
شوراهای قومی و زبانی از دیدگاه قرآن و حدیث و دفاع جاهلانه و غدر امثال مولوی عبدالاحد خطیبزاده از بلوچهای ا.ا.افغانستان (1)
کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين، أما بعد:
دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان همانگونه که احزاب سیاسی و گروههای قومی را بهخاطر جلوگیری از تفرقه و فتنه منحل و ممنوع کرد، بر خود فرض میداند که هرگونه شورای قومی، قبیلهای و زبانی را نیز ممنوع اعلام کند. زیرا این شوراها همان بیماریای را دارند که احزاب داشتند: تعصب جاهلی، تفرقهافکنی و تضعیف وحدت اسلامی.
همزمان با آنکه الله جل جلاله می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/۱۰۳) رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در پيامی عمومی برای آنهايی که دست به تعصبات قومی و لسانی ميزنند می فرماید:
عَنْ جُبَيْرِ بْنِ مُطْعِمٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ « لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِيَّةٍ وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ ».[1]
از حضرت جبیر بن مطعم رضی الله تعالی عنه روایت است که : جناب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند : نیست از ما ( یعنی از پیروان من آن شخص نمی باشد ) که دعوت میکنند بسوی عصبیت ( تعصبات قومی و لسانی ) و نیست از ما ( یعنی از پیروان من آن شخص نمی باشد ) کسی که می جنگد بخاطر عصبیت ( تعصبات قومی و لسانی) و نیست از ما ( یعنی از پیروان من ) شخصی که بمیرد بخاطر عصبیت (تعصبات قومی و لسانی ).
بنابراین، دفاع از یک شخص یا توجیه سخنان باطل او تنها به این دلیل که همزبان و همقوم ماست، عین جهالت و مخالفت با شرع است.
چرا دفاع از مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی زاهدانی خیانت است؟
امروز میبینیم شخصی به نام مولوی عبدالاحد خطیبزاده که خود را از علمای بلوچ افغانستان معرفی میکند، از مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی در زاهدان ایران دفاع میکند. این در حالی است که مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی از تریبون اهل سنت و فقه امام ابوحنیفه رحمه الله به صورت کلی علیه سیاستهای اسلامی بر اساس تمام مذاهب اسلامی موضع گرفته و به سمت اسلام آمریکائی رفته است و بر اساس معیارهای کفار سکولار جهانی به مسائل نگاه می کند نه بر اساس معیارهای فقه غرای امام ابوحنیفه رحمه الله یا سایر مذاهب اسلامی.
به همین دلیل مولوی عبدالحمید حتی می گوید اگر مردم حکومتی سکولار خواستند من تسلیم آنها می شوم و اسلام را رها می کنم . فقط کافی است به این سخنان او دقت کنید تا بدانید آیا کسی در امارت اسلامی افغانستان جرئت دارد این کفریات را بگوید؟
یا زمانی که تمام مومنین خواستار بیرون راندن صهیونیستهای اشغالگر هستند از توطئه ی به رسمیت شناختن اسرائیل حمایت می کند و آنرا تبلیغ می کند در حالی که جهاد با اشغالگر خارجی تا بیرون راندن آن بر هر مسلمانی به صورت دایره وار فرض عین است مثل نماز.
اگر کسی می آمد و می گفت که ولایت نیمروز و هرات و فراه در اختیار کفار اشغالگر آمریکائی و ناتو باقی بماند یک مومن در برابر این ننگ چکار می کرد؟
یا دیدیم که آمریکا و اسرئیل با کمک خائنین داخلی و منطقه ای به ایران حمله کردند و امارت اسلامی هم رسما گفت که ما در کنار ایران بر علیه این کفار خارجی هستیم اما مولوی عبدالحمید دم از تسلیم شدن و پذیرش شرایط کفار می دهد و کلماتی می گوید که احمد مسعود و محقق و کرزای و دوستُم در مورد اشغالگران آمریکائی و ناتو می گفتند.
مولوی عبدالحمید میگوید: چرا ایران با آمریکا و غرب سازش نمیکند تا مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم حل شود؟!
این سخنان در حالی گفته میشود که جنگ میان ایران و آمریکا و صهیونیستها در جریان است. در چنین وضعیتی، هر مسلمان که به قرآن و سنت ایمان دارد باید جبهه کفر و اسلام را در نظر بگیرد، نه خواستههای نفسانی و ذلت پذیری و تسلیم شدن به خواسته های کفار اشغالگر و مهاجم خارجی را.
اگر امارت اسلامی افغانستان چنین موضعی داشت هرگز 20 سال در برابر کفار آمریکائی و ناتو جهاد نمی کرد تا اینکه آخرین کافر را از افغانستان بیرون کند و با عزت به تطبیق شریعت الله بر اساس فقه حنفی رایج بین مردم بپردازد.
آیا مولوی عبدالاحد خطیبزاده این واقعیتها را در مورد مولوی عبدالحمید زاهدانی در نظر گرفته است یا فقط عصبیت قومی و لسانی و نژادی او را وادار به این سخنان غیر اسلامی و دفاع جاهلانه کرده است؟
[1] رواه ابو داود، باب فی العصبیة، رقم : 5121)