
جنگ نرم جریان سکولار زده و سوء استفاده از وضع تولید شده توسط دشمنان خارجی برای فروپاشی دارالاسلام در میان اهل سنت ایران (1)
به قلم: محمد اسامه
اگر می گوئیم در میان اهل سنت ایران به این معنی نیست که در میان شیعیان چنین جریانی با چنین هدفی وجود ندارد، بلکه در اینجا و به صورت موردی به بررسی شخصیتی رسانه ای فارغ از علم شرعی می پردازیم که توسط دستهای خاصی برای حنفی مذهبها تولید شده است و کار به جائی رسیده که شخصیتی چون ابوولید المصری از نظریه پردازان جهادی اهل سنت و جماعت این شخص را یکی از اعضای «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» معرفی کرده است.
اگر این شخص محقق از چنان مسافتی و با تحقیقات خود به چنین آگاهی رسیده است، به نظر می رسد برای کسانی که در زاهدان و سیستان و بلوچستان زندگی می کنند و از نزدیک با این شخص آشنائی دارند و هنوز به چنین درجه ای از آگاهی نرسیده اند باید در میزان درک و فهم خود تجدید نظری داشته باشند و کسانی هم که به این درجه از آگاهی رسیده اند اما هنوز سکوت کرده اند لازم است به میزان مجازات «کتمان حقیقت» فکر کنند و برای خود نزد الله و مومنین پاسخی آماده کنند.
در این صورت بررسی نقش مروجان اسلام آمریکائی – صهیونی جدید و مروجان سازش با کفار محارب خارجی که هم اکنون به رهبری دارالحرب آمریکا به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، در هدایت جوانان مسلمان به سوی «اسلام آمریکایی» و تضعیف اتحاد اسلامی و اقتدار دارالاسلام امری مهم و اولویتی است که نیاز روز ماست.
یکی از خطرناکترین و شومترین ابزارهای آمریکا و صهیونیسم، استفاده از نابسامانی های اقتصادی و امنیتی و اجتماعی و… برای «تضعیف ایمان» است، نابسامانی هائی که یکی از عوامل اصلی آن همین کفار محارب خارجی و جبهه ی همسو با آنها بوده است بخصوص نابسامانی های اقتصادی که بر کسی پوشیده نیست و هم اکنون مردم ایران و منطقه با محاصره ی اقتصادی ایران و تحریمهای کمر شکن توسط آمریکا رد حال تجربه و دیدن آن هستند.
رویکرد اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، بر پایه یک مغالطه و اشتباه منطقی خطرناک بنا شده است و آنهم این ادعا که «حاکمیت اسلامی نمیتواند در برابر استکبار، رفاه و رونق اقتصادی ایجاد کند، پس بهتر است به سمت سکولاریسم و مدل غربی برگردیم».
این رویکرد، نقدی مصلحانه از سوی یک مومن به شریعت الله نیست، بلکه یک «عملیات روانی خیانتبار» برای جدا کردن جاهلان به منهج اسلامی از دارالاسلام و سوق دادن آنها به سوی «اسلام آمریکایی» و سکولاریسم است.
مردم ایران هنوز با تمام مشکلات اقتصادی که دارند هم اکنون جهت حفظ ایمان خود هرگز در شرایط «شعب ابی طالب» قرار نگرفته اند یا جهت حفظ دارالاسلام و ایمان خود هرگز در شرایط «اهل صفه» دارالاسلام مدینه ی تحت حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار ندارند و این مشکلات اقتصادی بهانه ای جهت تنازل و فروش ایمان نیست.
هم اکنون مردم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در شرایط اقتصادی بسیار بدتری نسبت به دارالاسلام ایران قرار دارند به نحوی که برای کار و ماندن در دارالاسلام ایران حتی زندگی خود را به خطر می اندازند که وارد ایران شوند، این چیزی است که بلوچها با چشم سر می بینند.
پس مشکلات اقتصادی اسبابی برای فروش ایمان و دارالاسلام به کفار محارب و اشغالگر خارجی و هر شخص دیگری نبوده و نیست. الله جل جلاله به صراحت هشدار میدهد که دشمنان، از طریق «نعمتهای مادی» و «ترس از فقر»، سعی در دور کردن مؤمنان از مسیر حق دارند اما امر می کند: وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ (طه/ ۱۳۱) چشم خود را مدوز به نعمتهای مادیی که به گروههائی از کافران دادهایم . این نعمتهای مادی که زینت زندگی دنیا است ، بدیشان دادهایم تا آنان را بدان بیازمائیم . داده ( اخروی جاویدان و سرمدی ) پروردگارت بهتر و پایدارتر ( از این نعمتهای موقّت و زودگذر جهان فانی ) است .
کمی با توجه به این آیه و آیات مشابه آن فکر کنید وقتی سخنرانان همسو با جریان اسلام آمریکائی «رفاه مادی غربی» را که اکثرا با دزدی از سرزمینهای دیگر هم به دست آمده را با «حاکمیت الهی» در چنین شرایطی که پیش آمده است مقایسه میکنند، در واقع در حال اجرای همان آزمون قرآنی هستند. هدف این است که با نشان دادن فقر در دارالاسلام و رونق کاذب در کشورهای سکولار، در دل جوانان مسلمان «تزلزل ایمان» ایجاد کنند تا به جای استواری بر شریعت، به دنبال «اسلام آمریکائی» و یا «دین سکولاریسم» باشند.