بازخوانیِ واقعه؛ ناله‌ای بر خاک و خاکستر

بازخوانیِ واقعه؛ ناله‌ای بر خاک و خاکستر

کاتب: محمد اساسمه

برادرانِ ایمانی،

امروزه  زمزمه های جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها بر علیه دارالاسلامهای ایران و امارت اسلامی افغانستان بر سر زبان رسانه های مختلف افتاده است.

آمریکا قلدرانه به ا.ا.افغانستان می گوید بلگرام که بخشی از خاک تو است را به من بده و گرنه بد می بینی و به ج.ا.ایران هم می گوید نباید قدرت بیشتر داشته باشی حالا چه در هسته ای باشد یا در موشکها و… و گرنه باید بد ببینی.

آیا این قلدری ها برای ما پیامی در بر ندارد؟

ما اهل‌سنت در گوشه‌وکنار جهان و در ماقطع مختلف جهادها کردیم. خون‌ها داده شد، دل‌ها سوخت، سرزمین‌ها پیموده شد — و این کارها ستایش‌بردار است؛ زیرا راهِ دفاع از دین و مردم راهِ آسانی نیست. اما پرسشِ اساسی این است که آیا آن همه تلاش، آن همه فداکاری، ثمری معقول و پایدار داشت؟

متأسفانه باید گفت: بخش بزرگی از آن جهادها به‌سببِ منهجِ غلط و سیاستِ تفرقه‌انگیزِ برخی جریاناتِ نجدی، به خاک و خاکستر تبدیل شد. روش‌هایی که اختلاف را تشدید کرد، به‌جای ساختن امت واحد، سرزمینی از تفرقه و سوزاندن سرمایه‌های انسانی و اخلاقی به‌جا گذاشت.

اگرچه تلاش‌های فردی و شورِ مبارزه قابل تحسین‌اند، اما وقتی راهبرد و منطقِ عمل اشتباه باشد، خونِ شهیدان را هدر می‌کند و امیدِ امت را خاکستر می‌سازد.

آری، دو تجربه ی عملی بزرگ ثمر بخش روییدند — « ا.ا.افغانستان و ج.ا.ایران» که دست‌کم در یک بستر تاریخی به مثابه ی نمونه‌هایی از تحقّقِ مذاهب و اندیشه‌ هایی خاص نتیجه داده اند — اما این یک خوشه ی نادر در میانِ خرمنِ سوخته‌هاست، نه سندِ کلی برای اثباتِ روش. اینکه فقط «دو مورد بزرگ» در کنار چندین مورد کوچک به ثمر نشسته اند، باید ما را به خود آورد؛ نه اینکه آن چند تجربه را دلیلِ توجیهِ همه ی روش‌ها سازد.

پس خوانِ ما چیست؟

اول: تقدیر از کسانی که در راه خدا ایستادند — خون و جانِ آن‌ها قابل بی‌توجهی نیست.

دوم: اعتراف به خطا — وقتی روشِ ما به تفرق یا جهل انجامید، باید اعتراف کنیم و از غرور کناره بگیریم.

سوم: بازگشت به مبادیِ اصیل: به قرآن، به سنتِ جامعی که پیامبر نشان داد (سنتِ جهادی که مقید به عدالت و حکمت و حفظِ مصالح امت است، نه تفرقه‌افکنی و تباهی).

چهارم: سیاست و منهجِ واحد: ما نیازمندِ فهم و روشِ راهبردی‌ای هستیم که وحدت را حفظ کند و از فرسایشِ نیروی انسانی و اجتماعی جلوگیری نماید.

برادران! سرنوشتِ امت در گروِ صداقت با خود است: باید جان‌فشانی را بشناسیم، اما مانند گذشته کورکورانه روش را تکرار نکنیم. اگر امروز فقط چند تجربه که نماینده ی چند تفکر و برداشت اسلامی هستند به ثمر نشسته و مابقی، خاک و خاکستر شده‌اند، این فریادِ بیداری است — برای بازگشت به حکمت، اصلاح منهج، و ساختن امتِ واحد که قرآن خواهانش است.

انتشار ویدئوی یک قاتل یهودی در غزه و تأثیرات آن

انتشار ویدئوی یک قاتل یهودی در غزه و تأثیرات آن

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در صورت‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی، قسمت‌های گاه و بیگاهی از واقعیت‌های تلخ اجتماعی و انسانی به نمایش در می‌آید. اخیراً ویدئویی از یک قاتل یهودی، که یک افسر سابق است، منتشر شده است. او در حال آواز خواندن و نشسته بر بولدوزری است که در حال تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها در غزه می‌باشد. این ویدئو نه تنها بحث‌های جدی را در مورد humanidad و حقوق بشر دامن می‌زند، بلکه نگرانی‌های عمیق‌تری را نیز به وجود می‌آورد.

در این ویدئو، قاتل یهودی نه تنها به صورت زنده پخش شده بلکه به نظر می‌رسد که به هدف خود از تخریب اموال فلسطینی‌ها افتخار می‌کند. آواز خواندن او در حالی که در حال ویرانی خانه‌های خانواده‌ها است، احساسات مخاطبان را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود که افراد در سرتاسر جهان به بررسی ابعاد انسانی این قضیه بپردازند.

سخنان و اعمال او به وضوح نشان‌دهنده عدم احترام به زندگی انسانی و حقوق بشر است. چنین رفتارهایی می‌تواند در کوتاه‌مدت اوضاع را به‌هم بزند و باعث تشدید تنش‌ها در منطقه شود.

انتشار این ویدئو همچنین نشان‌دهنده عمق بحران انسانی در غزه است. تخریب خانه‌ها و ویرانی زیرساخت‌های زندگی مردم، نشان‌دهنده چالش‌های بنیادینی است که خانواده‌های فلسطینی با آن مواجهند. اینگونه رفتارها نه تنها به تداوم چرخه خشونت کمک می‌کند بلکه بر درد و رنج مردم بی‌گناه می‌افزاید.

چنین وقایعی می‌تواند به سؤالات جدی در مورد مسئولیت‌های حقوق بشری و حقوق بین‌الملل منجر شود. آیا جامعه جهانی می‌تواند به این رفتارها پاسخی مؤثر دهد؟ آیا امکان ایجاد تغییرات مثبت در سیاست‌های رژیم صهیونیستی وجود دارد؟ این موارد نیازمند نظارت و تحلیل‌های دقیق‌تر از سوی نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری است.

انتشار ویدئوی یک قاتل یهودی در حال تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها، نه تنها تنش‌های موجود را تشدید می‌کند بلکه به عنوان یک زنگ خطر برای جامعه جهانی محسوب می‌شود. این وقایع، برگ‌هایی دردناک از بحران عمیق انسانی در فلسطین را نمایان می‌سازد. لزوم توجه به حقوق بشر و ایجاد فضایی برای اتحاد فراگیر مسلمین جهت تداوم جهاد همه جانبه بر علیه اشغالگران صهیونیست و ارباب اصلی آنها آمریکا، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

جولانی و توطئه ی تغییر برنامه های درس دینی سوریه با درسهای سکولار غربی

جولانی و توطئه ی تغییر برنامه های درس دینی سوریه با درسهای سکولار غربی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در کشور مصر ــ که کشوری سکولار است ــ برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌هایی که زیر نظر الازهر الشریف ، با برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌های زیر نظر وزارت آموزش و پرورش کاملاً متفاوت است.

و با این‌که مصر کشوری است که نه جهاد دارد، نه انقلاب، و رسانه‌ها و برنامه‌هایش با هر چیزی که به دین اسلام مربوط باشد دشمنی می‌کنند، اما با این وجود، نتوانستند منهج الازهر را تغییر دهند!

عجیب است! در مصر با همهٔ آن دشمنی‌ها و فشارها، نتوانستند منهج الازهر را تغییر دهند، اما درسوریه، تنها یک سال پس از انقلاب، در پی تغییر و کم کردن برنامه های درسی دینی به موسیقی و رقص و سایر سرگرمی های سکولاریستی غربی ها برای فرزندان امت اسلامی هستند و در سوریه ی تحت حاکمیت گروه جولانی چنین تغییر بزرگی در منهج آموزشی اتفاق می‌افتد!

البته به مدارس دینی هم یورش آورده اند و مدارس دارالوحی الشریف یکی از این مراکز دینی است.

بی‌گمان منهجی که دارالوحی الشریف برگزیده است، صرفاً مجموعه‌ای از دروس و مواد آموزشی نیست، بلکه نتیجهٔ تلاش مبارک و سال‌ها تجربه، دانش و آزمون است. این منهج بر پایه‌هایی استوار بنا شده که میان حفظ قرآن کریم و فهم عمیق آن، ایمان راسخ، و میان علوم جدید و تربیت ایمانی پیوند برقرار می‌سازد. به‌واسطهٔ این توازن درخشان، مدارس توانسته‌اند نسل‌هایی تربیت کنند که علم و دین را با هم در خود دارند و میان اصالت و معاصرت جمع می‌کنند.

دعوت به تغییر یا لغو این منهج، در حقیقت دعوت به از میان بردن هویت ویژهٔ این مدارس و پاک کردن اثر تربیتی آن‌هاست که همه آن را می‌شناسند و به آن افتخار می‌کنند. هزاران دانش‌آموز و ولیّ امر به این روش و ارزش‌ها اعتماد کرده‌اند. منهج دارالوحی همان روحی است که به مدارس جان می‌بخشد و راه و هدفش را مشخص می‌سازد.

ما تغییر این منهج را رد می‌کنیم، زیرا این منهج عقیدهٔ درست را در دل دانش‌آموز جای می‌دهد و او را بر پایهٔ ارزش‌های قرآنی و اخلاق نبوی تربیت می‌کند؛ در زمانی که جامعه بیش از هر وقت دیگر نیازمند مدارس ایمان‌آفرین و پایدارکنندهٔ عقیده و اخلاق است، مدارسی که فرزندان را از انحراف فکری و فساد اخلاقی حفظ کند.

عدالت نیست که دانش‌آموزان و معلمان را به ترک این منهج وادار کنند، یا آنان را از امتیاز و ویژگی تربیتی‌شان محروم سازند. چنین کاری مانند بسیاری از مؤسساتی خواهد بود که هویت قرآنی خود را از دست داده‌اند. تغییر این منهج باعث می‌شود مدارس به نسخه‌هایی بی‌هویت و شبیه یکدیگر تبدیل شوند، در حالی که دارالوحی اساساً برای آن تأسیس شده که الگو و نمونه‌ای یگانه باشد.

بنابراین، با صراحت و قاطعیت اعلام می‌کنیم که هر تصمیمی برای تغییر منهج دارالوحی الشریف را رد می‌کنیم و بر پایبندی خود تأکید می‌نماییم، زیرا این منهج صرفاً چند ورق درس نیست، بلکه زندگی، هویت، پیام و امانتی است که هرگز در آن کوتاهی نخواهیم کرد.

منهج دارالوحی الشریف کتابی نیست که تغییر یابد، بلکه رسالتی است که پاس داشته می‌شود. ما هرگز نمی‌پذیریم که قرآن را با منهجی دیگر جایگزین کنیم یا میراث آن را از فرزندان‌مان بگیریم.

  • خدایا! مدارس دارالوحی الشریف، شاگردان و معلمانش را حفظ فرما، و آن‌ها را چراغی تابناک برای قرآن و نوری درخشان برای دل‌های فرزندان‌مان قرار بده، نوری که با هیچ تصمیمی خاموش نشود و گذر زمان اثرش را محو نسازد.
  • خدایا! دل‌های ما را بر کتابت استوار بدار، قرآن را در دل فرزندان ما نورانی ساز، و منهج دارالوحی الشریف را دژی استوار برایشان قرار ده تا هیچ تصمیم و روزگاری نتواند آن را تغییر دهد یا خاموش کند.

ای مردم اهل سنت و جماعت ایران و افغانستان، این بخشی از همان چیزی است که گروههای اهل بغی که در راه آمریکا و غربی ها و با نام جهاد و صدها شعار دیگر در حال جنگ هستند برای ملت ما هم می خواهند.

سخنانی چند در دیدار جولانی با صهیونیستهای بخش اقتصادی

سخنانی چند در دیدار جولانی با صهیونیستهای بخش اقتصادی

کاتب: محمد اسامه

قبل از ورود به بحث لازم است به دو نکته  ی مهم توجه کنیم:

  1. صهیونیستها افرادی سکولار و نژاد پرست هستند که مثل تمام سکولاریستهای میان مسلمین و مسیحیت و… هیچ اعتقادی به اجرائی شدن قوانین شریعتهای آسمانی ندارند
  2. یهودی ها پیروان یکی از شریعتهای آسمانی هستند که مثل مسلمین و مسیحی ها معتقد به اجرائی شدن به قانونی هستند که در کتاب مقدس آنها وجود دارد و سکولاریستها را کافر و خارج از ملت خود می دانند.

این تفاوت ساده ی یک یهودی با یک صهیونیست است.

صهیونیستها در بخشهای مختلف نظامی و امنیتی و فرهنگی و رسانه ای و تبلیغی و اقتصادی و علمی و … در خدمت رژیم اشغالگر صهیونیستی حاکم بر سرزمینهای اشغالی فلسطین هستند و ابو محمد جولانی که زمانی توسط گروههایی چون جیش العدل و غیره به عنوان مجاهد معرفی می شد و در مدح او مدیحه سرائی می کردند نه تنها مزدور آمریکا و ترکیه از آب در آمد بلکه نقش یکی دیگر از صهیونیستهای عرب را نیز به عهده گرفت.

در این راستا، ابومحمد جولانی با رونالد، یک میلیارد صهیونسیت، و سربازی در بخش اقتصادی صهیونیستهای اشغالگر دیدار کرد که نشان‌دهندهٔ عمق انحراف و خیانت برخی از کسانی است که خود را «مجاهد» می‌نامیدند امابه تامین منافع دشمنان اسلام مشغولند.  این دیدار نه تنها اعتماد مردم مسلمان در مورد این دسته از تاجران جهاد را زیر سؤال می‌برد، بلکه رسوایی بزرگی برای کسانی چون جیش العدل و انصارالفرقان میان بلوچهای حنفی مذهب نیز هست که با شعار شریعت و جهاد، عملاً در خدمت سیاست‌های صهیونیستی و غربی عمل می‌کنند.

کجاست عزت و قدرت واقعی مجاهدین؟ آیا قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و در جهت خدمت به منافع صهیونیستها همان چیزی است که شما آن را «جهاد» می‌نامید؟ چنین اقداماتی نشان می‌دهد که نام «مجاهد» برای جولانی و جیش العدل و امثالهم جز پوسته‌ای توخالی نیست و در عمل، آن‌ها از مصالح امت اسلامی چشم پوشیده‌اند و به دنبال منافع شخصی و سیاسی خود و دشمنان اسلام و مسلمین هستند.

مردم اهل سنت بلوچستان و همهٔ کسانی که به شریعت الله پایبندند، باید بدانند که چنین گروههایی نه تنها مشروعیت جهاد را خدشه‌دار می‌کنند، بلکه موجب تضعیف مبارزهٔ واقعی علیه دشمنان اصلی اسلام و مسلمین می‌شود.

تحولات اخیر در سازمان ملل: واکنش‌ها به سخنرانی نتانیاهو و پیامدهای آن

تحولات اخیر در سازمان ملل: واکنش‌ها به سخنرانی نتانیاهو و پیامدهای آن

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

همه دیدیم که سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در مجمع عمومی سازمان ملل با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد. حضور او بر روی تریبون و ترک سالن توسط اکثریت نمایندگان کشورها، نشان‌دهنده تنش‌ها و تعارضات عمیق در بر خورد با این جنایتکاران جنگی است.

سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل، که به ترویج دیدگاه‌های اسرائیل درباره تهدیدات امنیتی و ضرورت اقدامات علیه آن‌ها پرداخته بود، با خروج عمده نمایندگان کشورها از سالن همراه شد. این اقدام به‌نوعی نشان‌دهنده نارضایتی جامعه جهانی از سیاست‌های اسرائیل و رفتارهای آن در قبال فلسطینیان و دیگر کشورهای مسلمان است.

در کنار این، تنها گروهی از کشورها، عمدتاً از منطقه خاورمیانه مثل سوریه ی جولانی و آسیای مرکزی، به شنیدن صحبت‌های نتانیاهو ادامه دادند و برخی از آن‌ها به تکرار این ادعا پرداختند که «اسرائیل جهان را از تهدید اسلام نجات می‌دهد».

این رویداد، چالش‌های موجود در روابط میان کشورهای مسلمان و اسرائیل را نشان می‌دهد. در حالی که بسیاری از کشورهای مسلمان به دلیل رفتارهای رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان نسبت به آن انتقاد دارند، برخی دیگر سرمایه‌گذاری در روابط با اسرائیل و بهبود همکاری‌ها را در اولویت قرار داده‌اند.

کشورهای یادشده که به نوعی به عادی‌سازی روابط با اسرائیل تمایل نشان می‌دهند، در تلاش‌اند از منافع اقتصادی و امنیتی این همکاری بهره‌برداری کنند. این موضوع، چرخه‌ای از بحث‌های اخلاقی و سیاسی را به وجود آورده است که بر روی جامعه مسلمان و واکنش‌های آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

سیاستهای اسلام آمریکائی که مولوی عبدالحمید زاهدان مبلغ آن است

سیاستهای اسلام آمریکائی که مولوی عبدالحمید زاهدان مبلغ آن است

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید، امام جمعهٔ اهل سنت زاهدان، در سال‌های اخیر به جای دفاع از هویت اسلامی و دینی مردم بلوچ، عملاً در مسیر سکولارسازی جامعه گام برمی‌دارد. او با سخنان و مواضع خود تلاش می‌کند ارزش‌های غربی و لیبرالی را در میان مسلمانان بلوچ ترویج کند و این را به‌عنوان الگوی «پیشرفت» معرفی نماید و در کنار این، سعی دارد با مطرح کردن سیاستهای ذلیلانه در برابر آمریکا و غربی ها، تسلیم شدن و پذیرش زورگوئی هایی دشمنان را برای مسلمین تنها راهکار نشان دهد.

خطر بزرگ‌تر آن است که عبدالحمید با مطرح کردن خود در سطح منطقه، می‌کوشد تا الگوی فکری و سیاسی برای امارت اسلامی افغانستان (طالبان حنفی‌مذهب) معرفی شود. این در حالی است که او با حذف تدریجی مفاهیم دینی، بی‌اهمیت جلوه دادن احکام شریعت، و دعوت به سازگاری با سکولاریسم، راه را برای فاصله گرفتن مردم و حتی نخبگان دینی از اسلام باز می‌کند.

این روند نه تنها به زیان مردم مسلمان بلوچ است، بلکه در صورت تأثیرگذاری بر طالبان، می‌تواند خطر انحراف از مسیر شریعت و عدالت اسلامی را برای افغانستان نیز به همراه داشته باشد.

…………….

امریکا او آل سعود د سیمې د سیکولر کولو دنده مولوي عبدالحمید ته سپارل

د مولوي عبدالحميد د سکولار کولو پروسه

مولوي عبدالحميد، د زاهدان د اهل سنتو امام جمعه، په دې وروستيو کلونو کې د اسلامي او ديني هويت د دفاع پر ځای، عملاً د مسلمان بلوچانو د ټولنې د سکولار کولو هڅه کوي. هغه د خپلو څرګندونو او دريځونو له لارې هڅه کوي لوېديځې او لېبرالي ارزښتونه د مسلمانانو تر منځ ترويج کړي او دا د «پرمختګ» په نوم وړاندې کړي.

تر ټولو ستره اندېښنه دا ده چې عبدالحميد هڅه کوي ځان د سيمې په کچه د يو فکري او سياسي الګو په توګه مطرح کړي او ځان د افغانستان اسلامي امارت (طالبان د حنفي مذهب) ته د يوې نمونې په ډول وښيي. حال دا چې هغه د ديني مفاهيمو په تدريجي توګه له منځه وړلو، د شريعت احکام بې‌اهميته ښودلو او د سکولاريزم سره د جوړجاړي بلنې له لارې د خلکو او حتا ديني عالمانو د اسلام څخه د لېرې کېدو دروازې پرانیزي.

دغه بهير نه يوازې د مسلمان بلوچانو پر زيان دی، بلکې که پر طالبانو اغېز وکړي، د افغانستان لپاره د شريعت او اسلامي عدالت له لارې د انحراف ستر ګواښ رامنځته کولای شي.

وقوع حادثه ربایش خدمه کشتی آلما و تاثیرات آن بر امنیت دریایی

وقوع حادثه ربایش خدمه کشتی آلما و تاثیرات آن بر امنیت دریایی

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در روزهای اخیر، خبری نگران‌کننده از ربایش خدمه کشتی آلما، وابسته به ناوگان جهانی سومود، توسط یک باند مسلح صهیونیست منتشر شد که موجی از نگرانی‌ها را در زمینه امنیت دریایی به وجود آورده است. این حادثه نه تنها ابعاد انسانی و اخلاقی دارد، بلکه بر سیاست‌های امنیتی و نظامی منطقه‌ای نیز تاثیرگذار است.

ربایش کشتی‌ها و خدمه آن‌ها یکی از معضلات بحرانی است که به‌خصوص در آب‌های بین‌المللی در حال افزایش است. باندهای مسلح، با سوءاستفاده از ضعف‌های موجود در سیستم‌های امنیتی، به راحتی به اهداف خود دست می‌یابند. این مسأله نه تنها نیازمند واکنش‌های قوی‌تری از سوی دولت‌هاست، بلکه همکاری‌های بین‌المللی نیز در این زمینه بسیار ضروری است.

در این بحران، نقش کشورهایی مانند ترکیه و ایتالیا و اسپانیا حائز اهمیت است. در زمینه واکنش به این حادثه، باید به بررسی اقداماتی که این کشورها می‌توانند انجام دهند، پرداخته شود. آیا پهبادهای ترکیه‌ای یا ناوهای ایتالیایی و اسپانیایی می‌توانند به‌عنوان بخشی از عملیات نجات و بازگرداندن خدمه کشتی آلما عمل کنند؟ این موضوع نیاز به بررسی دقیق و همکاری‌های دیپلماتیک در سطح بین‌المللی دارد.

در نهایت، واکنش‌های سیاسی و نظامی به این نوع حوادث می‌تواند تاثیر بسزایی در آینده داشته باشد. با توجه به افزایش خشونت‌ها و ربایش‌ها، لازم است که دولت‌ها با جدیت بیشتری به این مسأله پرداخته و ضمن افزایش امنیت دریایی، به تأمین امنیت و آزادی‌های انسانی نیز توجه کنند.

نکته قابل توجه این است که در چنین موقعیت‌هایی، بحث‌ها و اظهار نظرهای غیرمسئولانه و یاوه‌گویی که توسط برخی افراد بزدل صورت می‌گیرد، تنها به تشدید تنش‌ها و بی‌ثباتی بیشتر منجر می‌شود. این نوع رفتارها باید به شدت محکوم شود و فضای همکاری و همزیستی مسالمت‌آمیز در عرصه بین‌المللی تقویت گردد.

حوادث نظیر ربایش خدمه کشتی آلما نیاز به یک واکنش جامع و جهانی دارند که شامل اقدامات امنیتی، دیپلماتیک و انسانی باشد.

بیانیه ی حماس: در خصوص پاسخ حماس به پیشنهاد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا

بیانیه ی حماس: در خصوص پاسخ حماس به پیشنهاد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم

در تلاش برای توقف تجاوز و جنگ ویرانگری که علیه مردم مقاوم ما در نوار غزه به راه افتاده است، و بر اساس مسئولیت ملی و نگرانی برای اصول، حقوق و منافع عالی مردم ما، جنبش مقاومت اسلامی (حماس) مشورت‌های عمیقی را در نهادهای رهبری خود، مشورت‌های گسترده با نیروها و گروه‌های فلسطینی و مشورت با میانجی‌ها و دوستان برای رسیدن به موضعی مسئولانه در قبال طرح دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، انجام داده است.

پس از بررسی دقیق، این جنبش تصمیم خود را گرفته و پاسخ زیر را به میانجی‌ها ارائه کرده است:

جنبش مقاومت اسلامی (حماس) از تلاش‌های عربی، اسلامی و بین‌المللی و همچنین تلاش‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که خواستار پایان جنگ علیه نوار غزه، تبادل اسرا، ورود فوری کمک‌ها و رد اشغال نوار غزه و آوارگی مردم فلسطین از آن شده است، قدردانی می‌کند.

در این زمینه، و برای دستیابی به آتش‌بس و خروج کامل از نوار غزه، این جنبش موافقت خود را با آزادی همه اسرای زنده و مرده اشغالگر، طبق فرمول تبادل موجود در پیشنهاد رئیس جمهور ترامپ، به شرط برآورده شدن شرایط میدانی برای تبادل، اعلام می‌کند. در این زمینه، این جنبش آمادگی خود را برای ورود فوری به مذاکرات از طریق میانجی‌ها برای بحث در مورد جزئیات این فرآیند تأیید می‌کند.

این جنبش همچنین موافقت خود را با واگذاری اداره نوار غزه به یک نهاد فلسطینی متشکل از تکنوکرات‌های مستقل، بر اساس اجماع ملی فلسطین و حمایت عربی و اسلامی، تجدید می‌کند.

سایر مسائل ذکر شده در پیشنهاد ترامپ مربوط به آینده نوار غزه و حقوق ذاتی مردم فلسطین، به یک موضع ملی جامع مبتنی بر قوانین و قطعنامه‌های بین‌المللی مربوطه مرتبط هستند. این مسائل در یک چارچوب ملی جامع فلسطینی مورد بحث قرار خواهند گرفت که حماس عضوی از آن خواهد بود و به طور مسئولانه در آن مشارکت خواهد کرد.

جنبش مقاومت اسلامی – حماس

حکم هم جبهه ای شدن با آمریکا و صهیونیستها در ضربه زدن به ایران

حکم هم جبهه ای شدن با آمریکا و صهیونیستها در ضربه زدن به ایران

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

متاسفانه زمانی که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند گروههایی چون جیش العدل نیز دعوت به شورش کردند و خود نیز چند عملیات بر علیه ایران انجام دادند و به این شکل خود را در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار دادند. یعنی در واقع و به صورت غیر مستقیم در برابر اهل سنت غزه قرار گرفتند. حسبنا الله و نعم الوکیل.

این عمل جیش العدل و انصارالفرقان از نگاه شریعت اسلام بر اساس مذهب اهل سنت و جماعت دارای حکم خطرناکی است و لازم است طرفداران ناآگاه به شریعت آنها به این حکم شریعت الله آگاه شوند.

به صورت کلی می توان گفت، در بررسی کتاب‌ها و درس‌های دینی در شبه‌قاره هند و آسیای میانه، مخصوصاً میان علما و مولوی‌هایی که خود را پیرو مذهب امام ابوحنیفه رحمه‌الله می‌دانند، مشاهده می‌شود که در موضوع کفر و ارتداد کمتر مطابق با دیدگاه امام ابوحنیفه عمل می‌شود.

این یک معضل تاریخی و عملی است؛ چرا که در دوران اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی، بسیاری از علما و مولوی‌ها همکاری مسلمانان با کفار اشغالگر را ارتداد نمی‌دانستند و حتی امروز نیز اگر گفته شود فلان سیاستمدار مثل کرزی که با دشمنان مسلمانان همراهی کرده، مرتد و کافر است، برخی می‌گویند: «نه، او مسلمان است، نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد و حج می‌رود.»

در حالی که بر اساس فقه امام ابوحنیفه و اصول کلی فقهای اهل سنت، هر مسلمانى که آگاهانه و اختیاراً با اشغالگران خارجی علیه مسلمین همکاری کند، کافر و مرتد است. این حکم شامل کسانی است که برای دشمنان مسلمین کمک، حمایت یا یاری می‌کنند.

همچنین، امام ابوحنیفه رحمه‌الله در مورد جهم بن صفوان، بنیان‌گذار عقاید جهمیه، تصریح کرد که او و پیروانش اهل بدعت و گمراه هستند و عقاید آنان باطل و کفرآمیز است.

امام ابوحنیفه با جهم و پیروانش مخالفت کرد و گفت ایمان فقط معرفت قلبی نیست، بلکه قول و عمل نیز شرط ایمان است. برخی علما و شارحان بعدی، به‌خاطر شدّت انحراف عقاید جهم بن صفوان و مرجئه، برداشت کردند که کسانی که چنین افکاری داشته باشند، کافر و مرتد هستند، هرچند خود امام ابوحنیفه لفظ «مرتد» را برای جهم به صراحت به‌کار نبرده است.

بنابراین، همکاری با اشغالگران خارجی علیه مسلمین، از دیدگاه فقهی امام ابوحنیفه و علما بعدی، مستلزم حکم ارتداد و کفر است.

ای جوان بلوچی که با شعارهای شبه جهادی و اسلامی و با نام دفاع از حق و حقوق اهل سنت و بلوچها و رفع مشکلات اقتصادی و قومیتی و دهها شعار رنگارنگ فریبنده تو را با کفار اشغالگر آمریکائی و صهیونیست «هم جبهه ای» کرده اند، مواظب باش و ببین در چه «مهلکه» ای افتاده ای؟

از نگاه عقل و فطرت سالم هم به این جرم نگاه کنی متوجه می شوی که ضربه زدن به حامی اصلی ملت فلسطین و غزه و کمک به آمریکا و صهیونیستهای وحشی غیر عقلانی و کاری بسیار شرم آور است.

آیا اینهمه جنایت صهیونیستها و آمریکائی ها را نمی بینی؟ ایا نمی بینی حتی از میان کفار جهانی هم افرادی به حمایت از اهل غزه برخاسته اند؟ تو چرا باید خنجری بر پشت حامیان اهل غزه باشی؟