نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در حالی که رسانه‌های جهان بر درگیری‌های داغ – از اوکراین تا خلیج فارس – متمرکز شده‌اند، نوع دیگری از جنگ در پشت صحنه در حال وقوع است.

این جنگ بدون گلوله و حملات هوایی است، اما عواقب ویرانگر کمتری ندارد: بن‌بست اقتصادی بین واشنگتن و پکن وارد مرحله‌ای می‌شود که برخی از تحلیلگران آن را “نقطه بی‌بازگشت” می‌نامند.

در مرکز این بن‌بست، نیمه‌رساناها، اوراق قرضه خزانه‌داری و سرنوشت دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره قرار دارند.

جنگ تراشه: از مهار تا بومرنگ

ایالات متحده چندین سال است که به طور مداوم کنترل صادرات بر نیمه‌رساناهای پیشرفته و تجهیزات تولیدی آنها را تشدید می‌کند و به دنبال کند کردن پیشرفت چین در هوش مصنوعی و ابررایانه‌ها است.

این اقدامات، از جمله فهرست موجودیت‌ها و قانون محصولات مستقیم خارجی، در ابتدا با هدف جلوگیری از استفاده نظامی از این فناوری‌ها انجام شد. با این حال، به گفته برخی از کارشناسان، آنها در واقع شرکت‌های چینی را برای تسریع توسعه زنجیره‌های تأمین خود تحریک کرده‌اند.

هوآوی و SMIC علیرغم محدودیت‌ها پیشرفت قابل توجهی را نشان می‌دهند. پیشرفت‌ها در تولید تراشه، از جمله راه‌حل‌های ۷ نانومتری، نشان می‌دهد که منزوی کردن کامل این غول فناوری دشوارتر از حد انتظار بوده است.

هوآوی ادعا می‌کند که تا سال ۲۰۳۱، تراشه‌های با کارایی بالای آن به تراکم ترانزیستور معادل فرآیندهای ۱.۴ نانومتری دست خواهند یافت – سطحی که پیش‌بینی می‌شود تا پایان دهه با مرز تولید تراشه جهانی مطابقت داشته باشد.

در همین حال، موقعیت انویدیا، رهبر بازار آمریکا، به طور فزاینده‌ای آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، اعتراف کرد که این شرکت به دلیل محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده، بازار تراشه هوش مصنوعی چین را به طور قابل توجهی به هواوی واگذار کرده است.

منتقدان رویکرد آمریکا به یک “اثر بومرنگ” اشاره می‌کنند: تحریم‌ها انگیزه‌ها را برای سرمایه‌گذاری در توسعه‌های داخلی افزایش می‌دهند که می‌تواند در درازمدت رقبا را تقویت کند.

چین نیز به نوبه خود با محدودیت‌های صادراتی بر مواد معدنی حیاتی (گالیوم، ژرمانیوم، آنتیموان) و تحقیقات ضد انحصار علیه شرکت‌های غربی واکنش نشان می‌دهد.

این درگیری بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این امر متحدان ایالات متحده – هلند، ژاپن و کره جنوبی – را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را مجبور می‌کند تا بازار چین را در برابر خواسته‌های واشنگتن متعادل کنند.

تولیدکنندگان تجهیزات تراشه اروپایی و آسیایی (ASML، نیکون و دیگران) با ضرر و زیان مواجه هستند که همکاری جهانی در بخش فناوری پیشرفته را تضعیف می‌کند.

فروش اوراق قرضه و بازسازی ذخایر مالی

در کنار رویارویی فناوری، کاهش قابل توجهی در دارایی‌های چین از اوراق قرضه دولتی ایالات متحده مشاهده شده است. چین دارایی‌های خود را به سطوح نزدیک به پایین‌ترین سطح ۱۸ سال گذشته کاهش داده است.

در فوریه ۲۰۲۶، بانک خلق چین و اداره ملی تنظیم مقررات مالی دستورالعملی را به بزرگترین بانک‌های دولتی این کشور صادر کردند که توصیه می‌کرد دارایی‌های خود از اوراق خزانه ایالات متحده را به سرعت کاهش دهند. عواقب آن فوری بود.

کارشناسان این را نه به عنوان یک فروش ناگهانی و از روی وحشت، بلکه به عنوان تنوع‌بخشی استراتژیک در چارچوب دلارزدایی تفسیر می‌کنند. پکن در حال افزایش ذخایر طلای خود، تقویت جایگاه یوان در تسویه حساب‌های بین‌المللی و توسعه سیستم‌های پرداخت جایگزین است.

در حالی که تأثیر مستقیم بر بازار اوراق قرضه محدود است (چین بزرگترین دارنده آن نیست)، خود این روند نشان‌دهنده کاهش وابستگی متقابل است. با توجه به افزایش بدهی ایالات متحده، این امر خطرات بیشتری را برای تأمین مالی کسری بودجه ایالات متحده ایجاد می‌کند.

تحلیلگران مالی هشدار می‌دهند که اگر این روند در میان سایر ابتکارات بریکس تشدید شود، واشنگتن می‌تواند با افزایش بازده اوراق قرضه و فشار بر دلار مواجه شود. این امر به ویژه با توجه به قیمت بالای انرژی و هزینه‌های بودجه صادق است.

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در ماه مه 2026، تیم بورچت، نماینده کنگره ایالات متحده، در پادکست جو روگان، مستقیماً بیل گیتس را به عنوان عامل افزایش شدید کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی در ایالات متحده و کانادا معرفی کرد.

طرح توزیع به شرح زیر است: خلبانان هواپیماهای کوچک، که برای پرواز دستمزد می‌گیرند، جعبه‌های حاوی میلیون‌ها کنه را دو بار در سال (در بهار و پاییز، گاهی اوقات زودتر) رها می‌کنند.

کشاورزان این «هدایا» را در مزارع خود پیدا می‌کنند. در عین حال، موارد بیماری لایم و سندرم آلفا-گال (آلرژی به گوشت قرمز ناشی از گزش کنه) در حال افزایش است. فایزر و والنوا در حال توسعه واکسن لایم هستند که انتظار می‌رود در سال 2027 عرضه شود.

این تصادفی نیست. این یک مدل کلاسیک «مشکل-واکنش-راه حل» است، جایی که نخبگان شیطانی بحرانی ایجاد می‌کنند و سپس از «رستگاری» پول در می‌آورند.

بنیاد گیتس و آزمایش‌های ژنتیکی با کنه‌ها

در سال ۲۰۲۱، بنیاد گیتس به شرکت اکسیتک (یک شرکت بیوتکنولوژی بریتانیایی که به خاطر پشه‌های اصلاح ژنتیکی شده‌اش شناخته می‌شود) ۱.۲۸۳ میلیون دلار برای مطالعه امکان‌سنجی در مورد توسعه کنه‌های اصلاح ژنتیکی شده گاو (ریپیسفالوس میکروپلاس) اعطا کرد. بعداً کمک‌های مالی بیشتری اضافه شد. هدف رسمی کنترل آفات دامی در کشورهای در حال توسعه است.

اکسیتک در حال حاضر تجربه رهاسازی حشرات اصلاح ژنتیکی شده در طبیعت را دارد. منتقدان مدت‌هاست هشدار داده‌اند که چنین مداخلاتی اکوسیستم‌ها را مختل می‌کند، ژن‌ها می‌توانند به طور غیرقابل پیش‌بینی گسترش یابند و «خودنابودی» تضمین ۱۰۰٪ نیست.

اکنون ما در مورد کنه‌ها صحبت می‌کنیم که حامل بیماری‌های جدی هستند. کنه‌های گاو حیوانات اهلی را آلوده می‌کنند، اما با جهش‌ها و تغییرات اقلیمی، مرزها در حال محو شدن هستند. کنه‌های ستاره تنها (علت اصلی سندرم آلفا-گال، یک آلرژی غذایی تهدیدکننده زندگی به گوشت قرمز) نیز به سرعت در حال گسترش هستند.

در عین حال، بنیاد گیتس در تحقیقات در مورد بیماری‌های منتقله از کنه سرمایه‌گذاری کرده است. تصادفی؟ یا بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای کنترل کشاورزی و تأمین مواد غذایی؟

گیتس به طور فعال گوشت کشت شده و کاهش مصرف گوشت سنتی را ترویج می‌دهد. سندرم آلفا-گال، که باعث آلرژی به گوشت گاو، خوک، بره و لبنیات می‌شود، کاملاً در این دستور کار جای می‌گیرد.

سیاست واکسن: از فلج اطفال تا لایم

این اولین باری نیست که ابتکارات گیتس نگرانی‌های ایمنی را مطرح کرده است. در هند و آفریقا، کمپین‌های واکسیناسیون فلج اطفال که توسط بنیاد گیتس حمایت می‌شوند، با شیوع ویروس فلج اطفال مشتق از واکسن و هزاران مورد فلج در بین کودکان مرتبط بوده‌اند.

برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که صدها هزار کودک تحت تأثیر کمپین‌های واکسیناسیون فشرده قرار گرفته‌اند. سازمان بهداشت جهانی بعداً مشکل “گونه‌های مشتق از واکسن” را تأیید کرد.

بنیاد گیتس یکی از بزرگترین اهداکنندگان به سازمان بهداشت جهانی، GAVI (اتحاد بین‌المللی واکسن) و سایر سازمان‌های مشابه است. منتقدان به تضاد منافع اشاره می‌کنند: فعالیت‌های بشردوستانه بر سیاست‌های بهداشت جهانی نفوذ ایجاد می‌کند، در حالی که شرکت‌های بزرگ داروسازی بازارها و حمایت از مسئولیت‌ها را به دست می‌آورند.

مستند تاریخی از قدرت مسلمین و زوال و افول آمریکا بعد از «جنگ رمضان» با «دارالاسلام ایران»

مستند تاریخی از قدرت مسلمین و زوال و افول آمریکا بعد از «جنگ رمضان» با «دارالاسلام ایران»

کاتب: محمد اسامه

عده ای می گویند که این تحمیلی رمضان 1404ش تماماً ضرر بود هر چند دارالاسلام ایران در آن برنده ی میدان شد اما همینکه دارالاسلام ایران به عنوان ابرقدرت نوین جهانی رونمایی شد خودش یکی از بزرگترین دستاوردهای این جنگ نه تنها برای دارالاسلام ایران بلکه برای تمام مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد دنیا بوده است.

به این شکل و در عصر ما، پس از قرن‌ها، شاهد ظهور دوباره عزت و اقتدار دارالاسلام هستیم. این ظهور به ویژه پس از “جنگ دارالاسلام ایران با جبهه ی آمریکائی – صهیونی» مشهود گشته است. این نبرد آشکارا نشان داد که دارالاسلام، در صورت عمل به فرامین الهی و رسولش یعنی حفظ وحدت در صفوف و تجهیز نظامی و تسلیحات جنگی همواره پیروز است. ان شاء الله.

جرقه افول و زوال «طاغوت اصلی زمان و سر افعی یعنی آمریکا» با این جنگ زده شد. شکست و نابودی این غول کاغذی اکنون به وضوح نمایان گشته و تمام اندیشمندان جهان نیز این حقیقت را درک کرده‌اند که آمریکا دیگر همان ابهت گذشته را ندارد. در این جنگ رمضان با دارالاسلام ایران، آمریکا فرعونیّت خود را از دست داده است.

در واقعیت، آنچه آمریکا را هنوز در منطقه سرپا نگاه داشته، صرفاً حمایت حکام خائن منطقه‌ای نظیر آل سعود، ترکیه، مصر و پاکستان و امارات متحده صهیونی است. وگرنه آمریکا از ضربه‌ای که خورده، هوش و قدرت حقیقی خود را از دست داده است. این خود گواه تاریخی از قدرت دارالاسلام و پیروزی اراده الهی است که در این عصر آشکار شده است.

پارادوکس دیپلماسی اسلام‌آباد ازمیانجی‌گری برای واشنگتن تا دفاع از دشمنان  امت اسلامی

پارادوکس دیپلماسی اسلام‌آباد ازمیانجی‌گری برای واشنگتن تا دفاع از دشمنان  امت اسلامی

کاتب: عبدالرحمن براهویی

موضع‌گیری اخیر شهباز شریف، نخست‌وزی پاکستان، در محکومیت حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های امارات متحده صهیونی، بار دیگر پرسش‌های جدی را در خصوص استقلال سیاسی و جهت‌گیری‌های راهبردی این کشور در قبال جهان اسلام و قدرت‌های بین‌المللی برانگیخته است.

حمایت تمام‌قد اسلام‌آباد از ابوظبی در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از ناظران، دولت‌های حاشیه خلیج فارس را مهره‌های اصلی پیشبرد سیاست‌های آمریکا و متحدانش در منطقه می‌دانند. از نگاه منتقدان، این اقدام پاکستان نه یک موضع‌گیری مستقل، بلکه نشانه‌ای از دنباله‌روی از سیاست‌های دیکته شده از سوی واشینگتن و تلاش برای جلب رضایت پایتخت‌هایی است که پیوندهای نزدیکی با تل‌آویو برقرار کرده‌اند.

در حالی که تهران اگر حمله ای انجام دهد اقدامات خود را پاسخی دفاعی و مشروع در قبال تهدیدات منطقه‌ای و تحرکات جبهه معارض می‌داند، محکومیت سریع این حملات توسط پاکستان، به عنوان جانبداری از جبهه‌ای تلقی می‌شود که امنیت خود را با منافع آمریکا و مزدوران عرب اطراف خلیج فارس گره زده است. این رویکرد، در تضاد با شعارهای همبستگی اسلامی با مسلمین است که مقامات پاکستان همواره بر زبان می‌آورند در حالی که با حکومت خائن آل سعود پیمان نظامی و امنیتی دارد.

بی‌شرمی سیاسی آنجا آشکار می‌شود که دولت پاکستان از یک سو تلاش می‌کند خود را به عنوان «میانجی» میان ایران و آمریکا معرفی کند و از سوی دیگر، در بزنگاه‌های حساس، به طور کامل در کنار جبهه مقابل ایران می‌ایستد. این رفتار دوگانه نشان می‌دهد که نقش میانجی‌گری اسلام‌آباد، بیش از آنکه با هدف حل منازعات باشد، ابزاری برای تعدیل فشارهای آمریکا بر خود و بازی در زمین قدرت‌های محارب است.

منتقدان بر این باورند که تبدیل شدن به «مزدور منطقه‌ای» برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی کوتاه‌مدت، نه تنها جایگاه پاکستان را در میان ملت‌های مسلمان تضعیف کرده، بلکه این کشور را به ابزاری برای تثبیت هژمونی آمریکا و امنیت دولت‌هایی بدل کرده است که مسیر سازش را برگزیده‌اند. این بی‌غیرتی سیاسی در قبال آرمان‌های اصیل اسلامی، هزینه‌های سنگینی برای اعتبار بین‌المللی اسلام‌آباد در میان نیروهای مقاومت خواهد داشت.

حمایت از دولت‌هایی که به آرمان‌های امت خیانت کرده‌اند، تحت پوشش «امنیت غیرنظامیان»، تنها پوششی برای خوش‌خدمتی به اربابان غربی است. تا زمانی که سیاست خارجی پاکستان از سایه نفوذ واشینگتن خارج نشود، سخن گفتن از میانجی‌گری صادقانه یا همبستگی با جهان اسلام، ادعایی بی‌اساس بیش نخواهد بود.

لازم به ذکر است که وزارت دفاع امارات متحده صهیونی در بیانیه ای نوشته است: سه پهپاد از سمت مرزهای غربی وارد حریم ما شده است! دو پهپاد با موفقیت رهگیری شدند، اما پهپاد سوم موجب آسیب به یک مولد برق در خارج از محدوده داخلی نیروگاه هسته‌ای براکه در منطقه الظفره شد.

از نظر جغرافیایی، کشوری که در سمت غرب امارات متحده عربی قرار دارد، عربستان سعودی است.

ضمن اینکه وزارت دفاع امارات این بار برخلاف بیانیه‌های قبلی، ادعای مستقیمی علیه ایران مطرح نکرده و گفته است که منشأ حملات در حال بررسی است.

بر اساس این گزارش برخی گمانه‌زنی‌ها می‌گوید که امارات احتمالاً عربستان را عامل حملات امروز می‌داند!

التماس موشه ربع پهلوی برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران و حملات ایزائی خائنین بلوچ

التماس موشه ربع پهلوی برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران و حملات ایزائی خائنین بلوچ

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در جنگ بین رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار قریش ما شاهد دو «جبهه» بودیم:

  1. جبهه ی دارالاسلام مدینه تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم که در این جبهه هم « السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ» وجود داشتند هم کفار یهودی اطراف مدینه، هم کفار نصرانی نجران، هم کفار مجوس الاحساء و هم کفار سکولار(مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و…
  2. جبهه ی دالکفر مکه تحت حاکمیت کفار سکولار قریش که در این جبهه نیز کفار مختلف سکولار بنی بکر و غطفان، سُلَیم، اَسد، اَشجع و… وجود داشتند.

بعد از آن و تا کنون نیز باز باید به «جبهه»ی همسو با دارالاسلام یا ضد آن نگاه کرد.

اگر جبهه ی دارالاسلام ایران برای همه واضح است باید جبهه ی همسو با کفار محارب آمریکائی – صهیونی نیز واضح شود. یعنی اهمیت نداد که جبهه ی مبارزین بلوچ در آن قرار گرفته اند و در هنگام آشوب خیابانی دی 1404ش و بعد از آن به نفع اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی وارد جنگ و انقام گیری از نیروهای امنیتی دارالاسلام اسران می شود، اینها نیز بخشی از این «جبهه»ی کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.  

یکی از اعضای این اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شخصی خائن و مزدو به اسم موشه ربع پهلوی است که در بی ناموسی و بی غیرتی و خیانت به تمام ارزشهای انسانی نمادی از پستی و بی ارزشی است و با آن کارنامه ی سیاهی که دارد دیدیم که دیروز و در نشست امنیتی پولیتیکو، بخشی از اظهارات خود را به اقناع‌سازی آمریکا و متحدانش برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران اختصاص داد. او در این رابطه گفته است: اکنون با یک جانور زخمی روبرو هستیم؛ این فرصتی است که نباید از دست برود، بلکه باید کار را یک‌بار برای همیشه تمام کرد.

این خائن بی ارزش و بی وطن با نادیده گرفتن حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم کشورمان، با تلاش برای سفیدشویی جنایات این کفار محارب، مدعی شد که جنگ اخیر علیه رژیم ایران بود نه علیه ملت و بار دیگر اعتراف کرد که عناصر همسو با او دنبال فرصت مناسبی برای بازگشت به خیابان‌ها و ایجاد آشوب هستند.

التماس کردنهای امثال موشه ربع پهلوی در حمله ی مجدد کفار محارب خارجی به مردم و زیرساختهای مردم ایران در راستای اقدامات عملی امثال گروههایی چون جبهه ی مبارزین بلوچ و انصارالفرقان و دیگران است که با حملات ایزائی خود به «جبهه»ی کفار محارب خارجی خدمت می کنند.

امارات متحده صهیونی و صهیونیستهای عبری در حمله به دارالاسلام ایران

امارات متحده صهیونی و صهیونیستهای عبری در حمله به دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

زمانی که دیدیه می شود که دارالاسلام ایران در جریان جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بیشترین حملات موشکی را به پایگاههای نظامی و منافع اقتصادی آمریکا و صهیونیستها در سرزمینهای تحت اشغال کفار محارب آمریکائی در حاشیه ی خلیج فارس شلیک کرد عده ای می پرسیدند چرا؟

حتی عده ای هم قصد داشتند از این مساله سوء استفاده کنند و آنرا :

  1. جنگ ایران فارس بر علیه عربها
  2. جنگ شیعه بر علیه اهل سنت

جا بزنند، اما با روشن شدن زوایای مختلف حملات «جبهه»ی دارالاسلام ایران به پایگاهها و منافع اقتصادی همسو با آمریکا و صهیونیستها، و همچنین با روشن شدن نقش مستقیم این دولتکهای دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی در حاشیه ی خلیج فارس در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران، نه تنها برای مومنین آگاه بلکه حتی برای رسانه های معتبر کفار غربی هم نقش این دولتکها در این جنگ و برحق بودن حملات دارالاسلام ایران تحت عنوان «دفاع مشروع» آشکار شده است .

در این زمینه اجاره دهید به چند سند معتبر اشاره کنیم:

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال به نقل از منابع مطلع ضمن راستی آزمائی خبر می گوید: “امارات به ایران حمله نظامی کرده؛ این حملات مخفیانه بوده و امارات مسئولیت آن را برعهده نگرفته است.این حملات شامل هدف قرار دادن پالایشگاه نفت در جزیره لاوان ایران در اوایل ماه آوریل بوده است.

این حمله که توسط امارات به طور علنی تأیید نشده است، باعث آتش‌سوزی بزرگی شد و بخش عمده‌ای از ظرفیت پالایشگاه را برای ماه‌ها از کار انداخت. آمریکا از این حملات ناراحت نشد و به طور خصوصی از مشارکت امارات و دیگر کشورهای عربی که مایل به پیوستن بودند، استقبال کرد.”

همچنین وال‌استریت‌ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش کرد که بارنیا، رئیس موساد، در زمان جنگ علیه ایران، دست‌کم دو بار برای هماهنگی عملیات‌ها علیه ایران به امارات سفر کرده است.براساس این گزارش، هدف از دیدارهای بارنیا، همگام‌سازی تبادل اطلاعات و برنامه‌ریزی تهاجم علیه ایران بوده است.

وال‌استریت‌ژرونال همچنین گزارش کرده که «نقش ابوظبی در جنگ با ایران فراتر از هماهنگی اطلاعاتی بود» و فاش کرد که «امارات به‌طور مخفیانه حملات نظامی مستقلی را علیه ایران انجام داده و تنها کشوری به‌جز آمریکا و اسرائیل است که دست به چنین اقدامی زده است».

متوجه شدید؟

امارات متحده ی صهیونی لایق نابودی توسط مومنین اهل دعوت و جهاد است؛ نه تنها به خاطر این خیانت و همسوئی و هم جبهه ای با کفار محارب آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران بلکه به خاطر تمام جنایاتی که در جبهه ی این کفار محارب بر علیه مسلمین سومالی و سودان و یمن و عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد در شاخ آفریقا و سایر سرزمینهای اسلامی مرتکب شده است.  

حکومت خائنین پاکستان در کنار خائنین آل‌سعود حقیقتی برای بیداری منافقین داخلی

حکومت خائنین پاکستان در کنار خائنین آل‌سعود حقیقتی برای بیداری منافقین داخلی

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در حالی که منابع پاکستانی در گفتگو با خبرگزاری «رویترز» از تلاش برای کشاندن ایران و آمریکا به میز مذاکره سخن می‌گویند، موضع‌گیری‌های رسمی آن‌ها پرده از حقایق دیگری برمی‌دارد. یک مقام پاکستانی صراحتاً تأکید کرده است که در صورت تشدید بحران در منطقه، پاکستان بر اساس توافقنامه‌های دفاعی، در کنار آل‌سعود خواهد ایستاد.

این مواضع، سندی آشکار برای آن دسته از منافقین داخلی در دارالاسلام ایران است که آگاهانه یا ناآگاهانه، چهره‌ای متفاوت و فریبنده از پاکستان ارائه می‌دهند. حقیقت این است که پاکستان برای ایران، نقش همان «آل سعود آمریکائی – صهیونیستی» را در مرزهای شرقی ایفا می‌کند.

رژیم دست نشانده پاکستان در پیوندی ننگین با آل‌سعود، آمریکا و اسرائیل، به پناهگاه و حامی گروه‌هایی همچون «جیش‌العدل» تبدیل شده است. هدف از این حمایت‌ها، ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در خاک دارالاسلام ایران و ضربه زدن به اقتدار آن است. ایستادن پاکستان در کنار آل‌سعود نشان می‌دهد که این همسایه شرقی، نه یک برادر، بلکه بازوی اجرایی نقشه‌های دشمنان برای تضعیف جهان اسلام است.

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

سالهاست که آمریکا و اسرائیل به صورت مستقیم و بخصوص از کانال حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر کشورهای همسایه ی ایران با دارالاسلام ایران در حال جنگ بوده است اما به صورت مستقیم در دو نوبت جنگ 12 روزه و جنگ رمضان 1404ش وارد جنگ شده اند و امروز 33ومین روز این جنگ رمضان است.

در این صورت، جبهه حق در تقابلی سرنوشت‌ساز با سرافعی و کفر جهانی قرار دارد، در چنین جنگی اتحاد شوم میان نفاق داخلی و مزدوری خارجی، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. اقدامات اخیر ارتش دارالکفر طاری پاکستان در تسهیل عبور ناوگان شیطان بزرگ از تنگه هرمز، تنها یک معامله تجاری نیست، بلکه خنجری از پشت بر پیکر جبهه ی مجاهدین و جریان اصیل مقاومت در برابر کفر جهانی به پرچمداری آمریکاست.

تبانی ارتش پاکستان با آمریکا برای عبور کشتی‌های نفتی تحت پرچم نفاق، هدفی جز محاصره اقتصادی و نظامی دارالاسلام ایران و تضعیف توان رزمندگان مقاومت ندارد. این مزدوران با قرار دادن امکانات خود در اختیار صهیونیسم بین‌الملل، عملاً راه را بر مجاهدانی که در صف اول مبارزه با کفر هستند، می‌بندند و امنیت حریم دارالاسلام را وجه‌المصالحه دلارهای آمریکایی قرار داده‌اند.

در این میان، نقش مزدوران رسانه ای وابسته به پاکستان در گمراه کردن افکار عمومی و جابجایی حقایق غیرقابل کتمان است. این سربازان بخش جنگ روانی و تبلیغی جریان نفاق با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای، جای مدافع از سرزمین اسلامی و اشغالگران کافر محارب و اشغالگر خارجی را عوض کرده و با پوشاندن خیانت‌های آشکار مزدوران منطقه‌ای، سعی در تطهیر چهره‌های مرتد و وابسته دارند. این سربازن بخش جنگ روانی دشمن با واژگون نشان دادن واقعیت‌های میدان، به دنبال سرپوش گذاشتن بر معاملات پنهانی هستند که هدف نهایی آن‌ها ضربه زدن به عمق استراتژیک مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی است.

ارتش دارالکفر طاری پاکستان و دنباله‌های فکری آن‌ها در جبهه نفاق، با این خوش‌خدمتی‌ها ثابت کردند که در جبهه دشمن تعریف می‌شوند. اما دارالاسلام ایران با اشراف کامل بر این تحرکات، اجازه نخواهد داد که غلامان آمریکا و اسرائیل و غرب با لفاظی و جابجایی حقایق، خیانت‌های بزرگ را کوچک جلوه دهند. تنگه هرمز برای کسانی که پرچم نفاق به دست گرفته‌اند، به بن‌بستی مرگبار تبدیل خواهد شد.

امروز بر تمامی مجاهدین اهل دعوت و جهاد و پویندگان راه حق واجب است که مرز میان مدافعین از دارالاسلام و سرزمینهای اسلامی و نفاق جاده‌صاف‌کن کفار محارب و اشغالگر خارجی را بشناسند. خیانت پاکستان و دروغ‌پراکنی‌های باند رسانه ای همسو با آن، دو روی یک سکه‌اند که هدف‌شان تنها بقای آمریکا و غرب و حکام دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی و تضعیف اقتدار دارالاسلام است؛ اما اراده پولادین مومنین اهل دعوت و جهاد و مقاومت اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی، این نقشه شوم را نقش بر آب خواهد کرد.

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

هم اکنون و بعد از 26 روز از جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران که به جنگ رمضان 1404ش مشهور شده است می گذرد و قرار است دارالکفر طاری پاکستان واسطه ی رساندن پیام آمریکا در مذاکرات مشکوک و غیر صادقانه ی آمریکا شود.

لازم به ذکر است که هم‌زمان با تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا، گزارش‌ها حاکی از آن است که قاضی فدرال در پاکستان، دولت ایران را «تروریستی» خوانده؛ حکمی که در فضای سیاسی امروز، با حمایت عملی دولت شهباز شریف و هم‌راستا با منافع واشنگتن صادر شده است.

این رخداد، خواه در قالب حکم قضایی یا موضع‌سازی حقوقی، یک پیام روشن دارد:

وقتی قانون، قانون کفری سکولاریستی و حکومت، حکومت کافر سکولار مزدور باشد، خروجی آن چیزی جز هم‌صدایی با پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی نیست.

اکنون باید صریح پرسید: آیا آنانی که در تهران برای پاکستان لابی می‌کنند تا روابط دارالاسلام افغانستان و ایران بر اساس دستورات اسلام‌آباد مدیریت شود، پاسخ‌گو هستند؟

آیا هنوز می‌توان ادعا کرد که پاکستان «دوست» یا حتی «بی‌طرف» است؛ در حالی‌که در بزنگاه‌ها، هم‌نوا با فشار غرب علیه دارلاسلام های  امارت اسلامی افغانستان  و ایران موضع می‌گیرد؟

واقعیت پنهان‌نشدنی این است که پاکستان سکولار با ساختار سیاسی وابسته و قانون‌گذاری بریده از شریعت، نه امروز و نه دیروز، مدافع اسلام و سرزمین‌های اسلامی نبوده است.

هرکس گمان کند «دارالکفر طاری پاکستان» دوست اسلام است یا دست‌کم بی‌طرف می‌ماند، یا جاهل به معادلات قدرت است، یا نفوذی و گرفتار نفاق سیاسی.

این واقعه (یا موضع‌گیری) بار دیگر نشان داد که قانون غیرالهی در بزنگاه‌ها علیه امت به کار می‌افتد و حکومت‌های سکولار مزدور، حتی با شعارهای اسلامی، در صف‌بندی نهایی کنار آمریکا می‌ایستند و توهم مدیریت روابط منطقه‌ای از مسیر اسلام‌آباد، هزینه‌ساز و گمراه‌کننده است.

وقت آن است که با عینک واقع‌گرایی ایمانی به صحنه نگاه کنیم: دوستی با اسلام، با موضع روشن در دفاع از امت سنجیده می‌شود؛ نه با لبخندهای دیپلماتیک و لابی‌های پشت‌پرده.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

با آنکه رژیم صهیونیستی برای جنگ با دارالسالام ایران بیشتر از 40 سال است که برنامه ریزی کرده است و بارها جنگ با ایران را در مانورهای مختلف بازی کرده است اما رخ دادن آن در چنین زمانی که طی پرونده ی «اپستین»از چهره‌ی واقعی فمینیسمِ صادراتی و دیپلماسی شهوت سکولاریستهای جهانی مطرح شده است و ترامپ بیشترین نقش را در این رسوائی دارد، عده ای از مردم جهان و بخصوص مردم آمریکا را بر این داشته است که به این نتیجه برسند که جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران فرار از این پرونده ی فساد است به همین دلیل به آن می گویند: «خشم اپستین»

اما واقعیت این پرونده در سرزمینهای اسلامی و میان مرتدین چیست؟

در حالی که بوق‌های تبلیغاتی غرب و دنباله‌های داخلی‌شان مدام از «حقوق زن» و «کرامت انسانی» سخن می‌گویند، انتشار ایمیل‌های فاش‌شده از پرونده‌ی سیاه جفری اپستین (بزرگ‌ترین قاچاقچی جنسی کودکان در تراز جهانی)، پرده از یک جنایت هولناک برداشته است.

 اجازه دهید از «هند العویس»، دیپلمات اماراتی و مدیر کمیته دائمی حقوق بشر صحبت کنیم. اماراتی که هم اکنون و در سالهای قبل یکی از سرسخت ترین دشمنان اهل دعوت و جهاد بوده است.

ایمیل‌های رد و بدل شده در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که این مدعی حقوق زنان، نه تنها با اپستین در ارتباط نزدیک بوده، بلکه در کمال وقاحت، خواهر ۱۳ ساله‌ی خود را به این هیولای جنسی پیشنهاد داده است: «خواهر ۱۳ ساله‌ام اینجاست، می‌خواهم با تو ملاقات کند… او حتی از من هم خوشگل‌تر است!» این است حقیقت تمدنی که می‌خواهد برای جهان نسخه بپیچد؛ معامله بر سر معصومیت یک کودک برای جلب نظر یک مفسدِ بین‌المللی.

در این ایمیل‌ها، اپستین صراحتاً به او قول «یک شغل رده‌بالا از طریق دوستانش» را می‌دهد. نتیجه چه شد؟ هند العویس پس از این خوش‌خدمتی‌ها و «آماده کردن دختران برای اپستین»، به سرعت پله‌های سازمان ملل را طی کرد؛ ابتدا مشاور، سپس مشاور ارشد و حالا مدیر کمیته حقوق بشر، آیا کسی که خود «ذبح‌کننده حقوق بشر» و دلال جنسی کودکان بوده، می‌تواند نگهبان حقوق انسان‌ها باشد؟ این کثافتی است که از قلب نهادهای بین‌المللی بیرون می‌زند.

در حالی که غرب با «شهوت حیوانی» و «تجارت برده»، حقوق انسان را به لجن کشیده است، در داخل جوامع ما نیز کسانی هستند که ادای «روشنفکری» در می‌آورند. همان «مولوی‌هایی» که در زهدان خود بزرگ کرده‌ایم و امروز با تقلید از اربابان غربی‌شان می‌گویند: «انسانیت مهم است، اسلام و مذهب مطرح نیست!»

باید از آن‌ها پرسید: منظورتان کدام انسانیت است؟ همان انسانیتی که در ایمیل‌های اپستین و هند العویس معنا می‌شود؟ همان انسانیتی که حقوق بشر را ابزاری برای ارضایِ غرایزِ کثیفِ قدرتمندان می‌بیند؟

پرونده اپستین ثابت کرد که شعارهای «حقوق بشر» و «فمینیسم»، تنها ابزاری برای نفوذ و فاسد کردن جوامع هستند. کسی که دین و مذهب را کنار می‌گذارد و به بهانه‌ی «انسانیت مدرن» به غرب پناه می‌برد، سرانجامی جز این نخواهد داشت. این‌ها بردگان شهوت هستند که می‌خواهند جامعه را به لجن‌زاری که خود در آن غرق شده‌اند، بکشانند.

مردم باید بدانند پشت ویترین شیک سازمان ملل و کمیته‌های حقوق بشر، چه کسانی نشسته‌اند. تمدنی که با «خون کودکان» و «تجارت جنسی» برای رسیدن به قدرت معامله می‌کند، صلاحیت ندارد حتی واژه‌ی «انسان» را بر زبان بیاورد. ما به جای «انسانیت غربی»، به غیرت دینی و بصیرت نیاز داریم تا شکار این صیادان کثیف نشویم.