جهادِ شعاری، پروژه‌ای سکولاریستی از بلوچستان تا سوریه یک الگوی تکراری برای فریب امت

جهادِ شعاری، پروژه‌ای سکولاریستی از بلوچستان تا سوریه یک الگوی تکراری برای فریب امت

کاتب: براهندک بلوچ

با بررسی کارنامه ی بسیاری از گروههای مسلح میان مذاهب معروف به اهل سنت  متوجه می شویم که در سال‌های اخیر، گروه‌هایی با نام جهاد، شریعت و دفاع از اهل‌سنت ظهور کرده‌اند، اما در عمل نه‌تنها خدمتی به دین و امت اسلامی نکرده‌اند، بلکه عملاً در چارچوب پروژه‌های سکولاریستی و امنیتی دشمنان اسلام حرکت کرده‌اند.

این جریان‌ها از دین فقط شعار را گرفته‌اند، اما محتوا، روش و هدفشان کاملاً غیراسلامی و سکولار است؛ اسلامی که باید موجب عزت امت شود، در دست اینان به ابزاری برای آشوب، خشونت بی‌ضابطه و تضعیف جامعه اسلامی و در نهایت خدمت به پروژه های کفار سکولار اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها تبدیل شده است.

با بررسی دقیق این گروهها می توانیم بگوئیم که تغییر نام، تغییر ماهیت نیست و ادعاهایی مانند «ادغام»، «بازسازی تشکیلات» یا «تغییر ساختار» چیزی از واقعیت کم نمی‌کند.

وقتی مبنا سکولاریستی است، خروجی هم ضدّ شریعت خواهد بود؛ چه با نام جندالله، چه جیش‌العدل، و چه جبهه مبارزین مردمی و چه هر عنوان جدید دیگر.

خشونت کور، گروگان‌گیری، ریختن خون بی‌گناه و ایجاد ناامنی برای خودِ مسلمانان و خدمت به برنامه ها و اهداف کفار محارب خارجی، هیچ نسبتی با جهاد مشروع اسلامی ندارد.

در اسلام، حقانیت یک جریان با نتیجه‌ی عملی و عملکردش سنجیده می‌شود که آیا موجب تقویت امت و دارالاسلام می‌شود یا تفرقه و تضعیف دارالاسلام؟ آیا دشمنان اسلام و کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی را تضعیف می‌کند یا مسلمانان و قدرت بازدارندگی مسلمین را؟ آیا به شریعت پایبند است و برای تشکیل حاکمیتی اسلامی و ارتقای حاکمیت کنونی به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تلاش می کند یا اسلام را ابزار اهداف سیاسی سکولاریستی می‌کند و برای حاکمیتی ارتدادی سکولار در تلاش است؟

جریان‌هایی که محصول کارشان تفرقه، افراط‌گرایی و مشروعیت‌بخشی به سرکوب مسلمانان و حرکت به سوی حاکمیت سکولار است، هرچند نام جهاد بر خود بگذارند، در واقع از مسیر اهل‌سنت و حتی در مواردی که همچون جبهه ی مبارزین مردمی میان بلوچها که با اپوزیسیون سکولار ایران همسو و یکی شده است از مسیر اسلام خارج شده‌اند.

وقتی به جبهه مبارزین مردمی نگاه می کنیم که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی متحد شده است مثل سایر خائنین به دین و ملت و وطن در ظاهر از دین مردم خود سخن می‌گویند، اما در عمل مرز حلال و حرام را حذف می‌کنند و شریعت را تابع مصلحت سیاسی سکولاریستی می‌سازند و خواسته یا ناخواسته در زمین آمریکا، غرب و صهیونیسم بازی می‌کنند، این دقیقاً همان سکولاریسم عملی است؛ یعنی کنار زدن احکام واقعی اسلام، با حفظ ظواهر فردی و شخصی دینی.

سوریه نمونه‌ی روشن و آینه ی عبرت این فریب بزرگ است. گروه‌هایی که با شعار جهاد، شریعت، آزادی و حتی فلسطین به میدان آمدند، اما خیلی زود روشن شد که هماهنگ با اتاق‌های عملیات آمریکا و غرب عمل می‌کنند و اولویتشان نه حاکمیت اسلامی و اجرای شریعت الله و فلسطین، بلکه اجرای پروژه‌های خارجی است و نهایتاً به هم‌پیمان آمریکا در جنگ با دشمنان آمریکا تحت شعار مبارزه با ترروریسم و ابزار غیرمستقیم صهیونیست‌ها تبدیل شدند.

نتیجه چه شد؟ فروش جهاد و اهداف و اهل آن، سرکوب و کشتار مجاهدین صادق، تفرقه‌ی امت و تقویت دشمنان اسلام و تولید یک صهیونیست عرب دیگر جهت محافظت از سرزمینهای اشغال شده ی فلسطین و محاصره ی بیشتر مجاهدین حماس و جهاد اسلامی و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد در فلسطین.

پس بدانیم که هر گروهی چون جیش العدل جدید (جم) یا جولانی خائن و مرتد در سوریه که به نام جهاد، اما با روش‌های سکولاریستی عمل کند و به جای دشمن، شمشیرش را علیه مسلمانان بکشد و خروجی‌اش خدمت به کفار باشد هرگز جهادی و اسلامی نیست بلکه انحرافی خطرناک است که باید افشا شود، نه تطهیر.

خداوند سبحانه و تعالی حق را روشن، باطل را رسوا و امت اسلامی را از جهادهای دروغین و پروژه‌های سکولاریستیِ نقاب‌دار محفوظ بدارد.

سکولاریسمِ جیش العدل جدید (جم)  با ادعای دروغین جهاد مسلحانه با نقاب دین

سکولاریسمِ جیش العدل جدید (جم)  با ادعای دروغین جهاد مسلحانه با نقاب دین

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

الله جل جلاله هیچ مورد عقیدتی از کفار وجود ندارد که آنرا در قرآن و سنت صحیح بیان نکرده باشد، همچنین با ذکر صفات منافقین که دشمنان داخلی میان مسلمین هستند باز چهره ای آنها را در آیات مختلف و احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم به مومنین نشان داده است با این وجود افشای پروژه‌هایی که به نام اسلام توسط همین گروه منافقین شکل می گیرند اما به نفع دشمنان اسلام می‌جنگند یکی از نیازهای روز مومنین می باشد.

امروز خطر اصلی برای امت اسلامی نه دشمنِ آشکار، بلکه جریان‌هایی است که با نام جهاد، اما با ماهیت سکولاریستی و پروژه‌ای وارد میدان شده‌اند.

این‌ها نه مجاهدند و نه دلسوز دین اسلام، بلکه ابزارند، ابزار جنگ نرم و سخت آمریکا، غرب و صهیونیسم برای تکه‌تکه‌کردن امت و ضربه زدن به حاکمیت مسلمین و خدمت به پروژه های دشمنان آنهم با خرج کردن مسلمین فریب خورده.

روشن است که این جهاد نیست بلکه خیانت آشکار و جنایت است.

جهادی که خون مسلمان را می‌ریزد و امنیت جامعه اسلامی را نابود می‌کند و سگ شکاری دشمنان برای ضربه زدن به مومنین می شود و به همراه سایر اپوزیسیون سکولار برای حاکمیتی سکولار و ارتدادی در حرکت است جهاد نیست بلکه خیانت و جنایت و ارتداد آشکاراست.

هر گروهی که نام جهاد را یدک بکشد اما شریعت را تابع «اپوزیسیون سکولار و ارتدادی » کند و خروجی‌اش تقویت کفار سکولار سکولار و اظغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی باشد، در واقع سکولاریسمِ مسلح است، نه حرکت اسلامی.

اینکه جیش العدل تبدیل شود به جبهه مبارزین مردمی این تغییر اسم و ادعای ادغام و بازی‌های رسانه‌ای با ادعای بزرگ همسوئی با اپوزیسیون سکولار داخل ایران ماهیت فاسد سکولاریستی و ارتدادی را پاک نمی‌کند.

وقتی مبنا سکولاریسم و حرکت به سوی جامعه ای سکولار است، وقتی خط نهایی به نفع دشمن کفار سکولار خارجی و مرتد محلی ختم می‌شود، هر اسمی بگذاری همان پروژه است.

این جریان‌های ارتدادی که با نام قوم بلوچ و ایرانی و غیره ابراز وجود کرده اند دین را فقط تا جایی می‌پذیرند که ابزار جذب نیرو باشد و پوشش رسانه‌ای بسازد و جنایت و خیانت به دین و ملت را توجیه کند؛ اما آنجا که شریعت حرکت به سوی کفر سکولاریسم را حرام می‌کند و فتنه و خرج کردن جوان مسلمان در این مسیر کفری و ارتدادی را منع می‌نماید، جهادشان متوقف می‌شود؛ این یعنی حذف دین اسلام از تصمیم‌سازی، یعنی سکولاریسم کامل و ارتداد بواح و آشکار با ریش و اسلحه.

اگر دقت کنیم قتال گروههایی چون جیش العدل با هر اسم و عنوانی که خود را نشان دهند جهاد نیست بلکه خیانت سازمان‌یافته به دین الله و بلوچهای فریب خورده ای است که خیال می کنند برای اهدافی اسلامی و شرعی و برای احقاق حقی از حقوق مردم خود می جنگند غافل از اینکه در مسیر ارتدادی اپوزیسیون سکولار ایران برای تشکیل حکومتی کفری قرار گرفته اند اما با شعارهای شبه اسلامی و احتمالا با ریش و سیواک و….

اینجاست باید به خروجی واقعی گروههایی چون جیش العدل جدید و قدیم نگاه کرد که به کجا ختم می شود به حاکمیت اسلامی و تطبیق شریعت الله یا بر اساس کفر سکولاریسم و حاکمیتی ارتدادی و کفری سکولاریستی، اینجاست که باید گفت اسلام با نتیجه سنجیده می‌شود، نه با شعار و فریاد.

جریان اپوزیسیون سکولار و کفری ایران و حزب و گروهی چون جیش العدل جدید و قدیم که محصولش تشکیل حاکمیتی کفری و ارتدادی سکولاریستی و مشروعیت‌بخشی به دخالت کفار محارب و اشغالگر خارجی است، هرقدر هم شعار بدهد، در جبهه اسلام نیست.

پس خطر حقیقی امروز میان بلوچهای حنفی مذهب ایران نه کفارِ علنی بلکه جهادِ نمایشی با باطن سکولاریستی و فتنه‌ی «اسلامِ نمایشی» است که شناخت و افشای این پروژه‌ها واجب است و تطهیرشان، خیانت به دین اسلام و قوم مسلمان و شریعت خواه بلوچ و سایر مومنین منطقه است.

با تماشاچی شدن دسته هائی از مومنین در برابر اغتشاشگران سکولار ایرانی، نقدی دلسوزانه بر چنددستگی مومنین شریعت‌گرا و ضرورت بازگشت عالمانه به قرآن، سنت و منهج صحیح اسلامی

با تماشاچی شدن دسته هائی از مومنین در برابر اغتشاشگران سکولار ایرانی، نقدی دلسوزانه بر چنددستگی مومنین شریعت‌گرا و ضرورت بازگشت عالمانه به قرآن، سنت و منهج صحیح اسلامی

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

چند روز گذشته ی دی 1404ش ما شاهد اغتشاش و آشوب و جنگ شهری مشتی سکولار بی رحم در شهرهای شیعه نشین ایران بودیم که از حمایت آمریکا و صهیونیستها نیز برخوردار بودند، با این وجود با آنکه اهل سنت و جماعت مثل اکثریت مطلق شیعیان ایران با این مزدوران خائن همسو نشدند اما علمای مردمی شیعه و سنی موضع ضعیفی از خود نشان دادند و با تماشاچی شدن خود این سوال را در ذهن مومنین به وجود آوردند مگر این دار و سرزمین که دارالاسلام و خانه ی همه ی ماست و همچون کشتی ما را از این دریای خروشان به پیش می برد متعلق به همه ی ما نیست؟ پس چرا یکصدا نشدیم؟ یک خدا، یک پیامبر، یک کتاب؛ چرا این‌همه تفرقه و سهل انگاری؟ 

امروز در دارالاسلام ایران، اهل غیرت دینی و دغدغه‌مندان شریعت را می‌بینیم که با وجود آنکه آمریکا و صهیونیستها و کشورهائی از اتحادیه اروپا علناً و آشکارا و به بهانه های پوچ از اغتشاشگران سکولار و اجراه ای خود که دست به کثیفترین جنایات اعم از ذبح مردم ایران و زنده سوزاندن و متلاشی کردن اجساد و غیره زده اند حمایت می کنند و حتی تهدید به مداخله ی نظامی می کنند، هرکدام از این مومنین در شاخه‌ها، نام‌ها و گروه‌های گوناگون پراکنده‌اند.

این واقعیت تلخ، پرسشی بنیادین را پیش روی ما می‌گذارد: چگونه با یک خدا، یک پیامبر صلی الله علیه وسلم، یک قرآن و یک قبله، به این میزان از تفرقه رسیده‌ایم؟

آیا این وضع با مقاصد شریعت و روح اسلام سازگار است؟

باید بدانیم که کثرتِ تشکل‌ها، اگر به نزاع، تخطئه ی متقابل و تضعیف اعتماد عمومی بینجامد، نشانه ی قوت نیست؛ علامتِ اختلال در فهم، روش یا اولویت‌هاست. چون اسلام برای جمع‌کردن دل‌ها آمده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»

وحدت، به معنای حذف اختلافِ علمی نیست؛ بلکه به معنای مدیریت اختلاف در چارچوب علم، اخلاق و مصلحت امت و جامعه است.

اگر پس از دهه‌ها تلاش، دستاوردهای پایدار در حوزه‌های عدالت، امنیت، اخلاق عمومی، علم و کرامت انسان اندک است، این خود دعوتی به محاسبه ی نفس است.

شریعت با هیجان و شعار پیش نمی‌رود؛ با علم، حکمت، عدل و صبر به ثمر می‌نشیند. هر روشی که نتیجه‌اش فرسایش جامعه و افزایش شکاف‌ها باشد، نیازمند اصلاح جدی است.

پس بازگشت به قرآن و سنت، شعار نیست؛ منهج است: قرآن با تفسیر معتبر و قواعد فهم و سنت با حدیث‌شناسی دقیق و جمع بین نصوص و سلف صالح با روش قرآن و سنت محور.

البته باید مواظب بازگشتِ گزینشی باشیم  چون هرکس آیه یا روایتی را مطابق میل خود برگزیند نه بازگشت است و نه اصلاح.

مقاصد شریعت را محور قرار دهیم و بدانیم که شریعت تنها نفی و مخالفت نیست؛ ساختن است، ساختن انسان راستگو و امین، جامعه ی عادل و امن، عالم ربانی و قاضی منصف و نظامی پاسخگو که کرامت انسان را پاس بدارد.

هر مسیری که این مقاصد را تخریب کند، حتی با نیت‌های خوب، نیازمند تصحیح است.

اختلاف فقهی و فکری، اگر علمی و اخلاقی باشد، طبیعی است؛ اما تبدیل اختلاف به دشمنی، تکفیر و حذف، انحراف از منهج سلف است. سلف، اختلاف داشتند؛ اما دل‌ها را نمی‌شکستند و صف امت را نمی‌دریدند.

ای برادرانِ دغدغه‌مندف می بینید که آمریکا و صهیونیستها بدون آنکه شرم کنند ایران را که دارالاسلام است تهدید به مداخله نظامی می کنند و بدون آنکه شرم کنند از اغتشاشگران و آشوب طلبانی که جنگ شهری راه انداخته بودند و با پروژه ی «کشته سازی» دست به قتل عام چند هزار ایرانی فریب خورده و حتی عابر پیاده ی بی گناه زدند حمایت می کنند، پس:

 پیش از تکثیر جناح بندی ها، دانش را عمیق کنید و پیش از داوری، گفت‌وگوی علمی را احیا کنید و پیش از تقابل، اولویت‌های امت و دارالاسلام ایران را بازشناسید و بدانید که راه شریعت از علم، اخلاق، وحدت و حکمت می‌گذرد.

پس یک خدا، یک پیامبر صلی الله علیه وسلم، یک کتاب؛ اما راهِ واحد، فهمِ واحدِ علمی و اخلاقِ واحدِ اسلامی می‌خواهد.

بازگشتِ راستین، بازگشت به قرآن و سنت با فهم سلفِ عالم و دلسوز است نه بازگشتِ احساسی و شعاری.

خداوند دل‌های ما را بر حق جمع کند، خطاهای ما را اصلاح فرماید و امت را به راه حکمت، عدل و اصلاح هدایت کند و ما را در برابر این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین و مزدوران سکولار داخلی متحد و حفظ بفرماید.

دارالاسلام نزد مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و آنچه اغتشاشگران سکولار و مرتد ایرانی می خواستند

دارالاسلام نزد مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و آنچه اغتشاشگران سکولار و مرتد ایرانی می خواستند

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

فقهای حفی مذهب همچون سایر مذاهب شافعی، مالکی و حنبلی دارالاسلام را با سه معیار اصلی سنجیده‌اند:

  1.  حاکمیت احکام اسلام در قانون‌گذاری و قضا
  2. غلبه ی امنیتی مسلمانان و عدم سلطه ی کفار
  3. مرجعیت نهایی شریعت در منازعات عمومی

بر همین اساس السرخسی حنفی مذهب رحمه الله  از بزرگان این مذهب چون ابویوسف و محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ[1]  السرخسی رحمه الله  در جای دیگری می گوید: و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین   [2].

الکساني رحمه الله  نیز می گوید: هر «دار» يا به اسلام مضاف می گردد يا به كفر، و دار به اسلام اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام اسلام تطبيق شود، و به كفر اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام كفر تطبيق شود،…  زيرا ظهور اسلام و يا كفربخاطر ظهور احکامشان است . [3]

ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامی در آن.  [4]

الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلام تبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.[5]

به این شکل دارالاسلام شدن سرزمینی با ظهور و اجرای حکم اسلام است، نه با نام، شعار یا ترکیب جمعیتی.

حاکمیت در اسلام به‌معنای مرجع نهایی تصمیم است، نه صرف اجرای گزینشی احکام.

الله جل جلاله می‌فرماید: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰) حکم و قانون تنها متعلق به الله است و بس.

فقهای مذهب امام اعظم رحمه الله مثل سایر فقهای مذاهب اسلامی تصریح کرده‌اند:

 اگر قانون اساسی و تصمیم نهایی از غیر شریعت باشد حتی با حضور نماز و شعائر، حاکمیت اسلامی تحقق نیافته است و سرزمین تبدیل به دارالاسلام نمی شود.

در این صورت جایی که شریعت الله تنها مرجع قوانین حاکم بر جامعه است و حاکمیت به آن بازگشته در این صورت دارالاسلام برقرار است، هرچند نقص اجرایی وجود داشته باشد.

اما جایی که قانون اساسی حاکم بر جامعه و تصمیم نهایی قانون شریعت الله نباشد و بر اساس سکولاریسم یا هر قانون بشری و کفری دیگری باشد در این صورت عنوان دارالاسلام بر سرزمینی اطلاق نمی شود.

این تمایز، تمایز اصلی و ساختاری است، نه تبلیغاتی.

با این توضیحات شما با چشم سر و گوش خود اعمال و شعارهای اغتشاشگران سکولار ایرانی را دیدید و متوجه شدیم که این اغتشاشگران نه تنها قوانین شریعت الله را نمی خواهند بلکه دشمنان شریعت الله و توهین کنندگان و فحاشان به مقدسات اسلامی و نابودگران مساجد و مراکز اسلامی نیز هستند.

پس، این اغتشاشگران سکولار ربطی به اسلام ندارند و جامعه ی مورد نظر آنها هم دارالکفری طاری است که همچون جوامع کفری سکولاریستی غربی و شرقی، قوانین شریعت الله در آن هیچ جایگاه و ارزشی ندارد.


[1]فَكُلُّ مَوْضِعٍ ظَهَرَ فِيهِ حُكْمُ الشِّرْكِ فَالْقُوَّةُ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِعِ لِلْمُشْرِكِينَ فَكَانَتْ دَارَ حَرْبٍ، وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ فَالْقُوَّةُ فِيهِ لِلْمُسْلِمِينَ / ( المبسوط 12-258) همچنین نگاه کنید به : “المبسوط” (10/114)، و”بدائع الصنائع” للكاساني (7/ 130)، و”المعتمد” لأبي يعلى (267)، و”الآداب الشرعية” لابن مفلح (1/212)این مذهب حنفی هاست. /

[2] (السیر الکبیر 5/2197) / والدار تصیر دارالمسلمین بإجراء أحکام الإسلام

[3]  (بدائع الصنائع للکاسانی 9/4375)/ إن كل دار مضافة إما إلی الإسلام وإما إلی الکفر، وإنما تضاف الدار إلی الإسلام إذا طُبقت فيها أحکامه، وتضاف إلی الکفر إذا طبقت فيها أحکامه، كما تقول الجنة دارالسلام والنار دار البوار، لوجود السلامة فی الجنة والبوار فی النار، ولْن ظهور الإسلام أو الکفر بظهور أحکامهما

[4] الدر المحتار 4/ 356 ) / ودار الحرب تصير دار الإسلام بإجراء أحكام أهل الإسلام فيها»

[5] “لا خلافَ بين أصحابنا في أنّ دارَ الكفر تصير دارَ إسلامٍ بظهور أحكامِ الإسلام فيها”.

اهل سنت بلوچستان و خطر بازگشت به جاهلیت با تعفن گندیده ی قوم‌گرایی

اهل سنت بلوچستان و خطر بازگشت به جاهلیت با تعفن گندیده ی قوم‌گرایی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

قوم‌گرایی، نژادپرستی و تعصّب بر اساس خون، زبان، خاک و قبیله، از بزرگ‌ترین آفات امت اسلامی و بازگشتی آشکار به جاهلیت است. اسلام نیامد تا انسان‌ها را به دسته‌ها و قبایل متخاصم تقسیم کند؛ بلکه آمد تا آنان را بر محور توحید، ایمان و عبودیت الله متحد سازد.

قوم‌گرایی، معیارهای الهی را کنار می‌زند و به‌جای حق و باطل، قوم و نژاد را ملاک دوستی و دشمنی قرار می‌دهد؛ و این دقیقاً همان چیزی است که اسلام با آن به‌شدت مبارزه کرده است.

الله جل جلاله می‌فرماید:يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات/ ۱۳)

یعنی معیار برتری نه قوم است، نه زبان و نه نژاد بلکه تنها معیار، تقواست. و تقوا یعنی: پرهیز، پرهیز از انجام هر عملی که مخالف قانون شریعت الله باشد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با شدیدترین تعبیر، قوم‌گرایی را محکوم کرده و در حدیثی متفق علیه فرمودند: دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ. آن را رها کنید؛ زیرا گندیده و متعفّن است.

علاوه بر این در حدیثی دیگر که ابوداود آنرا روایت کرده می فرماید: لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِيَّةٍ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ.از ما نیست کسی که به تعصّب دعوت کند، یا بر اساس تعصّب بجنگد، یا بر تعصّب بمیرد.

در خطبه ی حجة الوداع هم که به عنوان سفارشات و وصیتهای اواخر عمر رسول الله صلی الله علیه وسلم در این دنیا محسوب می شوند فرمودند:لا فضلَ لعربيٍّ على أعجميٍّ، ولا لأعجميٍّ على عربيٍّ، ولا لأحمرَ على أسودَ، إلا بالتقوى.

پس هیچ برتری‌ای جز تقوا وجود ندارد.

کسانی که به قوم‌گرایی چنگ زده اند ابزار شیطان و دشمنان امت را در دست گرفته اند برای زدن تقوای خود و مصالح و خیرات امت اسلامی، چون قوم‌گرایی درِ نجات را می‌بندد و امت را به جنگ‌های داخلی، کینه‌های پایدار و فروپاشی می‌کشاند. این همان مسیری است که شیطان می‌خواهد و دشمنان اسلام سال‌هاست از آن بهره می‌برند و اینها فهمیده اند که امتِ متفرّق، امتِ ضعیف است.

نجات از این امر گندیده ی قومیت گرائی تنها در بازگشت به اسلام خالص است، در ولاء و براء بر اساس ایمان، در وحدت بر محور قرآن و سنت و در کنار گذاشتن تعصّبات قومی، نژادی و زبانی.

در اسلام، وبخصوص در دارالاسلام کُرد و ترک و فارس و عرب و عجم، همگی برادران ایمانی‌اند و هر دعوتی که این برادری را بشکند، دعوتی جاهلی و مردود است؛ هرچند با نام دین، سیاست یا هویت مطرح شود.

اینجاست که اهل سنت بلوچستان باید مواظب تبلیغات مسموم افراد و گروههای قومیت گرائی باشند که گاه همچون مولوی عبدالغفار نقشبندی و جم ( جبهه مبارزین مردمی = شاخه ی بلوچی سازمان سکولار رجوی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران) با نام اسلام این ابزار گندیده را به شما معرفی می کنند و گاه همچون سرخوش و حبیب سربازی و BLA  با نام سکولاریسم و ناسیونالیسم.

وارونه گوئی های جیش العدل جدید (جم) در راه همسویی میان مردم ایران

وارونه گوئی های جیش العدل جدید (جم) در راه همسویی میان مردم ایران

کاتب: محمد اسامه

گروه تازه تاسیس جبهه مبارزین مردمی (جم) که پوست اندازی جیش العدل در لباسی جدید وسکولار آن است، در مطالبی که در کانال رسمی تلگرامی خود نشر داده دست به وارونه گوئی هائی زده که تنها با ذکر توضیحاتی مختصر، هر ناظر بلوچ و غیر بلوچی متوجه خواهد شد که این شاخه ی سازمان سکولار رجوی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی در میان بلوچها چگونه با بازی با واقعیتها و شعور مخاطبین خود در حال وارونه گوئی است.

گروه سکولار «جم» می گوید: “راه همسویی، از شناخت حقیقت آغاز می‌شود، حقیقتی که سال‌ها زیر غبار انگ‌زنی، تحریف و روایت‌های ساختگی پنهان شده است.”

این معدل همان «کلمة الحق یراد بها الباطل» است، با این وجود، بیائید با همین نگرش به اغتشاشات سالهای قبل و روزهای گذشته از دی 1404ش بپردازیم.

گروه سکولار «جم» می گوید: “جمعه‌های خونین زاهدان و خاش … همدردی و همراهی با دیگر مردم ایران بود. هم‌زمانی این اعتراضات با خیزش سراسری نشان داد که سیستان‌ و بلوچستان با وجود مرگبارترین سرکوب ها بخشی زنده و فعال از حرکت عمومی مردم ایران است.”

برای هر بلوچ و غیر بلوچی واضح و روشن است که اغتشاشات 1401ش سکولارهای «زن هرزگی فاحشگی» روزها شروع شده بود و بلوچهای حنفی مذهب، و در کل، استان سیستان و بلوچستان با این اغتشاشگران سکولار هیچ گونه همراهی نکردند تا اینکه مولوی عبدالغفار نقشبندی با عَلَم کردن اتهاماتی که به آن بلوچ شیعه در مورد آن دختر بلوچ حنفی وارد بود بر غیرت و احساسات جوانان اهل نماز و مسجد رو انگشت گذاشت و با «تحریش» آنها از مسببین اصلی فاجعه های مسجد مکی و زاهدان شد.

پس در این اتفاق با آنکه مدتها بعد از اغتشاشات سکولارهای داخل ایران هم ادامه پیدا کرد هیچ گونه همدردی و همراهی با اغتشاشگران داخلی ایران وجود ندارد و هرگز بخشی از حرکت این اغتشاشگران سکولار نبوده و نیست، بلکه زمانی که بلوچهای مومن اهل مسجد و نماز به راهپیمائی های مسالمت آمیز خود ادامه دادند اغتشاشگران سکولار داخل ایران هیچ گونه همدردی و همراهی با آنها از خود نشان ندادند تا اینکه سرانجام با راهنمائی بزرگان بلوچ این اعتراضات مسالمت آمیز بلوچهای اهل مسجد که از اساس مخالف سکولاریسم هستند هم تمام شد.

مورد دیگر اینکه در اغتشاشات چند روز گذشته سکولارهای شهرهای شیعه نشین ایران هم باز اهل سنت و جماعت ایران به صورت عام و بلوچهای حنفی مذهب به صورت خاص در این اغتشاشات مزدوران آمریکا و صهیونیستها مشارکت نکردند؛ آیا همین نمونه ی زنده و نزدیک برای افشای وارونه گوئی های «جم» کافی نیست؟

گروه سکولار «جم» که همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد داخل ایران شده است در جای دیگری می گوید:

“واقعیت این است که ساختار قدرت از همین حقیقت هراس دارد: از این‌که مردم سیستان‌ و بلوچستان، با وجود زخم‌ها و رنج‌های انباشته، خود را جدا از دیگر مردم ایران نمی‌بینند.”

تا اینجا می توانیم بگوئیم که سکولارهای مرتد اپوزیسیون ایرانی هستند که از ساختار قدرت ایمانی اهل سنت و جماعت هراس دارند و می بینند که اهل سنت و جماعت خود را جدای از این مرتدین می بینند؛ به همین دلیل و بدون شک غیر از سکولارهای مرتد میان بلوچها چون عدوالله سربازی و سرخوش و هم مسیران مجازی آنها، مردم اهل سنت سیستان و بلوچستان خود را جدای از مردم ایران ندانسته اند؛ اما نه تنها در گذشته بلکه در چند روز اخیر اغتشاشگران سکولار و اجیر شده نشان دادند کاملاً از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و اغتشاشگران خائن وطن فروش جدا هستند و ربطی به این لگوران اجیر شده ی مرتد ندارند. 

گروه سکولار «جم» در کمال تعجب و با تمام این وارونه گوئی هائی که کرده می گوید: ” به‌جای تکرار برچسب‌ها، به شواهد نگاه کنیم”

این دقیقاً همان چیزی است که ما اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب از هر ناظر خارجی می خواهند، شواهد را نگاه کنید تا بدانید که قوم حنفی مذهب بلوچ هیچ پیوندی با اغتشاشگران سکولارو وطن فروشان خائن ندارد بلکه سرنوشت خود را با مردم آگاه و مومن ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکائی ها و صهیونیستها و مزدوران آنها گره زده است.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (5)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (5)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

بدون شک کسانی که وارد جیش العدل یا «جم» شده اند و قصد همسو کردن بلوچهای حنفی مذهب و تک و توکی از کُردهای متوهم که ممکن است الان متوجه شده باشند با نام جهاد در چه مرداب و فتنه ای افتاده اند، را دارند از همین مردم ایران و ممکن است از اطرافیان خود ما هم باشند اما با ملحق شده به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولارهای مرتد ایرانی هر گونه ارتباط خود با ما را قطع کرده اند چون به وقل سید قطب تقبله الله:  خویشاوند مسلمان، پدر و مادر و برادر و همسر و قبیله‌اش نیستند، مادامی که پیوند نخستین با خالق برقرار نشده باشد تا از آن پس، به پیوند خویشاوندی (رَحِم) متصل گردد:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ… (النساء: ۱) ای مردم، از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را نیز از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکند، پروا کنید. و از الله که به [نام] او از یکدیگر درخواست می‌کنید، و از [گسستن] پیوندهای خویشاوندی پروا کنید….

این امر البته مانع از آن نمی‌شود که با والدین، در صورت اختلاف عقیده، به نیکی رفتار شود، مادامی که آنان در صف دشمنِ جبهه‌ی مسلمانان نایستاده باشند. که در آن هنگام دیگر نه پیوندی هست و نه مصاحبتی. و داستان عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ این نمونه را با کمال وضوح به ما نشان می‌دهد:

ابن جریر با سند خود از ابن زیاد روایت کرده است که گفت: رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ را فراخواند و فرمود: «آیا نمی‌بینی پدرت چه می‌گوید؟».

گفت: پدرم چه می‌گوید؟ -پدر و مادرم فدایت-.

 پیامبر فرمود: «می‌گوید: اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً آنکه عزیزتر است، آنکه خوارتر است را بیرون خواهد راند».

عبدالله گفت: به خدا سوگند راست گفته است ای رسول خدا! به خدا سوگند شما عزیزتر و او خوارتر است. هان! به خدا قسم ای رسول خدا، من در حالی به مدینه آمدم که مردم یثرب می‌دانند در میانشان کسی نیکوکارتر از من نسبت به پدرش نیست. و اگر رضایت خدا و رسولش در این باشد که سر او را برایشان بیاورم، حتماً خواهم آورد.

 رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «نه».

 پس چون به مدینه رسیدند، عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ با شمشیر بر درِ [شهر] برای پدرش ایستاد و گفت: تویی که گفتی اگر به مدینه بازگردیم عزیزتر، خوارتر را بیرون خواهد راند؟ هان! به خدا سوگند خواهی فهمید که عزت از آنِ توست یا از آنِ رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم)؟ به خدا قسم که هرگز در سایه‌ی این شهر پناه نخواهی گرفت و هرگز به آن داخل نخواهی شد مگر با اجازه‌ی خدا و رسولش. پدرش فریاد زد: ای قبیله خزرج! پسرم مرا از خانه‌ام بازمی‌دارد! ای خزرجیان! پسرم مرا از خانه‌ام بازمی‌دارد! عبدالله گفت: به خدا قسم هرگز داخل نخواهد شد مگر با اجازه‌ی او [پیامبر]. پس مردانی نزد او جمع شدند و با او صحبت کردند، اما او گفت: به خدا قسم داخل نمی‌شود مگر با اجازه‌ی خدا و رسولش. پس نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رفتند و او را خبردار کردند. ایشان فرمودند: «نزد او بروید و بگویید: رهایش کن تا به خانه‌اش برود». پس نزد عبدالله آمدند. او گفت: حال که فرمان پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رسیده است، بله] می‌تواند داخل شود. [

اگر این برخورد یک مومن با یک منافقی است که تنها یک حرف مخالف شریعت الله زده و هیچ عمل مسلحانه ای در کشتار اهل قبله انجام نداده و دستش به خون مسلمین به نفع کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی آلوده نشده باشد، به نظر شما برخورد ما با جیش العدل (جم) که آشکارا اعلام کرده در جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی به سرکردگی آمریکا و غرب و صهیونیستهای کافر محارب قرار گرفته باید چگونه باشد؟

بدون شک، حداقل کاری که باید انجام دهیم این است که نباید اجازه داد وارد روستا و شهر و محله ی ما شوند اگر توان جنگ مسلحانه و نابودی این شرکای کفار اشغالگر و محارب خارجی و اپوزیسیون مرتدین سکولار داخل ایران را نداریم.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (4)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (4)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

جیش العدل یا «جم» جدید که می گوید: «این همسویی، نه در تقابل با دیگر جوامع ایران، بلکه در مسیر مشارکت برابر و مؤثر در آینده‌ای مشترک معنا پیدا می‌کند.»

این آینده ی مشترکی که می خواهد زیر چتر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و غرب و صهیونیستها و با همسوئی با مرتدین سکولار میان شیعیان و اهل سنت بسازد یک دارالاسلام بر اساس فقه یکی از مذاهب معروف به اهل سنت یا حتی بر اساس فقه شیعه ای است که از نگاه آنها بهتر است یا دارالکفری سکولار طاری است که قوانین شریعت الله مثل تمام دارالکفرهای سکولار هیچ جایگاهی ندارند زمانی که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشند؟

قطعاً این آینده ی مشترک اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران تشکیل دارالفکری سکولار و ارتدادی است؛ یعنی «جم» جوانان را برای چنین هدف کفری و ارتدادی به کشتن می دهد.

سید قطب تقبله الله می گوید: ” تنها یک سرا (دار) وجود دارد که همانا دارالاسلام است؛ آن سرایی که دولت مسلمان در آن برپاست، شریعت الله بر آن حاکمیت دارد، حدود الهی در آن اقامه می‌شود، و مسلمانان در آنجا یکدیگر را دوست و سرپرست خود می‌گیرند. و هر سرایی غیر از آن، دارالحرب است که رابطه‌ی مسلمان با آن یا جنگ است، یا آتش‌بس بر اساس پیمان امان. اما آنجا دارالاسلام نیست و هیچ‌گونه دوستی و پیمان ولایتی (وَلاء) میان اهل آن دیار و مسلمانان وجود ندارد:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا ۚ وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ. وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ. وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَٰئِكَ مِنْكُمْ… (الأنفال: ٧٢-٧٥) همانا کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد نمودند، و کسانی که [مهاجران را] پناه دادند و یاری کردند، آنان یاران و سرپرستان یکدیگرند. و کسانی که ایمان آوردند ولی هجرت نکردند، شما هیچ‌گونه ولایتی بر آنان ندارید تا آنکه هجرت کنند. و اگر در [کار] دین از شما یاری خواستند، یاری کردن بر شما واجب است، مگر علیه قومی که میان شما و ایشان پیمانی برقرار است؛ و الله به آنچه می‌کنید بیناست. و کسانی که کفر ورزیدند، یاران و سرپرستان یکدیگرند. اگر این [دستور را] انجام ندهید، فتنه‌ای در زمین و فسادی بزرگ پدید خواهد آمد. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه الله جهاد نمودند، و کسانی که پناه دادند و یاری کردند، آنان به راستی مؤمنان حقیقی‌اند؛ برایشان آمرزش و روزی‌ای گرانمایه است. و کسانی که بعداً ایمان آوردند و هجرت کردند و همراه شما جهاد نمودند، آنان نیز از شما هستند….

با این صراحت کامل، و با این قاطعیت تمام، اسلام آمد… آمد تا انسان را تعالی بخشد و او را از پیوندهای خاک و گِل، و از پیوندهای گوشت و خون -که این‌ها نیز از جنس پیوندهای خاک و گِل‌اند- رهایی بخشد. پس برای مسلمان، وطنی نیست جز آنجا که شریعت الله در آن برپاست و روابط او با ساکنانش بر اساس پیوند در راه خدا استوار می‌گردد. و برای مسلمان، تابعیتی نیست جز عقیده‌اش که او را به عضوی از «امت مسلمان» در «دارالاسلام» تبدیل می‌کند. و برای مسلمان، خویشاوندی‌ای وجود ندارد مگر آن خویشاوندی که از عقیده به الله سرچشمه می‌گیرد و پیوند او را با خانواده‌اش در راه خدا برقرار می‌سازد.”

ای اهل سنت و جماعت، ای قوم حنفی مذهب که بخشی از اهل سنت و جماعت هستید آیا نمی بینید که جیش العدل یا «جم» چگونه با همسو شدن با جبهه ی متشکل از کفار و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخل ایران بر علیه تمام مومنین اهل دعوت و جهاد اعلام جنگ کرده است؟

اگر «جم» با همسو شدن با این کفار اشغالگر و محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخل ایران همسو شده است ما هم باید با شریعت الله و تمام مومنین اهل دعوت و جهاد از میان تمام مذاهب اسلامی همسو و هم جبهه ای شویم که در برابر این جبهه ی متشکل از کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی تشکیل جبهه داده اند . این تنها گزینه ی ممکن و موجود است.  

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (3)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (3)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

جیش العدل جدید یا «جم» در توجیه هم مسیر شدنش با «جبهه» ی کفار آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی ایران در جای دیگری می آورد : «این همسویی، نه در تقابل با دیگر جوامع ایران، بلکه در مسیر مشارکت برابر و مؤثر در آینده‌ای مشترک معنا پیدا می‌کند.»

یک مومن مسلمان اهل سنت و جماعت کافی است از خودش بپرسد که این همسوئی با چه کسانی است؟

قطعاً به این تنها جواب موجود می رسد: با کسانی چون ربع پهلوی، دارودسته ی رجوی، حرکت الاحوازیه، جنبش آذری ها، کومله ها و دمکراتها و دهها حزب و گروه سکولار و مرتد دیگر.

آیا از نگاه اهل سنت و جماعت چنین هم سوئی با مرتدین که همگی زیر چتر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و اتحادیه اروپا و صهیونیستها هستند عین ارتداد نیست؟ چرا هست؛ پس همسوئی بین یک مومن با جبهه ی متشکل از کفار ومرتدین بر علیه اهل قبله و دارالاسلام وجود ندارد و آنچه وجود تقابل و جنگ دائمی بین کفار سکولار و مرتد با مومنین است.

سید قطب تقبله الله می گوید: تنها یک حزب، حزبِ الله، وجود دارد که تعددناپذیر است و احزاب دیگر، جملگی از آنِ شیطان و طاغوت‌اند: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (النساء/ ٧٦) آنان که ایمان آورده‌اند در راه الله می‌جنگند، و آنان که کفر ورزیده‌اند در راه طاغوت می‌جنگند؛ پس با یاران شیطان بجنگید، که بی‌گمان نیرنگ شیطان ضعیف است.

و اینکه تنها یک راه به سوی الله می‌رسد و هر راه دیگری به او منتهی نمی‌شود: وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ (الأنعام/ ۱٥۳) و این راه مستقیم من است، پس از آن پیروی کنید؛ و از راه‌های دیگر پیروی مکنید که شما را از راه او پراکنده می‌سازد.

و اینکه تنها یک نظام وجود دارد که همان نظام اسلامی است و غیر از آن، هر نظامی جاهلیت است:أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (المائدة/ ٥٠) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در حکم کردن از الله بهتر است؟.

و اینکه تنها یک شریعت وجود دارد که شریعت الله است و غیر از آن، هوا و هوس است:

﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾ (الجاثیة: ۱٨) (سپس تو را بر شریعتی از امر [دین] قرار دادیم، پس از آن پیروی کن و از هوا و هوس کسانی که نمی‌دانند، پیروی مکن).

و اینکه تنها یک حق وجود دارد که تعددناپذیر است، و غیر از آن، گمراهی است:فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ (یونس/ ۳۲) پس بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی است؟ پس چگونه [از حق] رویگردان می‌شوید؟.

این جواب الله جل جلاله به تمام منحرفینی چون «جم» و تمام سرگردانانی است که از زبان سید قطب تقبله الله بیان شد .

پس، کسی که به ایمان و قیامت خودش اهمیت می دهد باید معیارش آنچه باشد که الله تعیین کرده و با کسانی همسو باشد که با این معیارهای شرعی همسو هستند نه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار بومی که برای جنگ با این معیارهای شرعی به پاخواسته اند.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (2)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (2)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

سید قطب تقبله الله ضمن بیان این واقعیت قرآنی که تنها عامل «هویت بخش»  برای مومنین «عقیده ی اسلامی است» و مومنین شریعت الله را معیار برای گرفتن ارزشها و قوانین خود قرار داده اند و الله جل جلاله نیز عامل اتحاد و الفت بین قلوب مومنین را قرآن و شریعت الله و جماعت مومنین بیان می کند و می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا (آل عمران/103)

سید قطب تقبله الله اضافه می کند و به صراحت بیان می کند که خاک و آب و علف و چراگاه تنها باعث اتحاد «حیوانات» می شود.

با این نگرش اسلامی نگاه کنید که جیش العدل در این لباس جدید «جبهه ی مبارزین مردمی» قصد دارد بلوچهای اهل سنت را حول چه چیزهائی متحد کند و با سایر مرتدین سکولار اپوزیسیون ایرانی که تماماً بر اساس معیارهای پست تر از حیوانات هم به جنگ با قوانین شریعت الله با هر فقه و مذهبی به میدان آمده اند همسو کند؟

جیش العدل در این لباس و آرایش جدیدش و در این مطلبی که نشر داده جهت هم‌افزایی اجتماعی و همسویی مدنی مورد نظرش برای عبور از وضعیت موجود حکومت شیعه مذهب ایران به حاکمیتی ارتدادی سکولار بر این موارد تاکید دارد: 

  • کنار زدن اختلافات مذهبی و مدیریت پراکندگی فکری و مذهبی با تمرکز و« توافق بر حداقل‌های مشترک » با سکولاریستهای مرتدی که با آنها هم جبهه ای شده است مثل « عدالت [ هر چه از قوانین الله مخالف قوانین سکولاریستی باشد غیر عادلانه است]، کرامت انسانی [ هر قانون و حکم الله که مخالف قوانین سکولاریستی باشد باز از نگاه سکولاریستها مخالف کرامت انسانی است] و مشارکت برابر [ یعنی یک کافر و مرتد هم بدون در نظر گرفتن عقایدش بتواند بر مسلمین حاکمیت داشته باشد]. زبان مادری، هویت فرهنگی، حق آموزش، حق کار و حق حضور در مدیریت و تصمیم‌سازی [ تمام این موارد بر اساس قوانین سکولاریستی]»

 آیا این همان خواست تمام سکولاریستهای جهان نیست؟

به زبان ساده، این یعنی دور ریختن هر چیزی از شریعتهای آسمانی که با قوانین سکولاریستی و خواست سکولاریستهای مرتد ایرانی مخالف باشد، که همه از ربع پهلوی تا سازمان رجوی تا کومله ها و دمکراتهای کُردستان و دهها حزب و گروه سکولار دیگر میان فارسها و عربها و تُرکها و .. از میزان دشمنی آنها با قوانین شریعت الله  حداقل از طریق فضای مجازی و ماهواره های مختلف آشنا هستیم و می دانیم اینها چه جامعه ی سکولاری را برای ایران می خواهند.

  • با برجسته کردن مسائلی از قبیل فقر، بیکاری و عقب‌ماندگی در میان بلوچها که میراث دوران پهلوی و عوام مختلفی از جمله وجود همین احزاب و گروههای مختلف مسلح و ناامن ساز در منطقه است به اینجا می رسد که «همسویی اجتماعی، شرط لازم برای تبدیل رنج‌های مشترک به مطالبات مشخص و قابل پیگیری است»

شما با نگرشی ساده به این جبهه ی اغتشاشگران دی ماه 1404 ایران که مورد حمایت تمام اپوزیسیون مرتد داخلی و همچنین مورد حمایت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار وحشی بود و جیش العدل با این لباس جدید «جم» جزئی از آن شده است نگاه کنید که با چه دشمنان پست و بی ارزشی همسو شده است.

آیا با چنین دشمنان پست بی ارزش و ضد اسلامی کسی قادر است به حقوق اسلامی خود دست پیدا کند چه رسد به قوم مسلمان خودش؟ قطعاً خیر.

نکته ی جالبتر اینکه اولین اقدام «جم» در تروری که در ایرانشهر انجام داد به حمایت از کسانی بود که شعارهایی به حمایت از ربع پهلوی سر می دادند، و «جم» در واقع به سرسختترین و جنایتکارترین پس مانده ی به نسبت بلوچها وارد عمل شد.

آیا هنوز چیزی مجهول در شناخت چهره ی واقعی جیش العدل جدید در لباس فرقه ی سکولار «جم» باقی مانده؟

قطعاً خیر چون خودش هم می گوید: ” اگر امروز آماده و همسو نباشیم، حتی در فردای تغییر نیز نقش تعیین‌کننده‌ای نخواهیم داشت.”

این همسوئی با جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخل ایران برای آینده ای توهمی که در آن مرتدین سکولار سرکاربیایند شایسته ی مرتدین و پست ترینهای میان قوم مومن بلوچ است، نه قوم مومن و مسلمان بلوچ که جهاد آن با کفار سکولار و اشغالگر انگلیسی و مرتدین سکولار پاکستانی و پهلوی های سکولار  شهره ی خاص و عام بوده است.