شهید یحیی السنوار تقبله الله و تشخیص راه حق او از بیراهه

شهید یحیی السنوار تقبله الله و تشخیص راه حق او از بیراهه

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

خستگی ناپذیری و رشادت و استقامت در برابر کفار اصلی زمانی ارزشمند است و موجب رضایت الله متعال است که در مسیر آموزه ها و راه اسلام باشد و گرنه این عناوین ، عناوین خنثی ای هستند که میتوان بر کفار هم صرف کرد.

حال راه الله متعال همان است که برای احکام و شریعت و دفاع از مظلومین در برابر کفار اصلی قیام کنی و برای پرپایی عدل الهی که همان احکام و دستورات الهی است خودت را وقف کنی. در این صورت این نوع رشادت و اخلاص و استقامت ماندگار و جاودانه خواهد بود و پیش الله متعال اجر غیر شمارش خواهد داشت.

حال نقطه مقابل این راه حق کدام است؟

هر راهی که از روی جهل و تعصب و یا گرایش ماتریالیستی و ماده گرایانه تو رو از آرمان های الهی دور کند همان خطوات الشیطان است.
سکولاریسم : همان دین کفری که نقطه مقابل اسلام است و امروزه در سرزمین بلوچستان به وفور مشتقات مختلف آن دیده می شود.

ناسیونالیست: از مظاهر دیگر جاهلیت مدرن است که امروزه در جریان های همچون سهاب و غیره دیده می شود.

منافقین: کسانی که با تظاهر به اسلام دقیقا در حال ضربه زدن به مسلمانان و اهل قبله هستند.

اهل بغی: کسانی که ژست حق طلبانه می گیرند اما یا از روی جهل و یا از روی تعصب با حکومت های دارالاسلام در جنگ هستند و همنوا و هم جبهه کفار شده اند (خواسته یا ناخواسته) مانند گروهک جیش العدل که هنوز هیچ تسلیتی هم در مورد شهادت السنوار نگفته است.

خوارج: کسانی که کفار اصلی را رها کردند و تمام ذکر و فکرشان اختلاف افکنی بین اهل قبله شده اند و شب و روز در پی دشمنی بین مذاهب هستند که بسیار در شیعه و اهل سنت دیده می شود. حال تشخیص راه حق از بیراهه سخت نیست ، کافی است که زندگی شهید السنوار را الگو قرار بدی که چطور تمرکز خود را برای مبارزه با کفار متجاوز اصلی گذاشت و از هرگونه اختلاف افکنی بین مسلمانان پرهیز کرد و همواره در پی ایجاد جبهه واحد و مستحکم بین تمام اهل قبله بود

اسلام و اهل جماعت شدن راه نجات ملت بلوچ است نه احزاب سکولار و سایر گروههای فرقه باز

اسلام و اهل جماعت شدن راه نجات ملت بلوچ است نه احزاب سکولار و سایر گروههای فرقه باز

به قلم: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

کسی که می گوید من مسلمان شده ام در واقع ادعایی را مطرح کرده است که باید آنرا با دلایل ظاهری ثابت کند، بعد از آنکه شخص مسلمان می شود و با نماز خواندن این مسلمان بودن خود را ثابت می کند، در صورت وجود دارالاسلام و حاکمیت اسلامی، اولین وظیفه ی اول اهل جماعت شدن و دوری کردن از تمام فرقه ها و گروههای به ظاهر اسلامگرا است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به مومنین امر می کند: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پایبند به جماعت مسلمین و امام و رهبر آنها باش و «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، چون این گروهها و فرقه ها همگی « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند و دعوتگرانی در میان مسلمین هستند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

همینکه می بینی که این فرقه های خارج شده از جماعت و دارالاسلام هرگز نمی توانند یک گروه شوند و اکثرا ضد هم هستند و همینکه می بینی احزاب سکولار ملی گرا هم در هر خطه، هیچ گاه به یک پارچگی دست نمی یابند و عمده فعالیت آنها علیه یکدیگر است، این یعنی انحراف از مسیر صحیح و حرکت در مسیر گمراهی و سرگردانی و …

فرقه بازی چه در قالب احزاب به ظاهر اسلامگرا باشد چه در قالب احزاب متعدد و رنگارنگ سکولاریستی ملی گرا توهمی است که تعدادی آنرا سبب اتحاد بلوچ پس از پیروزی می دانند در حالی که این ایدئولوژی بر خلاف تبلیغات و شعارها، تاکنون نتوانسته است چند حزب و گروه همفکر خود را متحد کند، حالا چگونه قادر به پیروزی و یا متحد کردن جمعیت چند میلیونی با افکار و مذاهب و تفاسیر مختلف خواهند بود؟

تو ای بلوچ اهل سنت و جماعت: فقط با مروری بر کارنامه ی این احزاب و فرقه ها و گروههای مختلف سکولار و ملی گرا و گروههای به ظاهر اسلامگرا که در حیات خلوت سازمان جاسوی آمریکا در پاکستان فعالیت دارند باید متوجه شده باشی که اینها خودشان مشکل و مانع حرکت صحیح بلوچها و عامل هدر رفتن جوانان و اهداف ملت بلوچ هستند نه راهکاری برای برداشتن مانع و مشکلی از موانع و مشکلات قوم مسلمان حنفی مذهب بلوچ.


[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

آداب نگاه کردن به دختری که خواستگاری می‌شود

آداب نگاه کردن به دختری که خواستگاری می‌شود

 به قلم: مولوی نذیر احمد بلوچ

شریعت اسلامی برای آن‌که فرد خواستگار و دختر یا زنی که خواستگاری می‌شود بر اساس شناخت و با روشن‌بینی ازدواج کنند، اجازه می‌دهد که هر دو به یکدیگر بنگرند. اساس این جواز فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که به مغیرۀبن شعبه می‌گوید: «به او نگاه کن زیرا بهتر است که بین شما محبت والفت پایدارتری ایجاد شود». روایت مسلم

و مسلم و نسائی نیز روایت می‌کنند که مردی به خدمت رسول خداص رسید، و او گفت زنی از انصار را خواستگاری کرده‌ام.

فرمود: آیا به او نگاه کرده‌ای؟ گفت: نه! فرمود او را ببین زیرا در چشم انصار مختصر عیبی وجود دارد.

اما این نگاه کردن خود آدابی دارد که باید خواستگار آن‌را رعایت نماید.

1-     نگاه کردن به صورت و دست‌ها جائز نیست، مگر این‌که خواستگار قصد ازدواج داشته باشد.

2-     جائز است که چندین بار نگاه کند تا صورت حسب به طور کامل در ذهن جایگزین شود.

3-     مجاز است که در جلسه خواستگاری طرفین با هم صحبت کنند.

4-     دست دادن با دختر یا زن قبل از خواند خطبه عقد جائز نیست، زیرا قبل از عقد بیگانه محسوب می‌گردد و در روایت بخاری از حضرت عائشهك آمده است: دست رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دست هیچ زنی را در هنگام بیعت لمس نکرد، بیعت زنان با کلام بود.

5-     طرفین اجازه خلوت کردن با یکدیگر را ندارند و ملاقات آنها باید با حضور شخص محرم ثالثی باشد.

بخاری و مسلم از آن حضرت صلی الله علیه وسلم روایت می‌کنند که فرمود: هیچ مردی نباید با زن بیگانه‌ای خلوت کند، و هیچ زنی نباید به تنهایی مسافرت کند مگر آن‌که همراهش محرمی باشد.

در این‌جا ضروری می‌دانم، به رسم بسیار ناپسندی اشاره کنم که در بعضی مجامع به چشم می‌خورد، که با عقیده و شرع اسلام منافات کامل دارد. مرد خواستگار بدون هیچ قید و بند محدودیتی با دختر یا زن مورد نظرش اختلاط می‌کند، و این رفتار خود را با قصد آشنائی طرفین با اخلاق یکدیگر توجیه می‌کنند. اما می‌دانیم که این ادعا نه تنها از طرف دین مورد قبول نیست، بلکه با آن به شدت مبارزه می‌شود. زیرا با ابتدائی‌ترین اصول اخلاقی ناسازگار است، و حیثیت و آبروی دختر را بیشتر از مرد خواستگار مورد تهدید قرار می‌دهد. و اگر ازدواج صورت نگیرد، دختر جوان، آماج انواع تهمت‌ها خواهد شد، و به او شک خواهند کرد و بسیاری از مردم از ازدواج با او خودداری می‌نمایند، و نهایتاً دختر مذکور سال‌خورده شده و به اصطلاح می‌ترشد.

و این مطلب را نیز به خوبی می‌دانیم که این‌چنین افرادی برای آشنا شدن و شناختن یکدیگر به رفتارهای رسمی و روابط آمیخته با تکلف و تعارف راضی نمی‌شوند، بلکه قصد آنان از این فتره زمانی نزدیک شدن و آشنا شدنی بیش از حد متعارف و متداول است. و چه بسیارند زنان و مردانی که مدت‌های طولانی و حتی چندین سال در این وضعیت باقی می‌مانند، اما پس از مدت کوتاهی که از ازدواج می‌گذرد از هم جدا می‌شوند، این چه نوع آشنا شدنی است که با اختلاط با دختر صورت می‌گیرد؟ [و یا این‌که اصلاً به ازدواج منجر نمی‌شوند] پس صاحبان بصیرت پند گیرند.!!

فکر استقلالیت زن و شوهر

فکر استقلالیت زن و شوهر

کاتب: فریبا کریم نژاد حفظها الله
ارائه: ماهدیم بلوچ

  • مرد نیازی دارد که فقط همسرش می‌تواند آن را برطرف کند.
  • زن نیازی دارد که فقط شوهرش می‌تواند آن را برطرف کند.

پس مراقب افکار مخربی باشید که خواستار استقلال هر یك از دیگری است!

این‌ها چیزی جز افکار شیطانی نیست که خواستار فروپاشی نهاد خانواده به‌عنوان پایه و اساس جوامع هستند.

مجاہدین اسلام اور اسلام دشمن قوتوں کے لئے تحریک طالبان پاکستان کا پیغام

مجاہدین اسلام اور اسلام دشمن قوتوں کے لئے تحریک طالبان پاکستان کا پیغام

بسم اللہ الرحمٰن الرحیم

تحریکِ طالبان پاکستان کے مشرتابہ کی طرف سے مجاہدین اسلام کے لئے ھدایات اور اسلام دشمن قوتوں کے لئے تنبیہ
(۱) تحریک طالبان پاکستان کے تمام مجاہدین کو اطلاع دی جاتی ہے کہ وطن عزیز پر مسلط غلام فوج اور تمام سرکاری سیکیورٹی اداروں سے تعلق رکھنے والے افراد دورانِ ڈیوٹی ہرجگہ ہمارے عسکری اہداف ہوں گے۔
(۲) غلام فوج اور تمام سرکاری سیکیورٹی اداروں کے اہلکاروں کو اطلاع دی جاتی ہے کہ دو ماہ تک اپنے لئے  حلال روزگار کو تلاش کریں دو ماہ بعد اگر دورانِ ڈیوٹی نہ بھی ہوں تو پھر بھی ہمارے عسکری اہداف میں شامل ہوں گے۔ اگر سیکیورٹی اداروں کے اہلکار مجاہدین کہ ہاتھوں گرفتار ہو جائیں تو پھر گرفتار سیکیورٹی اہلکاروں کے رشتہ دار اور متعلقین مجاہدین کے ہاں رہائی کے لئے مجاہدین کو تنگ نہ کریں، بلکہ ان دو مہینوں میں اپنے ان رشتہ داروں اور متعلقین پر کوشش کریں کہ پشتونوں، بلوچوں اور پاکستان کی دیگر اقوام کے ان قاتل اداروں میں نوکری کرنا چھوڑ دیں ۔
(۳) پاکستان کی غلام فوج اور غلام سیکیورٹی اور خفیہ ادارے مجاہدین کے رشتہ داروں کے ساتھ جو مظالم کرتے ہیں اگر ان کے اوپر ان مظالم کا سلسلہ نہیں روکا جاتا تو مجاہدین بھی بالمثل عمل کرنے پر مجبور ہوں گے۔

محمد خراسانی
ترجمان: تحریک طالبان پاکستان

08/ ربیع الثانی /1446ھـ ق
11/ اکتوبر / 2024 ء

ای اهل سنت و جماعت بلوچستان: آینده متعلق به شماست

ای اهل سنت و جماعت بلوچستان: آینده متعلق به شماست

به قلم: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

عده ای با وجود اینهمه جاهلیت و با وجود اینهمه تبلیغات رسانه ای احزاب مختلف سکولار و مرتد و با وجود اینهمه گروه و فرقه مسلح و غیر مسلح اهل بدعت و با وجود اینهمه مولویهای اهل بدعت و رسانه ای و منحرف در میان بلوچهای حنفی مذهب و با وجود اینهمه دزدی و نا امنی و قتل و کشت و کشتار دلشان لرزیده و فکر می کنند حرکت آنها با کندی پیش می رود و یا در این جامعه بی فایده است.

و یا چون اطرافیان آنها بیشتر از اهل بدعت و سرگردانان هستند و چند دوست مومن پراکنده در جاهای مختلف ایران و غیره دارند احساس تنهایی می کنند. امام احمد بن حنبل رحمه الله می گوید : من برادرانی دارم که سالی یک بار هم آن ها را نمی بینم اما به دوستیشان بیش از کسانی که هر روز می بینم اعتماد دارم! (الآداب الشرعیة ٢٨٣/٣)

به اذن سبحانه و تعالی هر چقدر هم که گرفتاری ها و امتحانات سخت داشته باشیم جز ایمانمان زیاد نمی شود.{ وَلَمَّا رَءَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ قَالُواْ هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥۚ وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا }.[سوره اﻷحزاب: ۲۲]

و چون مؤمنان [لشکر] احزاب را دیدند، گفتند: «این [امتحان الهی و پیروزی نهایی‌اش] همان چیزی است که الله و پیامبرش به ما وعده داده‌اند و [حقا که] الله و پیامبرش راست گفتند» و [مشاهدۀ انبوه دشمن] جز بر ایمان و تسلیمشان [در مقابل پروردگار] نیفزود.

موسی از فرعون فرار کرد. وقتی به سمت دریا میرفت و مؤمنان به موسی گفتند: ای موسی دیگر جایی برای فرار نمانده است، ما به لب دریا آمده ایم.

ما هم مثل موسی در آن لحظه که گفت: «الله مرا تنها نمی گذارد» به منافقان و کفار هم همین را می گوییم…

هنگامی که آن دو گروه یکدیگر را دیدند یاران موسی گفتند: ما گرفتار شدیم و موسی گفت هرگز! الله با من است و قطعاً مرا هدایت خواهد کرد.

پس آینده ی این جامعه با اهل توحید و اهل سنت و جماعت است باذن الله و الله ما را تنها نمی گذارد.

اُثبُتُوا عَلَىٰ التَوۡحِيد وَالسُنَّة وَتَشَبَّثُوا بأَصۡلِهِمَا 

وَانصُروا أهۡلهُمَا وَاهۡجِروا الشِركَ والبِدۡعة

واكۡفِروا بأصۡلِهِمَا وجَاهِدُوا أَهلَيهِمَا..

فَإن عِشۡتمۡ فَأَنتُمُ الأَعِزَّة ، وَإن مِتُّمۡ فلَكُمُ الجَنَّة بِإِذنِ الله

هدف نزدیک مجازی ها و احزاب سکولار ناسیونالیست و قومیت گرای محلی

هدف نزدیک مجازی ها و احزاب سکولار ناسیونالیست و قومیت گرای محلی

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

از نگاه اسلام شناسنامه و عامل هویت بخش انسانها عقاید آنهاست نه نژاد و زبان آنها؛ به همین دلیل الله تعالی انسانها را به کافر و مومن تقسیم کرده و بعد از آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم کفار آشکار میان انسانها را نیز به 5 دسته ی اصلی : آشکارِ: «1- الَّذِينَ هادُوا  2- وَ الصَّابِئِينَ 3- وَ النَّصارى‌ 4- وَ الْمَجُوسَ 5- وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا»(حج/17) تقسیم کرده است.

در عقیده ی اسلامی فرقی بین اقوام و زبانها وجود ندارد و سرزمینی هم که این مومنین را دور هم جمع می کند و وطن آنها می شود «دارالاسلام»است  که قانون اساسی آن بر اساس اسلام است  و رهبر ان هم مسلمان است. در اینجا فرق ندارد این حاکم دارای چه مذهب اسلامی است مهم این است مسلمان باشد و مهم هم نیست که قانون اساسی بر اساس کدام مذهب اسلامی باشد.

در اینجا اولین هدف نزدیک سکولاریستها(= مشرکین= احزاب) این است که این انسجام را با معرفی کردن هویتی جعلی نژادی از بین ببرند و هویت عقیدتی و جهانی مومنین را تبدیل به هویتی جعلی نژادی و محلی و بومی کنند تا با تجزیه ی مومنین به راحتی آنها را تحت حاکمیت خود قرار دهند.

در عصر حاضر کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی بسیار تلاش کردند که این طرح را در ایران و افغانستان نیز پیاده کنند اما انقلاب در ایران و افغانستان پیروز شد و دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان که همه ی اقوام و مذاهب اسلامی در آنها مشارکت داشتند شکل گرفت و کفار سکولار جهانی و منطقه ای و بومی از اینکه این قیامها تبدیل به جنگهای محلی و منطقه ای بکنند شکست خوردند.

تبدیل کردن انقلاب و جهاد اسلامی به حرکتی قومی و نژادی و جدا شدن از بدنه ی یکپارچه ی مسلمین که همه ی مومنین این انقلاب و این دارالاسلام را انقلاب خود و وطن خود ندانند یعنی حرکت در مسیر اهداف کفار و پذیرش شکست برای خود و تقدیم پیروزی به کفار سکولار داخلی و اربابان خارجی آنها.

پس فریب شعارهای نژادپرستان و قوم پرستان و حتی مذهب گرایان کوتاه فکر را نخوریم . هویت ما و شناسنامه ی همه ی ما اسلام و عقیده ی اسلامی ماست و وطن ما دارالاسلام.

ابوعبیده سخنگوی حماس به حسن نصرالله قاتل اهل سنت گفت شهید یا…

ابوعبیده سخنگوی حماس به حسن نصرالله قاتل اهل سنت گفت شهید یا…

کاتب: براهندک بلوچ

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) به مناسبت ترور سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان از او تحت عنوان «شهید» راه قدس و فلسطین یاد کرد، همچنین ابوعبیده نیز در سالگر عملیات طوفان الاقصی باز از سید حسن نصرالله تحت عنوان شهید و با دعای «تقبله الله» از او یاد کرد.
آیا حماس و ابوعبیده نمی دانند چه کسی را شهید می دانند؟
فایز الکندری می گوید: “شما زمانی که از قاتل اهل سنت تعریف و تمجید می کنید در واقع دست حمایت کننده ی خودتان در ادلب و سوریه را از دست داده اید … دستها و بازوان تو بعد از الله سبحانه و تعالی مردم سوریه (ساکنان ادلب و اطراف آن)هستند و نه حسن نصرالله که بشار اسد را.”
نه تنها حماس و جهاد اسلامی و تمام مردم فلسطین که از نزدیک با وقایع در ارتباط هستند بلکه همه ی ما هم می توانیم بپرسیم این گروههای سوریه ای ادلب نشین در عرض این یک سال گذشته از نظر نظامی چه کمکی به مردم غزه کرده اند؟
زمانی که از دستها و بازوان حمایت کننده صحبت می شود یعنی کسانی که با دست و جنگ مسلحانه در کنار مردم هستند؛ این حمایت نظامی ادلب نشینها در عرض این یک سال جنایت صهیونیستها از مردم مسلمان غزه چه بوده است در حالی که پایگاههای نظامی آمریکا و نیروهای نظامی آمریکا به عنوان بزرگترین حامی صهیونیستها در جلو دستشان هستند؟
11 سال است که انواع اسلحه ها را دارند و می گویند که رژیم بشار اسد و حزب الله و اردن و مصر اجازه نمی دهند که ما با صهیونیستهای جنایتکار رودررو بشویم و انتقام برادران و خواهران خودمان را بگیریم و… اما همه می دانیم که مدتی است صهیونیستها به صورت زمینی وارد لبنان شده اند و در این مناطق هم شیعه زندگی می کند هم سنی و دیدیم که هزاران زن و کودک و پیرو جوان سوریه ای اهل سنت از این مناطق جنگ زده به ادلب و سایر مناطق اطراف آن کوچ کردند و برگشتند و نشان دادند که این مسیر هم مثل خط دیورند بین افغانستان و پاکستان است و اگر کسی بخواهد به راحتی می تواند از این مناطق جابجا شود و خودش را به صهیونیستها برساند.
این زن و کودکان توانستند از مرز عبور کنند و از مناطق تحت اشغال سربازان صهیونیست به مناطق شما بیایند آیا شما اگر راست می گوئید نمی توانید به مناطق سکونت این زنان و کودکان بروید و با صهیونیستها رودرو شوید؟ می توانید، اما نمی روید؛ چون اربابتان آمریکا و ناتو از کانال حکومت ترکیه به شما اجازه نمی دهد.
حماس و تمام مسلمین غزه و تمام مومنین آگاه جهان این حقیت شما را می دانند.
در کنار این فریبکاری این گروهها، ما شاهد هستیم از ابتدای طوفان الاقصی تا کنون جبهه ی مقاومت در ایران و لبنان و یمن و عراق با شهادت بزرگان خودش و با شهادت صدها سرباز، حمایت خودش را عملاً از مسلمین غزه که اهل سنت هستند اعلام کرده اند و تا پای جانشان در راه حمایت از اهل سنت فلسطین مقاومت کرده اند.
در اینجا روشن می شود که اعضای جبهه ی مقاومت در کنار اهل سنت هستند و اهل سنت غزه هم این را می داند و اگر در سوریه بین گروههای مختلف سلفی با جبهه ی مقاومت جنگی انجام شده که طی آن هزاران اهل سنت کشته شده اند به دلیل اختلافات مذهبی نبوده بلکه به این دلیل بوده که این گروههای سلفی با شعار جهاد و دفاع از اهل سنت در واقع در جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی بر علیه جبهه ی مقاومت قرار گرفته اند.
پس برای ما عادی است که ابوعبیده و حماس سید حسن نصرالله و سایر اعضای جبهه ی مقاومت در لبنان و فلسطین و یمن و عراق و ایران را تعریف و تمجید کنند و کشته شده های آنها را «شهید» خطاب کنند اما سخنی از ادلب نشینها و سایر فریبکاران و تاجران جهاد و معامله گران بر خون و ناموس و خاک اهل سنت نزنند.

به مناسبت هفت اکتبر در افغانستان و فلسطین: آمریکا سر افعی و بزرگترین ناقض حقوق بشر

به مناسبت هفت اکتبر در افغانستان و فلسطین: آمریکا سر افعی و بزرگترین ناقض حقوق بشر

تقدیم: مُلا نور احمد (کوټه)

در هفت اکتبر سال 2001م آمریکای وحشی به افغانستان حمله کرد و در هفت اکتبر 1403ش مجاهدین قسام قبل از حمله ی برنامه ریزی شده ی صهیونیستها به آنها حمله ی غافلگیرانه کردند و در جسم بی جان میلیونها مسلمان روح اتحاد و برادری و جهادی وارد کردند و آغاز پایان توهمات اسرائیل را رقم زدند.

کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا و ایادی‌اش همیشه ما را به نقض حقوق بشر متهم می‌کنند و به رعایت نکردن حقوق زنان، در معرض اتهام قرار می‌دهند؛ درحالی که فرهنگ ما، کلتور ما با غربی‌ها کاملاً متفاوت است و ما از خود شرایط و ضوابطی داریم که کاملا با آن‌ها فرق می‌کند؛ اما از آن‌جایی که دشمنی آن‌ها با ما از همان ابتدای اسلام بوده است، امروزه نیز می‌کوشند تا فرهنگ غنی اسلام را بی‌خاصیت جلوه بدهند و فرهنگ منحط غربی را که کاملاً با فطرت سلیم انسانی منافات دارد بهترین الگو و نمونه تبارز بدهند.

آن‌ها زنان و حقوق زنان را فقط بهانه‌ای جهت فشارآوردن بر مسلمینی به‌کار می‌برند؛ اما در حقیقت آمریکا و ایادی‌اش بزرگترین ناقضان حقوق بشر اند‌.

در مدت بیست‌سال اشغال افغانستان چه ها که نکردند! کشوری را که دارای حکومتی مستقل بود و حاکمیتی قوی داشت، با بهانه‌های واهی مورد حمله قرار دادند و دراین مدت ده‌هاهزار نفر از جمله کودکان، زنان و انسان‌های بی‌گناه را قتل کردند، تا اینکه بالآخره بنابر مقاومت شدید افغانان  و همراهی مهاجرین از سراسر دنیا مجبور شدند تا دوباره بیرون شوند.

اما اینقدر خون‌های مردم را ریختن مگر آسان است و حقوقی در کار نبود؟!

بیاییم و حالات فعلی مسلمانان غزه و عملکرد مدعیان حقوق بشر را نگاه کنیم؛ منطقه‌ای بسیار کوچک (نوارغزه) که دقیقاً فقط ۴۱ کیلومتر طول و در بخش‌هایی از ۶ تا ۱۲ کیلومتر عرض دارد، تا حالا حدود چند ماه می‌گذرد که نیروهای تادندان‌مسلح صهیونیست بر این خاک غریب که از هر طرف مرزهایش قید است، یورش برده‌اند و همه روزه قتل عام می‌کنند و حمام خون به راه انداخته‌اند. به تعداد بیشتر از 42،۰۰۰ نفر را با بدترین حالت ممکن به شهادت رسانیده‌اند که در میان این‌ها نسبت بالایی را کودکان و زنان بی‌گناه تشکیل می‌دهد؛ پس بزرگترین ناقض حقوق بشر کیست؟

اگر کمک‌های میلیاردی آمریکا با دادن پول، تسلیحات نظامی و بم‌های مهیب نمی‌بود، اسراییل توان ایستادن را نداشت؛ اما این آمریکا است که در حقیقت، زنان و کودکان را قتل عام می‌کند. آمریکا نباید هیچ‌گاه نام حقوق بشر را بگیرد و یا به‌خاطر آن، اشک تمساح بریزد!

در حقیقت آمریکا و غربی‌های سکولار نه به فکر حقوق زنان و کودکان ما اند و نه در حق ملت‌های ما دلسوز اند. طبق ضرب المثل مشهور، آمریکا «دایه مهربان‌تر از مادر» خود را نشان می‌دهد! و به‌خاطر نرفتن دختران به پوهنتون و یا نبود آزادی (به معنای بی‌حجابی و لختی گری) خود را دلسوز و ما را ظالم جلوه می‌دهد، در حالی که تا همین لحظه در مدت شش‌ماه حدود 42،۰۰۰ فلسطینی که حصهٔ زیادی از آن را کودکان و زنان تشکیل می‌دهند قتل عام کرده است و بدترین ظلم‌ها و شکنجه‌های ممکن را بالای آن‌ها اعمال کرده است؛ اما باز هم نام حقوق بشر را می‌گیرد و نمی‌شرمد!

دنیا باید بداند که غربی‌های سکولار فقط دنبال منافع خود هستند و به‌خاطر آن منافع، از هیچ‌چیزی دریغ نمی‌کنند؛ هر اندازه بتوانند از ماها را می‌کشند چه زن باشد و چه کودک، اما منافع آنان از دست نرود.

همواره ادعا را با عمل مقایسه کنیم تا حقیقت برملا شود و دروغگو از راستگو نمایان گردد.

بیایید در مورد زنانگی صحبت کنیم…

بیایید در مورد زنانگی صحبت کنیم…

مترجم: استاذ فریبا کریم‌نژاد حفظها الله

کسانی هستند که زنانگی را توجه به زینت و آراستگی می‌دانند.

و کسانی هم هستند که زنانگی را به رفتار و برخورد یک زن با شوهرش -عشوه‌گری و ناز- محدود می‌کنند.

این دو دسته از افراد با این کار خود به زنانگی ظلم کرده‌اند و آن را بسیار محدود ساخته و به درستی درک نکرده‌اند.

و اما زینت و آراستگی که طبق نص قرآن به مردان دستور داده شده است: {يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمۡ عِندَ كُلِّ مَسۡجِدٖ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ}

«‏ای آدمیزادگان! در هر نمازگاه و عبادتگاهی، خود را با لباس مادی که عورت شما را بپوشاند، و با لباس معنوی که تقوا نام دارد بیارائید، و بخورید و بنوشید ولی اسراف و زیاده‌روی مکنید که خداوند مسرفان و زیاده‌روی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد».‏

ابن‌عباس رضی‌الله‌عنه نیز فرموده است: «من دوست دارم خودم را برای همسرم زینت دهم چنانکه دوست دارم او نیز خود را برای من زینت دهد».

بنابراین؛ زینت نماد زنانگی نیست زیرا فقط مختص به زنان نیست، چنانچه مرد نیز خود را برای رفتن به مسجد آراسته و زینت می‌دهد، برای همسرش نیز خود را می‌آراید همان‌گونه که زن خود را برای او زینت می‌دهد.

اما زنانگی، آن چیزی است که مخصوص توست، آن رفتاری است که به‌خاطر زن بودنت انجام می‌دهید و اگر از آن منحرف شوید، زنانگی خود را از دست می‌دهید و به راستی ما از آن عدول کرده‌ایم مگر کسی‌که پروردگارم به او رحم کرده باشد.

زنانگی این است که شما قبل از بیرون رفتن از خانه به‌یاد بیاورید که زن هستید و زن هیچ‌گاه شبیه مرد نیست، پس خودتان را بپوشانید.

زنانگی این است؛ وقتی در خیابان راه می‌روید به‌یاد آورید که یک زن هستید و زن هیچ‌گاه مانند مرد نیست، پس در وسط راه مردان قرار نگیرید و تا جایی که ممکن است از دید آن‌ها فاصله بگیرید و با شرم و حیا قدم بردارید.

زنانگی یعنی وقتی غریبه‌ای وارد دنیای شما می‌شود یا با شما همان‌طور رفتار می‌کند که با مردان رفتار می‌کند، می‌خندد و شوخی می‌کند، رفتار دیگری در مقابل خود ببیند که به او یادآوری کند شما جنسیتی متفاوت از او دارید، پس او مانند یک مرد نیست که با او بخندم و شوخی کنم و هر طور که دلم خواست با او صحبت کنم، بلکه او جنسیتی غیر از جنسیت من است، او یک زن است. پس با خنده با من رفتار نمی‌کند، بلکه بسیار محجوب است و لحن کنترل شده‌ و سخنان کوتاه و نیکی دارد.

به طور خلاصه، زنانگی رفتاری است که بر تمام اعمال شما حاکم است، این‌ها کارهایی است که شما انجام می‌دهید زیرا می‌فهمید که شما یک زن هستید و مرد هیچ‌گاه شبیه زن نیست.

پس اگر آن را به زیباسازی محدود کنید، مانند بسیاری از زنان این دور و زمانه خواهید شد، زن‌مردنمای فاقد زنانگی که لباس و زینت زنانه می‌پوشد نه کمتر و نه بیشتر.