پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (2)

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (2)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

البته مولوی فراری که باید به اقل سنت بلوچ حساب پس بدهد اما خودش را در دامان آمریکا و در خاک پاکستان مخفی کرده و تنها از فضای مجازی گاه و بیگاهی صدائی جهت تخریب و فتنه گری در میان بلوچهای حنفی مذهب از او خارج می شود علمای اهل سنت و جماعت که مردم را به پرهیز از فتنه و همسوئی با اغتشاشگران و فتنه گران دعوت می دهند با عبارت «ملانمایان حکومتی» از آنها نام می برد و تهدید می کند« محاسبه آنها در فردای آزادی همانند آخوندهای رژیم خواهد بود».

مولوی نقشبندی زمانی که این حرفها را بر زبان می راند که خودش در پاکستان و تحت نظارت و مدیریت سازمانهای جاسوسی آمریکا و آی اس آی پاکستان زندگی می کند و بر اساس طرحهای آمریکا قصد فتنه گری در میان بلوچهای حنفی مذهب را دارد. حالا این ملانمای آمریکائی که در اختیار دشمن تمام مومنین جهان قرار گرفته است و مرتدی است که باید حساب پس بدهد علمائی را تهدید می کند که خیانتهای امثال او را فاش نموده و سعی می کنند مانع از تکرار فاجعه ای شوند که چند سال قبل توسط او در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران به راه افتاد.

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: لا يُلْدَغُ المؤمنُ من جُحْرٍ واحد مرتين. [1]انسان مؤمن از یک سوراخ دو مرتبه گزیده نمی شود.

ما بر اساس رهنمودهای رسول الله صلی الله علیه وسلم اعلام می کنیم که وارد شدن در دام امثال مولوی عبدالفغار نقشبندی که یکی از خائنین به جوانان اهل سنت بلوچ است می تواند برای ایمان جوانان ضرر داشته باشد چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

البته همچنانکه اسرائیل به اغتشاشگران سکولار ایران پیام داد که ما در میدان و در کنار شما هستیم و شما به میدان بیائید و آمریکا هم تهدید کرد که اگر به سوی این اغتشاشگران شلیک شود وارد عمل می شود و هیچ کدام هیچ غلطی نکردند و این اغتشاشگران را تنها گذاشتند و… حالا مولوی عبدالغفار هم که یکی از بزرگترین خائنین به جوانان حنفی مذهب بلوچستان شده  در این بیانیه اش از همین روش آمریکا و صهیونیستها استفاده کرده و می گوید: ” خیابان های بلوچستان ، جوانان غیرتمند و شجاع را صدا می‌زند… یقین بدانید که اگر رژیم آخوندی برای خشونت و سرکوب شما  بیاید ، شیران کوه‌های بلوچستان از بیشه هایشان سر برخواهند آورد و …” .

این وعده ی عبدالغفار همان وعده ی صهیونیستهاست که گفتن ما در میان در کنار شما هستیم فقط شما بیائید به میدان، جوانان فریب خورده به میدان آمدند اما چه دیدیم؟  این وعده های ما را یاد این گفتگو می اندازد که الله جل جلاله برای ما نقل می کند:

‏ وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِیَّ ‏(ابراهیم/22)

‏و شیطان (سر دسته کفر و ضلال) هنگامی که کار (حساب و کتاب) به پایان رسید (و بهشتیان آماده بهشت و دوزخیان آماده دوزخ شدند، خطاب به پیروان بدبخت خود) می‌گوید: خداوند (بر زبان پیغمبران) به شما وعده راستینی داد (و بدان وفا کرد ) و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده کردم ( و دروغ گفتم ) و من بر شما تسلّطی نداشتم ( و کاری نکردم ) جز این که شما را دعوت ( به گناه و گمراهی ) نمودم و شما هم ( گول وسوسه مرا خوردید و ) دعوتم را پذیرفتید . پس مرا سرزنش مکنید و بلکه خویشتن را سرزنش بکنید .  ( امروز ) نه من به فریاد شما می‌رسم و نه شما به فریاد من می‌رسید .

جوانان اهل سنت و جماعت این گفتگو را به یاد داشته باشند و فریب شیطان و یارانش را نخورند.

پس، بعد از آنکه جوانان مسلمان و اهل مسجد ما با اغتشاشگران سکولار و مرتد میان شیعه ها و آمریکا و صهیونیستهای کافر محارب خارجی «هم جبهه» ای شدند و تعدادی از این جوانان در اغتشاشات و در مسیر کفر کشته شدند و دنیا و آخرت آنها نابود شد آنوقت حتی اگر بعد از آن، چند نفر از نیروهای حکومتی هم کشته شدند چه فایده ای برای این جوانان و بازماندگان آنها دارد؟

به تبلیغات یاران شیطان گوش ندهید، در معیار شریعت الله کشته شدن در راه کفر و ارتداد به هر بهانه ای که باشد غیر از ننگ و خسران دنیا و قیامت ثمره ای در بر ندارد.

اهل سنت و جماعت بلوچ و کُرد و جنوبی و ترکمن و طالشی و… از علمای دلسوز و مردمی خود اطاعت می کنند و ابزار دست فتنه گران نخواهند شد.


[1]  بخاری 6133 –  مسلم 2998 – أبو داود 4862 – ابن ماجة 3982

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (1)

پاسخی ساده به «التحریش» مولوی عبدالغفار نقشبندی و دامی که مجددا برای اهل سنت بلوچستان پهن کرده است (1)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

«التحریش» یعنی تحریک مکارانه ی مردم به شر؛ کاری که به صورت مشخص و نمادیدن در تاریخ اسلام با نام عبدالله بن سبا یهودی که ادای مسلمین را در عباداتی در می آورد و بانی  فتنه و اغتشاشات زمان خلیفه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم عثمان بن عفان رضی الله عنه شد، و در زمان ما و در میان بلوچهای حنفی مذهب، مولوی عبدالغفار نقشبندی با همان ادبیات و همان کلمات و همان هدف آنرا برای ما عینی و قابل دیدن کرد.

در زمانی که در داخل ایران و توسط سکولاریستهای میان شیعه و کُردهای شافعی مذهب ایران اغتشاشاتی به بهانه ی مرگ مشکوک آن دختر بیمار و هرزه پوش طرفدار احزاب سکولار و مرتد به پا شد مولوی نقشبندی هم جهت «التحریش» جوانان نمازگذار بلوچ  اتهام تجاوز آن بلوچ شیعه مذهب با آن دختر بلوچ حنفی مذهب را پرچم خود قرار داد و مسبب فجایعی در زاهدان و ایرانشهر و خاش و جاهای دیگر بلوچ نشین ایران شد که تاریخ این ملت با ایمان و غیرتمند آنرا هرگز فراموش نخواهد کرد.

هم اکنون نیز که باز به بهانه های مشکلات اقتصادی (که واقعاً وجود دارد) عده ای به صورت مسالمت آمیز وارد خیابانها شدند، این اعتراضات مسالمت آمیز بازاری های تهران و بعضی دیگر از شهرهای شیعه نشین ایران بعد از چند روز تا کنون تبدیل به اغتشاشی شده است که طی آن چندین نفر از نیروهای امنیتی و اغتشاشگران کشته شده اند و هیچ رنگ و بوئی از اعتراض در این هرج و مرج طلبی و فتنه دیده نمی شود.

حالا مولوی عبدالغفار نقشبندی باز قصد دارد جوانان نماز خوان بلوچ را «التحریش» کند و به این منظور دام خود را نیز با شعارهای احساسی برای روز جمعه 19 دی 1404ش پهن کرده است تا بار دیگر بلوچهای حنفی مذهب و اهل مسجد ایران را بعد از تجمع نماز جمعه وارد بازی مرگباری کند که اربابان او به او دستور داده اند.

مولوی عبدالغفار نقشبندی همچون احزاب سکولار و مرتد میان کُردها و بلوچها و سایر قومیتها و همچون سکولاریستهای مرتدی چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و… جوانان بلوچ حنفی مذهب را برای پیوستن به اغتشاشات تولید شده توسط سکولارهای میان شیعه «الحتریش» می کند و همزمان با بیانیه ی او گروه تازه تاسیس «جبهه مبارزین مردمی» که نقاب جدید جیش العدل سکولار شده است نیز یکی از نیروهای امنیتی ایران را در ایرانشهر به انتقام از کشته شده های اغتشاشگران سکولار میان شیعیان غرب ایران ترور می کند.

پس هرگز خیال نکنیم که دعوتگران به سوی جهنم تنها از میان کفار اصلی چون آمریکا و صهیونیستها یا مرتدین آشکار شده ی میان مسلمین هستند بلکه از میان مسلمین نیز چنین دعوتگرانی وجود دارند که به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم این افراد اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1] ازتمام  این گروه ها و فرقه ها دوری کن.

این دستور شریعت الله به تمام مومنین در چگونگی برخورد با این دعوتگران به سوی جهنم  چون مولوی عبدالغفار نقشبندی است که با ادبیاتی شبهه اسلامی در حال «التحریش» جوانان اهل مسجد حنفی مذهب بلوچ است حالا چه رسد به سکولاریستهای مرتد بومی و غیر بومی.

باید از سخنان تمام این دعوتگران به سوی جهنم دوری کرد.

این وظیفه ای مومنین ایران و بخصوص مومنین بلوچ و اهل سنت ایران است که در سال 1401ش نیز تجربه ی تلخی از این علمای سوء دارند.


[1]  متفق علیه / البخارى 3606، 7084 – مسلم 1847

اهل سنت و جماعت هوشیار باشند که شعارهای اقتصادی و معیشت بهانه نیست، تولید فتنه و رفتن به جبهه ی دشمن خیانت است

اهل سنت و جماعت هوشیار باشند که شعارهای اقتصادی و معیشت بهانه نیست، تولید فتنه و رفتن به جبهه ی دشمن خیانت است

کاتب: محمد اسامه

امروز دیدیم که جیش العدل با لباس سکولار جدیدش تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» یکی از نیورهای انتظامی ایران را به بهانه ی انتقام از کشته شده های سکولار میان شیعه های ملکشهائی و ایلام به قتل رساند و رسماً خودش را در جبهه ی اغتشاشگران سکولاری که بر علیه قوانین شریعت الله هستند قرار داد و نشان داد که اسباب بازی دست دارودسته ی رجوی و سایر مزدوران آمریکا و صهیونیستها در میان بلوچها شده اند.

مولوی های دارای منبر و رسانه به همراه شبکه های معلومالحال ماهوراه ای و مجازی زمانی که متوجه شدند که اعتراضات اقتصادی در ایران تبدیل به اغتشاش مشتی سکولار ضد قانون شریعت الله شد و آمریکا و اسرائیل جنایتکار هم در جبهه ی این اغتشاشگران سکولار قرار گرفته اند اگر شهامت، بصیرت و فهم عمیق دینی می‌داشتند باید مردم ایران را به حفظ امنیت، ثبات و حمایت از حاکمیت دارالاسلام در ایران دعوت می‌کردند نه آن‌که ناخواسته یا آگاهانه در مسیری قدم بگذارد که خواسته ی آمریکا و غرب کافر و گروه منافقین داخلی است.

درست است که مشکلات اقتصادی و معیشتی وجود دارد اما پرسش اساسی این است آیا برای مسلمانان جایز است که به‌خاطر سختی معیشت اسلام، قرآن و مقدسات خود را به «ثمنٍ قلیل» به آمریکا بفروشند؟

آیا مثلا مولوی عبدالحمید مسجد مکی زاهدان به عنوان مثال نمی‌داند که آمریکا دلسوز اقتصاد مردم نیست که نه برای رفاه ملت‌ها، بلکه برای چپاول، سلطه و فروپاشی جوامع اسلامی برنامه دارد و سیاست همیشگی‌اش تفرقه‌افکنی است؟

سیاست آمریکا را بارها در مناطق مختلف دیده ام، آمریکا تولید بحران می کند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرد.

آیا آنچه امروز درعراق، لیبی، سوریه، یمن، سومالی، سودان و نیجر و … می‌بینیم، نتیجه ی همین نسخه ی آمریکایی نیست؟

بی‌ثباتی، جنگ داخلی، ویرانی، فقر و سلطه ی بیگانگان همه با شعار «آزادی» و «رفاه» آغاز شد اما با نابودی امنیت و استقلال پایان یافت.

بر مردم ایران و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران لازم است که هوشیار باشند و امنیت و ثبات دارالاسلام ایران را به دارالکفرهای محارب و کافر اشغالگری چون آمریکا و صهیونیسم و به سیاست‌های فریبکارانه ی استعمارگران که در رأس آن‌ها آمریکا قرار دارد نسپارند.

اختلاف‌افکنی، اغتشاش و تضعیف حاکمیت بر دارالاسلام نه راه حل مشکلات معیشتی است و نه به نفع دین، ملت و آینده ی کشور.

پس با آنکه می دانیم مشکلات اقتصادی واقعی است، اما درمان آن فروختن دین و دارالاسلام، شکستن وحدت امت و هم‌صدایی با دشمنان داخلی و خارجی اسلام و مسلمین و قوانین شریعت الله نیست.

امروز بیش از هر زمان بصیرت دینی، وحدت اسلامی و ایستادگی در برابر پروژه‌های آمریکا و صهیونیسم یک واجب شرعی و عقلی است.

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

هرگز در طول تاریخ اسلام دیده نشده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بازماندگان کسی که در راه کفر کشته شده باشد پیام تسلیت فرستاده باشد.

  • اگر کسی دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر کسی از خلفای راشدین یا هر یک از صحابه رضی الله عنهم اجمعین دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر از یکی از ایمه مذاهب اسلامی دیده یا حکم به گفتن پیام تسلیت به کسی که در راه کفر آنهم در برابر مسلمین کشته شده باشد پیام تسلیت داده باشد تنها یک دلیل بیاورد.

زمانی که اعتراضات بازاری ها شروع شد هیچ کسی صدمه یا ندید اما زمانی که اعتراضا تبدیل به اغتشاش هرزه های سکولار شد کشته ها از میان نیروهای امنیتی ایران و اغتشاشگران شروع شد.

آیا کسی شک دارد که سکولاریسم کفر محض است. پس کسی که برای کفر سکولاریسم به خیابانها ریخته و دست به اغتشاش می زند و آمریکا و صهیونیستها از چنین موجوداتی حمایت می کنند برای چیزی غیر از کفر خونشان را داده اند؟

 در این جا از مولوی عبدالحمید باید پرسید تسلیت شما در کجای شریعت الله جای دارد؟ یا قصد دارید مقام شهداء را به این موجودات بدهی و حرکت در این مسیر پست را توجیه کنی؟

مولوی گرامی زمانی که کفار کفتارصفت آمریکا و صهیونیستها دندان‌های خود را برای دارالاسلام ایران تیز کرده‌اند این سخنانت به نفع کیست؟

مسلمانان، از هر مذهب و مشرب که باشید چه سلفی، اشعری، صوفی، شیعه، اخوانی و چه هر نام دیگری که بر خود می‌گذارید این حقیقت را باید با چشم باز ببینید: این کفتاران، هیچ‌یک از شما را برای حکومت‌داری نمی‌خواهند. آنچه آنان را متحد کرده، دشمنی با حکومت اسلامی است. پس همان‌گونه که آنان در ضدیت با اسلام متحدند، شما نیز باید در دفاع از کیان اسلام متحد باشید.

امروز و در این اغتشاشات دی ماه 1404ش دفاع از حکومت ایران که بر اساس تمام مذاهب اهل سنت و جماعت دارالاسلام است و حداقل‌ترین چتر ممکن را بر سر مسلمانان گسترده، به معنای تایید نارسایی ها و حتی فساد بعضی از مسوولین اجرایی و توجیه مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست؛ بلکه به معنای زدن تو دهنی به تمام مزدوان و دین فروشان و وطن فروشان سکولار و شریعت ستیزی است که در اختیار دشمنانی آشکار چون آمریکا و صهیونیستها درآمده اند.

شما بگویید جز منافقان و مرتدین داخلی چه کسی می‌تواند بپذیرد که یک دارالاسلام صدمه ببیند و یا حتی از بین برود و در عوض کفار سکولار خارجی و مزدوران سکولار ناسیونالیست، قوم‌پرست و سلطنت‌طلب و غیر سلطنت طلب مزدور اسرائیل و آمریکا و غرب به حکومت برسند؟

مولوی عبدالحمید گرامی این کنایه را بشنو: اگر امروز به نام دفاع از مردم و حقوق قانونی، پشت دشمنان اسلام صف می‌کشی و مردم را به اغتشاش می‌خوانی، آیا از این جماعت کفتار صفت محافظت می‌کنی یا از امت اسلامی؟

هشیار باش و صف خود را مشخص کن: یا در کنار امت و دین باش، یا در زمین دشمنان اسلام بازی نکن.

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

انتشار ناموفق پرونده‌های سانسور شده صرفاً نشانه‌ای از بی‌کفایتی اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از چگونگی محافظت شبکه‌های نخبگان از خود است.

شبکه اپستین – از ارتباط روسیه، خانواده حاکم قطر، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل گرفته تا روسای جمهور آمریکا – به عملیات اطلاعاتی و اعمال نفوذ اشاره دارد که فراتر از جرایم جنسی ساده است.

با پنهان کردن کل پرونده‌ها، دولت ترامپ همان ابهامی را که به اپستین اجازه پیشرفت داده بود، حفظ می‌کند و عدالت را از قربانیان سلب می‌کند و از پاسخگویی به جامعه خودداری می‌کند.

از نظر سیاسی، انتشار فایل‌های سانسور شده به عنوان یک عامل حواس‌پرتی تلقی می‌شود. متحدان ترامپ مشتاقانه از عکس کلینتون استفاده کردند و نظراتی مانند “خدای من!” را منتشر کردند، در حالی که ارتباطات ترامپ با اپستین و عکس‌های حذف شده را نادیده گرفتند.

اردوگاه کلینتون با حمله متقابل، تصاویر را “منسوخ” خواند و دولت را به قربانی کردن ارتباطات ترامپ متهم کرد. این تبادل ضربات، توجه را از نکته اصلی منحرف می‌کند: چرا حقایق به این شدت و به طور علنی پنهان می‌شوند، در حالی که قانون خلاف آن را الزامی می‌داند؟

ویرایش خام پرونده‌های اپستین توسط دولت ترامپ نشان می‌دهد که چگونه دولت حقایق را تحریف می‌کند و جستجوی عدالت را به یک بازی افشاگری‌های گزینشی تبدیل می‌کند. قربانیان با آنچه منتشر شده احساس “تبرئه” می‌کنند، اما عدالت واقعی مستلزم حقیقت کامل است.

اساساً، کنگره باید کاخ سفید را از طریق احضاریه‌ها، تحقیقات و بی‌اعتنایی به اتهامات دادگاه، مجبور به رعایت قانون کند. با این حال، تردیدهای جدی وجود دارد که هنوز نیروهایی در ایالات متحده باقی مانده باشند که بتوانند آشکارا مافیای پورنوگرافی و کودک‌آزاری را که در تمام ساختارهای قدرت آمریکا ریشه دوانده است، به چالش بکشند.

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

جهان امروز وارد مرحله‌ای خطرناک و بی‌سابقه شده است؛

مرحله‌ای که در آن، قانون، اخلاق، انسانیت و مرزهای بین‌المللی تنها ابزار تبلیغاتی قدرت‌های سلطه‌گر هستند، نه اصولی الزام‌آور.

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با صراحت هشدار می‌دهد که نظام جهانی کنونی به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که تنها منطق حاکم، منطق زور، فشار و تحمیل است.

  • افشای واقعیت نظم سکولار جهانی

امریکا، جهان غرب و صهیونیسم بین‌الملل:

▪️ قانون را فقط زمانی می‌پذیرند که در خدمت منافع‌شان باشد

▪️ از «حقوق بشر» برای توجیه تحریم، اشغال و تجاوز استفاده می‌کنند

▪️ دولت‌ها و ملت‌های مستقل را با تهدید، فشار اقتصادی و عملیات امنیتی هدف قرار می‌دهند

آن‌چه امروز در ونزوئلا رخ می‌دهد، نمونه‌ای روشن از این رویکرد تجاوزکارانه است؛ و فردا می‌تواند هر کشور مستقل دیگری هدف قرار گیرد.

  • پیام هشدار به ملت‌ها

تجربه‌ی تاریخ معاصر نشان داده است:

• ضعف، کشورها را قربانی می‌کند

• وابستگی، استقلال را می‌بلعد

• و اعتماد به وعده‌های قدرت‌های سلطه‌گر، خطای راهبردی است

در جهان سکولاری که قانون تابع قدرت شده، تنها ملت‌های آگاه، مستقل و متکی بر توان خود می‌توانند از عزت و موجودیت‌شان محافظت کنند.

  • مسئولیت ملت‌های آزاده

ملت‌ها باید:

 ▪️ فریب شعارهای بزک‌شده‌ی غرب سکولار را نخورند

▪️ استقلال سیاسی و اقتصادی خود را تقویت کنند

▪️ در برابر تحمیل و فشار، هوشیار و متحد باشند

زیرا در این جهان، آن‌که قدرت دفاع از خود را نداشته باشد، موضوع معامله قدرت‌ها می‌شود.

بدون شک این یک دعوت به جنگ نیست؛ این هشدار عقلانی به بیداری، خوداتکایی و ایستادگی سیاسی است.

جهان امروز، جهان ساده‌لوحی نیست. یا ملت‌ها واقعیت را می‌بینند و خود را آماده می‌کنند، یا قربانی نظمی سکولار می‌شوند که رحم نمی‌شناسد.

د امریکا، لوېدیځ او صهیونیزم د تجاوزاتو پر وړاندې د بیدارۍ خبرتیا

  د امریکا، لوېدیځ او صهیونیزم د تجاوزاتو پر وړاندې د بیدارۍ خبرتیا

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

نننی نړۍ یو خطرناک پړاو ته ننوتې ده؛

هغه پړاو چې پکې قانون، انسانیت، بشري حقونه او د هېوادونو سرحدونه یوازې تش شعارونه ګرځېدلي او د زورورو د ګټو لپاره کارېږي.

عبدالله عزام، د دارالاسلام امارت اسلامي افغانستان د اقتصادي مرستیال د دفتر رئیس، په خپل پیغام کې خبرداری ورکړی چې نړیوال نظام د قانون له چوکاټه وتلی او د ځنګل بڼه یې خپله کړې ده؛ داسې نظام چې یوازې د زور، فشار او تحمیل منطق پېژني.

  د اوسني نړیوال نظم رښتینی څېره

امریکا، لوېدیځ او نړیوال صهیونیزم: ▪️ قانون یوازې هغه وخت مني چې د دوی په ګټه وي

▪️ د «بشري حقونو» تر نوم لاندې تحریم، فشار او مداخله توجیه کوي

▪️ خپلواک ملتونه د سیاسي، اقتصادي او امنیتي فشار لاندې راولي

هغه څه چې نن په ونزویلا کې روان دي، د همدې تګلارې روښانه بېلګه ده؛ او سبا دا فشار هر خپلواک هېواد ته ورسېدای شي.

  ملتونو ته ښکاره پیغام

د معاصر تاریخ تجربه ښيي:

• کمزوري ملتونه قرباني کېږي

• اقتصادي او سیاسي وابستګي، خپلواکي له منځه وړي

• د زورورو په وعدو باور، ستراتیژیکه تېروتنه ده

په داسې نړۍ کې چې قانون د قدرت تابع شوی،

یوازې هغه ملتونه خوندي پاتې کېږي چې آګاه، خپلواک او پر خپل توان ولاړ وي.

  د آزادو ملتونو مسئولیت

ملتونه باید: ▪️ د لوېدیځ د ښکلو خو تشو شعارونو ښکار نه شي

▪️ خپل سیاسي او اقتصادي بنسټونه پیاوړي کړي

▪️ د فشار او تحمیل پر وړاندې متحد او هوښیار واوسي

ځکه په دې نړۍ کې،

هغه څوک چې د ځان د ساتنې توان ونه لري، د زورورو د معاملې موضوع ګرځي.

 پایله

دا د جګړې بلنه نه ده؛

دا د بیدارۍ، ځان‌بسیا کېدو او سیاسي هوښیارۍ غږ دی.

نننۍ نړۍ د ساده‌ګۍ نړۍ نه ده.

یا ملتونه حقیقت درک کوي او ځان پیاوړی کوي،

او یا د داسې نظام قرباني کېږي چې رحم نه پېژني.

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

کاتب: محمد اسامه

ونزوئلا کشوری است در شمال آمریکای جنوبی با پایتختی کاراکاس و جمعیتی حدود ۲۸ میلیون نفر. نظام سیاسی آن جمهوری سوسیالیستی است، دین غالب مردم مسیحیت و زبان رسمی‌شان اسپانیایی است. اقتصاد این کشور به‌شدت به نفت وابسته است و سال‌هاست که زیر فشار تحریم‌های سنگین آمریکا و هم‌پیمانانش قرار دارد؛ تحریم‌هایی که نتیجه‌اش تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول، کمبود کالاهای اساسی و مهاجرت میلیونی مردم بوده است.

آمریکا که همواره خود را مدافع «حقوق بشر» و «صلح جهانی» معرفی می‌کند، با ربودن مادورو که خیانتکاران داخلی او را تحویلش دادند بار دیگر نشان داد این شعارها چیزی جز نقاب فریبکارانه نیست و تنها از زبان زور و قانون جنگل تبعیت می کند.

البته تاریخ معاصر به‌روشنی گواهی می‌دهد که آمریکا هرگاه منافعش اقتضا کند، با بهانه‌های تکراری به کشورهای مستقل به‌ویژه کشورهای نفت‌خیز و دارای منابع معدنی یورش برده است مثلا:

  •  در ونزوئلا با ادعای مبارزه با مواد مخدر
  • در عراق با دروغ سلاح‌های کشتار جمعی
  • در افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم
  • در ایران با ادعای تهدید هسته‌ای
  • و در فلسطین با حمایت مطلق از اشغالگری صهیونیستی

این ادعاها  و اتهامات و ویرانگری ها هرگز از سر دلسوزی برای ملت‌ها نبوده است بلکه پوششی برای غارت منابع، تغییر رژیم‌های مستقل و تسلط ژئوپلیتیک بوده و هست.

آنچه امروز در ونزوئلا می‌گذرد، آیینه‌ای از نقشه دائمی آمریکا و غرب سکولار است؛ نقشه‌ای که اگر فرصت یابد، فردا در هر سرزمین دیگری از جمله سرزمین‌های اسلامی تکرار خواهد شد.

در این صورت واضح است که با تمام ادعایی که آمریکا و کسانی که کاخ سفید قبله ی آنها شده است دارند اما آمریکا حافظ صلح نیست بلکه بزرگ‌ترین تهدید صلح جهانی است.

در همین اعتراضاتی که در ایران توسط مزدوران داخلی تبدیل به اغتشاش شد باز دیدیم که آمریکا و صهیونیستها از اغتشاشگران حمایت کردند و حتی وعده ی حمایت از این اغتشاشگران سکولار را دادند و چنانچه از قدرت نظامی ایران نمی ترسیدند قطعا دست به هر جنایتی می زدند و از انجام هیچ جنایتی دریغ نمی کردند.

اینجاست که امثال مولوی عبدالحمید باید متوجه شوند که قدرت هسته ای ایران که برای امور علمی استفاده می شود برای این کفار تنها بهانه است مثل بهانه های مختلفی که برای نابودی کشورهای مختلف به کار برده اند هر چند این کشورها مثل عراق و لیبی و امارت اسلامی افغانستان و … بری از اتهامات وارده بوده باشند.

در برابر این بهانه جویی ها و تخریبات آمریکا هم تنها یک قاعده و تنها یک اصل بازدارنده وجود که الله تعالی در مورد آن می فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) ‏برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی ( مادی و معنوی ) و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

پی دشمن وحشی آمریکایی از ادب و علم ما نمی ترسد بلکه تنها از اسلحه ی ما می ترسد مثل یک دزد نابکار که هیچ نصیحی او را از دزدی منع نمی کند اما یک اسلحه ی ساده مانع دزدی او می شود.

با دیدین چنین واقعیتهایی وای بر آن ملاها، شیخ‌ها و مولوی و مفتی‌هایی که یا از سر نادانی یا از سر وابستگی، هنوز نسخه اعتماد به آمریکا و غرب را برای امت می‌پیچند و نسخه ی عقب نشینی و امتیاز دادن و دست کشیدن از قدرت نظامی و بازدارنده را برای جاهلها ارایه می دهند.

هر جا آمریکا احساس کرده که می تواند با کمک خیانتکاران داخلی وارد سرزمینی شود قطعا این کار را انجام خواهد داد اما هرجا آمریکا قدم گذاشت، ویرانی، تجزیه، فقر و تحقیر به‌جا گذاشت و هرجا وعده داد، خیانت کرد و هرجا دخالت کرد، ایمان، امنیت و استقلال را نشانه گرفت.

امت اسلامی و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران باید بیدار باشد. دشمن، دشمن است؛ چه با بمب، چه با تحریم، چه با رسانه و چه با لبخند دیپلماتیک و چه با یک مولوی که مجوز هم مسیری با کفار محارب خارجی را با دامن زدن به اغتشاشات داخلی می دهد.

آنان که هنوز از آمریکا و غرب تصویر «منجی» می‌سازند، یا تاریخ نمی‌دانند یا در صف فریبکاران ایستاده‌اند.

آیا وقت عبرت گرفتن نرسیده است؟

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بار دیگر ملاها و مفتی‌های درباریِ وابسته به احزاب به‌اصطلاح اسلامی در پاکستان، در یک کنفرانس مطبوعاتی جمع شده‌اند و با ژست دلسوزی برای دین، از «تطبیق شریعت» سخن می‌گویند؛ آن‌هم در کشوری که از اساس، بر شالوده‌ی سکولاریسم و استعمار انگلیس بنا شده و تا امروز نوکر سیاسی و امنیتی امریکا باقی مانده است.

این افراد ـ از جمله مولانا فضل‌الرحمن و مفتیان حکومتی ـ نه علماى امت، بلکه کارگزاران دینیِ نظام کفرسکولاریستی هستند؛ کسانی که دهه‌هاست در کنار ارتش سکولار، سیاست‌مداران فاسد سکولار و سفارت‌خانه‌های کفار سکولار خارجی زیسته‌اند، اما امروز که حکومت دست‌نشانده‌ی پاکستان دچار بحران مشروعیت و فروپاشی سیاسی شده، ناگهان یاد «شریعت الله» افتاده‌اند.

این شریعت خواهی  به‌عنوان ابزار نجات حکومتی است که بر اساس کفر سکولاریسم اداره می شود  و تلاشی حساب‌شده برای نجات نظام فروپاشیده سکولاریستی است.

وقتی مردم مسلمان پاکستان حکومت را فاسد می‌دانند و نظام سیاسی را وابسته می‌شمارند و ارتش را عامل سرکوب و خیانت می‌بینند، این ملاهای درباری به میدان فرستاده می‌شوند تا با شعار دین، خشم امت را مهار و عمر حکومت سکولار را تمدید کنند.

در سخنان این مجریان جنگ روانی تناقض آشکار وجود دارد، چگونه در دارالکفر پاکستان ـ با قانون سکولار انگلیسی، بانک ربوی، ارتش وابسته، سیاست خارجی امریکایی و حاکمیت طاغوت ـ می‌خواهید شریعت اجرا کنید؟

آیا این علما نمی‌دانند: که شریعت با قانون اساسی سکولاریستی و استعمار جمع نمی‌شود؟ که شریعت با اطاعت از امریکا و انگلیس سازگار نیست؟ که شریعت زیر سایه‌ی ارتش مزدور، فقط دکور سیاسی است؟

یا می‌دانند، اما عامدانه دروغ می‌گویند؟

تشکیل پاکستان نه «پیروزی اسلامی»، بلکه دسیسه‌ی انگلیس برای شکستن قدرت مسلمانان در شبه‌قاره بود؛ تقسیمی که مسلمانان را پراکنده کرد و آنان را در دولت‌های ضعیف و وابسته زندانی ساخت و راه سلطه‌ی دائمی غرب را هموار نمود.

پاکستان از روز اول: نه دارالاسلام بود، نه مستقل، نه حاکم به شریعت بلکه پایگاه منافع استعمار در منطقه شد.

مولوی فضل‌الرحمن هم نماد نسلی از روحانی‌نماهاست که دین را نردبان قدرت کردند و با هر حکومت فاسدی بیعت نمودند و هرگز صادقانه در کنار امت نایستادند.

او نه نماینده‌ی اسلام است و نه سخنگوی مسلمانان بلکه سپر دینی نظام کفر است.

پسشریعت با کنفرانس مطبوعاتی اجرا نمی‌شود و شریعت با علماى درباری برپا نمی‌گردد.

شریعت در نظامی که ریشه‌اش استعمار است، فقط یک فریب بزرگ است.

امت مسلمان باید بداند: بزرگ‌ترین ضربه به اسلام نه از دشمنان آشکار بلکه از ملاهای فروخته‌شده وارد می‌شود.

په دارالکفر پاکستان کې د «شریعت» نمایشي چیغې

په دارالکفر پاکستان کې د «شریعت» نمایشي چیغې

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

یو ځل بیا د پاکستان هغه در‌باري، خائن او پلورل شوي ملایان او مفتیان چې د اسلامي نوم لاندې د سیاسي ګوندونو مزدوران دي، په یوه مطبوعاتي کنفرانس او نمایشي غونډه کې راټول شوي او د شریعت د تطبیق شعار ورکوي؛

په داسې حال کې چې پاکستان له بنسټه دارالکفر دی، د انګریز په قانون جوړ شوی او تر ننه د امریکا غلام او تابع پاتې دی.

دا کسان – لکه مولانا فضل‌الرحمن او حکومتي مفتیان – نه د امت علما دي او نه د دین استازي؛ بلکې د کفر د نظام دینی ساتونکي دي. هغه خلک چې کلونه کلونه د فاسدو حکومتونو، پوځ، استخباراتو او سفارتونو تر سیوري لاندې ژوند کوي، خو اوس چې پاکستاني لاسپوڅی حکومت په سیاسي، ولسي او مشروعیتي بحران کې ډوب شوی، ناڅاپه د «شریعت الله» خبرې کوي.

  •  شریعت د کفر د ژغورنې وسیله

دوی شریعت د الله لپاره نه غواړي،

بلکې د نړېدونکي طاغوتي نظام د ژغورلو لپاره یې شعار ګرځولی.

کله چې:

• ولس نور دا حکومت نه مني،

• پوځ د ظلم او خیانت سمبول ګرځېدلی،

• او ملت د امریکایي غلامۍ پر ضد راپورته شوی،

نو همدا درباري ملايان را وړاندې کېږي تر څو د دین په نوم: 👉 د امت غوسه سړه کړي

او د کفر نظام ته عمر ورکړي

  • ښکاره دروغ او لوی تناقض

پوښتنه روښانه ده: په داسې پاکستان کې چې:

• قانون یې انګلیسي دی،

• اقتصاد یې ربوي دی،

• پوځ یې د امریکا تابع دی،

• سیاست یې د کفارو په لاس کې دی،

شریعت څنګه تطبیقېږي؟

ایا دا علما نه پوهېږي چې:

• شریعت د استعمار له اساسي قانون سره نه جمع کېږي؟

• شریعت د امریکا او انګریز له غلامۍ سره نه درېږي؟

• شریعت د طاغوت تر واک لاندې یوازې نمایش او دوکه ده؟

که پوهېږي، نو قصداً دروغ وایي؛

او که نه پوهېږي، نو د علم دعوه یې دروغ ده.

  •  د پاکستان تاسیس؛ د امت پر ضد د انګریز توطئه

د پاکستان جوړېدل د اسلام بریا نه وه؛

بلکې د انګریز استعماري دسیسه وه، تر څو:

• د هند مسلمانان ووېشي،

• د هغوی ځواک مات کړي،

• او تلپاتې غلامي ورباندې تحمیل کړي.

پاکستان له لومړۍ ورځې:

نه دارالاسلام و

نه خپلواک و

نه د شریعت حاکم و

بلکې د سیمې لپاره د کفر د ګټو اډه وه.

  •  مولانا فضل‌الرحمن؛ د منظم خیانت نښه

مولانا فضل‌الرحمن د هغو ملایانو نښه ده چې:

• دین یې د قدرت زینه کړه،

• له هر فاسد حکومت سره ولاړ شول،

• او هیڅکله د امت ترڅنګ و نه درېدل.

دی نه د اسلام استازی دی

او نه د مسلمانانو غږ؛

بلکې د کفر د نظام دینی سپر دی.

  •  روښانه پایله

شریعت:

• په مطبوعاتي کنفرانس نه تطبیقېږي

• د درباري علماوو په خوله نه راځي

• د دارالکفر تر واک لاندې نه قائمیږي

تر ټولو خطرناک خلک د اسلام لپاره: نه ښکاره دښمنان،

بلکې همدا پلورل شوي ملايان دي.