اما این‌گونه شد، پس باور کن!

اما این‌گونه شد، پس باور کن!

به قلم: أدهم شرقاوي
برگردان: دکتر مهشید حسینی

اگر چهل سال پیش درحالی که تصویری از ارتش‌های عربی که بیش از شش ساعت در برابر ارتش اشغالگر دوام نیاودند در ذهنت بود و به تو می‌گفتند که این پیرمرد بر روی ویلچر نشسته، در آستانه‌ی تشکیل جنبشی برای ایستادن در برابر این ارتش اشغالگر است، این حرف را باور می‌کردی؟ اما چنین شد، پس باور کن.

اگر به تو می‌گفتند که این شیخ نشسته بر روی ویلچر، ستون‌های دولتی را که گویی دختر لوس این سیاره است، تکان می‌دهد و تنها به همین دلیل هلیکوپتر‌های آپاچی ارتش این دولت در مقابل مسجد منتظر او ماندند تا در حال بازگشت از نماز صبح (او را ترور کنند)! زیرا به این باور رسیده بودند که چرخ‌های ویلچر او از رد تانک‌های‌شان محکم‌تر است، باور می‌کردید؟ اما این اتفاق افتاد، پس باور کنید!

اگر به تو گفته‌ می‌شد که ماجرا با سنگ، چاقو، کوکتل مولوتف و یک تپانچه‌ی بسیار اولیه که گلوله‌اش را باید با کف دست در آن نگه داری، شروع می‌شود، باورت می‌شد؟! اما این‌گونه شد، پس باور کن!

اگر به تو می‌گفتند کسانی وجود دارند که بر خلاف نظم جهان هستی و قوانین شناخته‌شده‌ی آن حرکت می‌کنند و همان‌قدر عجیبند که ببینید رودی به جای پایین آمدن از کوه، از آن بالا می‌رود؛ در حالیکه شما می‌دانید که رودها نمی‌توانند از کوه بالا بروند! و همین‌ها تصمیم گرفتند از سنگ، چاقو و کوکتل مولوتف به سمت ساخت اولین موشک بدوی خود حرکت کنند، آیا آن را باور می‌کردی؟ اما این اتفاق افتاد، پس باور کن!

اگر به تو می‌گفتند مردی در دانشگاه فناوری ویرجینیا تدریس می‌کرد، به هنگام روئیت آن موشک بدوی کشورش، گفت: وقتی آن‌ها به من نیاز دارند، من اینجا چه کار می‌کنم؟
و برگشت و مغزش را به‌کار گرفت و تمام وجودش را برای توسعه‌ی سامانه‌ی موشکی مقاومت گذاشت، تا اینکه موشک مورد علاقه‌ی خود یعنی عیاش ۲۵۰ را بسازد!
بله، شما عدد را اشتباهی نخوانده‌اید… این مرد فرودگاهی را در ۲۵۰ کیلومتری شهر محاصره شده‌ی خود موشکباران کرد، آیا اگر همه‌ی این‌ها را به تو می‌گفتند، باور می‌کردی؟ اما اینطور شد، پس باور کن!

اگر به تو می‌گفتند آن چند نفری که کار را با سنگ و چاقو و کوکتل مولوتف شروع کردند، در عرض چند سال و فقط چند سال، در حالی که در محاصره بودند، تبدیل به یک ارتش عظیم دارای گروه‌ها و تیپ‌ها و لشکر‌های نخبه، صاحب واحد‌های زبده‌ی نظامی، واحد موشکی، سازمان اطلاعات، دسته‌های نینجا و سلاح‌های مهندسی، یک گردان از هواپیماهای بدون سرنشین و کنترل از راه دور شدند، آیا باور می‌کردی؟ اما این‌گونه شد، پس باور کن!

اگر به تو می‌گفتند که روزی در حالی که همه‌ی دنیا بی‌خبر بود، همین افرادی که با سنگ و چاقو و کوکتل مولوتف کار را شروع کردند، لشکر غزه را تشکیل دادند که در عرض چهل دقیقه به طور کامل در سرزمین‌های اشغالی پیشروی کردند و چکمه‌هایشان را روی سر سربازان اشغالگر گذاشتند و برخی از آن‌ها را کشتند و اسیر کردند، باور می‌کردی؟

اگر یک سال پیش به شما می‌گفتند که چند انسان در محاصره، هواپیما می‌سازند و به قوی‌ترین ارتش منطقه حمله می‌کنند، باور می‌کردی؟

اگر یک سال پیش به تو گفته می‌شد که هواپیماهایی که آن‌ها در آهنگری ساخته‌اند، واقعاً پرواز می‌کنند و توسط ماهواره‌ها شناسایی نمی‌شوند و رادار گریز نیز هستند، آیا باور می‌کردی؟

اما اکنون می‌دانی که آن‌ها معجزه آفریدند!

اگر اکنون به شما بگویند که این لشکر هرگز شکست نمی‌خورد و زمان زیادی باقی نمانده که آن‌ها را در صحن مسجدالاقصی ببینی، ممکن است باز هم باور نکنی… اما به خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، که این اتفاق خواهد افتاد، پس آن را باور کن!

به همین سادگی زمین مسلمین فلسطینی توسط اشغالگران سکولار صهیونیست مصادره می شود

به همین سادگی زمین مسلمین فلسطینی توسط اشغالگران سکولار صهیونیست مصادره می شود

به نظر عجیب می اید که شب بخوابی و صبح که بیدار میشی و می‌ری سر زمینت برای کار این تابلو مصادره زمینت برای یکسری غریبه رو ببینی؟

نه؛ برای فلسطینی‌ها عجیب نیست! تابلو مصادره که خوب است، دستور تخریب خانه با بولدوزر، آتش زدن شبانه خانه و زندگی‌ات وقتی خوابی و… را سالهاست مردم کرانه باختری تجربه می‌کنند!

این تابلو هم که امروز بر سر زمین‌های فلسطینیان جبل صبیح زده شده اعلام سلب مالکیت این زمین‌ها به نفع دولت اسرائیل است!…

اول محرم الحرام مصادف است با شهادت اولین شهید محراب خسر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم خلیفه دوم مسلمین عمر فاروق رضی الله عنه

اول محرم الحرام مصادف است با شهادت اولین شهید محراب خسر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم خلیفه دوم مسلمین عمر فاروق رضی الله عنه

به قلم : مجاهده مهاجره

غم انگیزترین مطلب  ، شهادت امیرالمؤمنین  عمر بن خطاب خلیفه عادل مسلمین .

هنگامیکه عمر (رضی الله عنه) خنجر خورد برایش شیر آوردند شیر را نوشید از جایی زخمش شیر بیرون شد .

طبیب برایش گفت :ای امیر المؤمنین وصیت کن چون از دنیا می روی…!!

فرزندش عبدالله بن عمر را صدا زد و برایش گفت :برو حذیفه بن یمان را نزد من بیاور …

حذیفه آمد ، همان صحابی که رسول الله (صلی الله علیه و سلم ) لیست و جدول نامهایی منافقین را برایش داده بود ، غیر از الله ، و رسولش و حذیفه کسی آنها را نمی شناخت .

عمر رضی الله عنه در حالیکه خون از زخمهایش جاری بود گفت : ای حذیفه بن یمان ترا به خدا قسم می دهم آیا رسول خدا صلی‌ الله‌ علیه‌ و سلم نام مرا در میان منافقین ذکر نکرده ؟

حذیفه رضي الله عنه یک لحظه سکوت کرد و اشکهایش جاری شد و سپس گفت :مرا امین بدان بر سِرّی که نمیتوانم آن را بگویم .!

حضرت گفت : قسمت می دهم بگو که آیا اسم من هم میان نامهایی منافقین است .؟

حضرت حذیفه رضی الله عنه در گریه شد و فرمود :برای تو میگویم و برای کسی دیگری نمیگویم ، به خدا قسم نام تو میان نامهایی منافقین نیست ..

سپس حضرت عمر برای فرزندش عبدالله گفت:از کارهای دنیا یک چیز باقی مانده است
عبدالله گفت : آن چیست ای پدر ..؟
گفت : اینکه در پایان پای رسول الله (صلی الله علیه و سلم) دفن شوم …

ای فرزندم نزد عائشه ام المؤمنين برو نگو که امیر المومنین بلکه بگو عمر اجازه می خواهد تو صاحب خانه هستی اگر اجازه دهی که عمر در پایان پای دو رفیقش دفن شود ..

حضرت عائشه رضی الله عنها در جواب گفت : بلی من آنجا را برای خودم نگاه کرده بودم ، حالا برای عمر می دهم …!!

عبدالله خوشحال برگشت و گفت :
ای پدر اجازه داد ، بعد از آن دید که رخسار پدرش بر روی خاک است ، عبدالله نشست و سر پدرش را بر روی زانوی خود گذاشت ، عمر رضی الله بسوی فرزندش نگاه کرد و گفت: چرا رخسار مرا از روی خاک برداشتی ….؟
گفت: ای پدر جان !
عمر در جواب گفت : رخسار پدرت را بر روی خاک بگذار تا اینکه رویش خاک آلود شود ، هلاک می شود عمر اگر فردا پروردگارش اورا نیامرزد ….!!

و عمر بعد از وصیت کردن به فرزندش وفات نمود به فرزندش گفت :
تابوت مرا برداشتی و در مسجد رسول الله صلی الله علیه و سلم  بر بالای من نماز خواندید ، ببینید که حذیفه به من راست گفته است ، اگر بر بالای من حذیفه نماز جنازه خواند ، سپس مرا بسوی خانه رسول الله صلی الله علیه و سلم ببر ….

و نزدیک دروازه ایستاد شو صدا بزن بگو :

ای مادر ! فرزندت عمر ، امیر المومنین نگو میشود که از نام من حیا کند و اجازه دهد ، اگر اجازه نداد مرا در قبرستان مسلمانان دفن کن ….!!

عبدالله تابوت امیرالمؤمنین را بسوی مسجد حمل می کرد ، دید که حذیفه رضی الله و در جنازه شریک شد ، ابن عمر خوشحال شد ، و تابوت را بسوی خانه ام المؤمنين عائشه رضی الله عنها متوجه ساخت و صدا زد ای مادر !
فرزندت عمر در دروازه است برایش اجازه می دهی …؟؟
عائشه رضی الله عنها گفت : داخل بیاورید ..

سپس عمر (رضی الله عنه )در جوار دو رفیقش دفن گردید…

الله تعالی عمر ابن الخطاب را رحم کند
کسی بود که زمین را از عدالت پر نمود ، و از الله خوف شدید داشت ، با وجودیکه رسول الله صلی الله علیه و سلم او را به بهشت مژده داده بود.
               ( رضی‌الله‌عنه )
ما به حالت خود یکبار نگاه کنیم که آیا از ما پروردگارمان راضی است یا خیر؟

اللهم اهدنا الی صراط المستقیم  هداية لانشقى ولانضل بعدها ابداً …

هرگاه خواندی و تمام کردی یک درود به رسول الله صلی الله علیه و سلم بفرست .

‌ از بین بردن اتحاد مسلمانان

‌ از بین بردن اتحاد مسلمانان

به قلم: محمد قاسم صیفوری

لورنس براون می‌گوید: اگر مسلمانان تحت یک حکومت، متحد شوند ممکن است به یک کابوس برای جهان تبدیل شوند ولی اگر متحد نباشند مایه خیر و برکت خواهند بود چرا که در آن موقع، آن‌ها ضعیف می‌شوند و قدرتی نخواهند داشت.

تاریخ‌نگار مشهور آرنولد توین بی می‌گوید: اتحاد اسلامی در خواب است ولی لازم است یادآوری کنم که هر لحظه ممکن است از خواب بیدار شود.

  امروزه جهان کفر از این اختلاف و پراکندگی ما استفاده‌ای کافی را می‌برند. آنچه که برای لازم است اتحاد و همدیگرپذیری است. نگذاریم بنام قوم و قبیله و بنام مذهب و نژاد ما را تکه‌تکه کنند. چون کوچک‌ترین اختلاف ما بزرگ‌ترین دست‌آورد دشمن است. متأسفانه امروز در این دیار عزیز ما افغانستان جنگ فکری دشمنان چنان کار کرده است که حتی بعضی‌ها حاضر نیستند با بعضی اقوام دیگر سلام بدهند!

مارا چه شده به کدام طرف روان هستیم؟
چرا به خود نمی‌آیم؟
و چرا درک نمی‌کنیم.؟
و چرا بیدار نمی‌شویم؟

فرانسه و انگلیس و چین و روس و آمریکا و بقیه جهان شرق و غرب، با ما دوست‌ شدنی نیستند. کسی که با غم و شادی ما شریک و در کنار ماست، آن خود ما هستم. و کسی که وطن ما را می‌سازد آن خود ما هستیم. چرا خود را بخاطر منافع و خواهشات کفار قربان می‌کنیم. اصلاً می‌دانیم که چه کار را انجام می‌دهیم!

مقایسه‌ی نظام اخلاقی اسلامی با نظام اخلاقی موجود در غرب سکولار

مقایسه‌ی نظام اخلاقی اسلامی با نظام اخلاقی موجود در غرب سکولار

کاتب: محمد قطب رحمه الله

به اعتقاد ما غرب ( سکولار) فاقد اخلاقی حقیقی و اصیل است؛ زیرا اخلاقی که در معاملات و زندگی روزمره‌ی غربیان دیده می شود، اخلاقی سودجویانه است که هدفش جلب منفعت در زندگی دنیوی است و بس.

غربیان از تاجران زیرکِ یهود که در دو قرن اخیر بر مقدّرات اروپا مسلط شده بودند، آموختند که اظهار دوستی و مهربانی با مشتری، راستی با وی و امانت در رفتار موجب دوام بیشتر بازار و سودشان می باشد تا فریب و دروغ و خلف وعده و… .

لذا خود را به این اخلاق سودآور عادت دادند و فرزندانشان را هم با این اخلاق به خوبی بار آوردند که تلاشی حقیقی، بررسی شده و منظم برای آن به عمل آورده شده و می‌شود و عملا در متن زندگی مردم خوش سیما و نیکو می نماید.

ولی اخلاق در اسلام -در صورت صحیحش- ارزشهای حقیقی اصیلی است که نه هدف آن سود مادی است و نه بر اساس آن استوار است. و هدفش تنها وفا به عهد بسته شده با خداوند است و بر اصل عبادت خداوندِ متعال استوار است.

همچنین جزو ارزشهای اصیل مربوط به تمدن به حساب می آید؛ چون دارای رنگ انسانیت است بدون اینکه به جنس یا رنگی منحصر و محدود شده باشد؛ این اخلاق از انسان به اعتبار اینکه انسان مؤمنی است صادر می شود و برای انسان است حتی اگر بدانچه مسلمانان به آن ایمان دارند، ایمان نداشته باشد.

مناظره امام ابوحنیفه با ملحدین زمانش

مناظره امام ابوحنیفه با ملحدین زمانش

به قلم: عبدالرحمن براهویی

ملحدین از امام ابوحنیفه سوال کردند که پروردگارتان در چه سالی به وجود آمده است؟ امام پاسخ داد که الله متعال قبل از تاریخ و زمان موجود بوده و قبل از او کسی نبوده است. امام از آنان‌ سوال نمود: قبل از چهار چه عددی است؟ گفتند: سه. باز از آنان‌ پرسید قبل از سه؟ گفتند: دو. پرسید قبل از دو؟ گفتند: یک. برای آنان گفت: قبل از یک چه عددی است؟ گفتند: هیچ عددی قبل از یک نیست. امام فرمود: هنگامی‌که قبل از واحد عددی هیچ عددی نیست، پس چطور قبل از واحد حقیقی که الله متعال باشد، کسی باشد! براستی که او قدیم است و قبل از او کسی نیست.
ملحدین سوال کردند که پروردگارت به چه جهتی روی می‌آورد؟
امام در پاسخ از آنان‌ سؤال نمود: اگر شما فانوسی را در مکان تاریک بگذارید، نورش به کدام جهت است؟ گفتند: به هر جهت (نور می‌دهد).
امام فرمود: پس هنگامی‌که نور صنعتی به این گونه است، پس الله که نور آسمان و زمین است چگونه می‌شود!
ملحدین سوال کردند: از ذات پروردگارت چیزی برای ما بگو: آیا مثل آهن سخت است یا مثل آب روانِ یا مثل دود و بخار جاری است؟
◻️ امام در پاسخ فرمود: شما تا حالا بالای سر مریضی که در حال جان دادن است نشسته‌اید؟ گفتند: نشسته ایم. فرمود: بعد از مرگ با شما صحبت کرده است؟ گفتند: خیر. باز گفت: آیا قبل از مرگ تحرک و صحبت می‌کرد؟ گفتند: بله. امام فرمود: چه چیزی حالت او را تغییر داد؟ گفتند: خارج شدن روح. امام فرمود: این روح را برایم توصیف کنید که مثل آهن جامد است یا مثل آب روانِ و یا مثل دود و بخاری جاری است؟ گفتند: ما در مورد روح چیزی نمی‌دانیم. امام فرمود: شما هنگامی که به حقیقت روح که مخلوق است علم ندارید، پس چگونه از من می‌خواهید که ذات الهی را برای شما توصیف بکنم؟

آیا حضرت محمد خشونت طلب بود؟ مقایسه آمار کشته های جنگ های پیامبر با جنگ جهانی اول


آیا حضرت محمد خشونت طلب بود؟ مقایسه آمار کشته های جنگ های پیامبر با جنگ جهانی اول

نویسنده: دکتر راغب سرجانی

دکتر راغب السرجانی ، پژوهشگر تاریخ اسلام ، در مورد تعداد کشته های غزوات پیامبر (ص) می نویسد: ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ … ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩه اﻡ، ﺣﺎﻝ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ، ﺳﭙﺲ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺭﺍ تجزیه و تحلیل کنم ﻭ ﺑﺎ عصر و دنیای کنونی ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﻢ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ. کل ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ پیامبر(ص) – ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﺍﻧﺠﺎﻣﯿﺪ -۲۶۲ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭ همچنین ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﯿﺰ ۱۰۲۲ ﮐﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺩﺭ تهیه ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ بسیار کوشیدم ﮐﻪ شمار ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ با دقت ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﻢ، ﺣﺘﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ نه ﺩﺭ نبرد رودرو بلکه به خاطر ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺻﺤﯿﺢ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩ، ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺿﻌﯿﻒ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﺭﻗﺎﻡِ ﮐﻢ ﺭﺍ ﺫﮐﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻫﻨﺪ، ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻨﻢ.
ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، به این نتیجه رسیدم که ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻞ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﻓﻘﻂ ۱۲۸۴ نفر ﺑﻮﺩ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ این ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﮑﻨﺪ ﮐﻪ: ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮﯾﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ.
ﻧﺴﺒﺖ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻓﻘﻂ %۱ بود، ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻓﻘﻂ %۲ بود، ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﮐﻞ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﻓﻘﻂ ۱٫۵% ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ شمار ﻧﺎﭼﯿﺰ – ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۲۵ ﯾﺎ ۲۷ ﻏﺰﻭﻩ ﻭ ۳۸ ﺳﺮﯾﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﻌﺎ ۶۳ ﺟﻨﮓ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ – ، ﺩﻟﯿلی است روشن ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﻧﯿﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ را که ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﻨﮓ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﯾﻦ است ، ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ شگفت زده ﺷﺪﻡ!
ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ۱۵٫۶ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺗﻌﺪﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ۵۴٫۸ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۳ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮﻫﺎﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ! ﺳﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻏﯿﺮ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺗﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻨﻔﺠﺮﻩ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﻤﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ، ﻭ نسل کشی به معنی واقعی رخ می داد !
افزون بر این موجب ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺯﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎ ی اقتصادی ﻭ ﺁﻭﺍﺭﻩ شدن ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﻧﻔﺮمی شد. ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﺕ ﯾﮏ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ ﻭ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﻫﺎ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ هم ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ هم ﺍکنون ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ! ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ، ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺁﻟﻤﺎﻥ، ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ، روسیه ﻭ ﮊﺍﭘﻦ .

ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﯽ ﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ؟! ﻭ ﺣﺎﻝ ﮐﺠﺎﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟! ﺍﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ(ص) ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ، ﻫﺮ انسان ﻣﻨﺼﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﻨﺪ . . . .
فتح مکه ، بارزترین نمونه اقتدار و رحمت :
رسول الله (ص)به همراه جمعی از یارانش در سال ششم هجرت ، ماه ذی القعده برای گزاردن عمره عازم مکه شد. قریش مانع ورود آنان گردید و پس از گفتگوهای بسیار ضمن انعقاد پیمان صلح ده ساله در محلی به نام حدیبیه، قرار گذاشتند که آن سال مسلمانان بدون انجام عمره به مدینه باز گردند و سال بعد مجاز باشند برای گزاردن عمره وارد مکه شوند . در این پیمان مقرر کرده بودند که اقوام و قبایل مختلف بتوانند با هریک از طرفین معاهده ائتلاف کنند و مشمول حقوق مندرج در قرارداد بشوند؛ قبیله¬ی خزاعه در طرف مسلمانان و قبیله بنو بکر در جانب قریش قرار گرفتند . پس از مدتی بنو بکر با پشتیبانی قریش به قبیله ی خزاعه که هم پیمان پیامبر بود حمله کرده، جنگ جدیدی را آغاز کردند.
خبر این واقعه به وسیله‌ی عمرو بن سالم خزاعی به مدینه رسید و سبب حرکت مسلمانان به سوی مکه و فتح آن شد. نکته شایان توجه این است که با وجود قدرت و اقتدار کامل مسلمانان ، و آزار و اذیت های بی حد و حصری که از دیرباز از مکیان کشیده بودند، زادگاه پیامبر بی خونریزی و در نهایت مسالمت و شفقت تسخیر شد. . به توصیه رسول اکرم(ص) با شعار«الیومُ یومُ المرحمۀِ»(امروز روز مهرورزی است) ، وارد مکه شدند . پیامبر رحمت خانه بزرگترین دشمنش ،ابوسفیان، را مأمن مردم کرد و به شهادت تاریخ، شهر مکه در چنان روزی هرگز هیأت شهر جنگ زده و اشغال شده را به خود نگرفت 

امام شافعی در  وصف غزه فلسطین

امام شافعی در  وصف غزه فلسطین

ارائه: فرشته چادری

امام بزرگ شافعی رحمه الله یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت در غزه متولد گردید و در خردسالی برای تحصیل علم به حجاز سفر کرد ولی همواره عشق و محبت غزه همراهش بود.
ایشان در مورد شهر با عزت غزه  زادگاهش این اشعار را سرود:

*وَإِنِّي لَمُشْتَاقٌ إِلَى أَرْضِ غَزَّةٍ*
          *وَإِنْ خَانَنِي بَعْدَ التَّفرُّقِ* *كِتْمَانِي*
*سَقَى اللّه أَرْضَاً لَوْ ظَفِرْتُ بِتُرْبَها*
     *كَحَلْتُ بِهِ مِنْ شِدَّةِ الشَّوْقِ أَجْفَانِي*

“من مشتاق سرزمین غزه ام اگر چه بعد از جدایی از غزه پنهان داشتن محبتش به من خیانت کرد [یعنی محبتش را پنهان کردم و این پنهان کاری در حق من خیانتی بود]
خدا سرزمین غزه را سیراب کند که اگر به آن برسم از شدت عشقم به او  پلک هایم را با خاکش سرمه می کشم “

اگر شافعی رحمه الله امروز زنده بود چه می کرد و در حق سرزمین غزه چه می سرود؟!!

داستان اسلام آوردن خانم مارگارت ماركوس

داستان اسلام آوردن خانم مارگارت ماركوس

ارائه: ماهدیم بلوچ

مارگارت ماركوس / او در سال 1934 از پدر و مادري يهودي در نيويورك به دنيا آمد.
او از همان كودكي با آنچه كه در جامعه يهودي و مادي انجام ميگرفت، روي خوشي نشان نميداد و در دوران نوجواني و جواني نيز از سينما، رقص و موسيقي پاپ بدش ميآمد و با هيچ پسري دوست نشد و در اجتماعات مختلط شركت نميكرد.

پس از اتمام دروس دبيرستان در سال ،1952 در رشته مطالعات ادبي در دانشگاه نيويورك به تحصيل ادامه داد اما مدتي بعد بيمار شد و در بيمارستان بستري گرديد.

در ايامي كه در بيمارستان بستري بود به مطالعه اديان و از جمله دين اسلام پرداخت.

او ترجمه انگليسي قرآن مارمادوك (محمد) پيكتال را چندين بار مطالعه نمود و شيفته مفاهيم عالي اين كتاب بزرگ شد و در درون خود به اين اعتقاد رسيد كه آن حتماً يك كتاب آسماني است.
از آن پس او به تحقيق عميق در مورد قرآن و اسلام پرداخت و حتي با شخصيت هاي اسلامي مانند ابوالاعلی مودودی مكاتبه نمود.
سرانجام در سال 1961 به دفتر بعثه اسلامي در بروكلين مراجعه نمود و در آنجا رسماً در حضور داود فيصل دعوتگر اسلامي مسلمان شدن خود را اعلان نمود و نام خود را به مريم جميله تغيير داد.
يك سال بعد به دعوت استاد مودودي به پاكستان رفت، و در سال 1963 با دعوتگر اسلامي محمد يوسف خان ازدواج نمود كه ثمرة ازدواج آنها چهار فرزند ميباشد.
او جامعه اسلامي را دعوت مي كند كه به كتاب خدا و سنت پيامبرش چنگ زنند و از اختلاف با هم اجتناب ورزند و وقت گرانبهاي خود را صرف امور ناچيز و تفرقه آميز ننمايند.
او داراي تأليفاتي است از جمله:

* منشور نهضت اسلام،

* اسلام و غرض ورزي هاي خاورشناسان،

* نقش اسلام در برابر غرب،

*  اسلام و مدرنيسم،

* اسلام در تئوري و عمل،

* اسلام در برابر اهل كتاب (يهودي، مسيحي، زرتشتي و صابئين) در گذشته و حال،

* احمد خليل شرح حال يك پناهندة عرب فلسطين،

*  اسلام مورد حمله از خارج و داخل،

*  تمدن غرب بالذات محكوم است،

* شهداي حركت اسلامي در عصر جديد،

* مكاتبات با مودودي و جاذبه اسلام

.

غزه سقوط نخواهد کرد

غزه سقوط نخواهد کرد

به قلم: ادهم شرقاوی
مترجم: عمر قادری

به دوستان غزه که بیم سقوطش را دارند می‌گوییم:
مطمئن باشید غزه قوی‌تر از آن است که شما فکر می‌کنید!
به بدخواهان غزه که منتظر سقوطش هستند می‌گوییم: خفه شوید! قبل از اینکه سقوط غزه را ببینید خواهید مرد، پایداری غزه از عُمر شما طولانی‌تر است!
هرچند مانند تمام شما غزه را دوست دارم، اما این سخن من یک سخن عاطفی نیست و هرچند مثل تمام شما طرفدار غزه هستم، اما این ادعای من منشأ انگیزشی و هیجانی ندارد و باورم بر این است که “سخن” سلاح است. مگر نمی‌بینید که پیامبر ﷺ اشعار حسَّان بن ثابت را برای قریش از نوک تیر تیزتر می‌دانست؟!
امّا درک واقع در گرو مطالعه سنت مبارزه است.
از آن زمان گذشته که غزه بذر بود و حذفش ممکن بود، اینک زمان برداشت است!
تنها ضربه‌ای که اکنون می‌توانند به این درخت بزنند شکستن شاخه‌ای از شاخه‌های آن است، اما انشاءالله ریشه‌کنی آن محال است.
درخت چنانچه در حیات باشد برای شاخه‌های شکسته گریه نمی‌کند، بلکه به جای آنها شاخه‌های تازه سبز می‌کند!
عمر دولت اشغالگر در پیش‌بینی‌های خودشان و پیش‌بینی‌های ما و قبل از همه چیز با توجه به تغییر توازن قوا در بیست سال گذشته کوتاه‌تر از آن است که فرصت شکست غزه را داشته باشد و بخواهد پس از شکست غزه بیاساید. این خیال را به گور خواهند برد!
جوانانت را آموزش ده، گردان‌ها را آماده کن، تونل بساز، سلاح تولید کن و یک آغوش گرم ملی برای خود فراهم ساز که خون فرزندان و ارواحشان را فدایت گردانند، سپس راه را از نو آغاز کن.
خوشبختانه برای دولت اشغالگر نه وقت زیادی مانده و نه سرباز، بلکه وقت انتخاب سربازی فرا رسیده است که ریشه دولت اشغالگرشان را از بیخ برکند. آنان این سرباز را همواره دیده‌اند و به کوری چشم نتوانسته‌اند که مانع رشد و بزرگ شدنش بشوند، دقیقا مانند بزرگ شدن موسی جلو چشم فرعون.
جایگاه، مسؤولیت و افتخارات غزه این حق را به آن داده است که نقش این سرباز را ایفا کند و هر شرافتمندی باید در تعمیق، تقویت و پشتیبانی آن بکوشد و بدون منت نهادن بر غزه این‌گونه خدا را عبادت کند و هرکسی خود را بی‌نیاز از این عبادت می‌داند، صد البته خدا از او بی‌نیاز است!
قافله حرکت کرده و به امید خدا مانعی آن را متوقف نمی‌کند و مسیر آن به سوی صحن مسجد الاقصی است و فردا برای کسی که در انتظارش است چه نزدیک!
(این مقاله را قبل از جنگ نوشته‌ام، خدا را سپاسگزارم که به من فرصت داد تا حقیقت آن را ببینم.)