401 ایران از سوی اطاقهای فکر غربی ها برنامه ریزی شده بود که توسط احزاب خارج نشین و رسانه های قوی آنها جهت نابودی حاکمیت ایران دامن زده می شد.

 زمانی که ایران بیشتر از چند ماه در تب و تاب این اغتشاشات به سر می برد و بلوچهای اهل سنت تنها نظاره گر این هرج و مرج و فتنه بودند مولوی نقشبندی با سناریویی احساسی و با تحریک جوانان مومن و نمازگذار بلوچ، در نهایت موفق شد بعضی از مردم بلوچ را به جبهه ی اغتشاشاگران ملحق کند.

الله جل جلاله می فرماید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/51) ای مؤمنان! یهود و نصاری را دوستان و تکیه‌گاه و سرپرست خود نگیرید، و هر کس از شما به آنان تکیه کند، از آنان خواهد بود.

مولوی نقشبندی با سوء استفاده از جو به وجود آمده در ایران، بلوچهای ساده و احاساسی را وارد جبهه ی آمریکا و صهیونیستها کرد و به وعده های آنها در سرنگونی حاکمیت ایران تکیه و اعتماد کرد اما ثابت شد که اربابان نقشبندی هم در مورد حاکمیت ایران و هم در مورد مردم ایران دچار اشتباه محاسباتی شدند؛ به همین دلیل با شکست فاجعه باری مواجه شدند.

اما ثمره ی خونهای اهدائی مولوی نقشبندی چه شد؟

آمریکا و صهیونیستها به سادگی این مولوی و دهها مورد دیگر را رها کردند که یا گرفتار قانون و زندان شده اند یا فراری، چون کفار:وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/120) یهود و نصاری هرگز از شما راضی نخواهند شد مگر آنکه از آیین آنان پیروی کنید.

حتی اگر مثل قطر هم به آمریکا و صهیونیستها و غرب تکیه کنند باز وعده های پوشالی آنها، نه محافظ است و نه ضامن عزت؛ بلکه تنها فدا کردن مسلمین و اهداف و آرزوهای حق طلبانه ی آنهاست.

پس دربرابر این کفار اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها بایستیم و از ایمان و اتحاد خود دفاع کنیم و بدانیم که ایمان و اتحاد، قدرت و ایستادگی واقعی است؛ نه فرمانبرداری از اربابان آمریکا.

فاجعه ی خونین مسجد مکی زاهدان و سایر مکانهایی که بلوچهای حنفی مذهب به خاطر تحریکات مولوی نقشبندی خون خود را فدای جبهه ی اغتشاشاگران همسو با ایران در سال 1401 کردند، بزرگترین درس و عبرت برای حال و آیندگان ماست که به جوانان خود اجازه ندهیم بدون تحقیق تابع سخنان تحریک آمیز دارودسته ی منافقین سوء استفاده چی بیافتند.