التماس موشه ربع پهلوی برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران و حملات ایزائی خائنین بلوچ

التماس موشه ربع پهلوی برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران و حملات ایزائی خائنین بلوچ

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در جنگ بین رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار قریش ما شاهد دو «جبهه» بودیم:

  1. جبهه ی دارالاسلام مدینه تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم که در این جبهه هم « السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ» وجود داشتند هم کفار یهودی اطراف مدینه، هم کفار نصرانی نجران، هم کفار مجوس الاحساء و هم کفار سکولار(مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و…
  2. جبهه ی دالکفر مکه تحت حاکمیت کفار سکولار قریش که در این جبهه نیز کفار مختلف سکولار بنی بکر و غطفان، سُلَیم، اَسد، اَشجع و… وجود داشتند.

بعد از آن و تا کنون نیز باز باید به «جبهه»ی همسو با دارالاسلام یا ضد آن نگاه کرد.

اگر جبهه ی دارالاسلام ایران برای همه واضح است باید جبهه ی همسو با کفار محارب آمریکائی – صهیونی نیز واضح شود. یعنی اهمیت نداد که جبهه ی مبارزین بلوچ در آن قرار گرفته اند و در هنگام آشوب خیابانی دی 1404ش و بعد از آن به نفع اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی وارد جنگ و انقام گیری از نیروهای امنیتی دارالاسلام اسران می شود، اینها نیز بخشی از این «جبهه»ی کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند.  

یکی از اعضای این اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شخصی خائن و مزدو به اسم موشه ربع پهلوی است که در بی ناموسی و بی غیرتی و خیانت به تمام ارزشهای انسانی نمادی از پستی و بی ارزشی است و با آن کارنامه ی سیاهی که دارد دیدیم که دیروز و در نشست امنیتی پولیتیکو، بخشی از اظهارات خود را به اقناع‌سازی آمریکا و متحدانش برای حمله مجدد به دارالاسلام ایران اختصاص داد. او در این رابطه گفته است: اکنون با یک جانور زخمی روبرو هستیم؛ این فرصتی است که نباید از دست برود، بلکه باید کار را یک‌بار برای همیشه تمام کرد.

این خائن بی ارزش و بی وطن با نادیده گرفتن حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم کشورمان، با تلاش برای سفیدشویی جنایات این کفار محارب، مدعی شد که جنگ اخیر علیه رژیم ایران بود نه علیه ملت و بار دیگر اعتراف کرد که عناصر همسو با او دنبال فرصت مناسبی برای بازگشت به خیابان‌ها و ایجاد آشوب هستند.

التماس کردنهای امثال موشه ربع پهلوی در حمله ی مجدد کفار محارب خارجی به مردم و زیرساختهای مردم ایران در راستای اقدامات عملی امثال گروههایی چون جبهه ی مبارزین بلوچ و انصارالفرقان و دیگران است که با حملات ایزائی خود به «جبهه»ی کفار محارب خارجی خدمت می کنند.

امارات متحده صهیونی و صهیونیستهای عبری در حمله به دارالاسلام ایران

امارات متحده صهیونی و صهیونیستهای عبری در حمله به دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

زمانی که دیدیه می شود که دارالاسلام ایران در جریان جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بیشترین حملات موشکی را به پایگاههای نظامی و منافع اقتصادی آمریکا و صهیونیستها در سرزمینهای تحت اشغال کفار محارب آمریکائی در حاشیه ی خلیج فارس شلیک کرد عده ای می پرسیدند چرا؟

حتی عده ای هم قصد داشتند از این مساله سوء استفاده کنند و آنرا :

  1. جنگ ایران فارس بر علیه عربها
  2. جنگ شیعه بر علیه اهل سنت

جا بزنند، اما با روشن شدن زوایای مختلف حملات «جبهه»ی دارالاسلام ایران به پایگاهها و منافع اقتصادی همسو با آمریکا و صهیونیستها، و همچنین با روشن شدن نقش مستقیم این دولتکهای دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی در حاشیه ی خلیج فارس در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران، نه تنها برای مومنین آگاه بلکه حتی برای رسانه های معتبر کفار غربی هم نقش این دولتکها در این جنگ و برحق بودن حملات دارالاسلام ایران تحت عنوان «دفاع مشروع» آشکار شده است .

در این زمینه اجاره دهید به چند سند معتبر اشاره کنیم:

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال به نقل از منابع مطلع ضمن راستی آزمائی خبر می گوید: “امارات به ایران حمله نظامی کرده؛ این حملات مخفیانه بوده و امارات مسئولیت آن را برعهده نگرفته است.این حملات شامل هدف قرار دادن پالایشگاه نفت در جزیره لاوان ایران در اوایل ماه آوریل بوده است.

این حمله که توسط امارات به طور علنی تأیید نشده است، باعث آتش‌سوزی بزرگی شد و بخش عمده‌ای از ظرفیت پالایشگاه را برای ماه‌ها از کار انداخت. آمریکا از این حملات ناراحت نشد و به طور خصوصی از مشارکت امارات و دیگر کشورهای عربی که مایل به پیوستن بودند، استقبال کرد.”

همچنین وال‌استریت‌ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش کرد که بارنیا، رئیس موساد، در زمان جنگ علیه ایران، دست‌کم دو بار برای هماهنگی عملیات‌ها علیه ایران به امارات سفر کرده است.براساس این گزارش، هدف از دیدارهای بارنیا، همگام‌سازی تبادل اطلاعات و برنامه‌ریزی تهاجم علیه ایران بوده است.

وال‌استریت‌ژرونال همچنین گزارش کرده که «نقش ابوظبی در جنگ با ایران فراتر از هماهنگی اطلاعاتی بود» و فاش کرد که «امارات به‌طور مخفیانه حملات نظامی مستقلی را علیه ایران انجام داده و تنها کشوری به‌جز آمریکا و اسرائیل است که دست به چنین اقدامی زده است».

متوجه شدید؟

امارات متحده ی صهیونی لایق نابودی توسط مومنین اهل دعوت و جهاد است؛ نه تنها به خاطر این خیانت و همسوئی و هم جبهه ای با کفار محارب آمریکائی – صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران بلکه به خاطر تمام جنایاتی که در جبهه ی این کفار محارب بر علیه مسلمین سومالی و سودان و یمن و عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد در شاخ آفریقا و سایر سرزمینهای اسلامی مرتکب شده است.  

حکومت خائنین پاکستان در کنار خائنین آل‌سعود حقیقتی برای بیداری منافقین داخلی

حکومت خائنین پاکستان در کنار خائنین آل‌سعود حقیقتی برای بیداری منافقین داخلی

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در حالی که منابع پاکستانی در گفتگو با خبرگزاری «رویترز» از تلاش برای کشاندن ایران و آمریکا به میز مذاکره سخن می‌گویند، موضع‌گیری‌های رسمی آن‌ها پرده از حقایق دیگری برمی‌دارد. یک مقام پاکستانی صراحتاً تأکید کرده است که در صورت تشدید بحران در منطقه، پاکستان بر اساس توافقنامه‌های دفاعی، در کنار آل‌سعود خواهد ایستاد.

این مواضع، سندی آشکار برای آن دسته از منافقین داخلی در دارالاسلام ایران است که آگاهانه یا ناآگاهانه، چهره‌ای متفاوت و فریبنده از پاکستان ارائه می‌دهند. حقیقت این است که پاکستان برای ایران، نقش همان «آل سعود آمریکائی – صهیونیستی» را در مرزهای شرقی ایفا می‌کند.

رژیم دست نشانده پاکستان در پیوندی ننگین با آل‌سعود، آمریکا و اسرائیل، به پناهگاه و حامی گروه‌هایی همچون «جیش‌العدل» تبدیل شده است. هدف از این حمایت‌ها، ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در خاک دارالاسلام ایران و ضربه زدن به اقتدار آن است. ایستادن پاکستان در کنار آل‌سعود نشان می‌دهد که این همسایه شرقی، نه یک برادر، بلکه بازوی اجرایی نقشه‌های دشمنان برای تضعیف جهان اسلام است.

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

خیانت مزدوران و بازی کثیف دست نشاندگان آمریکا و آل سعود در پاکستان در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

سالهاست که آمریکا و اسرائیل به صورت مستقیم و بخصوص از کانال حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر کشورهای همسایه ی ایران با دارالاسلام ایران در حال جنگ بوده است اما به صورت مستقیم در دو نوبت جنگ 12 روزه و جنگ رمضان 1404ش وارد جنگ شده اند و امروز 33ومین روز این جنگ رمضان است.

در این صورت، جبهه حق در تقابلی سرنوشت‌ساز با سرافعی و کفر جهانی قرار دارد، در چنین جنگی اتحاد شوم میان نفاق داخلی و مزدوری خارجی، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. اقدامات اخیر ارتش دارالکفر طاری پاکستان در تسهیل عبور ناوگان شیطان بزرگ از تنگه هرمز، تنها یک معامله تجاری نیست، بلکه خنجری از پشت بر پیکر جبهه ی مجاهدین و جریان اصیل مقاومت در برابر کفر جهانی به پرچمداری آمریکاست.

تبانی ارتش پاکستان با آمریکا برای عبور کشتی‌های نفتی تحت پرچم نفاق، هدفی جز محاصره اقتصادی و نظامی دارالاسلام ایران و تضعیف توان رزمندگان مقاومت ندارد. این مزدوران با قرار دادن امکانات خود در اختیار صهیونیسم بین‌الملل، عملاً راه را بر مجاهدانی که در صف اول مبارزه با کفر هستند، می‌بندند و امنیت حریم دارالاسلام را وجه‌المصالحه دلارهای آمریکایی قرار داده‌اند.

در این میان، نقش مزدوران رسانه ای وابسته به پاکستان در گمراه کردن افکار عمومی و جابجایی حقایق غیرقابل کتمان است. این سربازان بخش جنگ روانی و تبلیغی جریان نفاق با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای، جای مدافع از سرزمین اسلامی و اشغالگران کافر محارب و اشغالگر خارجی را عوض کرده و با پوشاندن خیانت‌های آشکار مزدوران منطقه‌ای، سعی در تطهیر چهره‌های مرتد و وابسته دارند. این سربازن بخش جنگ روانی دشمن با واژگون نشان دادن واقعیت‌های میدان، به دنبال سرپوش گذاشتن بر معاملات پنهانی هستند که هدف نهایی آن‌ها ضربه زدن به عمق استراتژیک مقاومت اسلامی در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی است.

ارتش دارالکفر طاری پاکستان و دنباله‌های فکری آن‌ها در جبهه نفاق، با این خوش‌خدمتی‌ها ثابت کردند که در جبهه دشمن تعریف می‌شوند. اما دارالاسلام ایران با اشراف کامل بر این تحرکات، اجازه نخواهد داد که غلامان آمریکا و اسرائیل و غرب با لفاظی و جابجایی حقایق، خیانت‌های بزرگ را کوچک جلوه دهند. تنگه هرمز برای کسانی که پرچم نفاق به دست گرفته‌اند، به بن‌بستی مرگبار تبدیل خواهد شد.

امروز بر تمامی مجاهدین اهل دعوت و جهاد و پویندگان راه حق واجب است که مرز میان مدافعین از دارالاسلام و سرزمینهای اسلامی و نفاق جاده‌صاف‌کن کفار محارب و اشغالگر خارجی را بشناسند. خیانت پاکستان و دروغ‌پراکنی‌های باند رسانه ای همسو با آن، دو روی یک سکه‌اند که هدف‌شان تنها بقای آمریکا و غرب و حکام دست نشانده ی حاکم بر سرزمینهای اسلامی و تضعیف اقتدار دارالاسلام است؛ اما اراده پولادین مومنین اهل دعوت و جهاد و مقاومت اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی، این نقشه شوم را نقش بر آب خواهد کرد.

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن می‌گوید  

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

هم اکنون و بعد از 26 روز از جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران که به جنگ رمضان 1404ش مشهور شده است می گذرد و قرار است دارالکفر طاری پاکستان واسطه ی رساندن پیام آمریکا در مذاکرات مشکوک و غیر صادقانه ی آمریکا شود.

لازم به ذکر است که هم‌زمان با تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا، گزارش‌ها حاکی از آن است که قاضی فدرال در پاکستان، دولت ایران را «تروریستی» خوانده؛ حکمی که در فضای سیاسی امروز، با حمایت عملی دولت شهباز شریف و هم‌راستا با منافع واشنگتن صادر شده است.

این رخداد، خواه در قالب حکم قضایی یا موضع‌سازی حقوقی، یک پیام روشن دارد:

وقتی قانون، قانون کفری سکولاریستی و حکومت، حکومت کافر سکولار مزدور باشد، خروجی آن چیزی جز هم‌صدایی با پروژه‌های آمریکایی و صهیونیستی نیست.

اکنون باید صریح پرسید: آیا آنانی که در تهران برای پاکستان لابی می‌کنند تا روابط دارالاسلام افغانستان و ایران بر اساس دستورات اسلام‌آباد مدیریت شود، پاسخ‌گو هستند؟

آیا هنوز می‌توان ادعا کرد که پاکستان «دوست» یا حتی «بی‌طرف» است؛ در حالی‌که در بزنگاه‌ها، هم‌نوا با فشار غرب علیه دارلاسلام های  امارت اسلامی افغانستان  و ایران موضع می‌گیرد؟

واقعیت پنهان‌نشدنی این است که پاکستان سکولار با ساختار سیاسی وابسته و قانون‌گذاری بریده از شریعت، نه امروز و نه دیروز، مدافع اسلام و سرزمین‌های اسلامی نبوده است.

هرکس گمان کند «دارالکفر طاری پاکستان» دوست اسلام است یا دست‌کم بی‌طرف می‌ماند، یا جاهل به معادلات قدرت است، یا نفوذی و گرفتار نفاق سیاسی.

این واقعه (یا موضع‌گیری) بار دیگر نشان داد که قانون غیرالهی در بزنگاه‌ها علیه امت به کار می‌افتد و حکومت‌های سکولار مزدور، حتی با شعارهای اسلامی، در صف‌بندی نهایی کنار آمریکا می‌ایستند و توهم مدیریت روابط منطقه‌ای از مسیر اسلام‌آباد، هزینه‌ساز و گمراه‌کننده است.

وقت آن است که با عینک واقع‌گرایی ایمانی به صحنه نگاه کنیم: دوستی با اسلام، با موضع روشن در دفاع از امت سنجیده می‌شود؛ نه با لبخندهای دیپلماتیک و لابی‌های پشت‌پرده.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران«خشم اپستین» است؛ وقتی گرگ‌ها لباس حقوق بشر می‌پوشند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

با آنکه رژیم صهیونیستی برای جنگ با دارالسالام ایران بیشتر از 40 سال است که برنامه ریزی کرده است و بارها جنگ با ایران را در مانورهای مختلف بازی کرده است اما رخ دادن آن در چنین زمانی که طی پرونده ی «اپستین»از چهره‌ی واقعی فمینیسمِ صادراتی و دیپلماسی شهوت سکولاریستهای جهانی مطرح شده است و ترامپ بیشترین نقش را در این رسوائی دارد، عده ای از مردم جهان و بخصوص مردم آمریکا را بر این داشته است که به این نتیجه برسند که جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران فرار از این پرونده ی فساد است به همین دلیل به آن می گویند: «خشم اپستین»

اما واقعیت این پرونده در سرزمینهای اسلامی و میان مرتدین چیست؟

در حالی که بوق‌های تبلیغاتی غرب و دنباله‌های داخلی‌شان مدام از «حقوق زن» و «کرامت انسانی» سخن می‌گویند، انتشار ایمیل‌های فاش‌شده از پرونده‌ی سیاه جفری اپستین (بزرگ‌ترین قاچاقچی جنسی کودکان در تراز جهانی)، پرده از یک جنایت هولناک برداشته است.

 اجازه دهید از «هند العویس»، دیپلمات اماراتی و مدیر کمیته دائمی حقوق بشر صحبت کنیم. اماراتی که هم اکنون و در سالهای قبل یکی از سرسخت ترین دشمنان اهل دعوت و جهاد بوده است.

ایمیل‌های رد و بدل شده در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که این مدعی حقوق زنان، نه تنها با اپستین در ارتباط نزدیک بوده، بلکه در کمال وقاحت، خواهر ۱۳ ساله‌ی خود را به این هیولای جنسی پیشنهاد داده است: «خواهر ۱۳ ساله‌ام اینجاست، می‌خواهم با تو ملاقات کند… او حتی از من هم خوشگل‌تر است!» این است حقیقت تمدنی که می‌خواهد برای جهان نسخه بپیچد؛ معامله بر سر معصومیت یک کودک برای جلب نظر یک مفسدِ بین‌المللی.

در این ایمیل‌ها، اپستین صراحتاً به او قول «یک شغل رده‌بالا از طریق دوستانش» را می‌دهد. نتیجه چه شد؟ هند العویس پس از این خوش‌خدمتی‌ها و «آماده کردن دختران برای اپستین»، به سرعت پله‌های سازمان ملل را طی کرد؛ ابتدا مشاور، سپس مشاور ارشد و حالا مدیر کمیته حقوق بشر، آیا کسی که خود «ذبح‌کننده حقوق بشر» و دلال جنسی کودکان بوده، می‌تواند نگهبان حقوق انسان‌ها باشد؟ این کثافتی است که از قلب نهادهای بین‌المللی بیرون می‌زند.

در حالی که غرب با «شهوت حیوانی» و «تجارت برده»، حقوق انسان را به لجن کشیده است، در داخل جوامع ما نیز کسانی هستند که ادای «روشنفکری» در می‌آورند. همان «مولوی‌هایی» که در زهدان خود بزرگ کرده‌ایم و امروز با تقلید از اربابان غربی‌شان می‌گویند: «انسانیت مهم است، اسلام و مذهب مطرح نیست!»

باید از آن‌ها پرسید: منظورتان کدام انسانیت است؟ همان انسانیتی که در ایمیل‌های اپستین و هند العویس معنا می‌شود؟ همان انسانیتی که حقوق بشر را ابزاری برای ارضایِ غرایزِ کثیفِ قدرتمندان می‌بیند؟

پرونده اپستین ثابت کرد که شعارهای «حقوق بشر» و «فمینیسم»، تنها ابزاری برای نفوذ و فاسد کردن جوامع هستند. کسی که دین و مذهب را کنار می‌گذارد و به بهانه‌ی «انسانیت مدرن» به غرب پناه می‌برد، سرانجامی جز این نخواهد داشت. این‌ها بردگان شهوت هستند که می‌خواهند جامعه را به لجن‌زاری که خود در آن غرق شده‌اند، بکشانند.

مردم باید بدانند پشت ویترین شیک سازمان ملل و کمیته‌های حقوق بشر، چه کسانی نشسته‌اند. تمدنی که با «خون کودکان» و «تجارت جنسی» برای رسیدن به قدرت معامله می‌کند، صلاحیت ندارد حتی واژه‌ی «انسان» را بر زبان بیاورد. ما به جای «انسانیت غربی»، به غیرت دینی و بصیرت نیاز داریم تا شکار این صیادان کثیف نشویم.

حکومت سکولار پاکستان و بازسازی نقش «صدام‌حسین» سکولار در برابر طلوع دوباره‌ی دارالاسلام در افغانستان

حکومت سکولار پاکستان و بازسازی نقش «صدام‌حسین» سکولار در برابر طلوع دوباره‌ی دارالاسلام در افغانستان

کاتب:  سلیمان عبدالرحمن

تاریخِ مبارزات حق و باطل گواهی می‌دهد که هرگاه در نقطه‌ای از زمین، پرچم توحید برافراشته شده و نظام «دارالاسلام» بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی پایه‌گذاری شود، مستکبران و بخصوص کفار سکولار جهانی و مرتدین داخلی با حمایت گروه منافقین بومی برای سرنگونی آن، دست به دامان مزدوران منطقه‌ای خود می‌شوند. امروز، جغرافیای نبرد تغییر کرده، اما سناریو همان سناریوی قدیمی کفار اشغالگر خارجی است.

پس از سقوط نظام سکولار شاهنشاهی ایران (که ژاندارم و مزدور بی‌چون و چرای آمریکا در منطقه و متحد اصلی صهیونیستها بود) و تأسیس نظام اسلامی در ایران، جبهه‌ی غرب به رهبری آمریکا که منافع خود را در خطر می‌دید، «صدام‌حسین» سکولار بعثی را به عنوان مهره‌ای انتحاری برگزید. صدام سکولار با تحریک آمریکا و دلارهای نفتی برخی حاکمان منطقه، مأموریت یافت تا به نظام نوپای اسلامی ایران هجوم برده و مانع از استقرار حاکمیت بر دارالاسلام شود.

امروز، با نصرت الهی و پس از شکست اشغالگران کافر و سکولار خارجی به رهبری آمریکا در خاک  افغانستان، «دارالاسلام امارت اسلامی» تأسیس شده است. در این میان، رژیم نظامی و سکولار «دارالکفر طاری پاکستان» دقیقاً همان نقشی را ایفا می‌کند که صدام  سکولاردر دهه‌ی هشتاد میلادی بر عهده داشت. نظامیان سکولار پاکستان که ریشه در وابستگی به تفکر سکولار غربی دارند، امروز به عنوان «پیمانکار جنگی» آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه عمل می‌کنند.

همان‌گونه که تجاوز صدام به ایران، خاستگاهی غربی و سکولار داشت، حملات اخیر و تجاوزات مرزی نظامیان سکولار پاکستان به خاک افغانستان نیز نه یک تصمیم مستقل، بلکه دستوری دیکته‌شده از سوی واشنگتن و اتاق‌های فکر غرب سکولار است. آن‌ها که نتوانستند در میدان نبرد رو در رو حریف مجاهدین شوند، اکنون از طریق مزدوران منطقه‌ای خود (نظامیان پاکستان) به دنبال تضعیف نظام نوپای امارت اسلامی هستند.

در تمام سرزمینهای اشغالی می بینیم که مزدوران آمریکا و سایر کفار محارب و اشغالگر خارجی، تنها ابزاری مصرفی هستند. صدام‌حسین سکولار با وجود تمام حمایت‌های غرب سکولار، در نهایت در برابر اراده‌ی یک ملت مسلمان شکست خورد و توسط همان اربابانش کنار گذاشته شد. نظامیان  سکولار پاکستان نیز باید بدانند که بازی در زمین آمریکا و تجاوز به حریم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، فرجامی جز ذلت و نابودی نخواهد داشت.

دارالاسلامِ امارت اسلامی افغانستان، با بصیرت کامل نسبت به این «سناریوی تکراری»، اعلام می‌دارد که هیچ تهاجمی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. ما اجازه نخواهیم داد که مزدوران استکبار، آرامش ملتی را که پس از دهه‌ها جهاد به استقلال رسیده است، خدشه‌دار کنند.

 پیروزی نهایی از آن متقین است و روسیاهی و شکست برای کفار محارب و اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها. وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (آل عمران/126)

تمجیدِ شیطانِ بزرگ آمریکا از غلامانِ حلقه‌به‌گوش؛ نقاب از چهره خائنینِ پاکستان و توطئه واشنگتن علیه غزه

تمجیدِ شیطانِ بزرگ آمریکا از غلامانِ حلقه‌به‌گوش؛ نقاب از چهره خائنینِ پاکستان و توطئه واشنگتن علیه غزه

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

وقتی «دونالد ترامپ»، مجسمه استکبار و طاغوتِ اعظم، زبان به تمجید از صاحب‌منصبان یکی از حکام سرزمینهای اسلامی و کشور مدعی اسلام می‌گشاید، این نه یک افتخار، بلکه «مُهرِ ننگی» است که بر پیشانی مزدوران حک می‌شود. تمجیدِ ویژه ترامپ از «شهباز شریف» و «عاصم منیر» (فرمانده ارتش دارالکفر طاری پاکستان) در قلب واشنگتن، پرده از عمق وابستگی و خوش‌خدمتی این عناصر به نظام سلطه برمی‌دارد.

اعتراف ترامپ به اینکه با تهدیدِ «قطع توافقات تجاری»، مقامات پاکستان را به عقب‌نشینی وادار کرده، گویای یک حقیقت تلخ است: برای این دنیاپرستان، «شکم و تجارت» بر «عزت و شریعت» مقدم است. کسی که به خاطر دلارهای آمریکا، از مواضع خود عقب‌نشینی کند، نه تنها لایق رهبری مسلمین نیست، بلکه در زمره «مرتدانِ سیاسی» است که قبله‌نمای خود را به سمت کاخ سفید تنظیم کرده‌اند.

آنچه امروز به نام «شورای صلح غزه» در واشنگتن برپا شده، دامی شیطان‌صفتانه است. هدف از اعزام این مزدورانِ محلی و مسلمان‌زاده‌های مرتد به منطقه، کمک به مردم مظلوم فلسطین نیست؛ بلکه ماموریت اصلی آنان، تکمیلِ «محاصره اقتصادی و اجتماعی» مجاهدین حماس و تضعیف جبهه مقاومت از درون است. این خائنان، جاده‌صاف‌کنِ نقشه‌های صهیونیستی هستند تا با نامِ صلح، ریشه «جهاد» را بخشکانند.

الله جل جلاله تکلیف این‌گونه دوستی‌ها با کفار و طاغوت را روشن کرده است و می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱)؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی و دوست خود نگیرید… و هر کس از شما با آنان دوستی کند، از زمره آنان است.

کسانی که امروز در آغوش ترامپ و واشنگتن به دنبال امنیت و قدرت می‌گردند، طبق صریح آیه قرآن، از امت اسلام جدا شده و به جبهه کفر پیوسته‌اند.

این را بدانیم که طاغوت‌ها، مزدوران خود را پس از اتمام تاریخ مصرف، همچون دستمالی آلوده دور می‌اندازند. اما پیش از آن، خشمِ الهی از آستین «مجاهدینِ سرافراز و شریعت‌گرا» بیرون خواهد آمد. این خائنان که به خون شهدای غزه و آرمان اسلام خیانت کرده‌اند، به اذن الله توسط فرزندانِ غیور امت اسلامی که جز به حکم خدا سر فرود نمی‌آورند، مجازات و نابود خواهند شد.

خوش‌رقصیِ شهباز شریف و عاصم منیر در واشنگتن، تنها عزمِ مجاهدین را برای پاکسازی سرزمین‌های اسلامی از لوث وجود مزدوران جزم‌تر می‌کند. همان‌گونه که الله تعالی می‌فرماید: «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ» (شعراء/ ۲۲۷) و کسانی که ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی بازمی‌گردند.

ان‌شاءالله به زودی شاهد برافراشته شدن پرچم توحید بر ویرانه‌های کاخ‌های نفاق و استکبار خواهیم بود.

پاسخ به بلوف‌های نمایشی اسلام‌آباد، دارالکفر طاری پاکستان در بند اربابان سکولار و اشغالگر خارجی

پاسخ به بلوف‌های نمایشی اسلام‌آباد، دارالکفر طاری پاکستان در بند اربابان سکولار و اشغالگر خارجی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در پی اظهارات اخیر «خواجه آصف»، وزیر دفاع پاکستان مبنی بر احتمال عملیات نظامی در خاک افغانستان پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، تحلیل‌ها نشان از پوشالی بودن این تهدیدات و وابستگی عمیق لشکریان اسلام‌آباد به قدرت‌های استعباری دارد.

هشدارهای مقامات پاکستانی درباره عملیات نظامی در خاک افغانستان، چیزی جز بلوف‌های نمایشی و فرار از بحران‌های داخلی نیست. این لاف‌های نظامی در حالی مطرح می‌شود که ارتش این کشور توان مقابله با چالش‌های امنیتی درون مرزهای خود را ندارد و با فرافکنی، سعی در متهم کردن دیگران دارد.

قدرت ادعایی پاکستان نه از اراده ملی، بلکه نشأت گرفته از خوش‌خدمتی به اربابان خارجی و در رأس آن‌ها آمریکای جنایتکار است. رژیم اسلام‌آباد به عنوان ابزاری در دست شیطان بزرگ، تنها در راستای منافع واشنگتن در منطقه گام برمی‌دارد و هویت خود را در وابستگی به استکبار جهانی تعریف کرده است.

برخلاف تصور سران اسلام‌آباد، قدرت واقعی در دست کسانی است که به نصرت الهی ایمان دارند. مجاهدین دلیر تی‌تی‌پی (طالبان پاکستان) با تکیه بر ایمان و جهاد، لرزه بر اندام مزدوران انداخته‌اند. این وعده الهی است که به اذن الله، مستکبران و غلامان‌شان به زباله‌دانی تاریخ افکنده خواهند شد.

پاکستان که به جای تکیه بر همسایگان مسلمان، به دامن آمریکا پناه برده است، باید بداند که دوران سلطه شیطان بزرگ به پایان رسیده است. مجاهدین راه حق ثابت کرده‌اند که هیچ قدرت مادی نمی‌تواند در برابر اراده ایمانی بایستد و به زودی شاهد اضمحلال نفوذ آمریکا و ایادی منطقه‌ای آن خواهیم بود.

 چهره ی واقعی دارالکفر طاری پاکستان در انکار ریاکارانه و دشمنی آشکار با دارالاسلام ایران

 چهره ی واقعی دارالکفر طاری پاکستان در انکار ریاکارانه و دشمنی آشکار با دارالاسلام ایران

کاتب: صدیق عثمانی

حکم اخیر قاضی فدرال پاکستان که دارالاسلام ایران را در کنار چند کشور دیگر «دولت تروریستی» نامیده، پرده از حقیقتی برداشت که سال‌ها با نقاب دیپلماسی پنهان شده بود و آنهم دشمنی ساختاری نظام سکولار پاکستان با هر نوع حاکمیت اسلامی مستقل.

اعتراض رسمی سفارت دارالاسلام ایران در اسلام‌آباد، واکنشی منطقی به حکمی توهین‌آمیز و سیاسی بود؛ حکمی که نه بر اساس حقوق بین‌الملل، بلکه در چارچوب منهج فکری سکولار و همسو با غرب صادر شده است.

 انکار وزارت خارجه پاکستان و دروغی دیپلماتیک و ادعای وزارت خارجه پاکستان مبنی بر اینکه این حکم «نظر شخصی قاضی» است، چیزی جز انکار ریاکارانه نیست.

وقتی دستگاه قضایی یک کشور، که خود بر مبنای قانون سکولار بنا شده، چنین حکمی می‌دهد، این نشان‌دهنده خط‌مشی واقعی حاکمیت است، نه یک اشتباه فردی.

حقیقت همان است که از زبان قاضی کفری بیان شد، نه آنچه وزارت خارجه برای آرام‌سازی فضا می‌گوید.

دشمنی مشترک غرب و مزدوران منطقه‌ای و هم‌زمانی این حکم با اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان «سازمان تروریستی» از سوی اروپا و ناتو، تصادفی نیست.

این یک پروژه واحد است که آمریکا و صهیونیستها طراحی می‌کنند و ناتو پشتیبانی می‌کند و دولت‌های سکولار و دست نشانده ی منطقه‌ای اجرا می‌کنند

دارالکفر طاری و سکولار پاکستان هرگز حاضر نیست دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان به‌صورت مستقل و اسلامی باقی بماند و دارالاسلام ایران نیز به‌عنوان قدرت اسلامی منطقه تثبیت شود چون حاکمیت اسلامی مستقل، پایان نفوذ امریکا، ناتو و نظم سکولار غربی در منطقه است.

 تجربه تاریخی ثابت کرده است سکولاریست‌ها ـ چه در لباس قاضی، چه دیپلمات، چه روشنفکر وابسته ـ هیچ‌گاه حاکمیت قرآن و شریعت الله را نپذیرفته‌اند و هرجا که اسلام به قدرت نزدیک شده، همان‌جا برچسب «افراط»، «خشونت» و «تروریسم» زده‌اند.

پس آنچه امروز از اسلام‌آباد شنیده شد، لغزش زبانی نبود؛ اعتراف ناخواسته بود و دارالکفر طاری پاکستان، همانند دیگر مزدوران غرب، با اصل حاکمیت اسلامی دشمن است؛ چه در ایران، چه در افغانستان، و چه در هر نقطه‌ای که اسلام بخواهد مستقل بایستد.

این حقیقت باید برای اهل دارالاسلام روشن بماند که دشمن، با لبخند دیپلماتیک عوض نمی‌شود.