از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (1)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (1)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

یکی از مشکلات اصلی جامعه اسلامی حضور احزاب متفاوت با انگیزه ها و عقاید مختلف است؛ اگر همه آنها دارای عقیده واحد توحیدی بودند سال ها پیش دولت وخلافت اسلامی مستقل از دستگاه ها وسیستم های دولت های مرتد جهان تشکیل می دادند، اما بیشتر این گروه ها به فکر منافع شخصی خویش می باشند؛ لذا چگونه ممکن است توانایی تشکیل دولت اسلامی را داشته باشند؟ آنها به همین دولت های سکولار راضی بوده و با شعار تغییر جامعه سکولاری به اسلامی داخل آنها شده و بجای تغییر آنها بیشتر خودشان را تغییر داده اند! مانند همین حزب اخوان الشیاطین و احزاب پیرو اینها .

یک مثال می زنم در مورد این احزاب  : در هند حرکتی اسلامی بوجود آمد بنام جماعت تبلیغ (صرف نظر از بدعت ها وخرافات موسسش) که موسس آن ذکریا کاندهلوی بود. هدف از آن تبلیغ توحید به مناطقی بود که مردم کلمه لااله الاالله را نمی دانستند ونماز بلد نبودند و در این راستا موفق بودند و افراد زیادی مانند کافران ذگری به اسلام گرویدند و به زودی این حرکت فراگیر و جهانی شد! اما هنوز  که هنوز است این حزب با همان برنامه ی قدیمی کاندهلوی درحال رشد است و اصلا به فکر وضع امروز مسلمین و یادگیری اصل توحید و جهاد نیست. بنابراین چگونه می توان از این حزب انتظار اصلاح کلی جامعه را داشت؟

من در بلوچستان زندگی می کنم و این حزب سالهاست در حال فعالیت همین تفکر نیمه توحیدی وبدعتی خودش می باشد که جوانان زیادی را جزب خودش کرده اما نتوانسته فساد را کمرنگ کند زیرا نمی تواند حدود الله را اجرا کند به این علت که اصلا حکومت اسلامی را نه در پاکستان و نه در هند و نه در سایر نقاط تشکیل نداده است . چون هم اکنون این حزب جهاد برایش شده تبلیغ ودعوت به سوی بدعت و انحرافات بیش از حدش که خودتان بهتر می دانید…

و در مورد احزاب دیگر هم به همین منظور!!!سوال این احزاب به چه دردی میخورند وقتی که:

اولا=هرگز توانایی حمایت از مسلمین جهان که زیر ظلم کفار هستند را ندارند و اوووج حمایتشان اینست که محکوم می کنیم!!

دوما= هرگز توانایی از بین بردن فساد را ندارند و سال به سال فساد وفحشا در جامعه اسلامی بیشتر میشود واوووج کارشان در این زمینه برگزاری سخنرانی ها بدعت گرایانه هست

سوما= هرگز توانایی رفع مشکلات مردم از فقر تا بیکاری ومشکل ازدواج جوانان را ندارند چون اصلا قدرتی ندارند!!!

چهارما=هرگز توانایی مقابله با فشار طاغوتها به مسلمانان را ندارند؛ وحتی بعضهم با دولت های طاغوت  همکاری همه جانبه می کنند!

تمام این احزاب گمراه ونابود کننده مسلمین اصلاح نمی شوند مگر اینکه توبه کنند وبه سمت اصل توحید بیایند و دست از شایعه سازی و دشمنی با مسلمین شریعت گرا بر دارند و در راه وحدت مسلمین وتحکیم شریعت الله وگسترش حکومت اسلامی علی رغم اشتباهاتشان همکاری کنند.

ای ملت اینان دچار انحرافات آشکاری شده اند به همین دلیل جامعه اسلامی صدبرابر از قبل دچار فساد و فحشا شده است..

اهمیت دشمن شناسی برای مسلمین

اهمیت دشمن شناسی برای مسلمین

به قلم: عبدالملک نارویی مکرانی

اگر به آیات اولیه سوره روم نگاه کنیم که در مکه نازل شدند متوجه خواهیم شد که آموزش و یادگیری دشمن شناسی مقدم بر آنهمه احکامی است که در مدینه نازل شدند.

به هر میزانی که در این ساحت دشمن خود را بشناسیم بیشتر اهل اسلام را دوست خواهیم داشت. با هر فکر و مذهبی که باشند.

مشکل ما اینکه ایرادات و اشکالات اهل اسلام را بیشتر از کفر می شناسیم. تا زمانی که نتوانیم بین این دو امر توازن ایجاد کنیم نخواهیم توانست بویی حتی از گذشته داشته باشیم.

فقه توازن و موازنات به ما می گوید انتقاد هم باید باشد، تصحیح خطای دیگر مسلمانان نیز باید باشد اما نه با حقد و کینه، نا به ایجاد دشمنی، نه با بعض و دوری دلها. نه با فراموش کردن کفر و حیله های کفری و سکولاریسم

امروز جبهه هایی که میان ما مسلمین وجود دارد بدتر از جبهه‌ های کفر و ایمان است. با مراجعه با قلب خود به این واقعیت دست می یابیم.

دشمن روبروی ما آمریکا و سگ هارش صهیونیستها هستند و هر کسی که با آنها همکاری می کند و با آنها هم مسبر شده است . پس فریب نخوریم .

قوم‌گرایی بلوچها و غیر بلوچها از جاهلیت است

قوم‌گرایی بلوچها و غیر بلوچها از جاهلیت است

به قلم: ماهدیم بلوچ

هیچ قومی بر قوم دیگری برتری ندارد مگر به وسیله تقوا …

متاسفانه امروزه بیشتر مردم بر این فکر هستند که قومیت و قبیله و اطرافیان خود را مطرح کنند.

❌کردها میگویند هیچ کس به اندازه کرد باعزت وبا ایمان نیست

❌عربها نیز همین را میگویند

❌فارسها هم خود را بر تر از اقوام وملیتها میدانند

❌به همین طریق بلوچها و همه اقوام دیگر،هر کسی بر قوم وقبیله خودش مینازد…

ولی در  میان همین اقوام و ملیتها کسانی هستند که میگویند

ملیت مطرح نیست کورد باشد ،عرب باشد، یا فارس وترک وحتی سیاه پوستی آفریقایی ویا آمریکایی باشد،

همه وهمه باهم مساوی هستیم وهیچ برتری وفضیلتی در بیت ما نیست مگر به وسیله تقوا  تقوا

ودر حقیقت تنها این فکر در نزد الله سبحانه وتعالی مقبول است

وبرتری بینی بی اساس وناجایزاست

پس هر  قوم وقبیله ای ویا هر شخصی  که بیشتر از الله بترسد و خود را برای الله خالص کند در نزد الله

بر بقیه برتری و فضیلت دارد

مدرک ودلیل ما این آیه مبارک از سورة الحجرات آیه ۱۳که خداوند متعال میفرماید:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ (  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،)

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است.

نکته :

پس هر مسلمانی که ادعای ملی گرایی و و رگز پرستی بکند بیشک در اشتباه است و از جاهلیت است

چون تنها ملاک و اساس کار  تقوا و رضایت  خداوند است نه هیچ چیز دیگری …

(  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ  ) ۚ

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست

فریب نخورید: سکولار، سکولار است بلوچ و هم قوم بودن ماهیت آنرا تغیر نمی دهد

فریب نخورید: سکولار، سکولار است بلوچ و هم قوم بودن ماهیت آنرا تغیر نمی دهد

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

 الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه: 28) اے ایمان والو مشرک نرے(بالکل)ناپاک ہیں. / ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان ( سکولاریستها) پلید و نجس هستند.

پس سکولار، سکولار است فرق ندارد ابولهب عمدی رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد یا پسر نوح باشد یا پدر ابراهیم یا همسر نوح و لوط یا هر یک از نزدیکان و قوم و خویشهای ما باشد.

اینکه سکولاریسم را به فرهنگی و عقیدتی و سیاسی و ورزشی و … تقسیم می کنند مثل این است که اسلام را به اسلام نمازی و اسلام حجی و اسلام جهادی و اسلام روزه ای و… تقسیم کنند؛ اسلام، اسلام است با تمام اجزای آن و سکولاریسم، سکولاریسم با تمام اجزای آن.

شخص سکولار چه از نوع آبکی و میانه رو آن و چه از نوع خشک و خشن و رادیکال آن همگی قوانین شریعت الله کنار می زنند و مناسب برای اداره ی زندگی بشر نمی دانند در حالی که تمام پیامبران برای این آمده اند که قوانین الله را به بشر یاد بدهند تا در زندگی خود اجرا کنند.

پس دستور شرع ایجاد حکومتی بر مبنای اصول و قواعد دین است، اما سکولاریسم هیچگونه حقی به قرآن و حدیث در اظهار نظر پیرامون قوانین کشور نمی دهد و اسلام را منحصر به  مسجد میداند. یک دکتر یا مهندس یا سیاستمدارِ مسلمان در امور مرتبط به فن خود تا آن زمان که مغایر با اسلام نباشند آزاد است اما اگر مخالف با شرع عمل کند روز قیامت مورد محاسبه قرار خواهد گرفت

سکولاریسم  در طول تاریخ بشریت عقیده سکولاریستها (مشرکین) بوده که سعی دارد نظامی که الله تعالی برای اداره ی زندگی درونی و ظاهری انسانها امر نموده اند را کنار بزند؛ بنابراین سکولاریسم مانند علوم و اختراعاتی نیست که متغایر با نظریات اسلامی نمیباشند، بلکه مانند نظريه های عقیدتی و جهانبینی و اقتصادی و همجنسگرایی، نکاح محارم، عقول عشره و… است که در تضاد با اسلام هستند .

سکولاریستها اجازه نمی دهند الله و قوانین الله که توسط علما، مدارس دینی، دینداران، طلبا و مردم مومن بیان می شوند در قوانین کلی حاکم بر جامعه تاثیر داشته باشند؛ و با آنکه اسلام برای مسلمانان در تمام شعبه های زندگی اجتماعی وس یاسی و فرهنگی و اقتصادی و … برنامه دارد اما سکولاریسم این حق را از او سلب می کند و آنرا در یک شعبه که قلبی و فردی باشد محصور می کند.

این واقعیت سکولاریستهای نجس است و به هر میزان که مسلمین از این واقعیت باخبر می شوند بیشتر از همیشه سرمچاران لگور سکولار را از جامعه ی مسلمین به حاشیه می رانند و بیشتر از همیشه آنها را به بن بست می کشانند.

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

اهل سنت و جماعت بلوچستان به اندازه ی توانائی خود آشکارا منهج اهل سنت و جماعت در مورد گروههای اهل تفرق و فرقه باز کوچک و بزرگ مسلح و غیر مسلح در دارالاسلام ایران را اعلام کرده اند و یک روز هم دیدگاه خود را درباره ضرارسازها و حزب بازان و پیروان و طرفداران سرگردانشان پنهان نکرده اند و از همان روزهای ابتدای فعالیتشان در بلوچستان اعلام کردند که فرقه بازی و تفرق عذاب و مصیبت است که باید بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم از تمام این فرقه ها دوری کرد« فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »( صحيح الجامع 2994)  

همچنین آشکارا پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم را اعلام کرده ایم که سران و سردمداران این فرقه های متفرق رنگارنگ در کنار ضرار سازها  دعوتگران به سوی آتش و جهنم هستند و هر کسی دعوت آنها را اجابت کند او را در آتش جهنم می اندازند « دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» (بخاری7084) .

چرا در آتش جهنم؟ چون باعث ریخته شدن به ناحق خون خودشان و سایر انسانها می شود و الله هرگز کسی که خون به ناحق بریزد را نمی بخشد و به اندازه ای که خودش می داند چند سال است او را در آتش جهنم می اندازد و اگر مسلمان باشد به اذن الله بعد از عذاب دیدن از جهنم بیرون آورده می شود.

با چشم سر می بینیم که این فرقه های مختلف پیام آور قتال الفتنه و عادی سازی قتل به ناحق در میان مردم ما بوده اند.

استاد من بیان می کرد که قبل از انقلاب 57 یک نفر را در خارج از سراوان کشته بودند همه ی مردم هراسان بودند که الله بر سر ما بلائی نازل نکند، و اگر قاتل به زنی پناه می برد به خاطر آن زن یک بلوچ به او نزدیک نمی شد، اما الان در داخل سراوان یک زن را به خاطر گوشواره و چند مثقال طلا می کشند و کشتن انسانها اینهمه عادی شده است.

پریروز پشت دانشگاه ما یک جوان را با شلیک به سرش کشته بودند و هنوز در حال جان دادن بود که مردم به سر جسدش رسیدند.

واقعاً فاجعه است، و تمام این فجایع به خاطر وجود این گروههای مختلف مسلح و قتال الفتنه ی آنها و عادی سازی کشتن انسانها به بهانه های جاهلی و اینهمه نا امنی است که این گروهها تولید کرده اند. منبع فتنه اینها هستند؛ باید جهت درمان اینهمه جنایت، این منبع را نابود کرد.

من دیروز دیدم که یکی از سرداران منطقه به این گروهها و افراد تولید کننده ی ناامنی و قتل و دزدی هشدار جدی داده بود که اگر اموال سرقتی را برنگردانند او آنها را سرکوب می کند از هر قوم و قبیله ای که باشند.

در سخنان این سردار دو نکته وجود دارد:

همه می دانند که این قاتلین و دزدها و گردنه گیرها از خود بلوچها هستند و اگر هر یک از سرادران مختلف بخواهند می تواند این جریان پست قتلهای جاهلانه و دزدی ها و گردنه گیری ها را در قوم و قبیله ی خود ریشه کن کند و به این شکل ما شاهد اهلی شدن این منحرفین در تمام بلوچستان خواهیم شد.

این سرداران به جای اقدام خود سرانه، مثل تمام کشورهای مدرن و پیشرفته ی دنیا که مورد تائید اسلام هم هست، باید با نهادهای امنیتی هماهنگ شوند و امنیت را قانونمند برقرار کنند.

ما اهل سنت و جماعت بلوچستان در کنار هر فرد و جریان و نیرویی هستی

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

مدت زیادی است که پی برده ایم اینهمه سهل انگاری اهل دعوت در تلف شدن جوانان ما توسط گروههای و فرقه های مسلح مدعی اسلام و احزاب سکولار بلوچ و گردنه گیرهایی چون اسماعیل شه بخش که مافیاهای کوچکی با شعارهای به ظاهر مردمگرایانه و قومیتی و اقتصادی می دهند لکه ی ننگی بر تاریخ اینها در میان این مردم بی پناه سرگردان خواهد شد. 

همیشه زمانی که وضعیت برادران اهل سنت و جماعت که منهج صحیح اسلامی «اهل جماعت» در ایران را نگاه می کنم می بینم افراد ثابتی وجود دارند که همیشه تلاش می کنند و با وجود مشکلات زیاد و با تهمتها و برچسبهای متعددی که به آنها وارد می شود مثل امام احمد بن حنبل با فداکاری دعوت، و بخصوص دعوت به «اهل جماعت شدن» و دوری از فرقه بازی و تفرق و پرهیز از قتال الفتنه را ترک نمی کنند و روزانه  چند پست جور کرده و نشرات می‌کنند.

خب این یک چیز خوشحال کننده است

پس چرا ناراحت باشیم؟

به این خاطر باید ناراحت باشیم که خیلی کم اتفاق می‌افتد که افراد دیگر در داخل این میدان بیایند و حتی اگر بیایند، مدتی کم در این راه هستند و ثابت قدم نیستند.

خب سوال این است مگر این دین متعلق به همه‌ی ما نیست؟ پس چرا همه‌ی ما نسبت به آن احساس مسئولیت نداریم؟

آیا این قوم و این جوانان سرگردانی که روزانه قربانی جهالت و با شعارهای شبه جهادی و یا با شعارهای سکولاریستیی و قومیتی و اقتصادی قربانی گروههای مختلف لگور پاکستان نشین می شوند بخشی از ما نیستند؟ پس چرا نسبت به اینهمه فجایع تنها نظاره گر باشیم؟

بله، در بلوچستان آشکارا منهج اهل سنت و اهل جماعت را بیان کنی فورا انواع برچسبها را می خوری و حتی درصد حذف فیزیکی روشنگران هم هست اما وارد شدن به میدان دعوت و وارد شدن به میدان جنگ روانی در اینترنت و فضای مجازی هیچ بهانه ای برای کسی باقی نمی گذارد.

ملت ما در این تهاجم وسیع روانی و تبلیغ ابتدا نیاز به روشنگری دارد.

آیا فکر میکنید همینکه در گروه‌ها و دیگر صفحات اینترنتی وقت خود را هدر دهید و بر ۵ پست تعلیق بزنید و الله اکبر بگویید کافی است؟

نه، ما نیاز به ارتباط با مردم خود داریم و در گروههای مختلف با آنها وارد گفتگو شویم و منبری بزرگتر از منبر مساجد را در اختیار داشته باشیم.

سبحان الله!!

قلب انسان به درد می آید از این همه بی مسئولیتی و سهل انگاری

کسی که منهج اهل سنت و جماعت و دوری از اهل الفرقه و ضرار سازها و حزب بازها برایش روشن شده می تواند چند دقیقه زا وقت خودش را با گوشی که در دست دارد به رساندن این حق به ملت بلوچ سرگردان و بی صاحب خود برساند.

عبدالله بن عمرو بن العاص – رضى الله عنهما – روايت مى كند كه پیامبر – صلى الله عليه و سلم – فرموده اند: بَلِّغُوا عَنِّي ولو آيَةً(بخاری/3641) پیام من را ابلاغ كنيد اگر چه يک آيه باشد.

این افراد سهل انگار که ادعای مومن بودن دارند چگونه می‌خواهند مال، جان و خانواده خود را در راه الله متعال همه چیز خود را فدا کنند؛ درحالی که حوصله فوروارد یک پیام اساسی با یک کلیک کردن در گروههای مختلف را  ندارند؟

فریب نخورید: سکولار، سکولار است بلوچ و هم قوم بودن ماهیت آنرا تغیر نمی دهد

فریب نخورید: سکولار، سکولار است بلوچ و هم قوم بودن ماهیت آنرا تغیر نمی دهد

به قلم: بالاچ عُمَرزهی

 الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه: 28) اے ایمان والو مشرک نرے(بالکل)ناپاک ہیں. / ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان ( سکولاریستها) پلید و نجس هستند.

پس سکولار، سکولار است فرق ندارد ابولهب عمدی رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد یا پسر نوح باشد یا پدر ابراهیم یا همسر نوح و لوط یا هر یک از نزدیکان و قوم و خویشهای ما باشد.

اینکه سکولاریسم را به فرهنگی و عقیدتی و سیاسی و ورزشی و … تقسیم می کنند مثل این است که اسلام را به اسلام نمازی و اسلام حجی و اسلام جهادی و اسلام روزه ای و… تقسیم کنند؛ اسلام، اسلام است با تمام اجزای آن و سکولاریسم، سکولاریسم با تمام اجزای آن.

شخص سکولار چه از نوع آبکی و میانه رو آن و چه از نوع خشک و خشن و رادیکال آن همگی قوانین شریعت الله کنار می زنند و مناسب برای اداره ی زندگی بشر نمی دانند در حالی که تمام پیامبران برای این آمده اند که قوانین الله را به بشر یاد بدهند تا در زندگی خود اجرا کنند.

پس دستور شرع ایجاد حکومتی بر مبنای اصول و قواعد دین است، اما سکولاریسم هیچگونه حقی به قرآن و حدیث در اظهار نظر پیرامون قوانین کشور نمی دهد و اسلام را منحصر به  مسجد میداند. یک دکتر یا مهندس یا سیاستمدارِ مسلمان در امور مرتبط به فن خود تا آن زمان که مغایر با اسلام نباشند آزاد است اما اگر مخالف با شرع عمل کند روز قیامت مورد محاسبه قرار خواهد گرفت

سکولاریسم  در طول تاریخ بشریت عقیده سکولاریستها (مشرکین) بوده که سعی دارد نظامی که الله تعالی برای اداره ی زندگی درونی و ظاهری انسانها امر نموده اند را کنار بزند؛ بنابراین سکولاریسم مانند علوم و اختراعاتی نیست که متغایر با نظریات اسلامی نمیباشند، بلکه مانند نظريه های عقیدتی و جهانبینی و اقتصادی و همجنسگرایی، نکاح محارم، عقول عشره و… است که در تضاد با اسلام هستند .

سکولاریستها اجازه نمی دهند الله و قوانین الله که توسط علما، مدارس دینی، دینداران، طلبا و مردم مومن بیان می شوند در قوانین کلی حاکم بر جامعه تاثیر داشته باشند؛ و با آنکه اسلام برای مسلمانان در تمام شعبه های زندگی اجتماعی وس یاسی و فرهنگی و اقتصادی و … برنامه دارد اما سکولاریسم این حق را از او سلب می کند و آنرا در یک شعبه که قلبی و فردی باشد محصور می کند.

این واقعیت سکولاریستهای نجس است و به هر میزان که مسلمین از این واقعیت باخبر می شوند بیشتر از همیشه سرمچاران لگور سکولار را از جامعه ی مسلمین به حاشیه می رانند و بیشتر از همیشه آنها را به بن بست می کشانند.

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (3)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (3)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

دسته ای که نمی توانند به اتهام مرتد بودن یا اهل بدعت بودن حاکمیت بر دارالاسلام ایران قتال الفتنه ی خود را توجیه کنند می گویند: ایران به مملکت اسلامی سوریه حمله کرده و تبدیل به دشمن صائل مسلمین شده و چون مردم اهل سنت سوریه توان دفع آن را ندارند بر سایر مسلمین در سایر سرزمینها جهاد با ایران واجب می شود و ما هم بر این اساس با ایران می جنگیم!

اولاً حاکمیت بر سوریه حاکمیتی سکولار و دارالکفر طاری است نه دارالاسلام و حاکمیتی بر اساس هیچ یک از مذاهب اسلامی، و این حاکمیت سالهاست که متحد ایران بر علیه آمریکا و ناتواست.

علاوه بر این، حسون مفتی عام رژیم سکولار سوریه از سنی هاست، بوطی رئیس هیئت علمای سوریه از سنی هاست، اکثریت مطلق ارتش سوریه و مقامات کشوری و اداری سوریه از سنی ها هستند، در کنار اینها، متحدین سوریه هم وجود دارند.

اما جنگ سوریه برای کم هوش ترین انسان ثابت شده است که جنگ آمریکا و ناتو با سوریه و متحدین آن مثل ایران و روسیه است و جنگ ربطی به اهل سنت و جماعت و شیعه و سنی ندارد بلکه خوراک جنگ آمریکا و ناتو با ایران و روسیه و متحدین آنها در سوریه از اهل سنت هستند.

کسی که حتی جاسوس بودن دارودسته ی جولانی برای حکومت سکولار ترکیه و سایر واقعیات را نمی تواند ببیند اما باید وجود ارتش اشغالگر ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه در ادلب و وجود ارتش آمریکا در مناطق تحت کنترل این گروههای متفرق منتسب به اهل سنت را باید دیده باشد و نمی تواند این اشغالگری آشکار را انکار کند هر چند هزاران بهانه بیاورد .

پس دشمن صائل مردم سوریه آمریکا و ناتو و مزدوران محلی آنها هستند چه مزدوران سکولار و چه مزدوران به ظاهر اسلامگرائی که حتی یک قانون شریعت هم در مناطق تحت حاکمیت آنها پیاده نمی شود و جنگ و صلح و پیش روی و عقب نشینی آنها به دستور آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه است .

در همان ابتدای جنگ ارتش آزاد سکولار که مستقیماً از سوی آمریکا هدایت می شدند حکومت سکولار سوریه از دارالاسلام ایران و دارالکفر اصلی روسیه به عنوان متحدین خود درخواست کمک کرد، ایران هم به کمک متحد قدیمی خود بر علیه آمریکا و ناتو و متحدین آنها چون رژیم صهیونیستی و گروههای مختلف متنوع سوری چون ارتش آزاد و گروه علوش و احرار و… رفت.

ممکن است برای عده ای تلخ باشد اما لازم است همه بدانند ، با آنکه غیر مستقیم فعالیتهای فرقه نجدی دوله در مسیر نقشه ها و اهداف دشمنان اهل سنت بود اما تنها فرقه نجدی دوله بود که اختیارش در دست آمریکا و ناتو نبود و جاهلانه جنگ را بر همه از جمله تمام شیعیان جهان و … تحمیل کرده بود و همه مجبور به دفاع از خود بودند.

پس حمایت ایران از دارالکفر طاری سوریه در برابر کفار اصلی آمریکائی و ناتو و صهیونیستها مثل دفاع رسول الله صلی الله علیه وسلم از دارالکفر بنی خزاعه در برابر کفار قریش بود که در نهایت رسول الله صلی الله علیه وسلم به دفاع از دارالکفر بنی خزاعه به مکه حمله کرد و مکه را فتح کرد.  

این باید برای هر مسلمانی واضح و روشن باشد که جنگ در سوریه جنگ بین جناح ایران و روسیه با جناح آمریکا و ناتو است که هر یک دارای متحدین و گروههای همسو با خود هستند و این جنگ هیچ ربطی به جنگ شیعه و سنی ندارد.

در این صورت، فرقه های متفرق اهل بدعت خارج از منهج اهل سنت و جماعت نمی توانند قتال الفتنه و هرج و مرج مسلحانه  یخود بر علیه دارالاسلام ایران را توجیه شرعی کنند.

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (2)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (2)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

بر علیه حاکم ظالم و فاسد اهل بدعت هم تنها زمانی قیام مشروع است که:

 تحت فرماندهی یک رهبر و دارای یک پرچم باشد(مثل امارت اسلامی افغانستان که دارای یک رهبر واحد و یک پرچم بود)

 «توانائی، اسباب لازم و شرایط و زمان مناسب» برای انقلاب و تغییر این منکر بزرگ با دست فراهم باشد و در وضع موجود انقلاب و قیام مسلحانه منجر به ارتقای این حاکمیت به حاکمیتی اسلامی بالاتر و فقه اسلامی بهتری شود؛ حتی اگر همین الان این نظام حاک بر ایران برود هرگز نظامی اسلامی بر اساس فقه اهل حدیث یا حنفی و شافعی و غیره سرکار نمی آید بلکه دارالکفری سکولار و دشمن سرسخت قوانین شریعت الله بر اساس تمام مذاهب اسلامی سرکار می آید.

پس به قول امام نووی که می گوید:«فَتَكُونُ الْمَفْسَدَةُ فِي عَزْلِهِ أَكْثَرَ مِنْهَا فِي بَقَائِهِ». (شرح النووي على صحيح مسلم كتاب الإمارة باب وجوب طاعة الأمراء في غير معصية وتحريمها في المعصية، حديث رقم: (1840) ص. 539 و540.) مفسده ای که جهت کنار زدن این حاکمیت به وجود می آید بیشتر از مفسده ی ناشی از ماندن آن است به عبارتی دیگر انقلابات نارس وتوسط فرقه های متفرق که جنگشان قطعاً به قتال فتنه ختم می شود بیشتر از مفسده ی باقی ماندن این حاکم بر مسند حکومت است و این حاکم اگر بر حاکمیت خود بر الجماعه ادامه دهد فسادش کمتر از فساد قیامی است که برای کنار زدن او صورت می گیرد و مفسده ی قیام بیشتر است.

بر این اساس در چنین شرایطی، یکی از ویژگی های اهل سنت و جماعت این است که: بر واجب بودن سمع و طاعة در غیر معصیت الله از رهبران دارالاسلام، و عدم جواز قیام و خروج بر علیه آنها اتفاق کرده اند.( ابن رجب الحنبلي، جامع العلوم والحكم ج2 الحديث رقم: (28) ص. 109 إلى 112.)

امام ابن نحاس(وفات804ق) علاوه بر آنکه جنگ مسلحانه و اسلحه کشیدن بر علیه رهبر الجماعة را رد می کند جمع کردن افراد برای این گروههای اسلامی و یارگیری برای آنها و تشویق مردم برای پشتیبانی از این افراد و گروههای مسلح اسلامی را نیز رد می کند یعنی در واقع از هر کاری که منجر به تشویق و تحریک مردم در پیوستن به گروههای اسلامی متفرق شود را منع می کند و می گوید: چون این کار باعث تحریک به الفتنه و به هیجان درآوردن مردم برای انجام شر و از بین رفتن هیبت حاکم در قلب شهروندان می شود و امکان دارد چنین کاری به جری ساختن آنها به قیام بر علیه حاکم و تخریب سرزمین منجر شود. (الموازين لابن النحاس، ص 43/)

پس به این بهانه که حکومت ایران از نگاه مذهب شما اهل بدعت است و حتی به درجه ی حاکمیت معتزلی های زمان امام احمد بن حنبل رسیده باشد هر گونه قیام و جنگ مسلحانه ای بر علیه آن حرام و غیر شرعی است.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است و نمی توان فتنه ی تولید شده توسط فرقه های مختلف را در قالب جهاد توجیه کرد چون اجماع و منهج واضح است و علاوه بر آن رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داده تابع حاکمیت واحد شویم و  «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و از این فرقه ها و گروهها ی شبه جهادی دوری کنیم: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» (بخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847))

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (1)

چرا قتال جیش العدل و فرقه های مسلح اسلامگرا بر علیه ایران جهاد نیست و مشروعیت ندارد؟ (1)

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی امربه معروف و نهی از منکر در سطح حکومتی واضح و آشکار است، بخصوص در سطح حکومتی.

حاکم بر دارالاسلام اگر بر اساس ظوابط تکفیر مورد پذیرش اهل سنت و جماعت (1- اثبات جرم 2- تائید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4- موانع تکفیر) و با یقین و بدون کوچکترین شک و شبهه ای کافر و مرتد شد و از دایره ی اسلام خارج  شد آنوقت امام نووی شافعی از قول قاضی عیاض مالکی بیان می کند که: «أَجْمَعَ الْعُلَمَاءُ عَلَى أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَنْعَقِدُ لِكَافِرٍ وَعَلَى أَنَّهُ لَوْ طَرَأَ عَلَيْهِ الْكُفْرُ انْعَزَلَ» (النووي، أبو زكريا، شرح النووي على مسلم ج 12 ص 229) علماء اجماع دارند که امامت و رهبریت برای کافر منعقد نمی شود و چنانچه رهبر مسلمانی هم کافر شود از مقامش عزل می گردد.

 ابن منذر هم می گوید: تمام اهل علم بر این امر اجماع دارند که به هیچ عنوان کافر ولایت و سرپرستی بر مسلمان ندارد. (ابن القيم، أحكام أهل الذِّمَّة (2/ 787))

ابن حجر هم می گوید: به اجماع مسلمین، امام و رهبر به دلیل کافر شدن از مقام خودش عزل می شود « يَنْعَزِلُ بِالْكُفْرِ إِجْمَاعًا »، در این صورت بر هر مسلمانی واجب است که به عزل این رهبر قیام کند، هر کسی به این امر مهم برخاست دارای ثواب و پاداش است و هر کسی هم که سازش کرد گناهکار می گردد و هرکسی هم که در قیام جهت عزل این رهبر ناتوان بود باید از آن زمین هجرت کند. (ابن حجر عسقلانی، فتح الباري” (13/ 123).)

 تمام علمای مذاهب اسلامی بر چنین فتوائی اتفاق دارند، و احادیثی که به صبر در برابر رهبران ظالم و اهل جور دعوت می دهند در مورد رهبرانی است که ظلم و فسق آنها به کفر بواح و آشکار نرسیده باشد که برای این کفر آشکار از سوی الله دلیل و برهانی داشته باشیم «إلَّا أنْ تَرَوْا كُفْرًا بَواحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فيه بُرْهانٌ». (بخاري (7055) مسلم (1840))

بدون کوچکترین شک و شبهه ای هیچ امامی در طول تاریخ شیعیان جعفری را به عام تکفیر نکرده اند هر چند آرائی در مورد تکفیر غلاة شیعه از سوی ائمه ی شیعه و سنی وجود دارد، سپس: بدون کوچکترین شک و شبهه ای هیچ عالمی در زمان ما وجود ندارد که با استناد به منابع و ظوابط مورد پذیرش اهل سنت و جماعت، حاکمیت کنونی بر ایران را تکفیر کند و از اسلام خارج بداند.

پس با این بهانه کسی نمی تواند با نام اهل سنت و سنی بودن خروج و شورش بر علیه ایران را برای خود توجیه کند و اگر با این بهانه ی غیر شرعی جنگی را شروع کند غیر شرعی و قتال الفتنه و حرام است.