حکم ریش در چهار مذهب اهل سنت و جماعت چیه؟

حکم ریش در چهار مذهب اهل سنت و جماعت چیه؟

به قلم: محمد اسامه

  1. مذهب حنفی

«یَحْرُمُ عَلَى الرَّجُلِ قَطْعُ لِحْیَتِهِ»«بر مرد حرام که ریشش را قطع نماید» (الدر المختار وحاشیة ابن عابدین(رد المحتار) (6/407)

  • مذهب مالکی

 «وَیَحْرُمُ عَلَى الرَّجُلِ حَلْقُ اللِّحْیَةِ» «و برای مرد حرام است که ریشش را بتراشد» (منح الجلیل شرح مختصر خلیل (1/82))

  • مذهب شافعی

امام شافعی در کتاب ( الأم ) صریحا بیان بر تحریم تراشیدن ریش دارند ، اگر چه بعضی از علمای شافعی آن را مکروه دانسته اند ، اما باید گفت که با درنظر داشت احادیث صریح و واضح نمیتوان این نهی شدید را حمل بر کراهیت نمود ، بلکه مشخص است که تحریم است.

  • مذهب حنبلی

 ابن تیمیه حنبلی مذهب میگوید :

«اما تراشیدن ریش مثل تراشیدن موی سر زن میباشد ، حتی بد تر ازاین تراشیدن موس سر زن است ، چراکه تراشیدن ریش مُثله بوده و ازآن نهی شده و حرام میباشد» (شرح عمدة الفقه لابن تیمیة – من كتاب الطهارة والحج (1/236))

نکته:

اگرعلما بر سر اباحه و حرمت امری اختلاف داشتند طبق مذهب امام شافعی ترک آن افضل و اولاتر است بنابراین از انجا که در مورد تراشدین ریش بین علماء اختلاف نظر وجود دارد مذهب شافعی بر آن است که  ریش تراشیده نشود و کسانی که مردم را به ان ترغیب می کنند  برخلاف مذهب شافعی عمل کرده اند.

اشتیاق دیدار رسول الله صلی الله علیه وسلم

اشتیاق دیدار رسول الله صلی الله علیه وسلم

به قلم: انور دهواری

گاهی که دنیا دلتنگم میکند.

و آنگاه که مردم با نگاه ها و حرفهایشان

بر تمام وجودم زخم میزنند.

من در گوشه ای از زندگی ام توقف میکنم.

و آنوقت به تو و رنج ها و زخم هایی

فکر میکنم که بر روح و قلب مبارکت زدند.

با خود میگویم مگر میشود تو در این دنیا رنج بکشی و عذابت دهند و من انتظار آسایش و راحتی، گاهی ایمانم را متزلزل کند.

اصلا مگر میشود ادعای حب تو را فریاد بزنم اما اثری از تو و از اخلاق والایت در من دیده نشود.

گاهی که در خلوتهایم اشک میریزم،قطره های

اشکم را تقسیم میکنم.

اشکی برای شوق دیدار آن چهره ی سراسر آرامشت میگذارم و اشکی بر حال قلبم که دنیا و آرزوهای دورش گاهی چنان سختش میکند که حس میکنم دنیا بر سرم آوار شده است.

اکنون در میان شوق رسیدن و ترس نرسیدن قرار گرفته ام.

و نمیدانم قلبم و گناهانم مرا به سوی کجا سوق میدهند.

اما من دلخوش به همین اشکهایی هستم که گاهی در میان انبوهی از ترس ها و شرمندگی ها قلبم را مملؤ از محبت تو و امید به بخشش

پروردگارم میکند.

یا رسول اللهﷺ‌

اشتیاق دیدار الله و ملاقات تو زیباترین نسیمی است که در میان حرارت دنیا و شکستن هایش بر قلبم و جانم می وزد.

میزان فساد نجدیت چشم سفید آل سعود را ندیدی؟

میزان فساد نجدیت چشم سفید آل سعود را ندیدی؟

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

از ابتدا تا روز قیامت دعوت تمام پیامبران این بوده است که مردم را به بندگی یک معبود دعوت نموده و از بندگی طاغوت منع سازند، طوری که الله تعالی میفرماید: {وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَۖ}یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را (با این پیام) برانگیختیم (فرستادیم) که: «الله یکتا را عبادت کنید و از طاغوت دوری کنید».

اما حال دسته ای به نام نجدی در لباس سلفیت و فرزندان نسبی بلعام بنام علماء را می بینی که مردم را به بندگی طاغوت دعوت کرده و از بندگی الله تعالی منع می‌سازند ولی باز هم خود را وارثین انبیاء و حق‌پرست می‌دانند.

بعضی شان کار را به جایی رسانده اند که به نفع رژیم صهیونیستی و ضربه زدن به جهاد مومنین فلسطین فتوا می دهند، بعضی مردم را بنام “خوارج و رافضی” به جنگ با آن مجاهدینِ تشویق می‌کنند، که در زمین شریعت را نافذ می‌سازند.

بعضی شان مردم را به‌جای امت اسلامی به دفاع از منافع حکومتهای دست نشانده و آمریکا و ارزش های جاهلی قومیت گرائی و ملی تشویق می‌کنند، اگرچه با این، امت اسلامی از بین هم برود.

و بعضی شان اینقدر چشم سفید هستند که در کنار آمریکا و صهیونیستها و دعوت به‌سوی وطنیت، انتخابات و دموکراسی، شرعی دانستن حاکمان تنفیذ کننده قوانین وضعی، و همکاری با ارتش های این طاغوتها و برادر دانستن بندگان طاغوت را هم منهج صحابه، تابعین و سلف صالح می‌دانند، إنا لله وإنا إلیه راجعون.

اگر عده ای به ماهیت نجدیت پی نبرده باشند طوفان الاقصی چهره حقیقی این تفکر مخرب را به آنها نشان داد اگر دارای گوشی شنوا و چشمی بینا و قلبی حق طلب باشند و بر چشم و گوش و قلب آنها مهر نخورده باشد.

آن حس گناه و ترس و شرم از الله را بسیار دوست دارم

آن حس گناه و ترس و شرم از الله را بسیار دوست دارم

ارائه دهنده: ماهدیم بلوچ

16 ساله بودم و مدتی بود که عزمم را جزم کرده و با قلبی فاخر می‌گفتم: «من می‌خواهم محجبه شوم.»✨

 آن روزها کلاس نقاشی رنگ‌ روغن می‌رفتم و هنوز لباس مناسبی برای حجاب نداشتم. یک مانتو‌وشلوار مُدی پوشیدم و به کلاس رفتم. کلاس خیلی نزدیک خانه‌یمان بود.

بعد از یکی‌دوساعت کلاس تمام شد و بیرون منتظر برادرم شدم (که اکنون در بین ما نیست رحمه‌الله🤍) قرار بود با ماشین دنبالم بیاید. همان مسیر کوتاه تا منزل هم دوست نداشتم با آن لباس پیاده بروم. خیابانی که کلاسمان در آن‌جا بود عصرها شلوغ بود و محل دوردور بسیاری از جوانان.

بیرون کلاس با حس گناه منتظر برادرم بود، خودم را پشت ماشین‌ها قایم می‌کردم که کسی من را نبیند. دلم آشوب بود.

چند لحظه بعد برادرم آمد و سریع به داخل ماشین خزیدم.

بعد از حدود ۹ سال هنوز این خاطره برایم تداعی می‌شود و مشتاقانه مرورش می‌کنم. آن حس گناه و ترس و شرم از الله را بسیار دوست دارم.

وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ (بقره: ۴۰) و تنها از من بترسید

راستش آن روزهای نخستین و حس‌های نابش مُسکن روزهای دلتنگی‌ام هستند. من آن زمان شجاعانه آدم دیگری شدم.

پ.ن: من تنهایی در شهری که مردمش شناخت بسیار ابتدایی از دین داشتند. مسیرم را غریبانه برگزیدم و هیچ حامی‌ای نداشتم. تمام اطرافیانم مخالف بودند و هستند. قصدم فقط اجتماع نیست، موضوع خانواده و نزدیکان است و نمی‌شود گفت که کار ساده‌ای است. این بیان نشان از غرور و خودبزرگ‌بینی من نیست بلکه می‌خواهم حجاب زنان در عصر حاضر ایران را کم نبینیم مخصوصا در شهرهایی دور از دینداری.

خواهران هم بدانند که :

  1. حجاب دستور الله است نه پدر و مادر و حاکمیت
  2. حجاب در سنین خاصی بر زنان فرض عین است نه فرض کفایه

پس با الله و روز قیامت خودت طرف هستی، مواظب باش فریبت ندهند.

ابتدا از خود سکولاریستها سپس از عقایدشان دوری کن

ابتدا از خود سکولاریستها سپس از عقایدشان دوری کن

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

«سکولار» در ادبیات عرب و در اصطلاح شرعی یعنی «مشرک». یعنی کسی که آشکارا و واضح با زبان خودش می گوید الله این کارها را انجام می دهد و الله در این کارها حق دخالت ندارد و بخشی از این عقایدم را از الله گرفته ام اما این قوانین را نیز از الله نگرفته ام بلکه یا از گذشتگانم به من رسیده یا خودم آنها را درست کرده ام. به همین سادگی.

پس مشرک در طول تاریخ در برابر تمام پیامبران ایستاده و با آنکه اسمش عوض شده اما ماهیتش یکی است، مثل لوطی که الان اسمش شده دگرباش و رنگین کمانی و… ماهیت همان است اما اسمش عوض شده.

موضع مسلمین در برابر ای سکولاریستها در طول تاریخ یکسان بوده است.  ابراهیم خطاب به پدر و قوم سکولار خود می گوید: وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيّاً  (مريم: 48) و از شما و آنچه به جای الله می خوانید کناره گیری می کنم، و پروردگارم را می خوانم، امید است که در خواندن پروردگارم محروم نباشم.

رسول الله صلى الله عليه و سلم می فرماید: أنا بريءٌ مِن كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَينَ أَظْهُرِالمُشْرِكِينَ.[1] من از هر مسلمانی که بین مشرکین اقامت می گزیند، بیزارم.

ابن قیم رحمه الله می فرماید: وَمَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ إِقَامَةِ الْمُسْلِمِ بَيْنَ الْمُشْرِكِينَ إِذَا قَدَرَ عَلَى الْهِجْرَةِ مِنْ بَيْنِهِمْ.[2] رسول الله صلى الله عليه وسلم از اقامت مسلمان بین مشرکین هنگامی که توان بر هجرت از بینشان را داشت منع نموده است.

الحمد لله امروز الله به مسلمانان عزت داده است و نعمت خودش را که دارالإسلام است بدانان بخشیده است و این همان حاکمیتی است که باذن الله به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت ارتقاء پیدا خواهد کرد که شریعت و حکم الله در آن بر اساس یکی یا چند مذهب اسلامی حاکم است و پرچم جهاد با سگ روم آمریکا به عنوان سر افعی و رژیم خونخوار صهیونیستی را برافراشته است.

بر مسلمین لازم است که با تحمل سختی های اقتصادی و حتی امنیتی به سوی این دارالاسلام هجرت کنند و اگر در این دارالاسلام هستند به اندازه ی توان خود در تقویت آن کوشش کنند و از تمام احزاب سکولار و همچنین از تمام فرقه ها و فرقه بازهای به ظاهر اسلامگرا دوری کنند، چون تفرق باعث سستی و بی ابهتی و ضربه زدن به دارالاسلام می شود.

الله این دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت تحت پوشش آن از یمن تا غزه قلب فلسطین را حفظ نماید و قدرتش را مستدام نماید و دشمنانش را ذلیل و خوار نماید و پشت بدخواهانش را بشکند الله قدرت را به مردانش بدهد که همه طواغیت روی زمین را ریشه کن کند.


[1]  شعيب الأرناؤوط، تخريج زاد المعاد 3/111 / الألباني، السلسلة الصحيحة 2/228

[2]  ابن القيم، زاد المعاد في هدي خير العباد، ج3  ص 111

اسلام پیروز است، خب، بعد از آن چه؟! تو کجا ایستاده ای؟

اسلام پیروز است، خب، بعد از آن چه؟! تو کجا ایستاده ای؟

به قلم: دکتر إياد

به همراه هر خبری از اخبار جنگ علیه اسلام، کسانی را می‌یابی که اینچنین نظر دهی میکنند:

(اسلام حتماً پیروز است)…(پروردگار بر کار خود چیره است)…(هر چه تلاش نکند نمی‌توانند نور پروردگار را خاموش کنند)… درست است، و شکی در آن نیست و مژده هایی از احادیث صحیح وجود دارد که هنوز اتفاق نیافتاده تا که بگوییم این ها ربط به گذشته دارد و در انتظار غروب آفتاب اسلام باشیم، بلکه ما منتظر این مژده ها هستیم وحتماً پروردگار امر خودش را ظاهر می کند، و دشمنان اسلام و مکر کنندگان به زباله دان تاریخ می‌پیوندند، و پروردگار همه آنها را متراکم کرده و در داخل دوزخ می‌اندازد‌ و در این چیز حتی به اندازه چشم به هم زدن شک نداریم.

اما این اصل سؤال نیست! بلکه سؤال این است: من و تو و هر کس که این جمله ها را می‌گوید، ما کجا خواهیم بود یا فرزندان ما آن موقع کجا خواهند بود؟! در کشتی نجات «اهل جماعت» یا در راه و به سوی زباله دان تاریخ «اهل تفرق و اهل بدعت»؟! خیلی از ما اینچنین جملات خوشبینانه ای میگوییم، گویا که “مشکل او” با پیروزی اسلام حل می‌شود….

متأسف می‌شوم که به تو بگویم: چه بسا “مشکل تو” خود پیروزی اسلام باشد! چه بسا مشکل تو این باشد که تو یا فرزندانت در موقعیتی بحرانی و خطرناک قرار بگیرید، و خودت و فرزندانت را برای آن آماده نکرده باشی، و در آن هنگام در صف دشمنانی قرار بگیری که اسلام آنها را از سر راه پاک میکند!!

چه بسا بسیاری از ما جملات خوشبینانه می نویسیم و در راه رفتن به مسجد هستیم در حالی که فرزندانش یا کسانی که می تواند بر آنها تأثیر بگذارد در تاریکی و بی‌هوشی زندگی می‌کنند، و هر روز هویت اسلامی خود را (مانند پوست) از  بدن جدا می‌کنند، چه بسا عقل ها و قلب های خود را برای دشمنان اسلام گشوده‌اند تا آنها را از شهوات و شبهات و شک در دین و نفرت از احکام دین، پر کنند، روی موبایل ها یا در خیابان ها در کنار سگ‌هایی که به تقلید از غربی‌ها خریداری کرده‌اند!

از آتشفشان های خاموش که در قلب آنها هست و روز مبارزه شعله ور خواهد شد، برای من سخن نگو! مسأله شهوات و مستی هایی نیست که مانند داستان‌های توبه کنندگان ایمان عمیق، آنها را بتکاند و از بین ببرد! بلکه مبارزه به خود ایمان انتقال یافته و (این مبارزه) ایمان را در قلب آنها خفه و ریشه کن می کند، تا آنها را به اهرمی برای نابودی اسلام از داخل، و خنجرهایی از پشت سر، تبدیل کند.

بله؛ اسلام حتماً پیروز است، توسط عزت شخص عزیز «اهل جماعت» یا ذلت و خواری شخص ذلیل و خوار، اما سؤال این است: آنوقت ما و فرزندانمان در کدام یک از دو دسته خواهیم بود؟! در صف عزتمندان «اهل جماعت» یا ذلیلان؟! مؤمنان«اهل جماعت»  یا منافقان اهل تفرق و بدعت؟! صابران «اهل جماعت» یا سر خم کنندگان فرقه باز در برابر دشمنان اسلام؟! آیا فرزندانت جزو کسانی خواهد بود که محمد صلی الله علیه وسلم به آنها افتخار می‌کند یا برای تو حسرت خواهند بود، روزی که درک میکنی که آنها را بزرگ کرده بودی برای آتش جهنم؟!

نترس! دین پروردگار هیچ مشکلی ندارد چون “دین پروردگار است”! مشکل مشکل من و تو است تا تلاش بکنیم برای سوار شدن در کشتی آن، در روز پیروزی: يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ(١٥) ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است! إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ(١٦) اگر بخواهد شما را می‌برد و خلق جدیدی می‌آورد. وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ(١٧) و این برای خداوند مشکل نیست! ” (فاطر/15-17)

رحمت پروردگار بر سید قطب باد که فرمود: قسم به الله که نصرت و یاری بالای سرها می‌باشد، و منتظر کلمه “کُن” میباشد تا اتفاق بیافتد، خودتان را مشغول موعد و وقت نصرت و پیروزی نکنید، به موقیت و مکان خودتتان در بین حق و باطل مشغول باشید.

داستان بدهکاری که طلبکار شد

داستان بدهکاری که طلبکار شد

به قلم: انور دهواری

روزی مولوی عارفی در یکی از روستاهای خراسان زندگی می‌کرد.

مولوی در مزرعه کار می‌کرد که از روستای دوردستی پیکی با اسب آمد و گفت: در روستای بالا فلانی مرده است، حاضر شو برای دفن او با من برویم.

مولوی اسم آن متوفی را که شنید، به شاگرد طلبه خود گفت که با پیک برود. شاگرد طلبه رفت و بعد تدفین آن مرحوم برگشت.

پسر آن متوفی، شاگرد طلبه را آورد و در میدان روستا به مولوی با صدای بلند گفت:  ای مولوی، تو دیدی من مرد فقیری هستم به دفن پدر من نیامدی و شاگرد خود فرستادی.

کل روستا بیرون ریختند و شیخ سکوت کرد و درون خانه رفت.

شاگرد مولوی از این رفتار آن مرد ناراحت شد و درون خانه آمد و از مولوی جریان را پرسید:

مولوی گفت:  پسر آن مرد متوفی که در روستا داد زد و مرا متهم ساخت، یک سال پیش دو گوسفند از من خریده و به من بدهکار است. من از اینکه او با دیدنم از بدهی خود شرمنده نباشد، نرفتم تا چشم در چشم هم نشویم.

ولی او نه تنها قرض خود یادش رفت بلکه مرا به پو‌ل‌پرستی هم متهم کرد.

من به‌جای گناه او شرمنده شدم و خواستم بدانم، خدا از دست ما چه می‌کشد که ما گناه می‌کنیم ولی او شرمش می‌شود آبروی ما را بریزد. تازه به‌جای عذر‌خواهی از گناه، زبان به ناسپاسی هم می‌گشاییم.

گویند مولوی این راز به هیچ‌کس غیر شاگرد خود نگفت و در صبحی از غصه برای همیشه بیدار نشد.

کرم بین و لطف خداوندگار

گنه بنده کرده است و او شرمسار

آسان بودن مسلمان شدن و آسان شدن عمل نکردن به آن

آسان بودن مسلمان شدن و آسان شدن عمل نکردن به آن

به قلم: عبدالملک اربابی مکرانی

زمانی که مسلمین صدر اسلام را با مسلمین کنونی و حتی با بسیاری از مومنین اطراف خود مقایسه می کنیم به تفاوت عجیب و فرمول عجیبی دست پیدا می کنیم

  • یاد مصعب فرزند عمیر راکه میکنیم….

وقتی مسلمان شد خانواده ثروتمندش همه امکانات را از او سلب کردند…چنانکه وقتی به شهادت رسید لباسش به اندازه ای نبود که بدنش را بپوشاند و پاهای او را با برگ پوشاندند….او قبل از اسلام چنان شیک می پوشید و عطر میزد که اگر از کوچه ای عبور می کرد بوی عطر خاصش را همگان می شناختند….

  •  یاد خباب که میکنیم…

وقتی که مسلمان شد بدنش را بر روی گدازه های آتش قرار می دادند تا جایکه گدازه ها را، چربی کمرش خاموش میکرد….

  • یاد بلال که میکنیم….

که هنوز هم فریاد احد احدش را زیر تازیانه ها و سنگ سنگین روی سینه اش در آفتاب داغ حجاز می شنوند…

  • یاد سمیه که میکنیم…

آن زن پاک دامن که دست و پایش را برچهارپایان بستند و در جهت خلاف حرکت دادند ، صدای فریادش هنوز گوش تاریخ را می خراشد که تحت چنان فشاری جان به خالقش می سپارد….

اما امروزه چه آسان شده مسلمانی…

…و من نمازم به لطف شب بیداری پای فضای مجازی و .. و خواب شیرین قضا می شود…

شاید قدر دین را نمی دانم، قدرزیبایی های اسلام را نمی دانم ، لذت عبادت را درک نمی کنم…چون اسلام را در اولین روزهای تولدم بی هیچ زحمت و تحقیقی هدیه گرفتم …

 شاید اگر جاهلیت را به خوبی می شناختم و به خوبی کفر به طاغوت کرده بودم و بعد از کفر به طاغوت به الله ایمان آورده بودم و عبادتهایم را برای الله خالص می کردم … اینگونه نمازم قضا نمی شد…

…قرآنم…

بر لب طاقچه اسیر جلد و رحل نمی گشت و غریب واقع نمی گردید…

در حالی که این قرآن قانون زندگی و نقشه ی حرکت من در دنیا و رسیدن من به سعادت در قیامت است.

پس بیائید هم جاهلیت را خوب بشناسیم و هم کفر به طاغوت کنیم و سپس عبادتهایمان را برای الله خالص کنیم.

کفر به طاغوت یعنی کفر به کفار که بعد از شیطان و در میان انسانها بر اساس آیه 17 سوره حج 5 دسته هستند: یهودی ها و مندائیان و مسیحی ها و زرتشتی ها و سکولاریستها

عبادت هم یعنی امور: 1- عقیدتی 2- قلبی 3- زبانی 4- بدنی 5- مالی را مختص الله و قانون شریعت الله کردن.

کپی بیماری سکولارزده های کُردستان در میان بلوچها

کپی بیماری سکولارزده های کُردستان در میان بلوچها

به قلم: سید محمد رخشانی

ما در مورد قومیتهای شیعه مذهب ایران چیزی نمی گوئیم چون به اندازه ی کافی در میان آنها فعالینی دلسوز و اهل فن وجود دارند به همین دلیل تنها به دو قوم اهل سنت ایران یعنی کوردها و بلوچها می پردازیم.

بلوچهای سکولار از 80سال قبل حرکت ضد اسلامی خود را جهت فاسد کردن بلوچهای پاکستان شروع کرده اند اما به دلیل وجود علماء و فرهنگ غنی اسلامی واهل غیرت بودن بلوچها نتوانستند پیشرفت چندانی داشته باشند.

در میان کُردهای اهل سنت ایران هم از سال 1324ش تا کنون سکولاریستها فعالیت دارند اما تواسنته اند تاثیر به سزائی بر عقاید و افکار و رفتار و اخلاق بسیاری از کوردها داشته باشند؛ از زمانی که در یکی دو دهه ی گذشته سکولارهای بلوچ چون حبیب سربازی و بهمن و سایرن توانسته اند با احزاب سکولار کوردها ارتباط برقرار کنند و تبلیغات و جنگ روانی خود را طبق هدایت این احزاب سکولار و گروه رجوی و آل سعود به پیش ببرند توانسته اند عده ای از بلوچها را همچون عده ای از کوردها فاسد و منحرف کنند.   

در بلوچستان پاکستان علماء تمام نقشه و ترفندهای سکولاریستهای خارجی و بومی را با سخنان صریحشان برملا می‌کرند و اجازه نمی‌دادند که مغرضان و پرورش یافتگان مکتب سکولاریسم به عقیده و فرهنگ و حیاء و آبروی بلوچهای مسلمان بتازند.

متأسفانه در بلوچستان ایران به دلیل پرداختن علماء و خطباء به مسائل حاشیه ای و رها کردن خائنین سکولار و عقاید فاسد آنها، علاوه از دشمنان خارجی، سکولارهای بلوچ هم از این سهل انگاری آنها سوء استفاده کرده و در حال نشر بی‌بندباری و مفاسد اخلاقی و فکری و رفتاری در بلوچستان‌اند. همان سرزمین اسلامی که علمای بزرگوارآن را با خون جگرشان آبیاری نموده‌اند.

اما روز به روز بعضی جوانان و خواهران فریب خورده بلوچ در حال عادی سازی فرهنگ سکولاریستی در بلوچستان هستند.دختران و پسرانی که شکار افکار سکولارهای بلوچ (حزب سهاب و سرمچاران) شده‌اند، عقیده اسلامی بجای خویش بماند بلکه هر روز دارند حیا و عفت زنان بلوچ را به بازی می‌گیرند.

همان جوانانی که تا دیروز بخاطر حیا و غیرت اسلامی و بلوچی‌، خودشان در کلیپ‌های خویش نقش دختر را بازی می‌کردند. ولی امروز بنابر فعالیت‌های وسیع سکولاران و کمبود ناصح امین، بسیاری از جوانان ما، بلوچستان را با اروپا اشتباه گرفته‌اند.

در برنامه‌های فضای مجازی مانند: اینستاگرام و… سری بزنیم خواهیم دید که حتی بعضی از جوانان با ارتباط لایو با دختران، در انظار صدها و هزاران نفر، ساعت‌ها سخن می‌گویند؛ و بعضی‌ دیگر مانند بازیگران هندی به همراه دختران کرایه‌ای در حال درست کردن کلیپ‌های عاشقانه و… هستند، تا این فحشای آشکار را عادی جلوه دهند و بقول خودشان آنرا فرهنگ‌سازی کنند.

حقیقتاً این جوانان به نوبه خود دارند برای آمدن سکولاریسم و جنگ با قوانین شریعت الله در بلوچستان زمینه‌ سازی می‌کنند.

وظیفه شما علما در مقابل این فتنه‌ ی سکولاریسم و عقاید و افکار و اخلاق و رفتار سکولاریستی از بقیه اقشار جامعه سنگین‌تر است؛ پس باید با روشنگری در مورد کفر سکولاریسم این عده از جوانان فریب خورده را متوجه و محکوم سازید تا چنین نباشد که جوانان دیگری از سکوت شما علما و فعالین مذهبی سوء استفاده کرده و فرهنگ اسلامی و بلوچی مردم ما را بیشتر از این پایمال کنند.

رهبران مذهبی و علمای سرشناس هر چه سریع‌تر به این قضیه ورود کنند و از عفت و حیاء زنان بلوچ و عقیده اسلامی در مقابل این جوانان سکولار و سکولار زده، و همچنین در برابر انتشار افکار سکولاریسم در بلوچستان با تمام صلاحیت خویش اقدام و دفاع کنند.

علمای عزیز، طلاب گرانقدر، مردم موحد و جوانان غیور بلوچستان، التماس‌تان می‌کنیم که برای حفظ فرهنگ اسلامی در بلوچستان، امروز به میدان بیایید و از نتیجه فتنه سکولاریسم در دیگر کشورهای اسلامی عبرت بگیریید مبادا سهل‌انگاری کنید که عاقبت این فتنه‌ها جبران ناپذیر است.

التماس بیداری

کسی که نماز را ترک کند کافری مشرک (سکولار) است

کسی که نماز را ترک کند کافری مشرک (سکولار) است

به قلم: مولوی نذیر احمد بلوچ

کفار 5گانه ی آشکار میان انسانها عبارتند از: 1- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]2- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] 3- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] 4- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/17)

در میان این کفار تنها کفار سکولار هستند که نماز خواندن یکی از اصول مذهبی آنها نیست و هر کسی دوست داشته باشد بر اساس یکی از شریعتهای آسمانی نماز می خواند و اگر دوست نداشته باشد نمی خواند اما در تمام شریعتهای آسمانی و در میان سایر کفار نماز یکی از اصول عقیدتی آنهاست.

بر این اساس است که عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما می‌فرماید:

هر کسی شب شراب بنوشد، صبح مشرک می‌ شود و کسی که صبح شراب بنوشد، شب مشرک می‌شود.

وقتی از ابراهیم نخعی در این مورد پرسیده شد، در جواب فرمود: چرا که او نماز را ترک می‌ کند. [1]

پس کسی که نماز را ترک می کند یک کافر سکولار است . پناه بر الله


[1]  مجموع الفتاوی ج۷ ص۳۰۳