مقام و جایگاه زن، جرا زن باید اطاعت خود را به مرد طبق شریعت الله بدهد
به قلم: ماهدیم بلوچ ….زنی سوال کرد: ای جناب شیخ چرا اسلام ما را به اطاعت همسر خودمقید کرده است؟ ولی مرد را به اطاعت زن مجبور نکرده است؟
شیخ گفت :چند بچه داری زن گفت : سه تا پسر
شیخ در جواب سوالش گفت: اللهﷻ تو را به اطاعت یک مرد امر کرده ولی از آن طرف 3 مرد را به اطاعت و فرمانبرداری تو در آورده وآنان داخل جنت نمیشوند الا با اطاعت شان از تو…. پس برتری بر کیست؟؟؟
زن در جواب گفت:حمد وستایش از آن اوست که نعمت اسلام را نصیبمان کرد..🙂 سبحان الله😊😊
امام ذهبی آورده است: أمالمومنین خدیجه رضیاللهعنها اولین کسی بود که به پیامبرخدا ﷺ ایمان آورد، وی را تصدیق کرد، از وی حمایت نمود و به ایشان کمک کرد. از اینرو پیامبر ﷺ در زمان حیاتش خدیجه رضیاللهعنها را گرامی میداشت و قدردان وی بود و از فضیلت و زیباییاش یاد میکرد.
پس از رحلت این بانوی بزرگوار نیز به پاس وفاداری از محبت صادقانه و همراهیاش یاد میکرد و نیز از وی به نیکی یاد میکرد، وی را میستود و با دوستانش با مهربانی رفتار میکرد.
مادر مؤمنان خدیجه رضیاللهعنها از زنان با فضیلت أمت و از کاملترین زنان عالم است، از عبداللهبنابیاوفی رضیاللهعنهما روایت است که رسولخدا ﷺ خدیجه رضیاللهعنها را به خانهای در بهشت بشارت داد كه از مرواريد ميان تهی ساخته شده و هيچگونه سر و صدا و خستگی در آن وجود ندارد».
دربارهی فضیلت وی امام ذهبی رحمهاللهتعالی میفرماید: «وی بانویی عاقل، بزرگوار، متدین، پاکدامن و سخاوتمند از اهل بهشت بود که پیامبر وی را ستوده و بر سایر مادران مؤمنان رضیاللهعنهم برتری داده است».
* سعید بن مسیب کشته شد. • سعید بن جبیر با سر بریده از دنیا رفت.
امام ابوحنیفه در زندان مسموم و شهید شد • امام شافعی بر اثر ضربوشتم شدید با چماق جان باخت. • سفیان ثوری در حال فرار درگذشت. • طبری در محاصره درگذشت. • بخاری در غربت فوت کرد. • نسائی کشته شد. • ابنحزم در تبعید جان باخت. • عیاض بر اثر مسمومیت درگذشت. • ابن تیمیه در زندان درگذشت. • نعیم بن حماد را به غل و زنجیر کشیدند و در گودالی انداختند، و او را نه غسل دادند و نه بر او نماز خواندند. (رحمهماللهتعالیأجمعین)
اینها مصداق علمایانی است که جان خود را در راه رساندن کلام حق و پیامهای خداوند فدا کردند.
«الم. آیا مردمان گمان بردهاند همین که بگویند ایمان آوردهایم و به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اقرار کردهایم، به حال خود رها میشوند و ایشان با تکالیف و وظائف و رنجها و سختیهائی که باید در راه آیین آسمانی تحمل کنند، آزمایش نمیگردند؟! ما کسانی را که قبل از ایشان بودهاند با انواع تکالیف و مشقّات و با اقسام نعمتها و محنتها آزمایش کردهایم، آخر باید خدا بداند چه کسانی راست میگویند، و چه کسانی دروغ میگویند. آیا کسانی که بدیها را انجام میدهند گمان میبرند که بر ما پیشی میگیرند و از حوزهی قدرت ما میگریزند و از چنگال کیفر ما رهائی مییابند، چه بد داوری میکنند»!
زندگی مؤمن همراه با مصیبت و إبتلاءست که هیچ لذتی جز صبر ندارد و هیچ صبری نیز بدون رضایت، کامل نیست.
و بدان بهشت مانند عروسیست که مهریهی آن تسخیر نفس از آنچه پروردگار حرام کرده است. همهی ما عاشق بهشت هستیم و کسی نیست که مشتاق آن نباشد! پس برای آن تلاش کنید، زیرا راه رسیدن به بهشت دشوار است.
دنیا در سه چیز خلاصه میشود: امید، درد و ناراحتی و نیز پاداش
• پس با اولی زندگی کنید و دومی را به خاطر سومی تحمل کنید.
خدایا ! بهشت و گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک میکند به ما عطا فرما، و از جهنم و گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک میکند به تو پناه میبریم.
پس صبر را پیشهی خود سازید تا در حوض کوثر، رسولخدا ﷺ را ملاقات کنیم، برای اسلام ترسی به دل راه ندهید بلکه فقط برای خودتان بترسید.
ابنحزم رحمهالله فرموده است: «دین اسلام از هر جهت مورد حمله قرار میگیرد اما خداوند برای تکمیل نور خود از هیچ کاری امتناع نمیورزد».
«بیگمان خدا زمین را به کسانی از بندگان خود واگذار میکند که خود بخواهد، و سرانجام نیک و پسندیده از آن پرهیزگاران است آن کسانی که مراعات سنن و اسباب میدارند. از قبیل اتّحاد و اتّفاق و اعتصام به حق و اقامت عدل و صبر در برابر شدائد».
“اسماعلیل عبدالسلام هنیه” مکنی به “ابوالعبد” در سال ۱۹۶۲ میلادی مطابق با سال ۱۳٤۰ شمسی در اردوگاه “مخیم الشاطی” در “نوار غزه” در “فلسطین” به دنیا آمد.
“اسماعیل هنیه” حدود شانزده سالگی با دختر عمویش “آمال هنیه” ازدواج کرد و آنها صاحب ۱۳ فرزند – هشت پسر و پنج دختر – شدند.
او در “دانشگاه اسلامی غزه” تحصیل کرد، و با مدرک لیسانس در رشته ادبیات عربی در سال ۱۹۸۷ میلادی فارغالتحصیل شد.
اقامتگاه ایشان “دوحه قطر” بود.
در سال ۱۹۹۷ میلادی به ریاست دفتر “حماس” منصوب شد.
“هنیه” در “انتخابات فلسطین” در سال ۲۰۰۶ میلادی پیروز شد و به این ترتیب دهمین نخستوزیر کشور فلسطین شد.
“محمود عباس” در ۱۴ ژوئن ۲۰۰۷ میلادی “هنیه” را از سمت خود برکنار کرد، اما “هنیه” به عنوان منتخب مردم و برنده انتخابات به نخستوزیری خود در “نوارغزه” ادامه داد.
در سپتامبر ۲۰۱۶ میلادی، “هنیه” جایگزین “خالد مشعل” به عنوان رئیس دفتر سیاسی “حماس” شد.
او در ۶ مه ۲۰۱۷ میلادی به عنوان رئیس سیاسی “حماس” انتخاب شد.
او در ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، یک روز پس از مراسم تحلیف رییس جمهور ایران (دکتر مسعود پزشکیان)، در محل اقامتش، توسط رژیم “صهیونسیم غاصب اسرائیل” در تهران به شهادت رسید.
قال تعالی:
وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ [ابراهیم: ٤۲] یعنی: (ای پیغمبر!) گمان مبر که خدا از کارهائی که ستمگران میکنند بیخبر است. (نه، بلکه مجازات) آنان را به روزی حوالت میکند که چشمها در آن (از خوف و هراس چیزهائی که میبیند) باز میماند.
قال تعالی:
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا [الاحزاب: ۲۳] یعنی: در میان مؤمنان مردانی هستند که با خدا راست بودهاند در پیمانی که با او بستهاند. برخی پیمان خود را بسر بردهاند (و شربت شهادت سرکشیدهاند) و برخی نیز در انتظارند (تا کی توفیق رفیق میگردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند کرد). آنان هیچ گونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادهاند (و کمترین انحراف و تزلزلی در کار خود پیدا نکردهاند)..
دختری از همان پدر، جواب دندانشکن دختر شهید اسماعیل هنیه به بعضی از گروهها و افرادی که ایران را سبب ترور پدرش دانسته و به دنبال فتنهسازی در میان مسلمین بودند:
شما عربها حاضر نبودید پدرم را در کشورهایتان بپذیرید، با اینکه از ایران به ما نزدیکتر بودید. لکن ایران بود که پشتیبان ما بود، بهتر از شما، به همین دلیل، شما حق ندارید علیه ایران سخنی بگویید. ایران شریفتر از شماست و احساس میکنم پایتخت اسلام است.
عبدالسلام هنیه پسر شهید اسماعیل هنیه هم گفت: پدرم به آنچه که آرزویش بود رسید، ما در خیزش و مبارزهای مستمر علیه دشمن اشغالگر قرار داریم و مقاومت با ترور رهبرانش پایان نمییابد و حماس تا آزادسازی فلسطین به مقاومت ادامه میدهد.
پس از ترور هنیه بازار گمانهزنیها درباره جانشین احتمالی او داغ است و معمولا نگاهها معطوف به خالد مشعل رئیس سابق دفتر سیاسی کل حماس و رئیس فعلی دفتر سیاسی خارج آن است.
هنیه حدود یک سال قبل از پایان دوره ماموریت چهار سالهاش در راس دفتر سیاسی حماس ترور شد. پس از این اتفاق، معاون اول او میتوانست جانشین او شود، اما صالح العاروری معاون اول او در ژانویه گذشته در بیروت ترور شد. رئیس دفتر سیاسی حماس در کنار معاون اول سه معاون دیگر هم دارد که روسای سه اقلیم حماس هستند: کرانه باختری، نوار غزه و خارج.
العاروری در کنار سمت معاون اولی رئیس اقلیم کرانه باختری در حماس نیز بود. با این حساب تنها دو نفر از معاونان هنیه باقی ماندهاند که میتوانند جانشین او شوند؛ نخست، یحیی سنوار رئیس اقلیم نوار غزه و دیگری خالد مشعل رئیس اقلیم خارج. اما شرایط برای ریاست سنوار فراهم نیست و او از هفتم اکتبر به بعد برای در امان ماندن از ترور در تونلهای نوار غزه در کنار دیگر فرماندهان قسام جنگ را مدیریت میکند.
با این وضعیت، گزینه باقیمانده خالد مشعل رئیس اقلیم خارج حماس است؛ اما به «دلایلی» ممکن است که به جانشینی هنیه انتخاب نشود. در این شرایط، احتمال انتخاب خلیل الحیه معاون رئیس دفتر سیاسی غزه و رئیس دفتر مناسبات عربی و اسلامی حماس وجود دارد.
در هر صورت، چه مشعل انتخاب شود چه الحیه، موقتی خواهد بود؛ تا زمانی که انتخابات داخلی حماس برگزار شود؛ انتخاباتی که هر چهار سال یک بار برگزار میشود و موعد آن در اواسط 2025 است. البته اگر این شرایط جنگی ادامه داشته باشد، احتمال تعویق آن وجود دارد.
در انتخابات حماس نیز که در سه اقلیم پیشگفته برگزار میشود، ابتدا هیئتهای اداری مناطق و اقالیم و سپس اعضای مجلس شورای عام انتخاب میشود و این مجلس نیز که حکم پارلمان حماس را دارد رئیس دفتر سیاسی آن را انتخاب میکند.
سید قطب رحمه الله می گوید: چه بسیار شهیدانی که با شهادت خویش آن چنان باور و دعوتشان را یار کردند که اگر هزار سال عمر می کردند نمی توانستند این چنین از آن پشتیبانی کنند و با هیچ خطبه ای مانند خطبه ای که با خون خود نگاشتند نمی توانستند دلها را با معانی بزرگ آشنا کنند و هزاران نفر را برای انجام کارهای بزرگ برانگیزند. شهادت آنها نیروی محرکه ای برای نسل های متمادی خواهد بود و چه بسا مسیر تاریخ را در طول نسلها عوض خواهد کرد.
به یاد دارم که ما در دوران دانشجوئی جمعی دانشجو بودیم که دوره ی دوماهه ای را نزد مولوی نعمت الله توحیدی جهت تفسیر قرآن می گذراندیم، ما تا آن موقع تصور درستی از داخل مسجد مکی و سیستم اداری آن نداشتیم تا اینکه یکی از برادران مسلمان و مجاهد ما که سابقه ی جهاد در افغانستان و پاکستان داشت و تازه از پاکستان برگشته بود با وجود آنهمه فقری که در میان مردم می دید نسبت به بعضی مسائل اقتصادی مولوی عبدالحمید نقدهای ساده ای کرد.
مثلا می گفت چرا کفش مولوی باید اینقدر گران باشد یا چرا عبا و عصای او باید گران باشد یا چرا باید … خلاصه به همین مسائل ریز زندگی اقتصادی مولوی نقدهایی می کرد، در آن زمان مفتی خدانظر رحمه الله هنوز زنده بود و به این دوست ما گفت که این روش نقد کردن برای شما سنگین تمام می شود، شما باید از خودتان مراقبت کنید و….
در اواخر دوره بودیم که به ناگاه عده ای نزد ما آمدند و گفتند این دوست شما باید زاهدان را ترک کند، اطرافیان و حراست مولوی دنبالش هستند و…
این برای من غیر مترقبه بود، اما زمانی که بعدها کتابفروشی احراری را با آجر چیدند و به مرکز آموزش کامپیوتری خاتم او حمله کردند و احراری را مجبور به فرار از زاهدان به چابهار کردند و چند واقعه ی دیگر را دیدم متوجه شدم که مسجد مکی در حال تبدیل شدن به واتیکان و قرون وسطای اروپا شده که هیچ تفکری غیر از فکر خاص خود را بر نمی تابد و مولوی عبدالحمید هم در حال تبدیل شدن به پاپ و سردسته ی این جریان قرون وسطائی شدن است.
اما علاوه بر انحراف این مولوی ها از منهج صحیح اسلامی، این مردم هستند که آنها را تبدیل به پاپ کرده اند و در مواردی به عبادت آنها مشغول هستند.
عدی بن حاتم طائی رضی الله عنه می گوید: أتيتُ النَّبيَّ صلَّى اللَّهُ عليْهِ وسلَّمَ وفي عنقي صليبٌ من ذَهبٍ. فقالَ يا عديُّ اطرح عنْكَ هذا الوثَنَ وسمعتُهُ يقرأُ في سورةِ براءةٌ اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ أما إنَّهم لم يَكونوا يعبدونَهم ولَكنَّهم كانوا إذا أحلُّوا لَهم شيئًا استحلُّوهُ وإذا حرَّموا عليْهم شيئًا حرَّموه [ترمذي 3095].
شنیدم پيامبر – صلى الله عليه وسلم – اين آيه را قرائت مى كردند: (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ)، يعنى: “آنان دانشمندان و عابدان خود را معبودانى به جاى الله قرار دادند، و (همچنين) عيسى پسر مريم را، در حالى كه به آنان امر نشده بود بجز الله يگانه كه معبودى بحق غير از او نيست، را عبادت كنند، (الله) پاک و منزه است از آنچه كه شريک او مى سازيد”، پس به او گفتم: ما آنان را عبادت نمى كرديم، فرمودند: آيا آنچه را كه الله حلال كرده بود، حرام نمى كردند؟ و آنچه را كه الله حرام كرده بود، حلال نمى كردند؟ گفتم: بله، فرمودند: اين همان عبادتشان است
اگر امروزه امثال مولوی عبدالحمید سخنانی بر خلاف منهج صحیح اهل سنت و جماعت می زند و زندگی مثل پاپهای قرون وسطی برای خودش ترتیب داده است که برای یک عمل ساده باید به خارج از کشور برود و چندین میلیارد تبذیر کند در حالی که طبلبه های همان مدرسه و سایر مدارس و بسیاری از مردم ما به خوراک اولیه ی خود محتاجند و… اما این را بدانند تا زمانی که در میان ما قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و منهج صحیح اهل سنت و جماعت وجود دارد دوام جهالت ملت کوتاه و گذراست و با از بین رفتن جهالت مردم، این جایگاه و این طبقات معنوی آنها نیز فروخواهد ریخت.
استاد صدیق دهواری فعال فرهنگی اسلامی بلوچستان: شهید اسماعیل هنیه نیز به کاروان توقفناپذیر شهدای اسلام از صدر تاکنون پیوست
*منَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا [الأحزاب: 23]* *شهید اسماعیل هنیه نیز به کاروان توقفناپذیر شهدای اسلام از صدر تاکنون پیوست و جان شیرین خویش را همچون شصت نفر از اعضای درجهیک خانواده خویش و چهل هزار نفر ساکنان غزه در عملیات طوفان الاقصی تقدیم دفاع از وجببهوجب خاک مقدس فلسطین و مسجدالاقصی نمود.* شهید اسماعیل هنیه جنبشی را رهبری میکرد که بنیانگذار آن شیخ احمد یاسین نیز همچون او ترور و به شهادت رسید و بهخوبی میدانست مسیر او نیز شهادت است *عکسی که امروز در فضای مجازی دستبهدست میگردد شهید اسماعیل هنیه را نشان می هد که ویلچر شیخ شهید احمد یاسین را به حرکت درمیآورد در حالیکه شهید دکتر عبدالعزیز رینتیسی نیز در این عکس دیده میشود شهیدی که همچون شهید هنیه و شیخ احمد نیز با ترور ناجوانمردانه و بزدلانه به شهادت رسید*
جنبش حماس تداوم جنبش اخوان المسلمین در سرزمینهای اشغالی است جنبشی که پیشوا و بینان گذاران امام شهید حسن البناء نیز در سال 1948 م با شهادت درخت تنومند بیداری اسلامی آبیاری نمود بیگمان شهادت شهید اسماعیل هنیه موجی دیگر از بیداری اسلامی و صبر و مقاومت در فلسطین به وجود خواهد آورد جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در طول هفتادسال مبارزه برای آزادسازی سرزمین اشغالی و مسجدالاقصی تاکنون صدها نفر از رهبران و اعضای خویش را ازدستداده است و هرگز خود را از جامعه فلسطین برتر ندانسته ونمی داند و شهادت شصت نفر از اعضای درجهیک خانواده شهید قائد خود گواهی بر این ادعا است *حماس جنبشی است توقفناپذیر که روح شورا بر تصمیمگیری و کادر سازی و تربیت نیروی انسانی مجاهد با معنویت بالا در اولیت برنامههای آن است و به فرموده سیدنا عمر بن خطاب رضی الله تعالی عنه: هرگاه از ما سرور و سیدی درگذشت سید و سروری دیگر جای او را میگیرد* *اگر شهید حسن البناء ترور شد شهید سیدقطب در آن رشد و نمو یافت اگر شهید احمد یاسین ترور شد شهید اسماعیل هنیه توانمندیهای خود را به منصه ظهور رساند و امروز نیز گردان های اقصی و یحی سنوار ها هستند که در کنار خالد مشعل و اسامه ابو حمدان ها و صدها هزار نفر عضو حماس تا پای جان برای آزادسازی قدس شریف و سرزمینهای اشغالی کوشش خواهند کرد* *اسماعیل هنیه و وسیم ابوشعبان شهادتان مبارک* محمد صدیق دهواری (10/5/1403)
ای ابوالعبد برای تو به عزا نخواهیم نشست، شهادت مبارک
کاتب: ادهم شرقاوی
مترجم: عمر قادری
برای تو به عزا نخواهیم نشست. ای محبوب ما! ماتم مرگ دیگری است، پس برای تو دو مرگ را جمع نخواهیم کرد. ما زمانی که برای دوستان خود عزاداری میکنیم، علاوه بر دفنشان بار دیگر آنان را زیر خاک میکنیم. مصیبت عدم حضور تو برای ما به سختی قابل تحمل است، پس همان برای ما کافی است! با این حال، سخنانی که ایراد میکنم حق شما بر ماست، ما به آنها نیازمندیم و شما از آنها بینیازید، پس اگر برای تو خونخواه شایستهای نباشیم، خداوند درجهات را عالی گرداند! برای تو به عزا نخواهیم نشست. نه اینکه واژه و عبارات برای وصف تو اندک باشند، بلکه عزاداری به معنای فقدان است و تو بین ما همیشه خواهید ماند! زیرا مرگ حقیقی مردان، فراموش شدن آنان یا خیانت از پیمانی است که به ایشان داده شده است، پس تا زمانی که باد بوتههای زیتون را در فلسطین نوازش دهد نام تو نیز نوازش دهنده دلهای ما خواهد بود و نقش جاپاهای تو در دل آخرین نفر ما باقی خواهند ماند. عزیزم عُمر تو بسیار طولانیتر از عُمر قاتلانت است، پس اینک پایان رنجهایت است. پایان از دست دادن عزیزانت است، پایان بیمهریهای است که میپذیرفتی، پس راحت بخواب که ما به جایگاه و دستاوردهایت غبطه میخوریم! برای تو به ماتم نخواهیم نشست، چون الان وقت گریه و اشک ریختن نیست. گریه برای زخمهایی است که فراموش میشوند و ما نمیخواهیم تو را فراموش کنیم! اشکهای خود را برای شوق روزی ذخیره میکنیم که به ما وعده داده بودی تا به امید خدا در صحن مسجد الأقصى به یاد شما شهدا و به شوق پیروزی اشک بریزیم. هرگاه مسجد الأقصى آزاد شد دنبال تو خواهیم گشت تا بر منبر صلاح الدِّين خطبه پیروزی را بخوانی و آنگاه هرچند حضور تو از همه پررنگتر است برای عدم حضور فیزیکی تو تا دلت بخواهد خواهیم گریست! برای تو ماتم و گریه نخواهیم کرد. ای دوستان هنیه، برای او عزادار نباشید، برای او گریه نکنید، چون شخصی که به آرزویش برسد سزاوار گریه نیست، بلکه گریه سزاوار کسی است که ناکام بمیرد. از سوی دیگر چنانچه آرزوی همه ما شهادت در راه او نباشد به کجا داریم میرویم؟! چرا دست به سوی خدا بلند میکنیم و میگوييم: “اللهُمَّ خُذْ من دمنا حتى ترضَى” خدایا تا خشنود میشوی از خونهای ما بگیر. اگر شهادت را رستگاری نمیپنداریم، پس چرا بامداد و شامگاه پیمان میبندیم که نه میدان را خالی میکنیم و نه سلاح را بر زمین میگذاریم؟! ما هرگز توسط دشمن کشته نشدهایم که مبارزان ما میدان را خالی کرده باشند، مدتهاست که ما رهبران خود را پیش از سربازان تقدیم میکنیم. این نهضت تولد است و تا دلاوری شهید نشود دلاور دیگری جای او را پر نمیکند! کسی از ما برای جان فدایی ایستگاه سفر پیامبر نامناسب نیست، پس برای برادرتان گریه و زاری نکنید، بلکه او را به آن سو بدرقه کنید که همیشه آرزو میکرد، بر آن چه از او باقی مانده است عطر و گلاب بپاشید! البته روح او ان شاء الله در علیین خواهد بود چون مطمئنا جزوصالحان بود! ای ابوالعبد روح تو در بهشت جاودان و در بین بهشتیان است.