با تنها دعا کردن این احزاب مختلف بلوچ و گردنه گیرها تمام نمی شوند

با تنها دعا کردن این احزاب مختلف بلوچ و گردنه گیرها تمام نمی شوند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

عده ای ایراد می گیرند که تا کی قرار است این گروههای مختلفی که هر چند وقت یکبار ترورهایی انجام می دهند و باعث اینهمه ناامنی در بلوچستان شده اند از بین بروند؟ ما که اینهمه دعا می کنیم چرا الله اینان را از بین نمی‌برد، بیشتر از 30 سال است که دارند ظلم و جنایت می کنند و…

 برای از بین بردن هر منکری باید اسبابش فراهم شود، الله جل جلاله جهت مجازات عمومی قومی ممکن است با طوفان یا سیل یا زلزله و رعد و برق همه را عذاب دهد اما جهت از بین بردن منکرات میان هر قومی، خود آن قوم باید دست به کار شوند.

امروزه احساسات قوم گرائی و نژاد پرستی باعث شده است که عده ای از مردم ما به حاکمیت ایران جهت از بین بردن منکرات مراجعه نکنند، منکراتی که در تمام دنیا تنها از کانال حاکمیت از بین می روند و کار افراد به تنهایی نیست.

پس تو خودت یاریگر ایین مفسدین هستی دیگر انتظار داری الله چه چیزی را از تو دور کند؟

تو خودت با تماشاچی بودن و دوری کردن از اسباب از بین بردن این ناامنی ها این مفسدین را پشتیبانی میکنی و با سکوتت آنها حمایت و بالا میبری

برو خانواده و عمو و عمه و دایی و دایی زاده و عمه و خاله زاده و عموزاده ها رو از کنارشون بیار بیرون، از کانال ها و محل های حمایت و تبلیغات انان و ..ببینید چه کسانی برای آنان می‌ماند تا آنان را حمایت و پشتیبانی کند

خودتون آنان را نگهداشتین، بعد میخواهید الله آنان را نابود کند!

تو خودت آنان را نگهداشتی، پس انتظار نداشت باش الله آنان را از بین ببرد

یعنی شما باید با توکل به الله و مقابله با آنان ، تغییر ایجاد کنید تا الله شما را حمایت کند، بعد مثل تمام کشورهای دنیا با بهره گیری صحیح از مراجع ذی صلاح قانونی و امنیتی در داخل کشور جهت خشکاندن این مفسدین به پیش بروید و بی طرف و نظاره گر نشوید.

سکوت شما باعث عادی شدن این منکرات می شود چنانکه امام اوزاعی می گوید: «إذا ظهرت البدع، فلم ينكرها أهل العلم صارت سنة».

اگر بدعت ظاهر شد و نمایان شد و هیچ کسی از اهل علم، به مخالف آن بر نخواست و انکار نکرد پس نزد مردم، می‌شود سنت.

مگر نمی بینی کشت و کشتار و نا امنی در میان بلوچها چگونه عادی شده است؟

سخنان ابوعبیده سخنگوی نظامی گردان‌های القسام، بعد از پایان ۴۷۱ روز جهاد و آموزش ایمان و استقامت به امت اسلامی

سخنان ابوعبیده سخنگوی نظامی گردان‌های القسام، بعد از پایان ۴۷۱ روز جهاد و آموزش ایمان و استقامت به امت اسلامی:

*   ۴۷۱ روز از نبرد طوفان الاقصی تاریخی می‌گذرد که بدون شک میخ آخر را به تابوت اشغالگری کوبید.

*  عملیات طوفان الاقصی نمونه‌ای منحصر به فرد از ایستادگی و رقم‌زدنِ تاریخ را ارائه داد.

* نبرد طوفان الاقصی چهره منطقه را تغییر داد و معادلات جدیدی در نبرد با دشمن وارد کرد.

*  مردم ما برای آزادی و مقدسات و سرزمین خود قافله‌ای عظیم از شهدا را در طول بیش از ۱۵ ماه تقدیم کردند.

*  نبرد طوفان الاقصی ضربه‌ی بزرگی به دشمن وارد کرد و خسارات سنگینی به او تحمیل کرد.

* در نبرد طوفان الاقصی جبهه‌هایی علیه موجودیت دشمن گشوده شد و محاصره‌ی دریایی بر او تحمیل گردید.

* ملت‌های جهان به این نتیجه رسیدند که این اشغال، بزرگ‌ترین خطائی است که مرتکب شده‌اند.

* ما همراه با برادرانمان در تمامی گروه‌های مقاومت به صورت یکپارچه و با صلابت در تمام مناطق نوار غزه جنگیدیم.

*  ما از آغاز نبرد در شرایطی به نظر غیرممکن در محاسبات نظامی، می‌جنگیم.

*  ما با دشمنی مواجه بودیم، نه از نظر توانایی‌های رزمی و نه از نظر اخلاقیات جنگ با آن‌ها برابر نبودیم.

*  ما با ایمان، و با اندک سلاحی که داشتیم با دشمن خود مقابله کردیم؛ در حالیکه دشمن جنایتکار ما از قدرتمندترین کشورهای نظامی کمک گرفته و با تمام مهمات تجهیز شده بود.

* عظمت این نبرد در تقدیم رهبران طوفان الاقصی از قافله‌ی شهدا، از شهید هنیه تا صالح العاروری و یحیی السنوار نمایان است. 

* هرگونه تلاش برای ادغام این موجودیت در منطقه، با طوفان آگاهی و مقاومت ریشه‌دار و ملت‌های آزاد مواجه خواهد شد.

*  دشمن اسرائیلی جنایتکار اساسی و موجب شر در این منطقه است.

*  هدف ما از ماه‌ها پیش، رسیدن به توافق برای توقف تجاوز و جنگ نسل‌کشی علیه ملت ما بود.

* ما در طول این جنگ همواره در تلاش بودیم تا آن را سریعاً متوقف کنیم تا خون مردم و اهل‌مان حفظ شود.

*  ما با کمال احترام و قدردانی به کسانی که در مقابله با ظلم و ستم با ما همکاری کردند، سلام می‌فرستیم.

  • ملت برادر یمن را یادآور می‌شویم. کسانی که چقدر شبیه ما در کرامت و عزت هستند. کارهای آنها جهانیان را شگفت‌زده کرد و نمونه بی‌نظیر و تاریخی ارائه کردند.
  • به جمهوری اسلامی ایران سلام می‌فرستیم به خاطر پشتیبانی‌های پی در پی انجام دادند و عملیات وعده‌های صادق را اجرا کردند.

* ما به همه آزادگان جهان که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به نشانه‌ی حمایت از الگوی مقاومت و ایستادگی تظاهرات کردند، سلام می‌فرستیم.

ثمرات مثبت توافقنامه جامع ایران و روسیه بر استان سیستان و بلوچستان

ثمرات مثبت توافقنامه جامع ایران و روسیه بر استان سیستان و بلوچستان

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

دیروز ۲۸ دی ۱۴۰۳ توافقنامه جامع ایران و روسیه به امضاء رسید که می توان با اشاره به مواردی از این توافقنامه به ثمرات مثبت آن برای استان سیستان و بلوچستان پی برد از جمله :

⁠1. کریدور حمل‌ونقل شمال-جنوب:

یکی از مهم‌ترین بندهای توافقنامه بر توسعه و تقویت کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال-جنوب یعنی از چابهار به آستراخان تأکید دارد. طبق متن توافقنامه:

«طرف‌های متعاهد در توسعه کریدورهای حمل و نقل بین‌المللی که از قلمرو جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه عبور می‌کند، به ویژه کریدور بین‌المللی حمل و نقل شمال – جنوب فعالانه همکاری خواهند نمود. این همکاری شامل ترویج کالا با مبدأ یک طرف متعاهد در بازارهای دولت‌های ثالث و همچنین فراهم‌سازی شرایط توسعه حمل و نقل یکپارچه از طریق کریدورهای حمل و نقل، هم از طریق حمل و نقل دوجانبه و هم از طریق حمل و نقل ترانزیتی در قلمرو خود، خواهد بود.»

این بند، بندر چابهار را به‌عنوان نقطه کلیدی در این کریدور برجسته می‌کند، زیرا چابهار نقش  محوری اتصال این کریدور است. 

2. همکاری نظامی و دیدار از بنادر:

در بعد نظامی، توافقنامه به همکاری‌های گسترده‌ای بین طرفین در زمینه‌های نظامی اشاره دارد. این همکاری شامل حضور و بازدید کشتی‌ها و شناورهای نظامی در بنادر، آموزش کارکنان نظامی، تبادل دانشجویان افسری و برگزاری دیدارهای نظامی است. متن توافقنامه در این زمینه می‌گوید:

«همکاری نظامی بین طرف‌های متعاهد طیف گسترده‌ای از موضوعات را از جمله تبادل هیئت‌های نظامی و کارشناسی، دیدار از بنادر توسط کشتی‌ها و شناورهای نظامی طرف‌های متعاهد، آموزش کارکنان نظامی، تبادل دانشجویان افسری و اساتید پوشش می‌دهد.»

همزمان روسیه در حال ساخت یک پایگاه نظامی فضایی و هوایی برای ایران در چابهار است که این مساله در دیدار پزشکیان با وزیر دفاع روسیه نیز در این سفر بیان شد.

3. توسعه تجارت و سرمایه‌گذاری در مناطق آزاد:

بند دیگری از توافقنامه به توسعه مناطق آزاد تجاری و سرمایه‌گذاری‌ها اشاره دارد:«طرف‌های متعاهد همکاری خود را با هدف توسعه تجارت و تشویق سرمایه‌گذاری‌ها در مناطق اقتصادی ویژه/آزاد طرف‌های متعاهد گسترش خواهند داد.»

با توجه به تمرکز ایران بر سیاست دریا محور، سواحل بلوچستان (مکران) و بندر چابهار و جایم به‌عنوان مراکز اصلی این توسعه انتخاب شده‌اند. این اقدامات باعث جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی و تقویت اقتصاد محلی می‌شود.

4. استخراج معادن طلا و جواهرات:

در بخش دیگری از توافقنامه به همکاری در زمینه معادن اشاره شده است:«طرف‌های متعاهد آمادگی خود را برای توسعه همکاری‌های سودمند متقابل در صنایع استخراج طلا، فرآوری طلا، الماس-برلیان و جواهرات اعلام می‌نمایند.»

سیستان و بلوچستان با داشتن منابع غنی طلا، بخشی از این برنامه‌های خواهد بود که در سالهای اخیر به طور جدی بررسی و برداشت معادن آغاز شده اند.

5. نیروگاه های اتمی:

بر اساس ماده 23 توافقنامه:«طرف‌های متعاهد به توسعه و گسترش روابط بلندمدت و متقابلاً سودمند به منظور اجرای پروژه‌های مشترک در زمینه استفاده صلح‌آمیز از انرژی اتمی از جمله احداث تأسیسات انرژی هسته‌ای مبادرت خواهند نمود.»

همزمان جمهوری اسلامی ایران در حال ساخت نیروگاه اتمی در در نزدیکی سیریک در سواحل بلوچستان است که احتمالا بخشی از این همکاری میشود.

با بررسی مختصر این توافقنامه و تاثیرات آن برای استان سیستان و بلوچستان می توان به نقش مثبت آن در توسعه ی فراگیر و همه جانبه ی استان پی برد.

حمایت قاطع مسلمین بلوچستان از حاجی موسی سعیدی «امیر جماعت تبلیغ» در برابر هرزه های سکولار

حمایت قاطع مسلمین بلوچستان از حاجی موسی سعیدی «امیر جماعت تبلیغ» در برابر هرزه های سکولار

کاتب: براهندک بلوچ

اخیراً حاجی موسی سعیدی «امیر جماعت تبلیغ» در محفلی به ذکر تجربه ای در برخورد با دسته ای از هرزه های سکولار بلوچ در اغتشاشات «زن، هرزگی، فاحشگی» پرداخته است که واکنش هرزه های سکولار را در پی داشته است.

حاجی موسی سعیدی به این زنان هرزه ی سکولار که حجاب خود را کنار زده اند گفته است: مگر شما گجر(غیر بلوچ و غریبه) هستید؟ چرا حجاب خود را رعایت نمی کنید؟ و این زنان بی حیا هم به سخنان او اهمیت نداده اند و او هم بعد از رساندن حکم اسلام به آنها، این هرزه ها را به حال خود رها کرده است.

ذکر این تجربه ی حاجی موسی سعیدی باعث شده است هرزه های رسانه ای سکولار چنین نشان دهند که حجاب امری شخصی است نه حکم الله و آیا روحانیون و افراد مذهبی حق دخالت در انتخاب شخصی زنان درباره حجاب و تجاوز به حریم آزادی‌های فردی را دارند؟

اما حجا مثل نماز و روزه و … حکم الله است و این حکم برای مسلمین حکم قانون اساسی را دارد و در عمل به قانون اساسی هیچ کسی در هیچ جای جهان نمی گوید شخص در عمل به قانون اساسی آزادی دارد که انجام دهد یا انجام ندهد.

نکته ی دوم اینکه، امر به معروف و نهی از منکر در شریعت اسلام یک وظیفه و واجب شرعی است. از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ»[1]هریک از شما که منکری دید آن را با دستش تغییر دهد، پس اگر نتوانست با زبانش آن را تغییر دهد و اگر نتوانست با دلش آن را (بد بداند)، و آن ضعیف‌ترین (مرتبه‌ی) ایمان است.

بر این اساس:

حاجی موسی سعیدی به دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم به وظیفه ی شرعی خودش عمل کرده است که وظیفه ی هر مومن صادق و باغیرتی است و تمام مسلمین بلوچستان از این عمل شرعی حاجی موسی سعیدی حمایت و پشتییبانی می کنیم و یکصدا در برابر آن عده ناچیز از هرزه های سکولار می ایستیم و به این عده ی ناچیز بی ارزش می گوئیم شماها هیچ جایگاهی در میان ملت مسلمان و باغیرت بلوچ ندارید.


[1] مسلم 49

الگوهای جیش العدل و الفرقان و… در درکات اسلام آمریکائی – صهیونی

الگوهای جیش العدل و الفرقان و… در درکات اسلام آمریکائی – صهیونی

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

برایتان جالب نیست که چرا گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ مثل جیش العدل و انصارالفرقان و غیره در برابر تحولات اخیر سوریه سکوت کرده اند؟

با آنکه عقلای مسلمان و کافر می دانستند که جولانی جاسوس و مزدور ترکیه و آمریکا و صهیونیستها است اما این گروههای مسلح بلوچ برای چندین سال از گروههای مسلحی چون دارودسته ی جولانی به عنوان مجاهد تعریف و تمجید می کردند؛ تا اینکه طی معملاتی حاکمیت دمشق به جولانی یو گروهش سپرده شد و چهره ی واقعی جولانی هم کم کم آشکار شد.

مشخص شد که جولانی همان جاسوس ترکیه و آمریکا و صهیونیستهاست که با جان و ناموس و مال مسلمین تحت عنوان جهاد تجارت کرده است و هم اکنون در لباس یک شخص لیبرال و با همان قوانین سکولاریستی زمان بشار اسد حاکم شده است.

سه روز پیش در دمشق افرادی توسط امنیت ملی رژیم جدید سوریه دستگیر شدند که پوسترهای آموزشی مربوط به حجاب شرعی را به دیوار می زدند و در معابر و میادین عمومی بین مردم پخش می کردند.

اسعد الشیبانی وزیر خارجه دولت جدید سوریه امروز پنج شنبه هم اعلام کرد: کشور ما هرگز تهدیدی برای هیچ کشوری از جمله اسرائیل نخواهد بود و آنها همانگونه که می‌خواهند امنیتشان را حفظ کنند، باید از امنیت دیگران نیز حفاظت کنند.

این همان اسلام آمریکائی صهیونی جدید است که خروجی و نتیجه ی  تمام فعالیتهایش به نفع آمریکا و صهیونیستها تمام می شود.

گروههای جیش العدل و انصارالفرقان هم با شعارهای به ظاهر اسلامی در همان مسیری در حرکت هستند که جولانی حرکت کرده است با این تفاوت که این گروههای بلوچ توسط بحرین و پاکستان و آمریکا و غیره تنها به عنوان یک اهرم فشار به کار می روند و هر وقت نیاز به واگذاری آنها باشد بعد از انجام ماموریت آنها را مورد معامله قرار می دهند و یا همچون دستمال توالت آنها را رها می کنند چون در برابر این گروهها و اربابان این گروهها، ایران به قدرت بزرگ منطقه قرار گرفته است.

بلوچهای مسلمان پاکستان هم به دست نشانده بودن این گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ ایرانی ساکن در پاکستان پی برده اند به همین دلیل به جای آنکه به اینها کمک کنند به طالبان پاکستان و سایر جماعتهای اسلامی پاکستان ملحق می شوند؛ به عنوان مثال امروز یک گروه از منطقه مستونگ ایالت بلوچستان به رهبری مولوی شعیب بلوچ، با رهبر تحریک طالبان پاکستان بیعت نموده و به صفوف این گروه پیوسته است.

جیش العدل و انصار الفرقان و سایر گردنه گیرها و گروههای ریز و درشتی که شعارهای شبه اسلامی و قومیتی و احساسی می دهند مستقل نیستند و تابع دستور خارجی ها هستند به همین دلیل هیچ انسان عاقلی به آنها دل نمی بندد چه رسد به خارجی هایی که دنبال منافع خود هستند.

مسلمین بلوچ باید هوشیار باشند و اجازه ندهند دشمنان اسلام و مسلمین به واسطه ی این گروهها با شعور آنها بازی کنند و بلوچها را اسباب بازی برنامه ها و سناریوها و طرحهای خود کنند.

پدر و جایگاه آن در خانواده

پدر و جایگاه آن در خانواده

کاتب: دکتر أسامه زیدان

 مترجم: فریبا کریم‌نژاد

زنِ خوب؛ زنی‌ است که شوهر خود را گرامی می‌دارد و در جلوی فرزندانش او را تکریم می‌کند و نیز ارزش پدر و منزلتش را در خانه در دل فرزندان خود نهادینه می‌سازد تا محبت و احترام آن‌ها نسبت به پدرشان بیشتر شود و با گذشت زمان نیز احترام‌شان نسبت به او بیشتر می‌شود.

این جمله علی‌رغم سادگی، نقش بسیار مهم زن در تحکیم جایگاه شوهر در داخل خانواده را برجسته می‌سازد.

پس دقت کن دختر عزیزم:

که یک همسر خوب، احترام و قدردانی خود نسبت به شوهرش به‌ویژه در مقابل فرزندانش را آشکارا نشان می‌دهد. این رفتار نه تنها بیانگر عشق و احترام است، بلکه نشان‌دهنده‌ی ارزش‌های اخلاقی است که در فرزندان خود القا می‌کند.

وقتی بچه‌ها می‌بینند که مادرشان به پدرشان احترام می‌گذارد و از او قدردانی می‌کند، از طریق همین مثال عملی، اهمیت جایگاه پدر در خانواده را می‌آموزند و در نتیجه احساس اهمیت به نقش پدر و احترام به او در آن‌ها تقویت می‌شود.

احترام به شوهر در مقابل فرزندان سبب می‌شود که پدر در نظر آن‌ها بزرگ‌تر و مهم‌تر جلوه کند. بنابراین پدر در نزد آن‌ها به یک الگو و فردی شایسته‌ی احترام و قدردانی تبدیل می‌شود.

خلاصه، زنی که همسر خود را در مقابل فرزندانش گرامی می‌دارد، در تربیت نسلی که به والدین خود احترام می‌گذارند و قدردانشان هستند کمک می‌کند، که در نهایت منجر به خانواده‌ای منسجم و هماهنگ‌تر می‌‌شود.

داستانی واقعی از کسی که برای الله خودش را خالص کرده باشد

داستانی واقعی از کسی که برای الله خودش را خالص کرده باشد

ابن کثیر در کتاب ارزشمند خود «البدایة و النهایة » می آورد:

یک جوان از روم نزد نورالدین زنگی (رحمه‌الله) آمد، اسلام آورد و درخواست کرد که در سرزمین مسلمانان زندگی کند.

نورالدین زنگی از او پرسید: در چه زمینه‌ای مهارت داری؟

جوان رومی پاسخ داد: در طبابت، به‌ویژه جراحی.

زنگی گفت: آیا می‌توانی مسئولیت درمان سربازان زخمی ما را بر عهده بگیری؟ جوان رومی گفت: این هدف اصلی زندگی من است. برای همین آمده‌ام تا گناهانم را که در خدمت سربازان رومی انجام داده‌ام جبران کنم.

زنگی گفت: مطمئن باش که اسلام و توبه تمام گناهان گذشته را پاک می‌کند. اکنون تو یک جنایتکار نیستی، بلکه یک مسلمان پاک هستی.

زنگی پرسید: وسایل و داروهایت را از کجا تأمین می‌کنی؟

جوان رومی گفت: موادی که استفاده می‌کنم فقط در روم پیدا می‌شود.

زنگی گفت: ما نمی‌خواهیم زخمی‌هایمان را با موادی که از سرزمین دشمن می‌آید درمان کنیم. گروهی از سربازان را همراه خود ببر، به روم برو و گیاهانی که در داروهایت استفاده می‌کنی جمع‌آوری کن تا آنها را در سرزمین مسلمانان بکاریم.

جوان به روم رفت و پس از مدتی نمونه‌های لازم را آورد.

نورالدین زنگی مقداری طلا، قطعه‌ای زمین و چند دستیار به او داد و گفت: این گیاهان را در این زمین بکار و وقتی به ثمر رسیدند آنها را به من بیاور. اما حقوق دولتی برای او تعیین نکرد و گفت: بخشی از این زمین را برای خودت کشت کن و محصولش را برای خودت بردار.

جوان این کار را انجام داد و پس از مدتی محصولات پزشکی را به زنگی تحویل داد.

زنگی مکانی ویژه برای او اختصاص داد و گفت: در اینجا داروهایت را بساز و اگر به مواد اولیه نیاز داشتی، از خاک سرزمین اسلامی تهیه کن، نه از سرزمین دشمن.

او همچنین دستور داد گروهی از جوانان مسلمان نزد طبیب جدید طبابت بیاموزند تا در مواقع نیاز مجبور نباشیم دست نیاز به سوی دیگران دراز کنیم.

چند وقت بعد، جوان نزد زنگی آمد و گفت: ای امیر! من به بسیاری از جوانان مهارت‌های خود را آموختم و اکنون دیگر نیازی به من در معالجه نیست. اجازه دهید شمشیرم را بردارم و در برابر دشمنان خدا بجنگم، همان‌گونه که زمانی در کنار آنها علیه شما می‌جنگیدم. اکنون آرزوی بزرگ من شهادت در راه خداست.

زنگی گفت: وصیت‌نامه‌ات را بنویس و سلاح را با پول خودت بخر. من از بیت‌المال برایت سلاح نمی‌خرم.

جوان متعجب شد، اما گفت: شنیدم و اطاعت کردم.

او به ارتش مسلمانان پیوست و در برابر رومیان جنگید. چنان ضرباتی به دشمن وارد کرد که در میان آنها به “شیطان” مشهور شد. هر گروهی که به او می‌رسید می‌گفت: فرار کنید، شیطان آمد!

پس از پایان جنگ، زنگی به دنبال او گشت. او نه در میان زنده‌ها بود و نه زخمی‌ها. سرانجام او را در میان شهدا یافت. زنگی پیکر او را در آغوش گرفت و به‌شدت گریست. در جیب جوان نامه‌ای پیدا شد که نوشته بود:

> ای امیر! بخشی از مالم را به خانواده‌ام بدهید و باقی را برای تجهیز سپاه مسلمانان استفاده کنید تا پس از مرگم صدقه‌ای برای من باشد.

ای امیر! اکنون فهمیدم که چه چیزی برای من می‌خواستید و چه چیزی نمی‌خواستید. شما به‌جای حقوق، زمین به من دادید تا سربازان مسلمان از دسترنج خودشان بخورند، نه از بیت‌المال.

شما برای من سلاح نخریدید تا اسلحه‌ام شخصی باشد و پاداش آن کاملاً مال خودم شود.

شما مواد دارویی را از خاک سرزمین اسلامی فراهم کردید تا به امت این پیام را بدهید که پرچم مسلمانان تا زمانی که غذای‌شان از دسترنج خودشان نباشد و دارو و سلاح‌شان را خودشان نسازند، برافراشته نخواهد شد.

خداوند به شما در نیت و اراده‌تان پاداش دهد و از او می‌خواهم که در بهشت همراه شما باشم.

اهل جماعت شدن را حکیمانه و به تدریج آموزش بده

اهل جماعت شدن را حکیمانه و به تدریج آموزش بده

کاتب: محمد اسامه

اکثریت مطلق مسلمانانی که خودشان را اهل سنت و اهل جماعت می نامند بر اساس احادیث رسول الله صلی الله علیه و سخنان ائمه ی مذاهب خود نمی دانند اهل جماعت شدن یعنی چه؟

اکثریت مطلق این مردم خیال می کنند اهل جماعت شدن یعنی نماز ها را در جماعت خواندن، و عده ای هم خیال می کنند یعنی همفکران خودشان!

اما «اهل جماعت شدن» یعنی در دارالاسلام در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کردن و از تفرق و فرقه بازها دوری کردن.

در این مفهوم ساده اما مهم و اساسی یک کافر اهل ذمه هم می تواند اهل جماعت شود و بر اساس پیمانی که با دارالاسلام دارد به زندگی خودش ادامه دهد؛ به همین شکل تمام مسلمین با تمام مذاهب و تفکراتیی که دارند می توانند اهل جماعت شوند و در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کنند.

امروزه گفتن همین مفهوم برای ما در دارالاسلام ایران که مذهب حاکمه با مذهب ما تفاوتهای جزئی دارد تبدیل به یک معضل شده است؛ به همین دلیل باید با استناد به احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و آراء صحابه رضی الله عنهم اجمعین و ائمه ی مذاهب اسلامی این اصطلاح و مفهوم را برای مردم به تدریج و با صبر روشن و تبیین کرد.

ابن مسعود رضي الله عنه میفرماید : شما برای قومی سخنانی می‌گوید و آنان درک آنان سخنان را ندارند و آن سخن می‌شود فتنه برای برخی از آنان.

همچنین امیر المومنین علی رضی الله عنه در صحیح بخاری میفرمایند : برای مردم به اندازه عقل و فهم آنان سخن بگوید. که می‌توانند بفهمند آیا میخواهید به الله و رسولش دروغ ببندید

یعنی بگویند چنین نیست و آنان چنین نگفتند، چون برخی مسائل در همان ابتدا برای عوام اصلا قابل فهم نیست و حتی مفاهیمی از این دست برای طلاب علم هم قدم قدم برای آنان بیان می‌شود؛پس در هر جا و مکانی هستید بنگرید، فهم و درک جمع در چه سطحی است و در همان مقدار سخن بگوئیم.

الله جل جلاله بعد از ایمان و زمانی که دارالاسلام وجود دارد مومنین را به هجرت و «اهل جماعت شدن» امر می کند، پس یاد دادن اهل جماعت شدن به مومنین یک اولویت است اما با صبر و حوصله و حکیمانه.

از صحابه بیاموزیم و به خود و جامعه و دینمان خدمت کنیم

از صحابه بیاموزیم و به خود و جامعه و دینمان خدمت کنیم

کاتب: محمد اسامه

عده ای خیال می کنند که برای یادگیری دین و عمل به دین باید سالهای سال درس بخوانند و مولوی شوند و … اما زندگی صحابه چیز دیگری را نشان می دهد.

صحابی گرانقدر سعد بن معاذ رضی الله عنه در سن سی سالگی به دین اسلام مشرف شد و در سن سی و هفت سالگی از دنیا رفت.

پیامبر اسلام ﷺ درباره ی او فرمودند:عرش خداوند ،رحمان برای مرگ سعد بن معاذ به لرزه درآمد (بخاری ۴۴۶۹)

کسانی که جسد سعد را حمل می کردند احساس کردند که بسیار سبک است!

سپس پیامبر ﷺ فرمودند: «فرشتگان او را حمل میکردند». (مسلم۶۲۹۵)

درود بر تو ای سعد چگونه توانسته ای در مدت هفت سال این چنین منزلتی در اسلام بیابی؟!

مطمئناً از آن مدت کوتاه به خوبی بهره گرفته و لحظه ای از آن را جز در راه به دین خدا صرف نکرده است.

پس به خود بیائیم و هم اکنون که کفار سکولار جهانی و رسانه های سکولار جهانی و محلی به همراه گروه منافقین و احزاب مختلف اهل تفرق چون جیش العدل الفرقان و… د دسته های مختلف گردنه گیر در حال تخریب معنوی و مادی جامعه ی ما هستند، ما باید به تکالیف خود در برابر دین و جامعه و آینده ی خودمان و فرزندانمان عمل کنیم.

از عبدالله بن عَمرو رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً، ….، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ» از من [به دیگران] ابلاغ کنید اگرچه یک آیه باشد … و[لی] هرکس به عمد بر من دروغ ببندد باید که جایگاه خود را در دوزخ آماده سازد

پس اگر مطمئن شدی آیه ای یا حدیثی صحیح به تو رسیده است آنرا به دیگران برسان و به وظیفه ی خودت در برابر این دشمنان خارجی و داخلی عمل کن.

عبدالغفار نقشبندی هم به زباله دانی ناسیونالیستهای سکولار ملحق شد

عبدالغفار نقشبندی هم به زباله دانی ناسیونالیستهای سکولار ملحق شد

کاتب: عبدالرحمن براهویی

عبدالغفار نقشبندی زمانی از قرآن و سنت می گفت و شعارهای زیادی در دفاع از شریعت می داد تا اینکه چنان به خودش مغرور شد که در این اواخر از بلوچها درخواست می کند برای خاک خودشان را به کشتن بدهند، برای خاکی که در آن احزاب سکولار و مرتد حاکم شوند.

ای جوانان بلوچ: این کتاب الله است آیا در برابر و هم طراز قرآن،کتاب قانون دیگری پیدا کرده اید؟

تمام مساجد و تمام کتابهای ائمه ی مذاهب اسلامی را بگردید هیچ کتاب قانونی غیر از قانون شریعت الله در آنها پیدا نمی‌کنید که

يعني شخص مومن در هر جایی باشد باید به قرآن و سنت برایش حکم شود، سخن از هیچ چیز دیگر جز شرع الله نیست.

ما نباید به چیزی غیر از قانون شریعت الله راضی شویم حتی نباید به بخشی از آن راضی شویم و بخشی دیگر را کنار بزنیم.

شما نگاه کنید که الله قوم بنی اسرائیل را از فرعونیان نجات داد و در سرزمین سینا ابر را سایبان آنان کرد  وآنان را وارد فلسطین کرد ونعمت امنیت داد و خوراکی پاک و چشمه های آب زلال

ولی آنان کلام الله را تحریف کردند ،نعمت ها را هدر دادن و طغیان بر آن نعمت

و الله فرمود :آیا شما به جای غذای بهتر،غذای پست تر را میخواهید؟

این است رسوایی و ذلیلی برای قومی که چیز بهتر را با پست تر عوض کردند.

امروزه امثال نقشبندی می خواهند با سوء استفاده از احساسات جوانان ما و با شعارهای قومیتی و با برجسته کردن بعضی از نارسائی ها، ما را از دالاسلام و حرکت بر اساس قانون شریعت الله و ترقی دور کند و به سمت و سوی تفرق و قتال الفتنه و در نهایت تشکیل دارالکفری سکولار بکشاند.

ما نباید اجازه دهیم این اشخاص ما را در چنین راه پستی خرج کنند، راهی که با برنامه ریزی دشمنان ما طراحی و مدیریت می شود.