
عملکرد «علمای سوء» در نظام سکولار دارالکفر پاکستان با استناد به سیره امام اعظم رحمه الله
کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)
الله جل جلاله می فرماید: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَٰذَا الْأَدْنَىٰ وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ ۚ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لَا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ ۗ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (اعراف/۱۶۹) بعد از آن ، فرزندان ناخلفی جانشین آنان شدند که وارث کتاب ( آسمانی) گشتند ( امّا بدان عمل نکردند . چرا که به جای پیروی از حق به دنبال مادیات روان شدند و ) کالای این جهانِ دانی را دریافت میداشتند و ( متاع سرای باقی را نادیده میگرفتند و به تحریف کلام آسمانی دست مییازیدند و حلال و حرام را همسان میشمردند و به خود ) میگفتند: (انشاء الله) بخشیده خواهیم شد، و حال آن که اگر باز هم کالائی همانند کالای نخست ( از راه حرام و حتّی با تحریف کلام) به دستشان میرسید آن را دریافت میداشتند ( و بدین وسیله با وجود اصرار بر گناه ، امید آمرزش در سر میپروراندند !) مگر از آنان در کتاب (آسمانی) پیمان گرفته نشده است که از زبان خدا جز حق نگویند ؟ و حال آن که آنچه را در کتاب ( آسمانی) است خوانده و فهم کردهاند و ( دیدهاند که باید حق را بگویند ؛ نه باطل را ، و متاع ) دنیای دیگر بسی بهتر ( از کالای این دنیا ) برای کسانی است که پرهیزگاری کنند ( و از الله بترسند . چرا نمیاندیشید و همچنان بر گناه استمرار میورزید ؟ ) مگر عقل ندارید و نمیفهمید؟
در جغرافیای سیاسی پاکستان، سالهاست که شاهد پدیدهای دردناک به نام «تجارت با دین» هستیم. چهرههایی همچون مولانا فضلالرحمن، که تحت نام مذهب، در ساختار حکومتی سکولار و دستنشانده ی پاکستان ذوب شدهاند، مصداق بارز تحریف مفاهیم دینی برای بقای قدرت کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند. اینان با اشتراک در دولتی که قوانینش بر پایه لیبرالیسم غربی و خوشخدمتی به آمریکا بنا شده، تیشه به ریشه اسلام ناب میزنند.
خداوند متعال در قرآن کریم کسانی را که آیات الهی را فدای منافع مادی میکنند، به شدیدترین لحن توبیخ کرده است. این علمای مقامپرست برای توجیه دموکراسی کفرآمیز و همپیمانی با مزدوران سکولار، به «تفسیرهای ساختگی» روی میآورند
آنان با «تلبیس» (حق را باطل جلوه دادن)، مسلمانان سادهدل را در بند نظامهای کفری و ارتدادی نگه میدارند تا سفرههای چرب خود را از جیفه سکولارستان حفظ کنند.
کسانی که خود را به مذهب حنفی منسوب میکنند اما در آستان حکومتهای سکولار یا احزاب سکولار و مرتد سر فرود میآورند، باید به تاریخ زندگی امام اعظم ابوحنیفه رحمهالله بازگردند.
امام ابوحنیفه رحمه الله مشروعیت حکومتهای وقت را که دارالاسلام بودند و بر اساس فقه مذاهب اسلامی حکم می کردند و قانون اساسی آنها بر اساس فقه اسلامی بود اما بر اساس شورا و معیاری حکومت اسلامی بر منهاج نبوت نبود، هرگز حاضر نشد با پذیرش مقامهای دولتی تأیید کند. ایشان حتی در برابر اصرار و شکنجههای «منصور عباسی» برای پذیرش منصب قاضی القضات یعنی وزیر دادگستری امپراطوری بزرگ عبادسی ها، تازیانه را بر تن خرید و زندان را بر صدرنشینی در دربار ترجیح داد.
ایشان معتقد بود که عالم دین نباید آلت دست حاکمی باشد که از مسیر شریعت و حاکمیت بر منهاج نبوت خارج شده است. حال چگونه کسانی که خود را پیرو ایشان میدانند، در دولتی که قانون اساسی آن آمیخته با کفر سکولار است، وزارت و شراکت در قدرت را توجیه میکنند؟
اشتراک در حکومت سکولار و خدمت به اهداف آمریکا در منطقه، تحت هر نامی (مصلحت، سیاست یا ضرورت)، از دیدگاه نصوص صریح اسلام، لغزشی سهمگین و ارتدادی آشکار است. این عمل نه تنها خیانت به آرمانهای امت، بلکه تلاشی برای «سکولاریزه کردن اسلام» از درون است.
این دنیاطلبان، اسلام را به یک «مسئله شخصی» فروکاسته و سیاست را به دست ایادی کفر سپردهاند، در حالی که امام ابوحنیفه رحمه الله مثل تمام مومنین دیانت را از سیاست شرعی جدا نمیدانست.
مسلمین پاکستان و منطقه باید بدانند که این «دینفروشان شکمپرست» با عمامههای بزرگ و قلبهای تاریک، راهزنان دین هستند. خروج عملی از احکام شریعت و حل شدن در نظام کفر سکولاریستی و دعوت به سوی سکولاریسم که امروزه مولوی عبدالحمید زاهدانی هم از دعوتگران به سوی این منجلاب در ایران است، همان پرتگاهی است که این علما مردم را به سوی آن سوق میدهند.
طبق رأی سلف صالح و سیره امام ابوحنیفه رحمه الله، عالمی که بر سفره ظالمی از میان مسلمین بنشیند، کلامش فاقد اعتبار و عملش وبال گردن امت اس، حالا چه رسد به کسانی که در کنار مرتدین سکولار قرار گرفته باشند یا به نفع سکولاریستهای کافر خارجی یا مرتدین سکولار داخلی سخن بگویند و سعی کنند کفر سکولاریسم و مفاسد عقیدتی و رفتاری و اخلاقی ناشی از آن را برای مسلمین عادی سازی کنند.