«نه بزرگ» اهل سنت و جماعت بلوچستان به جبهه ی اغتشاشگران سکولار

«نه بزرگ» اهل سنت و جماعت بلوچستان به جبهه ی اغتشاشگران سکولار

کاتب: براهندک بلوچ

اینکه مثل تمام کشورهای مستقلی که در حال توسعه باشند و در برابر آنها نیز دشمنانی اشغالگر و سلطه طلب در کمین نشسته باشند و غیر از تحریمها و محدودیتهایی که این دشمنان تحمیل می کنند نارسائی های داخلی هم وجود داشته باشد تا زمان عبور این مرحله ی گذار وجود مشکلات اقتصادی و علمی و تکنولوژی امری تکرار شده در تاریخ بوده است و ایران هم هچون یک کشور مستقل از این قاعده مستثنی نیست.

با این وجود، درخواست همه ی ما از مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران این است که با صبر و تدبیر و از راه قسط و عدالت اسلامی به مطالبان مردم گوش داده و به اندازه ی توان کشور به مشکلات به وجود آمده رسیدگی کنند و به این سخن رهبر کنونی دارالاسلام ایران دقت داشته باشند که دقیقا در دی ماه سال 96 و در پی اغتشاشات قبل از آن گفت:

“این‌جوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند.”

این یک طرف قضیه است و جانب دیگر مساله به مردم برمی گردد و خطاب ما به اهل سنت و جماعت بلوچستان و ایران است که با تجربیات تلخی که در سال 1401ش از اغتشاشات هرزه های سکولار ایران دارند نباید بار دیگر از یک سوراخ دوبار گزیده شوند اگر مومن باشند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين.[1] مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود.

اینبار اهل سنت و جماعت بلوچستان به این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل کرده و ضمن داشتن مطالبات خود با صبر و حفظ امنیت و آرامش در جامعه و هوشیارانه یک «نه بزرگ» به فراخوانهای مختلف احزاب سکولار و مرتد و دارودسته ی منافقین داخلی و کفار محارب و اشغالگری چون آمریکا و صهیونیستها دادند که حمایت علنی خود را از این سکولاریستهای اغتشاشگر میان شیعیان اعلام کرده بودند.

البته در ایرانشهر و در یکی از خیابانهای خلوت 4 عدد لاستیک توسط یکی دو نفر سوزانده شد و اسمش را گذاشتند اعتراض مردم ایرانشهر، یا شامگاه جمعه ۱۱ دی‌ماه در زاهدان یک ماشین متعلق به یک بسیجی را در جایی خلوت و سر خیابان آتش زدند و اسمش را گذاشتند خروش و عملیات بزرگ و… آزادی‌خواهان بلوچ .

همه می دانیم که اینها تنها ناشی از یاس و ناامیدی اغتشاشگران میان شیعه و بخصوص دارودسته ی رجوی( به عنوان یکی از مزدوران اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی و فعال رسانه ای در میان بلوچها و نفوذی در میان گروههایی چون جیش العدل و جبهه ی مبارزین جیش العدل) از اهل سنت و جماعت بلوچستان است.

اهل سنت و جماعت بلوچستان همچون اهل سنت و جماعت جنوب ایران و ترکمنها و طالشی ها و اردبیلی ها و کُردها و… با این سکولاریسهای اغتشاشگر میان شیعیان که از حمایت آشکار آمریکا و صهیونیستها برخوردارند و خائنین به دین و وطن به شمار می روند هم مسیر نمی شوند و با حرکت در مسیر صحیح، یک لگد جانانه به تمام اغتشاشگران سکولار می زنند.


[1]   أخرجه البخاري (6133)، ومسلم (2998)، وأبو داود (4862) واللفظ لهم.

بلوچهای اهل سنت بار دیگر قربانی اغتشاشات شیعیان سکولار نخواهند شد

بلوچهای اهل سنت بار دیگر قربانی اغتشاشات شیعیان سکولار نخواهند شد

کاتب: عبدالرحمن براهویی

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين.[1] انسان مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود.

اهل سنت بلوچستان یکبار به خاطر تحریکات مولوی عبدالغفار نقشبندی فریب خورد و با اغتشاشگران سکولار و مرتد میان شیعه ها و میان کُردهای اهل سنت هم جبهه ای شد و تاوان این اشتباه بزرگ را نیز در جمعه خونین زاهدان و خاش پرداخت کرد.

بر این اساس و بر مبنای حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم اهل سنت بلوچستان و تمام ایران و همچنین تمام مسلمین شیعه و سنی حق ندارند بار دیگر با این اغشاشگران سکولار و مرتد هم مسیر شوند که در واقع بازی کردن بر اساس سناریویی است که آمریکا طراح اصلی آن است.

جونان حنفی مذهب و اهل سنت بلوچستان به خاطر بیاورید و به احترام مادران و پدرانی که فرزندانشان را در جریان اغتشاشگران سال 1401 و در زاهدانو خاش و ایرانشهر و… از دست دادند هر چند هدفی غیر از هدف اغتشاشگران سکولار و مرتد داشتند و ما برای این جوانان بلوچ اهل سنت از الله درجه شهادت را می خواهیم، اینبار سکوت خود را بشکنیم و نه تنها به هیچ بهانه ای با این اغتشاشگران سکولار و مرتد میان شیعیان هم مسیر نشویم بلکه مانع از هم مسیری سایر برادران اهل سنت خود شویم و از علمای خود بخواهیم ترس را کنار بگذارند و جوانان را از هدر رفتن در راه کفر سکولاریسم نهی کنند.

هم اکنون که هنوز اتفاقی در میان اهل سنت ایران نیافتاده است این فرصت تاریخی را از دست نخواهیم داد و با صدای رسا و آشکار خواهیم گفت که بلوچهای اهل سنت و جماعت همچون سایر اهل سنت بار دیگر قربانی اغتشاشات سکولارهای مرتد شده ی میان شیعیان نخواهند شد.

اهل سنت و جماعت اگر قرار باشد خونش ریخته شود برای ارتقای حاکمیت کنونی به خلافه علی منهاج نبوت است نه حرکت در راستای تشکیل حاکمیتی ارتدادی و کفری که شخص مومن را در دنیا و قیامت ضرر مند می کند.

به همین منظور برای آگاه بخشی به اهل سنت و جماعت ایران امروز جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ ز تمام ائمه ی جماعات درخواست می کنیم با استناد به منهج اهل سنت و جماعت در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر و بیان و درخواست مطالبات شرعی خود، جوانان را از افتادن در چنین مهلکه ای که سکولاریستهای مرتد میان شیعیان به بهانه های اقتصادی به وجود آورده اند برحذر دارند.


[1]  بخاری 6133-  مسلم 2998

دعوت به پرهیز از درگیری و تنش اهل سنت بلوچستان و بخصوص اهالی روستای سنگان با نیروهای امنیتی و پرهیز از هم مسیری با اغتشاشگران سکولار میان شیعه ها

دعوت به پرهیز از درگیری و تنش اهل سنت بلوچستان و بخصوص اهالی روستای سنگان با نیروهای امنیتی و پرهیز از هم مسیری با اغتشاشگران سکولار میان شیعه ها

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در بعضی از شهرهای ایران به دلیل مشکل معیشتی و وضع آشفته ی بازار اعتراضاتی شروع شد که متاسفانه با ورود نفوذی های خائن تبدیل به اغتشاشات شده است.

ما چند نمونه از اغتشاشات سالهای گذشته را دیدیم که در نهایت مشخص شد طراح اصلی این اغتشاشات آمریکا و غربی ها هستند و توسط مشتی خائن داخلی و با قربانی کردن جوانان ساده و زودباور به اجرا درمی آید.

امروز پنج‌شنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ هم متاسفانه ما در روستای سنگان از توابع شهرستان دشتیاری با اعتراضی آمیخته به اغتشاش روبرو شدیدم که نیروهای امنیتی قصد بازداشت یکی از شهروندان را داشته‌اند، اما اهالی روستا با این اقدام مخالفت کرده و مانع بازداشت شده‌اند و همین امر به درگیری مستقیم  با نیروهای امنیتی همراه شد و شماری از اهالی به سمت یکی از خودروهای نیروها سنگ پرتاب کرده و شیشه‌های آن را شکسته‌اند و تنشی را به وجود آورد که در جریان آن دست‌کم یک شهروند بازداشت و یک نفر دیگر مجروح شده است.

هم‌زمان با این اقدام اهالی سنگان چند پهپاد تجسسی از ساعات اولیه صبح بر فراز آسمان شهر ایرانشهر، منطقه چاه‌جمال و محدوده‌های اطراف جهت جلوگیری از سوء استفاده ی گروههای مسلح و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی در میان مردم بی گناه جهت دامن زدن به اغشاشات در حال پرواز و گشت‌زنی بوده‌اند.

بدون شک ما اهل سنت و جماعت جهت امر به معروف و نهی از منکر و پرهیز از فتنه ای که ممکن است در آن تر و خشک را با هم بسوزاند دارای قواعد و اصول ثابت خود هستیم و به ما اجازه نمی دهد با اغتشاشگرانی که هدفی غیر از دشمنی با قانون شریعت الله و برپائی حاکمیتی کفری و ارتدادی ندارند هم مسیر شویم.

هم اکنون که عده ای نفوذی در میان معترضین شرهای شیعه نشین ایران سعی دارند اعتراضات را با شعارهای ضد اسلامی و توهین و فحاشی به مقدسات و آتش زدن اموال عمومی و تخریب به اغتشاش تبدیل کنند، هر گونه اعتراض ما در چنین وضعیتی باعث می شود ما هم در «جبهه» و «جریان» این اغتشاشگران قرار بگیریم و این هم مسیری از نگاه فقه اهل سنت و جماعت ممنوع و حرام است.

ما نه تنها از اهلی شریف سنگان بلکه به سایر مسلمین مومن اهل سنت و جماعت ایران می خواهیم همچون اهل سنت و جماعت جنوب ایران و طالش و اردبیل و ترکمنهای گرگان هرگز وارد این اغتشاشات نشوند همچنانکه دسته هائی از اهل سنت استان سیستان و بلوچستان و کُردستان به بهانه های مختلف و حتی متضاد با آنچه میان اغتشاشگران شیعه مذهب می خواستند وارد این فتنه شدند و صدماتی دیدند که برای همگان روشن است.

الله جل جلاله می فرماید:  وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ‏(انفال/25) خویشتن را از بلا و مصیبتی به دور دارید که تنها دامنگیر کسانی نمی‌گردد که ستم می‌کنند ( بلکه اگر جلو ستمکاران گرفته نشود ، خشک و تر به گناه آنان می‌سوزد ) و بدانید که خداوند دارای کیفر سخت و مجازات شدید است .‏

پس بیائید نه تنها خودمان از ورود به این فتنه دوری کنیم، بلکه از ایجاد فتنه توسط فتنه گران در محله و روستا و شهر خود نیز جلوگیری کنیم، چون اگر فتنه گسترش پیدا کند بدون شک تنها فتنه گران را نمی سوزاند بلکه دامن فرزندان و اهل خودمان را نیز می گیرد.

همبستگی اسلامی و صدای اهل سنت بلوچستان در لحظه ای که اغتشاشگران قصد تولید فتنه دارند

همبستگی اسلامی و صدای اهل سنت بلوچستان در لحظه ای که اغتشاشگران قصد تولید فتنه دارند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

زمانی که دارالاسلام ایران در مواجهه با اغتشاشگرانی سکولار از میان شیعیانی است که از اعتراضات اقتصادی دسته ای بازاریان قصد سوء استفاده دارند و مسیر خواست مردم را به سوی توطئه و تخریب و تکرار مصیبت سالهای 1388 و 1401 می کشانند، مردم اهل سنت بلوچستان با پرهیز از رسانه های دعوتگر به سوی فتنه باید از ورود به صف این شیعیان تماماً سکولار شده دوری کنند.

بدون شک عده ای از مردم اهل سنت بلوچستان که از نظر زبانی، مذهبی و جغرافیایی در موقعیتی اتنیکی خاص خود هستند با این وجود مثل تمام کشور در معرض مشکلات اقتصادی و نوسانات بازار ناشی از تحرمیهای ظالمانه ی آمریکا و شرکای آمریکا و عوامل دیگر قرار دارند اما آنچه جای تامل دارد این است که هم اکنون اغتشاشگران خواهان رفع مشکلات اقتصادی مردم نیستند بلکه دوباره در حال تکرار فتنه های سالهای گذشته هستند و شعارهایی سر می دهند که از اساس با اسلام و مذهب اهل سنت و جماعت در تضاد هستند.

در کنار این و با بررسی لیدرها و واسطه های بین اغتشاشگران و طراحان اصلی این اغتشاشات که از آمریکا و صهیونیستها سرچشمه می گیرد متوجه می شویم که در معادلات و در تصمیم‌سازی‌های کلان طراحان و مجریان این پروژه ی فتنه سازی، قوم اهل سنت بلوچ کمتر دیده شده یا اصلا دیده نمی شود، اینهم یک واقعیت سیاسی این سکولاریستهای شیعه مذهب است، نه نشانه ضعف اهل سنت بلوچستان.

بدون شک این اغتشاش هم همچون اغتشاشات سالهای قبل فرسوده شده و توسط مردم ایران دور ریخته می شود، چون اکثریت مطلق مردم ایران می دانند که طراح اصلی این اغتشاشات آمریکا و صهیونیستها هستند، و این دشمنان هم تنها دشمن حکومت شیعه مذهب ایران نیستند بلکه دشمن مردم ایران و هر حکومت مذهبی هستند، چه شیعه باشد چه سنی.

در این 5 روز گذشته دی ماه سال 1404ش که نشانه‌های نارضایتی در نقاط مختلف کشور تبدیل به اغتشاشی آشکار شده توجه بزرگان و اهل رسانه ی اهل سنت ایران و بخصوص علمای اهل سنت به انذار دادن مردم و جلوگیری کردن از مردم به ورود به این اغتشاشات یک تکلیف شرعی جهت محافظت از دین و جان و سایر ضرورتهای خمسه ی مسلمین است .

لازم است به این نکته هم اشاره کنیم که بدون شک اهل سنت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان همچون سایر مردم ایران مطالبات و خواسته‌های اقتصادی و اجتماعی دارند که حتی سال‌ها به تعویق افتاده است و حق خودشان است این مطالبات را به شیوه‌های مدنی و مسالمت‌آمیز و از کانالهای قانونی ارائه دهند و این نه تنها باعث حرکت در مسیر صحیح است بلکه از اسباب اصلی دوری از اغتشاشگران نیز هست.

عدم همراهی و هم‌صدایی با اغتشاشگران شهرهای شیعه مذهب ایران که خواهان کفر سکولاریسم هستند بخشی از مسئولیت دینی و اجتماعی بلوچهای اهل سنت و سایر اهل سنت ایران است.

خیانت سکوت دسته هائی از علما و خطبای اهل سنت و جماعت و شیعه در برابر فتنه اغتشاشگران داخلی ایران  

خیانت سکوت دسته هائی از علما و خطبای اهل سنت و جماعت و شیعه در برابر فتنه اغتشاشگران داخلی ایران  

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در چند روز گذشته اعتراضات متفرقی در بحث گرانی و موضوعات مرتبط با معیشت در بعضی از شهرهای ایران اتفاق افتاد اما در میان این معترضین مردمی افراد خائن و نفوذی هم وارد شدند که هدف آنها استفاده ی ابزاری از خواست مردم به سمت توطئه و خیانت و خدمت به اهداف و برنامه های دشمنان خارجی است که در پی چنین غدر و خیانت آشکاری امروز در کوهدشت لرستان  12 نفر از نیروهای حافظ امنیت زخمی و یک جوان با نام امیرحسام خدایاری فرداز همین نیروها نیز توسط این خائنین نفوذی میان معترضین کشته شد.

اکثریت مطلق مردم ایران و بخش قابل توجهی از مسلمانان واقعی سرزمینهای اسلامی به میزان خطرات و توطئه های دشمنان اشغالگر و کافری چون آمریکا و صهیونیستها از کانال خائنین و نفوذی ها و هرزه های داخلی پی برده اند.

مردم ایران دارای تجربه ی چند توطئه مثل فتنه ی سالهای 88 و 1401 هستند که این نسل با چشم خود ماهیت این خائنین را دیده اند بخصوص زمانی که تمام رسانه های کشورهای کافر و محارب خارجی هم در اختیار این خائنین داخلی بودند.

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين .[1]  انسان مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود

در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما خبر می دهد که مؤمن از یک مکان دو مرتبه گزیده نمی شود، پس باید دوراندیش، آگاه و بیدار باشد و غفلت نورزد که فریب خواهد خورد.

اینجاست که از مولوی ها و شیخها و آخوندهای سنی وشیعه باید پرسید وظیفه ی بیدارگری و آگاه سازی جوانان ما بر عهده ی کیست؟ آیا سکوت آنها در اینهمه مسجد که گاه به تعداد محلات وجود دارند باعث نمی شود این جونان در اختیار فضای مجازی و رسانه های دشمنان خارجی و خائنین خارجی قرار بگیرند؟

سکوت این علماء و خطباء گاه باعث ارتداد عده ی زیادی از این جونان و گرایش آنها به دین سکولاریسم نیز شده است . این سکوت خائنانه ای که خروجی آن هدر رفتن امنیت جامعه و خون و عمر جوانان و حتی به خطر افتادن استقلال کشور است، جامعه را از فهم واقعی اسلام و حدود شریعت دور می‌کند و باعث شد که نزد افراد فریب خورده ای تابع رسانه های ماهوراه ای و فضای مجازی شده اند ارزش‌های دینی هم تضعیف شود.

مولوی ها و آخوندهای شیعه و سنی باید درک کنند که در برابر حاکمیت بر دارالاسلام که در معرض انواع خطرات خارجی قرار دارد و در برابر مردم خود مسئولند و سکوت آنها در حقیقت شکستن پیمان با شریعت و خیانت بالقوه است.

علما و خطبای مساجد و دارای رسانه باید وظیفه ی خود را انجام دهند و به مؤمنان آگاهی دهند تا بدانند که پیوستن به فتنه و جبهه ی دشمنان آشکار قانون شریعت الله و اسلام، چه پیامد اعتقادی دارد هر چند دارالاسلام دارای مشکلات اقتصادی و نارسائ یهای اجرائی هم باشد.

کوتاهی در برابر این توطئه ی مشترک دشمنان کافر محارب خارجی و مشتی خیانت کار بی ارزش داخلی، مشروعیت‌بخشی به خیانت و تضعیف امت است.

فتنه ی جدید اغتشاشگران به بهانه ی تورم و مسولیت امثال مولوی عبدالحمید در جلوگیری ازهدر رفتن دوباره جوانانِ با‌غیرتِ مسجدی و سوق دادن آنها به جبهه ی مطلوب آمریکا

 فتنه ی جدید اغتشاشگران به بهانه ی تورم و مسولیت امثال مولوی عبدالحمید در جلوگیری ازهدر رفتن دوباره جوانانِ با‌غیرتِ مسجدی و سوق دادن آنها به جبهه ی مطلوب آمریکا

کاتب: محمد اسامه

وقتی از «جبهه» صحبت می کنیم یعنی افراد و گروهها و حتی کشورهایی با افکار و عقاید مختلف برای رسیدن به هدفی واحد هم مسیر می شوند.

در این صورت نباید تعجب کنید که گاه خواسته یا ناخواسته گروههایی اسلامگرا مثل داعش و جیش العدل  با حزب کمونیست ایران و سهاب و ربع پهلوی و گروه رجوی و … که همگی از مزدوران آشکار آمریکا و صهیونیستها هستند با هر بهانه ای بر علیه ایران «هم جبهه ای» می شوند، هر چند همه یقین دارند به فرض محال اگر این حاکمیت مذهبی نباشد حاکمیتی ارتدادی سکولار سرکار می آید.

در این میان افرادی چون مولوی عبدالحمید با شعارهای شبه اسلامی و دلسوز مآبانه خواسته یا ناخواسته در همان مسیر قرار می گیرند و در میان بسیاری از جوانان متدین و اهل مسجد این سوال مطرح است که چرا گفتمان مولوی عبدالحمید زاهدانی به‌جای تقویت هویت اسلامی و سیره ی نبوی و پرهیز از گروههای همسو با آمریکا و صیونیستها، عملاً در مسیر سکولارسازی و هم‌سویی با منافع غرب حرکت می‌کند؟

ما از مولوی عبدالحمید انتظار داریم که متوجه شود با آنکه مثلاً مشکلات اقتصادی وجود دارد اما راه صحیح یک مومن این نیست که مردم را دلسرد از حاکمیت اسلامی و حتی با بزرگ نمائی مشکلات اقتصادی مردم را به همسویی با اغتشاشگران سوق دهد.

اگه دقت کنیم در سخنان او، مرجعیت شریعت و بخصوص اهل جماعت شدن و پرهیز از تفرق به‌تدریج کنار می‌رود و مفاهیم انسان‌گرایی سکولار همسو با برنامه های دشمنان غربی جای آن را می‌گیرد. وقتی ایمان، اخلاق و سیاست از وحی جدا شود، نتیجه چیزی جز سکولاریسم نرم نیست؛ هرچند با الفاظ دینی آراسته شود.

وقتی معیارهای اهل سنت و جماعت در چگونگی برخورد با حاکمیت بر دارالاسلام در زمانی که در معرض تهدیدات کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی است کنار زده می شود و منهج اسلامی از عرصه ی عدالت و مقاومت کنار گذاشته شود، سیاست با معیارهای بیرونی که از سوی دشمنان در جنگ نرم و روانی و با پشتوانه ی بی سابقه ی رسانه ای وارد شده است تعریف می‌شود. در چنین چارچوبی، جوانان به‌جای نقش‌آفرینی آگاهانه و مستقل، به مهره‌های یک نظم تحمیلی دشمنان تبدیل می‌شوند؛ نظمی که نهایتاً به نفع آمریکا و هم‌پیمانانش است.

بدون شک این رویکرد، بسیاری از جوانان مسجدی را سردرگم می‌کند، چون از این دست از مولوی ها و آخوندها نه اسلامِ جامع و صریح را می‌یابند و نه راه عزتمندانه ی عمل اسلامی را. نتیجه، هدررفتن ظرفیت‌ها و قرارگرفتن در مسیرهایی است که سودش به دیگران می‌رسد و هزینه‌اش را خود جوانان می‌پردازند.

اهل سنت و جماعت در این اغشاشاتای که عده ای خائن به دین و ملت در آرزوی طرح ریزی آن هستند نباید کوچکترین مشارکتی داشته باشند و باید مواظب باشند بار دیگر دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمنان سناریوهائی چون جمعه مسجد مکی زاهدان و… را جهت کشاندن اهل سنت و جماعت به این توطئه اجرا نکنند.

دشمنان در آورزوی فریب جوانان ما با شعارهای احساسی و قومیتی و مذهبی و … هستند.

پرهیز از این فتنه گران و پرهیز دادن سایر مومنین یکی از نیازهای اساسی مومنین در چنین موقیعتی است.

فراموش نکنیم فتنه همچون آفتاب پرست رنگ عوض می کند، اگر در قضیه مسجد مکی زاهدان آن بلوچ شیعه و آن دختر حنفی مذهب اسباب و ابزار تحریک جوانان غیرتی اهل مسجد شدند ممکن است اینبار سناریوهای دیگری با بهانه ی دیگری مطرح شوند.

پس هوشیاری خود را حفظ کنیم.

مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منبر مسجد مکی، اما سخنانش در خدمت منافع قصر سفید واشنگتن

 مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منبر مسجد مکی، اما سخنانش در خدمت منافع قصر سفید واشنگتن

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منبر مسجد مکی می‌ایستد، اما محتوای سخنانش نه در چارچوب اسلام‌گرایی اصیل، بلکه در مسیر انسان‌گرایی سکولار (انسانیت = اومانیسم)  و همسو با گفتمان قدرت‌های سکولار غربی، به‌ویژه قصر سفید واشنگتن، حرکت می‌کند.

در گفتار او کمتر نشانی از دعوت صریح به کفر به طاغوت و برائت از سکولاریستها و ایمان صحیح، و التزام به قانون شریعت الله به عنوان تنها گزینه، و ارجاع روشن به سیرهٔ نبوی و الگوی عملی رسول الله صل یالله علیه وسلم یا تأکید بر مسئولیت دینی مؤمنان در برابر جهاد با کفار اشغالگر خارجی دیده می‌شود.

در عوض، محور سخنان غالباً بر مفاهیمی می‌چرخد که ریشه در ادبیات انسان‌گرایی لیبرال دارد؛ مفاهیمی که با حذف مرجعیت شریعت، دین را به اخلاقی خنثی و بی‌خاصیت فرو می‌کاهد.

اسلام‌گرایی یعنی پیوند ایمان با عمل، عدالت با شریعت، و امور حکومتی و اجتماعی با وحی. اما در بسیاری از سخنان مولوی عبدالحمید زاهدانی «عملاً» اسلام به حاشیه رانده می‌شود و سکولاریسم نرم در قالب واژه‌های زیبا عرضه می‌گردد و مخاطب به جای پیروی از سیره ی نبوی و اهل جماعت شدن (حکومتی شدن در دارالاسلام) « تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ»[1] و اطاعت از این حاکمیت در غیر معصیت الله « لا طاعةَ لمخلوقٍ في معصيةِ الخالقِ»[2]، به همراهی با نظم مطلوب سکولار غرب دعوت می‌شود.

اینجاست که بارها دیده شده که منبر مسجد مکی توسط مولوی زاهدانی تبدیل به بلنگوی قصر سفید به زبان فارسی با لهجه ی بلوچی شده است، اما باید بدانیم که منبر مسجد، امانتِ دعوت به الله جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم است؛ نه تریبونی برای بازتولید گفتمان‌های وارداتی کفار محارب اشغالگر خارجی و تفکرات فاسد سکولاریستی آنها.

هر دعوتی که شریعت را کمرنگ و مرجعیت وحی را حذف کند، هرچند با الفاظ شبه اسلامی آراسته شود، در نهایت به سکولارگرایی می‌انجامد؛ نه به اصلاح اسلامی امت، به همین دلیل ما می توانیم بگوئیم که اگر مولوی عبدالحمید به همین مسیر رسانه پسند منحرف از اهل سنت و جماعت و فقه امام ابوحنیفه ادامه دهد تبدیل می شود به یکی از بستر سازان بسیج جوانان برای این گروه جدید «جبهه مبارزین مردمی» که منهجی سکولار لیبرال دارد و سایر گروههای بلوچ همسو با سیاستهای آمریکا در پاکستان.


[1]  بخاری 3606- مسلم 1847

[2]  الألباني، هداية الرواة 3624

پیشنهاد و هشداری به بلوچهای حنفی مذهب ایران

پیشنهاد و هشداری به بلوچهای حنفی مذهب ایران

کاتب: صلاح الدین مجاهد

به صورت خلاصه پیشنهاد تمام اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت و جماعت عبارتند از وحدت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها و تمرکز جهاد تبلیغی و مسلحانه بر جبهه ی این دشمنان وهشدار مهم نیز نسبت به فریب آمریکا و نفوذ خائنان در صفوف اهل سنت و جماعت و بخصوص در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران با شعارهای سکولاریستی و شبه اسلامی است که هم اکنون امثال سهاب حبیب  و سرخوش با لباس سکولاریسم و امثال جیش العدل با لباس شبه اسلامی دارودسته ی منافقین و در لباس جبهه مبارزین مردمی اما تمام به کام سکولاریستها در میان بلوچهاست.

در چنین وضعیتی ایستادگی در برابر طاغوت‌های کافر سکولار و اشغالگر جهانی- به‌ویژه آمریکا- برای بسیاری از مسلمانان نشانه‌ای از تقوا، ایمان و بیداری شرعی تلقی می‌شود. با این حال، این ایستادگی تنها زمانی می‌تواند به ثمر بنشیند که با وحدت، انسجام و صف واحد همراه باشد؛ همان‌گونه که خداوند متعال در قرآن کریم وعده داده است که پیروزی، عزت و سرافرازی مسلمانان در گرو وحدت و پایداری است.

جهت محافظت از این وحدت نیز اهل سنت بلوچستان همچون سایر مومنین جهان نباید لحظه‌ای از آمریکا و مزدورانش با لباسهای مختلف غافل شوند.

آمریکا این طاغوت زمان در بسیاری از مسایل قابل پیش‌بینی نیست. تاریخ نشان داده است که همواره در موضع فشار، تجاوز و دشمنی با امت اسلامی ایستاده و از اختلاف، ضعف و خون مسلمانان برای پیشبرد منافع خود بهره برده است. عربده‌کشی امروز آمریکا نیز بدون پشتوانه نیست؛ این قدرت‌نمایی بر شانه‌های حاکمان خائن و طاغوتی در سرزمین‌های اسلامی استوار است که راه نفوذ را برای او هموار کرده‌اند.

از همین رو، لازم است همه ی اهل غیرت دینی، نگاه خود را به‌سوی این طاغوت چندچهره و چندسر و مزدوران محلی و منطقه ای آن معطوف دارند و دچار غفلت نشوند و مواظب باشیم که خطر تنها از بیرون نیست بلکه نفوذ از درون گاه ویرانگرتر است.

مومنین اهل دعوت و شریعت‌گرایان پرچمدار امر به معروف و نهی از منکر و همچنین تمام مومنین عادی باید نسبت به چهره‌های نفوذی و خائن هوشیار باشند، کسانی که با ریش و عمامه، با عنوان «ملا» و «شیخ» و «مولوی»، خود را در صف دینداران و اهل سنت جا می‌زنند، اما در بزنگاه‌ها حقیقت خود در هم مسیری با کفار سکولار جهانی و مزدوران سکولار و غربزده و گروههای به ظاهر اسلامگرای که آنها هم در جبهه ی آمریکا و غرب قرار گرفته اند را آشکار می‌کنند. ظاهر دینی، همواره نشانه ی صدق راه و نیت نیست.

ما دیده‌ایم و می‌بینیم که چگونه برخی افراد، روزی با شعار شریعت و آزادی فلسطین سخن می‌گویند، اما در عمل مسیر دیگری را برمی‌گزینند. نمونه ی روشن آن احمدالشرع سوریه است؛ کسی که زمانی با ظاهری دینی از شریعت و مقاومت سخن می‌گفت، اما بعدها نفاقش آشکار شد؛ در آغوش آمریکا نشست، با نمادهای قدرت آن هم‌نوا شد و در برابر اشغالگری اسرائیل صهیونیستی در سوریه حتی خم به ابرو نیاورد.

همین دیروز هم باز دیدیم که رژیم صهیونیستی گروهی در بخشی از سومالی را به عنوان حاکمیت به رسمیت شناخت که این گروه بر پرچمش عبارت (لا اِلهَ اِلَّا الله مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله) وجود دارد.

پس اصلا اهمیت ندهید که گروههایی چون جیش العدل و انصارالفرقان و همین جبهه ی مبارزین آمریکایی – پاکستانی با چه شعارهایی به میدان آمده اند بلکه نگاه کنید جبهه ی آنها کدام است؟ آمریکا با آنها کنار آمده یا در کنارشان است. همین کافی است که جبهه ی آنها را بشناسی.

در این صورت راه مقابله با طاغوتهای خارجی و داخلی تنها شعار نیست بلکه نیازمند بصیرت، وحدت، هوشیاری در برابر نفوذ، و سنجش افراد با معیار عمل و موضع است، نه ظاهر و ادعا.

اگر صف از جبهه ی دشمنان جدا و با جبهه ی مجاهدین ضد آمریکایی واحد نباشد، اگر معیار حق و منهج شریعت الله روشن نگردد، بزرگ‌ترین دشمنان با شعارهای قومیتی و سکولاریستی و شبه اسلامی مدافع اهل سنت و جماعت از درون صفوف ما قد علم خواهند کرد.

الله جل جلاله ما را از غفلت، نفاق و فریب حفظ کند و دل‌های اهل حق را بر صدق، حکمت و وحدت جمع فرماید.

درسی از حضور کفار محارب و اشغالگر شوروی و آمریکا در افغانستان برای علمای اهل سنت بلوچستان

درسی از حضور کفار محارب و اشغالگر شوروی و آمریکا در افغانستان برای علمای اهل سنت بلوچستان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

هم اکنون ما در میان بلوچهای پاکستان و ایران دچار نوعی سرگردانی و پراکندگی و حتی خیانت آشکار خطباء و علماء در برابر مرتدین سکولار بومی هستیم که همگی بلا استثناء در خاک پاکستان یا غرب سکونت و حتی پایگاه دارند و مستقیما یا از کانال هند و پاکستان تحت مدیریت آمریکا قرار دارند.

آمریکا چند وقت پیش از اینکه حزب سکولار و مرتد BLA  جرو گروههای تروریستی معرفی شود با حق وتوی خود مانع این کار شد و با آنکه جیش العدل را نیز جزو گروههای تروریستی معرفی کرده تا اینکه کثافت کاری هایی که توسط آن انجام می دهد را به گردن نگیرد اما با همین گروه که به «حزب مبارزین مردمی» تغییر لباس داده نیز در همان ایالت بلوچستان پاکستان زندگی مسالمت آمیزی دارد.

البته مرتدین حزب کارگران کردستان PKK را نیز جزو گروههای تروریستی می داند اما سالهاست که در سوریه با آنها مشارکت مستقیم دارد و حتی کنگره ی آمریکا امسال هم برای تامین نیازهای این گروه بودجه چند ملیون دلاری تصویب کرد.

آمریکا چنین کثافتی است و کثافتتر از او آنهایی هستند که کثافتکاری های آمریکا را در حق دشمنان آمریکا که تماما مسلمین هستند انجام می دهند.

در این میان علمای موجود نقش به سزایی در ادامه ی این سناریوهای تکراری در بلوچستان ایران دارند که به عنوان تجربه ای تاریخی و به مناسبت 6 دی (جدی) و سالروز اشغال افغانستان توسط کفار اشغالگر و محارب سوسیالیستی شوروی مطالبی جهت عبرت به اهل سنت بلوچستان به صورت خاص و تمام مسلمین به صورت عام بیان می شود.

در طول چند سال اشغالگری شوروی در افغانستان و بیست سال اشغالگری آمریکا و ناتو در افغانستان، بخش قابل توجهی از مسلمانان واقعی به مقاومت و دفاع از خاک و شریعت پرداختند. اما برخی عوامل داخلی، به بهانهٔ «همکاری سیاسی» یا «حفظ امنیت» و با مصلحت تراشی هایی غیر شرعی با دشمنان اسلام همراه شدند و در عمل به ارتداد نزدیک شدند.

واقعیت تلخ این است که بسیاری از علما، به ویژه کسانی که خود را حنفی یا پیرو سنت معرفی می‌کنند، از اعلام حکم ارتداد این افراد خودداری کردند.

آنان حتی کسانی که مستقیماً در کنار اشغالگران کافر محارب، پروژه‌های سیاسی و نظامی اجرا کردند، مسلمان باقی می‌دانند و از حقیقت شرعی ارتداد سخنی نمی‌گویند.

این سکوت، جامعه را از فهم واقعی اسلام و حدود شریعت دور می‌کند و باعث شد که طی بیست سال، نسل‌ها فریب خورده و ارزش‌های دینی تضعیف شود.

امروزه نیز باید به صراحت گفته شود که هر نوع همکاری با آمریکا، ناتو و مزدوران آنان، در حقیقت شکستن پیمان با شریعت و ارتداد بالقوه است. و علما باید وظیفهٔ خود را انجام دهند و به مؤمنان آگاهی دهند تا بدانند که پیوستن به دشمنان اسلام بر علیه مسلمین، چه پیامد اعتقادی دارد و کوتاهی در این آگاهی دادن مشروعیت‌بخشی به خیانت و ارتداد و تضعیف امت است.

علمای اهل سنت بلوچ لازم است به وظیفه ی خود در برابر ارتداد تدریجی جوانان بلوچ به عقاید سکولاریستی و خیانت آنها به دین و ملت به خاطر مزدوری کردن برای آمریکا و شرکای آمریکا از طریق خاک پاکستان عمل کرده و دست به بیدار سازی بلوچهای هم مذهب و هم زبان خود بزنند.

این علماء می توانند حداقل این آگاهی را به جوانان بلوچ برسانند که مزدوری برای آمریکا با هر شعاری که باشد خیانت محض و ارتداد از اسلام است و آنوقت است که نماز و روزه و سایر عبادات آنها نیز برایشان سودی نخواهد داشت و برایشان فرق ندارد در لباس مرتدین سکولارسهاب و BLA در خدمت آمریکا باشند یا با منهج آلوده ی «جبهه مبارزین مردمی» که چهره ی آزمایشی جدید جیش العدل برای بلوچهاست.  

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

علیرغم ویرایش‌ها، مطالب منتشر شده تصویری تکان‌دهنده از «دنیای اپستین» ترسیم می‌کنند که تجمل را با هرزگی ترکیب می‌کند و به دسیسه‌های بین‌المللی اشاره دارد.

روزنامه‌نگاران و محققانی که پرونده‌ها را بررسی کردند، مجموعه‌ای از عکس‌ها و اسناد را کشف کردند که در بهترین حالت عجیب و غریب هستند و در بدترین حالت به شبکه‌های عمیق‌تر استثمار اشاره دارند.

از جمله نگران‌کننده‌ترین تصاویر، تصاویری با مضامین ژئوپلیتیکی هستند: اپستین با مردانی با لباس نظامی روسیه در کنار یک شیخ قطری، که به ارتباط با قدرت‌های خارجی اشاره دارد.

عکس دیگری او را با تی‌شرت ارتش اسرائیل نشان می‌دهد که سوالاتی را در مورد روابط احتمالی «اسرائیلی» در بحبوحه ارتباطات شناخته‌شده اپستین با اطلاعات مطرح می‌کند.

تصاویر اپستین که توسط کودکان خردسال احاطه شده، دستورالعمل‌هایی برای «ماساژ کودکان»، فهرست دختران مسکو برای «مشتریان» و سفارش کتاب‌هایی در مورد برده‌داری جنسی، حتی نگران‌کننده‌تر هستند.

یک تصویر به‌خصوص عجیب و غریب، مجسمه‌ای از یک زن سیاه‌پوست است که با طناب آویزان شده و مضامین خشونت نژادی و شیطان‌پرستی را تداعی می‌کند.

بیل کلینتون به طور برجسته‌ای در این عکس‌ها دیده می‌شود: عکس‌های بدون تاریخ از او بدون پیراهن در جکوزی، شنا در استخر با گیسلاین مکسول و یک زن خط‌خطی شده، معاشرت با مایکل جکسون و دایانا راس، و حتی با اپستین در شام.

تصاویر بیشتر، کلینتون را در سفرهای آسیایی نشان می‌دهد که روابط او با اپستین را بیشتر تقویت می‌کند. افراد مشهور دیگری نیز در این عکس‌ها دیده می‌شوند: میک جگر در کنار کلینتون، کریس تاکر در کنار مکسول روی صحنه، پرنس اندرو (که به عنوان اندرو مونتباتن-ویندزور شناخته می‌شود) که روی پاهای خط‌خطی شده با مکسول لم داده است.

این تصاویر، دسترسی اپستین به نخبگان جهانی و سهولت جذب آنها به شبکه جنسی خود را برجسته می‌کند.

نکته مهم این است که عناصر نگران‌کننده پرونده‌ها – مکاتبات مربوط به ایجاد یک “حرمسرا جنسی”، شکایات اولیه به اف‌بی‌آی از سال ۱۹۹۶ – بر شکست‌های سیستماتیک تحقیقات اولیه اپستین تأکید می‌کنند.

با این حال، ماهیت جزئی آنها باعث گمانه‌زنی می‌شود: چه چیزی در بخش‌های خط خورده پنهان است؟ تمرکز دولت بر توزیع عکس‌های کلینتون در رسانه‌های اجتماعی در حالی که دیگران را نادیده می‌گیرد، نشان دهنده تعصب حزبی به جای عدالت بی‌طرفانه است.