پسر مولوی عبدالحمید زاهدان هم نفاق خود را با سربازی در بخش جنگ روانی دشمن بر علیه حامیان غزه آشکار کرد

پسر مولوی عبدالحمید زاهدان هم نفاق خود را با سربازی در بخش جنگ روانی دشمن بر علیه حامیان غزه آشکار کرد

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله در مورد گروه منافقین می فرماید: لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ (حشر/13) ترس آنان از شما در دل هایشان بیش از ترس از خداست؛ چون آنان قومی نفهم هستند.

به همین دلیل این گروه تا زمانی که احساس کنند زور بالا سرشان است و اگر نفاق خود را آشکار کنند مورد بازخواست و حتی مجازات مومنین و حاکمیت بر دارالاسلام قرار می گیرند «نفاق» و آنچه در دل دارند را آشکار نمی کنند و تا آنجائی که در توانشان است سعی می کنند در ظاهر خودشان را در عبادات شبیه مسلمین و حتی شبیه مومنین کنند.

دارالاسلام ایران که به اهل سنت آزادی هائی در زمینه ی بیان داده است گروه منافقین هم در زیر لباس اهل سنت هر چه از انحراف و بدعت و سمپراکنی است انجام می دهند و حتی کار را به جائی رسانده اند که مومنین صادق اهل دعوت که نه از تریبونی برخوردارند و نه حتی مراکزی را در اختیار دارند، از بیان منهج اهل سنت و جماعت محروم بمانند و چنانچه به بیان منهج اهل سنت و جماعت در سطوح مختلف اقدام کنندو از مردم بخواهند که بر اساس مذهب اهل سنت خود «اهل جماعت» شوند و… با انواع برچسبها مواجه می شوند.

به درستی می توان گفت که اهل سنت ایران اختیار خود را دست گروه منافقین (سکولار زده ها) داده است و این گروه نیز با موج سواری بر اتفاقات روز و با ادبیاتی شبه سکولاریستی عوام پسندانه از نشر هیچ بدعت و توهم و حتی دروغی نیز ابائی ندارند.

مولوی عبدالحمید به عنوان بزرگ این جریان انحرافی در میان حنفی مذهبهای بلوچ مدتهاست که در مسیر دشمنان اسلام و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی قرار گرفته و «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» را در میان این قوم ستمدیده و محروم از بسیاری از آگاهی های شرعی نمایندگی می کند.

اخیراً و با بهره برداری از فضائی که مولوی عبدالحمید به وجود آورده پسرش نیز در حال بهره برداری از این آب گل آلود است و با نام پدرش قصد دارد همان مسیر پدر را به پیش ببرد اما رسواتر و ناشیانه تر.

توضیح آنکه آل سعود به کمک تمام کفار خارجی غربی و بسیاری از مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی حملاتی هوائی و زمینی را به سرزمینهای تحت حاکمیت اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا شروع کرده که در نتیجه ی آن بسیاری از مسلمین و بخصوص شافعی مذهبها قتل عام شده و امکان زیادی نیز ویران شده اند که به گونه ای که آمار صدمه به مساجد اهل سنت توسط تحالف آل سعود به بیشتر از 200 مسجد رسیده است .

آل سعود از توان هوائی نظامی اعضای ناتو در این جنگ و در کشتار شافعی ها و زیدی ها بهره می برد به گونه ای که دیروز ایتالیا هدف قرار گرفتن هواپیماهای جنگی خودش در فرودگاههای آل سعود را تائید کرد که مورد تهاجم موشکهای اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن قرار گرفته اند.

یعنی آل سعود از توانائی های هر کافری جهت کشتن مسلمین استفاده می کند و از طریق زمینی هم مزدورانش را به کار گرفته است که حتی عده ای این ادعا را مطرح کرده اند که در حملات زمینی از مزدوران جولانی سوریه استفاده کرده اند.

در کنار این جنگ نظامی، باز آل سعود خائنین و سربازان بخش تبلیغی و رسانه ای و روانی خود را وارد میدان کرده است . یکی از دروغهای این سربازان بخش جنگ روانی ادعای حملات اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا به مکه و کعبه است. یعنی تصور کنید کسی چون عایض القرنی آشکارا  و بدون آنکه شرم کند می گوید که حوثی ها مکه و کعبه را مورد هدف قرار داده اند!

یعنی انسانی بلند نشد از این موجود بپرسد که اینهمه حاجی در کعبه بودند و اینهمه دوربین مدار بسته هم وجود دارد این حمله ی به کعبه چه وقت صورت گرفته است؟ یا کسی اصلا به بیانه های انکاری اتحادیه ی شافعی ها و زدی یهای یمن توجهی نکرد.

به همین ترتیب دیدیم که دیروز مولوی محمد طیب پسر مولوی عبدالحمید هم در خطبه های نماز جمعه«حمله» به مکه توسط نیروهای نیابتی در یمن را «به شدت» محکوم کرد، آنهم چه شدتی؟ فقط کافی بود نگاه کنید در حیت صحبت کردن چه فشاری به خودش می آورد از بس با شدت محکوم می کند.

ما از این بچه انتظاری غیر از این نداریم چون سابقه او را می دانیم اما از مستعمین این انتظار را داریم که بر اساس قاعده ی اساسی نزد مسلمین، قبل از پذیرش هر خبری توسط فاسقین تحقیق کنند چنانچه الله جل جلاله می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (حجرات/6) ای مومنین، اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.

ما دیدیم که اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن گفتند ما چنین حمله ای انجام نداده ایم و دیروز ملیونها نفر از شافعی ها و زیدی های یمن در حمایت از مکه و کعبه به خیابانها ریختند و آل سعود و بوقهای آن هم در تائید این دروغ خود هیچ دلیل و تصویری ارائه نداده اند، آنوقت عده ای از روی جهالت و حماقت سخنان ناطیب را بازنشر داده اند.

اگر امثال ناطیب حیاء ندارند و از گفتن هیچ دروغی جهت سوار بر احساسات مردم عوام ابا نمی کنند شماها چرا این سخنان را پذیرفته و یا بازنشر می دهید و به این شکل یکی از سربازان بخش جنگ روانی کفار و مرتدین بر علیه مسلمین می شوید؟ اگر در روز قیامت همین کسانی که به خاطر دفاع از اهل غزه توسط کفار و مرتدین مجازات می شوند یقه ی شماها را گرفتند و نزد الله از شماها شکایت کردند پیشمانی چه فایده ای برایتان دارد؟  

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (2)

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (2)

به قلم: محمد اسامه

مولوی عبدالحمید با اشاره بر اینکه «حکومت اسلامی نمی‌تواند رفاه ایجاد کند»، در واقع دارد به جوانان احساساتی می‌گوید: «برای رسیدن به رفاه، باید از دین و حاکمیت اسلامی عبور کرد.» این همان مسیری است که آمریکا و صهیونیسم برای «ضربه زدن به دارالاسلام » و (Secularization) از نسل جدید مسلمان دنبال می‌کنند، یعنی تبدیل جوان مومن به یک «سکولار یا سکولار زده ای» که تنها به دنبال مسائل مادی است.

واضح است که «اسلام آمریکایی» که سید قطب رحمه الله و دیگران از آن صحبت کرده اند مقصد نهایی مروجان گرایشات سکولاریستی در میان مسلمین است و این رویکرد، یک توطئه‌ی دو مرحله‌ای است:

مرحله اول: ایجاد نارضایتی اجتماعی از طریق بزرگ‌نمایی مشکلاتِ اقتصادی و نسبت دادن آن به «ماهیت حکومتِ اسلامی». در حالی که برای همگان واضح و آشکار است که آمریکا و شرکایش هم اکنون از مسببین اصلی این محاصره ی شبیه «شعب ابی طالب»  و «جنگ خندق یا جنگ احزاب» بر دارالاسلام ایران هستند.

مرحله دوم: هدایت این نارضایتی به سمت «ضدیت با حاکمیت بر دارالاسلام» و در نهایت، پذیرش خواسته های آمریکا و بخصوص پذیرش «سکولاریسم» به عنوان تنها راه نجات.

وقتی جوانان مسلمان، به دلیل فشارهای اقتصادی، از حاکمیت بر دارالاسلام بیزار می‌شوند و به سمت ارزش‌های غربی حرکت می‌کنند، در واقع «جبهه‌ی آمریکا و صهیونیسم» تقویت شده است. این یعنی پیروزیِ نهایی آمریکا و شرکایش و تضعیف جبهه‌ی اسلام از درون آنهم توسط کسانی که ادعای پرچمدار یکی از مذاهب و تفاسیر اسلامی را دارند.

در این صورت می توانیم بگوئیم که این سخنان، از نظر فقهی و سیاسی، مصداق «خیانت به امت» و «مروجی سکولاریسم» است و هر عالمی که با سوء استفاده از نیازهای مادی مردم، راه عبور از شریعت به سوی سکولاریسم را هموار می‌کند، در واقع در خدمت فرعونیان مدرن است و هدفش، نه اصلاح معیشت، بلکه تخریب بنیادهایِ ایمان است.

اصلاح مشکلات اقتصادی آنهم زمانی که سرزمین مسلمین در معرض جنگ خارجی است از طریق تحریک مردم به مخالفت با حاکمیت بر دارالاسلام نیست، از طریق کلی گوئی های دشمن پسند نیست بلکه از طریق تقویت ایمان مردم به جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و تقویت اتحاد مومنین و نشان دادن راهکارهای عملی برای حل این معضل است.

 راهکاری عملی قابل اجرا برای این شرایط، نه کلی گوئی و شعار دادن که هر کسی بلد است.  

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (1)

جنگ نرم  جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (1)

به قلم: محمد اسامه

اگر می گوئیم در میان اهل سنت ایران به این معنی نیست که در میان شیعیان چنین جریانی با چنین هدفی وجود ندارد، بلکه در اینجا و به صورت موردی به بررسی شخصیتی رسانه ای فارغ از علم شرعی می پردازیم که توسط دستهای خاصی برای حنفی مذهبها تولید شده است و کار به جائی رسیده که شخصیتی چون ابوولید المصری از نظریه پردازان جهادی اهل سنت و جماعت این شخص را یکی از اعضای «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» معرفی کرده است.

اگر این شخص محقق از چنان مسافتی و با تحقیقات خود به چنین آگاهی رسیده است، به نظر می رسد برای کسانی که در زاهدان و سیستان و بلوچستان زندگی می کنند و از نزدیک با این شخص آشنائی دارند و هنوز به چنین درجه ای از آگاهی نرسیده اند باید در میزان درک و فهم خود تجدید نظری داشته باشند و کسانی هم که به این درجه از آگاهی رسیده اند اما هنوز سکوت کرده اند لازم است به میزان مجازات «کتمان حقیقت» فکر کنند و برای خود نزد الله و مومنین پاسخی آماده کنند.

در این صورت بررسی نقش مروجان اسلام آمریکائی – صهیونی جدید و مروجان سازش با کفار محارب خارجی که هم اکنون به رهبری دارالحرب آمریکا به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، در هدایت جوانان مسلمان به سوی «اسلام آمریکایی» و تضعیف اتحاد اسلامی و اقتدار دارالاسلام امری مهم و اولویتی است که نیاز روز ماست.

یکی از خطرناک‌ترین و شوم‌ترین ابزارهای آمریکا و صهیونیسم، استفاده از نابسامانی های اقتصادی و امنیتی و اجتماعی و… برای «تضعیف ایمان» است، نابسامانی هائی که یکی از عوامل اصلی آن همین کفار محارب خارجی و جبهه ی همسو با آنها بوده است بخصوص نابسامانی های اقتصادی که بر کسی پوشیده نیست و هم اکنون مردم ایران و منطقه با محاصره ی اقتصادی ایران و تحریمهای کمر شکن توسط آمریکا رد حال تجربه  و دیدن آن هستند.

 رویکرد اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، بر پایه یک مغالطه و اشتباه منطقی خطرناک بنا شده است و آنهم این ادعا که «حاکمیت اسلامی نمی‌تواند در برابر استکبار، رفاه و رونق اقتصادی ایجاد کند، پس بهتر است به سمت سکولاریسم و مدل غربی برگردیم».

این رویکرد، نقدی مصلحانه از سوی یک مومن به شریعت الله نیست، بلکه یک «عملیات روانی خیانت‌بار» برای جدا کردن جاهلان به منهج اسلامی از دارالاسلام و سوق دادن آن‌ها به سوی «اسلام آمریکایی» و سکولاریسم است.

مردم ایران هنوز با تمام مشکلات اقتصادی که دارند هم اکنون جهت حفظ ایمان خود هرگز در شرایط «شعب ابی طالب» قرار نگرفته اند یا جهت حفظ دارالاسلام و ایمان خود هرگز در شرایط «اهل صفه» دارالاسلام مدینه ی تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار ندارند و این مشکلات اقتصادی بهانه ای جهت تنازل و فروش ایمان نیست.

هم اکنون مردم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در شرایط اقتصادی بسیار بدتری نسبت به دارالاسلام ایران قرار دارند به نحوی که برای کار و ماندن در دارالاسلام ایران حتی زندگی خود را به خطر می اندازند که وارد ایران شوند، این چیزی است که بلوچها با چشم سر می بینند.

پس مشکلات اقتصادی اسبابی برای فروش ایمان و دارالاسلام به کفار محارب و اشغالگر خارجی و هر شخص دیگری نبوده و نیست. الله جل جلاله به صراحت هشدار می‌دهد که دشمنان، از طریق «نعمت‌های مادی» و «ترس از فقر»، سعی در دور کردن مؤمنان از مسیر حق دارند اما امر می کند: وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ (طه/ ۱۳۱) ‏چشم خود را مدوز به نعمتهای مادیی که به گروههائی از کافران داده‌ایم . این نعمتهای مادی که زینت زندگی دنیا است ، بدیشان داده‌ایم تا آنان را بدان بیازمائیم . داده ( اخروی جاویدان و سرمدی ) پروردگارت بهتر و پایدارتر ( از این نعمتهای موقّت و زودگذر جهان فانی ) است .

کمی با توجه به این آیه و آیات مشابه آن فکر کنید وقتی سخنرانان همسو با جریان اسلام آمریکائی «رفاه مادی غربی» را که اکثرا با دزدی از سرزمینهای دیگر هم به دست آمده را با «حاکمیت الهی» در چنین شرایطی که پیش آمده است مقایسه می‌کنند، در واقع در حال اجرای همان آزمون قرآنی هستند. هدف این است که با نشان دادن فقر در دارالاسلام و رونق کاذب در کشورهای سکولار، در دل جوانان مسلمان «تزلزل ایمان» ایجاد کنند تا به جای استواری بر شریعت، به دنبال «اسلام آمریکائی» و یا «دین سکولاریسم» باشند.

درگیری با لگورهای «جم» در بخشان سراوان سرپوشی بر ناکامی های جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونی در حمله نظامی به دارالاسلام ایران

درگیری با لگورهای «جم» در بخشان سراوان سرپوشی بر ناکامی های جبهه ی کفار محارب آمریکائی- صهیونی در حمله نظامی به دارالاسلام ایران

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

بیائید و به دور از سروصدای رسانه ای از خود بپرسیم که در جنگ کنونی بین ایران و آمریکا – اسرائیل چند جبهه وجود دارد؟

قطعا پاسخ می دهید تنها دو جبهه؛ یکی جبهه ی ایران است که از حماس و جهاد فلسطین در آن وجود دارند تا اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن تا مسلمین ایران و سایر مومنین گروههای جهادی و اسلامی در سرزمینهای اسلامی؛ و دیگری جبهه ی آمریکا و صهیونیستهاست که از ربع پهلوی مرتد تا سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی از جمله جبهه ی مبارزین مردمی که خودش را بخشی از این اپوزیسیون می داند و به خاطر دفاع از مرتدین ربع پهلوی ایلام ترورهائی انجام داد تا طاغوتهای دست نشانده بر کشورهای عربی و پاکستان و سایر اعضای جبهه ی آمریکا و صهیونیستها.

در نهایت به این حکم الله می رسیم که تنها دو جبهه وجود دارد و آنهم:  الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

واضح شد؟

پس دیگر به مکر و نیرنگهای شیطان و جبهه ی شیطان که گاه از ادبیات اسلامی و جهادی و قومیتی و غیره استفاده می کنند اهمیت ندهید و باید با یاران شیطان در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها جنگید و فرق ندارد این یار و سرباز شیطان یک بلوچ از جیش العدل یا همین جبهه ی مبارزین بلوچ از میان حنفی زاده ها باشد یا یکی از اعضای ربع پهلوی مرتد یا گروه ارتدادی رجوی از میان شیعه زاده ها.

آمریکا که با مسحابات غلط وارد جنگ با ایران شد و در جنگ مسلحانه با ایران دچار شکستی مفتضحانه ای شده است چند روز پیش مزدوران خودش در یمن را از کانال آل سعود و امارات متحده فعال کرد که دیدیم چه حقارتی نصیبشان شد و در بلوچستان و از کانال حکومت دست نشانده ی پاکستان نیز گروههای خائن بلوچ چون جبهه ی مبارزین مردمی را جهت سرپوش گذاشتن بر ناکامی های خود بر علیه دارالاسلام ایران فعال کرده است.

در تازه ترین درگیری این گروههای اجاره ای امروز شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت چهار بامداد ما شاهد درگیری نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران با یک هسته ی گروه جبهه ی مبارزین آمریکا و صهیونیستها در اطراف مسجد جامع مدنی بخشان و بخش‌هایی از جهادآباد سراوان بودیم که از منزل مسکونی «لامحمد»، معروف به «لامحمد پمپی» شروع شده و هنوز بعد از 5 ساعت درگیری هنوز صداهائی به گوش می رسد.  

با آنکه به دلایل شرایط امنیتی هنوز تعداد کشته و زخمی ها مشخص نیست اما به صورت مشخص از نیروهای گروه اجاره ای و مزدور جبهه ی مبارزین آمریکائی – صهیونی در میان بلوچها تعداد 4 نفر و از نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران نیز 3 نفر کشته شده اند.

لازم به تاکید و دقت و یادآوری است که در این عملیات بیشتر کسانی که با گروه اجاره ای جبهه ی مبارزین آمریکائی – صهیونی وارد جنگ شدند نیروهای بومی بلوچ با پوشش و لباس بلوچی بودند که نشان می دهد این لگور های اجاره ای جایگاهی در میان قوم حنفی مذهب بلوچ ندارند و قوم بلوچ این لگورهای اجاره ای پاکستان نشین را تهدید مستقیم و فوری علیه جان، امنیت و کرامت خود می دانند به همین دلیل دفاع مشروع و حق دفاع از خویش را در چارچوب ضرورت و تناسب برای دفع تهدید، حقی بنیادین و انکارناپذیر برای خود می دانند و در کنار سایر نیروهای امنیتی کشورشان بر علیه این مزدوران وارد جنگ شده اند.

نباید از بلوچهای باغیرت انتظار داشت در برابر اجاره ای های آمریکا که از کانال حکومت دست نشانده و متحد آل سعود یعنی حاکمیت پاکستان جهت ضربه زدن به امنیت و روند رشد اقتصادی و اجتماعی مردم دستور گرفته اند و مردم سیستان و بلوچستان با تهدید مستقیم این اجاره ای ها مواجه‌اند انتظار داشت در برابر تعرض به جان و امنیت خود ساکت و تماشاچی و بی‌دفاع بمانند.

اربابان جیش العدل زمانی که دیدند نمی توانند صرفاً با تمرکز بر اختلافات مذهبی اهداف خود در منطقه را به پیش ببرند به همین دلیل با تغییر نقاب و اسم و با متصل کردن آن به اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی خیال کردند می توانند جبهه ی بزرگتری با شعار « فرزندان انقلاب ملی ایران» به وجود بیاورند اما قوم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ نزدیک 80 سال است که با این جانوران سکولار در ایالت بلوچستان پاکستان آشنائی دارند و قطعا اجاره ی رشد و سربلند کردن به این خائنین به دین و مردم را نخواهند داد.

لانه ی این لگورهای اجاره ای توسط همان مردم محل به نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران گزارش شده است و بار دیگر نشان می دهد این اجاره ای ها جایگاهی در میان قوم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ ایرانی ندارند؛ مردمی بودن یعنی ینروهای حماس که در یک شهر محصور اسرئیل درنده ی تحت حمایت مستقیم آمریکا و غرب را به زانو درآوردند و با دادن آنهمه هزینه و تلفات فرزندان خود در حماس و جهاد اسلامی را رها نکرده اند.

 اما جبهه ی مبارزین آمریکا و صهیونیستها در میان بلوچها چه؟ خودتان دارید می بینید و نیاز به توضیح نیست.

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (2)

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (2)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالغفار نقشبندی می گوید: “سر و کمر بلوچ در برابر هیچ شاه و پادشاهی کج و خم نشده و بلوچ به هیچ احدی تعظیم نکرده است؛ بجز جلوی یک پادشاه، آن هم فقط و فقط در رکوع و سجده در برابر الله ذوالجلال.”

اینهم باز كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. سخن حقّی است که از آن اراده باطل دارد؛ در مورد بلوچهای مسلمان راست می گوید اما اینکه خودش هم اکنون در خاک پاکستان و در زیر سایه ی حکومت سکولار و مرتد پاکستان زندگی می کرد و تمام حرکات آن توسط سازمان اطلاعات پاکستان آی اس آی مدیریت می شود و پاکستان مزدور مستقیم آمریکاست و آمریکا اصلی ترین حامی اسرائیل است و پاکستان هم با آل سعود مشترک نظامی و امنیتی دارد امری نیست که امثال نقشبندی بتوانند آنرا بپوشانند.

آیا جنگیدن نقشبندی در این جبهه ی آمریکائی – صهیونی و سر و کمر خم کردن برای این اربابان و نوچه های آنها چون پاکستان و آل سعود مخالف با روش و سرت بلوچهائی نیست که رشادتهای آنها با کفار محارب انگلیسی بر کسی پوشیده نیست؟

فرق بین انگلیس با آمریکا چیست که امثال نقشبندی هم اکنون برایشان مزدوری و غلامی می کنند؟

مولوی نقشبندی باز از تاریخ بلوچ مایه می گذارد و می گوید: “بلوچ برای دفاع از دین، حیا و ناموس، در برابر مغول، تاتار، انگلیس و پرتغالی‌ها ایستادند.”

فقط کافی است از نقشبندی پرسیده شود این تاریخ و این قوم با حیا و ناموس و دین چه ربطی به تو دارند که از کانال حکومت سکولار و مرتد پاکستان غلام آمریکا و آل سعود و صهیونیستها شده ای؟ تو را چه به تاریخ قوم بلوچ؟ تو در این قوم چه محلی از اعراب داری؟

ماتین وتن (سرزمین مادری) ما جای کسانی چون آن دو جوان است که با عملیات استشهادی خود به پایگاه کفار محارب انگلیسی زدند نه خائنینی چون نقشبندی که مزدور کفار محارب آمریکائی شده است. بگو فرق انگلیس کافر محارب و اشغالگر با آمریکای کافر محارب و اشغالگر چیست که در همین چند روز گذشته عروسی سیریک را به عزا تبدیل کرد؟

بله نقشبندی، ” امروز، روز بیداری و بازگشت به همان اصالت سلحشوری است” اما مسیر تو مسیر ذلت و خواری و وطن فروشی و ذلت است و زمانی که می گوئی: ” زمان آن است که جوانان به صفوف پرخروش مجاهدان در جنبش دادخواهان و آزادگان بپیوندند. آغوش این جنبش باز است و…”. این را نیز بگو که این جوانان در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها در چه راهی با سایر مسلمین خواهند جنگید؟

می دانیم که الله جل جلاله می فرماید: ‏ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

بگو جبهه ی آمریکا و صهیونیستها که آل سعود و پاکستان هم بخشی از آن هستند و تو هم تحت کنترل و دستور و مدیریت سازمان جاسوسی پاکستان هستی و پاکستان به تو مکان و امنیت و امکانات داده در راه الله می جنگد یا در راه شیطان؟

الان فهمیدی که در چه مسیری قرار داری و مردم را به چه راهی دعوت می دهی؟

نقشبندی نیمه محترم، راه تو و اربابانت از راه مومنین اهل سنت و جماعت و کلاً از مسیر مومنین و جبهه ی مسلمین «جدا»ست، مومنین در برابر جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند، این را نمی دانی؟

جوانان آگاه فقط کافی است که صرفنظر از عقیده و فکر طرف مقابل، «جبهه» را نگاه کنند که این شخص در آن قرار دارد. در ارتش آمریکا و اسرائیل و انگلیس و … افرادی نماز خوان و روزه گیر هم وجود دارند همچنانکه هم جنس بازها و آتئیستها و مسیحی ها و یهودی ها و غیره وجود دارند.

پس به فکر و مذهب افراد اهمیت ندهید بلکه به «جبهه»ای نگاه کنید که این شخص در آن قرار دارد، به تابلوی بالاسرش نگاه کنید تا مقصدش برایتان مشخص شود.

هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها به همراه حکام مرتد عربی و عجمی «جبهه»ای واحد بر علیه «جبهه»ی ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و غیره تشکیل داده اند شما بفرمائید نقشبندی و گروهش در کدام جبهه قرار گرفته اند؟

همین برای شناخت امثال نقشبندی کافی است که جوانان ما از فتنه ی آنها در امان بمانند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (1)

مولوی عبدالغفار نقشبندی و جریان «جدا» از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت (1)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

گروه مجازی که مولوی عبدالغفار نقسبندی تحت عنوان «جنبش دادخواهان و آزادگان = جدا» راه انداخته و در توهماتش دارای مجاهد و غیره است و به اصطلاح با فریاد اصالت و غیرت در رگ‌های بلوچستان و… قصد دارد عده ای را فریب داده و به خود جذب کند در واقع فرقه ای است «جدا»ی از منهج اسلامی و اهل سنت و جماعت.

 چه کسی این را گفته؟  رسول الله صلی الله علیه وسلم.

 رسول الله صلی الله علیه وسلم. ت. چه ه خود جذب کند در واقع فرقه ای است جدای  کردن دشمنان کافر و اشغالگر اصلی. لله عزام رحمه اللهول الله صلی الله علیه و سلم به حذیفه رضی الله عنه می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ حذیفه می گوید عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[1] در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

پس کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق که به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم به ما می آموزد که ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی یکی از این گروههای اهل تفرق است که با به کشتن دادن جوانان مردم و جنگیدن در «جبهه ی آمریکائی – صهیونی» بر علیه «جبهه»ی مسلمینی که هم اکنون در حال جهاد با آمریکا و شرکایش هستند مردم را به سوی جهنم دعوت می دهد.

پس اگر نقشبندی می گوید: ” اگر ما و شما به برگ‌های زرین تاریخ خود نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که مردم بلوچ هرگز مردمی سرافکنده و تسلیم‌پذیر نبوده‌اند.”

بله، این كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ. سخن حقّی است که از آن اراده باطل دارد. سرافکندگی جنگیدن و حرکت در مسیری است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن نهی کرده است و امثال نقشبندی در آن حرکت می کنند و قوم بلوچ هرگز در آن قدم نمی گذارد بلکه به سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم گوش داده از منهج اسلامی و مسیر شریعت منحرف نمی شود و از این گروههای متفرق و رنگارنگ «جدا» و «جم» (جبهه مبارزین مردمی) و غیره دوری می کند.

عزت در تفرق و جنگیدن به نفع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها نبوده و نیست بلکه تنها سرافکندگی و آتش جهنم نصیب هم مسیران امثال نقشبندی می شود.


[1] متفق علیه / أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994

جنگ انحرافی و تحمیلی نجدیت آل سعود در برابر مجاهدین شافعی و زیدی یمن

جنگ انحرافی و تحمیلی نجدیت آل سعود در برابر مجاهدین شافعی و زیدی یمن

کاتب: محمد اسامه
برای سالهاست که ما شاهد سخنرانی های امثال مولوی عبدالحمید هستیم اما با آنکه در مورد جنگ اوکراین و مریخی هایی که ربطی به آنها ندارند صحبت کرده اند در مورد مجاهدین شافعی و زیدی یمن که از حامیان اصلی ملت فلسطین و مجاهدین در برابر آمریکا و صهیونیستها بوده اند چیزی نشنیده ایم و هم اکنون نیز که در معرض توحش آل سعود و امارات و آمریکا و شرکایش هستند باز فقط سکوت را می بینم .

این جنگ نجدیت همسو با آل سعود بر علیه شافعی ها وز یدی های یمن جنگی انحرافی است چون این جنگ می بایست بر علیه آمریکا و صهیونیستها و مزدوران آنها می بود نه بر علیه دشمنان آمریکا و صهیونیستها و غلامانشان .

آیا این است غیرت اسلامی که همچون جولانی نجدی در سوریه در تحالف آمریکائی مبارزه با تروریسم مشارکت کنید و بر علیه اهل دعوت و جهاد وارد جنگ شوید؟
شما که مدعی سلفیت هستید (و سلف صالح از شماها بری و بیزار هستند)، در برابر مسلمانانی که با شما اختلاف فقهی دارند، با تمام توان و غیرت، سلاح برمی‌دارید و به خون آن‌ها دست می‌دهید. اما جالب اینجاست که وقتی نوبت به جنگ با کفار محارب، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها می‌رسد، ناگهان «سلفی» بودن را کنار می‌گذارید، ذلیل و سست می‌شوید و با انواع توجیه‌ها و تلبیس‌های شیطانی، راه سکوت و تسلیم را پیش می‌گیرید. شما برای جنگیدن با مسلمانان مخالف منهج نجدیت، اولویت قائل هستید، اما در برابر دشمنان واقعی اسلام، به دنبال تفریح و سیاست‌مداری درباری هستید.
شما که در سوریه، خون مسلمانان را برای برقراری منهج نجدی ریخته‌اید اما در نهایت به حاکمیت ارتدادی سکولاریستی ختم شده اید چگونه با منهج اهل سنت و جماعت کنار می‌آیید؟ آیا غیرت شما تنها برای کشتن مسلمانان است و در برابر صهیونیست‌ها، غیرت شما به پایان می‌رسد؟
پس منهج نجدی همسو با آل سعود بر پایه ویرانی بنا شده است. از جنگ‌های خونین در شبه‌جزیره عربستان تا امروز در سوریه و یمن، این تفکر تنها باعث شیوع جنگ‌های داخلی و تسلط قدرت‌های کافر خارجی و مرتدین داخلی شده است.
نجدیت درباری، تنها ابزار «تکفیر مسلمانان» برای باز کردن راه «تسلیم در برابر کافران» بوده است و اینها نه پیروان سلف، بلکه وارثان ویرانگری هستند که در تاریخ اسلام، تنها با نام «کشتار و تفرقه» شناخته می‌شوید.
جنگ انحرافی کنونی آمریکا و اسرائیل از کانال آل سعود و سایر غلامانش بر شافعی ها و زیدی های یمن مجازات کردن شافعی ها و زیدی های یمن در حمایت از اهل غزه و جنگ با آمریکا و اسرائیل است .

ثمره‌ی تلخ «سکوت و سخن»  مولوی ها و اصحاب رسانه در برابر دارالاسلام ایران

ثمره‌ی تلخ «سکوت و سخن»  مولوی ها و اصحاب رسانه در برابر دارالاسلام ایران

 کاتب: نذیر احمد بارکزایى

وزارت اطلاعات دارالاسلام ایران اعلام کرد: “«۳ تروریست کشته، ۹ نفر دستگیر و ۳ هسته در استان سیستان و بلوچستان منهدم شدند.»این عملیات نشانه‌ی ایستادگی نظام اسلامی با تروریسم و مزدوران آمریکا و صهیونیسم است.”

چرا مولوی ها در برابر کسانی که این جوانان بلوچ را در راه اهداف آمریکا و صهیونیستها خرج می کنند سکوت کرده اند؟

جبهه یمبارزین مردمی با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی متحد شده است. می دانید این یعنی چه؟ یعنی فرقی بین اینها با مرتدین ربع پهلوی و سایر احزاب سکولار و مرتد میان شیعه ها و سنی ها وجود ندارد.

آیا خطرناکتر از این برای ایمان جوانان اهل سنت بلوچ وجود دارد؟ پس سکوت این مولوی ها تا کی؟ برای چه؟

ثمره ی تلخ این سکوت چیست؟ یا کشته شدن این جوانان فریب خورده ای که با کفار محارب آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی «هم جبهه ای» شده اند ثمره‌ی چه سخنانی است؟

همین خبر، تلخ‌ترین ثمره‌ی سخنانی است که از مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی شنیده یا نقل می‌شود، سخنانی که به نام «انتقاد» آغاز می‌شود، اما در شرایط جنگ امنیتی و رسانه‌ای آمریکا و صهیونیست‌ها علیه ایران، به زبان تأیید جبهه‌ی سکولار و معاند تبدیل می‌شود.

وقتی کسی در آستانه‌ی این عملیات‌ها، جوانان بلوچ را به جای دفاع از کیان اسلامی به سمت احزاب سکولار و تجزیه‌طلب محلی می‌فرستد و کشته‌شدن آن‌ها را «مبارزه و نجات» معرفی می‌کند، بدان معناست که پیوستن به جبهه‌ی آمریکا و صهیونیسم را ارتداد و کفر نمی‌داند و برای آن‌ها از آیات ارتداد و ولایت کفار چیزی نمی‌گوید.

شریعت الله جل جلاله در این باره می‌فرماید:

  • یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ(ممتحنه/1) 
  • وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ(مائده/51) 

یعنی اگر کسی با جبهه‌ی سکولار و ضداسلامیِ مزدور آمریکا همراهی کند — حتی با سخن و سکوتِ تأییدگرانه — در همین زمره قرار می‌گیرد.

اما نگاه کنید که چه کسانی به نام قوم، زبان و مذهب و حتی در قالب احزاب سکولار و مرتد با این جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی هم مسیر شده اند؟

اسلام هرگز با عدالت و حقوق اقوام مخالف نیست، اما استفاده‌ی ابزاری از «قوم بلوچ»، «زبان» و «مذهب» برای جدا کردن بخشی از امت اسلامی و پیوند با جبهه‌ی کفر، خیانت به اسلام و مسلمانان است.

دقت کنید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مسلمین چه می فرماید: از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: مَنْ ‌خَرَجَ ‌مِنَ ‌الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي، يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، وَلَا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ، فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ . [1]هر كه از اطاعت [حاكم بر دارالاسلام] خارج شود و خود را از جماعت [مسلمانان] جدا نماید و [در اين حالت] بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است؛ و هركس زیر پرچم مجهولى بجنگد که براى ايل و تبار خشمگین شود يا به سوى ايل و تبار فرابخواند يا از باب تعصب نسبت به ایل و تبار آن را یاری کند و (در این مسیر) كشته شد، كشته شدنش جاهلی است (در مسیر جاهليت مرده است)؛ و هر كسى بر امتم قيام كند و نيكوكار و بدكار را بزند و از عاقبت چنین رفتاری با مومنان نترسد و پروا نکند و به عهد و پيمان صاحب عهد وفا نكند، او از من نيست و من از او نيستم.

آیا این حکم شریعت الله نیست؟

پس نگاه کنید چه کسانی در میان قوم بلوچ به چنین فتنه و مصیبتی دعوت می دهند و چه کسانی در برابر فتنه گران سکوت کرده اند؟


[1]  صحیح مسلم – 1848

از دمشق تا اسلام‌آباد، صف‌آرایی هم‌پیمانان آمریکا در برابر جریان‌های اسلامی

از دمشق تا اسلام‌آباد، صف‌آرایی هم‌پیمانان آمریکا در برابر جریان‌های اسلامی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در ۷ اوت ۲۰۲۶، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه توافق دفاعی مشترکی امضا کردند که بر اساس آن حمله مسلحانه به یکی از طرف‌ها، حمله به همه طرف‌ها تلقی می‌شود. گزارش‌ها همچنین از تلاش برای گسترش این چارچوب به کشورهای دیگر حکایت دارد.

وزیر خارجه سوریه، اسعد الشیبانی، در پاکستان حضور یافته و در شرایطی که دمشق روابط امنیتی و سیاسی خود را با بازیگران منطقه‌ای بازتعریف می‌کند، سخن از بررسی پیوستن سوریه به این توافق مطرح شده است.

اینجا یک سؤال اساسی مطرح می‌شود:این ائتلاف‌ها در نهایت برای دفاع از چه چیزی و در برابر چه تهدیدی شکل می‌گیرند؟

آیا معیار، واقعاً دفاع از مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی است؟

اگر چنین است، چرا مسئله فلسطین و غزه باید در حاشیه قرار گیرد؟

چرا باید در برابر اشغالگری و تجاوز اسرائیل، مسیر مذاکره و ترتیبات امنیتی دنبال شود، اما جریان‌های اسلامی مخالف نظم موجود با برچسب‌های امنیتی و سیاسی مواجه شوند؟

حتی خود احمد الشرع در ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرده بود که سوریه در پی رسیدن به توافق امنیتی با اسرائیل است و آن را مقدمه‌ای برای صلح گسترده‌تر دانسته است و دو روز پیش هم اسعد الشیبانی در اردن با مسئول نظامی اسرائیل دیدار و گفتگو کرد.

در عین حال، اسرائیل در اوت ۲۰۲۶ به یک پایگاه هوایی سوریه حمله کرد و سوریه و ترکیه این حمله را محکوم کردند. بنابراین نمی‌توان واقعیت پیچیده منطقه را با یک شعار ساده توضیح داد بلکه باید پرسید روابط، پیمان‌ها و سیاست‌ها در عمل به کدام سمت می‌روند.

آیا معیارها دوگانه شده‌اند؟

اگر یک گروه یا جریان اسلامی به دلیل مخالفت با آمریکا یا اسرائیل «افراطی» یا «تروریست» خوانده می‌شود، اما هم‌زمان دولت‌ها با آمریکا وارد همکاری امنیتی و سیاسی می‌شوند، مسلمانان حق دارند بپرسند:

معیار واقعی چیست؟

آیا مخالفت با اشغالگری جرم است؟

آیا دفاع از فلسطین جرم است؟

یا آنچه برای قدرت‌های بزرگ اهمیت دارد، این است که چه کسی در چارچوب نظم سیاسی مورد قبول آنان حرکت می‌کند؟

بنابراین، مسلمان نباید صرفاً به دلیل دشمنی با یک طرف، تمام رفتارهای طرف مقابل را درست بداند. ایران، آمریکا، اسرائیل، ترکیه، عربستان، پاکستان و حکومت دمشق همگی باید با یک معیار سنجیده شوند: عملکردشان در برابر حق مردم فلسطین، استقلال سرزمین‌های اسلامی و حقوق  مسلمین بر اساس شریعت آنها.

تاریخ معاصر فلسطین و غزه نشان داده است که شعارهای سیاسی امثال اردوغان به‌تنهایی کافی نیست. اهل فلسطین با اسلحه و گوله سرکوب می شوند مسلمانان باید ببینند چه کسی در میدان عمل از مردم فلسطین با اسلحه و حملات نظامی حمایت می‌کند و چه کسی صرفاً از مسئله فلسطین برای مشروعیت سیاسی استفاده می‌کند.

پس فریب عنوان‌هایی مانند «اتحاد اسلامی»، «دفاع مشترک» یا «امنیت منطقه‌ای» را نخوریم و هر پیمان را باید با مفاد، اهداف، طرف‌های آن و نتایج عملی‌اش سنجید.

پس خواسته ی امروز مومنین اهل عوت و جهاد امروز این نیست که چه کسی زیباتر شعار اسلامی می‌دهد بلکه این است که این صف‌بندی‌های جدید در عمل، امنیت و استقلال مسلمانان را بیشتر می‌کنند یا وابستگی آنان را به قدرت‌های خارجی افزایش می‌دهند؟

اینجا بار دیگر باید پرسید:

  • این ائتلاف دقیقاً برای دفاع از چه کسی و در برابر چه کسی تشکیل شده است؟
  • اگر نام آن «دفاع مشترک» است، پس فلسطین و غزه کجای این دفاع قرار دارند؟
  • آیا تاکنون دیده‌ایم این ائتلاف‌های مدعی دفاع از مسلمانان، در برابر اشغالگری اسرائیل جبهه‌ای واقعی باز کنند؟ آیا یک گلوله از سوی این ائتلاف به سمت اشغالگران صهیونیست شلیک شده است؟

در مقابل، ایران طی سال‌های گذشته خود را در رأس محور جهادی در برابر آمریکا و اسرائیل قرار داده و از جریان‌هایی مانند اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن و حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی فلسطین حمایت کرده است. بنابراین در قضیه ی فلسطین و جهاد با آمریکا و صهیونیستها نباید ایران را در یک ردیف با ترکیه و آل سعود و باند جولانی در سوریه قرار داد.

پس ای مسلمانان، فریب عنوان‌های زیبا و پیمان‌های پرزرق‌وبرق را نخورید. هر ائتلافی را با عملکردش بسنجید و ببینید در برابر اشغالگران چه کرده و در برابر مسلمانان چه کرده است و از سرنوشت فلسطین و غزه عبرت بگیرید؛ جایی که فاصله میان شعارهای رسمی و عملکرد واقعی دولت‌ها برای مردم آشکار شده است.

مسلمان آگاه باید بداند که هر اتحاد سیاسی، الزاماً اتحاد اسلامی نیست و هر پیمانی که نام «امنیت» بر خود گذاشته، الزاماً امنیت مسلمانان را تأمین نمی‌کند.

خطر خطباء و مولوی های همسو با کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

خطر خطباء و مولوی های همسو با کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در حالی که الله جل جلاله در مورد کفار سکولار(به زبان عربی = کفار مشرک) می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217) و سکولاریستها(مشرکین) همواره با شما می جنگند تا شما را اگر بتوانند از(محتوای 4گانه ی) دینتان برگردانند.[1]

و در حالی که در برابر این جنگ همیشگی و تحمیلی کفار سکولار بر مومنین از اَنَس رضی‌الله‌عنه روایت است که رسول الله صلی ‌‌الله ‌علیه ‌و سلم فرمودند: جَاهِدُوا المشركين بأموالكم وأنفسكم وألسنتكم. [2]با مشرکان (=سکولاریستها)، با اموالتان، جان‌هایتان و زبان‌هایتان جهاد کنید.

اما هم اکنون که با چشم سر می بینیم که کفار محارب آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند و بسیار عادی خواهد بود که بر اساس این آیات و احادیث با آنها برخورد کرد اما دسته هائی از مولوی ها و آخوندها و شیخها بخشی از جبهه ی این کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی شده اند و در برابر حق امت اسلامی که عمل به این آیات و احادیث است سکوت کرده اند.  

 البته لازم است بدانیم که در طول تاریخ، هرگاه برخی عالمان دینی به‌جای ایستادن در کنار حق و دفاع از مظلومان، در خدمت دشمنان دین و ملت قرار گرفته‌اند، دین به ابزار توجیه سیاست این دشمنان و منافع آنها تبدیل شده است.

پس اینکه پرسیده شود چرا در حالی‌که دارالاسلام ایران و غزه و یمن و غیره با جنگ، محاصره، اشغال و رنج روبه‌رو هستند، برخی منبرها از بیان درد مسلمانان و دفاع از مظلومان خالی شده‌اند و بلکه به بلندگوئی جهت ناامید کردن و دور کردن مردم از مجاهدین و آزادیخواهان تبدیل شده اند؟

زمانی که عالم دینی استقلال شرعی خود را از دست بدهد و رضایت کفار محارب خارجی و مزدوران آنها و عوام رسانه زده را بر حقیقت ترجیح دهد، سخنان او نیز در مسیر منافع دشمنان واقعی دین و ملت قرار می‌گیرد، نه در مسیر دفاع از شریعت الله و حق شرعی مومنین.

اینها گاه با سوء استفاده از موقعیتی که برایشان درست شده است و شخصیتی که برایشان ساخته و پرداخته شده است حق و باطل را با هم قاطی می کنند که نتیجه ی حتمی آن پوشاندن و کنار زدن حق است چنانچه الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره/42) حق را با باطل درنیامیزید و حقیقت را پنهان نکنید، در حالی‌که می‌دانید.

ای مولوی نگاه کن با بیان بعضی از مشکلات اقتصادی و … جامعه ( که هیچ جامعه ای به نسبتهای مختلفی از مشکلات و حتی مفاسد اداری و اجرائی خالی نیست) خروجی و نتیجه ی صحبتهای شما به نفع کدام جبهه است؟ به نفع جبهه ی مومنین و مدافعان دین و ملت یا به سود جبهه ی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون همیشه خائن و وطن فروش داخلی؟

جبهه ی خودت را ببین و زمانی که همچون یکی از اعضای جبهه ات نگریسته شدی حق اعتراض نداری.


[1]  محتوا و مفاهیم چهارگانه ی دین عبارتند از : 1- قدرت حاکمیت 2- قانون و برنامه 3- اطاعت و فرمانبرداری 4- مجازات و پاداش .

[2]  سنن ابی‌داوود – 2504