
از اهل بدعت برای ترک دعوت گلایه نکنید
کاتب: محمد اسامه
آنچه به دعوت بر منهاج نبوت معنی می بخشد حرکت بر اساس اولویتهایی است که پیامبر ما و تمام پیامبران از این اولویتها شروع کرده اند، مثل:
- کفر به طاغوت که در هر جای قرآن و سنت صحیح اسمی از طاغوت آمده یعنی کفار و کفر به طاغوت یعنی کفر به کفار که بعد از شیطان و در میان انسانها کفار پنج دسته هستند که عبارتند از: الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/17) 1- یهودی ها 2- مندائیان 3- مسیحی ها 4- زرتشتی ها 5- سکولاریستها (= احزاب = مشرکین)
- برائت از مشرکین (سکولاریستها) که یکی از طاغوتهای پنج گانه ی میان انسانها هستند که علاوه بر کفر به آنها و عقاید آنها باید از خود آنها نیز برائت شود: وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ (توبه/3)
- ایمان به الله : فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ (بقره/256) یعنی بعد از کفر به طاغوت در تمام امور قلبی و زبانی و بدنی در برابر موضع «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» (بقره/285) گرفتن
- دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان که با استناد به سوره ی روم که سوره ای مکی است مومنین قبل از صدها حکم و آداب دیگری که در مدینه یاد گرفته بودند بر دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان تسلط داشتند
- اهل جماعت شدن و دوری از تفرق و فرقه بازی و حزب سازی و ضرار سازی «فَاعْتَزِلْ تِلكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» و اهل جماعت شدن یعنی در دارالاسلام در غیر معصیت الله تابع حاکمیت شدن: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ (بخاری 3606- مسلم 1847)
- و…
اهل بدعت این اولویتها را برهم زده اند و بعضی از برادران و خواهران اهل دعوت از اینها گلایه دارند که چرا به جای پرداختن به امور جرئی و اکثراً تکراری به دعوت سکولاریستهای داخلی نمی پردازند که سالهاست به عنوان بزرگترین آفت میان مسلمین سربرآورده اند؟
بنده بر این باورم اینها اگر به اولویتهای شریعت باز نمی گردند بر اساس «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً» (بخاری3461) از طرف من ابلاغ کنید هرچند يک آيه (=يک مسأله) باشد؛ باید تلاش کرد اینها در همان جایی که ایستادهاند بمانند و در حوزه هایی که تخصص ندارند و نیاز به بیان اولویتهای شریعت دارد ورود پیدا نکنن.
اینها در مواردی اگر کوک و روشن شوند باید وقت زیادی را برای رد شبهات و تخریبات خود آنها و دفاع از منهج صحیح که جاهلانه رد کردهاند یا نادیده گرفته اند هدر دهیم.
باید به اینها سفارش کرد فقط در مسائلی که تخصص دارند وارد شوند و چنانچه در مسائل غیر تخصص خود وارد شوند مردم و بخصوص جوانان را از مردابی بیرون میکشند و به مرداب دیگری میاندازند.
اینها اگر چون فرقه بازانی مثل مولوی عبدالغفار نقشبندی و سایر مولوی های هم مسیر با جیش العدل و انصارالفرقان و… وارد مسائل جهادی شوند جوانان را به قتال الفتنه می کشانند و یا اگر مثل ترشابی وارد مسائل عمومی و سیاسی شوند دقیقاً در نقش «الرویبضة» ظاهر می شوند که غیر از سرگروانی و آشفتگی و هرج و مرج عقیدتی و رفتاری ثمره ای برای مسلمین در بر ندارند و…
از امثال ترشابی و نقشبندی باید خواسته شود در همان آداب حیض و نفاس و دستشوئی و مسائل شخصی و کمی صرف و نحو که یادگرفته اید بمانید و جلوتر نروید که تخصص شما نیست تا فساد به بار نیاورید.
پس از جاهلان و اهل بدعت و گمراهان به خاطر عدم ورود به مسائل مهم اجتماعی و دعوت گلایه نکنید.