۱. اگر مسلمانی را ديدی، به او سلام کن و بگو: «السلام علیکم ورحمهالله وبرکاته». و اگر او سلام کرد، در جواب بگو: «وعلیک السلام ورحمهالله وبرکاته».
۲. اگر خواستی وارد منزل کسی شوی، ابتدا اجازهی ورود بگیر و در طرف راست یا چپ دَر بایست، اگر اجازهی ورود داد، داخل شو و اگر گفت: برگرد، تو نیز برگرد.
۳. قبل از خوردن و نوشیدن «بسمالله» بگو، با دست راست و از جلوى خودت غذا بخور و هرگاه از خوردن فارغ شدی، انگشتانت را لیس بزن و «الحمد لله» بگو.
٤. با بهترین شیوهی گفتگو دربارهی امور خیر صحبت کن، صدایت را پایین بیاور و در هنگام سخنگفتن آرام باش. و به کسی که برای تو سخن میگوید، گوش بده و هرگز حرف کسی را پیش از اتمام سخنش قطع نکن. و در میان افراد بزرگسال در سخنگفتن پیشدستی مکن بلکه باید صبر کرد تا کلام آنها تمام شود بعد شروع به صحبت کرد.
۵. قبل از اینکه بخوابی، وضو بگیر و به پهلوی راستت بخواب. و آیةالکرسی را یکبار بخوان و هر دو کف دست خود را همانند دعا کنار هم بگذار و سورهی اخلاص و معوذتین (فلق و ناس) را بخوان و آنگاه در آن بدَم و دستت را تا آنجا که میتوانی بر بدنت بکش، و سه مرتبه این کار را تکرار کن.
۶. هرگاه عطسه کردی، جلوی دهان و بینی خود را با دست یا لباست بپوشان. و «الحمد لله» بگو، و اگر کسی با «یرحمکالله» پاسخت را داد، تو نیز در جواب بگو: «یهدیکمالله ویصلح بالکم».
۷. خمیازه را حتیالإمکان از خودت دور کن، در غیر اینصورت دستت را بر روی دهانت بگذار و «آه آه» نکن.
۸. اگر از کنار مجلسی عبور کردی، سلام کن و تا زمان اتمام مجلس بنشین. و در جاییکه یک طرف بدنت زیر سایه و به طرف دیگر بدنت نور خورشید میتابد، منشین. و بدون اجازه نیز در بین دو نفر قرار نگیر مگر اینکه رخصت دهند. و هیچکس را از سر جایش بلند نکن و برای کسیکه وارد مجلس میشود، جا باز کن و خدا را یاد کن. و با گفتن ذکر «سبحانک اللهم وبحمدک، أشهد ألا إله إلا أنت، أستففرک وأتوب إلیک» کفارهی مجلس را بده.
۹. حقِ راه (معابر) را بده و چشمت را از نگاه به امور حرام حفظ کن. و از این بپرهیز که کسی را بیازاری، جواب سلام را بده و أمربهمعروف و نهیازمنکر کن.
۱۰. زیباترین لباست را بپوش، و بهترین لباس، لباس سفید است. و نباید بلندی لباس از قوزک پا پایینتر باشد و به هنگام پوشیدن و درآوردن لباس نیز از طرف راستت شروع کن.
گروه اسماعیل شه بخش هم به جمع فرقه های مافیایی بلوچستان ایران اضافه شد
به قلم: عبدالرحمن براهویی
بلوچستان در حال تکرار تجربیات تلخ کردهای ایران در دهه شست است. در هر گوشه ای گروهی و حزبی با نام مردم اما به کام دشمنان خارجی سر بلند می کند و در نهایت بعد از آنکه تاریخ مصرفشان تمام می شود مورد معامله قرار می گیرند . کشورهای خارجی تمام کارهای کثیفی که در روابط بین الملل پذیرفتنی نیستند را توسط این گروهها انجام می دهند و بعد از اتمام کار همچون دستمال توالت دور ریخته می شوند.
هم اکنون که آمریکا رسما وارد پاکستان شده و سازمانهای جاسوسی آمریکا و ناتو و دول خائن عرب خلیج فارس آشکارا فعالیت می کنند گروههای سکولار و به ظاهر اسلامگرای بلوچ هم فعالتر شده اند.
در تازه ترین اقدام ما شاهد تشکیل گروهی راهزن گردنه گیر اما با شعارهای سرمچاران لگور سکولار هستیم. گروه اسماعیل شه بخش این گروه با ربودن مهندسین معادن و سایر مراکز اقتصادی در بلوچستان قصد دارد برای خودش اسم و رسمی درکند. از کشور خیالی بلوچستان صحبت می کند و نه تنها ایرانی ها بلکه هندی ها و چینی ها و سایر کشورهای سرمایه گذار در بلوچستان را تهدید می کند و… تهدیدی که آمریکا هم جرئت بیان آنرا ندارد.
اسماعیل شه بخش در کنار معدن کاران به گروگان گرفته شده نشسته و ضمن تهدید همه معدنکاران بیان می کند که در چنین جاهایی کار نکنند و گرنه سرنوشتتان مثل این خواهد شد و کشته می شوید و….
البته شاه بزرگ آن چند بلوچ راهزن می فرماید: هرگز اجازه نخواهد داد معدن بلوچستان از بلوچستان خارج شود بلکه باید صرف خود بلوچستان و مردم بلوچ شود. مثل این می ماند که خوزستانی ها بگویند اجازه نمی دهیم نفت از خوزستان خارج شود و… اصفهانی ها بگویند اجازه نمی دهیم آهن ما از اصفهان خارج شود و کرمانی ها بگویند سیمان و گچ ما نباید خارج شود و … این تحفه ها را در هیج کشور متمدن جهان و در هیچ کشور عربی و غیر عربی در حال پیشرفت نمی بینی بلکه در بعضی از مناطق کنگو و اریتره ی آفریقا چنین موجوداتی را می بینی.
واقعا شرم آور است که روشنفکران بلوچ و بخصوص مولوی های گنده گوی رسانه ای بلوچ در برابر این راهزنها سکوت کرده اند و عده ای چون نقشبندی بی مقدار مبلغ این راهزن شده اندو قصد تطهیر جنایت این راهزنها را دارند.
شک نداشته باشیم که ثمره ی وجود این راهزنهای گنده گو و مولوی های هرزه ی بی مقدار فقط صدمه زدن به خود ماست. مگر اینهمه دزدی و آدم ربائی و قتلهای کور و نا امنی توسط اطرافیان خود را نمی بینیم؟ پس بیدار شویم .
برگی از تاریخ مسلمین لیبی در جهاد با اشغالگران سکولار خارجی و درسی برای ما بلوچها
به قلم: امیرالبیان
ترجمه: م. بلوچ
ارائه دهنده: عارف دهواری
زمانی که اشغالگران خارجی به سرزمینی حمله می کنند باید اولویت اصلی مسلمین تمرکز بر این دشمن اصلی و جهاد با این دشمن اصلی باشد و با هم متحد و یکصدا شوند و از هر گونه جنگ داخلی و مشغول شدن به همدیگر و رها کردن دشمن اصلی پرهیز کنند.
اتحاد و وحدت مسلمین قدرت است و به اذن الله همیشه عامل موفقیت بوده است و تفرق و پراکندگی هم سستی و بی ابهتی و ذلیلی و شکست است.
پس دشمن همیشه تفرق ما را می خواهد حالا به هر بهانه ای باشد.
امروز پاکستان توسط آمریکا اشغال شده است و همه با چشم سر نیروهای آمریکائی را در کنار نیروهای مزدور پاکستانی می بینم و همچنین شاهدیم که چگونه مسلمین زن و مرد را قتل عام و اسیر کرده و مثل دکتر عافیه صدیقی شاهد شکنجه ی وحشیانه ی خواهران و برادران خود هستیم.
آنوقت مشتی فرقه باز همچون گروههای مافیایی مثل جیش العدل و الفرقان و… با شعارهای زیبای اسلامی و جهادی این دشمن اصلی را رها کرده اند و خودشان را به مسلمین مشغول کرده اند. آیا این برای من و شما مشکوک نیست؟ (ارائه دهنده)
در اینجا به بارز ترین نمونه جهاد در قرون نوزده وبیست در شمال آفریقا و در میان مسلمین لیبی اشاهر می کنیم: جنبش اسلامی سنوسی ها.
استعمارگران سکولار ایتالیائی تخمین زده بودند که برقه و طرابلس رادرمدت پانزده روز فتح خواهند کرد،اما کارشناسان انگلیسی که در رابطه با جنگ های صحرائی تجربه کافی داشتند این نظرآنان را ناشی از کم تجربگی می دانستند و معتقد بودند این جنگ حد اقل سه ماه طول خواهد کشید اما تاریخ گواه است که این جنگ نه سه ماه بلکه به مدت سیزده سال طول کشید.
اما بازهم ماموران فاشیست و سکولار ایتالیائی نتوانستند شعله های این انقلاب را خاموش کنند،آری این مجاهدت صوفی ها سنوسی و امیر آنان سید احمد شریف سنوسی بود که به مدت پانزده سال نگذاشت سربازان ایتالیائی موسولینی سکولار فاشیست به راحتی لیبی و شمال افریقا را به استعمار خویش در آورند،
امیر شکیب ارسلان در مورد سید احمد شریف گفته است: ” در وجود سید صبر واستقامت فوق العاده ائی مشاهده نمودم که در رجال دیگر کمتر می توان یافت،عزم راسخی از سیمایش هویدا بود. او در عین حال که در تقوا وپرهیزگاری در صف مردان خدا بود در شجاعت ودلیری از قهرمانان روزگار خویش به شمار می رفت.”
بعد از نصرت الله، تمام این موفقیتها به دلیل تمرکز بر دشمن اشغالگر اصلی و رها کردن هر گونه جدال و تفرقی با مسلمین بوده است.
امروز که آمریکا در پاکستان حضور دارد و آنرا اشغال کرده صف تو کجاست؟ در جبهه ی دشمنان آمریکا هستی یا در جبهه ی آمریکا بر علیه دشمنان آمریکا؟
بلوچهای مسلمان برضد اشغالگران سکولار انگلیسی نه در کنار اشغالگران آمریکائی
به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی
امروزه فرقه های مسلح بلوچی به وجود آمده اند که شعارهای اسلامی می دهند اما برای آینده ای می جنگند که در آن دموکراسی سکولاریستها حاکم می شود؛ همان چیزی که هشتاد سال است در ایالت بلوچشتان پاکستان حاکم شده که غیر از فساد و جنایت و عقب ماندگی چیزی برای بلوچهای مسلمان در بر نداشته است.
امروزه فرقه های مسلح بلوچی به وجود آمده اند که با پرچم مجاهدین ضد اشغالگر سکولار خارجی، در کنار اشغالگران سکولار خارجی قرار گرفته اند.
اینها ادعای پیروی از مجاهدینی چون سید احمد شهید و سید عیسی و اسماعیل شهید را دارند که این مجاهدین بر علیه اشغالگران سکولار خارجی جهاد کردند و جانشان را دادند، اما این مدعیان دروغین آمریکا که در جلو چشمشان است و سرزمین مسلمین را اشغال کرده و از هر جنایتکاری در کشتار مسلمین حمایت می کند را رها کرده اند و خودشان را به مسلمین مشغول کرده اند و اسم این انحراف و قتال الفتنه ی خودشان را هم گذاشته اند جهاد!
وقتی که استعمار گران سکولار انگلیسی بعد از فتح سند به بلوچستان لشکر کشیدنددر میان دره های بولان مجاهدین بلوچ را در روبه روی خود دیدند. رهبری این لشکر از مجاهدین بلوچ را شخصی به نام سید عیسی رحمه الله از شاگردان سید اسماعیل شهید و از اعضای جنبش سید احمد شهید رحمهم الله برعهده داشت.
جنبش سید احمد شهید جنبشی اسلامی بود که برای رهائی مسلمانان شبه قاره هند از چنگال اشغالگران بریتانیایی ومتحدان آنان (سیکهای پنجاب) فعالیت می کرد.
سید اسماعیل شهید سید عیسی را برای دعوت نمودن مردم مسلمان بلوچ به سمت جهاد برعلیه استعمارگران بریتانیائی به بلوچستان فرستاده بود، و وی توانسته بود لشکری عظیم از مجاهدین بلوچ را درکنار خود جمع آوری کند.
درحالی که استعمارگران بریتانیائی به انواع سلاح های پیشرفته مجهز بودند اما این مجاهدین مسلمان بلوچ در برابر آنان با نهایت قدرت مبارزه می کردند.
درطی این درگیریها وجنگ های چریکی تعداد بسیاری از نیروهای استعمارگر بریتانیایی به هلاکت رسیدند و تعدادی از مجاهدین بلوچ به شهادت رسیدند. هرمجاهدی که شهید می شد مجاهد دیگری به جای او قد علم می کرد وهر قبیله ائی که عقب می نشست قبیله دیگری برای مبارزه و اعلای کلمه الله به جای او به مبارزه ومقاومت بر می خواست.
تاجایی که جلوی پیشروی انگلیسی ها در سرزمین اسلامی بلوچستان گرفته شد وسیاست مداران سکولار بریتانیائی به این نتیجه رسیدند که استعمار نمودن بلوچها امر مشکلی است. وبه گواه تاریخ نگاران تا زمان خروج کامل بریتانیا، سرزمین اسلامی بلوچستان برای آنان منطقه امن و راحتی نبوده است.[1]
این، تاریخ بلوچها در جهاد و مبارزه با اشغالگران سکولار خارجی است و در این تاریخ هرگز دیده نمی شود که یک بلوچ مسلمان کفار اشغالگر خارجی را رها کند و با یک مسلمان دیگر به خاطر اختلافات مذهبی و فکری وارد درگیری و جنگ شود.
اما امروزه گروههای چون جیش العدل و الفرقان و ج.د.ا و.. به وجود آمده اند که دقیقاً برعکس عمل می کنند؛ یعنی آمریکای اشغالگر و جنایتکار و دشمن اصلی را رها کرده اند و با توجیهات غیر شرعی خودشان را به ایران و مردم خود مشغول کرده اند و در حال جنگافروزی و شرارتافکنی نیابتی هستند.
[1] آنگاه که نسیم ایمان وزید. مولانا ابوالحسن ندوی،سیری در تاریخ بلوچستان غلام محمد نور الدین.
جنایات صربهای سکولار و صهیونیستهای سکولار برگهایی از کارنامه ی سیاه سکولاریستها در برابر مسلمین
به قلم: صدیق براهویی
اگر [ماجرای] بوسنی را نفهمی، غزه را نخواهی فهمید؛ نخست بوسنی را بفهمید تا غزه و آنچه در آن میگذرد را بفهمید و شگفتزده نشوید! نسلکشیای را که صربهای سکولار علیه مسلمانان بوسنی به راه انداختند، در آن ۳۰۰هزار مسلمان به شهادت رسیدند و ۶۰ هزار زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتند و یک و نیم میلیون نفر آواره شدند. آیا آنرا به یاد داریم؟ یا فراموشش کردهایم؟ یا اصلاً چیزی در موردش نمیدانید؟! مجری «سی. ان ان» در مورد سالگرد کشتارهای بوسنی صحبت میکند و از کریستیان امانپور خبرنگار معروف میپرسد: آیا تاریخ تکرار میشود؟ کریستیان ماریا هایده امانپور از شبکه “سی.ان.ان” در مورد سالگرد کشتارهای بوسنی اظهارنظر میکند: این جنگ، یک جنگ قرون وسطایی، کشتار، محاصره و در گرسنگی و قحطی قرار دادن مسلمانان بود و اروپا حاضر به مداخله نشد و گفت: این یک جنگ داخلی است! این ادعا، یاوهای بیش نبود. هولوکاست حدود چهار سال به طول انجامید و در طی آن صرب ها بیش از ۸۰۰ مسجد را که قدمت برخی از آنها به قرن شانزدهم میلادی بازمی گشت، تخریب کردند و کتابخانهی تاریخی سارایوو را به آتش کشیدند. سازمان ملل سکولار مداخله کرد و دروازههایی را در ورودی شهرهای اسلامی مانند: گراژده، سربرنیتسا و زپا قرار داد، اما زیر محاصره و آتش بودند، بنابراین حفاظت سودی نداشت. صربهای سکولار هزاران مسلمان را در اردوگاههای کار اجباری قرار دادند، آنها را شکنجه کردند و گرسنه نگهداشتند تا اینکه مبدل به اسکلت شدند. وقتی از یکی فرمادهان صرب پرسیدند، چرا؟ گفت: اینها گوشت خوک نمیخورند! در روزگار قتل عام بوسنی، “گاردین” یک نقشه تمام صفحه منتشر کرد که موقعیت کمپهای تجاوز جنسی بر زنان مسلمان را نشان میداد؛ هفده اردوگاه بزرگ، که برخی از آنها در داخل خود صربستان قرار داشت! صربهای سکولار به کودکان تجاوز کردند [حتی] به دختر بچهی چهار ساله! گاردین گزارشی از آن حادثهای المناک تحت عنوان:”دختربچهی که گناهش مسلمان بودن بود” به دست نشر سپرد. راتکو ملادیچ قصاب، رهبر مسلمانان “زپا” را به جلسه دعوت کرد، سیگاری به او داد، کمی با او خندید، سپس به او حمله کرده و او را ذبح کرد. در حق «زپا» و باشندهگانش جنایات زیادی را مرتکب شدند. اما معروفترین جنایت، محاصره سربرنیتسا بود. سربازان بینالمللی (سکولاریستها) تا دیروقت با صربها شبنشینی میکردند و میرقصیدند و عدهای از آنها در ازای دریافت لقمهای غذا با زن مسلمان در مورد شرف و عزتاش چانهزنی میکردند! صربهای سکولار به مدت دو سال سربرنیتسا را در محاصره داشتند. حملات توپخانهای و بمباران یک لحظه هم متوقف نبود. صربهای سکولار بخش بزرگی از کمکهایی را که به شهر میرسید به خود میگرفتند، سپس غرب تصمیم گرفت آن را به گرگها بسپارد؛ گردان سکولاریستهای هلندی که از سربرنیتسا محافظت میکرد با صربهای سکولار توطئه کرد و مسلمانان را تحت فشار قرار داد تا در ازای امنیت [جان شان] سلاحهای خود را تحویل دهند! مسلمانان پس از خستگی و عذاب، تسلیم شدند و پس از اینکه صربهای سکولار اطمینان حاصل کردند، به سربرنیتسا حمله کردند، مردهای آن را از زنانش جدا کردند، دوازدههزار طبقهی ذکور، اعم از مردان و کودکان را جمع کردند و همه را ذبح و مثله کردند. از نمونههای مثلهای که انجام میدادند: شخص صربی سکولار بالای مرد مسلمان میایستاد و تصویری از صلیب ارتدوکس را در حالیکه [مرد مسلمان] زنده بود بر روی او حک کرد (برگرفته از گزارش نیوزویک یا مجله تایم). عدهای از مسلمانان از شدت دردی که میکشیدند، صرب را التماس میکردند که کار شان را هرچه زودتر تمام کند! مادر دست صرب سکولار را میگرفت و از او التماس میکرد که تکه جگرش را ذبح نکند، [اما صرب] دستش را قطع میکرد، سپس گلوی فرزندش را جلوی چشمش میبرید! قتل عام در حال وقوع بود… اما ما میدیدیم، میشنیدیم، میخوردیم، خوش میگذراندیم و بازی میکردیم! پس از کشتار سربرنیتسا، قصاب، رادوان کاراجیچ فاتحانه وارد شهر شد و اعلام کرد: سربرنیتسا همواره شهر صربی بود و اکنون به آغوش صربها بازگشت. صربهای سکولار به زن مسلمان تجاوز میکردند و او را مدت نُه ماه زندانی میکردند تا اینکه او زایمان کند. چرا؟ یک صرب سکولار به یک روزنامه غربی گفت: ما از زنان مسلمان میخواهیم که نوزادان صرب به دنیا بیاورند. ما بوسنی، سارایوو، بانیالوکا و سربرنیتسا را به یاد میآوریم میگوییم و تکرار میکنیم: ما بالکان را فراموش نخواهیم کرد. ما هرگز غرناطه را فراموش نخواهیم کرد. ما هرگز فلسطین را فراموش نمیکنیم. در سیامین سالگرد جنایت اروپای سکولار و صربهای سکولار و سازمان ملل سکولار در بوسنی میگوییم: فراموش نمیکنیم، نمیبخشیم و هرگز شعارهای مدارا، همزیستی و حقوق بشر سکولاریستها و سازمان ملل سکولار را باور نمیکنیم. در بحبوحه قتلعامها در بوسنی، یک روزنامه فرانسوی نوشت: از جزئیات آنچه در بوسنی میگذرد برای ما واضح شده است که فقط مسلمانان از فرهنگ زیبا و متمدن برخوردارند. در اینجا ما باید موضعگیریهای پطرس غالی سکولار را که در آن زمان دبیر کل سازمان ملل بود و آشکارا در کنار برادران صرب سکولار خود قرار داشت، با جوهر شرمندگی ثبت کنیم. اما پس از سی سال، ما درس نیاموختیم. ضمیمه لازم: صربهای سکولار علما و ائمه مساجد و روشنفکران و تاجران را میکشتند و آنها را میبستند و ذبح میکردند و در رودخانه میانداختند.هرگاه صربهای سکولار وارد شهری میشدند، شروع به تخریب مسجد آن میکردند. یک مسلمان میگوید:وقتی صربها مسجد شهر را خراب میکردند، ما چارهای جز آواره شدن از آن شهر را نداشتیم، زیرا مسجد از همه چیز ما نمایندگی میکرد! به یاد میآورم که یک روزنامه انگلیسی، نسل کشی مسلمانان در بوسنی را با این عبارت توصیف کرد: جنگی در قرن بیستم که به سبک قرون وسطایی انجام میشود! (پیامی برای شیفتگان تمدن غرب سکولار و حقوق بشر سکولار دروغینی که از آن با آب و تاب حرف میزنند) داستانهای تاریخی برای خواباندن بچهها تعریف نمیشود! بلکه به مردان گفته میشود تا بیدار شوند. این یاد بود برای یاددهانی نیست، بلکه برای پند و عبرت و دشمن شناسی است تا اینکه :
۱. اهل جماعت شویم و دست از تفرق برداریم
۲. به هیچ سکولار جهانی و منطقه ای و محلی اعتماد نکنیم و همه را دشمن بدانیم!
سید احمد شهید و جهاد با اشغالگران سکولار انگلیسی و پاسخ ما به اشغالگران آمریکائی
به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی
سید احمد شهید رحمه الله (1201 – 1246هـ.ق) نهضتیی را در شبه قارهی هند در برابر کفار سکولار و اشغالگر انگلیسی در شبه قاره ی هند که شامل پاکستان کنونی هم می شد رهبری کرد.
سید احمد شهید رحمه الله در تاریخ 17 جمادی الاخری سال 1241هـ، این کاروان مجاهدین راه الله را تا مرز شمال غربی هند (قبایل آزاد، «پیشاور» و «مردان») گسترش داد و این منطقه را مرکز دعوت و جهاد قرار دادند، آنها میخواستند که از اینجا کارشان را آغاز کنند و کفار اشغالگر انگلیسی را از هندوستان بیرون برانند و در سرتاسر این منطقه براساس شریعت اسلام، دولتی عادلانه تشکیل دهند.
در چنین موقعیتی طلبه ای بنام عبدالکریم خان ملتانی به ملاقات سید احمد شهید آمد؛ از روی ادب دو زانو نشسته و پرسید که علمای مناطق ما می گویند جهاد فرض کفایه است؟!
سید احمد شهید رحمه الله گفت عزیزم شما طالب العلم هستید ابتدا به من بگویید که کفایه به چه معنی است؟
عبدالکریم خان عرض کرد که کفایه به معنای کفایت نمودن است.
سید احمد شهید رحمه الله گفت آیا شما از تعداد افراد ما و دشمن ما و تفاوت میان آن اطلاع دارید؟ گفت آری خوب می دانم که لشکر اسلام در مقابل لشکر کفار بسیار اندک و یک دهم نیز نمی شود
سید احمد شهید رحمه الله گفت هنگامی که لشکر اسلام اقل قلیل است پس ناکافی است، لهذا بنابر مفهوم کفایه چگونه جهاد فرض کفایه است؟
برادرم فرض کفایه زمانی است که در چهار سوی زمین شوکت اسلام نمایان باشد و تعداد کفار اندک باشد و آنها در دره های کوه ها و یا در یک صحرا باشند؛ در چنین صورت هایی چرا امام تمام لشکر اسلام را برای قلع و قمع آنان رنجیده کند؛ تنها آن تعداد که کفایت می کند را بفرستد مثلا برای جنگ با سه هزار نفر دو هزار نیرو بفرستد و آنها را از بین ببرد و دیگر لشکریان اسلام را بگذارد تا به عبادت مشغول باشند و یا با دیگر کفار مقابله کنند.
سید احمد شهید رحمه الله در برابر اشغالگران انگلیسی و مزدوران آنها قیام و جهاد کرد نه اینکه کفار اشغالگر را رها کند و در برابر مسلمین مخالف خودش قتال و جنگ کند.
هم اکنون آمریکا پاکستان را اشغال کرده و همه پایگاههای نظامی آنها در پاکستان را می بینند و همچنین همه می دانند که حاکمیت پاکستان مزدور و دست نشانده ی آمریکا است و حتی حقوق ارتش و سربازان آن هم توسط آمریکا و غلامان آمریکا چون آل سعود تامین می شود اما با این وجود آمریکا و غلامان آمریکا که روزانه مردم مسلمان بلوچ و پشتون و… را قتل عام می کنند را رها کرده اند و در زیر سایه ی آنها لمیده اند و در عوض بر علیه حاکمیت مسلمین مخالف خود در ایران وارد جنگ شده اند!
با این وجود، و در کمال بی حیائی از سید احمد شهید رحمه الله در توجیه خیانتهای خود به امت اسلامی مایه می گذارند و اسم این بزرگوار را در رسانه های خود بر زبان منحرف خودشان می آورند.
شماها ربطی به سید احمد شهید رحمه الله ندارید چون در جبهه ی مخالف سید احمد شهید هستید، در جبهه ی همانهایی که در خدمت اشغالگران سکولار انگلیسی در آمدند مثل سید احمد خان.
امروز هم شماها در جبهه ی آمریکای اشغالگر هستید، مثل سیاف و احمد شاه مسعود و ربانی و دوستُم و… پس لطفا یا خوداتن را اصلاح کنید و دست از فرقه بازی و قتال الفتنه با مسلمین بردارید و لوله اسلحه هیا خود را به سمت آمریکائی ها و مزدوران آنها بگیرید یا اگر اصلاح نمی شوید در برابر آزادیخواهانی چون امام سید احمد شهید رحمه الله سکوت کنید.
بسیار زشت است آمریکای اشغالگر و متحد صهیونیستهای جنایتکار را که در دسترس شماست رها کرده اید و خودتان را به مسلمین مشغول کرده اید و در کمال پرروئی دم از جهاد می زنید.
انتخاب محمداسحق نارویی بعنوان سرمربی تیم ملی وزنه برداری پیشکسوتان ایران
پیشکسوت وزنه برداری و رئیس هیات وزنه برداری استان سیستان و بلوچستان بهعنوان سرمربی تیم ملی وزنهبرداری پیشکسوتان ایران در مسابقات جهانی فنلاند انتخاب شد.
محمد اسحق نارویی، با اعلام دکتر سجاد انوشیروانی ریاست فدراسیون وزنهبرداری، تیم ملی وزنه برداری پیشکسوتان ایران را در مسابقات جهانی فنلاند بعنوان سرمربی تیم ملی همراهی خواهد کرد.
نارویی در حال حاضر رئیس هیات وزنهبرداری سیستان و بلوچستان و قهرمان ۱۱ دوره وزنه برداری جهان و رئیس کمیته پیشکسوتان فدراسیون وزنهبرداری ایران میباشد.
کشته و مجروح شدن چهار بلوچ حنفی مذهب در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس در شهرستان رودبار جنوب
بامداد امروز یکشنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۳، در پی شلیک مستقیم افراد مسلح راکب یک موتور سیکلت در اسلامآباد واقع در شهرستان رودبار جنوب یک بلوچ حنفی مذهب بر اثر اصابت گلوله و شدت جراحات وارده فوت کرد و سه تن دیگر مجروح شدند.
هویت بلوچ کشته شده، «آزاد احمدی» ۱۸ ساله فرزند مدان، اهل و ساکن اسلامآباد واقع در شهرستان رودبار جنوب احراز شدهاند.
بامداد امروز یکشنبه حوالی ساعت ۴:۰۰۰، دو راکب مسلح یک موتور سیکلت در اسلامآباد رودبارجنوب تعدادی از شهروندان حاضر در خیابان را مورد هدف گلوله قرار دادند که آزاد با اصابت گلوله بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده و سه تن دیگر با اصابت گلوله به مجروح شده و به بیمارستان کهنوج انتقال داده شدهاند.
از هویت و انگیز افراد مسلح ناشناس تا لحظه تنظیم گزارش اطلاعی در دست نیست.
ما در گردانهای شهید عزالدین قسام -با صراحت تمام میگوییم- احساس میکنیم در دوران «رها شدن و تنها ماندنی» هستیم که پیامبر ﷺ از آن خبر داده است به گونهای که از طرف نزدیکانی که امید نصرت و یاری از آنان میرفت رها شدهایم، «خودداری از یاری رساندن و خذلان» نه از جانب دولتها و حاکمان و نه از جانب عموم مسلمانان، بلکه از جانب علما و دعوتگرانی امثال شما نیز در جریان است!!!
اگر شما به یاری ما نشتابید پس چه کسانی به داد ما خواهند رسید؟! اگر کمک، یاری و اقدامهای عملی شما امروز نباشد پس چه وقت خواهد بود؟!
ترس از رژیم های ظالم، این حالت خذلان، خالی کردن پشت برادران، رکود و بیتحرکی شما را توجیه نخواهد کرد.
آیا ما ناگزیر باید کشته شویم، له و لورده شویم، سوزانده شویم، زندانی شویم و بر علما، مبلغان و اندیشمندان سخت بیاید روزهایی در حمایت از برادران دینی خود زندانی شوند؟!
علما، مبلغان و اندیشمندان چرا علم کسب کردهاند؟! علمشان را برای چه هنگام آماده کردهاند اگر این روزها سخنی برای گفتن نداشته باشند و موضعی عملی نگیرند؟!
ای علمایی که به علم خود عمل میکنند..
این روزها روز عمل و تطبیق عملی علومی است که کسب کردهاید، این روزها روز آزمایش و امتحان شماست، این روزها محک آزمودن شماست؛ خداوند متعال میفرماید: ﴿إِلاّ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ﴾
اگر چنین نکنید فتنه و فسادی بزرگ در زمین بر پا خواهد شد.
…….
یکی از فعالان رسانهای جنبش حماس، از انتشار این بیانیه ناراحت بود و نوشته بود : «چرا مجاهدان عزیز ما هنوز به این عالمانِ ذلیل و خودفروخته امید دارند؟» او بعد از ساعاتی نوشت که شکر خدا این بیانیه را حذف کردهاند.
البته من جستجو کردم و دیدم اغلب رسانههای فعال، این بیانیه را منتشر کردهاند و دیگر امکان حذف آن نیست. واقعاً این بیانیه، نقطۀ تاریکی در تاریخ امت خواهد بود که ثبت شده و آیندگان را از بدبختی و بهانهتراشیها و دنیازدگی امروز علمای امت، آگاه خواهد کرد.