ای مولوی و ای مُلا و شیخ و آخوند: «عمامه» اگر در تحریف شریعت و آب‌ریختن به آسیاب دشمن  و خدمت سکولاریسم بود، از «کلاه خود» دشمن خطرناک‌تر است (1)

ای مولوی و ای مُلا و شیخ و آخوند: «عمامه» اگر در تحریف شریعت و آب‌ریختن به آسیاب دشمن  و خدمت سکولاریسم بود، از «کلاه خود» دشمن خطرناک‌تر است (1)

کاتب: محمد اسامه

امروز امت اسلامی به صورت عام و دارالاسلامهای ایران و امارت اسلامی افغانستان زیر سنگین‌ترین فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتیِ آمریکا و غرب قرار دارد.

در چنین بزنگاهی، خطر فقط از لوله ی تفنگ دشمن نمی‌آید بلکه خطرِ بزرگ‌تر از زبان‌هایی می‌آید که با نام دین، عقب‌نشینی از اصول و خط قرمزها  و با نام اعتراض، اغتشاش و همسوئی با کفار محارب خارجی و خائنین اغتشاشگر داخلی را توجیه می‌کنند.

خائنانِ فکری چه کسانی‌اند؟

خائنِ فکری آن نیست که آشکارا دشمنی کند بلکه آن است که حکم خدا را معلق می‌کند و قانون بشر را جایگزین شریعت می‌نشاند و اسلام را به عبادات فردی تقلیل می‌دهد و حاکمیت شریعت را به «بعداً» حواله می‌دهد در حالی که الله تعالی فرمود:وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده/ 45)

این ابزارهای تحریف چگونه آب به آسیاب دشمن می‌ریزند؟

الف) مصلحت‌سازی در برابر نص

می‌گویند: تحریم‌ها اجازه نمی‌دهد، اقتصاد اولویت دارد، شرایط جهانی حساس است، اعتراض در این شرایط که آمریکا و صهیونیستها و نفوذی ها و خائنین داخلی در ایران اغتشاش برپا کرده اند باز اشکالی نداره و… و دهها بهانه تراشی و عوامفریبی دیگر در حالی که نص تابع مصلحت و این شبهات آنها نیست بلکه مصلحتِ صحیح تابع نص است.

ب) ناامیدسازی مردم در اوج فشار

به‌جای تقویت امید و عزت فشار را دلیلِ تعطیل شریعت می‌گیرند  و سازش را «عقلانیت» می‌نامند و مقاومت را «هزینه‌زا» معرفی می‌کنند، حال آن‌که الله تعالی فرمود: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾ (آل‌عمران: 139)

این سخنان مولوی ها و آخوندها تزریق یأس است، نه فقهِ واقع.

ج) تغییر مفاهیم شرعی

مثلاً جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی را خشونت و جنگ طلبی،  و اجرای حدود را غیر لازم و حتی خشونت، و حاکمیت شریعت را افراط و دوری از میانه روی، ودر عوض سازش با آمریکا و صهیونیستها را عین حکمت و صلحت معرفی می کنند.

این همان تحریف مفاهیم است.

قرآن این جریان را چگونه معرفی می‌کند؟ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ (نساء/ 46)

پیشِ مؤمنان زبان دین دارند اما پیشِ قدرت‌های کافر اشغالگر و حتی پیش گروهها و افراد سکولار زبان سازش.

اینها همان کسانی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را « الأئمةُ المضلّون » معرفی کرده و با خائن نامیدن آنها در مورد دورانی صحبت کرده که«سيأتي على الناس سنوات خدّاعات… ويُخوَّن الأمين ويُؤتمن الخائن» زمانی که خائن امین معرفی می‌شود و امین افراطی خوانده می‌شود.

 این گفتمان خدمت به غرب سکولار و بخصوص خدمت به آمریکا و شرکای آمریکا و نفوذی ها و خائنین داخلی است چون فشار دشمن را موفق نشان می‌دهد و مومنین را نامید می‌کند و جوانان را نسبت به شریعت بدبین می‌سازد و به غرب پیام می‌دهد که: «با فشار، عقب می‌نشینند»

این دقیقاً هدف آمریکا و غرب است، اسلامی بی‌حاکمیت، بی‌ادعا، بی‌مقاومت.

مولوی عبدالحمید و تنازل برای آمریکا به نام اقتصاد، صف شفاف او در زمان اغتشاشات ایران کجاست؟

مولوی عبدالحمید و تنازل برای آمریکا به نام اقتصاد، صف شفاف او در زمان اغتشاشات ایران کجاست؟

کاتب: عبدالرحمن براهویی

زمانی که می بینیم غیر از آنهمه هجمه ی رسانه ای و تبلیغی بی سابقه ای خون جوانان ما به دلیل کلی گوئی ها و گمراه سازی دسته هائی از مولوی ها و شیخها ریخته می شود به شخص مومن این اراده دست می دهد که خشم بزرگی را بر سر این دعوتگران به سوی جهنم و این الرویبه ها و این علمای سوء خالی کند.

اگر اینها در شعب ابی طالب بودند چکار می کردند؟ در شعب ابی طالب هم مومن وجود داشت و هم کافر از قوم ابوطالب اما با تحمل آنهمه سختی زیر بار خواسته های کفار سکولار قریش نرفتند تا اینکه الله جل جلاله خودش راهی برای بیرون شدن از این وضعیت قرار داد.

عده ای از مولوی ها می گویند این متعلق به 1400 سال قبل است؛ یعنی ایمان و استقامت بر ایمان متعلق به گذشته است؟ پس تو اینجا چکاره ای؟ اگر قرآن و سنت صحیح و فقه گذشته را رها کرده ای پس با سوء استفاده از احساسات دینی مسلمین و در منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال تجارت و چاپیدن مردم هستی؟

در ایران و بخصوص در میان بلوچهای حنفی مذهب های سال‌ها از زبان مولوی عبدالحمید شنیده شد که حکومت ایران باید برای حل مشکلات اقتصادی با آمریکا و غرب گفت‌وگو کند و امتیاز بدهد و عقب نشینی کند و…؛ استدلال این بود که فشار معیشتی مردم را آزار می‌دهد و باید «راه تعامل و سازش و عقب نشینی و تن دادن به خواسته ی آمریکا و غرب» را گشود.

اما امروز که آمریکا و رژیم صهیونیستی آشکارا مردم را به اغتشاش خیابانی فرامی‌خوانند و حتی ایران را  تهدید می کنند چنانچه با این اغتشاشگران سکولاری که دستشان به خون نیروهای امنیتی هم آلوده شده برخورد قانونی مثل آنچه در آلمان و سایر کشورهای غربی و حتی با اغتشاشگران مسلح در آمریکا می شود داشته باشد مداخله نظامی می کند و… ، و امروز که به دین و مقدسات اسلامی که ربطی به شیعه و سنی ندارد توهین می‌شود و پروژه ی بی‌ثبات‌سازی در ایران دنبال می‌ شود، حق هر مومنی است که از مولوی ها و شیخها و ماموستاهای شریعت گرای خود بپرسند صف تو کجاست؟

حق بلوچهای حنفی مذهب هم هست که از مولوی عبدالحمید بپرسند به صورت صریح و شفاف و نه با کلی گوئی های همیشگی و تضاد و تناقض گوئی های همیشگی پاسخ دهد که در کدام صف ایستاده است؟ صفِ دفاع از ایمان و کرامت امت؟ یا صفِ سکوت و ابهام که عملاً به سود همان پروژه‌ها تمام می‌شود؟

در اینجا و به دلیل این اغتشاشاتی که یکی از اهرمهای تولید آن همین مولوی ها و شیخها بودند که با نام اعتراض زمینه سازآن شدند حق داریم بپرسیم که اقتصاد بهانه است یا معیار؟

اسلام، معیشت را مهم می‌داند اما معیار تصمیم، ایمان و قیامت است نه رضایت قدرت‌های ستمگر. چون این قدرتهای کافر تنها زمانی از ما راضی می شوند که از پروژه های حکومتی آنها تبعیت کنیم چنانچه الله جل جلاله می فرماید: وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/ 120) هرگز از تو راضی نمی‌شوند مگر آن‌که از ملتشان پیروی کنی.

در کنار این واقعیت و قاعده  یایمانی و منهجی آیا تجربه نشان نداده است که امتیازدهی برای رضایت آمریکا و غرب نه اقتصاد را نجات داد و نه عزت را؟

 مولوی و شیخ و ماموستا و آخوند گرامی شما دعوت به گفت‌وگو، همزمان با دعوت به آشوب را در کجای کتابهائی که خوانده اید دیده اید؟ زمانی که همان طرفِ گفت‌وگو، به اغتشاش، توهین به دین و تحریک خیابانی فرا می‌خواند، سکوت یا ابهام چه معنایی دارد؟

هر کسی مطمئن است که شماها خوانده اید که الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ (نساء/ 144) پس مرزبندی ایمانی یعنی شفافیت در فتنه بر اساس شریعت الله، نه کلی‌گویی های رسانه و عوام پسند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر باطل موضع روشن داشت. و به مومنین هم امر می کند که : «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ…» آیا منکری بالاتر از ضربه زدن به اصل اسلام و حاکمیت بر دارالاسلام توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مشتی خائن داخلی وجود دارد؟ زمانی که منکر علنی است و توهین به دین و تحریک آشوب وجود دارد وظیفه ی عالم که تمام زمینه های گفتن حق در این کشور برایش وجود دارد، تبیین است نه سکوت .

همه باید بدانند اسلامِ بی‌خاصیت و بی‌مرزی که با ظلم مرزبندی مبهم دارد و در فتنه‌هایی که باید ورود کند و قدرت جلوگیری از فتنه و کمک به رفع فتنه دارد اما ساکت است و رضایت قدرت‌های کافر و اشغالگر و مرتدین و خائنین داخلی را اولویت می‌گذارد به «اسلامِ آمریکایی» نزدیک‌تر است تا اسلامِ محمدی.

پس : كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ (مائده/ 8) و بدانید امروز زمانِ تعیین صف است، نه ابهام؛ که یا اسلامِ محمدی صلی الله علیه وسلم با مرزبندی روشن در برابر فتنه ی کفار سکولار جهانی و سکولارهای بومی، یا اسلامِ آمریکایی با سکوت‌های پرهزینه.

از امثال مولوی عبدالحمید انتظار می‌رود بس کنند و موضع خود را شفاف اعلام کنند که آیا در کنار ایمان و کرامت امت می ایستند، یا ادامه ی گفتمانی که ناخواسته به سود پروژه‌های دشمنان خارجی و داخلی تمام می‌شود؟

این در ایران یعنی چه؟ ثمره ی اعتماد به آمریکا و غرب، از اغتشاش خیابانی تا توهین به قرآن

این در ایران یعنی چه؟ ثمره ی اعتماد به آمریکا و غرب، از اغتشاش خیابانی تا توهین به قرآن

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

آنچه این روزها در خیابان‌های ایران و خبرها می‌بینیم، نتیجه ی مستقیم سیاست اعتماد به آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی است؛ همان مسیری که برخی ملاها و شیخ‌نماها سال‌ها با عنوان «سازش»، «تعامل» و «همسویی» تبلیغ کردند.

 در اینجا نظری به  نمونه‌های آشکار از واقعیت میدان در خیابنهای ایران بیندازیم:

• هشدار نهادهای امنیتی ایران درباره تحرکات مشکوک موتورسواران اطراف اماکن حساس، در اوج تنش ایران–آمریکا–اسرائیل.

• حمله ی معترض‌نمای اغتشاشگر سکولار به داروخانه‌ای در قزوین به نام اعتراض به گرانی.

• آتش‌زدن قرآن و ادعیه در همدان؛ توهین آشکار به مقدسات.

• درخواست خانواده‌های قربانیان لردگان برای مجازات اغتشاشگران؛ اعتراف به سوءاستفاده ی دشمن از شرایط.

• حمله به حافظان امنیت در همدان و ایرانشهر و…

• گزارش رسانه ی اسرائیلی از آمادگی برای جنگ هم‌زمان در چند جبهه (ایران، لبنان، کرانه ی باختری). البته با توجه به آمادگی های ایران و احتمال حمله ی به صهیونیستها کانال 14 اسرائیل اعلام کرد: به وزرای اسرائیلی دستور داده شده است که هیچ اظهار نظری در مورد مسئله ایران نکنند

پس این‌ها اعتراضِ مسالمت آمیز و قانونمدار مردمی نیست بلکه اغتشاش و پروژه ی بی‌ثبات‌سازی است که توسط دشمنان خارجی کارگردانی می شود و مشتی نفوذی و خائن داخلی به همراه گله ای از فریب خورده ها بازیگران این پروژه هستند.

به جاست که بار دیگر خطاب به مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی و دیگر ملاهایی که از سازش می‌گویند این نکته را یادآوری کنیم که این همان چیزی است که دشمن می‌خواست، همان مسیری که شما تبلیغ کردید یعنی اعتماد به آمریکا و غرب.

حالا بگویید: این یعنی چه؟

آیا هنوز هم می‌گویید «گفت‌وگو» و «همکاری»؟ وقتی نتیجه‌اش غدر و خیانت و اغتشاش، توهین به قرآن، ناامنی و ریختن خون بی‌گناهان است و حتی تهدید به مداخله ی نظامی این کفار محارب خارجی به بهانه ی جنایات این اغتشاشگران خائن داخلی و پروژه ی کشته سازی که در جریان است؟

شما که خود را «شیخ» و «مولوی» می‌نامید، آیا تجربه ی امت اسلامی را که آمریکا و شرکای آمریکا در آن دخالت کرده اند ندیده‌اید؟

• افغانستان: اشغال، تحقیر، ویرانی.

• عراق: جنگ، تفرقه، خون‌ریزی.

• سومالی و مالی و نیجر و سودان : تخریب، قتل عام وحشیانه، آوارگی.

• یمن: محاصره و قحطی و جنگهای نیابتی.

• لیبی: فروپاشی.

• غزهٔ باعزت: قتل‌عام و محاصره.

بگویید: آمریکا و غرب چه خیری برای امت اسلامی آورده‌اند که ما ندیده‌ایم؟ جز کشتار، اشغال، ویرانی، تحقیر، و توهین به خدا، رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن چه مانده است؟

پس ای مولوی و شیخ و ماموستا و آخوند گرامی این را به یقین بدانید که: 

• اعتماد به دشمن، امنیت نمی‌آورد؛ فتنه می‌آورد.

• سازش با غرب، معیشت نمی‌آورد؛ تحقیر می‌آورد.

• سکوت در برابر توهین به مقدسات، دیانت نیست؛ بی‌موضعی است.

امروز که اغتشاشگران به خیابانها ریخته اند و آمریکا تهدید به مداخله به نفع این اغتشاشگران سکولار کرده است دیگر زمان شفافیت صف‌هاست، یا کنار ایمان، قرآن و کرامت امت می‌ایستید، یا—خواسته یا ناخواسته—در مسیر پروژه‌ای ویرانگر و خیانتبار قدم می‌گذارید که نتیجه‌اش را همه دیدند.

در این اغتشاشات سکولارهای ایران پرسشی صریح از مولوی عبدالحمید زاهدانی: حکومت اسلامی یا هر حکومتی؟

در این اغتشاشات سکولارهای ایران پرسشی صریح از مولوی عبدالحمید زاهدانی: حکومت اسلامی یا هر حکومتی؟

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

ما از مولوی عبدالحمید زاهدانی یک پرسش روشن داریم: بسیاری از کسانی که زیر منبر شما می‌نشینند و به سخنان‌تان گوش می‌دهند، برایشان فقط مهم این است حاکمیتی به آنها پول بیشتر بدهد و برایش مهم نباشد یک مسلمان مسئول حکومتی است یا یک بهائی یا یک نماز خوان یا یک نماز نخوان، یعنی فقط تخصص برایشان مهم است و حتی دسته ای بسیار کم به این نتیجه رسیده‌اند که می‌گویند: «هر حکومتی—حتی غیر اسلامی—بهتر است از حکومت اسلامی.»

آیا شما نیز همین نظر را دارید؟

اگر پاسخ مثبت است، صریح بفرمایید و اگر چنین استدلالی دارید، بگویید این برداشت را از کجا آورده‌اید؟

1) قرآن چه می‌گوید؟

حاکمیت و داوری در منطق قرآن با حکم خدا سنجیده می‌شود:

«وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (مائده: 45) فَأُولَٰئِكَ هُمُ الکافرون / فَأُولَٰئِكَ هُمُ الفاسقون

و نیز:

«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ؟ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده: 50)

هر حکمی غیر از حکم الله حکم جاهلیت است، آیا قرآن حکم غیر الهی را برتر از حکم الهی می‌داند؟

2) رسول الله صلی الله علیه وسلم چه می‌گوید؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:«إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ» اطاعت، تنها در چارچوب حق و معروف است.

و نیز:

«سَتَكُونُ أُمَرَاءُ فَتَعْرِفُونَ وَتُنْكِرُونَ…»

که نشان می‌دهد معیار، حق و باطل است؛ نه صرفِ «هر حکومتی».

3) مذهب امام ابوحنیفه رحمه‌الله چه می‌گوید؟

فقه حنفی بر اقامهٔ عدالت، حفظ دین و دفع ظلم تأکید دارد.

در این مذهب حکومتِ بدون شریعت فضیلت ذاتی ندارد و بد و بدتر تفکیک می‌شود، اما برتری با نظامی است که به شریعت نزدیک‌تر و عدالت‌گسترتر باشد و هیچ جا گفته نشده که حکومت غیر اسلامی ذاتاً بهتر از حکومت اسلامی است.

4) نگرانی مشروع

اگر از منبر مسجد این پیام منتقل شود که «هر حکومتی بهتر است حتی غیر اسلامی»، نتیجه‌اش تضعیف مرجعیت دین و ابهام در معیارهاست. این ابهام، ناخواسته جوانان را سردرگم می‌کند.

ما اهل سنت و جماعت بر اساس منهج صحیح خود نه طرفدار اغتشاشیم، نه طرفدار آمریکا و نه صهیونیسم و مطالبهٔ ما ساده و شرعی است:

• آیا شما قائلید که حکومت غیر اسلامی بهتر از حکومت اسلامی است؟

• اگر بله، دلیل قرآنی، حدیثی و فقه حنفی آن چیست؟

• اگر نه، موضع را شفاف بفرمایید تا این برداشت از میان برود و مومنین بیشتر از این در جبهه ی دشمنان و به نفع کفار محارب خارجی و گروه منافقین داخلی فعالیت نکنند و در راه کفر و الحاد و بغی هدر نروند و انرژی آنها از کانال صحیح شرعی منهج اهل سنت و جماعت جههت اصلاح صرف شود. ان شاء الله

مولوی گرامی، شفافیت در بیان حق، حق مردم و وظیفهٔ عالِم است.

اجازه ندهیم احزاب خارج نشین و اغتشاشگران داخلی با فراخوانهای جعلی بر خواسته های بلوچهای اهل سنت موج سواری کنند

اجازه ندهیم احزاب خارج نشین و اغتشاشگران داخلی با فراخوانهای جعلی بر خواسته های بلوچهای اهل سنت موج سواری کنند

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

تمام مسئولین حکومتی از رهبر ایران بگیر تا رئیس جمهور و تمام مسئولین رده های مختلف اجرائی بر وجود مشکلات اقتصادی و تلاش جهت رفع این مشکلات تاکید دارند، پس کسی نمی تواند وجود این مشکلات اقتصادی و نوسانات بازار را انکار کند.

 با این حال دسته ای از علمای مردمی اهل سنت و جماعت که بر اساس منهج صحیح در امر به معروف و نهی از منکر سخن می گویند به همه ی مردم تذکر داده اند که در چنین وضعیتی که کفار اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی منتظر فرصتی جهت تولید فساد بیشتر و ضربه زدن به امنیت و حاکمیت بر دارالاسلام هستند و مفسده ی اعتراض علنی خیابانی بسیار بیشتر از منافع آن است پس کسی نباید در این اعتراضات مشارکت داشته باشد.

دسته ای دیگر از این علما با توجیهات عقلانی که برای خود تراشیده اند مسیر مطالبه از طریق اعتراض قانونی و مسالمت آمیز را برای مردم صحیح می دانند و احزاب خارج نشین و اغتشاشگران داخلی سعی دارند با موج سواری بر مطالبات و اعتراضات مردم مسیر حرکت مردم را به سوی اغتشاش و بر هم زدن امنیت عمومی و قتل به پیش ببرند حتی اگر با کشتن معترضین و پیاده کردن پروژه ی همیشگی «کشته سازی» جهت تحریک بیشتر مردم و توجیه جنایات خودشان باشد.

 یکی دیگر از راههای این اغشاشگران جهت کشاندن مردم به خیابانها، آنهم جهت ایجاد اغتشاش،  تولید و نشر بیانیه های دروغین به زبان کسبه ی بازار و مردم فلان شهر و روستا و فلان صنف علمی یا فنی و خدماتی است.

مثلاً ما همین امروز فراخوانی جعلی از سوی کسبه چهارراه رسولی زاهدان به تمامی بازاریان بلوچستان برای روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴و ملحق شدن به اعتصاب و اعتراضات کردستان را دیدیم و آخرش هم نوشته از طرف: جمعی از بازاریان و کسبه آزاد بلوچستان.

یا فراخونی جعلی با نام جوانان چابهار را دیدیم که ابتدا گفته : «تقریبا همه علمای مردمی هفته ی گذشته با صراحت گفتند که اعتراض مسالمت آمیز حق ماست .» اما در ادامه با بیان کلماتی چون: «ما فردا جمعه، با قیام و ایستادگی، با شعارهایمان، با حضورمان، دیوارهای ترس و سکوت و خفقان را خواهیم شکست خواهیم داد… به پا می‌خیزیم برای آزادی و عدالت و…»

در اینجا می بینیم که شعارها محوریت اقتصادی و اصلاح ندارند بلکه به سمت و سوی شعارهای اغتشاشگرانی پیش می رود که بر اساس « كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ » قصاد دارند با این شعارها و سوء استفاده از این کلمات کلی همان مسیر کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی را در ضربه زدن به اصل نظام و مخالفت با قوانین شریعت الله بر اساس هریک از مذاهب اسلامی شیعی و سنی طی کنند.

بر همین اساس است که مثلاً حزب سکولار مردم بلوچستان(که هیچ نسبتی با مسلمین بلوچ ندارد) در بیاینه ی خود ضمن تکرار آنچه در تمام فراخوانهای مختلف جعلی یا واقعی افرادی چون مولوی عبدالغفار نقشبندی و امثالهم آمده، آورده است : «همچنین بر اهمیت هماهنگی شعارها و مطالبات معترضان در استان با سایر نقاط ایران، به‌منظور نمایش همبستگی سراسری، تأکید شده است».

بعد از آنکه اعتراضات مسالمت در داخل شهرهای شیعه نشین ایران تبدیل به اغتشاش شد ما در شعارهای اغتشاشگران سکولار غیر از توهین و فحاشی چه چیزی در مسیر بیان و اصلاح مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم دیدیم؟ هیچی.

اینجاست که بلوچهای حنفی مذهبی که از منهج صحیح اهل سنت و جماعت در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر فاصله گرفته اند و می خواهند بر اساس رای دسته هائی از مولوی های رسانه ای به اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی بعد از نماز جمعه دست بزنند مواظب باشند از شعارها و فحاشی ها و شعارهای ضد اسلامی اغتشاشگران سکولار میان شیعیان استفاده نکنند و تنها به مطالبات اقتصادی خود که برای آن دست به اعتراض زده اند بپردازند و اجازه ندهند مشتی جاهل نفهم بر شعوراسلامی و بلوچی آنها سوارکاری کنند و آنها را به مسیری که می خواهند پیش ببرند.

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (2)

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (2)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

البته مولوی فراری که باید به اقل سنت بلوچ حساب پس بدهد اما خودش را در دامان آمریکا و در خاک پاکستان مخفی کرده و تنها از فضای مجازی گاه و بیگاهی صدائی جهت تخریب و فتنه گری در میان بلوچهای حنفی مذهب از او خارج می شود علمای اهل سنت و جماعت که مردم را به پرهیز از فتنه و همسوئی با اغتشاشگران و فتنه گران دعوت می دهند با عبارت «ملانمایان حکومتی» از آنها نام می برد و تهدید می کند« محاسبه آنها در فردای آزادی همانند آخوندهای رژیم خواهد بود».

مولوی نقشبندی زمانی که این حرفها را بر زبان می راند که خودش در پاکستان و تحت نظارت و مدیریت سازمانهای جاسوسی آمریکا و آی اس آی پاکستان زندگی می کند و بر اساس طرحهای آمریکا قصد فتنه گری در میان بلوچهای حنفی مذهب را دارد. حالا این ملانمای آمریکائی که در اختیار دشمن تمام مومنین جهان قرار گرفته است و مرتدی است که باید حساب پس بدهد علمائی را تهدید می کند که خیانتهای امثال او را فاش نموده و سعی می کنند مانع از تکرار فاجعه ای شوند که چند سال قبل توسط او در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران به راه افتاد.

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين. [1]انسان مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود.

ما بر اساس رهنمودهای رسول الله صلی الله علیه وسلم اعلام می کنیم که وارد شدن در دام امثال مولوی عبدالفغار نقشبندی که یکی از خائنین به جوانان اهل سنت بلوچ است می تواند برای ایمان جوانان ضرر داشته باشد چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

البته همچنانکه اسرائیل به اغتشاشگران سکولار ایران پیام داد که ما در میدان و در کنار شما هستیم و شما به میدان بیائید و آمریکا هم تهدید کرد که اگر به سوی این اغتشاشگران شلیک شود وارد عمل می شود و هیچ کدام هیچ غلطی نکردند و این اغتشاشگران را تنها گذاشتند و… حالا مولوی عبدالغفار هم که یکی از بزرگترین خائنین به جوانان حنفی مذهب بلوچستان شده  در این بیانیه اش از همین روش آمریکا و صهیونیستها استفاده کرده و می گوید: ” خیابان های بلوچستان ، جوانان غیرتمند و شجاع را صدا می‌زند… یقین بدانید که اگر رژیم آخوندی برای خشونت و سرکوب شما  بیاید ، شیران کوه‌های بلوچستان از بیشه هایشان سر برخواهند آورد و …” .

این وعده ی عبدالغفار همان وعده ی صهیونیستهاست که گفتن ما در میان در کنار شما هستیم فقط شما بیائید به میدان، جوانان فریب خورده به میدان آمدند اما چه دیدیم؟  این وعده های ما را یاد این گفتگو می اندازد که الله جل جلاله برای ما نقل می کند:

‏ وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِیَّ ‏(ابراهیم/22)

‏و شیطان (سر دسته کفر و ضلال) هنگامی که کار (حساب و کتاب) به پایان رسید (و بهشتیان آماده بهشت و دوزخیان آماده دوزخ شدند، خطاب به پیروان بدبخت خود) می‌گوید: خداوند (بر زبان پیغمبران) به شما وعده راستینی داد (و بدان وفا کرد ) و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده کردم ( و دروغ گفتم ) و من بر شما تسلّطی نداشتم ( و کاری نکردم ) جز این که شما را دعوت ( به گناه و گمراهی ) نمودم و شما هم ( گول وسوسه مرا خوردید و ) دعوتم را پذیرفتید . پس مرا سرزنش مکنید و بلکه خویشتن را سرزنش بکنید .  ( امروز ) نه من به فریاد شما می‌رسم و نه شما به فریاد من می‌رسید .

جوانان اهل سنت و جماعت این گفتگو را به یاد داشته باشند و فریب شیطان و یارانش را نخورند.

پس، بعد از آنکه جوانان مسلمان و اهل مسجد ما با اغتشاشگران سکولار و مرتد میان شیعه ها و آمریکا و صهیونیستهای کافر محارب خارجی «هم جبهه» ای شدند و تعدادی از این جوانان در اغتشاشات و در مسیر کفر کشته شدند و دنیا و آخرت آنها نابود شد آنوقت حتی اگر بعد از آن، چند نفر از نیروهای حکومتی هم کشته شدند چه فایده ای برای این جوانان و بازماندگان آنها دارد؟

به تبلیغات یاران شیطان گوش ندهید، در معیار شریعت الله کشته شدن در راه کفر و ارتداد به هر بهانه ای که باشد غیر از ننگ و خسران دنیا و قیامت ثمره ای در بر ندارد.

اهل سنت و جماعت بلوچ و کُرد و جنوبی و ترکمن و طالشی و… از علمای دلسوز و مردمی خود اطاعت می کنند و ابزار دست فتنه گران نخواهند شد.


[1]  بخاری 6133 –  مسلم 2998 – أبو داود 4862 – ابن ماجة 3982

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (1)

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (1)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

«التحریش» یعنی تحریک مکارانه ی مردم به شر؛ کاری که به صورت مشخص و نمادیدن در تاریخ اسلام با نام عبدالله بن سبا یهودی که ادای مسلمین را در عباداتی در می آورد و بانی  فتنه و اغتشاشات زمان خلیفه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم عثمان بن عفان رضی الله عنه شد، و در زمان ما و در میان بلوچهای حنفی مذهب، مولوی عبدالغفار نقشبندی با همان ادبیات و همان کلمات و همان هدف آنرا برای ما عینی و قابل دیدن کرد.

در زمانی که در داخل ایران و توسط سکولاریستهای میان شیعه و کُردهای شافعی مذهب ایران اغتشاشاتی به بهانه ی مرگ مشکوک آن دختر بیمار و هرزه پوش طرفدار احزاب سکولار و مرتد به پا شد مولوی نقشبندی هم جهت «التحریش» جوانان نمازگذار بلوچ  اتهام تجاوز آن بلوچ شیعه مذهب با آن دختر بلوچ حنفی مذهب را پرچم خود قرار داد و مسبب فجایعی در زاهدان و ایرانشهر و خاش و جاهای دیگر بلوچ نشین ایران شد که تاریخ این ملت با ایمان و غیرتمند آنرا هرگز فراموش نخواهد کرد.

هم اکنون نیز که باز به بهانه های مشکلات اقتصادی (که واقعاً وجود دارد) عده ای به صورت مسالمت آمیز وارد خیابانها شدند، این اعتراضات مسالمت آمیز بازاری های تهران و بعضی دیگر از شهرهای شیعه نشین ایران بعد از چند روز تا کنون تبدیل به اغتشاشی شده است که طی آن چندین نفر از نیروهای امنیتی و اغتشاشگران کشته شده اند و هیچ رنگ و بوئی از اعتراض در این هرج و مرج طلبی و فتنه دیده نمی شود.

حالا مولوی عبدالغفار نقشبندی باز قصد دارد جوانان نماز خوان بلوچ را «التحریش» کند و به این منظور دام خود را نیز با شعارهای احساسی برای روز جمعه 19 دی 1404ش پهن کرده است تا بار دیگر بلوچهای حنفی مذهب و اهل مسجد ایران را بعد از تجمع نماز جمعه وارد بازی مرگباری کند که اربابان او به او دستور داده اند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی همچون احزاب سکولار و مرتد میان کُردها و بلوچها و سایر قومیتها و همچون سکولاریستهای مرتدی چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و… جوانان بلوچ حنفی مذهب را برای پیوستن به اغتشاشات تولید شده توسط سکولارهای میان شیعه «الحتریش» می کند و همزمان با بیانیه ی او گروه تازه تاسیس «جبهه مبارزین مردمی» که نقاب جدید جیش العدل سکولار شده است نیز یکی از نیروهای امنیتی ایران را در ایرانشهر به انتقام از کشته شده های اغتشاشگران سکولار میان شیعیان غرب ایران ترور می کند.

پس هرگز خیال نکنیم که دعوتگران به سوی جهنم تنها از میان کفار اصلی چون آمریکا و صهیونیستها یا مرتدین آشکار شده ی میان مسلمین هستند بلکه از میان مسلمین نیز چنین دعوتگرانی وجود دارند که به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم این افراد اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1] ازتمام  این گروه ها و فرقه ها دوری کن.

این دستور شریعت الله به تمام مومنین در چگونگی برخورد با این دعوتگران به سوی جهنم  چون مولوی عبدالغفار نقشبندی است که با ادبیاتی شبهه اسلامی در حال «التحریش» جوانان اهل مسجد حنفی مذهب بلوچ است حالا چه رسد به سکولاریستهای مرتد بومی و غیر بومی.

باید از سخنان تمام این دعوتگران به سوی جهنم دوری کرد.

این وظیفه ای مومنین ایران و بخصوص مومنین بلوچ و اهل سنت ایران است که در سال 1401ش نیز تجربه ی تلخی از این علمای سوء دارند.


[1]  متفق علیه / البخارى 3606، 7084 – مسلم 1847

اهل سنت و جماعت هوشیار باشند که شعارهای اقتصادی و معیشت بهانه نیست، تولید فتنه و رفتن به جبهه ی دشمن خیانت است

اهل سنت و جماعت هوشیار باشند که شعارهای اقتصادی و معیشت بهانه نیست، تولید فتنه و رفتن به جبهه ی دشمن خیانت است

کاتب: محمد اسامه

امروز دیدیم که جیش العدل با لباس سکولار جدیدش تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» یکی از نیورهای انتظامی ایران را به بهانه ی انتقام از کشته شده های سکولار میان شیعه های ملکشهائی و ایلام به قتل رساند و رسماً خودش را در جبهه ی اغتشاشگران سکولاری که بر علیه قوانین شریعت الله هستند قرار داد و نشان داد که اسباب بازی دست دارودسته ی رجوی و سایر مزدوران آمریکا و صهیونیستها در میان بلوچها شده اند.

مولوی های دارای منبر و رسانه به همراه شبکه های معلومالحال ماهوراه ای و مجازی زمانی که متوجه شدند که اعتراضات اقتصادی در ایران تبدیل به اغتشاش مشتی سکولار ضد قانون شریعت الله شد و آمریکا و اسرائیل جنایتکار هم در جبهه ی این اغتشاشگران سکولار قرار گرفته اند اگر شهامت، بصیرت و فهم عمیق دینی می‌داشتند باید مردم ایران را به حفظ امنیت، ثبات و حمایت از حاکمیت دارالاسلام در ایران دعوت می‌کردند نه آن‌که ناخواسته یا آگاهانه در مسیری قدم بگذارد که خواسته ی آمریکا و غرب کافر و گروه منافقین داخلی است.

درست است که مشکلات اقتصادی و معیشتی وجود دارد اما پرسش اساسی این است آیا برای مسلمانان جایز است که به‌خاطر سختی معیشت اسلام، قرآن و مقدسات خود را به «ثمنٍ قلیل» به آمریکا بفروشند؟

آیا مثلا مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان به عنوان مثال نمی‌داند که آمریکا دلسوز اقتصاد مردم نیست که نه برای رفاه ملت‌ها، بلکه برای چپاول، سلطه و فروپاشی جوامع اسلامی برنامه دارد و سیاست همیشگی‌اش تفرقه‌افکنی است؟

سیاست آمریکا را بارها در مناطق مختلف دیده ام، آمریکا تولید بحران می کند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرد.

آیا آنچه امروز درعراق، لیبی، سوریه، یمن، سومالی، سودان و نیجر و … می‌بینیم، نتیجه ی همین نسخه ی آمریکایی نیست؟

بی‌ثباتی، جنگ داخلی، ویرانی، فقر و سلطه ی بیگانگان همه با شعار «آزادی» و «رفاه» آغاز شد اما با نابودی امنیت و استقلال پایان یافت.

بر مردم ایران و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران لازم است که هوشیار باشند و امنیت و ثبات دارالاسلام ایران را به دارالکفرهای محارب و کافر اشغالگری چون آمریکا و صهیونیسم و به سیاست‌های فریبکارانه ی استعمارگران که در رأس آن‌ها آمریکا قرار دارد نسپارند.

اختلاف‌افکنی، اغتشاش و تضعیف حاکمیت بر دارالاسلام نه راه حل مشکلات معیشتی است و نه به نفع دین، ملت و آینده ی کشور.

پس با آنکه می دانیم مشکلات اقتصادی واقعی است، اما درمان آن فروختن دین و دارالاسلام، شکستن وحدت امت و هم‌صدایی با دشمنان داخلی و خارجی اسلام و مسلمین و قوانین شریعت الله نیست.

امروز بیش از هر زمان بصیرت دینی، وحدت اسلامی و ایستادگی در برابر پروژه‌های آمریکا و صهیونیسم یک واجب شرعی و عقلی است.

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

هرگز در طول تاریخ اسلام دیده نشده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بازماندگان کسی که در راه کفر کشته شده باشد پیام تسلیت فرستاده باشد.

  • اگر کسی دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر کسی از خلفای راشدین یا هر یک از صحابه رضی الله عنهم اجمعین دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر از یکی از ایمه مذاهب اسلامی دیده یا حکم به گفتن پیام تسلیت به کسی که در راه کفر آنهم در برابر مسلمین کشته شده باشد پیام تسلیت داده باشد تنها یک دلیل بیاورد.

زمانی که اعتراضات بازاری ها شروع شد هیچ کسی صدمه یا ندید اما زمانی که اعتراضا تبدیل به اغتشاش هرزه های سکولار شد کشته ها از میان نیروهای امنیتی ایران و اغتشاشگران شروع شد.

آیا کسی شک دارد که سکولاریسم کفر محض است. پس کسی که برای کفر سکولاریسم به خیابانها ریخته و دست به اغتشاش می زند و آمریکا و صهیونیستها از چنین موجوداتی حمایت می کنند برای چیزی غیر از کفر خونشان را داده اند؟

 در این جا از مولوی عبدالحمید باید پرسید تسلیت شما در کجای شریعت الله جای دارد؟ یا قصد دارید مقام شهداء را به این موجودات بدهی و حرکت در این مسیر پست را توجیه کنی؟

مولوی گرامی زمانی که کفار کفتارصفت آمریکا و صهیونیستها دندان‌های خود را برای دارالاسلام ایران تیز کرده‌اند این سخنانت به نفع کیست؟

مسلمانان، از هر مذهب و مشرب که باشید چه سلفی، اشعری، صوفی، شیعه، اخوانی و چه هر نام دیگری که بر خود می‌گذارید این حقیقت را باید با چشم باز ببینید: این کفتاران، هیچ‌یک از شما را برای حکومت‌داری نمی‌خواهند. آنچه آنان را متحد کرده، دشمنی با حکومت اسلامی است. پس همان‌گونه که آنان در ضدیت با اسلام متحدند، شما نیز باید در دفاع از کیان اسلام متحد باشید.

امروز و در این اغتشاشات دی ماه 1404ش دفاع از حکومت ایران که بر اساس تمام مذاهب اهل سنت و جماعت دارالاسلام است و حداقل‌ترین چتر ممکن را بر سر مسلمانان گسترده، به معنای تایید نارسایی ها و حتی فساد بعضی از مسوولین اجرایی و توجیه مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست؛ بلکه به معنای زدن تو دهنی به تمام مزدوان و دین فروشان و وطن فروشان سکولار و شریعت ستیزی است که در اختیار دشمنانی آشکار چون آمریکا و صهیونیستها درآمده اند.

شما بگویید جز منافقان و مرتدین داخلی چه کسی می‌تواند بپذیرد که یک دارالاسلام صدمه ببیند و یا حتی از بین برود و در عوض کفار سکولار خارجی و مزدوران سکولار ناسیونالیست، قوم‌پرست و سلطنت‌طلب و غیر سلطنت طلب مزدور اسرائیل و آمریکا و غرب به حکومت برسند؟

مولوی عبدالحمید گرامی این کنایه را بشنو: اگر امروز به نام دفاع از مردم و حقوق قانونی، پشت دشمنان اسلام صف می‌کشی و مردم را به اغتشاش می‌خوانی، آیا از این جماعت کفتار صفت محافظت می‌کنی یا از امت اسلامی؟

هشیار باش و صف خود را مشخص کن: یا در کنار امت و دین باش، یا در زمین دشمنان اسلام بازی نکن.

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

انتشار ناموفق پرونده‌های سانسور شده صرفاً نشانه‌ای از بی‌کفایتی اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از چگونگی محافظت شبکه‌های نخبگان از خود است.

شبکه اپستین – از ارتباط روسیه، خانواده حاکم قطر، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل گرفته تا روسای جمهور آمریکا – به عملیات اطلاعاتی و اعمال نفوذ اشاره دارد که فراتر از جرایم جنسی ساده است.

با پنهان کردن کل پرونده‌ها، دولت ترامپ همان ابهامی را که به اپستین اجازه پیشرفت داده بود، حفظ می‌کند و عدالت را از قربانیان سلب می‌کند و از پاسخگویی به جامعه خودداری می‌کند.

از نظر سیاسی، انتشار فایل‌های سانسور شده به عنوان یک عامل حواس‌پرتی تلقی می‌شود. متحدان ترامپ مشتاقانه از عکس کلینتون استفاده کردند و نظراتی مانند “خدای من!” را منتشر کردند، در حالی که ارتباطات ترامپ با اپستین و عکس‌های حذف شده را نادیده گرفتند.

اردوگاه کلینتون با حمله متقابل، تصاویر را “منسوخ” خواند و دولت را به قربانی کردن ارتباطات ترامپ متهم کرد. این تبادل ضربات، توجه را از نکته اصلی منحرف می‌کند: چرا حقایق به این شدت و به طور علنی پنهان می‌شوند، در حالی که قانون خلاف آن را الزامی می‌داند؟

ویرایش خام پرونده‌های اپستین توسط دولت ترامپ نشان می‌دهد که چگونه دولت حقایق را تحریف می‌کند و جستجوی عدالت را به یک بازی افشاگری‌های گزینشی تبدیل می‌کند. قربانیان با آنچه منتشر شده احساس “تبرئه” می‌کنند، اما عدالت واقعی مستلزم حقیقت کامل است.

اساساً، کنگره باید کاخ سفید را از طریق احضاریه‌ها، تحقیقات و بی‌اعتنایی به اتهامات دادگاه، مجبور به رعایت قانون کند. با این حال، تردیدهای جدی وجود دارد که هنوز نیروهایی در ایالات متحده باقی مانده باشند که بتوانند آشکارا مافیای پورنوگرافی و کودک‌آزاری را که در تمام ساختارهای قدرت آمریکا ریشه دوانده است، به چالش بکشند.