مولوی عبدالحمید زاهدانی بگوید قرآن سوزی توسط فتنه گران سکولار ایرانی را مصداق «آزادی بیان» می‌داند یا تعرض آشکار به دین و ایمان مردم؟

مولوی عبدالحمید زاهدانی بگوید قرآن سوزی توسط فتنه گران سکولار ایرانی را مصداق «آزادی بیان» می‌داند یا تعرض آشکار به دین و ایمان مردم؟

کاتب:  مولوی سید محمد رخشانی بادینی

اهل سنت و جماعت بلوچستان حق دارد از مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان و امام جمعه اهل سنت زاهدان بپرسد شما که مدعی دفاع از دین و اهل‌سنت هستید، اکنون باید پاسخ دهید همان اغتشاشگرانی که با هدایت و حمایت آشکار آمریکا و اسرائیل وارد صحنه اعتراضات مسالمت آمیز ایراین ها شدند و آنرا تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی و فتنه و جنگ شهری کردند که طی آن نه تنها تعداد زیادی از ایرانی ها کشته شدند بلکه به قرآن کریم هم اهانت کردند، کتاب خدا را به آتش کشیدند و شعائر الهی را هتک کردند؛

  •  حکم شرعی این اعمال از نظر شما چیست؟
  • آیا این رفتار را مصداق «آزادی بیان» می‌دانید یا تعرض آشکار به دین و ایمان مردم؟
  • آیا برای شما، هتک حرمت کلام‌الله و توهین به شعائر الهی، عملی ساده و قابل چشم‌پوشی است، یا مطابق فقه اهل‌سنت، عملی کافرانه و ارتدادی است؟

شما که در برابر اجرای قوانین شریعت حنفی و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان اعتراض می‌کنید، اما در برابر اهانت علنی به قرآن سکوت اختیار می‌کنید بدانید که این سکوت، همراهی با دشمنان اسلام، مزدوران آمریکا و صهیونیست‌ها و کسانی است که دین را به بازی گرفته‌اند.

عالمان و پیروان اهل‌سنت با مواضع مبهم سنجیده نمی‌شوند بلکه با دفاع قاطع و بی‌کم‌وکاست از قرآن، شریعت و شعائر الهی شناخته می‌شوند.

مولوی عبدالحمید، اگر واقعاً مدعی شریعت هستید، اکنون زمان پاسخ‌گویی است؛ نه سکوت و توجیه جنایات و خیانتهای مزدوران داخلی کفار و راضی کردن رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین داخلی.

خطابی علمی به مولوی عبدالحمید و نقد فقهیِ سکولارسازی و پیامدهای تعطیل حدود و سکوت یا ابهام در برابر اهانت به قرآن

خطابی علمی به مولوی عبدالحمید و نقد فقهیِ سکولارسازی و پیامدهای تعطیل حدود و سکوت یا ابهام در برابر اهانت به قرآن

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

در سال‌های اخیر، مواضعی از سوی مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان مطرح شده که در آن‌ها بر «تغییر قانون اسلامی بدون ذکر مورد یا جایگزین قانونی»، «تعلیق یا حذف مجازات‌ها» و «کاهش نقش حدود شرعی» در ساختار حاکمیت تأکید شده است. این رویکرد، از منظر فقه اهل‌سنت، نیازمند بررسی دقیق و پاسخ‌گویی علمی است؛ زیرا تعطیل یا تضعیف احکام قطعی، پیامدهایی مستقیم در نظم دینی و اجتماعی دارد.

همه می دانیم که در اصول فقه اهل‌سنت، احکام ثابتِ مستند به نصوص قطعی (کتاب و سنت) محلّ تعطیل و مصالحه سیاسی نیستند. حدود شرعی، به‌ویژه در حوزه ی حفظ دین و شعائر، در شمار احکام تعبّدی و مقصودِ شارع قرار دارند و تغییر آن‌ها با عناوینی چون «مصلحت» یا «زمانه» بدون ضوابط معتبر، جایز شمرده نشده است.

بر اساس نظریه ی مقاصد شریعت، حفظ دین در صدر ضروریات خمسه است. هر سیاست یا گفتمانی که عملاً به تضعیف بازدارندگی شرعی بینجامد، راه را برای جرأت بر محرّمات و هتک شعائر می‌گشاید. اهانت به قرآن کریم و تعرض به مساجد، از شدیدترین مصادیق نقض حفظ دین است و نشان می‌دهد که تضعیف احکام، به تضعیف هیبت شریعت می‌انجامد.

فقه اهل‌سنت، به‌ویژه در مذاهب مالکی و حنبلی، بر سدّ ذرایع تأکید دارد؛ یعنی بستن راه‌هایی که به مفاسد بزرگ‌تر منتهی می‌شود. ترویج گفتمانِ بی‌هزینه‌سازیِ جرم و تعلیقِ مجازات‌های بازدارنده، ذریعه‌ای آشکار به گسترش جسارت بر مقدسات است؛ مفاسدی که امروز آثار اجتماعی آن مشاهده می‌شود.

عالِمِ دین، به نصّ قرآن و سنت، مسئول بیان صریح حکم و دفاع از شعائر است. سکوت یا ابهام در برابر اهانت به کلام‌الله، با وظیفه ی امانت‌داری علمی سازگار نیست. اختلافات سیاسی، مجوزِ تعلیقِ موضع شرعی در مسائل قطعی نمی‌شود.

بر این اساس می توان گفت از منظر فقهی تغییر یا تعطیل احکام قطعی، بدون مستند معتبر، پذیرفته نیست و تضعیف حدود، با مقاصد شریعت (حفظ دین) در تعارض است و سدّ ذرایع اقتضا می‌کند که با عوامل جرأت بر شعائر مقابله ی شرعی شود وعالم دین موظف به موضع‌گیری روشن در دفاع از قرآن است.

امید است این مباحث، به بازگشت به گفت‌وگوی فقهیِ مستند و دفاع صریح از شعائر الهی بینجامد؛ چرا که اعتبار علم دینی، به التزام به نصوص و مقاصد شریعت گره خورده است.

د سیکولر کېدو فقهی نقد او د حدودو د تعطیل پایلې، مولوي عبدالحمید زاهداني ته علمي خطاب

د سیکولر کېدو فقهی نقد او د حدودو د تعطیل پایلې، مولوي عبدالحمید زاهداني ته علمي خطاب

مولوي عبدالحمید زاهداني،

په وروستیو کلونو کې ستاسو له‌خوا داسې دریځونه مطرح شوي چې پکې د «اسلامي قوانینو د بدلون»، «د شرعي مجازاتو د تعلیق یا حذف» او «د حدودو د کمزوري کولو» خبرې شوې دي. دا ډول لیدلوری د اهل‌سنت د فقهې له نظره جدي علمي څېړنې او روښانه ځواب ته اړتیا لري؛ ځکه د قطعي احکامو کمزوري کول د دیني او ټولنیز نظم پر بنسټیزو ستنو مستقیم اغېز لري.

۱) فقهی اصل: د نصوصو حاکمیت او قطعي احکام

د اهل‌سنت د اصولِ فقه له مخې، هغه احکام چې په قطعي نصوصو (قرآن او سنت) ولاړ وي، د سیاسي جوړجاړي او موقتي مصلحتونو له مخې نه تعطیلیږي. شرعي حدود—په ځانګړي ډول د دین او شعایرو د ساتنې په برخه کې—له تعبدي او مقصودِ شارع احکامو څخه دي، او د «زمانې» یا «مصلحت» تر عنوان لاندې د بې‌ضابطې بدلون اجازه نه لري.

۲) د شریعت مقاصد او د دین ساتنه

د شریعت د مقاصدو له مخې، د دین ساتنه د پنځو ضروري مقاصدو په سر کې ده. هره پالیسي یا وینا چې د شرعي بازدارندګۍ کمزوري کېدو ته لاره هواروي، د محرّماتو پر وړاندې جرأت زیاتوي او د شعایرو د هتک سبب ګرځي. د قرآن کریم سپکاوی او پر جوماتونو تېری د دین د ساتنې د نقض تر ټولو سختې بېلګې دي.

۳) د «سدّ ذرایع» قاعده

د اهل‌سنت فقه—په ځانګړي ډول د مالکي او حنبلي مذاهبو—د سدّ ذرایع پر اصل ټینګار کوي؛ یعنې هغه لارې تړل چې لویو مفاسدو ته رسېږي. د جرم د بې‌هزینه کولو تبلیغ او د بازدارنده مجازاتو تعلیق، داسې ذریعه ده چې د مقدساتو پر وړاندې د جسارت دروازې پرانیزي؛ هغه مفاسد چې نن یې ټولنیزې نښې ښکاره دي.

۴) د عالم مسؤلیت په حکم بیان کې

د قرآن او سنت له مخې، د دین عالم مکلف دی چې حکم په صراحت بیان کړي او د شعایرو دفاع وکړي. د کلام‌الله د سپکاوي پر وړاندې سکوت یا ابهام، د علمي امانت‌دارۍ له وجیبې سره سمون نه لري. سیاسي اختلافات د قطعي مسایلو په باب د شرعي دریځ د تعلیق جواز نه شي کېدای.

۵) پایله

له فقهی پلوه:

• د قطعي احکامو بدلون یا تعطیل بې له معتبر سند څخه د منلو نه دی؛

• د حدودو کمزوري کول د شریعت له مقاصدو (د دین ساتنه) سره په ټکر کې دي؛

• د سدّ ذرایع اصل د دې غوښتنه کوي چې د شعایرو پر وړاندې د جرأت اسباب په شرعي ډول وتړل شي؛

• د دین عالم مکلف دی چې د قرآن په دفاع کې روښانه او قاطع دریځ ولري.

هیله ده دا علمي بحثونه د مستند فقهی گفت‌وګو او د الهي شعایرو د څرګندې دفاع سبب شي؛ ځکه د دیني علم اعتبار د نصوصو او د شریعت د مقاصدو له التزام سره تړلی دی.

نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در برابر حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی در برابر حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حکومت حنفی‌مذهبِ دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نمونه‌ای روشن از التزام عملی به شریعت است؛ حکومتی که قوانین خود را نه بر اساس فشار رسانه‌ای، نه خواست بیگانگان، بلکه با رجوع به کتاب‌الله، سنت رسول‌الله ﷺ و فقه معتبر حنفی تدوین کرده است و روشن است که شریعت با رأی شخصی تغییر نمی‌کند. تصریح وزارت عدلیه امارت اسلامی بر این حقیقت، تأکیدی دوباره بر این اصل است که اعتراض به قوانین شرعی، اعتراض به شریعت و خروج از منهج اهل‌سنت و جماعت است.

در نقطهٔ مقابل، مولوی عبدالحمید زاهدانی با طرح ادعاهایی خلاف نصوص شرعی، مدعی می‌شود که «اعدام و برخورد قاطع با محاربینی که جرم آنها عادلانه ثابت شده است در اسلام جایگاهی ندارد» و حتی از حکومت دارالاسلام ایران می‌خواهد اغتشاشگرانی را که به خدا، قرآن و مسجد توهین کرده‌اند آزاد کند. این سخنان، نه تنها با فقه حنفی، بلکه با نص صریح قرآن و سنت در تعارض آشکار است.

قرآن کریم در باب فساد فی‌الارض به‌روشنی می‌فرماید: إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/ ۳۳) ‏کیفر کسانی که ( بر حکومت اسلامی می‌شورند و بر احکام شریعت می‌تازند و بدین‌وسیله ) با خدا و پیغمبرش می‌جنگند ، و در روی زمین ( با تهدید امنیّت مردم و سلب حقوق انسانها ، مثلاً از راه راهزنی و غارت کاروانها ) دست به فساد می‌زنند ، این است که ( در برابر کشتن مردم ) کشته شوند ، یا ( در برابر کشتن مردم و غصب اموال ) به دار زده شوند ، یا ( در برابر راهزنی و غصب اموال ، تنها ) دست و پای آنان در جهت عکس یکدیگر بریده شود ، و یا این که ( در برابر قطع طریق و تهدید ، تنها ) از جائی به جائی تبعید گردند و یا زندانی شوند . این رسوائی آنان در دنیا است ، و برای ایشان در آخرت مجازات بزرگی است.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: إقامةُ حدٍّ في الأَرضِ ؛ خَيرٌ لأهلِها مِن مَطرِ أربَعين ليلةً. [1] برپایی یک حدّ الهی، از چهل شبانه‌روز باران پربرکت‌تر است.

پس چگونه می‌توان با وجود این نصوص، اجرای حدود و برخورد با مفسدان و محاربین را انکار کرد و آن را «غیر اسلامی» نامید؟

مواضع مولوی عبدالحمید، عملاً همسو با گفتمان سکولار، رسانه‌های غربی و شبکه‌های وابسته به آمریکا است؛ جریانی که همواره می‌کوشد شریعت را از محتوا تهی و اسلام را به توصیه‌های اخلاقیِ بی‌اثر تقلیل دهد. همراهی او با محاربین، اراذل سیاسی و عناصر آشوب‌طلبی که به مقدسات اهانت کرده‌اند، پرده از این واقعیت برمی‌دارد که این سخنان، صرفاً «اختلاف فقهی» نیست، بلکه انحراف منهجی است.

در برابر این انحراف، امارت اسلامی افغانستان ایستاده است؛ با حکومت‌داری حنفی، اجرای قانون شرع، و ردّ باج‌خواهی بیگانگان. این حکومت نشان داده که اسلام با قاطعیت زنده است، نه با سازش؛ و عدالت با اجرای احکام الهی برقرار می‌شود، نه با رها کردن مفسدان به نام «آزادی».

اسلام با دروغ‌سازی علیه حدود شرعی و تطهیر اغتشاش و توهین به مقدسات حفظ نمی‌شود. راه اهل‌سنت و جماعت، راه تسلیم در برابر نص و ایستادگی در برابر فتنه است؛ نه هم‌صدایی با آمریکا و نه مشروعیت‌بخشی به آشوب و جنگ شهری سکولارهای ضد شریعت الله.


[1]  الألباني، صحيح الترغيب 2350

مولوی عبدالحمید آیا هزینه‌های سکولارسازی و فراموشی حدود الهی را در اغتشاشات دی ماه 1404 ایران دیدی؟

مولوی عبدالحمید آیا هزینه‌های سکولارسازی و فراموشی حدود الهی را در اغتشاشات دی ماه 1404 ایران دیدی؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

دیروز امارت اسلامی افغانستان با صراحت تمام اعلام کرد که قانون ما یعنی قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و فقه مستند مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و هر کسی با آن مخالفت کند یا اعتراض کند مجرم است و توسط مراجع امنیتی و قضائی مورد محاسبه قرار می گیرد.

با آنکه صدای سکولاریستهای کافر جهانی و مزدوران داخلی درآمده است اما امارت سالامی افغانستان با قاطعیت بر حکم شریعت الله ایستاده است.

هم امارت اسلامی افغانستان بر اساس مذهب حنفی است و هم اکثریت مطلق بلوچها دارای مذهب حنفی هستند اما در این سال‌ها مولوی عبدالحمید که با زبان «اصلاح» و «مدارا»، به‌تدریج از حاکمیت شریعت فاصله گرفته است و از «دارالسلام ایران» خواسته که حتی قانون اسلامی را تغییر دهد و حدود الهی را کنار بگذارد و مجازاتِ مجرمان و محاربان را حذف کند؛ در ماه گذشته ما ثمره ی این مسیر انحرافی را ندیدیم؟

ثمره‌اش همین تنزل آشکار است، جایی که مجرم جری می‌شود، شرارت عادی می‌گردد، و کار به جایی می‌رسد که حتی به صورت فراگیر به قرآن کریم ـ این کلام عظیمِ خداوند ـ اهانت می‌شود و خانه ی خدا به آتش کشیده می‌شود و حریم دین شکسته می‌گردد.

مولوی عبدالحمید گرامی بدان که این‌ها نتیجه ی «بی‌هزینه کردن جرم» است، نتیجه ی تضعیف حدود الهی، نتیجه ی جایگزین کردن رضایت جریان‌های سکولار به‌جای رضایت الله متعال.

بدان ای مولوی که شریعت خدا با حذف و تعلیق، نابود نمی شود و حساب الهی با توجیهات سیاسی از میان نمی‌رود.

ممکن است در دنیا سکوت‌ها و سازش‌ها توجیه شود اما در میزان عدل الهی هیچ عالمی بدون پاسخ از کنار مسئولیتش عبور نخواهد کرد.

ما داریم می بینیم و آیندگان نیز به قضاوت خواهند نشست و داوری نهایی با خداوند عادل است اما این را بدان که اگر خون یک مسلمان از کعبه هم بالاتر است در این اغتشاشات حمایت شده توسط کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی ایران صدها مسلمان توسط این آشوب طلبان خائن یا فریب خورده کشته شدند و علاوه بر این صدها جلد قرآن در بیشتر از 300 مسجد و مرکز دینی سوزانده شدند.

آیا توهین به کلام الله توهین به الله نیست؟

کجاست واکنش شرعی شما در برابر توهین کننده های به قرآن؟

مگر این قرآن متعلق به یک مذهب خاص است یا تمام مومنین جهان؟

ما نه تنها هزینه های جانی و تخریب آنهمه مسجد و اماکن عمومی و بیمارستانها و … را متحمل شدیم بلکه توهین به الله از طریق توهین به کلامش را نیز بر ما تحمیل کردند؟

واکنش شما در برابر این مصیب بزرگ چیست؟

اگر حنفی مذهب هستی بگو بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله باید در برابر این توهین کننده های به قرآن چکار کرد؟

اگر این توهین به قرآن و مساجد در امارت اسلامی افغانستان اتفاق می افتاد می دانی چه بر سر این مجرمین می آمد؟ البته اگر قبل از اینکه توسط مردم مجازات نمی شدند و دست حاکمیت به زنده ی این هرزه ی سکولار می رسید.

پرسشی صریح اهل سنت و جماعت امارت اسلامی افغانستان از مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد سکوتش به نسبت هتک حرمت به قرآن توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی

پرسشی صریح اهل سنت و جماعت امارت اسلامی افغانستان از مولوی عبدالحمید زاهدانی در مورد سکوتش به نسبت هتک حرمت به قرآن توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی

کاتب: فضل احمد هراتی

به عنوان کسانی که خود را همچون بلوچها پیرو مذهب ابوحنیفه و اهل سنت و جماعت می دانیم و قرآن نیز کلام الله و متعلق به تمام مومنین جهان است از مولوی عبدالحمید زاهدانی با صراحت می‌پرسیم شما که در حوادث اخیر، از اغتشاشگرانی حمایت کردید که با پشتیبانی رسانه‌ای و سیاسی آمریکا و اسرائیل به صحنه آمدندهمان افرادی که به قرآن کریم اهانت کردند، کلام‌الله را به آتش کشیدند و به مقدسات اسلامی جسارت ورزیدند حکم شرعی این اعمال از نظر شما چیست؟

آیا اهانت به قرآن کریم را جرم شرعی می‌دانید یا خیر؟ و سوزاندن کلام‌الله را مصداق آزادی بیان می‌شمارید یا هتک حرمت دین؟و بر اساس فقه اهل‌سنت و جماعت، این رفتار را گناه ساده می‌دانید یا عملی که با اصل ایمان در تعارض آشکار است؟

اگر مدعی پایبندی به فقه اهل‌سنت هستید پس بفرمایید چرا در برابر اهانت علنی به قرآن کریم سکوت کردید اما در برابر اجرای قوانین مبتنی بر شریعت، زبان اعتراض گشودید؟

این پرسش، سیاسی یا شخصی نیست بلکه سؤال صریح فقهی و اعتقادی است.

به صورت صریح جواب بدهید چون در میان سلف صالح رایج است که علما در امور عقیدتی با مواضع مبهم شناخته نمی‌شوند بلکه با دفاع روشن از قرآن، شعائر الهی و حدود شریعت سنجیده می‌شوند.

مولوي عبدالحمید زاهداني څخه مستقیم پوښتنه

مولوي عبدالحمید زاهداني څخه مستقیم پوښتنه

مولوي عبدالحمید زاهداني!

تاسو چې د دین او اهل سنت د دفاع دعوه کوئ، اوس باید ځواب ورکړئ:

هماغه ګډوډوونکي چې د امریکا او اسرائیل په څرګند ملاتړ صحنې ته راغلل او د قرآن کریم توهین یې وکړ، د خدای کتاب یې وسوځاوه او د الهي شعایرو سره یې بی‌حرمتي وکړه؛

• د دغو اعمالو شرعي حکم ستاسو په نظر څه دی؟

• ایا دا چلند د «بیان د آزادۍ» مثال ګڼئ، که د دین او د خلکو ایمان ته ښکاره تعرض؟

• ایا د کلام‌الله بی‌حرمتي او د شعایرو سپکاوی ستاسو لپاره ساده عمل دی، یا د اهل سنت فقه سره سم کفر او ارتداد ګڼل کیږي؟

تاسو چې د حنفي شریعت د قوانینو او د دارالاسلام د امارت اسلامي افغانستان د عملي کولو پر وړاندې اعتراض کوئ، خو د قرآن په وړاندې څرګنده بی‌حرمتي ته چوپ پاتې کیږئ؛

پوه شئ:

دا چوپتیا د اسلام د دښمنانو، د امریکا او صهیونیست مزدورانو، او هغو کسانو سره همکاري ده چې دین سره  لوبه کړی.

عالمان او د اهل سنت پیروان د مبهم موقف له مخې نه ارزول کیږي؛

بلکې د قرآن، شریعت او شعایرو د بشپړ دفاع له لارې پیژندل کیږي.

مولوي عبدالحمید!

که تاسو ریښتینی د شریعت مدعی یاست، اوس د ځواب ویلو وخت دی؛ نه چوپتیا او د کفري مزدورانو توجیه او ملاتړ.

حقیقت حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی

حقیقت حکومت حنفی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و نقد مواضع مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حکومت حنفی مذهب و شریعت‌محور دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، بر اساس کتاب الله، سنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم و فقه حنفی قوانین خود را تدوین کرده است. تمامی اسناد تقنینی امارت اسلامی کاملاً مطابق با شریعت هستند و بر این اساس می توان گفت هرگونه مخالفت عقلی و بدون پشتوانه ای از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم با این قوانین، عملاً اعتراض به شریعت و حکم خدا محسوب می‌شود.

در مقابل، مولوی عبدالحمید زاهدانی با ادعاهای خلاف واقع و مواضع شبه سکولار، تلاش می‌کند اجرای حدود شرعی و مجازات مفسدین فی‌الارض را زیر سؤال ببرد.

 او مدعی است که اعدام و برخورد با اغتشاشگران سکولار و مفسدان و محاربینی که بر اسسا معیارهای شرعی حکم آنها عادلانه ثابت شده است در شریعت جایگاهی ندارد و از حکومت دارالاسلام ایران خواست که اغتشاشگرانی را که به خدا، قرآن و مساجد توهین کرده‌اند آزاد کند. این مواضع نه تنها با فقه حنفی و حکم الهی در قرآن و سنت مخالف است، بلکه آشکارا در خدمت دشمنان اسلام و آمریکا قرار می‌گیرد.

مولوی عبدالحمید با همراهی محاربین، اراذل اوباش و مزدوران آمریکایی، تلاش می‌کند اسلام و شریعت را ضعیف و مردم را از حکومت شرعی دور کند. او با این اقدامات، نه تنها به مسیر امت اسلامی خیانت کرده، بلکه تلاش دارد فتنه و آشوب را مشروع جلوه دهد و وحدت مسلمین را تضعیف نماید.

حکومت حنفی امارت اسلامی افغانستان، بر خلاف ادعاهای دروغین او، با ثبات، عدالت و اجرای شریعت امنیت و حقوق مردم را تامین می‌کند و اجازه نمی‌دهد اغتشاشگران سکولار، مزدور آمریکا و ضد اسلام، با توهین به دین و مقدسات، فضای جامعه را ناامن کنند.

این یک واقعیت روشن است که اجرای شریعت، وحدت امت و مقابله با دشمنان اسلام، خط قرمز حکومت امارت اسلامی افغانستان است و هرگونه سخن یا عمل خلاف آن، به‌وضوح در خدمت دشمنان دین و امت قرار دارد.

قرآن‌سوزی و هتک قرآن و سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدانی

قرآن‌سوزی و هتک قرآن و سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدانی

کاتب: فضل احمد هراتی

دوست دارم به صورت مستقیم به مولوی عبدالحمید زاهدانی بگویم تو که مدعی دفاع از اهل‌سنت و شریعت هستی، اکنون باید پاسخ شجاعانه بدهی:

همان اغتشاشگرانی که با هدایت و حمایت آشکار آمریکا و اسرائیل وارد  دارالاسلام ایران شدند، قرآن کریم را آتش زدند، شعائر الهی را هتک کردند و دین مردم را به بازی گرفتند حکم شریعت الله بر اساس مذهب اهل سنت و جماعت در مورد آنها چیست؟ 

ابتدا به چند نمونه از آراء فقهای اهل‌سنت درباره هتک قرآن نگاه کن:

• مذهب حنفی:

ابن عابدین و فقهای حنفی: کسی که قرآن را عمداً بسوزاند، مرتد است.[1]

• مذهب مالکی:

امام مالک رحمه‌الله: هرگونه اهانت به قرآن، کفر آشکار است و مستحق شدیدترین احکام شرعی.[2]

• مذهب شافعی:

امام نووی رحمه‌الله: هر کس قرآن را تحقیر یا بسوزاند، بی‌تردید کافر شده است.[3]

• مذهب حنبلی:

ابن قدامه مقدسی: اهانت به قرآن خروج آشکار از اسلام است.[4]

مولوی عبدالحمید، اینها مشتی از خروار آراء فقها و بزرگان اهل سنت و جماعت است که نوعی اجماع تمام مذاهب اسلامی نیز به حساب می آید، آیا این آراء فقهای اهل‌سنت را قبول داری و بدون ترس از سرزنشِ سرزنش ککنده ها آنرا بیان می کنی یا سکوت می‌کنی؟

آیا سوزاندن قرآن و اهانت به شعایر الهی را جرم ساده می‌دانی یا طبق فقه اهل‌سنت، کفر و ارتداد است؟

چرا در برابر اجرائی شدن قوانین شریعت در دارالاسلام‌های ایران و افغانستان اعتراض می‌کنی، اما در برابر قرآن‌سوزی سکوت مرگبار اختیار می‌کنی؟

بدان که سکوت تو در برابر هتک قرآن، همراهی با دشمنان اسلام و مزدوران آمریکا و اسرائیل است.

هم اکنون عالمان و پیروان اهل‌سنت با دفاع شجاعانه و بی‌کم‌وکاست از قرآن و شعایر الهی شناخته می‌شوند، نه با مواضع مبهم و سکوت در برابر هتک دین.


[1]  رد المحتار، الفقه الحنفي

[2]  الشفا، قاضی عیاض

[3] روضة الطالبين

[4]  المغني

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

کاتب: محمد اسامه

ای مردم اهل سنت و جماعت بلوچ، شما که به غیرت، شجاعت و پایبندی به دین شهره‌اید، بعد از اعتراضاتی که در ایران تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد توسط این هرزه های اغتشاشگرسکولار اتفاقاتی رخ داد که یک پرسش روشن و بی‌پرده پیشِ روی شما و هر مومنی در سراسر ایران و جهان قرار داده است و آنهم اینکه:  

  • چرا از شیخ‌ها، مفتی‌ها و مولوی‌های خود حقّ قرآن را مطالبه نمی‌کنید؟
  • چرا در برابر قرآن‌سوزی و بی‌حرمتی به کلام‌الله، سکوت حاکم شده است؟

قرآنی که معجزه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و کلام الله جل جلاله و قانون زندگی ما است؛ کتابی که الله متعال درباره‌اش فرمود: لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ (حشر/ ۲۱)

کتابی که اگر بر کوه نازل می‌شد، از خشیت خدا متلاشی می‌گشت؛ اما امروز، گروه‌هایی سکولار و ضد شریعت الله با شعار اعتراض، در ایران دست به هتک حرمت قرآن زدند و آن را سوزاندند و سکوتِ برخی مدعیان دین، درد را دوچندان کرد.

آیا ما حق نداریم از خطبائی چون مولوی عبدالحمید که رسانه دارند و از علمائی که قادر به دفاع از حرمت قرآن هستند بپرسیم:

  • چرا در برابر این جنایتِ آشکار علیه شعائر الهی، موضع صریح گرفته نشد؟
  • چرا به‌جای دفاع روشن از قرآن، ابهام و سکوت دیده شد؟
  • و چرا برخی، به‌جای محکوم‌کردن هتک قرآن، در کنار آشوبگران ایستادند؟

الله متعال هشدار داده است: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ (احزاب/ ۵۷)

علمای اهل سنت و جماعت گفته‌اند: اهانت به قرآن، آزار خدا و رسول اوست؛ زیرا قرآن، کلام مستقیم الله جل جلاله است.

و اما شما ای مردم اهل سنت بلوچ، بدانید که مطالبه حقّ قرآن، وظیفه ایمانی است و سکوت در برابر بی‌حرمتی به کلام‌الله، با ادعای اهل‌سنت بودن و با غیرت بودن جمع نمی‌شود.

اگر به خدا، قیامت و آنچه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آورده ایمان دارید،از علما پاسخ روشن بخواهید: محکومیت صریح قرآن‌سوزی، بدون اما و اگر.

این را نیز بدانید که دفاع از قرآن، ربطی به سیاست بازی های رایج ندارد، بلکه دین است؛ و بی‌تفاوتی در برابر هتک آن، نه نشانه عقلانیت و میانه روی و شل روی رایج شده توسط گروه منافقین، بلکه زنگ خطر برای ایمان و غیرت است.

فقط کافی است به یاد بیاورید که سلوان مومیکا عراقی در سال 2023 چند برگه قرآن را در سوئد آتش زد و در تمام دنیا بر علیه آن راهپیمائی شد و در نهایت این معلون در سال 2025 توسط مومنین در قلب اروپا به درک واصل شد.

سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار اعدام سلوان مومیکا شد. امارت اسلامی افغانستان تمامی فعالیت‌های سوئدی‌ها در افغانستان را که شامل گروه‌های امدادگر سوئدی نیز می‌شود، به حالت تعلیق درآورد و گفت که این ممنوعیت تا زمانی که سوئد از اقدامات آنها عذرخواهی نکند، فعال خواهد بود

آیا ما باید با اغتشاشگران سکولاری که در ایران صدها قرآن را لگد مال کرده و سوزاندن باید چکار کنیم؟

آیا برای دفاع از قرآن و مجازات قرآن سوزها یک راهپیمائی انجام دادیم؟

کمی تفکر برای اهل ایمان و غیرت لازم است.