دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

علیرغم ویرایش‌ها، مطالب منتشر شده تصویری تکان‌دهنده از «دنیای اپستین» ترسیم می‌کنند که تجمل را با هرزگی ترکیب می‌کند و به دسیسه‌های بین‌المللی اشاره دارد.

روزنامه‌نگاران و محققانی که پرونده‌ها را بررسی کردند، مجموعه‌ای از عکس‌ها و اسناد را کشف کردند که در بهترین حالت عجیب و غریب هستند و در بدترین حالت به شبکه‌های عمیق‌تر استثمار اشاره دارند.

از جمله نگران‌کننده‌ترین تصاویر، تصاویری با مضامین ژئوپلیتیکی هستند: اپستین با مردانی با لباس نظامی روسیه در کنار یک شیخ قطری، که به ارتباط با قدرت‌های خارجی اشاره دارد.

عکس دیگری او را با تی‌شرت ارتش اسرائیل نشان می‌دهد که سوالاتی را در مورد روابط احتمالی «اسرائیلی» در بحبوحه ارتباطات شناخته‌شده اپستین با اطلاعات مطرح می‌کند.

تصاویر اپستین که توسط کودکان خردسال احاطه شده، دستورالعمل‌هایی برای «ماساژ کودکان»، فهرست دختران مسکو برای «مشتریان» و سفارش کتاب‌هایی در مورد برده‌داری جنسی، حتی نگران‌کننده‌تر هستند.

یک تصویر به‌خصوص عجیب و غریب، مجسمه‌ای از یک زن سیاه‌پوست است که با طناب آویزان شده و مضامین خشونت نژادی و شیطان‌پرستی را تداعی می‌کند.

بیل کلینتون به طور برجسته‌ای در این عکس‌ها دیده می‌شود: عکس‌های بدون تاریخ از او بدون پیراهن در جکوزی، شنا در استخر با گیسلاین مکسول و یک زن خط‌خطی شده، معاشرت با مایکل جکسون و دایانا راس، و حتی با اپستین در شام.

تصاویر بیشتر، کلینتون را در سفرهای آسیایی نشان می‌دهد که روابط او با اپستین را بیشتر تقویت می‌کند. افراد مشهور دیگری نیز در این عکس‌ها دیده می‌شوند: میک جگر در کنار کلینتون، کریس تاکر در کنار مکسول روی صحنه، پرنس اندرو (که به عنوان اندرو مونتباتن-ویندزور شناخته می‌شود) که روی پاهای خط‌خطی شده با مکسول لم داده است.

این تصاویر، دسترسی اپستین به نخبگان جهانی و سهولت جذب آنها به شبکه جنسی خود را برجسته می‌کند.

نکته مهم این است که عناصر نگران‌کننده پرونده‌ها – مکاتبات مربوط به ایجاد یک “حرمسرا جنسی”، شکایات اولیه به اف‌بی‌آی از سال ۱۹۹۶ – بر شکست‌های سیستماتیک تحقیقات اولیه اپستین تأکید می‌کنند.

با این حال، ماهیت جزئی آنها باعث گمانه‌زنی می‌شود: چه چیزی در بخش‌های خط خورده پنهان است؟ تمرکز دولت بر توزیع عکس‌های کلینتون در رسانه‌های اجتماعی در حالی که دیگران را نادیده می‌گیرد، نشان دهنده تعصب حزبی به جای عدالت بی‌طرفانه است.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (1)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (1)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

جیش العدل هم اکنون نیز با احتیاط با لباس و نقاب جدیدش تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» برخورد می کند. در واقع احساس می شود که جیش العدل با این لباس جدید در حال آزمایش جامعه است و چنانچه احساس کرد این لباس جدید هم نمی تواند باعث جذب افراد شود و حتی تنفر بیشتر را در میان مسلمین اهل سنت و جماعت بلوچ ایجاد می کند فوراً اعلام می کند من تنها یکی از اعضای این جبهه بودم و من همیشه مستقل هستم و منهج و فکر و …. من جداست و دهها بهانه ی آماده ی دیگری که تمام گروههای از این دست در تمام سرزمینهای اسلامی داشته اند و به صورت تکراری به مردم عوام تحویل داده اند.

به همین دلیل است با وجود آنکه نماد پرچم جدید را بر لباس افراد گروهش چسبانده و مطالب رسانه ی رسمی «جبهه ی مبارزین مردمی»  را در رسانه ی رسمی خودش بازنشر می کند اما رسانه ی رسمی جیش العدل همانهائی است که سابق بود و با رسانه ی «جبهه ی مبارزین مردمی» یکی نشده است. و این باز گذاشتن یک راه فرار یا همان نفاق است که دارودسته ی منافقین چند چهره به آن مشهورند.

در مورد همسوئی کردن جامعه ی بلوچستان، گروه جیش العدل جدید با لباس جدیدش بیانیه یا صادر کرده که در آن تماماً از ادبیات سکولاریستی استفاده شده است و از آنچه که مومنین را دور هم جمع می کند کلاً دوری شده است.

آنچه که مومنین را دور هم جمع می کند و به آنها هویت می دهد تنها «عقیده ی اسلامی» است که از کانال قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما رسیده است و در این راه هم رسول الله صلی الله علیه وسلم الگوی ماست و ما از او الگو برداری می کنیم؛ بر همین مبنا است که الله جل جلاله در طول تمام تاریخ حضور انسان بر روی زمین اسم ما را گذاشته «مسلمان» و می فرماید:

 هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ (حج/78) خدا شما را قبلاً ( در کتابهای پیشین ) و در این ( واپسین کتاب ) مسلمین نامیده است ( و افتخار تسلیم در برابر فرمانهای الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملّتهای دیگر کرده است ) تا پیغمبر ( با شهادت عملی خود ) گواه بر شما باشد ( و در روز قیامت رفتار و کردارش مقیاس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد ) و شما هم ( با شهادت عملی خود ) گواه بر مردمان باشید ( و رفتار و کردارتان به عنوان امت نمونه ، محکّ سنجش اعمال سایرین ، و الگوی بارز خداپرستان راستین گردد ) .

سید قطب تقبله الله در کتاب نشانه های راه می گوید: اسلام آمد تا انسان را به سوی پروردگارش بازگرداند، و تا این سلطه [سلطه‌ی الهی] را به تنها قدرتی بدل سازد که انسان معیارها و ارزش‌هایش را از آن می‌گیرد، همان‌گونه که وجود و حیاتش را از آن گرفته است.

اجازه دهید در این زمینه از خودتان بپرسید که جیش العدل با این لباس و شعارات جدیدش که خواهان هم جبهه یا شدن با دهها حزب و گروه مرتد و سکولار میان شیعیان و اهل سنت ایران است برای حاکمیتی تلاش می کند که این قدرت حکومتی تمام معیارها و ارزشهایش از الله و قوانین شریعت الله می گیرد؟ یا از مشترکات بین مرتدین سکولار و مسلمین و در نهایت قوانین کفری و ارتدادی سکولاریستی؟

سید قطب تقبله الله به عنوان یک راهنمائی به ما یادآوری می کند و توضیح می دهد که:اسلام آمد تا مقرر سازد که تنها یک پیوند وجود دارد که مردم را در راه خدا به هم متصل می‌کند و هرگاه این پیوند گسسته شود، دیگر هیچ ارتباط و مودتی باقی نمی‌ماند:

لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ (المجادلة/ ۲۲) قومی را نمی‌یابی که به الله و روز قیامت ایمان داشته باشند، و همزمان با کسانی که با الله و رسولش دشمنی می‌ورزند، دوستی کنند، هرچند که پدرانشان، یا پسرانشان، یا برادرانشان، یا قبیله‌شان باشند.

زمانی که الله جل جلاله تنها ایمان به الله و قوانین شریعت الله را معیار برای انتخاب ارزشها و جهانبینی و تعامل با سایر انسانها قرار داده است و جائی برای قومیت و نژاد حتی در حد پدر و برادر و پسر و قبیله باقی نگذاشته است که مخالف با قوانین شریعت الله بوده و صف خود را جدا کرده و در حال جنگ با قوانین شریعت الله باشند، چگونه جیش العدل با مرتدین سکولار میان شیعیان که اکثریت مطلق اپوزیسیون مخالف ایران با قومیتهای مختلف هستند و با مرتدین سکولار میان اهل سنت که آنها نیز از قومیتهای مختلف و ضد اسلام تشکیل شده اند متحد می شود؟

معیار جیش العدل در اتحاد با مرتدین سکولار آنهم بر علیه حاکمیت شیعه که از نگاه خود آنها وتمام اهل سنت و جماعت مسلمان هستند اما از نگاه عده ای دارای ظلمها و نارسائی های اجرائی و مفاسدی در میان مسئولین حکومتی هستند، چیست؟

چگونه ممکن است یک مسلمان در پناه آمریکا که سید قطب تقبله الله آنرا «شیطان بزرگ» نامید و اهل دعوت و جهاد معاصر آنرا «سر افعی» نامیده اند در ایالت بلوچستان پاکستان به صورت مسالمت آمیز قرار گیرد و با تمام احزاب مرتد همسو با آمریکا بر علیه یک مسلمان هر چند فاجر هم باشد جهت تشکیل حاکمیتی ارتدادی سکولار «هم جبهه ای» می شود و باز خودش را مسلمان می نامد؟

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

 گروه مجازی و سکولار سهاب که این روزها سرخوش بیشتر از دیگران بلندگوی گزافه گوپی های آن شده اخیراْ با تهدیداتی توخالی ادعاهای بزرگی کرده و بخصوص در مورد کاهش خشونت در بلوچستان دست به عوام فریبی و هزیان گویی زده است.

همه می دانیم که ایران دارای استانهای متعددی است اما اینکه در میان تمام این استانها باید تنها شاهد گروههای مختلف مسلح و راهزنانی تحت پوشش پاکستان در میان بلوچهای حنفی مذهب و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان باشیم جای سوال دارد.

آمریکا در ایالت سیستان و بلوچستان پاکستان دارای پایگاه نظامی است که از آنجا حملاتی را به ا.ا.افغانستان و وزیرستان و تمام جاهایی که مجاهدین ضد آمریکایی حضور دارند انجام می دهد اما گروههایی چون جیش العدل که در لباس جبهه مبارزین مردمی خودش را بازتعریف کرده در امنیت کامل در پاکستان و بیخ گوش آمریکا به سر می برد.

نکته ی طنز گونه ی این بازی هم این است که آمریکا گروه جیش العدل را جزو گروههای تروریستی معرفی کرده تا از گندکاری آن خودش را مبرا نشان دهد و گرنه اگر مثل گروههای دیگری چون حماس و جهاد اسلامی که آنها تروریستی می داند و سگ هارش یعنی رژیم صهیونیستی را با انواع تجهیزات و خدمات ماهوراه ای و جاسوسی یاری می کند تا این گروهها را با زنان و کودکان و پیر و جوان نابود کند به همین شکل حداقل به حکومت دست نشانده ی پاکستان هم چنین دستوری را می داد یا خودش مستقیماْ آنها را نابود می کرد اما می بینیم که در کنار هم و در یک استان با هم پایگاه دارند.

آیا همین کافی نیست تا بدانیم ریشه های ناامنی در استان سیستان و بلوچستان به حکومت دست نشانده ی پاکستان و آمریکا برمی گردد؟

پس مهیم سرخوش باید بداند که کاهش خشونت در بلوچستان پیش از هر چیز مستلزم نابودی آمریکا به عنوان سر افعی از منطقه و سپس جارو شدن حاکمیتهای دست نشانده و گروههای همسو با سیاستهای آمریکا در منطقه است. تا زمانی که آمریکای اشغالگر و حاکمیت دست شنانده ی پاکستان از گروههایی چون جیش العدل حمایت می کنند و پایگاه راهزنان گردنه گیر هم شده است، حتی نابودی گروههایی چون جندالله ریگی و سرکوب چند راهزن باز به تکرار چرخه‌ی بحران و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان و تولید دسته ها و گروههای جدید خواهد انجامید.

بلوچهای حنفی مذهب باید یکبار برای همیشه متوجه شوند تا زمانی که ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی و حکومتهای دست نشانده ی عربی مثل آل سعود قرار دارد وجود گروههای مختلفی چون جبهه ی مبارزین مردمی در راه آمریکا و شرکای آمریکا و انواع راهزنی ها در استان سیستان و بلوچستان امری اجتناب ناپذیر خواهد بود اما جارو کردن این دست نشانده های دشمنان با آگاهی بلوچها از آنچه وجود دارد بسیار ساده است.

بلوچهای اهل سنت باید به ماهیت حقیقی این مزدوران تاریخ دار دقت داشته باشند و شعارهای مختلف قومیتی و اقتصادی و مذهبی آنها باعث نشود هیزم جنگ این گروهها و دسته ها و اسباب ناامن سازی منطقه برای آمریکا و سایر شرکای آمریکا شوند.

مبارزه ی نهادهای حکومتی ایران با وجود ناامنی در میان بلوچهای حنفی مذهب اگر بدون مشارکت مردم بلوچ و بی‌اعتنایی آنها و تماشاچی بودن آنها پیش برود، افراد و دسته های همسو با جبهه ی آمریکا به سادگی خواهند توانست دسته هایی از جوانان را با خود همسو کنند و همین تماشاچی بودن مردم خود به عاملی تازه برای تنش بدل خواهد شد که تداوم آن، تنها به معنای استمرار چرخه‌ای است که قربانی اصلی آن همواره مردم و جوانان حنفی مذهب بلوچ و سپس سایر قومیتهای ایرانی بوده‌اند۰

پس شک نداشته باشیم که مسئولیت اصلی وضعیت ناامنی، بی‌ثباتی در استان سیستان و بلوچستان، متوجه آمریکا و گروهها و دسته های همسو با آمریکا و شرکای آمریکاست و سکوت و تماشاچی بودن مردم در برابر ناامن سازی منطقه توسط این مزدوران آنها را نیز شریک جرم خواهد کرد.

پس هشدار همه ی ما باید متوجه آمریکا و حاکمیت دست نشانده پاکستان و گروههای مزدور و افرادی چون سرخوش و حبیب شود که مسئولیت هرگونه ناامن شدن استان مستقیماً بر عهده طراحان و مجریان آن خواهد بود که اگر این ھشدارھا را جدی نگرند باید زیر پایشان گرم کرد و منطقه توسط مومنین اهل دعوت و جهاد برایشان تبدیل به جهنمی شود که در سراسر سرزمینهای اسلامی نزدیک به دو قرن است برای مسلمین درست کردہ اند و باید مزہ ناامنی را بچشند.

 دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (1)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (1)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵، وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) بخش کوچکی از گنجینه اسناد مربوط به پرونده بدنام جفری اپستین را تحت فشار قانون شفافیت اپستین منتشر کرد.

این قانون دو حزبی، افشای کامل تمام اسناد وزارت دادگستری در مورد اپستین را ظرف ۳۰ روز الزامی می‌کرد تا شبکه گسترده قاچاق جنسی و ارتباطات این سرمایه‌دار با نخبگان روشن شود.

با این حال، آنچه در ۱۹ دسامبر به طور عمومی منتشر شد، صرفاً گزیده‌ای به شدت ویرایش شده، پر از خط‌خوردگی، حذف و اضافه بود.

این انتشار جزئی – هزاران صفحه، اما با صدها متن کاملاً ویرایش‌شده، عکس‌های سیاه‌شده و فایل‌های حذف‌شده – خشم عمومی را نسبت به دولت ترامپ برانگیخته و اتهاماتی مبنی بر عدم تمایل به اجرای قانونی که خود تصویب کرده بود، مطرح شده است.

منتقدان، از جمله قانون‌گذاران هر دو حزب، استدلال می‌کنند که چنین شفافیت گزینشی از چهره‌های تأثیرگذار محافظت می‌کند و همزمان از پرونده‌ها به عنوان سلاحی علیه مخالفان سیاسی مانند رئیس جمهور سابق بیل کلینتون استفاده می‌کند.

با بررسی انتشار پرونده‌های ویرایش‌شده، مشخص می‌شود که رویکرد دولت ترامپ قانون را تضعیف می‌کند، نظریه‌های توطئه را تقویت می‌کند و سوالات عمیقی را در مورد پاسخگویی در بالاترین تالارهای قدرت آمریکا مطرح می‌کند.

پرده ویرایش‌ها: نقض قانون زیر نقاب احتیاط

قانون شفافیت اپستین بدون ابهام بود: همه اسناد را منتشر کنید، و ویرایش‌ها فقط برای محافظت از هویت قربانیان، افراد زیر سن قانونی یا تحقیقات در حال انجام باشد. با این حال، اولین دسته از اسناد وزارت دادگستری به شدت بی‌ارزش شد.

بیش از ۵۵۰ صفحه به طور کامل ویرایش شدند، از جمله کل فایل‌های PDF مربوط به هیئت منصفه که در مجموع ۱۰۰ صفحه یا بیشتر بودند. با وجود الزام قانونی برای ارائه توجیه، هیچ توضیحی برای این ویرایش‌ها ارائه نشد.

حتی فاحش‌تر اینکه، حداقل ۱۶ فایل – از جمله عکس‌های ترامپ – اندکی پس از آپلود شدن از وب‌سایت وزارت دادگستری حذف شدند و این امر باعث شد دموکرات‌های مجلس نمایندگان خواستار توضیح شوند. کاخ سفید و وزارت دادگستری هیچ پاسخ فوری ارائه ندادند و این امر به سوءظن‌ها در مورد پاکسازی عمدی دامن زد.

این فقط یک بی‌تحرکی بوروکراتیک نیست؛ بلکه الگویی از طفره رفتن است. تاد بلانش، معاون دادستان کل، از این ویرایش‌ها به عنوان ضروری برای «بررسی محافظت از قربانی» دفاع کرد و قول داد که صدها هزار صفحه اضافی «ظرف چند هفته» منتشر شود.

اما قربانیانی مانند ماریا فارمر، هنرمندی که شکایت اف‌بی‌آی او در سال ۱۹۹۶ در مورد دزدی عکس‌های خواهران زیر سن قانونی اپستین تا حدی (با حذف نام او) افشا شد، نسبت به انتشار ناقص ابراز تردید و خشم کرده‌اند.

قانون‌گذاران نیز خشمگین هستند. رو خانا، دموکرات، به همراه توماس ماسی، جمهوری‌خواه، مقامات وزارت دادگستری را به دلیل عدم رعایت قانون، به استیضاح یا پیگرد قانونی تهدید می‌کنند.

حتی برخی از جمهوری‌خواهان ابراز نگرانی کرده‌اند که این سانسورها می‌تواند وجهه دولت را خدشه‌دار کند و اعتماد عمومی را تضعیف کند.

نکته مهم این است که چنین پنهان‌کاری با لفاظی‌های خود ترامپ در مورد شفافیت در تضاد است. دولت او ادعا کرد که این انتشار «شفاف‌ترین دولت کاخ سفید در تاریخ» را نشان می‌دهد، اما قبل از تصویب قانون، مقامات وزارت دادگستری در برابر افشای بیشتر مقاومت کردند و تنها تحت فشار کنگره تسلیم شدند.

طنز ماجرا قابل توجه است: رئیس جمهوری که زمانی به خود می‌بالید که اپستین را «مانند هر کس دیگری در پالم بیچ» می‌شناسد، اکنون بر فرآیندی نظارت دارد که ارتباطات مستند خود، مانند گزارش‌های پرواز جتش را پنهان می‌کند.

یک سند دادگاه حتی توضیح می‌دهد که چگونه اپستین در دهه ۱۹۹۰ دختری ۱۴ ساله را در مار-ئه-لاگو به ترامپ معرفی کرد. چنین ویرایش گزینشی، بوی تئاتر سیاسی می‌دهد و دفاع ترامپ را بر حقیقت اولویت می‌دهد.

ای امت محمدی، ای قوم مسلمان و اهل سنت بلوچ بیدار شوید

ای امت محمدی، ای قوم مسلمان و اهل سنت بلوچ بیدار شوید

کاتب: خالد سیف الله السملول

از اینکه می بینیم که گروهی چون جیش العدل اعلام می کند که حاضر است با هر گروه کافر و مرتد اپوزیسیون ایرانی متحد شود و مسائل عقیدتی و فکری را نادیده بگیرد و قطعاً حاضر است بلوچهای اهل سنت و جماعت بلوچستان را در این راه کفری قربانی کنند دل هر مومنی خونین می شود.

آیا اینهمه تفرق و خدمت به کفار خارجی و مرتدین محلی کافی نیست؟ حیف نیست یک بلوچ اهل سنت و جماعت هیزم جنگی شود که گروه مرتد رجوی و ربع پهلوی مرتد و سایر مرتدین در کنار آمریکا و اسرائیل سودش را ببرند؟

به یاد بیاوریم که قرن‌ها گذشت، نسل‌ها یکی پس از دیگری زیر خاک شدند، اما امت محمدی صلی الله علیه وسلم یک حاکمیت باعزت و واحد اسلامی در تمام سرزمینهای اسلامی را ندید.

ما هم در قرن خودمان آن روز را ندیدیم، آرزوی دیدنش را داشتیم اما عمرها نزدیک به پایان است و ذلت و تفرقه همه‌جا سایه انداخته است. چرا ذلت در حالی که الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/139) و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می‌آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگانتان) غمگین و افسرده نگردید، و شما (با تأییدات خداوندی و قوّه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می‌کنید) برتر (از دیگران) هستید (و پیروزی و بهروزی از آن شما است ) اگر که به راستی مؤمن باشید.‏

پس باید بدانیم چرا امروز ما پست و ذلیل شدیم؟ چرا دشمن بر ما مسلط است؟ چون ما فقط مسلمانیم و هنوز مومن نیستیم. مومن با مرتدین سکولاری چون گروه رجوی و کومله های کمونیست کُرد و ربع پهلوی مرتد و سایر مرتدین که همه مزدور آمریکا هستند مثل گروه جیش العدل با اسم جدیدش هم مسیر نمی شود.

این ذلت و پستی به خاطر این است که خودشان را عوض کردند و از اهل سنت و جماعت بودن به جبهه ی کفار اصلی و مرتدین داخلی نقل مکان کردند و الله جل جلاله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ (رعد/11) خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی ، از نادانی به دانائی ، از ذلّت به عزّت ، از نوکری به سروری ، و . . . و بالعکس نمی‌کشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند ، و ( این سنّت جاری در اسباب و مسبّبات ظاهری است ، ولی ) هنگامی که خدا بخواهد بلائی به قومی برساند هیچ کس و هیچ‌چیزی نمی‌تواند آن را ( از ایشان ) برگرداند ، و هیچ کس غیر خدا نمی‌تواند یاور و مددکار آنان شود .‏

پس بدانیم که عزت در بازگشت به قرآن و در پرچم «لا إله إلا الله» و در وحدت و انسجام است، نه در همسوئی با آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخلی و سایر شرکای آمریکا و غرب.

ای قوم اهل سنت بلوچ، تا کی خواب؟! تا کی تفرقه؟! تا کی در برابر دشمن، همچون برگ‌های پراکنده در باد؟! آیا دلیل واضحتر از این می خواهید که جیش العدل با چه کفار و مرتدینی هم جبهه ای شده است؟

ای قوم اهل سنت بلوچ و ای مسلمین به صورت عام بیدار شوید: یا وحدت یا نابودی، یا بازگشت به اسلام و اتحاد بر علیه دشمنان مشترک یا ادامه‌ی ذلت، راه سومی وجود ندارد.

نقش آمریکا در فتنه‌سازی منطقه‌ای؛ آمریکا بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد

نقش آمریکا در فتنه‌سازی منطقه‌ای؛ آمریکا بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد

کاتب: محمد اسامه

در پاکستان گروههای مختلفی وجود دارند اما این گروهها به صورت عمده به دو دسته تقسیم شده اند:

  1. دسته ای اسلامگرا و سکولار که مخالف حاکمیت پاکستان هستند
  2. دسته ای دیگر که در زیر پرچم پاکستان و آمریکا بر علیه هند و ایران و افغانستان در حال فعالیتند

آمریکا با سناریو سازی های تکراری که در تمام سرزمینهای اسلامی تحت نفوذش انجام داده دست به تولید فتنه و بحران می زند تا نه تنها از دوستانش بلکه از دشمنانش نیز امتیاز بگیرد.

شما فقط به این فکر کنید زمانی که پاکستان و چین درخواست تروریستی بودن گروه سکولار و مرتد BLA در ایالت بلوچستان پاکستان را می دهند چرا آمریکا چنین درخواستی را وتو می کند؟ تا از پاکستان که آنرا دوست و متحد و زیر دست خودش می داند امتیاز بگیرد.

آمریکا از کانال دستهائی که در حاکمیت پاکستان دارد باز از کانال گروههائی چون لشکر طبیه برای کشمیر تحت اشغال هندوستان و از کانال گروههائی چون جیش العدل جدید و قدیم و انصارالفرقان و… برای ایران فتنه و بحران تولید می کند تا بتواند از ایران به عنوان دشمن اصلی خودش در منطقه امتیازی بگیرد.

این یک واقعیت است که واشنگتن هرگاه در مهار واقعیت‌ها ناتوان می‌شود، بحران‌سازی نیابتی را فعال می‌کند: تهدید، ناامنیِ کنترل‌شده و جنگ روانی.

در این میان، مومنین اهل دعوت و جهاد و دارالاسلامهای ا.ا.اسلامی افغانستان و ایران با شناخت این الگو، باید برای هر سناریوی فشارِ طراحی‌شده در اتاق‌های فکر آمریکا و اجراشده توسط مزدوران منطقه‌ای هوشیار باشند. تجربهٔ دهه‌ها مداخله نشان داده است که آمریکا از «مبارزه با تروریسم» به‌عنوان برچسب سیاسی استفاده می‌کند؛ هدف، مهار استقلال تصمیم و کشاندن بازیگران به پیمان‌های امنیتیِ مطلوب غرب است.

اسم عوض کردن جیش العدل به «جبهه ی مبارزین آمریکائی – پاکستانی» هم نه بحران مشروعیت آن در میان اهل سنت و جماعت بلوچستان و ایران را حل می‌کند و نه جلوی فرسایش ساختار وابسته را می‌گیرد. تاریخ منطقه گواه است:

اتکا به واشنگتن سقوط مزدوران را متوقف نمی‌کند؛ فقط زمان می‌خرد و هزینه را بر دوش ملت‌ها می‌اندازد. آمریکا هرگاه منافعش ایجاب کند، همان متحدان دیروز را قربانی می‌کند.

این روش و سنت آمریکاست که بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد، برچسب امنیتی می‌زند تا استقلال را محدود کند و نیابتی می‌فرستد تا مسئولیت را پنهان کند.

در برابر این راهبرد، مومنین اهل دعوت و جهاد و آگاهان به توطئه های آمریکا در منطقه و بخصوص در میان بلوچها که گروههای نیابتی آمریکا در آن فعال هستند لازم است بر پایبندی بر منهج صحیح اهل سنت و جماعت، انسجام داخلی، استقلال سیاسی و هوشیاری در برابر فشار نرم و سخت آمریکا و مزدورانش ایستادگی کنند و هوشیاری خود را حفظ کنند.

و حقیقتی که بارها تکرار شده، دوباره تکرار خواهد شد:

ملت‌های مستقل با تهدید نمی‌شکنند و با معامله از مسیر خود منحرف نمی‌شوند.

آمادگی دارالاسلام  ا.ا. افغانستان در برابر توطئه‌ها؛ دیدارهای واشنگتن مانع سقوط مزدوران نمی‌شود

آمادگی دارالاسلام  ا.ا. افغانستان در برابر توطئه‌ها؛ دیدارهای واشنگتن مانع سقوط مزدوران نمی‌شود

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حملهٔ دیروز به یکی از مراکز ارتش پاکستان در وزیرستان و هم‌زمانی آن با سفر عاصم منیر به ایالات متحده، بار دیگر پرده از بحران امنیتی–سیاسی مزمن در ساختار حاکمیتی پاکستان برداشت. این رخدادها نشان می‌دهد که ناامنی داخلی و ماجراجویی‌های بیرونی، دو روی یک سکه‌اند که سال‌هاست سیاست‌های وابسته را به بن‌بست کشانده‌اند.

در چنین فضایی، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با درک واقع‌بینانه از محیط پیرامونی، اعلام می‌کند که برای هرگونه سناریوی فشار، فتنه‌سازی و توطئهٔ طراحی‌شده از سوی آمریکا و مزدورانش هوشیار و آماده است. این آمادگی، برآمده از تجربه، انسجام داخلی و استقلال تصمیم‌گیری است؛ نه هیاهوی رسانه‌ای.

دیدار و رفت‌وآمد مقامات وابستهٔ پاکستان با چهره‌هایی چون ترامپِ جنایتکار، نه بحران مشروعیت را درمان می‌کند و نه جلوی فرسایش ساختار وابسته را می‌گیرد. تاریخ منطقه بارها نشان داده است که تکیه بر کاخ سفید، سقوط مزدوران را به تعویق نمی‌اندازد؛ فقط هزینه‌ها را برای ملت‌ها سنگین‌تر می‌کند.

همه باید بدانند که فشار بیرونی جای ثبات را نمی‌گیرد و اتکا به بیگانه، امنیت پایدار نمی‌سازد و فتنه‌سازی علیه همسایه، ناامنی را به خانهٔ خود بازمی‌گرداند.

و در برابر این واقعیت‌ها، دارالاسلام بر استقلال، هوشیاری و صیانت از منافع مشروع خود ایستاده است.

ان‌شاءالله، آینده از آنِ جریان‌های شریعت‌گرا و مستقل است؛ جریانی که بر آمریکا (به عنوان سر افعی) و مزدوران آمریکا تمرکز کرده است ونه با تهدید می‌شکند و نه با معامله از مسیر خود منحرف می‌شود.

ژنرالان پاکستانی که به اخور آمریکا بسته‌اند و خودشان هم در میان بلوچهای ایرانی مزدور پرورند

ژنرالان پاکستانی که به اخور آمریکا بسته‌اند و خودشان هم در میان بلوچهای ایرانی مزدور پرورند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

این اصلاً قابل تصور نیست که کسی خیال کند حکومتهای دست نشانده ی پاکستان و عربستان سعودی که ارباب مشترک آنها آمریکاست در برابر دشمنان آمریکا چون ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و القاعده و سایر گروههای جهادی ضد آمریکائی موضع یکسانی نداشته باشند.

چند سال پیش به صورت اتفاقی از شبکه العربیه وابسته به آل سعود گزارشی مفصل از پایگاههای حزب کمونیستی کومله کُردستان ایران و اهداف و جنگهای مسلحانه ی آنها بر علیه ایران دیدم، در کنار این باز همه می دیدیم که العربیه اولین شبکه ای بود که گزارش فعالیتهای جندالله وابسته به عبدالمالک ریگی را نشر می داد؛ یعنی باید فهمید اینها که خودشان سر در آخور آمریکا و تحت فرمان آمریکا هستند برایشان اصلاً فرقی ندارد از گروهی کمونیستی چون کومله ها بر علیه ایران حمایت کنند یا از گروهی شبه اسلامی چون جند الله ریگی.

به صورت مستقیم و در برخورد با امارت اسلامی افغانستان و حتی ایران هم گاه ادبیات آنها مشترک و ثابت است چنانچه 3 روز پیش فرمانده ارتش دارالکفر طاری پاکستان، عاصم منیر گفت: «طالبان افغانستان باید یا پاکستان را انتخاب کنند یا طالبان پاکستانی را»، یعنی بار دیگر همان حرفی را تکرار کرد که در هفتاد سال گذشته همهٔ مزدوران نظامی پاکستان از حلقوم بیگانگان خوانده‌اند.

اما تاریخ این صحنه را بارها دیده است، هر زمان که در کاخ سفید تازیانه ی فرمان حرکت می‌کند، در ریاض و راولپندی و اسلام آباد صدای پارس و فرمانبرداری اوج می‌گیرد.

این ژنرال‌ها هیچ‌گاه با ارادهٔ خود سخن نگفته‌اند، هر بار که آمریکا دانه‌ای تازه در اخورشان می‌ریزد، از شدت وجد و خوشی عربده می‌کشند و نقاب استقلال از چهره می‌افتد.

ارتشی که خود از ضربه ی یک گروه داخلی در لرزه می‌افتد، اما می‌خواهد برای ملت مجاهد افغانستان خط تعیین کند؟

کدام عزت؟ کدام غیرت؟ کدام استقلال؟

ملت افغانستان با دو قرن تجربه ی استعمار، خوب می‌فهمد صدای اصلی از واشنگتن می‌آید، نه از دهان ژنرال‌های گوش به فرمان مزدور.

اهل سنت و جماعت بلوچستان هم هر گاه سخنان تحریک آمیز گروههایی چون جیش العدل سابق و جدید را شنید بداند که در حال شنیدن ترجمه ی بلوچی فرمانی است که از آمریکا صادر شده و حاکمیت دست نشانده ی پاکستان آنرا به این گروهها رسانده است.

اهل سنت و جماعهت بلوچستان همچون اهل سنت و جماعت افغانستان بر سر اسلامیّت خود معامله نمی‌کند و هم اکنون که جیش العدل نقاب عوض کرده و به جبهه ی مرتدین سکولار ایرانی ملحق شده اهل سنت و جماعت بلوچستان هیچ گاه هم صف با کفار و مزدوران محلی آمریکا وغرب نمی شوند .

تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد: آنانی که برای آمریکا شمشیر زدند، با همان شمشیر ذلیل شدند.

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

کاتب: براهندک بلوچ

جیش العدل جدید که در تنگناه مشروعیت بر اساس فقه امام ابوحنیفه مواجه شده بود و بر اساس فقه مذاهب چهارگانه ی اهل سنت و جماعت نمی توانست «قتال الفتنه»ی خودش را در لباس جهاد فی سبیل الله توجیه کند، و علاوه بر آن، در بیخ گوش پایگاه نظامی آمریکا در ایالت بلوچستان پاکستان سکونت دارد و برای همه واضح و روشن است که آمریکا با چه گروههای مسلحی از در سازش و مدارا وارد می شود و از این جنبه هم وابستگی جیش العدل به آمریکا برای همه روشن شده بود، به همین دلیل لباس سنتی خودش را که دارای ادبیاتی شبه جهادی و شبه اسلامی بود درآورد و با لباس جدیدی به همراه چند گروه فسیل شده ی مجازی تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» اعلام موجودیت کرد.

جیش العدل در این لباس جدیدش خود را بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد مخالف ایران می داند که حاضر است با نادیده گرفتن مسائل عقیدتی و منهجی و سیاسی و غیره با همه ی کفار و مرتدین متحد شود، اما این رویه ی شبه سکولاریستی نیز نمی تواند او را از تنگای مشروعیت نزد بلوچها نشان دهد.

جیش العدل تا کنون نه همچون جماعتی جهادی و شریعت گرای اهل سنت و جماعت عمل کرده است و نه مثل سکولاریستهای مرتدی چون سرخوش و حبیب خود را یک ناسیونالیست سکولار خالص معرفی کرده است بلکه همیشه بین حق و باطل در حرکت بوده و بدون شک حرکت بین حق و باطل اعتدال نیست بلکه عین نفاق است که الله جل جلاله در موردشان می فرماید:

مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا (نساء/143) ‏در این میان سرگشته و متردّدند.  ( گاهی به سوی دین می‌روند و گاهی به سوی کفر می‌دوند. زمانی خویشتن را در صف مؤمنان، و زمانی در صف کافران جای می‌دهند! امّا در حقیقت) نه با اینان و نه با آنان هستند (و گمراه و حیرانند) و هر که را خداوند (بر اثر اعمال زشت و ناپسندش) سرگشته و گمراه کند، راهی برای او (به سوی سعادت و هدایت) نخواهی یافت.‏[تفسیر نور خرمدل رحمه الله]

بر این اساس جیش العدل را نه مومنین اهل دعوت و جهاد قبول داشته اند نه سکولاریستهای مرتد و تنها به عنوان یک ابزار توسط آمریکا و شرکای آمریکا از کانال حکومت مزدور و دست نشانده ی پاکستان، جهت امتیاز گیری از ایران مورد استفاده قرار گرفته و بعد از استفاده نیز یا موقتا نادیده گگرفته شده و دور ریخته شده است و یا حتی به صورت موقت نیز توسط پاکستان مورد معامله ی با ایران قرار گرفته است.

این بی اعتباری نزد مومنین اهل دعوت و جهاد و کفار سکولار خارجی و محلی را هم جیش العدل جدید و قدیم می داند و هم مومنین و هم کفار آشکار و محارب اشغالگر خارجی چون آمریکا و هم رژیمهای دست نشانده ای چون آل سعود و پاکستان که اخیراً با هم بر علیه ایران پیمان امنیتی بسته اند.

با این وجود جیش العدل در لباس جدید«جبهه ی مبارزین آمریکائی- پاکستانی» اگر نمی توانند با شعارهای اسلامی و جهادی مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد را به سوی خود بکشانند، و همچنین قادر نیستند با شعارهای سکولاریستی خالص برای خود نیرو جذب کنند در اقدامی تکراری که توسط تمام گروههای به بن رسیده چون دارودسته ی رجوی و کومله ها و دمکراتهای کُردستان ایران و گروههای قومیتی اهواز و… سعی دارند با نصب چند پرچم در چند نقطه ی مختلف نشان دهند که پایگاه مردمی دارند و به اصطلاح مردمی هستند.

پایگاه مردمی را امثال حماس و جهاد اسلامی و جبهه یمقاومت اسلامی دارد که مسلمین موجود در جبهه ی مقاومت، خود و تمام آنچه داشتند را در راه جهادی که حماس و جهاد اسلامی و جبهه ی مقاومت اسلامی بر علیه آمریکا و صهیونیستها شروع کرده بودند فدا کردند و در نهایت هم به پیروزی رسیدند نه یک مشت مزدور آمریکا که یک نفر می تواند از زاهدان تا چابهار را در عرض کمتر از 24 ساعت با ماشین شخصی خودش طی کند و سر راهی به هر کوچه و درب خاک متروکه و سطل آشغال و تیر برقی که رسید پرچمی بچسباند و بعد با دغل بازی بگوید:” برافراشته شدن پرچم جبهه مبارزین مردمی پس از فراخوان فعالیت مدنی”.

این عوام فریبی و بازی را تمام به بن بست رسیده ها انجام داده اند و جیش العدل هم که از اهل سنت و جماعت بلوچستان و مومنین اهل دعوت و جهاد ناامید شده به جای ملحق کردن خود به گروههای سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی و جبهه ی تحت پرچم آمریکا، بهتر است توبه کند و به دامان اهل سنت و جماعت  برگردد و اگر خواهان امر به معروف و نهی از منکر است آنرا بر اساس منهج اهل سنت و جماعت انجام دهد.

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

تمام گروههایی که زیر پرچم آمریکا و مزدوران آمریکا بر علیه دشمنان آمریکا و غرب در حال جنگ هستند روزی که وقت مناسبش برسد باید موضع خود را آشکار کنند و رسماً تحت پرچم آمریکا و شرکای آمریکا در بیایند.

جولانی در سوریه با تفکرات سلفیت و جهادی به سبک داعش شروع کرد و به تدریج به القاعده پیوست و به آنهم خیانت کرد  تا اینکه با کمک همین جهادی های فریب خورده که وعده ی حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و … را به آنها داده بود آنها را فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها خرج کرد و به حاکمیت رسید اما نه حاکمیت اسلامی برقرار شد نه شرع الله تطبیق شد بلکه رسماً و آشکارا با شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا در آمد و سوریه را نیز به میدان بازی صهیونیستها و ترکیه و آمریکا و شرکایش تبدیل کرده است.

در این سو و در پاکستان نیز لشکر طبیه که تحت سرپرستی حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان سالهاست با شعارهای اسلامی و با نام دفاع از مردم کشمیر اشغال شده ی تحت سلطه ی هند می جنگد امروزه مجبور شده است آشکارا موضع خود را بیان کند .

قاری یعقوب شیخ، یکی از رهبران ارشد گروه لشکر طیبه و از نزدیکان حافظ سعید، بنیانگذار این گروه در ویدئویی ابتدا انتصاب عاصم منیر را به عنوان رئیس نیروهای دفاعی پاکستان تبریک گفته و سپس به امارت اسلامی افغانستان هشدار می‌دهد که فعالیت‌های ضد پاکستانی را از خاک افغانستان متوقف کنند و از کابل ‌می‌خواهد به اسلام‌آباد تعهد بدهد که حتی یک گلوله از خاک افغانستان به سمت پاکستان شلیک نخواهد شدو با تهدید گفت اگر این اطمینان را ندهید بدانید که برای دفاع از پاکستان قاطعانه در کنار ارتش ایستاده‌ایم[آماده مقابله با افغانستان هستیم].

جیش العدل هم با هر نقابی خودش را نشان دهد از این قاعده مستثنی نیست و روزی باید رسماً اعلام کند هر کسی بر علیه آمریکا و صهیونیستها و حکومت پاکستان باشد باید حساب پس بدهد و…

جیش العدل که در نقاب و لباس جدید «جبهه ی مبارزین مردمی» خودش را نشان داده و حتی اصطلاحات اسلامی و شعار الله اکبر را نیز از پرچم خود برداشته دیگر فرقی با کسانی از اپوزیسیون مخالف ایران چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و … که خواهان اتحاد با آنهاست ندارد و روزش برسد آنها را چون باند جولانی و لکشر طیبه در کنار ارتش کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی خواهید دید.

این است ثمره ی قتال فی سبیل آمریکا و شرکای آمریکا.