دارالاسلام نزد مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و آنچه اغتشاشگران سکولار و مرتد ایرانی می خواستند

دارالاسلام نزد مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و آنچه اغتشاشگران سکولار و مرتد ایرانی می خواستند

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

فقهای حفی مذهب همچون سایر مذاهب شافعی، مالکی و حنبلی دارالاسلام را با سه معیار اصلی سنجیده‌اند:

  1.  حاکمیت احکام اسلام در قانون‌گذاری و قضا
  2. غلبه ی امنیتی مسلمانان و عدم سلطه ی کفار
  3. مرجعیت نهایی شریعت در منازعات عمومی

بر همین اساس السرخسی حنفی مذهب رحمه الله  از بزرگان این مذهب چون ابویوسف و محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ[1]  السرخسی رحمه الله  در جای دیگری می گوید: و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین   [2].

الکساني رحمه الله  نیز می گوید: هر «دار» يا به اسلام مضاف می گردد يا به كفر، و دار به اسلام اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام اسلام تطبيق شود، و به كفر اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام كفر تطبيق شود،…  زيرا ظهور اسلام و يا كفربخاطر ظهور احکامشان است . [3]

ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامی در آن.  [4]

الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلام تبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.[5]

به این شکل دارالاسلام شدن سرزمینی با ظهور و اجرای حکم اسلام است، نه با نام، شعار یا ترکیب جمعیتی.

حاکمیت در اسلام به‌معنای مرجع نهایی تصمیم است، نه صرف اجرای گزینشی احکام.

الله جل جلاله می‌فرماید: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰) حکم و قانون تنها متعلق به الله است و بس.

فقهای مذهب امام اعظم رحمه الله مثل سایر فقهای مذاهب اسلامی تصریح کرده‌اند:

 اگر قانون اساسی و تصمیم نهایی از غیر شریعت باشد حتی با حضور نماز و شعائر، حاکمیت اسلامی تحقق نیافته است و سرزمین تبدیل به دارالاسلام نمی شود.

در این صورت جایی که شریعت الله تنها مرجع قوانین حاکم بر جامعه است و حاکمیت به آن بازگشته در این صورت دارالاسلام برقرار است، هرچند نقص اجرایی وجود داشته باشد.

اما جایی که قانون اساسی حاکم بر جامعه و تصمیم نهایی قانون شریعت الله نباشد و بر اساس سکولاریسم یا هر قانون بشری و کفری دیگری باشد در این صورت عنوان دارالاسلام بر سرزمینی اطلاق نمی شود.

این تمایز، تمایز اصلی و ساختاری است، نه تبلیغاتی.

با این توضیحات شما با چشم سر و گوش خود اعمال و شعارهای اغتشاشگران سکولار ایرانی را دیدید و متوجه شدیم که این اغتشاشگران نه تنها قوانین شریعت الله را نمی خواهند بلکه دشمنان شریعت الله و توهین کنندگان و فحاشان به مقدسات اسلامی و نابودگران مساجد و مراکز اسلامی نیز هستند.

پس، این اغتشاشگران سکولار ربطی به اسلام ندارند و جامعه ی مورد نظر آنها هم دارالکفری طاری است که همچون جوامع کفری سکولاریستی غربی و شرقی، قوانین شریعت الله در آن هیچ جایگاه و ارزشی ندارد.


[1]فَكُلُّ مَوْضِعٍ ظَهَرَ فِيهِ حُكْمُ الشِّرْكِ فَالْقُوَّةُ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِعِ لِلْمُشْرِكِينَ فَكَانَتْ دَارَ حَرْبٍ، وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ فَالْقُوَّةُ فِيهِ لِلْمُسْلِمِينَ / ( المبسوط 12-258) همچنین نگاه کنید به : “المبسوط” (10/114)، و”بدائع الصنائع” للكاساني (7/ 130)، و”المعتمد” لأبي يعلى (267)، و”الآداب الشرعية” لابن مفلح (1/212)این مذهب حنفی هاست. /

[2] (السیر الکبیر 5/2197) / والدار تصیر دارالمسلمین بإجراء أحکام الإسلام

[3]  (بدائع الصنائع للکاسانی 9/4375)/ إن كل دار مضافة إما إلی الإسلام وإما إلی الکفر، وإنما تضاف الدار إلی الإسلام إذا طُبقت فيها أحکامه، وتضاف إلی الکفر إذا طبقت فيها أحکامه، كما تقول الجنة دارالسلام والنار دار البوار، لوجود السلامة فی الجنة والبوار فی النار، ولْن ظهور الإسلام أو الکفر بظهور أحکامهما

[4] الدر المحتار 4/ 356 ) / ودار الحرب تصير دار الإسلام بإجراء أحكام أهل الإسلام فيها»

[5] “لا خلافَ بين أصحابنا في أنّ دارَ الكفر تصير دارَ إسلامٍ بظهور أحكامِ الإسلام فيها”.

اهل سنت بلوچستان و خطر بازگشت به جاهلیت با تعفن گندیده ی قوم‌گرایی

اهل سنت بلوچستان و خطر بازگشت به جاهلیت با تعفن گندیده ی قوم‌گرایی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

قوم‌گرایی، نژادپرستی و تعصّب بر اساس خون، زبان، خاک و قبیله، از بزرگ‌ترین آفات امت اسلامی و بازگشتی آشکار به جاهلیت است. اسلام نیامد تا انسان‌ها را به دسته‌ها و قبایل متخاصم تقسیم کند؛ بلکه آمد تا آنان را بر محور توحید، ایمان و عبودیت الله متحد سازد.

قوم‌گرایی، معیارهای الهی را کنار می‌زند و به‌جای حق و باطل، قوم و نژاد را ملاک دوستی و دشمنی قرار می‌دهد؛ و این دقیقاً همان چیزی است که اسلام با آن به‌شدت مبارزه کرده است.

الله جل جلاله می‌فرماید:يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات/ ۱۳)

یعنی معیار برتری نه قوم است، نه زبان و نه نژاد بلکه تنها معیار، تقواست. و تقوا یعنی: پرهیز، پرهیز از انجام هر عملی که مخالف قانون شریعت الله باشد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با شدیدترین تعبیر، قوم‌گرایی را محکوم کرده و در حدیثی متفق علیه فرمودند: دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ. آن را رها کنید؛ زیرا گندیده و متعفّن است.

علاوه بر این در حدیثی دیگر که ابوداود آنرا روایت کرده می فرماید: لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِيَّةٍ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ.از ما نیست کسی که به تعصّب دعوت کند، یا بر اساس تعصّب بجنگد، یا بر تعصّب بمیرد.

در خطبه ی حجة الوداع هم که به عنوان سفارشات و وصیتهای اواخر عمر رسول الله صلی الله علیه وسلم در این دنیا محسوب می شوند فرمودند:لا فضلَ لعربيٍّ على أعجميٍّ، ولا لأعجميٍّ على عربيٍّ، ولا لأحمرَ على أسودَ، إلا بالتقوى.

پس هیچ برتری‌ای جز تقوا وجود ندارد.

کسانی که به قوم‌گرایی چنگ زده اند ابزار شیطان و دشمنان امت را در دست گرفته اند برای زدن تقوای خود و مصالح و خیرات امت اسلامی، چون قوم‌گرایی درِ نجات را می‌بندد و امت را به جنگ‌های داخلی، کینه‌های پایدار و فروپاشی می‌کشاند. این همان مسیری است که شیطان می‌خواهد و دشمنان اسلام سال‌هاست از آن بهره می‌برند و اینها فهمیده اند که امتِ متفرّق، امتِ ضعیف است.

نجات از این امر گندیده ی قومیت گرائی تنها در بازگشت به اسلام خالص است، در ولاء و براء بر اساس ایمان، در وحدت بر محور قرآن و سنت و در کنار گذاشتن تعصّبات قومی، نژادی و زبانی.

در اسلام، وبخصوص در دارالاسلام کُرد و ترک و فارس و عرب و عجم، همگی برادران ایمانی‌اند و هر دعوتی که این برادری را بشکند، دعوتی جاهلی و مردود است؛ هرچند با نام دین، سیاست یا هویت مطرح شود.

اینجاست که اهل سنت بلوچستان باید مواظب تبلیغات مسموم افراد و گروههای قومیت گرائی باشند که گاه همچون مولوی عبدالغفار نقشبندی و جم ( جبهه مبارزین مردمی = شاخه ی بلوچی سازمان سکولار رجوی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران) با نام اسلام این ابزار گندیده را به شما معرفی می کنند و گاه همچون سرخوش و حبیب سربازی و BLA  با نام سکولاریسم و ناسیونالیسم.

وارونه گوئی های جیش العدل جدید (جم) در راه همسویی میان مردم ایران

وارونه گوئی های جیش العدل جدید (جم) در راه همسویی میان مردم ایران

کاتب: محمد اسامه

گروه تازه تاسیس جبهه مبارزین مردمی (جم) که پوست اندازی جیش العدل در لباسی جدید وسکولار آن است، در مطالبی که در کانال رسمی تلگرامی خود نشر داده دست به وارونه گوئی هائی زده که تنها با ذکر توضیحاتی مختصر، هر ناظر بلوچ و غیر بلوچی متوجه خواهد شد که این شاخه ی سازمان سکولار رجوی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی در میان بلوچها چگونه با بازی با واقعیتها و شعور مخاطبین خود در حال وارونه گوئی است.

گروه سکولار «جم» می گوید: “راه همسویی، از شناخت حقیقت آغاز می‌شود، حقیقتی که سال‌ها زیر غبار انگ‌زنی، تحریف و روایت‌های ساختگی پنهان شده است.”

این معدل همان «کلمة الحق یراد بها الباطل» است، با این وجود، بیائید با همین نگرش به اغتشاشات سالهای قبل و روزهای گذشته از دی 1404ش بپردازیم.

گروه سکولار «جم» می گوید: “جمعه‌های خونین زاهدان و خاش … همدردی و همراهی با دیگر مردم ایران بود. هم‌زمانی این اعتراضات با خیزش سراسری نشان داد که سیستان‌ و بلوچستان با وجود مرگبارترین سرکوب ها بخشی زنده و فعال از حرکت عمومی مردم ایران است.”

برای هر بلوچ و غیر بلوچی واضح و روشن است که اغتشاشات 1401ش سکولارهای «زن هرزگی فاحشگی» روزها شروع شده بود و بلوچهای حنفی مذهب، و در کل، استان سیستان و بلوچستان با این اغتشاشگران سکولار هیچ گونه همراهی نکردند تا اینکه مولوی عبدالغفار نقشبندی با عَلَم کردن اتهاماتی که به آن بلوچ شیعه در مورد آن دختر بلوچ حنفی وارد بود بر غیرت و احساسات جوانان اهل نماز و مسجد رو انگشت گذاشت و با «تحریش» آنها از مسببین اصلی فاجعه های مسجد مکی و زاهدان شد.

پس در این اتفاق با آنکه مدتها بعد از اغتشاشات سکولارهای داخل ایران هم ادامه پیدا کرد هیچ گونه همدردی و همراهی با اغتشاشگران داخلی ایران وجود ندارد و هرگز بخشی از حرکت این اغتشاشگران سکولار نبوده و نیست، بلکه زمانی که بلوچهای مومن اهل مسجد و نماز به راهپیمائی های مسالمت آمیز خود ادامه دادند اغتشاشگران سکولار داخل ایران هیچ گونه همدردی و همراهی با آنها از خود نشان ندادند تا اینکه سرانجام با راهنمائی بزرگان بلوچ این اعتراضات مسالمت آمیز بلوچهای اهل مسجد که از اساس مخالف سکولاریسم هستند هم تمام شد.

مورد دیگر اینکه در اغتشاشات چند روز گذشته سکولارهای شهرهای شیعه نشین ایران هم باز اهل سنت و جماعت ایران به صورت عام و بلوچهای حنفی مذهب به صورت خاص در این اغتشاشات مزدوران آمریکا و صهیونیستها مشارکت نکردند؛ آیا همین نمونه ی زنده و نزدیک برای افشای وارونه گوئی های «جم» کافی نیست؟

گروه سکولار «جم» که همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد داخل ایران شده است در جای دیگری می گوید:

“واقعیت این است که ساختار قدرت از همین حقیقت هراس دارد: از این‌که مردم سیستان‌ و بلوچستان، با وجود زخم‌ها و رنج‌های انباشته، خود را جدا از دیگر مردم ایران نمی‌بینند.”

تا اینجا می توانیم بگوئیم که سکولارهای مرتد اپوزیسیون ایرانی هستند که از ساختار قدرت ایمانی اهل سنت و جماعت هراس دارند و می بینند که اهل سنت و جماعت خود را جدای از این مرتدین می بینند؛ به همین دلیل و بدون شک غیر از سکولارهای مرتد میان بلوچها چون عدوالله سربازی و سرخوش و هم مسیران مجازی آنها، مردم اهل سنت سیستان و بلوچستان خود را جدای از مردم ایران ندانسته اند؛ اما نه تنها در گذشته بلکه در چند روز اخیر اغتشاشگران سکولار و اجیر شده نشان دادند کاملاً از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و اغتشاشگران خائن وطن فروش جدا هستند و ربطی به این لگوران اجیر شده ی مرتد ندارند. 

گروه سکولار «جم» در کمال تعجب و با تمام این وارونه گوئی هائی که کرده می گوید: ” به‌جای تکرار برچسب‌ها، به شواهد نگاه کنیم”

این دقیقاً همان چیزی است که ما اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب از هر ناظر خارجی می خواهند، شواهد را نگاه کنید تا بدانید که قوم حنفی مذهب بلوچ هیچ پیوندی با اغتشاشگران سکولارو وطن فروشان خائن ندارد بلکه سرنوشت خود را با مردم آگاه و مومن ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکائی ها و صهیونیستها و مزدوران آنها گره زده است.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (5)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (5)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

بدون شک کسانی که وارد جیش العدل یا «جم» شده اند و قصد همسو کردن بلوچهای حنفی مذهب و تک و توکی از کُردهای متوهم که ممکن است الان متوجه شده باشند با نام جهاد در چه مرداب و فتنه ای افتاده اند، را دارند از همین مردم ایران و ممکن است از اطرافیان خود ما هم باشند اما با ملحق شده به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولارهای مرتد ایرانی هر گونه ارتباط خود با ما را قطع کرده اند چون به وقل سید قطب تقبله الله:  خویشاوند مسلمان، پدر و مادر و برادر و همسر و قبیله‌اش نیستند، مادامی که پیوند نخستین با خالق برقرار نشده باشد تا از آن پس، به پیوند خویشاوندی (رَحِم) متصل گردد:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ… (النساء: ۱) ای مردم، از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را نیز از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکند، پروا کنید. و از الله که به [نام] او از یکدیگر درخواست می‌کنید، و از [گسستن] پیوندهای خویشاوندی پروا کنید….

این امر البته مانع از آن نمی‌شود که با والدین، در صورت اختلاف عقیده، به نیکی رفتار شود، مادامی که آنان در صف دشمنِ جبهه‌ی مسلمانان نایستاده باشند. که در آن هنگام دیگر نه پیوندی هست و نه مصاحبتی. و داستان عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ این نمونه را با کمال وضوح به ما نشان می‌دهد:

ابن جریر با سند خود از ابن زیاد روایت کرده است که گفت: رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ را فراخواند و فرمود: «آیا نمی‌بینی پدرت چه می‌گوید؟».

گفت: پدرم چه می‌گوید؟ -پدر و مادرم فدایت-.

 پیامبر فرمود: «می‌گوید: اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً آنکه عزیزتر است، آنکه خوارتر است را بیرون خواهد راند».

عبدالله گفت: به خدا سوگند راست گفته است ای رسول خدا! به خدا سوگند شما عزیزتر و او خوارتر است. هان! به خدا قسم ای رسول خدا، من در حالی به مدینه آمدم که مردم یثرب می‌دانند در میانشان کسی نیکوکارتر از من نسبت به پدرش نیست. و اگر رضایت خدا و رسولش در این باشد که سر او را برایشان بیاورم، حتماً خواهم آورد.

 رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «نه».

 پس چون به مدینه رسیدند، عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ با شمشیر بر درِ [شهر] برای پدرش ایستاد و گفت: تویی که گفتی اگر به مدینه بازگردیم عزیزتر، خوارتر را بیرون خواهد راند؟ هان! به خدا سوگند خواهی فهمید که عزت از آنِ توست یا از آنِ رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم)؟ به خدا قسم که هرگز در سایه‌ی این شهر پناه نخواهی گرفت و هرگز به آن داخل نخواهی شد مگر با اجازه‌ی خدا و رسولش. پدرش فریاد زد: ای قبیله خزرج! پسرم مرا از خانه‌ام بازمی‌دارد! ای خزرجیان! پسرم مرا از خانه‌ام بازمی‌دارد! عبدالله گفت: به خدا قسم هرگز داخل نخواهد شد مگر با اجازه‌ی او [پیامبر]. پس مردانی نزد او جمع شدند و با او صحبت کردند، اما او گفت: به خدا قسم داخل نمی‌شود مگر با اجازه‌ی خدا و رسولش. پس نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رفتند و او را خبردار کردند. ایشان فرمودند: «نزد او بروید و بگویید: رهایش کن تا به خانه‌اش برود». پس نزد عبدالله آمدند. او گفت: حال که فرمان پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رسیده است، بله] می‌تواند داخل شود. [

اگر این برخورد یک مومن با یک منافقی است که تنها یک حرف مخالف شریعت الله زده و هیچ عمل مسلحانه ای در کشتار اهل قبله انجام نداده و دستش به خون مسلمین به نفع کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی آلوده نشده باشد، به نظر شما برخورد ما با جیش العدل (جم) که آشکارا اعلام کرده در جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی به سرکردگی آمریکا و غرب و صهیونیستهای کافر محارب قرار گرفته باید چگونه باشد؟

بدون شک، حداقل کاری که باید انجام دهیم این است که نباید اجازه داد وارد روستا و شهر و محله ی ما شوند اگر توان جنگ مسلحانه و نابودی این شرکای کفار اشغالگر و محارب خارجی و اپوزیسیون مرتدین سکولار داخل ایران را نداریم.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (4)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (4)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

جیش العدل یا «جم» جدید که می گوید: «این همسویی، نه در تقابل با دیگر جوامع ایران، بلکه در مسیر مشارکت برابر و مؤثر در آینده‌ای مشترک معنا پیدا می‌کند.»

این آینده ی مشترکی که می خواهد زیر چتر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و غرب و صهیونیستها و با همسوئی با مرتدین سکولار میان شیعیان و اهل سنت بسازد یک دارالاسلام بر اساس فقه یکی از مذاهب معروف به اهل سنت یا حتی بر اساس فقه شیعه ای است که از نگاه آنها بهتر است یا دارالکفری سکولار طاری است که قوانین شریعت الله مثل تمام دارالکفرهای سکولار هیچ جایگاهی ندارند زمانی که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشند؟

قطعاً این آینده ی مشترک اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران تشکیل دارالفکری سکولار و ارتدادی است؛ یعنی «جم» جوانان را برای چنین هدف کفری و ارتدادی به کشتن می دهد.

سید قطب تقبله الله می گوید: ” تنها یک سرا (دار) وجود دارد که همانا دارالاسلام است؛ آن سرایی که دولت مسلمان در آن برپاست، شریعت الله بر آن حاکمیت دارد، حدود الهی در آن اقامه می‌شود، و مسلمانان در آنجا یکدیگر را دوست و سرپرست خود می‌گیرند. و هر سرایی غیر از آن، دارالحرب است که رابطه‌ی مسلمان با آن یا جنگ است، یا آتش‌بس بر اساس پیمان امان. اما آنجا دارالاسلام نیست و هیچ‌گونه دوستی و پیمان ولایتی (وَلاء) میان اهل آن دیار و مسلمانان وجود ندارد:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا ۚ وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ. وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ. وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَٰئِكَ مِنْكُمْ… (الأنفال: ٧٢-٧٥) همانا کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد نمودند، و کسانی که [مهاجران را] پناه دادند و یاری کردند، آنان یاران و سرپرستان یکدیگرند. و کسانی که ایمان آوردند ولی هجرت نکردند، شما هیچ‌گونه ولایتی بر آنان ندارید تا آنکه هجرت کنند. و اگر در [کار] دین از شما یاری خواستند، یاری کردن بر شما واجب است، مگر علیه قومی که میان شما و ایشان پیمانی برقرار است؛ و الله به آنچه می‌کنید بیناست. و کسانی که کفر ورزیدند، یاران و سرپرستان یکدیگرند. اگر این [دستور را] انجام ندهید، فتنه‌ای در زمین و فسادی بزرگ پدید خواهد آمد. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه الله جهاد نمودند، و کسانی که پناه دادند و یاری کردند، آنان به راستی مؤمنان حقیقی‌اند؛ برایشان آمرزش و روزی‌ای گرانمایه است. و کسانی که بعداً ایمان آوردند و هجرت کردند و همراه شما جهاد نمودند، آنان نیز از شما هستند….

با این صراحت کامل، و با این قاطعیت تمام، اسلام آمد… آمد تا انسان را تعالی بخشد و او را از پیوندهای خاک و گِل، و از پیوندهای گوشت و خون -که این‌ها نیز از جنس پیوندهای خاک و گِل‌اند- رهایی بخشد. پس برای مسلمان، وطنی نیست جز آنجا که شریعت الله در آن برپاست و روابط او با ساکنانش بر اساس پیوند در راه خدا استوار می‌گردد. و برای مسلمان، تابعیتی نیست جز عقیده‌اش که او را به عضوی از «امت مسلمان» در «دارالاسلام» تبدیل می‌کند. و برای مسلمان، خویشاوندی‌ای وجود ندارد مگر آن خویشاوندی که از عقیده به الله سرچشمه می‌گیرد و پیوند او را با خانواده‌اش در راه خدا برقرار می‌سازد.”

ای اهل سنت و جماعت، ای قوم حنفی مذهب که بخشی از اهل سنت و جماعت هستید آیا نمی بینید که جیش العدل یا «جم» چگونه با همسو شدن با جبهه ی متشکل از کفار و محارب خارجی و مرتدین سکولار داخل ایران بر علیه تمام مومنین اهل دعوت و جهاد اعلام جنگ کرده است؟

اگر «جم» با همسو شدن با این کفار اشغالگر و محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخل ایران همسو شده است ما هم باید با شریعت الله و تمام مومنین اهل دعوت و جهاد از میان تمام مذاهب اسلامی همسو و هم جبهه ای شویم که در برابر این جبهه ی متشکل از کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی تشکیل جبهه داده اند . این تنها گزینه ی ممکن و موجود است.  

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (3)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (3)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

جیش العدل جدید یا «جم» در توجیه هم مسیر شدنش با «جبهه» ی کفار آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی ایران در جای دیگری می آورد : «این همسویی، نه در تقابل با دیگر جوامع ایران، بلکه در مسیر مشارکت برابر و مؤثر در آینده‌ای مشترک معنا پیدا می‌کند.»

یک مومن مسلمان اهل سنت و جماعت کافی است از خودش بپرسد که این همسوئی با چه کسانی است؟

قطعاً به این تنها جواب موجود می رسد: با کسانی چون ربع پهلوی، دارودسته ی رجوی، حرکت الاحوازیه، جنبش آذری ها، کومله ها و دمکراتها و دهها حزب و گروه سکولار و مرتد دیگر.

آیا از نگاه اهل سنت و جماعت چنین هم سوئی با مرتدین که همگی زیر چتر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکا و اتحادیه اروپا و صهیونیستها هستند عین ارتداد نیست؟ چرا هست؛ پس همسوئی بین یک مومن با جبهه ی متشکل از کفار ومرتدین بر علیه اهل قبله و دارالاسلام وجود ندارد و آنچه وجود تقابل و جنگ دائمی بین کفار سکولار و مرتد با مومنین است.

سید قطب تقبله الله می گوید: تنها یک حزب، حزبِ الله، وجود دارد که تعددناپذیر است و احزاب دیگر، جملگی از آنِ شیطان و طاغوت‌اند: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (النساء/ ٧٦) آنان که ایمان آورده‌اند در راه الله می‌جنگند، و آنان که کفر ورزیده‌اند در راه طاغوت می‌جنگند؛ پس با یاران شیطان بجنگید، که بی‌گمان نیرنگ شیطان ضعیف است.

و اینکه تنها یک راه به سوی الله می‌رسد و هر راه دیگری به او منتهی نمی‌شود: وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ (الأنعام/ ۱٥۳) و این راه مستقیم من است، پس از آن پیروی کنید؛ و از راه‌های دیگر پیروی مکنید که شما را از راه او پراکنده می‌سازد.

و اینکه تنها یک نظام وجود دارد که همان نظام اسلامی است و غیر از آن، هر نظامی جاهلیت است:أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (المائدة/ ٥٠) آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در حکم کردن از الله بهتر است؟.

و اینکه تنها یک شریعت وجود دارد که شریعت الله است و غیر از آن، هوا و هوس است:

﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾ (الجاثیة: ۱٨) (سپس تو را بر شریعتی از امر [دین] قرار دادیم، پس از آن پیروی کن و از هوا و هوس کسانی که نمی‌دانند، پیروی مکن).

و اینکه تنها یک حق وجود دارد که تعددناپذیر است، و غیر از آن، گمراهی است:فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ (یونس/ ۳۲) پس بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی است؟ پس چگونه [از حق] رویگردان می‌شوید؟.

این جواب الله جل جلاله به تمام منحرفینی چون «جم» و تمام سرگردانانی است که از زبان سید قطب تقبله الله بیان شد .

پس، کسی که به ایمان و قیامت خودش اهمیت می دهد باید معیارش آنچه باشد که الله تعیین کرده و با کسانی همسو باشد که با این معیارهای شرعی همسو هستند نه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار بومی که برای جنگ با این معیارهای شرعی به پاخواسته اند.

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (2)

توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (2)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

سید قطب تقبله الله ضمن بیان این واقعیت قرآنی که تنها عامل «هویت بخش»  برای مومنین «عقیده ی اسلامی است» و مومنین شریعت الله را معیار برای گرفتن ارزشها و قوانین خود قرار داده اند و الله جل جلاله نیز عامل اتحاد و الفت بین قلوب مومنین را قرآن و شریعت الله و جماعت مومنین بیان می کند و می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا (آل عمران/103)

سید قطب تقبله الله اضافه می کند و به صراحت بیان می کند که خاک و آب و علف و چراگاه تنها باعث اتحاد «حیوانات» می شود.

با این نگرش اسلامی نگاه کنید که جیش العدل در این لباس جدید «جبهه ی مبارزین مردمی» قصد دارد بلوچهای اهل سنت را حول چه چیزهائی متحد کند و با سایر مرتدین سکولار اپوزیسیون ایرانی که تماماً بر اساس معیارهای پست تر از حیوانات هم به جنگ با قوانین شریعت الله با هر فقه و مذهبی به میدان آمده اند همسو کند؟

جیش العدل در این لباس و آرایش جدیدش و در این مطلبی که نشر داده جهت هم‌افزایی اجتماعی و همسویی مدنی مورد نظرش برای عبور از وضعیت موجود حکومت شیعه مذهب ایران به حاکمیتی ارتدادی سکولار بر این موارد تاکید دارد: 

  • کنار زدن اختلافات مذهبی و مدیریت پراکندگی فکری و مذهبی با تمرکز و« توافق بر حداقل‌های مشترک » با سکولاریستهای مرتدی که با آنها هم جبهه ای شده است مثل « عدالت [ هر چه از قوانین الله مخالف قوانین سکولاریستی باشد غیر عادلانه است]، کرامت انسانی [ هر قانون و حکم الله که مخالف قوانین سکولاریستی باشد باز از نگاه سکولاریستها مخالف کرامت انسانی است] و مشارکت برابر [ یعنی یک کافر و مرتد هم بدون در نظر گرفتن عقایدش بتواند بر مسلمین حاکمیت داشته باشد]. زبان مادری، هویت فرهنگی، حق آموزش، حق کار و حق حضور در مدیریت و تصمیم‌سازی [ تمام این موارد بر اساس قوانین سکولاریستی]»

 آیا این همان خواست تمام سکولاریستهای جهان نیست؟

به زبان ساده، این یعنی دور ریختن هر چیزی از شریعتهای آسمانی که با قوانین سکولاریستی و خواست سکولاریستهای مرتد ایرانی مخالف باشد، که همه از ربع پهلوی تا سازمان رجوی تا کومله ها و دمکراتهای کُردستان و دهها حزب و گروه سکولار دیگر میان فارسها و عربها و تُرکها و .. از میزان دشمنی آنها با قوانین شریعت الله  حداقل از طریق فضای مجازی و ماهواره های مختلف آشنا هستیم و می دانیم اینها چه جامعه ی سکولاری را برای ایران می خواهند.

  • با برجسته کردن مسائلی از قبیل فقر، بیکاری و عقب‌ماندگی در میان بلوچها که میراث دوران پهلوی و عوام مختلفی از جمله وجود همین احزاب و گروههای مختلف مسلح و ناامن ساز در منطقه است به اینجا می رسد که «همسویی اجتماعی، شرط لازم برای تبدیل رنج‌های مشترک به مطالبات مشخص و قابل پیگیری است»

شما با نگرشی ساده به این جبهه ی اغتشاشگران دی ماه 1404 ایران که مورد حمایت تمام اپوزیسیون مرتد داخلی و همچنین مورد حمایت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار وحشی بود و جیش العدل با این لباس جدید «جم» جزئی از آن شده است نگاه کنید که با چه دشمنان پست و بی ارزشی همسو شده است.

آیا با چنین دشمنان پست بی ارزش و ضد اسلامی کسی قادر است به حقوق اسلامی خود دست پیدا کند چه رسد به قوم مسلمان خودش؟ قطعاً خیر.

نکته ی جالبتر اینکه اولین اقدام «جم» در تروری که در ایرانشهر انجام داد به حمایت از کسانی بود که شعارهایی به حمایت از ربع پهلوی سر می دادند، و «جم» در واقع به سرسختترین و جنایتکارترین پس مانده ی به نسبت بلوچها وارد عمل شد.

آیا هنوز چیزی مجهول در شناخت چهره ی واقعی جیش العدل جدید در لباس فرقه ی سکولار «جم» باقی مانده؟

قطعاً خیر چون خودش هم می گوید: ” اگر امروز آماده و همسو نباشیم، حتی در فردای تغییر نیز نقش تعیین‌کننده‌ای نخواهیم داشت.”

این همسوئی با جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و مرتدین داخل ایران برای آینده ای توهمی که در آن مرتدین سکولار سرکاربیایند شایسته ی مرتدین و پست ترینهای میان قوم مومن بلوچ است، نه قوم مومن و مسلمان بلوچ که جهاد آن با کفار سکولار و اشغالگر انگلیسی و مرتدین سکولار پاکستانی و پهلوی های سکولار  شهره ی خاص و عام بوده است.

از عزتِ وعده‌داده‌شده تا ذلتِ تفرقه و نظاره گر شدن به اغتشاشات مشترک کفاراشغالگر خارجی و لگوران محلی  در ایران (2)

از عزتِ وعده‌داده‌شده تا ذلتِ تفرقه و نظاره گر شدن به اغتشاشات مشترک کفاراشغالگر خارجی و لگوران محلی  در ایران (2)

کاتب: براهندک بلوچ

امروز واقعیت تلخ این است که غیر از دارالاسلام ایران و افغانستان و بخشهایی از یمن و سومالی و چند سرزمین آفریقائی که در دست مجاهدین القاعده است هیچ سرزمینی در جهان اسلام باقی نمانده که پناه امنی برای مسلمانان مستضعف باشد.

از فلسطین تا ترکستان شرقی، از بوسنی تا آفریقا، از شرق آسیا تا غرب آن مومنین اهل دعوت و جهاد گرفتارند در آوارگی، زندان، شکنجه، تحقیر، کوچ اجباری و بی‌خانمانی.

و این وضعیت، اتفاقی یا صرفاً توطئه ی بیرونی نیست بلکه نتیجه ی طبیعیِ تفرقه ی درونی امت است در حالی که تفرقه؛ راهِ کفار سکولار است نه مؤمنان . الله تعالی می فرماید: مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‏(روم/31) به سوی الله توبه کنندگان برگردید، و از الله پرهیز کنید، و نماز را برپا دارید و از زمره سکولاریستها ( = مشرکین = احزاب) نگردید.‏ مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (روم/32) از آن کسانی که آئین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند . هر حزبی هم از روشی که دارد خرسند و خوشحال است.

این دستور صریح الله است؛ البته دقت داشته باشیم که حالا همچنانکه سکولاریستها (=احزاب= مشرکین) دین خودشان را که امروزه تحت عنوان سکولاریسم شناخته شده است به حزبهای مختلفی تقسیم کرده اند اگر مسلمانی هم دچار فرقه بازی و گروه سازی و حزب سازی در دین اسلام شود آیا با این صفت، سکولار و مشرک شده است؟ قطعاً خیر. بلکه خودش را در این صفت خاص مثل مشرکین/ احزاب/ سکولاریستها کرده است و ما از این صفت این مسلمین اعلام برائت می کنیم نه از خودش، همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن کار اشتباه خالد بن ولید اعلام برائت کرد نه از خودش و فرمود: اللَّهُمَّ إنِّي أبْرَأُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ خَالِدٌ.[1]

ابن عباس ترجمان القرآن نیز در تفسیر آیه ی: ‏وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (آل عمران/105) ‏و مانند کسانی نشوید که متفرق و پراکنده شدند و دچار اختلاف شدند (آن هم) پس از آن که نشانه‌های روشن (پروردگارشان) به آنان رسید، وایشان را عذاب بزرگی است.‏ می گوید: أمَرَ اللَّهُ المُؤْمِنِينَ بِالجَماعَةِ، ونَهاهم عَنِ الِاخْتِلافِ والفِرْقَةِ، وأخْبَرَهم: إنَّما هَلَكَ مَن كانَ قَبْلَكم بِالمِراءِ والخُصُوماتِ في دِينِ اللَّهِ.[2] الله مومنین را به الجماعة امر کرده و آنها را از اختلاف و تفرق نهی کرده است، و به مومنین خبر می دهد که افرادی که قبل از شما بودند به خاطر جدال، جروبحث، لجبازی و دشمنیها، مخالفتها و ضدیتها در دین الله هلاک شدند.

حالا اگر عده ای به فرقه های مختلفی چون جیش العدل و انصارافرقان و دهها حزب و گروه دیگر پیوستند چه؟ الله جل جلاله صریح می‌فرماید:إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ (انعام/ ۱۵۹) آنان که دین خود را تکه‌تکه کردند و فرقه‌فرقه شدند، تو هیچ نسبتی با آنان نداری.

پس فرقه‌گرایی، حزب‌سازیِ متخاصم و تکه‌تکه‌کردن امت، روش کفار است، نه سیره ی مؤمنان و امت اسلامی امروز بهای سنگینی می‌پردازد، نه فقط به‌خاطر دشمن خارجی، بلکه به‌سبب شرکِ تفرقه و نافرمانی از فرمان صریح خداوند به وحدت.

تا زمانی که تفرقه را ترک نکنیم و تکفیر بی‌ضابطه را مهار نکنیم و دشمن اصلی را نشناسیم نباید انتظار عزت، کرامت و نصرت الهی داشت چون: إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ (رعد/ ۱۱) الله حال قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه خودشان را تغییر دهند.

امروز که دارالاسلام ایران در معرض انواع تهدیدات کفار سکولار خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار وحشی و مرتدین سکولار محلی و گروه منافقین بومی است، واکنش تو نشان می دهد که در پی عزت امت هستی یا کمک به این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی.


[1]  بخاری 4339- 7189

[2] جلال الدين السيوطي، الدر المنثور، تفسیر آیات 104 و 105 آل عمران / أخرج ابن جرير، وابن أبي حاتم، من طريق علي، عن ابن عباس في قوله: ﴿ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا﴾ . قال: أمر الله المؤمنين بالجماعة، ونهاهم عن الاختلاف والفرقة، وأخبرهم: إنما هلك من كان قبلكم بالمراء والخصومات في دين الله.

از عزتِ وعده‌داده‌شده تا ذلتِ تفرقه و نظاره گر شدن به اغتشاشات مشترک کفاراشغالگر خارجی و لگوران محلی  در ایران (1)

از عزتِ وعده‌داده‌شده تا ذلتِ تفرقه و نظاره گر شدن به اغتشاشات مشترک کفاراشغالگر خارجی و لگوران محلی  در ایران (1)

کاتب: براهندک بلوچ

جیش العدل جدید با لباس سکولاریستی «جبهه مبارزین مردمی» که خود را یکی از اپوزیسیون سکولار ومرتد ایرانی محسوب می کند و با تروری که در ایرانشهر انجام داد و آشکارا این خیانت به اهل سنت و جماعت و بلوچها را علنی و آشکار کرد نشان داد که نه ربطی به اهل سنت و جماعت و جهاد دارد و نه بلوچهای حنفی مذهب بلکه شاخه ی بلوچی سازمان سکولار و ارتدادی رجوی در میان بلوچهاست.

در این اغتشاشات دی 1404 ایران روشن و آشکار بود که آمریکا و صهیونیستها طراحان و سناریوسازانی بودند که از کانال خائنین داخلی «اعتراضات  قانونی و به رسمیت شناخته شده توسط ایران» را تبدیل به «اغتشاش» و سپس آنرا تبدیل به «جنگ مسلحانه» کنند؛ زیرا حساب رسمی موساد به زبان فارسی در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۰۲۵/۱۲/۳۱ در شبکه ایکس به طور صریح اعلام کرد که از اعتراضات ایران حمایت می‌کند و گفت که عناصر میدانی برای پشتیبانی از این اعتراضات حضور دارند.

مایک پمپئو، وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز تاکید کرد که موساد اسرائیل در اعتراضات حضور دارد و برای ایجاد آشوب در داخل ایران تلاش می‌کند و به دنبال آن ترامپ رسماً حمایت خود را از این جنایتکاران و خائنین داخلی و اغتشاشاگران اعلام کرد و حتی وعده ی کمک به آنها را داد و آنها را به خشونت و تسخیر نهادهای حکومتی نیز تشویق و تحریک کرد.

این چیزی است که می بینیم، قلا در تاریخ هم دیدیم که ثمره ی خیانت بخشی از اهل بخارا به مردم بخارا و بخشی از مردم ری و اصفهان به همدیگر در رزمان حمله ی مغولهای سکولار چه شد و مغولهای سکولار در برابر خیانت حنفی های بخارا  و شافعی ها و حنفی های ری و اصفهان و … چگونه ذلیلانه همه را نابود کردند. این مزد تمام خائنینی است که در حمایت از کافر اشغالگر خارجی به دین و مردم خود خیانت می کنند.

به این شکل می بینیم که امت اسلامی در چند قرن اخیر، نه عزت دیده و نه هیبت؛ نه کرامتی که قرآن وعده داده بود تحقق یافته و نه وحدتی که شرط نصرت الهی است.

البته علت هم روشن است و آنهم فرقه‌گرایی، شرکِ تفرقه، و درگیری درون‌امت.

امروز گروه‌ها و جریان‌ها در امت اسلامی هر کدام خود را «حق مطلق» می‌دانند و دیگری را باطل، منحرف یا فاسد می‌خوانند و به اختلافات ریز فقهی، مذهبی و اصطلاحی بسنده نکرده، بلکه کار را به جایی رسانده‌اند که خون، مال و ناموس یکدیگر را با تکفیر و اتهام حلال می‌شمارند و اگر توسط کفار محارب خارجی مورد حمله قرار گرفتند اینها تنها تماشاچی خواهند بود در حالی که اگر کمی شعور داشته باشند می فهمند که نوبت بعدی به خود آنها می رسد.

مجریان بخش جنگ روانی دشمن هم سعی می کنند با مشغول کردن مسلمین به مسلمین تمرکز آنها را زا خود دور کنند به همین دلیل می بینیم که این مسلمین فریب خورده یکی دیگری رابه ناحق  «مشرک» می‌نامد، «صوفی قبوری» می‌خواند، «بدعت‌گذار» یا «مرتد» معرفی می‌کند، بی‌آنکه به پیامدهای این زبان و این روش بیندیشد.

این همان مصیبتی است که امت را به تلخ‌ترین عصر تاریخش رسانده است در حالی که الله جل جلاله می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل‌عمران/ ۱۰۳) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.

البته از خطرتاک این تفرق هم مسلمین را آگاه کرده و می‌فرماید:وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ (انفال/ ۴۶) نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت شما از بین می‌رود.

این آیه، تفسیر حال امروز ماست، به خاطر مسائل ریز فقهی نزاع کردیم و سست شدیم و هیبت‌مان رفت.

وقتی مسلمانان کفار اصلی اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی را رها می کنند و درگیر تکفیر یکدیگر می‌شوند، ناخواسته به جبهه ی دشمنان امت خدمت می‌کنند.

دشمنِ خارج:آمریکا و هم‌پیمانانش با اجیر کردن مزدوران محلی و با استفاده از «مسلمان‌نماهای فریب‌خورده» همین تفرقه را به جنگ داخلی تبدیل می‌کند و مسلمانان  را به جان هم می‌اندازد، در نتیجه اشغالگری تثبیت می‌شود و سرزمین‌های اسلامی ویران می‌گردد و دشمن بدون هزینه، پیروز میدان می‌شود.

در اغتشاشات کنونی کشور، اهل سنت بلوچستان مواظب گروه رجوی در لباس «جم» یا جیش العدل جدید باشند

در اغتشاشات کنونی کشور، اهل سنت بلوچستان مواظب گروه رجوی در لباس «جم» یا جیش العدل جدید باشند

کاتب: براهندک بلوچ

چند سال است که با دلایل متعدد و در سایتهای مختلف اعلام کرده ایم که دارودسته ی سکولار و مرتد رجوی ابتدا با راه اندازی گروهها و کانالهای مجازی و سپس با نفوذ در گروههای مسلح بلوچ در حال فعالیت به نام بلوچ و اهل سنت بلوچستان هستند.

عده ای قصد نداشتند این توطئه ی برنامه ریزی شده ای آمریکا و صهیونیستها از کانال گروه رجوی را در میان بلوچهای حنفی مذهب بپذیرند، تا اینکه دیدیم که گروه جیش العدل در پوست اندازی آزمایشی در لباس «جبهه مبارزین مردمی» فرو رفت و علناً نشان داد که نه گروهی جهادی متعلق به بلوچهای اهل سنت بلکه بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران است.

این اتفاق برای دسته هائی از اهل سنت و جماعت که دیدگاههای جهادی داشتند و فکر می کردند این گروه هم گروهی جهادی و شریعت گرا است شوکه کننده بود و آنها را غافلگیر کرد، اما واقعیتی بود که سالها قبل در مورد آن تذکر داده شده بود و اینها صرفاً به خاطر لجبازی نمی خواستند آنرا بپذیرند به همین دلیل هم اکنون نه تنها شوکه شده اند بلکه در سکوتی ناامید کننده نیز فرو رفته اند.

زمانی که در دی ماه 1404ش اعتراضات مسالمت آمیز توسط عده ای آدمکش آموزش دیده تبدیل به «اغتشاش» شد و «خشونت و کشته سازی» جهت متنفر کردن و به خروش درآوردن مردم هدف اصلی این اغتشاشگران شد و گروه «جبهه مبارزین مردمی» هم در اولین اقدام خود یکی از نیروهای امنیتی کشور را در حمایت از این اغتشاشگران سکولار داخل ایران و در ایرانشهر ترور کرد برای کم هوشترین انسان هم روشن شد که با جبهه ای از مرتدین سکولار داخل ایران طرف است که سبک عمل جنایتکارانه ی آنها یکسان است.

این روش و سبک وحشیانه در ایران سابقه ی تاریخی دارد و با نفوذی که دارودسته ی رجوی در جیش العدل دارد به سادگی می توان گفت بخش عظیمی از توحش سازماندهی شده و کشته سازی های بی رحمانه از مردم کار سازمان مجاهدین رجوی است و می توان گفت در جاهائی که این گروه وارد عمل شده است دیگر چیزی به نام اغتشاش هم نمی توان بر عملکرد این وحشی ها گذاشت بلکه «جنگ مسلحانه» و ترورهای کور جهت تولید خشم بیشتر در میان مردم و تولید اغتشاش بیشتر در میان است.

سازمان سکولار و ارتدادی رجوی از کانال «جبهه مبارزین مردمی» در میان بلوچها و از کانال هسته های سازماندهی شده ی ترور در میان شهرهای شیعه نشین ایران «جنگ مسلحانه»ای را شروع کرده است که همچون اوایل انقلاب قربانیان اصلی آن از مردم عادی است بعد از نیروهای نظامی و وابسته به حاکمیت.

این گروه در ابتدای انقلاب و دهه 60 دو جنگ را در خرداد و در عملیات مرصاد شعله ور کرد که در هر دو نبرد نابودی کامل برایش ماند و اینبار و در دی ماه 1404 نیز جنگی را شروع کرده که خیال می کند با تولید خشم و انزار در میان مردم با کشته سازی های وحشیانه از همین مردم و با حمایتهای لفظی که آمریکا و صهیونیستها و حتی اتحادیه اروپا به بهانه ی اعتراضات در حمایت از این موجودات کرده اند، می تواند شکستهای سالهای گذشته ی خود را جبران کند.

در اینجا می توان بار دیگر محاسبات اشتباه ترامپ و صهیونیستها بر اسب بازنده را تجربه کرد چون نه تنها تمام اهل سنت و جماعت ایران بلکه اکثریت مطلق شیعیان ایران نیز توطئه و خیانت این گروه و خائنین همسو با آنها را متوجه شده اند به همین دلیل آنها را رها کرده اند و حتی با تلفنهای چند هزاری که به نهادهای امنیتی جهت نابودی این مجریان خشونت و تروهای کور و کشته سازی زده اند نشان داده اند گروه خائن و وطن فروش رجوی و امثالهم ربطی به آنها و خواسته های اقتصادی و معیشتی آنها ندارند و کارفرمای اصلی آمریکا و صهیونیستها هستند که خواستار نابودی ایران و صدمه دیدن بیشتر ایرانیان هستند، چون دیدیم که ترامپ با تمام هارت و پورتی که کرده اولین کارش این بوده که تحریمهای اقتصادی بیشتری بر مردم ایران تحمیل کرده تا فشار اقتصادی بیشتری را تحمل کنند.

آمریکا با فشار اقتصادی بیشتر به ایرانیان فشار آورده و گروه خائن و مرتد رجوی و جبهه ی مبارزین مردمی میان بلوچها و امثالهم با ترورهای کور و کشته سازی از مردم ایران.

آیا چنین همکاری آشکاری را نمی بینید؟

پس اهل سنت و جماعت بلوچستان مواظب باشند گروه رجوی از کانال «جیش العدل جدید» آنها را خرج اهداف جنایتکارانه ی آمریکا و صهیونیستها و توطئه ی خائنانه ی خود نکند.