در هر جامعه ای که زن در آن رشد کند و بر اساس قوانین شریعت الله آزاد باشد، بی تردید آن جامعه در تمام مراحل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… رشد چشمگیری خواهد داشت.
حاکمیت بر دارالاسلام باید علاوه بر ایجاد شرایط رشد و پیشرفت برای زنان ،شرایط امنیتی را نیز برای آنان به بهترین نحو ممکن، برقرار کند تا این زنان بتوانند در سایه امنیتی که فراهم شده به حرکت رو به رشد خود ادامه دهند.
زن در جامعه ی اسلامی باید زنانگی کند و بر اساس استعدادهای زنانگی خودش به پیش رود نه مثل جوامع سکولار که با ترفندهای مکارانه سیاستهای مورد قبول خود را بوسیله این زنان در جامعه پیاده می کنند که میتوان گفت که این زنان را در حقیقت با ذهنیت مردانه اما با پوششی زنانه جلوه می دهند چون زن را در جایگاه خیلی کمی می بینند.
زن زن است و مرد مرد. هیچ یک بر دیگری برتری ندارد و هر یک باید در جایگاه خودش باشد.
مرزهای آزادی های شخصی مرد و زن توسط حدود و شریعت الله مشخص می شود و در چارچوب شریعت الله می توانند مطالبات حقوقی خود را خواستار باشند.
باید بدانیم که زنان مسلمان بلوچ می توانند کارهای بزرگی را انجام دهند و یا حتی سرنوشت ملت خود را تغییر دهند، کافیست در کنار دور ریختن افکار پوچ قبیلگی غیر اسلامی بلوچها، افکار فاسد سکولاریستی را نیز از خود دور کنند و برای پیشرفت خود و داشتن جامعه ای بهتر، با معیارهای اسلامی تلاش کنند و در راستای محقق ساختن اهداف اسلامی خود قدم بردارند.
دیروز، امروز و فردا، واقع بشری در برابر این دین بدان جهت که یک اعلان عام برای آزاد کردن انسان در زمین از بند تمامی سُلطه های غیرالهی است با ایجاد موانع اعتقادی و ایدئولوژیک و موانع مادی وضع موجود و موانع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نژادپرستانه و طبقاتی و با مانع قرار دادن عقاید انحرافی و ایده های باطل، قد علم کرده و میکند و خواهد کرد ومعمولاً این موانع با همدیگر در می آمیزند و به شکل بسیار پیچیده ای با هم وارد عمل می شوند.
چنانکه « تبلیغ و روشنگری» با عقاید و بینش ها مقابله می کند، « حرکت »نیز با موانع مادی دیگر و در پیشاپیش آنها سلطه سیاسی متکی بر عوامل اعتقادی ایدئولوژیک و نژادپرستانه و طبقاتی و اجتماعی و اقتصادی پیچیده و تودرتو رویاروی میگردد و این دو یعنی روشنگری و حرکت، توأم با هم است که میتوانند در مقابل «واقع بشری» به طور کامل و با وسایل برابری کننده با عوامل تکوین آن، بایستند و وقتی این دو با یکدیگر پیوند بخورند، به راه افتادن جنبش آزادی بخش انسان یعنی همه انسان ها و در همه جای زمین، حتمی خواهد بود و این نکته بسیار مهمی است که باید یک بار دیگر هم به تقریر درآید!
این دین، فقط اعلانی برای آزاد کردن انسان عرب و رسالتی خاص عربهانیست! بلکه موضوع آن،«انسان» یعنی بنی نوع انسان میباشد و جولانگاه آن سرتاسر «زمین» است.
خداوند سبحان تنها خدای عرب ها وحتی گرویدگان به عقیده اسلامی نیست. خداوند، پروردگار تمام جهانیان است و این دین هم درصدد است که«جهانیان» را به سوی پروردگار آنها بازگرداند وآنان را از عبودیت غیرخدا برهاند.
بزرگترین عبودیت غیرخدا از دیدگاه اسلام خضوع بشر در برابر احکامی است که عده ای از خود آنها برایشان وضع میکنند و این همان «عبادت»مقرر شده ای است که باید تنها برای خداوند به انجام برسد و چنانکه کسی آن را برای غیرخدا به عمل بیاورد، از دین خدا خارج می گردد هرچند که ادعا بکند در قلمرو این دین قرار دارد.
مولوی نامحترم: در کنار سکولاریستها قرار نگیر و مانع اجرای شریعت نشو
به قلم: عبدالرحمن براهویی
دو سال قبل در چنین روزی سکولاریستهای مرتد میان ایران به همراه دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) به مناسبت مرگ یک هرزه ی سکولار کُرد تحت عنوان «زن، هرزگی، فاحشگی»دست به اغتشاشاتی زدند و دسته هایی از مُلاها و مولوی های معلوم الحال نیست با اهداف مختلف در این اغتشاشات قرار گرفتند.
یکی از سرو صداهایی که این هرزه ها برپا کرده بودند جیغ زدن و سینه چاک کردن به خاطر مجازات مجرمین این اغتشاشات سکولاریستی بود؛ اما نکته ی تأسف بار حضور مولوی ها و مُلاهای حیض و نفاس و دستشوئی در کنار این هرزه ها بود.
این برای ما بلوچها سالهاست تبدیل به امر یعادی شده و امروزه هر کسی بخواهد که در میان بلوچهای حنفی مذهب مجرمی را از طریق قانون حاکم بر دارالاسلام ایران به سزای شرعی خودش برساند فورا از جهات مختلف متهم می شود، یعنی اگر کسی مرتکب قتل و آدم ربائی و دزدی و … شود و فراری، چنین مورد سرزنش قرار نمی گیرد.
در کنار این، اگر حکومت هم یک دزد یا قاتل یا قاچاقچی مفسد فی الارض و… را که در فقه مذهب حنفی هم مستحق مجازات است را مجازت کند باز با نام حقوق بشر و … به اجرای این حد ایراد گرفته می شود. این در حالی است که:
روى النسائي في سننه الصغرى (8/68) فقال: أخبرنا سويد بن نصر، قال: أنبأنا عبدالله عن عيسى بن يزيد، قال: حدثني جرير بن يزيد أنه سمع أبا زرعة بن عمرو بن جرير يحدث أنه سمع أبا هريرة يقول: قال رسول الله ﷺ: حد يعمل في الأرض خير لأهل الأرض من أن يمطروا ثلاثين صباحًا نسائی در سنن الصغري (8/68) روایت کرده و گفته است: سوید بن نصر به ما گفت، گفت: عبدالله به ما از عیسی بن یزید گفت، گفت: جریر بن یزید به من گفت که او. از ابو زرعه بن عمرو بن جریر شنید که از ابوهریره شنید که گفت: رسول خدا ﷺ فرموند: « إقامه ی حـــدود برای اهل آن زمین بهتر از 30روز باران باریدن است» وقال في مجمع الزوائد (6/263): عن ابن عباس رضي الله عنهما قال: قال رسول الله ﷺ: يومٌ من إمامٍ عادل خير من عبادة ستين سنة، وحدٌ يقام في الأرض بحقه أزكى من مطر أربعين صباحًا . در مجمع الزوائد(6/263) از ابن عباس رضی الله عنهم : رسول الله ﷺ فرمود: «یک روز از امام عادل بهتر از شصت سال عبادت است و اجــرای حدود که در زمین به حق انجام شود پاکتر و بهتر از باران چهل صبح است»
واقعا اجرای حد بر یک دزد گردنه گیر و یک مفسد فی الارض و یک قاتل و… در تامین امنیت برای ما بلوچها از بارش این باران بهتر است، چون اگر باران در منطقه ای نبارد به جای دیگری کوچ می کنیم اما نبود امنیت باعث شده است حتی در خیابانها و جاده ها و… هم زندگی ما در خطر قرار بگیرد و…
پس ای مولوی معلوم الحال نامحترمی که رسانه در دستت هست: یا برای اجرای این حدود تلاش کن یا خفه شو و در کنار احزاب سکولار محلی و کفار سکولار خارجی برای دشمنی با اجرای حدود قرار نگیر.
رشد ۴۲ درصدی ترانزیت از پایانه مرزی میلک سیتان و بلوچستان
مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده ای سیستان و بلوچستان: از ترانزیت ۲۵۷ هزار و ۲۳۶ تن کالا طی پنج ماهه سالجاری از طریق پایانه مرزی میلک در شمال استان خبر داد که این میزان حاکی از افزایش ۴۲ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته است.
این میزان کالا توسط ۱۰ هزار و ۱۵۹ دستگاه کامیون از پایانه مرزی میلک صورت گرفته است.از این میزان ۲۴۹ هزار و ۵۰ تن ترانزیت خروجی و ۸ هزار و ۱۸۶ تن به ترانزیت ورودی از پایانه مرزی میلک طی این بازه ی زمانی اختصاص داشته است.
نکته ای بر قتل سه نفر از پرسنل هنگ مرزی میرجاوه توسط فرقه اهل بغی «جیش»
به قلم: محمد اسامه
فرقه های مختلف اهل بغی با جنگی پراکنده که هیچ خیری در آن نبوده و نیست و تنها قتال الفتنه است باعث تولید نا امنی و فساد غیر قابل انکاری در میان بلوچهای حنفی مذهب شده اند.
کار به جایی رسیده که جاهلین بلوچ هم به سادگی می توانند علمای اهل سنت و جماعت را تهدید و حتی ترور کنند و همین امر باعث سکوت اجباری بسیاری از علمای اهل سنت و جماعت در برابر اهل بدعت شده است.
در حمله ی دیشب فرقه ی اهل بغی «جیش» به نیروهای مرزبانی میرجاوه در یکی از پمپ بنزینهای شهرستان میرجاوه ۳ مامور به قتل رسیدند و یک شهروند عادی هم که در صف بنزین و محل حضور داشت، زخمی شد.
این نیروهای مرزبانی در حال بنزین زدن بودند که مورد حمله غافلگیرانه و تیراندازی قرار گرفتند و سه نفر به نامهای امیر ابراهیمزاده، پارسا سوزنی و محمدامین نارویی به قتل رسیدند. (۲ سرباز وظیفه و یک نیروی کادری).
اهل سنت و جماعت بلوچ در قدم اول باید جنگی روانی و روشنگرانه در برابر این فرقه های اهل بغی راه اندازی کنند و منتظر مولوی های رسانه های معلوم الحال گنده گو نباشند.
این فرقه های بلوچ اهل بغی که بر خلاف مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله عمل می کنند با منهج و عقیده و حتی با آینده ی فرزندان ما بازی می کنند و زمینه را قطعا برای رشد کفر سکولاریسم در میان ملت ما فراهم خواهند کرد.
امام ابوحنیفه رحمه الله با جنگ مسلحانه ای که منجر به قتال فتنه می شود آشکارا مخالفت می کند.
أبو مُطيع البَلخي از امام ابوحنیفه رحمه الله سوال می کند: در مورد کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند و به این دلیل افرادی از او تبعیت می کنند و این شخص بر الجماعة قیام و خروج می کند، فيَخرُجُ على الجَماعةِ، آیا این کار را صحیح می دانی؟
امام ابوحنیه گفت: نه.
بلخی می گوید گفتم: برای چه؟ در حالی که الله تعالی و رسولش به امر به معروف و نهی از منکر دستور داده اند و این فریضه ی واجبی است.
امام ابوحنیفه با شناختی که از این افراد و ثمرات قیام نارس آنها داشت جواب داد: وهو كذلك، لَكِن ما يُفْسِدونَ من ذلك يَكونُ أكثَرَ مِمَّا يُصلِحونَ؛ من سَفكِ الدِّماءِ، واستِحلالِ المَحارِمِ، وانتِهابِ الأموالِ آنچه گفتی همانگونه است، اما این اشخاص در نتیجه ی این قیام، فسادی که به بار می آورند بیشتر از آنچه است که اصلاح می کنند، از ریختن خونها بگیر تا حلال کردن حرامها و از بین بردن اموال.[ الفقه الأبسط، ص 108]
آیا ما این فسادی که فرقه های اهل بغی چون «جیش» و دیگران در میان ملت ما به بار آورده اند را با چشم سر نمی بینم؟
سرزمین بلوچستان در ازای تاریخ پرافتخار و پرفراز و نشیب خود با وجود آنکه مردان و قهرمانان فراوانی در میدانهای مختلف، با خدمات ارزنده تقدیم جامعه بشری کرده که هر کدام از آنان برگ زرینی از افتخارات را در تاریخچه قوم بلوچ ثبت و ضبط شده، در کنار آن نیز شیر زنان و مادرانی بودهاند که با تحمل بار سنگین عظیم مسئولیت، چنین شیرمردانی را تربیتکردهاند.
زن بلوچ زنی است همانند زنان جوامع دیگر و فرهنگهای متفاوت، با این حال شور و شوق و حماسه و عشق، فرهنگ و هنر؛ ذهن توانمند و دستان خلاق؛ مدیریت و رهبری جامعه و خانواده؛ تلاش برای رهائی ملت از مذلت و جهالت و نادانی را میتوان در بررسی کارنامه درخشان زن بلوچ به خوبی یافت.
شهسواران عرصه فرهنگ و ادبیات بلوچی دورههای مختلف زبان و ادبیات بلوچی را به سه دوره قدیم، میانی و معاصر تقسیمبندی کردهاند. دوره قدیم حماسهها و منظومههای “بیبگرک و گراناز، دودا و بالاچ، دوستین و شیرین، حمل و ماه گنج، سسی و پنون، شهداد و مهناز، عزت و میروک، لله و گراناز، هانی و شی مرید” را در برمیگیرد.
بنا به باور و اعتقاد بسیاری از محققان خود حماسهسازان این حماسهها و حکایات مورد اشاره سراینده اشعار بودهاند به ویژه سرودههایی که یک طرف ماجرا زن بوده که با تشبیهات و استعارات و کنایات و اضافات به مصداق آنکه شاعر آئینه تمام نمای عصر خویش است به بررسی شرایط و اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ادبیات جامعه خود در این اشعار نیز پرداختهاند و اینجا است که به نکته مهمی آگاهی مییابیم که زن بلوچ جامعهشناس و مورخی توانا نیز بوده است.
با رجوع به کتابهای حماسهسرایی در بلوچستان و منظومههای عاشقانه بلوچستان، گنجینه عظیمی پیش روی محقق و پژوهشگر گشوده میشود و در مقابل عظمت و توانایی زن بلوچ در عرصه قلم و نوشتار سر تسلیم فرو میآورد.
در دوره دوم از زمان “میرنصیر خان نوری” که از سال 1747 میلادی حکمرانی وی بر کلات و بخش بزرگ بلوچستان آن روز آغاز میشود، “بانک سیمک” بیش از دیگران میدرخشد که بخش اعظم اشعار وی توسط میر شیرمحمد مری اشعار وی گردآوری شده است.
در دوره معاصر نیز شاعرانی چون پروفسور “زینت ثنا، بانو ملک گوهر(دختر شاعر و مبارز پر آوازه و نامدار بلوچ میر گلخان نصیر) زاهده رئیسی، زینت شهبخش، نسرین بهجتی و پروانه جنگیزهی” و صدها شاعر گمنام که عرصه ظهور و بروز آنان فراهم نشده یا مجالی برای معرفی آنان فراهم نیامده نیز اشعاری حماسی، عاشقانه و به تعبیر ادیبان بلوچ رنگی و جنگی در آن نهفته است.
از همه مهتر در این عرصه به جرانت میتوان گفت زن بلوچ پیشتازتر از مردان در عرصه شعر و ادب بوده است؛ آنگاهکه فرزند خود را در گهواره لالائی میدهد و شعر بلوچی با “لولی” آغاز میشود و از آن به عنوان قدیمیترین بخش شعر بلوچی یاد میشود، این زن بلوچ است که آغازگر شعر بوده و در همه مراحل تربیت فرزند زن بلوچ در قالب شعر او را همراهی میکند.
ذکر این نکته لازم و ضروری است که بر خلاف دوره اول و دوم، زن شاعر پارسیگویی چون رابعه خضداری وجود دارد که اشعاری به زبان پارسی میسراید که خود گنجینه عظیمی است.
گرچه در دوره معاصر شاعران زن بلوچ هم به سرودن اشعاری به زبان بلوچی پرداختهاند و در کنار آن با توجه به وضیعت جغرافیایی محل سکونت به زبانهای پارسی، اردو، پشتو و عربی نیز شعر سروده اند.
محمود عباس سکولار دوشادوش ارتش رژیم صهیونیستی سکولار علیه ملت مسلمان فلسطین خواهد جنگید
به قلم: بالاچ عمر زهی
سکولاریسم، سکولاریسم است و سکولار سکولار. اختلافت اینها بر سر منافع دنیوی است اما همه ی اینها علیه مسلمین متحد خواهند شد. اگر امروز گروههای سکولار و مرتد بلوچی چون BLA و سهاب و غیره با نام بلوچ در حال فعالیت هستند چندین دهه قبل از آنها گروه فتح به رهبری یاسر عرفات همین مسیر را رفته تا اینکه به زمان کنونی و ریاست محمود عباس بر فتح رسیده است. در تمام این سالها این سکولاریستهای فلسطینی در جنگ با مردم مسلمان خود در کنار دشمنان سکولار ملت فلسطین بوده اند . الان هم هر چه به روزهای پایانی صهیونیست ها نزدیک تر میشویم آنها مهره هایی بیشتری میسوزانند و مرتدین سکولار داخلی مجبور میشود نقاب بردارند و علنا از رژیم سکولار صهیونیستی حمایت کنند. خلاصه اینکه باید بگوئیم”پاره نقاب” محمود عباس سکولار برای جاهلین هم افتاد، و رسما در کنار اشغالگران سکولار قرار گرفت تا نیروهای مسلمان فلسطینی را تسلیم کند! قرار است ۵۰۰ نفر از نظامیان سکولار تحت امر محمود عباس سکولار در کرانه باختری به ارتش رژیم صهیونیستی سکولار کمک کنند تا جوانان مسلمان مقاومت فلسطین را شناسایی و دستگیر کنند
تعجب نکنید و از همکاری سکولاریستها با هم هیچ کسی دلگیر نشوید، این نشانه استیصال و “بی چاره” بودن دشمنان سکولار و پیامی برای جاهلین و کم هوشهای میان مسلمین است تا بدانند، سکولاریسم، سکولاریسم است و سکولار، سکولار است و رنگ و نژاد برایش فرق دارد. سکولاریستها مشخص هستند اما اینگونه اقدامات باعث می شود مولوی های خائن مدافع سکولاریستها که در واقع همان ستون پنجم دشمن هستند که نیروهای مردمی را مستهلک و گمراه میکنند دستشان رو شود و این برای کم هوسها تلنگری بزرگ و پرخیر و برکت است اگر اهل هدایت و فهم باشند اما برای دشمن خسارت محض خواهد بود که چنین مهرهایی می سوزند. پس همچنانکه از سکولاریستهای مرتد دوری می کنید از این مولوی های مدافع سکولاریسم نیز دوری و حذز کنید.
گاه برایمان عجیب بود که چرا مثلاً مولوی عبدالحمید اینهمه تناقض گوئی در سخنانش وجود دارد؟ یعنی واقعاً نمی داند یا مساله چیز دیگری است تا اینکه به این سخن أبو الحسن الندوی( 1999-1914 مـ ) از بیدارگران میان حنفی مذهبها برخورد کردم که روشن می کند امروز عصر تزویر تناقض گویی است و می گوید:
“امروز ، عصر تناقض گویی و تمجمج است. بسا محقق یا روزنامه نگاری حماسه ای در بیوگرافیِ قهرمانی از قهرمانان جهادِ اسلامی یا مجددی از مجددانِ اسلام می نویسد، هنوز جوهرِ نوشته اش نخشکیده است که با همان قلم به مدیحه و ستایش بر پیمان شکن و خائنی از خائنانِ به امت ، یا به تأییدِ چیزی از اجانب و بیگانگان برای مصحلت سیاسی و منافعِ مادی و مزایایِ پولی می پردازد ، و هیچ تناقض و دوگانگیي رفتاری در این نمی بیند!” (ماذا خسر العالم بإنحطاط المسلمین – ص221)
این واقعیتی است که گاه مردم بلوچ حنفی مذهب ما حداقل به صورت هفتگی در نمازهای جمعه ی خود با آن برخورد می کنند.
جهت دوری از این تناقض گوئی ها و هزیانات اهل بدعت که باعث سرگردانی تعداد کثیری از مردم ما شده است چاره ای جز بازگشت به منهج صحیح اهل سنت و جماعت وجود ندارد.
جنگ ما با آمریکا و تمام کفار سکولار و کفار یهود و نصرانی جنگ عقیده است نه….
سید قطب -رحمه الله تعالی- میفرماید:
«دلیل جنگ یهود و نصاری با جماعت مسلمانان، همیشه و همهجا، عقیده بوده است، ولی از ترس حماسۀ عقیدۀ اسلامی و شوریدن آن، چنین وانمود میکنند که جنگشان عقیدتی نیست و بر سر زمین، اقتصاد، سیاست، مراکز نظامی و غیره است و به فریبخوردگان ما القا کردهاند که عقیده، حکایتی تمامشده و قدیمی است که تنها افراد متعصب و عقبمانده پرچمش را بلند کرده و به خاطرش کارزار میکنند! اگرچه میان خود هم دچار خصومت و جنگ باشند، ولی در نبرد علیه اسلام و مسلمانان، همسنگر و متحد میشوند!»
( تامبوی، بیماری رایج در میان دسته هایی از دختران سکولار غربی است. تامبوی، یعنی دختری مریض و منحرف درونی که قصد دارد ادای پسران و مردان را در بیاورد، مثل پسر مریض و منحرف درونی که قصد دارد ادای دختران و زنان را دربیاورد. این دختر آلوده و آشفته ی بیمار شده بخصوص قبل از آنکه به صورت نسبتا دائم با پسری تشکیل زندگی دهد و زندگی او را هم نابود کند، در ظاهر هم حتی تمایل به پوشیدن لباس شبه مردانه دارد و… این متن، یکی از عواقب زندگی مشترک دختران تامبوی را نشان می دهد/ ارائه دهنده)
مهمترین علل امروزی طلاق برای کسانی که به تغییر فکری و ایدئولوژی زنان میپردازند، کاملاً روشن است. خلاصه اینکه زن معاصر از همان دوران کودکی حامل یک تصور و بار فکری است که این بار فکری روش ازدواج اسلامی را رد میکند، نمیخواهد شوهرش سرپرست او باشد، نمیخواهد مطیع شوهرش باشد، او نمیخواهد در خانه بماند و این را نسبت به خودش ناعادلانه میپندارد.
او معتقد است: من آزادم.
من در لباس، بیرون رفتن، دیدوبازدید، تلفن، برنامههای ارتباطی، مطالعه، کار، خواب، بیدار ماندن، مسافرت، در روابط و … آزاد هستم!
تمام مشکلاتی که زنان معاصر ایجاد میکنند به یکی از این قسمتها برمیگردد که بر این عقیده است من آزاد هستم و وابسته به شوهر نیستم و با او برابرم.
اکثر آنها به قوانین اسلام که آنها را تابع شوهر میگرداند، کافرند.
اسلامشان نماز، روزه و برخی قوانین موافق سکولاریسم و فمینیسم است.