«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(2)

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(2)

کاتب: محمد اسامه

با این وجود می بینم خطیبی که به ناحق و بدون داشتن علم و آثاری قابل توجه که شایسته ی لقب «شیخ‌الاسلام» باشد در خطبه‌های خود مفاهیمی را ترویج می‌کنند که با اساس عبادت و دین اسلام در تضاد است. و مسلمین را به سازش با کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی و دین سکولاریسم ترغیب می کند.

این شخص تا آنجا پیش می رود که می گوید «اگر مردم نخواهند، از اسلام می‌گذریم» که همین کلمات مصداق بارز خروج از دایره تسلیم در برابر امر الهی و ضربه زدن به عبادت و دین اسلام است. در اسلام، مشروعیت از «وحی» است، نه از تمایلات نفسانی اکثریت.

البته جهت توجیه این انحراف و کفری که بر زبان می راند مسائل مادی را مطرح می کند یعنی اگر حاکمیتی کافر سکولار به او امکانات بیشتری بدهد او حاکمیت اسلامی را رها می کند و این مخالف آنچیزی است که الله بیان می کند؛ لفطاً با دقت توجه کنید، الله تعالی در سوره ی قریش می فرماید:

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿١﴾ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿٢﴾

  • فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ ﴿٣﴾ پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند؛
  • الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴿٤﴾
  • کسی که آنان را از گرسنگی نجات داد، و از ترس ایمنی شان بخشید.

یعنی در حاکمیت سکولار قریش که توسط پارلمان دارالندوه و به صورت دموکراسی مستقیم اداره می شد برای تمام ساکنان آن که مخالفتی با قوانین سکولاریستی آنها نداشتند، هم «رفاه» وجود داشت هم «امنیت» و انواع آزادی های بیان و غیره، اما الله تعالی انسان را فقط برای رفاه و امنیت در کفرورزی و انجام دادن انواع مفاسد عقیدتی و رفتاری و اخلاقی خلق نکرده است بلکه می فرماید:  وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات/56) و جن و انس را جز برای اینکه مرا عبادت کنند نیافریدیم؛ به همین دلیل الله تعالی در همین سوره ی قریش می فرماید: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و دیدیم که نه تنها رسول الله صلی الله علیه وسلم بلکه مادرمان خدیجه رضی الله عنه و آنهمه صحابه ی گرامی «رفاه» و «امنیت» خود را قربانی کردند تا «عبادت» و «دین» در تمام اجزای آن تنها مختص الله شود.  

پس تقلیل دین و عبادت به خدمات رفاهی، و زمانی این مولوی سکولار زده ای که همچون گروه منافقین به عقاید و ایمان و قیامت مومنین حمله ور شده و «عبادت» و «دین» را آنگونه که الله خواسته مورد حمله قرار می دهد می بینیم در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران حرکتی راه افتاده است به سوی دین سکولار که در آن مختص کردن عبادت و دین برای الله حذف و انسان جایگزین شده است.

این بزرگترین خطری است که هم اکنون توسط کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین (سکولار زده ها)ی بومی برای ایمان و قیامت مومنین به وجود آورده اند که باید در برابر این فتنه گران ایستاد. امام احمد بن حنبل رحمه الله در فتنه خلق قرآن، در برابر مروجین این انحراف ایستاد و فرمود دین با سازش و تقیه حفظ نمی‌شود.

امثال این مولوی ها و آخوندها و ماموستاها با «قیچی کردن» آیات و احادیث و تفسیرهای ساختگی، دقیقاً در هما سعی دارند ذلت در برابر سکولاریستها و بخصوص آمریکا و صهیونیسم را «تعامل سازنده» و «همزیستی» بنامند. آن‌ها مصداق آیه « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» هستند.

هر خطیب یا هر عالمی که مردم را به همسویی با سکولاریسم و کفار سکولار و اشغالگران آمریکایی، جنایتکاران صهیونیست و نظام‌های سکولار و مرتدین سکولار داخلی دعوت می‌کند، در حقیقت به دشمنی با عبادت و دین مسلمین مشغول است.

در کنار این می توانیم بگوئیم علمی که ثمره آن غیرت دینی نباشد و صاحبش را به آستان آمریکا و صهیونیسم و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی بکشاند، «علم شیطانی» است.

مردم مسلمان بلوچ در کنار سایر مومنین دنیا باید میان «عالمان ربانی» که در سخت‌ترین شرایط بر توحید و نفی طاغوت پای می‌فشارند، و «دین‌فروشان سکولار» که اسلام را قربانی خوش‌آمد غرب و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی می‌کنند، تفکیک قائل شوند.

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(1)

«علماء السوء» تلبیس شرک سکولاریسم و خیانت به آرمان‌های امت در میان بلوچها(1)

کاتب: محمد اسامه

مردم دارالاسلام ایران برای سالها در معرض انواع تهدیدها و محاصره های ظالمانه ی آمریکا و شرکایش بوده است اما در دو جنگ 12 روزه و جنگ رمضان 1404ش مستقیماً در معرض حملات وحشیانه ی آنها قرار گرفته است.

در این جنگهای تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و در زمانی که دارالاسلام ایران با هجمه‌های سنگین جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی، صهیونیسم بین‌الملل و طاغوت‌های دست‌نشانده روبه‌روست، تلخ‌ترین فاجعه، ظهور چهره‌هایی است که با نام شیخ، مولانا و مفتی و در لباس مبلغ مذهبی فعالیت دارند، اما زبانشان در خدمت جبهه کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی است. اینان همان «علماء السوء» هستند که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بیش از هر فتنه‌ای از آنان بر امت خویش بیمناک بود.

آنچه امروز به نام «سکولاریسم» یا همان جدایی دین از حاکمیت و زندگی اجتماعی انسانها ترویج می‌شود، در حقیقت چیزی جز همان شرک دوران جاهلیت و شرک کفار مشرک (سکولار) نیست.

الله متعال می‌فرماید: أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ (مائده/ ۵۰) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ برای اهل یقین، چه حکمی از حکم الله بهتر است؟

مشرکین قریش نیز منکر وجود الله نبودند، بلکه منکر «حاکمیت» و «قانون الله» در امور زندگی خود بودند. سکولاریسم امروز نیز با الغای حاکمیت الهی، انسان یا اکثریت را به جای الله نشانده است که این عین شرک در «حاکمیت» و دشمنی با قانون شریعت الله است.

کفار سکولار همیشه در پی معامله بر سر قوانین شریعت الله بوده اند و با هر کسی که بر سر شریعت الله معامله کند اهل سازش بوده اند چنانچه الله تعالی می فرماید: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ (قلم/9)دوست دارند سازش کنی تا سازش کنند.

سران سکولار قریش حتی به رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد دادند که یک سال آن‌ها الله او را بپرستند و یک سال او بت‌های آنان را. اما وحی الهی با قاطعیت نازل شد:

  • قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿١﴾بگو: ای کافران
  • لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢﴾ آنچه را شما عبادت می کنید، من عبادت نمی کنم.
  • وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣﴾ و نه شما آنچه را من عبادت می کنم، عبادت می کنید.
  • وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ﴿٤﴾ و نه من آنچه را شما عبادت کرده اید، عبادت می کنم
  • وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٥﴾ و نه شما آنچه را که من عبادت می کنم، عبادت می کنید.
  • لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿٦﴾ دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.  

عبادت یعنی : 1- امور عقیدتی 2- قلبی 3- زبانی 4- بدنی 5- بدنی

و دین هم یعنی :

  1. قدرت حکومتی
  2. قانون و برنامه
  3. اطاعت و فرمانبرداری
  4. مجازات و پاداش

الله می خواهد عبادت و دین تنها متعلق به خودش باشد و هر کسی هر یک از اجزای عبادت و دین را به مخلوقات بدهد مرتکب شرک شده است.

  • إِيَّاكَ نَعْبُدُ (فاتحه/5)
  • أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ (زمر/3)

بیانگر این حقیقت غیر قابل انکار است.

 «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ» هم یعنی کمترین گرایش به سوی مشرکین (سکولاریستها) برابر است با ضربه زدن به عادت و دین مسلمین.

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

کاتب: عبدالرحمن براهویی

مولوی عبدالکریم حسین‌پور در سراوان با تأکید بر ضرورت حفظ امنیت، نقش بزرگان و مردم در مقابله با ناامنی را مهم دانست و خواستار تلاش بیشتر مسئولان برای رفع مشکلات اقتصادی و خدمت‌رسانی به مردم شد.

این مولوی در سخنان خود می گوید: “از شما نمازگزاران محترم و همچنین از جناب استاندار محترم، نمایندگان و همه مسئولانی که شبانه‌روز برای رفاه و امنیت این ملت بزرگوار تلاش می‌کنند، قدردانی و تشکر داریم. این ملت، ملتی همیشه در صحنه و وفادار به کشور بوده و هست و ان‌شاءالله امنیت و رفاه آنان بیش از پیش تأمین گردد.

عزیزی که درباره ناامنی سخن گفت، سخنش بحق بود؛ چرا که در منطقه سراوان گاهی امنیت برهم زده می‌شود. اما آنچه بسیار اهمیت دارد این است که من و شما نیز در حفظ امنیت نقش خود را ایفا کنیم. کسانی که امنیت را برهم می‌زنند، غالباً از میان خود ما هستند؛ فرزند من و شما، هم‌طایفه و هم‌محله ما. البته ممکن است افرادی در پشت صحنه باشند و برخی افراد را تحریک کنند، اما در نهایت این افراد به جامعه ما وابسته‌اند.

اگر بزرگان، معتمدان و ریش‌سفیدان با همکاری یکدیگر این افراد را شناسایی کرده و مانع اقدامات آنان شوند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. و اگر لازم شد، می‌توان از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نیز کمک گرفت تا جلوی کسانی که به دنبال خون‌ریزی و برهم زدن امنیت مردم هستند گرفته شود.

امیدواریم مسئولان محترم، به‌ویژه جناب استاندار بومی و محبوب، همان‌گونه که تاکنون تلاش کرده‌اند، تلاش مضاعفی نیز داشته باشند. همچنین نماینده محترم و هر مسئولی که در هر بخشی از این کشور مسئولیتی برعهده دارد، وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهد و برای خدمت به مردم بکوشد.”

این سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور در ضرورت رعایت مسائل امنیتی واقعیتی است که همه یما می بینیم اما گاه با فراافکنی سعی داریم ناامنی به وجود آمده توسط گروههای مسلح و جاهلین میان بلوچها را انکار کنیم؛ این سیاست فریبکارانه هیچ دردی از ما درمان نخواهد کرد، چون مردم ایران در همان قدم اول می گویند چرا سایر استانها امنیت دارند اما استان سیستان و بلوچستان اینهمه ناامنی در آن وجود دارد؟

نمی توان این نا امنی را به مسائل قومیتی و مذهبی ربط داد چون در ایران بیشتر از 28 قومیت کوچک و بزرگ و نزدیک به 180 لهجه وجود دارد و علاوه برآن استانهای مختلف ایران دارای پیروان مذاهب اهل سنت و جماعت هستند و تنها بلوچستان نیست که مذهب اهل سنت دارد؛ پس سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور عین واقعیت است و مشکل ناامنی به خود بلوچها برمی گردد و بلوچهای حنی مذهب باید با کمک نیروهای امنیتی و انتظامی بر این مشکل فائق آیند.

پیام مهم تحریک طالبان پاکستان به علمای پاکستان

پیام مهم تحریک طالبان پاکستان به علمای پاکستان

مفتی ابو منصور عاصم، امیر تحریک طالبان پاکستان می گوید:

در این‌جا مایلم علمای حقِ پاکستان را مخاطب قرار دهم که ما جهاد خود را بر اساس فتاوای علمای پاکستان و مشایخ پاکستان آغاز کرده بودیم؛ جهادی که آن را جهاد دفاعی خود می‌دانیم. اگر همین علمای پاکستانی با دلایل و استدلال‌ها ما را قانع و مطمئن سازند، ما بی‌دلیل و صرفاً از روی علاقه به جنگ، جنگ‌طلب نیستیم.

و اگر نتوانند ما را قانع کنند، از علمای پاکستان درخواست می‌کنیم که بی‌جهت، به خواست دشمن یا در نتیجه‌ی طمع و منفعتی، علیه ما فتاوای نادرست صادر نکنند و با ما مخالفت نورزند؛ زیرا روزی خواهد آمد که هم ما و هم شما باید در پیشگاه الله تعالی حاضر شویم.

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

جبهه دیگر، بازار هوش مصنوعی است. سرمایه‌گذاری‌های کلان در مراکز داده، پردازنده‌های گرافیکی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی منجر به تمرکز سرمایه در گروه کوچکی از شرکت‌ها (انویدیا و دیگران) شده است که بخش قابل توجهی از شاخص‌هایی مانند S&P 500 را تشکیل می‌دهند.

تحلیلگران از “حبابی در حباب” صحبت می‌کنند، جایی که تأمین مالی در بحبوحه هزینه‌های بالای انرژی و خطرات ژئوپلیتیکی ناپایدار به نظر می‌رسد.

واکنش چین، با تراشه‌های مقرون به صرفه و جذب استعداد، می‌تواند تسلط آن را بیشتر تضعیف کند. اگر پکن به تضعیف شرکت‌های میان‌رده و توسعه مدل‌های هوش مصنوعی خود ادامه دهد، غول‌های آمریکایی نه تنها در فناوری، بلکه در قیمت نیز با رقابت مواجه خواهند شد.

محدودیت‌های انرژی و وابستگی به تولید تایوانی (TSMC) آسیب‌پذیری‌هایی را به زنجیره‌های تأمین اضافه می‌کند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی و بلندمدت

جنگ اقتصادی در حوزه فناوری و امور مالی، تجزیه اقتصاد جهانی را تسریع می‌کند. به جای یک زنجیره تأمین یکپارچه، بلوک‌های موازی در حال شکل‌گیری هستند: یکی به سمت غرب و دیگری به سمت چین و شرکای آن. این امر هزینه‌ها را برای همه شرکت‌کنندگان افزایش می‌دهد، تورم را در بخش فناوری تحریک می‌کند و رشد نوآورانه جهانی را کند می‌کند.

برای ایالات متحده، خطرات با از دست دادن رهبری فناوری بلندمدت و بی‌ثباتی مالی مرتبط است. برای چین، خطرات با نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در تحقیق و توسعه در عین حفظ فشار تحریم‌ها مرتبط است. کشورهای ثالث فضای مانور بیشتری به دست می‌آورند، اما همچنین با انتخاب طرف‌های مقابل روبرو هستند.

کارشناسان ژئواکونومیک، از جمله کسانی که مدت‌هاست روابط ایالات متحده و چین را تجزیه و تحلیل کرده‌اند، موافقند که تشدید فعلی یک دوره موقت نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است.

ریسک سیستماتیک در حال افزایش است

ترکیب این روندها – فروش گسترده اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده، پیشرفت تکنولوژیکی هواوی، تسریع صنعت‌زدایی اروپا و تنوع‌بخشی به سرمایه‌های خلیج فارس – نشان می‌دهد که سیستم مالی جهانی به جای اصلاح چرخه‌ای، دچار یک شکستگی ساختاری شده است.

اقتصاد آمریکا، همانطور که تحلیلگران می‌گویند، خود را در موقعیت بازیگری می‌بیند که شرط‌بندی‌های بزرگی را روی دست بازنده انجام می‌دهد: بدهی ملی به ۴۰ تریلیون دلار نزدیک می‌شود، تورم در حال افزایش است، متحدان در حال تنوع‌بخشی هستند و رهبری فناوری در جبهه‌های مختلف مورد مناقشه قرار گرفته است.

توازن قدرت آینده به توانایی هر دو طرف در دستیابی به پیشرفت‌های تکنولوژیکی، مدیریت ذخایر و ایجاد اتحاد بستگی خواهد داشت. در این واقعیت جدید، آسیب‌پذیری متقابل همچنان پابرجاست، اما ابزارهای فشار به طور فزاینده‌ای پیچیده‌تر می‌شوند – از تراشه‌ها و اوراق قرضه گرفته تا استعدادها و استانداردهای هوش مصنوعی.

جهان در حال ورود به دورانی است که امنیت اقتصادی برابر با امنیت ملی است. کسانی که به بهترین وجه با این واقعیت سازگار شوند، خطوط کلی نظم تکنولوژیکی و مالی بعدی را تعیین خواهند کرد.

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (2)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در طول کووید-۱۹، گیتس به طور فعال واکسن‌ها، رویداد ۲۰۱ (یک تمرین شبیه‌سازی همه‌گیری در مقیاس بزرگ) و سیاست‌های متمرکز را تبلیغ کرد که بعداً به دلیل نابرابری و عوارض جانبی، از جمله مرگ و میر، به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند.

اکنون یک واکسن بیماری لایم از فایزر/والنوا وجود دارد. افزایش موارد لایم و آلفا-گال بازار ایده‌آلی را ایجاد می‌کند. بدون کنه، تقاضایی برای واکسن وجود ندارد. با کنه، میلیاردها دلار. شرکت‌های بزرگ داروسازی کلاسیک: یک مشکل ایجاد کنید یا منتظر بمانید تا بدتر شود، سپس راه‌حل را بفروشید.

عمیق‌تر: دولت پنهان، تهدیدات بیولوژیکی و کنترل جمعیت

بسیاری از منتقدان در اینجا یک الگوی سیستمی می‌بینند. گیتس تنها نیست. او بخشی از شبکه‌ای از نیکوکاران است که به باشگاه‌های نخبگان متصل هستند و در آنجا کنترل جمعیت (دستور کار 2030) و بیوتکنولوژی مورد بحث قرار می‌گیرد.

صحبت‌های قدیمی در مورد اصلاح نژاد و کاهش جمعیت (سخنرانی گیتس در TED در مورد کاهش رشد جمعیت از طریق واکسن و مراقبت‌های بهداشتی) به سوءظن‌های موجه دامن می‌زند.

ارگانیسم‌های اصلاح ژنتیکی شده به عنوان ابزاری برای نفوذ بیولوژیکی، یک تئوری توطئه نیستند، بلکه واقعیتی از تحقیقات مدرن هستند. تحقیقات در مورد افزایش عملکرد و استفاده دوگانه از میکروارگانیسم‌ها (غیرنظامی و نظامی) و رهاسازی آنها در طبیعت، خطر نشت و شیوع کنترل نشده را به همراه دارد.

کنه‌ها ناقل ایده‌آلی هستند: ارزان، خود تکثیر شونده و ردیابی آنها دشوار است.

پراکندگی هوایی کنه‌ها، همانطور که تیم بورچت، نماینده کنگره آمریکا، با استناد به یک منبع ذکر کرده است، یادآور برنامه‌های قدیمی مانند عملیات LAC (یک عملیات نظامی مخفی که توسط ارتش ایالات متحده در سال‌های ۱۹۵۷-۱۹۵۸ انجام شد. ارتش مقادیر زیادی مواد شیمیایی و شبیه‌سازی‌شده بیولوژیکی را بر فراز ایالات متحده و کانادا اسپری کرد تا بررسی کند که عوامل بیماری‌زا یا مواد سمی در صورت حمله بیولوژیکی تا چه حد می‌توانند گسترش یابند). یا آزمایش‌های حشرات قرن گذشته.

اگر این درست باشد، این تروریسم بیولوژیکی علیه جمعیت خود است. کشاورزان، شکارچیان و مردم عادی در حال تبدیل شدن به سوژه‌های آزمایش هستند. کودکان و سالمندان در معرض خطر بیماری‌های مزمن، معلولیت‌ها و آلرژی‌ها هستند.

شرکت‌های داروسازی بزرگ (فایزر، با سابقه جریمه به دلیل تخلفات) و گیتس، با نفوذ انحصاری خود بر سلامت جهانی انسان، در حال ایجاد وابستگی هستند. زندگی‌ها و اقتصادها به “تصمیمات” آنها بستگی دارد. این مراقبت‌های بهداشتی نیست – بلکه بیوپلیتیک و کنترل کامل، از جمله بر غذا است.

بعدی چیست؟

منتقدان شرکت‌های بزرگ داروسازی، گیتس و سایر سازمان‌های مشابه، خواستار تحقیقات مستقل هستند: تجزیه و تحلیل ژنتیکی کنه‌های «نوا»، ردیابی بودجه و بازجویی از خلبانان و افشاگران.

بورچت، نماینده کنگره، این موضوع را مطرح کرده است – وقت آن رسیده که درخواست جلسات استماع کنگره را داشته باشیم. رابرت اف. کندی جونیور و جنبش MAHA (آمریکا را دوباره سالم کنیم) اکنون بر فساد در مراقبت‌های بهداشتی تمرکز دارند.

گیتس خود را به عنوان یک «ناجی» معرفی می‌کند، اما در واقعیت، آزمایش‌های او – از پشه‌ها و کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی گرفته تا کمپین‌های واکسیناسیون جهانی – مستقیماً بشریت را تهدید می‌کند. شرکت‌های بزرگ داروسازی، بیماری را به عنوان یک بازار و پول کلان می‌بینند، نه یک تراژدی.

در حالی که «نخبگان» شیطانی با زیست‌شناسی «خدا» بازی می‌کنند، مردم عادی با آلرژی‌ها، بیماری‌های مزمن، معلولیت‌ها، وابستگی مادام‌العمر به شرکت‌های بزرگ داروسازی و زندگی خود، هزینه آن را می‌پردازند.

زمان آن رسیده است که این آزمایش شیطانی بر روی بشریت متوقف شود، فعالیت‌های امپراتوری‌های «خیریه» و مافیای شرکت‌های بزرگ داروسازی متوقف شود.

دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان و قاطعیت در برابر اغتشاشگران،اهل بغی، مفسدین و مزدوران آمریکا

دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان و قاطعیت در برابر اغتشاشگران،اهل بغی، مفسدین و مزدوران آمریکا

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

چند روز قبلتر دارالاسلام ایران با چند نفر از اهل بغاوت در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان وارد جنگ شد و همزمان با آن اهل بغاوت افغان نیز با تحریکات پاکستان تحرکاتی در حد بیانیه ها و تهدیاتی بر علیه دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان انجام داده اند و تمام این اتفاقات در حالی انجام می شود که آمریکای وحشی به دارالاسلام ایران حملات نظامی کرده است و غلامش در پاکستان نیز زنان و کودکان و ریش سفیدان ولایتهای مختلف افغانستان را می کشد.

در شرایطی که جبهه آمریکا و صهیونیسم با بهره‌گیری از عوامل نفوذی و مزدوران محلی در تلاش برای ایجاد ناامنی، تفرقه و تضعیف نظام‌های اسلامی است، رویکرد «دارالاسلام» باید بر پایه اقتدار، بصیرت و دفع فتنه استوار باشد و با مشت آهنی با هر خائن به دین و ملتی که در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار گرفته اند برخورد کند.

در چنین وضعیتی، هرگونه تلاش برای «شورش، اغتشاش و تضعیف نظام اسلامی» از دیدگاه متون دینی، مصداق بارز «بغی» و «افساد فی‌الارض» تلقی می‌شود. حاکمیت اسلامی وظیفه شرعی دارد تا با تکیه بر قدرت دفاعی خود، امنیت مردم  را در برابر این توطئه‌ها حفظ نماید.

الله تعالی درباره ضرورت مقابله با این مفسدین که حتی در دایره ی اسلام مانده اند و ربطی به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی نداشته و به این شکل مرتد نشده اند می فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/33) همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود.

در تحلیل جریان‌های مخالف نظیر آنچه تحت عنوان «جبهه بغاوت» علیه نظام‌های دارالاسلام ایران و ا.ا.افغانستان فعالیت می‌کنند، باید توجه داشت که این تحرکات تنها در چارچوب منافع آمریکا، و همراهی برخی کشورهای منطقه در ترکیه و پاکستانو امارات متحده صهیونی قابل تحلیل است.

   گروه‌هایی که با تکیه بر دشمنان خارجی به دنبال بی‌ثبات‌سازی کشورهای اسلامی  افغانستان و ایران هستند، عملاً در مسیر خدمت به شیطان و دشمنان قانون شریعت الله گام برمی‌دارند.

اعلام آمادگی نیروهای مدافع نظام اسلامی برای واکنش قاطع، پیام صریحی به تمامی جبهه‌های نفاق است و تمامی تلاش‌های صورت‌گرفته از سوی مزدوران در خارج از مرزها برای ایجاد فشار یا تضعیف نظام، محکوم به شکست است و دارالاسلام با تکیه بر نیروهای مؤمن خود، هرگونه تحرکی را که امنیت مردم را نشانه رود، با صلابت سرکوب کرده و اجازه نخواهد داد که سرنوشت امت اسلامی بازیچه دست قدرت‌های سلطه‌گر شود.

پس همان‌گونه که در سیره پیشوایان دینی آمده است، برخورد با مفسدین و شورشیانی که علیه «وحدت و امنیت دارالاسلام» و در جبهه ی کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی قیام کرده‌اند یک «وظیفه الهی» است و این رویارویی میان:

  •  جبهه حق (دارالاسلام): در جستجوی ثبات، عزت و استقلال اسلامی.
  • جبهه باطل ( آمریکا و مزدوران): در جستجوی سلطه، تفرقه و تضعیف ملت‌های مسلمان.

است که مومنین اهل دعوت و جهاد و امت اسلامی امروز با بصیرت کامل، صفوف خود را از منافقین و مفسدین جدا کرده و در برابر تمامی تهدیدات خارجی و فتنه‌های داخلی، تحت لوای تقوا و جهاد ایستادگی خواهد کرد؛ چرا که «وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» (همانا لشکر ما پیروزند).

در ولایتهای مختلف پاکستان بر گروههایی چون تی تی پی و اتحاد مجاهدین و سایر گروههای جهادی اسلامی لازم است جهاد و قتال با این مزدوران آمریکا را نیز در دستور کار خود قرار دهند.

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

کاتب: محمد اسامه

اگر به قرآن کریم و سنتهای ذکر شده در آن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که تقابل میان حق و باطل یک سنت الهی و تاریخی است. قرآن کریم همواره مؤمنان را به هوشیاری در برابر جریان‌های کفار آشکار و منافقینی که دشمنان داخلی محسوب شده « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ » (منافقون/4) و این منافقین یا دشمنان داخلی همیشه با دشمنان آشکار اسلام هم‌سو می‌شوند، فراخوانده است.

قرآن کریم به صراحت ماهیت اتحاد میان «کفار اشکار» و «منافقین» را بیان می‌کند و مؤمنان را از پذیرش ولایت و سرسپردگی آنان نهی می‌نماید:

  • نهی از ولایت‌مداری و به سرپرستی گرفتن کفار آشکار: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/51) ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.
  •  ماهیت منافقین:

    قرآن کریم منافقین را کسانی می‌داند که ظاهر اسلامی دارند اما در باطن با دشمنان خدا همکاری می‌کنند تا به قدرت‌های کافر آشکار خدمت کنند: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنانْ سرپرست و دوست خود می گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می طلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست.

آنچه امروز در در جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و حکام خائن عرب منطقه و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر دارالاسلام ایران شاهد آن هستیم، تقابل آشکار کفر و اسلام است و این جنگ تلاشی هماهنگ از سوی آمریکا و صهیونیسم است تا از طریق پایگاه‌های نظامی و بهره‌گیری از جغرافیای سرزمین‌های اسلامی برای محاصره و فشار و نیروهای نیابتی و استفاده از حکام یا گروه‌هایی که با تکیه بر منافع مالی و قدرت، در برابر ملت‌های مسلمان صف‌آرایی کرده‌اند در برابر دارالاسلام ایران است .

دارالاسلام ایرانی که در میان تمام حکومتهای مستقل و رسمی دنیا تنها قدرتی است که آشکارا در برابر آمریکا ابراز وجود نموده و به سمت پایگاهها و هلی کوپتر ها و سایر تجهیزات نظامی او یورش می برد ابراز وجود کرده باشد.

در این راستا آشکارا واضح است که آمریکا و صهیونیستها تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارهای بومی و مزدوران مرتد اراده ملت‌های مسلمان را تضعیف کنند.

ضرورت «بصیرت» و «ایستادگی» در برابر این جبهه باطل بر همگان یک فریضه است اما همه باید بدانند که با وجود تمام سختی‌ها و خیانت‌های داخلی، وعده قرآن پیروزی نهایی صالحین است: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (انبیاء/ آیه ۱۰۵) ما در «زبور» بعد از ذکر (قرآن) نوشتیم که بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.

پس از منظر این جهان‌بینی، جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی بر دارالاسلام ایران تنها درگیری‌های جغرافیایی نیستند، بلکه یک «جنگ عقیدتی» میان حق‌طلبان و کفارسلطه‌گر است. در این تقابل، روشنگری نسبت به نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها و شناسایی کسانی که در خدمت جبهه ی کفار محارب قرار گرفته‌اند، گام اول برای حفظ هویت و امنیت سرزمین‌های اسلامی محسوب می‌شود.

نکته ی مهمتر اینکه اگر کسی شک داشته باشد که الله جبهه ی حق دارالاسلام ایران را برای جبهه ی باطل کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی رها می کند در واقع به الله سوء ظن دارد و باید در ایمان خودش تجدید نظر کند.

بدون شک پیروز نهائی برای جبهه ی حقی است که دارالاسلام ایران نماینده ی آن است .

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

نقطه بی‌بازگشت: جنگ تراشه، بدهی و فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر دلار (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در حالی که رسانه‌های جهان بر درگیری‌های داغ – از اوکراین تا خلیج فارس – متمرکز شده‌اند، نوع دیگری از جنگ در پشت صحنه در حال وقوع است.

این جنگ بدون گلوله و حملات هوایی است، اما عواقب ویرانگر کمتری ندارد: بن‌بست اقتصادی بین واشنگتن و پکن وارد مرحله‌ای می‌شود که برخی از تحلیلگران آن را “نقطه بی‌بازگشت” می‌نامند.

در مرکز این بن‌بست، نیمه‌رساناها، اوراق قرضه خزانه‌داری و سرنوشت دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره قرار دارند.

جنگ تراشه: از مهار تا بومرنگ

ایالات متحده چندین سال است که به طور مداوم کنترل صادرات بر نیمه‌رساناهای پیشرفته و تجهیزات تولیدی آنها را تشدید می‌کند و به دنبال کند کردن پیشرفت چین در هوش مصنوعی و ابررایانه‌ها است.

این اقدامات، از جمله فهرست موجودیت‌ها و قانون محصولات مستقیم خارجی، در ابتدا با هدف جلوگیری از استفاده نظامی از این فناوری‌ها انجام شد. با این حال، به گفته برخی از کارشناسان، آنها در واقع شرکت‌های چینی را برای تسریع توسعه زنجیره‌های تأمین خود تحریک کرده‌اند.

هوآوی و SMIC علیرغم محدودیت‌ها پیشرفت قابل توجهی را نشان می‌دهند. پیشرفت‌ها در تولید تراشه، از جمله راه‌حل‌های ۷ نانومتری، نشان می‌دهد که منزوی کردن کامل این غول فناوری دشوارتر از حد انتظار بوده است.

هوآوی ادعا می‌کند که تا سال ۲۰۳۱، تراشه‌های با کارایی بالای آن به تراکم ترانزیستور معادل فرآیندهای ۱.۴ نانومتری دست خواهند یافت – سطحی که پیش‌بینی می‌شود تا پایان دهه با مرز تولید تراشه جهانی مطابقت داشته باشد.

در همین حال، موقعیت انویدیا، رهبر بازار آمریکا، به طور فزاینده‌ای آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، اعتراف کرد که این شرکت به دلیل محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده، بازار تراشه هوش مصنوعی چین را به طور قابل توجهی به هواوی واگذار کرده است.

منتقدان رویکرد آمریکا به یک “اثر بومرنگ” اشاره می‌کنند: تحریم‌ها انگیزه‌ها را برای سرمایه‌گذاری در توسعه‌های داخلی افزایش می‌دهند که می‌تواند در درازمدت رقبا را تقویت کند.

چین نیز به نوبه خود با محدودیت‌های صادراتی بر مواد معدنی حیاتی (گالیوم، ژرمانیوم، آنتیموان) و تحقیقات ضد انحصار علیه شرکت‌های غربی واکنش نشان می‌دهد.

این درگیری بسیار فراتر از روابط دوجانبه است. این امر متحدان ایالات متحده – هلند، ژاپن و کره جنوبی – را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنها را مجبور می‌کند تا بازار چین را در برابر خواسته‌های واشنگتن متعادل کنند.

تولیدکنندگان تجهیزات تراشه اروپایی و آسیایی (ASML، نیکون و دیگران) با ضرر و زیان مواجه هستند که همکاری جهانی در بخش فناوری پیشرفته را تضعیف می‌کند.

فروش اوراق قرضه و بازسازی ذخایر مالی

در کنار رویارویی فناوری، کاهش قابل توجهی در دارایی‌های چین از اوراق قرضه دولتی ایالات متحده مشاهده شده است. چین دارایی‌های خود را به سطوح نزدیک به پایین‌ترین سطح ۱۸ سال گذشته کاهش داده است.

در فوریه ۲۰۲۶، بانک خلق چین و اداره ملی تنظیم مقررات مالی دستورالعملی را به بزرگترین بانک‌های دولتی این کشور صادر کردند که توصیه می‌کرد دارایی‌های خود از اوراق خزانه ایالات متحده را به سرعت کاهش دهند. عواقب آن فوری بود.

کارشناسان این را نه به عنوان یک فروش ناگهانی و از روی وحشت، بلکه به عنوان تنوع‌بخشی استراتژیک در چارچوب دلارزدایی تفسیر می‌کنند. پکن در حال افزایش ذخایر طلای خود، تقویت جایگاه یوان در تسویه حساب‌های بین‌المللی و توسعه سیستم‌های پرداخت جایگزین است.

در حالی که تأثیر مستقیم بر بازار اوراق قرضه محدود است (چین بزرگترین دارنده آن نیست)، خود این روند نشان‌دهنده کاهش وابستگی متقابل است. با توجه به افزایش بدهی ایالات متحده، این امر خطرات بیشتری را برای تأمین مالی کسری بودجه ایالات متحده ایجاد می‌کند.

تحلیلگران مالی هشدار می‌دهند که اگر این روند در میان سایر ابتکارات بریکس تشدید شود، واشنگتن می‌تواند با افزایش بازده اوراق قرضه و فشار بر دلار مواجه شود. این امر به ویژه با توجه به قیمت بالای انرژی و هزینه‌های بودجه صادق است.

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی – سلاح جدید کفار سکولار علیه بشریت (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در ماه مه 2026، تیم بورچت، نماینده کنگره ایالات متحده، در پادکست جو روگان، مستقیماً بیل گیتس را به عنوان عامل افزایش شدید کنه‌های اصلاح‌شده ژنتیکی در ایالات متحده و کانادا معرفی کرد.

طرح توزیع به شرح زیر است: خلبانان هواپیماهای کوچک، که برای پرواز دستمزد می‌گیرند، جعبه‌های حاوی میلیون‌ها کنه را دو بار در سال (در بهار و پاییز، گاهی اوقات زودتر) رها می‌کنند.

کشاورزان این «هدایا» را در مزارع خود پیدا می‌کنند. در عین حال، موارد بیماری لایم و سندرم آلفا-گال (آلرژی به گوشت قرمز ناشی از گزش کنه) در حال افزایش است. فایزر و والنوا در حال توسعه واکسن لایم هستند که انتظار می‌رود در سال 2027 عرضه شود.

این تصادفی نیست. این یک مدل کلاسیک «مشکل-واکنش-راه حل» است، جایی که نخبگان شیطانی بحرانی ایجاد می‌کنند و سپس از «رستگاری» پول در می‌آورند.

بنیاد گیتس و آزمایش‌های ژنتیکی با کنه‌ها

در سال ۲۰۲۱، بنیاد گیتس به شرکت اکسیتک (یک شرکت بیوتکنولوژی بریتانیایی که به خاطر پشه‌های اصلاح ژنتیکی شده‌اش شناخته می‌شود) ۱.۲۸۳ میلیون دلار برای مطالعه امکان‌سنجی در مورد توسعه کنه‌های اصلاح ژنتیکی شده گاو (ریپیسفالوس میکروپلاس) اعطا کرد. بعداً کمک‌های مالی بیشتری اضافه شد. هدف رسمی کنترل آفات دامی در کشورهای در حال توسعه است.

اکسیتک در حال حاضر تجربه رهاسازی حشرات اصلاح ژنتیکی شده در طبیعت را دارد. منتقدان مدت‌هاست هشدار داده‌اند که چنین مداخلاتی اکوسیستم‌ها را مختل می‌کند، ژن‌ها می‌توانند به طور غیرقابل پیش‌بینی گسترش یابند و «خودنابودی» تضمین ۱۰۰٪ نیست.

اکنون ما در مورد کنه‌ها صحبت می‌کنیم که حامل بیماری‌های جدی هستند. کنه‌های گاو حیوانات اهلی را آلوده می‌کنند، اما با جهش‌ها و تغییرات اقلیمی، مرزها در حال محو شدن هستند. کنه‌های ستاره تنها (علت اصلی سندرم آلفا-گال، یک آلرژی غذایی تهدیدکننده زندگی به گوشت قرمز) نیز به سرعت در حال گسترش هستند.

در عین حال، بنیاد گیتس در تحقیقات در مورد بیماری‌های منتقله از کنه سرمایه‌گذاری کرده است. تصادفی؟ یا بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای کنترل کشاورزی و تأمین مواد غذایی؟

گیتس به طور فعال گوشت کشت شده و کاهش مصرف گوشت سنتی را ترویج می‌دهد. سندرم آلفا-گال، که باعث آلرژی به گوشت گاو، خوک، بره و لبنیات می‌شود، کاملاً در این دستور کار جای می‌گیرد.

سیاست واکسن: از فلج اطفال تا لایم

این اولین باری نیست که ابتکارات گیتس نگرانی‌های ایمنی را مطرح کرده است. در هند و آفریقا، کمپین‌های واکسیناسیون فلج اطفال که توسط بنیاد گیتس حمایت می‌شوند، با شیوع ویروس فلج اطفال مشتق از واکسن و هزاران مورد فلج در بین کودکان مرتبط بوده‌اند.

برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که صدها هزار کودک تحت تأثیر کمپین‌های واکسیناسیون فشرده قرار گرفته‌اند. سازمان بهداشت جهانی بعداً مشکل “گونه‌های مشتق از واکسن” را تأیید کرد.

بنیاد گیتس یکی از بزرگترین اهداکنندگان به سازمان بهداشت جهانی، GAVI (اتحاد بین‌المللی واکسن) و سایر سازمان‌های مشابه است. منتقدان به تضاد منافع اشاره می‌کنند: فعالیت‌های بشردوستانه بر سیاست‌های بهداشت جهانی نفوذ ایجاد می‌کند، در حالی که شرکت‌های بزرگ داروسازی بازارها و حمایت از مسئولیت‌ها را به دست می‌آورند.