
مثلث تزویر و مروجان سکولاریزم از بلعمهای باعورای لندن و دمشق تا فتنهی زاهدان
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
هم اکنون که دارالاسلامِ افغانستان پس از دههها جهاد، پرچم نفاذ شریعت الله را برافراشته، جبههای نوظهور از «علمای سوء» و دینفروشان با نقاب خیرخواهی، تیغ بر پیکرهی امت اسلامی میکشند. این جریان که به عنوان «مثلث سکولاریسم» شناخته میشود، با پیوند میان سلفیت نجدی درباری و قرائتهای تحریفشدهی حنفی، مأموریت یافته تا مبانی پوشالی «اسلام آمریکایی» را در منطقه، بهویژه علیه نظام نوپای امارت اسلامی، ترویج کند.
این شبکه با مرکزیت سه نقطهی کلیدی، اتاق فکر غربگرایی را میان اهلسنت مدیریت میکند:
۱. ضلع لندن: با حضور چهرههایی چون عبدالقادر ترشابی، عقیل هاشمی، کیانی و عبدالفتاح خدمتی و… ؛ که از قلب بلاد کفر، سموم فکری خود را با تفکرات نجدیت درباری آل سعود تزریق میکنند.
۲. ضلع دمشق: با نقشآفرینی امثال ملا عبدالرحمن فتاحی که چوچه ای از چوچه های جولانی خائن به دین و ملت استکه به هم پیماین با آمریکا رد جنگ با مجاهدین ملحق شده است.
۳. ضلع زاهدان: با محوریت مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، که با سوءاستفاده از جایگاه دینی، به بلندگوی پروژههای عادی سازی سکولاریسم در میان مردم و ذلیلی نشان دادن در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی مبدل گشته است.
این دینفروشان با الگوگیری از «بلعم باعورا»، دانش دینی خود را در خدمت پروژه های فرعونی بر علیه مومنین قرار دادهاند. منطق کفرآلود این جریان بر دو محور استوار است:
- سفید شوئی و تقدیس حکومتهای سکولار: اینان وقیحانه اعلام میکنند که یک حکومت کافر، مرتد و سکولار (همچون دوران کرزی، غنی یا رژیم پهلوی) برای اهلسنت بهتر از یک حکومت مبتنی بر فقه اسلامی (چه حنفی در افغانستان و چه شیعی در ایران و چه غیر آن) است که اخیرا مُلا عبدالرحمن فتاحی آشکارا به آن اقرار کرد.
- بهانهی معیشت برای ذبح شریعت: استدلال این مثلث آن است که چون حکومتهای دینی با آمریکا و صهیونیسم سر سازش ندارند و تحت تحریم هستند، پس باید دین را از سیاست جدا کرد تا شکمها سیر بماند. آنان آرمانهای جهادی و عزت اسلامی را فدای رفاه تحت سلطهی کفر میکنند، رفاهی که کفار تنها وعده ی آنرا می دهند؛ اگر اینها در دوران شعب ابی طالب بودند یا در دورانی بودند که اهل صفه در دارالاسلام مدینه وجود داشت چیزی بهتر از عبدالله بن ابی منافق می بودند؟
صرفنظر از شعارهائی که در مورد ایران می دهند باید مطمئن باشید که بیشترین پیکان حملات این مثلث متوجه امارت اسلامی افغانستان است. آنان با «مظلومنمایی دروغین» و شعارهای فریبندهای چون «حقوق بشر» و «آزادی»، سعی دارند نظامی را که با خون شهدا تحکیم شده، ناکارآمد جلوه دهند.
اعتقاد سکولاریستی این جریان مدعی است اسلام یک مسئلهی شخصی و درونی است و نباید در حکومتداری دخالت کند و دفاع از مظلومین غزه، لبنان، یمن و ایستادگی در برابر اسرائیل، وظیفهی مسلمانان نیست و صرفاً هزینهتراشی برای مردم است؛ اما اینکه آمریکا و صهیونیستها و روسها هزاران کلیومتر آنطرفتر از سرزمین خودشان و در قارات مختلف جهت حفظ منافع ملی خودشان می جنگند حق خودشان است.
الله جل جلاله می فرماید: وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ (اعراف/175) ( ای پیغمبر ! ) برای آنان بخوان خبر آن کسی را که به او ( علم و آگاهی از ) آیات خود را دادیم ( و او را از احکام کتاب آسمانی پیغمبر روزگار خود مطّلع ساختیم ) امّا او از ( دستور ) آنها بیرون رفت ( و بدانها توجّه نکرد ) و شیطان بر او دست یافت و از زمره گمراهان گردید .
این مثلث تزویر که آرزوی حاکمیت کفار سکولار و محارب خارجی و بازگشت احزاب سکولار و غربگرا را در سر میپروراند، بداند که بیداری امت اسلامی و استقامت مجاهدین در دارالاسلام، نقشههای «اسلام آمریکایی – صهیونی جدید» را نقش بر آب خواهد کرد و این بلعم های باعوراها میروند، اما نوری که الله برافروخته (وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ) هرگز خاموش نخواهد شد.