فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین. اما بعد:

اگر می بینیم که حکومت غلام و اجیر پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حملات هوائی انجام می دهد و دهها مسلمان افغان را قتل عام کرده است و همزمان با آن و در سایه ی جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران گروههای مزدور را به دارالاسلام ایران می فرستد و در تفتان ولایت سیستان و بلوچستان ایران چند نیروی مسلح ایرانی را می کشد، در واقع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان ریز و درشت آنها در جنگ با دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی را می بینیم .

در این صورت، امت اسلام در این منطقه در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود قرار گرفته و جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به سرکردگی آمریکای متجاوز و رژیم اشغالگر صهیونیستی، چنگ بر پیکره‌ی بلاد مستقل اسلامی انداخته‌اند، و تبیین مرزهای ایمان و کفر و برائت از کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و تمام غلامان این کفار مهاجم و محارب از منظر فقهی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در فقه و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت، «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» از ارکان توحید است.

 این برائت از مشرکین (کفار سکولار) غیر از به سرپرستی گرفتن کفار را نیز در بر می گیرد که الله جل جلاله در مورد آن می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوانِ ولی و یاور و سرپرست خود نگیرید… و هر کس از شما آنان را به سرپرست بگیرد، از آنان خواهد بود.

ما علاوه بر آنکه هیچ یک از کفار پنج گانه ی: 1- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]2- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] 3- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] 4- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/17) را به سرپرستی نمی گیریم از کفار سکولار برائت هم می جوئیم و این همان برائت از مشرکین است، مشرکینی که هم اکنون به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران حمله ور شده اند و سگهای ریز و درشت خود در پاکستان را نیز بر علیه دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان به کار گرفته اند.

در این صورت باید بگوئیم که از منظر فقهی، هرگونه هم مسیری سیاسی، نظامی و اطلاعاتی با دشمنان حربی اسلام (آمریکا و صهیونیسم) که منجر به تضعیف صفوف مسلمانان می شود، خروج از دایره‌ی «ولای ایمانی مومنین» و سقوط در پرتگاه «مظاهرة المشرکین» (یاری کافران  سکولارعلیه مسلمانان) و سقوط در دایره ی ارتداد است.

فقهای بزرگ اهل سنت و جماعت در طول تاریخ بر این «اجماع» داشته‌اند که: «هرگاه دشمن کافر به سرزمینی از بلاد اسلام حمله کند، بر تمام مسلمانان واجب و فرض عین است که از آن دفاع کنند.»

امروز که ایران به عنوان «دارالاسلام» و پیشقراول جهاد با آمریکا و صهیونیسم مورد هجوم قرار گرفته است، هرگونه هم‌سویی، سکوت تاییدآمیز یا همکاری با آمریکا و اسرائیل، از نظر فقهی «خیانت عظمی و ارتداد از اسلام» محسوب می‌شود.

علما تصریح کرده‌اند که «مُظاهَرَةُ الکُفّارِ عَلَی المُسلِمین» (پشتیبانی از کافران بر ضد مسلمانان) از نواقض اسلام است که فرد را از دایره ی اسلام خارج می‌سازد.

کسانی که در لباسِ شیخ، مفتی و و حتی رهبر جهادی، تا دیروز شعار اسلام می‌دادند و امروز در برابر جنایات آمریکا و صهیونیسم و غلامان آنها در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان سکوت کرده و با تماشاچی شدن خود علیه مدافعان اسلام (ایران و جبهه مقاومت و امارت اسلامی افغانستان) با دشمن هم‌صدا شده‌اند، همان « گروه منافقین» عصر حاضرند.

دلیل پنهان شدن و سکوت مرگ‌بار آنان در سوراخ‌های ذلت، «بیماری دل» است: يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ. می‌گویند می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار [از جانب غرب و مرتدین داخلی] به ما برسد.

آن‌ها از خشم آمریکا و صهیونیستها و کم شدن منابع مالی مزدوران و غلامان آنها می‌ترسند اما از قهر خدای جبار نمی‌هراسند. اینان همانند منافقان صدر اسلام، در انتظار شکست جبهه‌ی حق نشسته‌اند تا دوباره با نقاب جدید بر سر سفره‌ی قدرت بنشینند.

برادران و خواهرانِ اهل سنت دارالاسلام ایران:

بدانید که اسلام به ظاهر افراد و القاب «شیخ» و «امیر» و مفتی و مولوی و … نگاه نمی‌کند؛ بلکه ملاک، نصرت دین خدا و ایستادگی در برابر کفار محارب است. کسانی که در برابر این کفار محارب و اشغالگر و مرتدین همسو با آنها سکوت کرده اند راه تزویر را در پیش گرفته‌اند؛ وظیفه‌ی شرعی هر مسلمان است که از این «دین‌فروشان منافق» برائت جسته و در جبهه‌ی واحد اسلام علیه کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل) بایستد.

حمایت از دارالاسمهای ایران و امارت اسلامی افغانستان و جبهه‌ی مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم و مرتدین میان مسلمین، «فریضه‌ی شرعی» است. و هرگونه همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت هر بهانه‌ای، « سقوط در نفاق» و خیانت به الله، رسول و مومنین است.وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (یوسف/ ۲۱) و خداوند بر کارِ خود چیره است، ولی بیشترِ مردم نمی‌دانند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

کاتب: محمد اسامه

هم اکنون و در ماه مبارک رمضان که دارالاسلام ایران در زیر وحشیانه ترین جنگهای تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اینکه مولوی عبدالحمید به همراه پسرش طیب خود را مخفی کرده و صدائی از آنها بلند نمی شود برای بسیاری از افراد طرفدار او جای تعجب است.  

مشکل امثال مولوی عبدالحمید و طرفداران احساسی او در کجاست؟

جُندب بن عبدالله رضی‌الله‌عنه می‌گوید: ما در نوجوانی، ایمان را پیش از قرآن از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آموختیم؛ سپس قرآن را فرا گرفتیم و ایمان‌مان افزوده شد.

این منهج نبوی است؛ ایمانِ ریشه‌دار، قبل از محفوظات و الفاظ.

مشکل امروز کجاست؟

امروز اما، بسیاری که به نام شیخ، مولوی و ملا شناخته می‌شوند، از همین اصلِ بنیادین بی‌خبرند.

قرآن می‌خوانند، اما ایمان نمی‌شناسند.

آیات را حفظ کرده‌اند، اما ولاء و براء را نفهمیده‌اند.

فقه می‌گویند، اما توحید حاکمیت در دل‌شان جا نگرفته است.

نتیجه‌ی ایمانِ نیاموخته

وقتی ایمان پیش از قرآن آموخته نشود، نتیجه روشن است:

  • کفر را با ایمان اشتباه می‌گیرند
  • آمریکا را قبله‌ی حکومتی و فکری خود می‌سازند
  • به‌جای برائت از سکولاریستها(مشرکین)، برایش توجیه شرعی می‌تراشند
  • حاکمان فاسد و مرتدِ مسلمان‌زاده را «ولی‌امر» می‌نامند
  • و اطاعت از ظلم را به نام «مصلحت» و «فقه» ترویج می‌کنند

این‌ها قرآن می‌خوانند، اما قرآن آن‌ها را نساخته است.

ایمان چیست که گم شده؟

ایمان فقط ذکر و تلاوت نیست؛ با در نظر گرفتن تعریف ایمان در حدیث جبرئیل و خروجی آن که قلب و زبان و عمل را در بر می گیرد، از مصداقهای ظاهری ایمان یعنی:

  •  تسلیم در برابر حکم خدا، نه نظم سکولاریستی آمریکا
  • وفاداری به اسلام، نه پروژه‌های سکولار
  • دشمن‌شناسی، نه هم‌سفره شدن با دشمن
  • تبعیت از حق، نه از قدرتهای کافر سکولار خارجی و داخلی

بازگشت به منهج نبوی

اگر ایمان، همان‌گونه که صحابه آموختند، پیش از قرآن در دل‌ها کاشته می‌شد:

  • نه قبله عوض می‌شد
  • نه طاغوت، ولی‌امر نام می‌گرفت
  • نه کفر، لباس اسلام می‌پوشید

قرآن وقتی ایمان می‌سازد که بر قلبِ موحّد نازل شود، نه بر زبانِ توجیه‌گر.

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

امروز شانزده روز است که شاهد جنگ تحمیلی از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونی بر دارالاسلام ایران هستیم شگفت‌زده‌ایم از کسانی در رسانه های ماهوراه ای چون کلمه و غیره و یا در فضای مجازی که در کشورهای غربی یا در امارات و عربستان و غیره ساکنند و خود را پرچمدار «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامند، اما در عمل، پشت به قبله و رو به واشینگتن و تل‌آویو ایستاده‌اند.

این عده یا با زبان و دست در اختیار این جبهه ی کفار محارب برا علیه دارالاسلام هستند که جزو مرتدین به شمار می روند یا با خیانت «سکوت» خود به صورت تماشاچی و نظاره گر درآمده اند وعملا در این جبهه ایستاده اند که جزو گروه منافقین محسوب می شوند؛ در هر دو حالت اینها با «مومنین» نیستند.

 منهج امامان بزرگوار ما همچون امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل رحمهم الله  همواره بر حفظ کیان دارالاسلام و وحدت کلمه در برابر «کفار محارب» استوار بوده است. چگونه دم از سنت می‌زنید در حالی که صریح‌ترین دستور قرآن مبنی بر عدم «موالات» با دشمنان خدا را نادیده می‌گیرید؟

الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به سرپرستی نگیرید؛ آنان دوستان و سرپرستان یکدیگرند. هر کس از شما آنها را به سرپرستی بگیرد، قطعاً از آنان است.

آیا حکمی صریحتر از این می خواهید؟

شماها تنها یهود و نصارا را به سرپرستی نگرفته اید بلکه کفار محارب سکولار(مشرک) را به سرپرستی گرفته اید که از حمایت بسیاری از یهودی زاده ها و مسیحی زاده ها و مسلمان زاده های مرتد و… هم برخوردارند.

ای کسانی که به دلیل اختلافات مذهبی با شیعه، چشمان خود را بر عقیده و منهج اهل سنت و جماعت و بر جنایات صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها بسته‌اید، منهج اهل‌سنت به ما آموخته است که اختلاف در فروعات و حتی برخی اصول، هرگز مجوزی برای هم‌پیمانی با «کفار محارب» علیه یک گروه از منسوبین به قبله و دارالاسلام نیست.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در بحث «دفع دشمن متجاوز» (العدو الصائل) تصریح می‌کند که وقتی دشمن کافر به بلاد مسلمین هجوم می‌آورد، دفع آن بر همه‌ی مسلمانان واجب است و اختلافات داخلی نباید مانع از جهاد علیه کفرِ اصلی شود. شما با بغض و بی‌انصافی، آرای سخیف خود را بر نصّ صریح قرآن مقدم داشته‌اید و در جبهه کسانی ایستاده‌اید که بمب‌هایشان بر سر کودکان غزه و لبنان و اکثر سرزمینهای اسلامی فرود می‌آید.

اتحاد با آمریکا و صهیونیسم تحت عناوین فریبنده‌ای چون «ائتلاف بین‌المللی» یا «مصلحت سیاسی»، از نظر فقهی لغزشگاهی است که به «موالات کبری» منتهی می‌شود. امامان اهل‌سنت «مظاهره الکفار علی المسلمین» (پشتیبانی از کافران علیه مسلمانان) را از موجبات خروج از اسلام دانسته‌اند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «المُسلِمُ أَخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُهُ ولا يُسلِمُهُ» مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند و او را در برابر دشمن رها نمی‌سازد.

شما نه تنها برادران خود را رها کرده‌اید، بلکه با گرا دادن به پهپادهای آمریکایی – صهیونیستی و خوشحالی از ضربات صهیونیست‌ها و آمریکائی ها به جبهه دارالاسلام و مسلمین، عملاً در خون مسلمانان شریک شده‌اید. این تمرد از راهنمایی‌های قرآن، سرانجامی جز تباهی و ارتداد نخواهد داشت.

بس است این همه دروغ و تلبیس، اهل‌سنت واقعی آن مجاهدی است که در قدس و یمن و ایران و سومالی و… لوله تفنگش به سمت اشغالگر است، نه آن مدعی عافیت‌طلبی که در رسانه‌ها، جاده‌صاف‌کن نقشه‌های پنتاگون و موساد شده است.

الله تعالی می فرماید:تَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده/ ۸۰) بسیاری از آن‌ها را می‌بینی که کافران را به سرپرستی می گیرند؛ چه بد است آنچه برای خود پیش فرستادند که خشم خدا بر آن‌هاست و در عذاب جاودانند.

ما به مدعیانی که تحت نام اهل‌سنت که در کشورهائی چون امارات و بحرین و عربستان و اردن و قطر و غیره ، آب به آسیاب صهیونیسم و آمریکا می‌ریزند، می‌گوییم: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» و از همین چند دهه ی گذشته عبرت بگیرید. کسانی که به آمریکا و صهیونیستها تکیه کردند، جز خواری نصیبشان نشد. به منهج امامان خود بازگردید؛ به وحدت و انسجام در برابر دشمن مشترک (آمریکا و اسرائیل) ایمان بیاورید و اجازه ندهید تعصبات مذهبی، شما را به هیزم‌آور آتش کفر تبدیل کند. پیش از آنکه دیر شود و در محکمه مومنین و دادگاه الله به عنوان «خائنین به دین و امت» محاکمه شوید، توبه کنید.

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز 13 روز از معرکه تحمیلی 1404 رمضان کفار آمریکائی و صهیونیست بر دارالاسلام و سرزمین اسلامی ایران می گذرد، در چنین حالتی که چنین سرزمینی اینهمه روز و در جلو چشم تمام مسلمین و کفار جهان در پی حملات ددمنشانه صهیونیستی-آمریکایی در آتش و خون است، بازخوانی تکلیف شرعی مومنین و سلف صالح بیش از هر زمانی ضرورت دارد؛ چون در زمانی که دشمن حربی به خاک اسلام قدم می‌گذارد، دیگر جایی برای درنگ، سکوت و یا مشغول شدن به اختلافات فرعی نیست.

از منظر فقهِ اصیل اسلامی و اجماع امت، هنگامی که دشمن کافر محارب خارجی به سرزمین مسلمین هجوم می‌آورد، جهاد از حالت «فرض کفایی» خارج شده و به «فرض عینی» تبدیل می‌شود.

در این حالت، همان‌گونه که هیچ مؤمنی نمی‌تواند نماز و روزه رمضان را به بهانه اشتغال دیگران ترک کند، دفاع از کیان اسلام نیز بر تک‌تک آحادِ امت واجب می‌گردد. خطبا و مولوی‌هایی که در این شرایط بر طبل اختلافات ریز فقهی می‌کوبند و از تبیین این فرض بزرگ سر باز می‌زنند، در پیشگاه خدا مسئول و در حق امت ستمکارند. اما بدانیم که کوتاهی خواص، رافعِ تکلیف عوام نیست.

سکوت در برابر منکری به بزرگی اشغالگری و کشتار مظلومان، طبق نص صریح حدیث نبوی، مقدمه فروپاشی کل جامعه است. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: إِنَّ الله عز وجل لاَ يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ، حَتَّى يَرُوا الْمُنْكَرَ بَيْنَ ظَهْرَانِيْهِمْ وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَى أَنْ يُنْكِرُوهُ… فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَذَّبَ اللهُ الخاصةَ والعامةَ (رواه احمد).

وقتی منکر آشکاری چون نابودی زیرساخت‌های مسلمین و ریختن خون زنان و کودکان توسط کفار محارب رخ می‌دهد، هر کس به قدر توان خود (از زبان و قلم گرفته تا حضور در میدان) اگر انکار و مقابله نکند، مستحق عذاب الهی خواهد بود. این منکر بزرگ، چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن می‌خواهد که متأسفانه برخی مدعیان علم، آن را از دست داده‌اند.

تاریخِ سلف امت سرشار از درس‌های شکوه و عزت است. در زمان هجوم صلیبی‌ها و یا فتنه تاتار و مغولهای سکولار، سلف صالح و علمای ربانی چگونه عمل کردند؟

آنان اصل را بر فرع ترجیح دادند و تمام اختلافات مذهبی و کلامی را در صندوقچه‌ها نهادند و در برابر «دشمن متجاوز» (العدو الصائل) که به هیچ‌کس رحم نمی‌کرد، جبهه‌ای واحد تشکیل دادند.

به عنوان مثال ابن تیمیه رحمه الله در جریان هجوم مغولهای سکولار فتوا داد که در برابر دشمن مهاجم، حتی اگر لشکریانی با بدعت‌ها و گناهانی در صف مسلمین باشند، باید با آن‌ها متحد شد و علیه کفر حربی جنگید؛ چرا که ضرر سلطه کفر بر سرزمین اسلام، بسیار بزرگ‌تر از اختلافات داخلی است.

سلف صالح امت می‌دانستند که در وقت هجوم کفار محارب خارجی، «تفرقه» بزرگ‌ترین منکر و «وحدت» بزرگ‌ترین واجب است. آن‌ها مشت واحدی بودند که اجازه نمی‌دادند دشمن از شکاف بین مذاهب برای نفوذ استفاده کند.

مؤمنان بیدار، نباید منتظر اذن کسانی ماند که در تشخیص منکر آشکار صهیونیسم و آمریکای وحشی ناتوان‌اند. وقتی دشمن بر خانه و کاشانه شما می‌تازد، دفاع تکلیف مستقیمِ شماست.

امروز دارالاسلامِ ایران، سنگر اول دفاع از حیثیت قرآن و سنت در برابر جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستهاست. هر گونه اهمال، همسویی با اهداف جبهه کفر است. ما موظفیم با نیت خالص و تکیه بر قدرت لایزال الهی، دوشادوش نیروهای نظامی و با مشارکت همگانی، فتنه این اشغالگران کافر و محارب خارجی را دفع کنیم.

آنان که دلی برای فهمیدن و چشمی برای دیدن دارند، می‌دانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، نبرد میانِ تمام کفر و تمام اسلام است. ما به سیره سلف بازمی‌گردیم؛ اختلافات را در برابر دشمنِ مشترک کنار می‌گذاریم و با وحدتی پولادین، به فرمان الهی برای دفعِ تجاوز کفار محارب لبیک می‌گوییم.

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

کاتب: محمد اسامه

با آنکه همه ی دنیا در جریان حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران هستند اما در سکوتی خبری باز ما شاهد حملات حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی هستیم که بعد از دیدار مقامات آل سعود و پاکستان در عربستان صورت گرفت.

در چنین شرایطی که جهان اسلام با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تقابل تاریخی خود با جبهه کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی روبروست، انسجام داخلی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی اساسی است. با این حال، شاهد هستیم که گاه اصواتی از درون امت بلند می‌شود که با تکیه بر اختلافات کهن فقهی یا مذهبی، بر پیکر واحد اسلام زخم می‌زنند.

در این زمینه ی خاص می توانیم بگوئیم که نقطه عزیمت هر تحلیل اسلامی در باب وحدت، باید آیه ۸ سوره مبارکه مائده باشد: که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده/8) و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با آنها) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان کافر) به پرهیزگاری نزدیکتراست . الله نهی فرمود که مؤمنان بغض و نفرتشان بر کفّار باعث شود عدالت را کنار بگذارند. پس امر الله چگونه است که اگر بغض کنید بر کسی که مسلمانی فاسق باشد یا اهل بدعتی که تأویل می کند و از اهل ایمان باشد؟! در این صورت اولی تر این است که بر مومن واجب باشد که کینه او را وادار نکند به مؤمنی عدالت نکند اگرچه آن مؤمن نسبت به او ظلم کرده و ظالم بوده است.

این آیه، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه یک «فرمان راهبردی» است.

 الله جل جلاله هشدار می‌دهد که حتی دشمنی یا اختلاف با یک گروه، نباید مجوز خروج از جاده عدل و انصاف باشد. در فضای فتنه‌های مذهبی، «بی‌عدالتی» زمانی رخ می‌دهد که یک جریان، به دلیل اختلافات کلامی یا فقهی، تمام مجاهدت‌ها، خون‌های ریخته شده و هم‌سنگری برادران دینی خود در برابر کفر را نادیده بگیرد.

در این صورت طبق نص صریح قرآن، تقوا نه در تکفیر و تفسیق، بلکه در «عدالت در قضاوت» نهفته است.

در تحلیل رفتارسنجی کسانی که در زمانه نبرد با کفر، به اختلافات داخلی دامن می‌زنند، دو عامل اصلی قابل شناسایی است:

  • جهل به «واجب زمان»: عدم درک اولویت‌ها (فقه الاولویات) باعث می‌شود برخی افراد مسائل فرعی را بر مسئله اصلی که حفظ کیان اسلام است، مقدم بدارند. این همان «جاهلیت کهنه ی تکراری» است که در لباس مذهب ظاهر می‌شود.
  • بازی در زمین دشمن: تاریخ نشان داده است که استعمار همواره از گسل‌های مذهبی برای تضعیف قدرت مسلمانان استفاده کرده است. دامن زدن به فتنه در شرایط فعلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریختن آب به آسیاب جبهه کفر است.

برخی به اشتباه تصور می‌کنند وحدت اسلامی یک مانور سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما با بازگشت به سنت نبوی، درمی‌یابیم که «امت واحد» یک حقیقت وجودی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤمنان را به یک «پیکر» تشبیه کرده‌اند. در یک پیکر، اگر عضوی دچار ضعف شود، سایر اعضا به یاری او می‌شتابند، نه اینکه با سرزنش و بی‌عدالتی، عضو رنجور را قطع کنند.

بی‌عدالتی در حق برادران دینی که در خط مقدم مقابله با کفر هستند، خروج از دایره ایمان واقعی و افتادن در دام فتنه‌ای است که پایان آن جز شکست عمومی امت نخواهد بود.

برای گذار از این وضعیت و رسیدن به «تقوای جمعی»، اقدامات زیر ضروری است:

  1.  حاکمیت نگاه منصفانه: نخبگان و عموم مسلمین باید بیاموزند که اختلافات فکری را در کرسی‌های علمی نگاه دارند و در عرصه میدان و اجتماع، بر اساس مشترکات عمل کنند.
  2. بصیرت‌افزایی نسبت به نقشه دشمن: تبیین این واقعیت که دشمن آمریکائی – صهیونیستی و شرکای کافر و مرتد آنها فرقی میان مذاهب اسلامی قائل نیستند و هدفشان نابودی کل قوانین شریعت اسلام بر اساس تمام مذاهب اسلامی است نه فقط بر اساس فقه حنفی امارت اسلامی یا فقه شیعه ایران یا فقه نجدی فرقه نجدی دوله (داعش) و یا فقه اخوانی حماس و… .
  3. ترویج اخلاق قرآنی: بازگشت به سیره سلف صالح در برخورد کریمانه با مخالفان فکری.

در این صورت اگر به دنبال «تقوای الهی» هستیم، باید بدانیم که مسیر آن از ایستگاه «عدالت» می‌گذرد. هر صدایی که به نام مذهب، عدالت را ذبح کند و با ایجاد تفرقه، جبهه حق را تضعیف نماید، صدایی بیگانه با روح قرآن است. امروز، دفاع از دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و حکتم دست نشانده و مرتد منطقه ای و مرتدین سکولار و ایستادگی در برابر کفر و ارتداد، بزرگترین آزمون عدالت برای امت اسلام است. ما موظفیم با سلاح «بصیرت» و «انصاف»، شعله‌های فتنه‌ای را که ریشه در جهل دارد، خاموش کنیم.

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

کاتب: محمد اسامه

احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم روشن می کنند که مسلمین در مسیر حرکت خودشان بعد از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و دوران نبوت تا روز قیامت 3 گونه حکومت را خواهند دید:

 قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :

تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ الله ُأَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، ُثمَّ سَكَتَ.

  1. خلافت مطابق منهج و روش رسول الله . خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.
  2. دوران پادشاهی که به دو دسته ی کلان تقسیم می شود، که بعضی تنها با خشونت همراه بودند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، و بعضی ها علاوه بر آن با استبداد و خودکامگی (تحمیل عقاید خود بر دیگران) هم به مسیر خودشان ادامه دادند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً
  3.  بازگشت خلافت مطابق منهج و روش رسول الله .خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ

باید برای چندمین بار یادآور شویم که منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم، حاکمیت بر «دارالاسلام» است نه دارالکفر. یعنی این شاهان و حاکمان هر چند خشونت گرا و مستبد باشند نیز تابع قانون شریعت الله و مجری قوانین شریعت الله و مسلمان و بر اساس «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء/59) از مومنین هستند «مِنكُمْ».

بر این اساس هر حاکمیت بر دارالاسلام مسلمین بین دو  «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» حکومتهای 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند؛ یعنی مطلوب شریعت نیستند و ممنوع هستند و «بدیل» «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» هستند و در حالت «اضطرار» از آنها استفاده می شود تا زمانی که به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» برسیم؛ «اسلامی» هستند چون دستور اسلام است که در حالت ضرورت و اضطرار جهت حفظ ضرورتهای خمسه از آنها استفاده کنیم .

در این صورت نه تنها ایران بلکه امارت اسلامی افغانستان و الشباب سومالی و تمام حاکمیتهای بر دارالاسلامهای کوچک و بزرگ که بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا یکی از تفاسیر و جریانات اسلامی اداره می شوند حکومتهای : 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند و قیام بر علیه این حاکمیتها  زمانی صحیح است که مومنین دارالاسلام را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیکتر کند.

بر این اساس چون جنگ بر علیه دارالاسلام ایران کنونی باعث تشکیل دارالکفری سکولار و ارتدادی و حاکمیت سکولاریستهای مرتد می شود و مومنین را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیک نمی کند چنین قیامی غیر شرعی است و چنانچه شخص یا گروهی هماهنگ با حملات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار بگیرد از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود .

دقت داشته باشید: در زمانی که آمریکا و مرتدین جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند هم جبهه ای شدن با این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بزرگترین صدمات را به ایمان و قیامت شخص می زند .

منهج اهل سنت و جماعت بر این است که از «هر دارالاسلامی بر علیه هر دارالکفر محارب و اشغالگر خارجی» حمایت می کند و برایش فرق دارد این دارالاسلام توسط امارت اسلامی افغانستان اداره شود یا ایران یا الشباب سومالی یا ….

هشدار شرعی درباره انحراف خطرناکِ جنگ مذهبی در مقطع حساس

هشدار شرعی درباره انحراف خطرناکِ جنگ مذهبی در مقطع حساس

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

تهدیدات کنونی آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنها در برابر ایران بر کسی پوشیده نیست . در چنین وضعیتی که نگاه‌ها به تحولات سرنوشت‌ساز منطقه دوخته شده و تمرکز جریان‌های شریعت‌گرا در پاکستان باید بر اصلاح، عدالت و مهار ظلم ساختاری حکومت و جهاد با آمریکا و مزدورانش باشد، ناگهان زمزمه‌های مشکوکی از جنگ مذهبی، درگیری با تشیع، و کشاندن نزاع به پرونده‌هایی چون پاراچنار و کشمیر به گوش می‌رسد. این هم‌زمانی تصادفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از فتنه‌ای برنامه‌ریزی‌شده است.

این زمزمه ها زمانی به گوش می رسد که شیعیان پاراچنار و کشمیر به دفاع از ایران در جهاد با آمریکا و سایر کفار محارب و اشغالگر خارجی دست به اعتراضات علنی و راهپیمایی گسترده زدند. کاری که هر مومنی از تمام مذاهب اسلامی باید به عنوان حداقل حمایت خود از یک مسلمان در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باید نشان می داد.

تجربه تاریخی امت اسلام به‌روشنی می‌گوید هرگاه دشمنان اسلام در فشار قرار گرفته‌اند، آتش تفرقه مذهبی را شعله‌ور کرده‌اند تا صف مجاهدان و مصلحان از هم بپاشد. این همان نسخه کهنه‌ای است که بارها در عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان آزموده شده و جز ویرانی، خون مسلمان و تقویت دشمن خارجی ثمری نداشته است.

در همین روزها، جریان‌های سکولار و ملحدِ بلوچ در بلوچستان دست به درگیری زده‌اند؛ اما عجیب آن است که به‌جای تمرکز بر ریشه‌های این آشوب‌ها، عده‌ای مجهول‌الحال، آدرس را عوض می‌کنند و نزاع مذهبی را پیش می‌کشند. این تغییر میدان، دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.

خطاب ما به جریان‌های شریعت‌گرا در پاکستان روشن است و آنهم این است اگر واقعاً دغدغه‌ی حاکمیت اسلامی، عدالت شرعی و نجات امت را دارید، از جنگ مذهبی بپرهیزید. راهِ شما راهِ وحدت بر اصول و تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدوران آن و تمام مرتدین سکولار داخلی است، نه افتادن در دام نزاع‌های فرسایشی مذهبی. الگوی خردمندانه، همان رویکردی است که امارت اسلامی افغانستان در قبال تشیع در پیش گرفته است: مدیریت اختلاف، جلوگیری از خون‌ریزی، و سدّ کردن راه فتنه.

هوشیار باشید کسانی که امروز پرونده‌ی پاراچنار و کشمیر را با زبان تحریک مذهبی باز می‌کنند، دوست امت نیستند. آنان یا آگاهانه یا ناآگاهانه، پازل دشمنان اسلام را کامل می‌کنند. دشمن اصلی، از تفرقه‌ی شما تغذیه می‌کند؛ و هر قطره خون مسلمان، سرمایه‌ای برای اوست.

وحدتِ امت، خواستِ خدا و رسول اوست؛ و تفرقه‌ی مذهبی، راهی است که به رضایت دشمن می‌انجامد، نه به اقامه‌ی دین. امروز، زمانِ بیداری، بصیرت و ایستادن در یک صف بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار است؛ نه افتادن در دام فتنه‌ای که پایانش جز حسرت نخواهد بود.

در صیانت از حدود شرع، دادخواهی جمعی از متدینین اهل‌سنت ایران در قبال بدعت‌های مولوی عبدالحمید و نفی حاکمیت اسلامی توسط ایشان

در صیانت از حدود شرع، دادخواهی جمعی از متدینین اهل‌سنت ایران در قبال بدعت‌های مولوی عبدالحمید و نفی حاکمیت اسلامی توسط ایشان

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (نساء/59)

خطاب به:

مراجع محترم قضایی، محاکم صالحه شرعی و مسئولان عالی‌رتبه دارالاسلام ایران

مقدمه

ما جمعی از آحاد متدین اهل‌سنت ایران، در چارچوب فریضه‌ی قطعی امر به معروف و نهی از منکر و با التزام به مبانی مسلّم فقه اهل‌سنت، بدین‌وسیله مراتب اعتراض و دادخواهی شرعی خود را نسبت به مواضع و اظهارات اخیر آقای مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی خطیب مسجد مکی زاهدان اعلام می‌داریم. موارد زیر به‌منظور بررسی فقهی و قضایی تقدیم می‌شود:

۱) نفی حاکمیت الهی و ترویج سکولاریسم

از منظر شریعت اسلام، حاکمیت مطلق از آنِ خداوند متعال است و مشروعیت هر نظام سیاسی در گرو التزام به احکام الهی می‌باشد. هرگونه دعوت به جدایی دین از حاکمیت یا ترجیح قوانین بشری بر شریعت، نفی ضروریات حکمرانی اسلامی و موجب تشویش اذهان مؤمنین است. اظهارات نامبرده که متضمن تضعیف حاکمیت اسلامی و جایگزینی الگوهای غیراسلامی است، از حیث فقهی موجب فتنه و اخلال در نظم دینی جامعه تلقی می‌گردد.

۲) انحراف از اصول فقهی اهل‌سنت و تضعیف بیعت

در فقه اصیل اهل‌سنت—به‌ویژه فقه حنفی—حفظ انتظام جامعه اسلامی و پایبندی به بیعت با حاکمیتی که مجری حدود الهی است، واجب شرعی شمرده شده است. تضعیف پایه‌های نظام اسلامی و هم‌صدایی با جریان‌های معاند، بدعت مذموم بوده و زمینه‌ساز تفرقه، ناامنی و تضعیف دارالاسلام است.

۳) تبیین فقهی شائبه‌های اعتقادی در حوزه حکمرانی

بر اساس متون معتبر فقهی، انکار آگاهانه‌ی حاکمیت احکام الهی یا ترجیح نظام‌های غیرالهی بر نظام اسلامی، موجب تزلزل مرزهای اعتقادی می‌گردد. اظهاراتی که شائبه‌ی نفی شریعت و پذیرش الگوهای سکولار را القا کند، از دیدگاه بسیاری از علما دارای تبعات سنگین فقهی است و نیازمند رسیدگی تخصصی و قضایی می‌باشد.

۴) خواسته‌ها و مطالبات شرعی

ما اهل سنت و جماعت ایران، ضمن اعلام برائت از دیدگاه‌های انحرافی یادشده، از قوه قضائیه و محاکم شرعی دارالاسلام ایران تقاضا داریم:

• با رسیدگی دقیق فقهی و حقوقی به این مواضع، از تکرار بدعت‌هایی که عقیده و اصل اسلام را مورد هدف قرار داده جلوگیری شود؛

• با اقدام قاطع و عادلانه، از کیان شریعت، امنیت دینی اهل سنت و جماعت و سایر مسلمین و وحدت امت صیانت گردد؛

• نتیجه رسیدگی به‌صورت شفاف اعلام شود تا تشویش اذهان عمومی رفع گردد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جمعی از متدینین و دغدغه‌مندان اهل‌سنت و جماعت ایران

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

کاتب: محمد اسامه

ای مردم اهل سنت و جماعت بلوچ، شما که به غیرت، شجاعت و پایبندی به دین شهره‌اید، بعد از اعتراضاتی که در ایران تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد توسط این هرزه های اغتشاشگرسکولار اتفاقاتی رخ داد که یک پرسش روشن و بی‌پرده پیشِ روی شما و هر مومنی در سراسر ایران و جهان قرار داده است و آنهم اینکه:  

  • چرا از شیخ‌ها، مفتی‌ها و مولوی‌های خود حقّ قرآن را مطالبه نمی‌کنید؟
  • چرا در برابر قرآن‌سوزی و بی‌حرمتی به کلام‌الله، سکوت حاکم شده است؟

قرآنی که معجزه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و کلام الله جل جلاله و قانون زندگی ما است؛ کتابی که الله متعال درباره‌اش فرمود: لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ (حشر/ ۲۱)

کتابی که اگر بر کوه نازل می‌شد، از خشیت خدا متلاشی می‌گشت؛ اما امروز، گروه‌هایی سکولار و ضد شریعت الله با شعار اعتراض، در ایران دست به هتک حرمت قرآن زدند و آن را سوزاندند و سکوتِ برخی مدعیان دین، درد را دوچندان کرد.

آیا ما حق نداریم از خطبائی چون مولوی عبدالحمید که رسانه دارند و از علمائی که قادر به دفاع از حرمت قرآن هستند بپرسیم:

  • چرا در برابر این جنایتِ آشکار علیه شعائر الهی، موضع صریح گرفته نشد؟
  • چرا به‌جای دفاع روشن از قرآن، ابهام و سکوت دیده شد؟
  • و چرا برخی، به‌جای محکوم‌کردن هتک قرآن، در کنار آشوبگران ایستادند؟

الله متعال هشدار داده است: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ (احزاب/ ۵۷)

علمای اهل سنت و جماعت گفته‌اند: اهانت به قرآن، آزار خدا و رسول اوست؛ زیرا قرآن، کلام مستقیم الله جل جلاله است.

و اما شما ای مردم اهل سنت بلوچ، بدانید که مطالبه حقّ قرآن، وظیفه ایمانی است و سکوت در برابر بی‌حرمتی به کلام‌الله، با ادعای اهل‌سنت بودن و با غیرت بودن جمع نمی‌شود.

اگر به خدا، قیامت و آنچه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آورده ایمان دارید،از علما پاسخ روشن بخواهید: محکومیت صریح قرآن‌سوزی، بدون اما و اگر.

این را نیز بدانید که دفاع از قرآن، ربطی به سیاست بازی های رایج ندارد، بلکه دین است؛ و بی‌تفاوتی در برابر هتک آن، نه نشانه عقلانیت و میانه روی و شل روی رایج شده توسط گروه منافقین، بلکه زنگ خطر برای ایمان و غیرت است.

فقط کافی است به یاد بیاورید که سلوان مومیکا عراقی در سال 2023 چند برگه قرآن را در سوئد آتش زد و در تمام دنیا بر علیه آن راهپیمائی شد و در نهایت این معلون در سال 2025 توسط مومنین در قلب اروپا به درک واصل شد.

سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار اعدام سلوان مومیکا شد. امارت اسلامی افغانستان تمامی فعالیت‌های سوئدی‌ها در افغانستان را که شامل گروه‌های امدادگر سوئدی نیز می‌شود، به حالت تعلیق درآورد و گفت که این ممنوعیت تا زمانی که سوئد از اقدامات آنها عذرخواهی نکند، فعال خواهد بود

آیا ما باید با اغتشاشگران سکولاری که در ایران صدها قرآن را لگد مال کرده و سوزاندن باید چکار کنیم؟

آیا برای دفاع از قرآن و مجازات قرآن سوزها یک راهپیمائی انجام دادیم؟

کمی تفکر برای اهل ایمان و غیرت لازم است.

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

 ابن علّان صدیقی رحمه‌الله می‌ گوید:

کسی که از نافرمانی‌ها به خاطر ترس از عذاب خداوند متعال بازگردد = تائب است،

و کسی که از روی حیا بازگردد = منیب است،

و کسی که به خاطر بزرگداشت و عظمت جلال خداوند متعال بازگردد = أوّاب است.

دلیل الفالحین، جـ ۱، صـ ۹۰