مصلحت‌انگاری سکولارستی مولوی عبدالحمید زاهدانی یا اولویت منهج اسلامی و تقابل با نفاق سیاسی در دارالاسلام ایران

مصلحت‌انگاری سکولارستی مولوی عبدالحمید زاهدانی یا اولویت منهج اسلامی و تقابل با نفاق سیاسی در دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

اگر صحنه سیاسی را بازسازی کنیم و تصور شود که  مولوی عبدالحمید زاهدان، نه در زاهدان، بلکه در قلب امارت اسلامی افغانستان و در محراب مسجد «پل خشتی» کابل یا «خرقه مبارک» قندهار ایستاده بود؛ در حالی که اشغالگران آمریکایی برای بازپس‌گیری پایگاه بگرام، فشار برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و دست کشیدن از آرمان فلسطین در ازای رفع تحریم‌ها، امارت اسلامی را تحت فشار می‌گذاشتند؛ و ایشان پیشنهاد می‌کرد که «منافع ملی افغانستان را بر آرمان امت (غزه و فلسطین) ترجیح دهید»، واکنش نظام شرعی چگونه می‌بود؟

هر کسی که خود را مسلمان بداند متوجه هست که در منهج اسلامی، «امت واحده» مرز جغرافیایی نمی‌شناسد. پیشنهاد معامله بر سر خون مسلمانان غزه در ازای نان و رفاه (رفع تحریم)، مصداق بارز سست کردن ایمان مؤمنان است. ابوهریره رضي الله عنه می‌گوید: رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: المُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِم لا يخُونُه ولا يكْذِبُهُ ولا يخْذُلُه، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حرامٌ عِرْضُهُ ومالُه ودمُهُ. التَّقْوَى هَاهُنا، بِحسْبِ امْرِىءٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخاهُ المسلم.[1] مسلمان، برادرِ مسلمان است؛ به او خیانت نمی‌کند، به او دروغ نمی‌گوید، و او را خوار نمی‌گرداند. آبرو، مال و خون (جانِ) هر مسلمانی بر سایر مسلمانان، حرام است. تقوا، این‌جا (در دل) است. همین قدر بدی برای بد بودن شخص، کافی‌ست که برادر مسلمانش را کوچک بشمارد.

پیشنهاد ترجیح دادن منافع مادی یک عده از مسلمین بر کیان اسلام و رها کردن مسلمین تحت ستمی که توان کمک به آنها وجود دارد، در حقیقت «خذلان» (رها کردن) مظلومین است که در فقه اسلام، گناهی عظیم و خیانت به پیمان الهی محسوب می‌شود.

امام ابوحنیفه رحمه الله در مباحث کلامی و فقهی خود بر «وحدت کلمه مؤمنین» تأکید فراوان دارند. ایشان در برخورد با کسانی که حاکمیت اسلام را به سمت سازش با کفر سوق داده و اراده مجاهدین را سست می‌کنند، معتقد به صیانت از مومنین در هر گوشه ای از سرزمینهای اسلامی  بودند.

از منظر فقه حنفی، اگر فردی در دارالاسلام، با سخنان خود راه را برای نفوذ دارالکفر باز کند و میان مصالح مسلمین تفکیک قائل شود (یعنی فلسطین را از افغانستان جدا بداند)، سخن او «فتنه» تلقی شده و حاکم شرع موظف است برای جلوگیری از تضعیف روحیه جهادی و انحراف عقیدتی امت، با او برخورد قاطع (تعزیر) انجام دهد.

بی‌شک، امارت اسلامی افغانستان که بر پایه خون شهدا و نفی مطلق کفار محارب خارجی بنا شده، هرگز بر سر اصول بنیادین اسلام (مانند عدم مشروعیت اسرائیل که سرزمین مسلمین را اشغال کرده) معامله نمی‌کند. اگر کسی در خاک امارت، حاکمیت را به معامله بر سر فلسطین تشویق کند، از نظر نظام شرعی امارت اسلامی افغانستان باغی یا معاون باطل محسوب می‌شود زیرا می‌خواهد حاکمیت را به سمت «موالات با کفار» سوق دهد.

امارت اسلامی با چنین رویکردی که بوی نفاق و ترجیح مادی‌گرایی بر نصرت الهی می‌دهد، طبق دستورات صریح «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر»، برخورد قاطع می‌کرد تا درس عبرتی برای کسانی باشد که می‌خواهند «عزت اسلامی» را با «دالرهای آمریکایی» معاوضه کنند.

جای تعجب است که چگونه در دارالاسلام ایران، با وجود صراحت این سخنان در تضعیف جبهه مقاومت و شاد کردن دل دشمنان صهیونیستی، همچنان با رأفت برخورد می‌شود. رویکردی که در آن منافع یک قوم یا منطقه بر سرنوشت کل جهان اسلام ارجحیت داده شود، با هیچ ترازویی در قرآن و سنت سازگار نیست.

اسلام مرز ندارد و فلسطین، پاره تن افغانستان، ایران و تمام بلاد مسلمین است. هر حنجره‌ای که در دارالاسلام، به نفع معامله با آمریکا و اسرائیل برای رفاه مادی به قیمت خیانت به اصول و ارزشها و مبانی اسلامی سخن بگوید، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین دشمن بازی می‌کند. طبق آرای فقهای بزرگ همچون امام اعظم رحمه الله، صیانت از مرزهای اعتقادی و سیاسی اسلام که در معرض حمله ی کفار قرار دارند اوجب واجبات است و هرگونه سستی در برابر این سخنان، راه را برای نفوذ بیشتر کفار محارب و اشغالگر خارجی باز خواهد کرد.


[1]  صحیح الجامع، ش: ۲۷۰۶؛ إرواء الغلیل، ش: ۲۴۵۰؛ و صحیح الترمذی از آلبانی، ش: ۱۵۷۲.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *