
مولوی عبدالرشید شبه بخش زابلی و غوغاسالاری در مورد مولوی عبدالحمید و مولوی کوهی (2)
کاتب: محمد اسامه
مولوی عبدالرشید می گوید:
- «مسئولان کشور باید بدانند که حمایت و همراهی اهلسنت، در گرو احترام و همراهی با حضرت شیخالاسلام است.»
نه، این تنها یک گزافه گوئی و گنده گوئی خاص شماست؛ مولوی عبدالحمید با تمام سروصدائی که رسانه های مختلف برای آن کرده و می کنند تنها خطیبی در زاهدان است که در میان دسته هائی از بلوچها محبوبیتی دارد مثل مولوی عبدالرحمن چابهاری و دهها مولوی دیگر و در میان اهل سنت جنوب ایران و کُردستان و بوشهر و طالش و ترکمنها و آذربایجان غربی هم علمای خاص آن منطقه وجود دارند و هرگز حمایت و همراهی اهل سنت ایران به مولوی عبدالحمید گره نخورده است بلکه می توان گفت مولوی عبدالحمید به نحوی سخنگوی گروه منافقین و هرزه های سکولار و بلندگوی اسلام آمریکائی در میان بلوچها شده است.
مولوی عبدالرشید ضمن نکته ای از اوباما رئیس جمهور دارالحرب آمریکا می گوید:
«سنت الهی نیز بر این بوده که برای هدایت هر قومی، افرادی از میان همان قوم برگزیده شوند؛ چراکه آنان با فرهنگ، آداب و رسوم جامعه خود آشناتر هستند».
در امور حکومتی و اجرائی اصل بر میزان تعهد و همسوئی با دارالاسلام و تخصص است نه فقط بومی منطقه ای بودن . اگر به فتوحات صدر اسلام نگاه کنیم حکام تمام سرزمینهای فتح شده غیر از تیسفون ( تحت حاکمیت سلمان فارسی) در اختیار مومنینی بود که امیرالمومنین برای آن مناطق انتخاب می کرد.
هم اکنون نیز در امارت اسلامی افغانستان این مقامها از سوی رهبریت امارت اسلامی انتخب می شوند و بارها دیده شده است که والی یا مسئول امر به معروف و نهی از منکر میان پشتونها یک تاجیک بوده یا یک ازبک یا بالعکس.
رهبریت دارالاسلام با تخصص و نیروهای امنیتی و اطلاع رسانی که در اختیار دارد است که تشخیص می دهد چه کسی شایسته است که از سوی او نماینده ی کاری شود و در این مسئولت اولویت با میزان تعهد و تخصص است نه قومیت و حتی تخصص خالی.
من اگر بین مولوی عبدالحمید که بزرگ عده ای شده اما بلندگوی ستون پنجم و اسلام آمریکائی و دارودسته ی منافقین در میان بلوچهاست با یک مولوی عادی بخواهم یکی را انتخاب کنم قطعاً مولوی عبدالحمید را انتخاب نخواهم کرد.
مولوی کوهی هم که از اینکه در آشوب طلبی های دی ماه 1404ش که توسط خائنین و پیش قراولان جنگ تحمیلی رمضان 1404ش به وجود آمد ساکت شده و طرف آنها را نگرفته اظهار پشیمانی می کند نیز غیر قابل احترام است و می توان او را با فتنه گرانی چون مولوی عبدالغفار نقشبندی و سایر مجریان جنگ روانی دشمن مقایسه کرد نه کسی که بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله در مسیر شریعت الله و در برابر کفار محارب خارجی و توهین کنندگان به قرآن و شریعت و مساجد گام بر داشته باشد.
فقط کافی است بدانید که در همین آشوب طلبی و جنگ شهری هرزه های سکولار و خائنین و پیش قراولان آمریکا و صهیونیستها در دی ماه 1404ش نه تنها به مساجد و شریعت الله بلکه به قرآنها نیز توهین شد؛ آیا شما غیر سکوت چیزی از مولوی کوهی دیدید؟ خیر.
این تماشاچی و سکوت امثال مولوی کوهی ممکن است مسیر و روش گروه منافقین باشد اما روش اهل سنت و جماعت نبوده و نیست.