سکوت مصلحت‌اندیشانه یا نفاق و پیامدهای خطرناک ترویج بدبینی علیه دارالاسلام ایران در زاهدان

سکوت مصلحت‌اندیشانه یا نفاق و پیامدهای خطرناک ترویج بدبینی علیه دارالاسلام ایران در زاهدان

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در حالی که خون علمای اهل سنت مانند مولوی یوسف گرگیچ بر زمین ریخته شده و مزدوران صهیونیسم در خیابان‌های زاهدان به دنبال ترور هستند، سکوت سنگین و مصلحت‌اندیشانه‌ی برخی تریبون‌داران، به‌ویژه مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، دیگر قابل چشم‌پوشی نیست.

 این سکوت در برابر جنایت، در واقع نوعی تایید ضمنی اقدامات مزدوران است. وظیفه یک عالم ربانی، فریاد زدن در برابر خون مسلمانان است، نه سکوت در برابر قاتلان اهل قبله.

از بدبین کردن مردم تا تمجید از سکولاریسم و بسیاری از تحلیل‌ها نشان می‌دهد که رویکرد مولوی عبدالحمید فراتر از یک بی‌تفاوتی ساده، نوعی نفاق در قبال دارالاسلام ایران است. او با بازنمایی ناقص و گزینشی از آموزه‌های اهل سنت، به جای تقویت وحدت، سعی در بدبین کردن ملت مسلمان بلوچ نسبت به حاکمیت اسلامی بر اساس هر مذهب شیعی یا حنفی و … دارد.

بدیهی‌تر از آن، این است که وی با ترویج این ایده که «حکومت اسلامی (با گرایش شیعه امامی) ظالم است» و حتی با القای این مفهوم که «حکومت سکولار و کفری، بر حکومت اسلامی برتری دارد»، راه را برای نفوذ جبهه‌ی احزاب سکولار هموار می‌کند. این خطری بزرگ است، چرا که وقتی جوانان و عوام تحت تأثیر این تفکرات قرار می‌گیرند، از جبهه شریعتگرایان و دفاع از دارالاسلام عقب می‌کشند و به جای دفاع از مرزهای اسلامی، به سوی احزاب سکولاری پناه می‌برند که همگی در جبهه ی آمریکا قرار گرفته اند.

وقتی تریبون‌داران، حکومت اسلامی را سیاه نمائی می کنند و از آزادی هیا سکولار سخن می گویند در واقع به مزدوران صهیونیستی و آمریکایی مجوز شرعی می‌دهند. این همان مسیری است که منجر به این نتیجه می‌شود که هر کسی که از این حکومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم دفاع کند، باید کشته و ترور شود. با این تفکر، مزدوران خود را مأموران مبارزه با «ظلم» می‌نامند، در حالی که در واقع خودشان ظالمین و مأموران تخریب «دارالاسلام» هستند.

برخلاف آنچه در تریبون‌های انحرافی تبلیغ می‌شود، حقیقتِ مذهب حنفی و آراء امام ابوحنیفه رحمه الله بر مدار حفظِ امنیتِ جامعه اسلامی و جلوگیری از تفرقه استوار است.

در فقه  و آراء امام ابوحنیفه رحمه الله تا زمانی که حاکمیت بر بنیادهای اسلام استوار است و امکان برپایی شعائر الهی وجود دارد، آن سرزمین «دارالاسلام» محسوب می‌شود. امام ابوحنیفه بر حفظ نظم و جلوگیری از آشوب و فتنه تأکید ویژه‌ای داشته است. کسی که با ترویج «سکولاریسم» یا «بدبینی نسبت به حاکمیت اسلامی»، امنیت جامعه را به خطر می‌اندازد، در واقع با روح فقه امام ابوحنیفه رحمه الله در تضاد است.

الله جل جلاله می فرماید: وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (آل عمران/ ۱۰۵) و مانند کسانی نباشید که تفرقه انداختند و پس از آمدن دلایل روشن، اختلاف کردند که آنان را عذابی بزرگ در کار است.

ای ملت بزرگ و باایمان، مراقب باشید که نفاق تریبون‌داران، شما را از دفاع از دارالاسلام و مقابله با جبهه ی آمریکا که از کفار مختلف اصلی و مرتدین عرب و عجم و مشتی شیخ و مولوی و آخوند مجری جنگ ورانی و غلامانی از گروههای مسلح محلی تشکیل شده باز ندارد.

 ما از مولوی عبدالحمید می‌خواهیم که از این مسیر خطرناک ترویج سکولاریسم و بدبینی نسبت به حکومت اسلامی بازگردد و وظیفه شرعی خود را در دفاع از خون‌های ریخته شده و اتحاد امت اسلامی ایفا کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *