بررسی شرعی فتنه ای که بر برادران ما در مسجد مکی زاهدان ایران وارد شد، بررسی عوامل حادثه مسجد مکی زاهدان براساس قرآن و سنت در امارت اسلامی افغانستان

بررسی شرعی فتنه ای که بر برادران ما در مسجد مکی زاهدان ایران وارد شد، بررسی عوامل حادثه مسجد مکی زاهدان براساس قرآن و سنت در امارت اسلامی افغانستان

ترجمه کلمات صوتی: مولوی عبدالکریم صافی از علمای دارالعلوم تخارستان- کندز


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
در این فرصتی که الله جل جلاله در اختیار ما قرار داده است به بررسی شرعی فتنه ای می پردازیم که بر برادران ما در مسجد مکی زاهدان ایران وارد شد.
ابتدا با این 2 سوال شروع می کنیم که :
1-  آیا تأئید غیر شرعی تجاوز به خواهر بلوچ توسط مولوی عبدالغفار نقشبندی، دفاع از ناموس بلوچ بود یا آبروریزی آن خواهر و بلوچها؟
2-  آیا این عمل مولوی عبدالغفار مستحق پاداش است یا مجازات؟
الله جل جلاله در آیه 36 سوره الاسراء می فرماید: وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ ۚ  / از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن
یعنی علم و آگاهی که با دلیل و سند پشتوانه می شود مهمترین امر در اظهار نظر است، پس اگر با دلایل شرعی، یقین در موضوعی نباشد و یا علم نباشد کسی نمی تواند بر اساس ظن و گمان در این باره نظر دهد بلکه باید سکوت کند چون در صحیح شریف بخاری به رقم 6724 و صحیح ترمذی و أبی داود و غیره روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إيَّاكم والظنَّ، فإن الظنَّ أكذبُ الحديث»از گمان بردن پرهيز كنيد، چون که گمان بردن دورغ ترين سخن است.
این حکم عام است اما به نسبت اتهام «زنا» تا زمانی که با دلایل عینی شرعی به اثبات نرسیده است، الله جل جلاله در سوره النور آیه 12 می فرماید:
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ / چرا هنگامى كه آن سوء ظن (نسبت زنا به زنان مومن و مردان مومن) را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است؟
در آیه 16 همین سوره ی نور الله باز می فرماید : وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ/ و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است.
الله متعال می فرماید که مردان و زنان مومنی زمانی که خبری بر اساس ظن و گمان و ثابت نشده با دلایل عینی شرعی از تجاوز و نسبت زنا به مومن دیگری به آنها می رسد باید محکم آن را انکار کنند و بگویند این دروغ و بهتان است و در این موضوع سخنی نگویند و آن را جار نزنند.
پس تا زمان اثبات بدون شک و گمان اتهام زنا با دلایل عینی شرعی، نه تنها باید نسبت زنا و تجاوز به مومنین و مومنات را جار نزد بلکه باید انکار کرد و گفت این دروغ و بهتان به مسلمانان است. زیرا حفظ آبرو زنان و مردان مسلمان بر همه ما واجب است.
مگر اینکه شاهد این عمل باشید و شهادت بدهی و شهادت3 نفر هم کافی نیست چه رسد به اینکه تنها یک نفر شهادت دهد، ابن اثیر مورخ بزرگ اهل سنت و جماعت در کتاب  اُسْدُ الْغابَة فی مَعرِفةِ الصَّحابَة، مجلد 6 صفحه 35 می گوید که 3 صحابی در حالی که شهادت دادند مثل «میل در سرمه دان» شاهد زنای مُغَیرة با یک زن بودند توسط عمر بن خطاب رضی الله عنه بر آنها حد جاری شد چون تعداد این شاهدین به 4 نفر نرسیده بودند.
عمر بن خطاب به این اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم نگفت شما دروغ می گوئید، بلکه گفت تعداد شما به اندازه ی حد شرعی نیست، به همین دلیل به این اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم حد تهمت زنندگان را زد. چون الله جل جلاله در آیه 4 سوره نور می فرماید:
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ  / و کسانی که زنان پاکدامن را متهمّ می‌کنند، سپس چهار شاهد بر مدعای خودنمی‌آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها  فاسقان هستند.
در مورد شاهد و جهت اثبات جرم زنا بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و سایر مذاهب اسلامی آمده است که الله جل جلاله تنها دو شیوه برای اثبات جرم زنا قرار داده است:
1-  اعتراف زن و مرد زناکار
2-  گواهی ۴ شاهد عادلی که این صحنه زنا را بطور محسوس و يقينی عمل جنسی و ارتكاب زنا را مشاهده‌ كرده باشند نه با حدس و گمان.
البته تمام حدود با وجود شبهه ساقط می شوند و تنها وقتي حد زنا هم اجرا می ‌گردد كه وقوع اين جريمه بطورقطعی به ثبوت رسيده باشد. پس در اثبات جرم زنا می بینیم که الله جل جلاله راهی قرار نداده است که از آن راه شخص بتواند به سادگی دیگران را متهم به زنا کند.

حال بررسی کنیم که آیا مولوی عبدالغفار نقشبندی به قرآن و اسلام و براساس عمل صحابه و مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله عمل کرده است و مستحق پاداش است و  یا خلاف قرآن و سنت و عمل صحابه و مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله عمل کرده است و مستحق دُرّه و مجازات؟

1) مولوی صاحب در این خصوص که هنوز نه با شهادت 4 شاهد و نه با اقرار طرفین به صورت یقینی ارتکاب جرم زنا برایش محرز و ثابت نشده بود باید سکوت می کرد و نباید جار میزد و آبروی زن و مرد مسلمان را می برد، همانطور که قبل گفته شد وظیفه مسلمان است که این مسائل که به او می رسد را انکار کند و بگوید بهتان عظیم است، اما مولوی صاحب عکس این دستور شریعت الله عمل کرد و در شبکه های رسانه ای با تمام توان این مسئله را پخش کرده است.
2) مولوی صاحب صحبت از محرز شدن تجاوز کرد بدون آنکه شاهد ماجرا باشد و شهادت دهد، و اگر 4 شاهد را برای خود نیاورد مجازات 80 دُرّه طبق آیه قرآن در حق وی باید اجرا شود. بر فرض اگر هم شاهد و ناظر و حاضر در ماجرا بود حق علنی کردن نداشت و این شهادت را باید در دادگاه و نزد قاضی می داد نه در ملاء عام و بین عوام الناس!
3) حال چرا قرآن می فرماید جار نزن، انکار کن، فقط به دادگاه رجوع کن، شاهد بیاور؟ چون با جار زدن موضوع، موجب تحریک احساسات جوانان و عوام الناس می شود و نهایتا موجب کشته شدن و هرج مرج افراد زیادی به خاطر دفاع از ناموس و دفاع از عِرض می شود. همانطور که این اتفاق در زاهدان افتاد و افراد زیادی شهید و زخمی شدند و باید در قبال این موضوع که خلاف قرآن عمل شده مولوی صاحب پاسخگو باشد.
4) از همه اینها مهمتر بی آبرو شدن دختر بلوچ در میان قوم و شهرش و بی آبرو شدن قوم بلوچ در میان تمام دنیا است، مولوی صاحب با چه مجوزی آبروی دختر بلوچ و قوم با غیرت بلوچ را در بین مردم می برد؟ با چه مجوزی بر فرض اتفاقی هم افتاده است، چرا باید این مسئله را علنی کند؟ آیا خانواده این دختر به خاطر نابود شدن آینده و بد نام شدن دخترشان حق شکایت از مولوی را ندارند؟ آیا قوم بلوچ به خاطر بازی با آبروی خود حق مجازات این مولوی را ندارند؟
با آنکه مولوی نقشبندی که این مراحل شرعی را جهت اثبات جرم طی نکرده، اگر جهت پیگیری این اتهام، در خفا و پنهانی کمک می کرد و دوست و دشمن ملت مسلمان بلوچ و سایر مسلمین را باخبر نمی کرد برای شرافت و آبروی آن دختر و آن خانواده و قوم و برای شرافت سایر مسلمین بهتر بود یا اینکه برخلاف تمام منابع اسلامی حرکت کرده و تحت تاثیر تبلیغات رسانه ای ماهواره ای و مجازی، یکی از سربازان جنگ فکری و روانی دشمنان بر علیه مسلمین شد؟!
ممکن است مولوی نقشبندی که من عمدی دروغ نبسته ام بلکه این سخنان را از آن دختر شنیده ام و من تنها روایتش کرده ام، این جواب قانع کننده ای نیست؛ چون باید جهت اثبات جرمهایی که ظوابط اثبات آنها در شریعت تعریف و مشخص شده است تحقیق می کرد و بعد روایت می کرد چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی متواتر نزد تمام مذاهب اسلامی که امام مسلم به رقم 5 و ابوداود و دیگران آورده اند می فرمایند: كَفَى بِالْمَرْءِ كَذِباً أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِعَ؛ برای دروغگویی فرد همین کافی است که آنچه را می‌شنود (بدون تحقیق و تبین و روشن نمودن راست و دروغ سخن) برای دیگران بیان کند.
اما در آخر باید گفت که نه تنها این عمل مولوی عبدالغفار قهرمانانه و اسلامی و شرعی نبود، بلکه خلاف قرآن و شرع مبین اسلام و عمل صحابه و مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله بود، و اگر قرار بر عدالت اسلامی باشد خودش را مستحق 80 دُرّه به دلیل شهادت بدون دیدن کرده است و فاسقی است که تا زمانی که زنده است نباید شهادت او قبول شود؛ همینطور به دلیل جار زدن و بی آبرو کردن دختر بلوچ، حق شکایت برای خانواده دختر محفوظ و همینطور به دلیل تحریک احساسات عوام الناس خون جوانان کشته شده بر گردن ایشان است.
نه ما و نه پدران ما ندیده و نشنیده ایم که در شریعت الله اینگونه جرم زنا محرز و ثابت شود؛ امام مسلم به رقم شماره 7 در صحیح خود روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه فرمود: عنقریب در آخرامت من، افرادی خواهند بود که برایتان سخنانی را بیان می کنند که نه شما ونه پدرانتان نشنیده است پس شما خویش را از آنها و آنان را از خویش بدوردارید. لا يُضِلُّونَكُمْ، ولا يَفْتِنُونَكُمْ. تا شما را گمراه نکنند و شما را دچار فتنه نکنند.
ای کاش مولوی صاحب به قرآن و شرع اسلام و عمل صحابه رضی الله عنهم اجمعین و مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله عمل می کرد نه در نقش « الرُّوَيْبِضَة» در لباس رهبری کاذب، تا این همه مفسده به بار نیاورد.

اما مولوی نقشبندی به جای توبه و اصلاح مفاسدی که به بار آورده است طبق قاعده ی «اگر نتوانستی بیگناهیت را ثابت کنی، نقش قربانی را بازی کن» شروع به غوغاسالاری و خاک در چشم مردم کردن کرده است و سعی دارد این جرم بزرگ خود را بپوشاند و همچنان با احساسات جوانان نا آگاه از شریعت اسلام و نا آگاه از مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله در این زمینه ی مشخص بازی کند.

وَآخِرُ دَعْوَانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.

لج بازی با زنانگی هرگز با هم جمع نمی شوند و پایه‌های عشق و محبت و امکان زندگی را در هم می کوبد و از بین می برد

لج بازی با زنانگی هرگز با هم جمع نمی شوند و پایه‌های عشق و محبت و امکان زندگی را در هم می کوبد و از بین می برد

کاتب: محمد سرور نجار
ترجمه: استاد فدیبا کریم نژاد حفظها الله
ارائه: ماهدیم بلوچ

لجاجت و زنانگی هرگز با هم جمع نمی‌شوند. یک زن لجباز سهم زیادی از مردانگی را در خود دارد و یک مرد هرگز نمی‌تواند چنین شخصیتی را تحمل کند.

اگر لجاجت و سنگدلی وارد زندگی زناشویی شود، محبت و عاطفه بلافاصله از پنجره بیرون می‌رود و هیچ مردی نیست که اجازه دهد مرد دیگری در خانه‌اش کلمه به کلمه با او جر و بحث کند.

در نهایت، مهم نیست که یک زن چقدر زیبا باشد یا جایگاه والایی در قلب شوهرش داشته باشد، لجاجت کافی است تا پایه‌های عشق و محبت و امکان زندگی را در هم بکوبد و از بین ببرد.

یک بار برای همیشه هم در فضای مجازی و هم فضای واقعیت، در را بر روی جامعه‌ی زنان ببندید.

یک بار برای همیشه هم در فضای مجازی و هم فضای واقعیت، در را بر روی جامعه‌ی زنان ببندید.

کاتب: أبو عمر القاوشی
ترجمه: استاذ فریبا کریم نژاد حفظها الله
ارائه: ماهدیم بلوچ

“من دختری محجبه از خانواده‌ای خوب هستم و همه از اخلاقم تعریف می‌کنند، در پیام‌رسان با مرد جوانی آشنا شدم و پس از مدتی صحبت کردن به شدت به او وابسته شدم، اما می‌دانم کاری که انجام می‌دهم حرام است و جایز نیست.”

ای برادر! به‌خاطر خدا با خودت روراست باش و شما نیز ای خواهرم با خودت روراست باش!

چندین بار چنین داستان‌های واقع‌گرایانه‌ای را شنیده‌اید! من خودم بارها آن را در بیش از یک تریبون و پلتفرم شنیده‌ام و دلیلش این است که مرد یا زن ملتزم فریب تعهد و التزام خود را می‌خورد و به نام تبادل اطلاعات مفید دینی، کلیپ‌های صوتی شیوخ و مواردی از این قبیل، باب ارتباط با خواهران را می‌گشاید.

مردان جوانی را می‌یابید که دوستی با زنان را به هزینه‌ی خودش تحت عنوان «نیت من خوب است و او را می‌شناسم» می‌پذیرد، تا این‌که دختر بیچاره خود را به آن جوان وابسته می‌بیند و در خودش نیاز به صحبت با او پیدا می‌کند و شیفته‌ی سبك صحبت کردنش شده است.

بنابراین، بهترین درمان این است که یک بار برای همیشه هم در فضای مجازی و هم فضای واقعیت، در را بر روی جامعه‌ی زنان ببندید.

سخن ما اهل سنت و جماعت بلوچستان با مولوی ها و فرقه های اهل بدعت این است

سخن ما اهل سنت و جماعت بلوچستان با مولوی ها و فرقه های اهل بدعت این است

به قلم: عبدالرحمن براهویی

کسانی که سر راه ما سنگ می گذارند با دلیل و سند شرعی از راه برمیداریم آنها را  با سنگ هایش دور می اندازیم به اذن الله سبحانه و تعالی

ما از شما اهل بدعت انتظار نداریم که ما را درک کنید…! زیرا ما از علما و ائمه ی اهل سنت و جماعت خود که برای اسلام جهاد و تلاش کردند و مثل امام ابوحنیفه و امام شافعی و …در راه الله سبحانه و تعالی شهید شده اند و یا در محرومیت به سربرده اند پیروی می کنیم (رضی الله عنهم اجمعین)

و شما آینه ها‌ی ریاکاری و فریب از کسانی پیروی می کنید که می خواهند جامعه ما را با فرقه بازی و رواج تفکرات فاسد مرجئه گری و سکولاریستی و… تکه تکه کنند، یا با قتال الفتنه یا با سخنرانی های الفتنه و جاهلانه در حال قربانی بلوچهای اهل سنت و جماعت هستند همچنانکه مثل مولوی نقشبندی خبیث با سخنرانی های الفتنه ای که انجام دادند باعث تحریک جوانان و تولید فتنه و فاجعه ی مسجد مکی زاهدان و سرباز و… شدند.

شما اهل بدعت مرجئه و معتزلی مسلک که از ادله الفقه امام ابوحنیفه دوری کرده اید و هوا و هوس و سخنان رسانه پسند را معیار گرفته اید فقط اعضای جامعه هستید، همین! منافقین بدعت گذار و مولوی های منافق صفت گنده گو اهل بدعت را چنان تحسین می کنید که تقریباً سخنانشان برای شما حجت و دلیل شده است.

 به اذن الله سبحانه و تعالی نابود می شوید. آرزوی من از الله سبحانه و تعالی این است که این کار را از طریق دستان خود ما بلوچهای اهل سنت و جماعت انجام دهیم. الهی آمین

پس تا می توانید با فرقه های مسلح اهل بدعت و اهل تفرق مثل جیش العدل و الفرقان و جدای مجازی نقشبندی و… و با خطیبان گنده گوی آلوده به بدعت باشید، اما بدانید آینده ی این جامعه با اهل سنت و جماعت است نه شما.

رسانه های کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی مثل سهاب و آجوئی و …. کاری کرده اند که مردم از نزدیک شدن و یا شنیدن سخنان اهل توحید و اهل جماعت و یا حتی دیدن سخنرانی های مربوط به آنان خودداری و بلکه حذر کنند .

این وضعیت، مسئله ای تازه وعملکردی جدید نیست، بلکه در عصر رسول اللهﷺ نیز کفارمشرک (سکولار) مردم را از شنیدن و هم‌نشینی با رسول الله ﷺ و یارانش بر حذر میداشتند تا مبادا کسی از حقیقت دعوت آنان اگاه شود .

آنان را دیوانه و مجنون و ساحر و … میخوانند تا بدین وسیله راحتتر بتوانند به هدف خود برسند . امروز نیز دشمنان دین الله برای دور کردن مردم از پیروان همان فرستاده و اهل توحید از هیچ طعن و مکر و نیرنگی ابا نمی ورزند .

اما افسوس و صد افسوس که دسته ای از بلوچها برای نجات خود حاضر به کمترین حرکتی نیستند .

بنگرید اهل سنت و جماعت چگونه احکام الله را برای مردم بیان میکنند..حکم  شریعت الله و اهل جماعت شدن و پرهیز از تفرق را برای مسلمین سالهاست بیان میکردند اما هیچ وقت کسی را به اهل جماعت شدن و دوری از اهل بدعت و عقاید بدعی مجبور نکرده اند. برخلاف اهل بدعت که در آنها همفکر بودنشان اجباری است و بسیاری از این دعوتگران اهل سنت و جماعت توسط این اهل بدعت و احزاب سکولار و مرتد محلی بلوچ به شهادت رسیدند.

یکدیگر را پند و نصیحت بدهیم زیرا که دین سراسرش خیر و نصیحت است، نصیحت خیرخواهانه بهترین هدیه برای برادر و خواهر مسلمان و حق پذیر است و از همراه شدن و هم مسیر شدن با فتنه گرانی چون نقشبندی و فرقه های مسلحی که قتال الفتنه راه انداخته اند دوری کنیم.

د پاکستان د کويټي ښار په بلوچستان ایالت کې د پاکستاني استخباراتو يو تن جاسوس هلاک شوي

د پاکستان د کويټي ښار په بلوچستان ایالت کې د پاکستاني استخباراتو يو تن جاسوس هلاک شوي

د پاکستان د کويټي ښار په بلوچستان ایالت کې د پاکستاني استخباراتو يو تن جاسوس چې د نايېتوب ترنامه لاندې يې خپله جاسوسي پر مخ وړله په يوه مسلحانه بريد کې په نښه شوي او ټک په ټکه هلاک شوي ولله الحمد والمنة.

باچشم سر جنایات سکولاریستها در غزه را دیدی، فراموش نکن و…

باچشم سر جنایات سکولاریستها در غزه را دیدی، فراموش نکن و…

به قلم: محمد اسامه

با چشم سر دیدی که صهیونیستهای سکولار چگونه برادران و خواهرمان ما را در غزه قتل عام کردند و چگونه آمریکای سکولار و ناتو سکولار و تمام حکومتهای مرتد سکولار حاکم بر مسلمین به این صهیونیستهای سکولار کمک کردند.

حتی با چشم سر دیدی که چگونه مسلمان زاده های سکولار ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ غزه بر علیه مسلمین مشارکت کردند و دیدی که چگونه حکومت کارتونی محمود عباس سکولار هم در کنار صهیونیستهای سکولار ایستاد!

با چشم سر دیدی که سکولاریستهای بومی و محلی خودمان هم چگونه از جنایات صهیونیستهای سکولار حمایت کردند و بر علیه حماس و جهاد اسلامی ایستادند و…

دیدی که در کنار غزه تنها دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت وجود دارد در حالی که 50 کشور سکولار و دست نشانده عربی نظاره‌گر بودند و هیچ حرکتی نکردند و حتی کمک‌های نظامی آمریکای سکولار برای ارتش رژیم اشغالگر از پایگاه هوایی امیر حسین در اردن ارسال شد…

دیدی که مردم غزه غذا، آب و دارو ندارند، اما جهانیان سکولار خم به ابرو نمی‌آورند و کشور عربی و سکولار مصر حاضر به ارسال کامیون‌های کمک‌های بشردوستانه برای آنان نبود

اما دیدی که غزه سرزمین کوچک محاصره شده از بیش از 17 سال پیش ارتشی را که 21 ارتش عربی از آن هراسان بودند، به زانو درآورد… غزه راه امت را ترسیم کرد و بر مواضع خود ثابت ماند و تسلیم دشمن اشغالگر و همپیمانانش نشد… آن هم در شرایطی که سران حکومتهای سکولار و مرتد عربی برای عادی‌سازی روابط با این رژیم جنایتکار سکولار سر و دست می‌شکستند

پس به جای مشغول شدن بیش از حد به اخبار و تحلیلات جنگ، بیشتر به دعا بپردازید، سعی کنید روزانه معلومات و تقوای خود را افزایش دهید، هر جایی که هستید در مورد قضیه فلسطین برای مسلمانان روشنگری کنید و برای منافقین مشتی کوبنده باشید.

این روزها و تجربیاتش را هرگز از یاد نبرید، دوست و دشمن را بشناسید و هرگز آنان را فراموش نکنید.

به نصرت پروردگار که شامل مسلمین غزه شده بنگرید تا قلبتان صفا یابد و بدانید وعده پروردگار حق است.(یا اله العالمین ما را لایق نصرتت قرار بده)

در راه دینداری و دعوت و تلاش برای اعلای کلمه لا اله الا الله، با خدای خود تجدید بیعت کنید و قاطعانه به مسیرتان ادامه دهید. ما نیاز به بازنگری در افکار و عقاید و رفتارهای خود داریم.

با اهل جماعت شدن و پرهیز از تفرق در جبهه ی مقاومتی قرار بگیریم که تصمیم گرفته است با متحد کردن تمام تفاسییر و مذاهب اسلامی آمریکا (سرافعی) و مزدوران آن را از منطقه اخراج کند.

اهل سنت و جماعت بلوچستان و پرورش نسل آینده

اهل سنت و جماعت بلوچستان و پرورش نسل آینده

به قلم:  محمد اسامه

در میان بلوچها سالهاست که تفکرات مخرب مرجئه گری با پس مانده هایی از معتزله گری حاکم شده است و بسیاری از مولویی ها از منهج اهل سنت و جماعت و ادله الفقه امام ابوحنیفه و بخصوص از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم غافل و جاهل شده اند.

اهل سنت و جماعت که با تمسک به ادله الفقه امام ابوحنیفه ابتدا بر قرآن و سپس بر احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم چنگ زده اند و از قول صحابی و اجتهاد و قیاس شرعی هم بی بهره نیستند آینده سازان جامعه ی اهل سنت و جماعت بلوچستان هستند.

پس ای اهل بدعت: منتظر نباشید که قومی را که الله ولی و نصیر وعده دفاع از آنان را داده است ، روزی مکر و نیرنگ و تحالفتان، آنان را سست و یا عزمشان را ضعیف کند و یقین داشته باشید که وعده ی الله حق است و عاقبت از آن مومنان است و کفی بالله ولیا و نصیرا .

ما در طول زندگی خود به توحید و اهل جماعت شدن و پرهیز از بدعت و خرافات دعوت می کنیم ، گاهی در خفا و در مقابل چشمها ما با شرک و شیاطینی که در صدد نشر شرک و خرافات هستند بر اساس منهج اهل سنت و جماعت مبارزه میکنم به اذن الله سبحانه و تعالی و این جنگی سخت است، و این جنگ با زبان و دست و قلب و فدا کردن جان ها در این راه روش ماست و تا قیامت باقی است ان شاءالله

و اما ای مومنین اهل جماعت؛ در ابتدا مادرانی را برای فرزندانتان انتخاب کنید که روزی غم و هم چگونه تربیت شدن فرزندانتان را نداشته باشید و بدانید در هر جایی که هستید، فرزندانتان امانت های الهی در نزدتان هستند .

زن مسلمانی که درمورد علوم شرعی دینش مطالعه میکند، برای دشمنان اسلام خطرناک تـر از مجاهدی است که سلاح بـه دست گرفته. 

این فرزندان آمادگی پذیرش هر چیزی را دارند، اگر در کودکی به بهانه ی امنیت و مشغولیت و کودکی آنان را برای دین الله تعلیم و تربیت و آماده نکردید ، و حب اهل جماعت بودن و جهاد و دفاع از دین و تعلیم و دعوت آن و پرهیز از فرقه بازی و حزب بازی و تفرق را در قلبهایشان پرورش ندادید ، مطمئن باشید که کفار سکولار و فرقه بازهای مسلح و غیر مسلح اسلامی و غیر اسلامی به وسیله ی برنامه های  متنوع خود، آنان را پرورش و سربازان آینده ی خود می کند . پس قبل از اینکه حسرت بخورید ، به خود بیایید  

به فرزندانتان بعد از ایمان و نماز یاد دهید که چگونه اهل جماعت شوند به آنها یاد دهید:  ڪسی ڪه غم دین ندارد، خودش غمی است ڪه سربارِ دلِ زخم‌دیدهٔ دین ‌شده است؛ و جهت ثبات اراده و ثابت قدمی و ادامه ی این مسیر پر خیر و برکت این قول ابن قیم را به آنها یاد دهید که: اصل و اساس تمامی خیر این است: اینکه به یقین بدانی هر آنچه الله متعال بخواهد همان خواهد شد و آنچه را که نخواهد به وقوع نخواهد پیوست.

استاد محمد قطب می گوید: حقیقتا بدون وجود مؤمنانی که بر حاکم ساختن شریعت الهی در زمین اصرار کنند و دست رد به سینهٔ دیگر قوانین زنند و یقین داشته باشند که تن دادن به شریعتی جز شریعت الله، کفر اکبر بوده و فرد را از دایرهٔ ایمان خارج می‌سازد، اسلام نخواهد توانست در دنیای واقعی بر مسند قدرت بنشیند!

دارودسته ی رجوی بدیل محمد علی جناح برای بلوچهای ایران

دارودسته ی رجوی بدیل محمد علی جناح برای بلوچهای ایران

به قلم: عبدالرحمن براهویی (سراوان)

به دنبال شکست قیام مسلحانه و جهادی شیخ الهند مولانا محمود حسن دیوبندی رحمه الله بر علیه کفار سکولار خارجی به رهبری انگلیس و مزدوران آن در هندوستان، سکولاریستها جهت نابود کردن نهضت مسلمین دست به دو اقدام مخرب زدند:

  • با وارد کردن دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها جریان جهادی مولانا محمود حسن  را تبدیل به جریانی مسالمت آمیز کردند که در بازیهای سیاسی رایج سکولاریستها نقشی داشته باشد. همان کاری که با نهضت اخوان المسلمین و وارد کردن خائنینی چون الضهیبی جهت تخریب و انحراف آن انجام دادند. 
  • از کانال همین مخربین طرح تجزیه ی مسلمین و کاستن قدرت مسلمین با مطرح کردن تشکیل کشوری به نام پاکستان شرقی و غربی را مطرح کردند که طی آن مسلمین در هند از اکثریت می افتادند و اقلیتی می شدند تحت حاکمیت هندوها و بقیه هم تحت حاکمیت سکولاریستهای خائن میان مسلمین در کشوری که هدفی غیر از تخریب عقیده و منهج و حرکت اسلامی مردم ندارد.

در برابر شاگردان اصلی شیخ الهند مولانا محمود حسن که مخالف تجزیه هندوستان بودند محمد علی جناح کسی بود که حکومت سکولار انگلیس از کانال آن برنامه های خود را پیاده کرد. و محمد علی جناح نیز با بهره گیری از علمای سرشناس منطقه چون مولانا اشرف علی تهانوی ، مولانا شبیر احمد عثمانی، مولانا ظفر احمد عثمانی و مفتی محمد شفیع عثمانی و دیگران توانست حمایت و بسیج مسلمین هندوستان را به دست بیاورد.

این علماء خیال می کردند که از کانال این کفار سکولار جهانی و این سکولاریستهای دست نشانده ی آنها می توانند به حکومتی اسلامی و دارالاسلامی دست پیاده کنند که مجری قوانین شریعت الله باشد.

در این میان هر چند بزرگانی چون مولانا حسین احمد مدنی معتقد بودند که محمد علی جناح مهره ای بیش نیست که دارای عقیده سکولار است و هرگز حکومت را اسلامی نخواهد کرد، بنابراین حمایت از او فایده ای دینی در بر ندارد؛ اما قدرت رسانه ای و تبلیغی مخالفین ایشان قوی تر و فریبنده تر بود.

در این میان بلوچهای بلوچستان پاکستان نیز که با مرکزیت کلات دارای حاکمیت محلی و اسلامی خاص خود بودند به دلایلی کاملاً مشخص فریب طرح کفار سکولار انگلیس از کانال محمد علی جناح و وعده های او را خوردند و با تبلیغات وسیع علمای فعال در حزب مسلم لیک سرزمین و حاکمیت خود را تحویل این مهره ی داخلی کفار سکولار جهانی دادند.

به این شکل انگلیس سکولار توانست به سادگی میلونها مسلمان و آنهمه عالم را از کانال یک خائن داخلی بازی دهد و مسلمین را به چنان توهمی برساند که خیال کنند از کانال کفار خارجی و خائنین محلی هم می توان به حکومت اسلامی رسید.

قیام از کانال و مسیر کفر ثمره ای غیر از این ندارد اما دستهایی مرموز در قالب حزبهای مجازی سکولار و ملی گرا و حتی فرقه ای و مذهبی سعی دارند همان نسخه و تجربه ی هند را برای بلوچستان ایران پیاده کنند.

اینبار طراح اصلی همان انگلیس و آمریکا هستند و محمد علی جناح «نامرئی» و پشت پرده شده دارودسته ی رجوی، و کسانی هم که قصد دارند نقش محمد علی جناح «مرئی» را بازی کنند کسانی هستند چون حبیب سربازی و بهمن و …

ملت مسلمان و بیدار ما با دور ریختن تمام توطئه ها و با چنگ زدن به قوانین شریعت الله به تمام این دشمنان خارجی و مزدوران ریز و درشت داخلی فهمانده است و می فهماند که آدرس را اشتباهی آمده اند.

ای دختران مسلمان: ازدواج نکنید اگر…

ای دختران مسلمان: ازدواج نکنید اگر…

کاتب: استاد فریبا کریم نژاد حفظها الله
ارائه: ماهدیم بلوچ

تا یاد نگیرید که چگونه رهبران، حافظان قرآن، فقها و حکیمان را به دنیا بیاورید، ازدواج نکنید، زیرا شما بذری هستید که جامعه از طریق آن اصلاح می‌شود.

هستید تا پیام بدهید که وطن و سرزمینی هستید که اگر خاکش خوب باشد، فرزندانش هم خوب‌ می‌شوند.

به‌خاطر فرزندانتان بیاموزید، بخوانید، خودتان را تغییر دهید، تا أمتی بر پایه‌ی تعالیم اسلام، بردباری، نیکی و گذشت و ایثار بنا سازید.

ای مومنین غزه: سختی‌ها مقابل ایمان شما کمر خم‌ کرده است

ای مومنین غزه: سختی‌ها مقابل ایمان شما کمر خم‌ کرده است

به قلم: ام عمر

امشب قلمم رنگِ دل‌تنگی به‌خود گرفته است. من و قلم نمی‌خواهیم از درد بنویسیم، روزهای شاد هم وجوددارند؛ باید از آن نوشت.

ولی…چه بنویسیم؟! وقتی که این واژه‌‌هایم رنگ سیاهِ حزن به خودگرفته‌ و داروندار زندگی‌ام را تسخیر کرده‌اند.

آه فلسطینم…! با این درد به کجا می‌رسیم؟ قلبم برای تو می‌تپد و روحم سمت تو می‌رود، اما جسمم در کُنج خانه محبوس است.

من و امتیِ باوجدان در دردت می‌سوزیم و حاکمان را خواب برده است. تو با دردت درگیری، من و مسلمان بیدار از دوریت اشک خون می‌ریزیم. آن‌هایی که به تو نزدیک‌اند یا در غفلت‌اند یا مسیرشان مسدود و چون ما مستأصل مانده‌اند.

آه بنازم به ایمان مردمانت!  آخرت و سعادت را سرلوحه زندگی قرار داده‌اند و دردها را متحمل می‌شوند و الحمدلله‌گویان تبسم می‌کنند.

سختی‌ها مقابل ایمان شما کمر خم‌ کرده است. حتم دارم که ایمان‌داران واقعی امّت، شماها هستید.

شما با اعتقاد و اعتماد به خالق پیروز میدان خواهید شد. آن‌زمان خواهد رسید که چهرهٔ بی‌تفاوتان امت، آن‌هایی که در قبال تو سهمی نداشته‌‌اند، به‌وقت پیروزی‌ات کدر و سیاه شده و سر فرو افکنده‌اند.

دعا می‌کنیم جنگجویانت با بازوی قوی و دلی نترس وارد میدان شوند و دشمن غاصب را تارومار کنند.

شکست شما شکست امت مسلمه هست. دعا می‌کنیم تا اگر کم آوردید امداد غیبی به سراغتان بیاید. سربازان سَماوی و زمینی وارد میدان شوند و قوت دل و جسم شما شوند. بشود همانی که می‌خواهید.

غزه‌ام!   نمی‌توانم بنویسم. یاران از تأخیر در نوشته‌هایم شکوه دارند؛ دوست‌داری به آن‌ها بگویم چرا نمی‌نویسم؟ که چرا نای تایپ و یا خط‌سیاه‌کردن ندارم؟

 تو را که در حزن می‌بینم قلبم می‌ایستد و روح از جسمم کنده می‌شود گویا؛ اگر بنویسم سطرها از آه و درد لبریز می‌شوند و صفحهٔ دل می‌سوزد. کمر قلمم می‌شکند و از بین می‌رود.

امشب ناگزیر شدم بنویسم؛ اما نمی‌خواهم از درد بنویسم؛ چرا که خارج از توانم است. قلم نیز همراهی‌ام کرد تا بلکه دلت را شاد کنم؛ امیدوارم اندکی دلت را تسلی داده باشم.

” راستی؛

گفته بودم به‌زودی نزدت تشنگانِ جام شهادت خواهند آمد؟

می‌دانم صدایم از عمق قلب به قلبت رسیده است و می‌دانی؛

پس سخن کوتاه می‌کنم و می‌روم.