
ازتغییر موضع برخی مولویها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (1)
کاتب: محمد اسامه
سخنرانی اخیر مولوی عبدالکریم حسینپور در نماز عید قربان سراوان، بار دیگر ضرورت حفظ امنیت و نقش بزرگان در مقابله با ناامنی را یادآور شد. اما این موضع امروز، با عملکرد برخی از همان مولویها و ملاها در گذشته تناقض آشکاری دارد. روزگاری همین تریبونها فریاد میزدند «منطقه را امنیتی نکنید» و با نیروهای امنیتی مقابله میکردند، اما امروز از همان تریبونها میگویند «امنیت برقرار کنید و افراد شرور را بگیرید». چه شد که این چرخش موضع رخ داد؟ و چرا در برابر گروهکهای ضدامنیتی چون جیش العدل و انصارالفرقان و گروهک عبدالغفار نقشبندی که بازیچه دست آمریکا، صهیونیستها و برخی کشورهای عربی (همپیمان با رژیم صهیونیستی) شدهاند، سکوت میکنند؟ آیا این مولویها بر مذهب امام ابوحنیفه نیستند؟ اگر هستند، چرا از دیدگاه فقه حنفی درباره ی اهل بغی و حفظ وحدت آنهم در زمانی که کشور در معرض جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی است سخن نمیگویند؟
اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در دهههای گذشته، برخی از مولویها و ملاهای منطقه با طرح شعارهایی نظیر «منطقه را امنیتی نکنید» و «نیروهای امنیتی را از منطقه برانید»، عملاً به ناامنی دامن میزدند. آنان با حمایت از برخی عناصر آشوبگر، خود را در مقابل نظام قرار دادند. اما امروز که طعم تلخ ناامنی را چشیدهاند و جامعه از هرجومرج به ستوه آمده، همان افراد یا شاگردانشان از تریبون مسجد فریاد برمیآورند که امنیت را برقرار کنید و افراد شرور را تحویل امنیت دهید. این تناقض نشان میدهد که برخی از این روحانیون یا از حقیقت فقه و مصلحت عمومی غافل بودهاند، یا تحت تأثیر جریانات قومگرا و سیاستهای بیگانه و بخصوص تحت تاثیر عوام قرار داشتهاند و به بیماری عوام زدگی مبتلا شده اند. هر سه حالت، خلاف سیره علمای راستین اهل سنت است که همواره حافظ امنیت و ثبات جامعه بودهاند.
نکته تأسفبار دیگر، سکوت معنادار این مولویها در برابر گروهکهایی است که با نامهای فریبندهای چون «جیش العدل» و «انصارالفرقان» در منطقه فعالیت میکنند. این مولوی ها به مردم منطقه آگاهی نمیدهند که این گروهها در خدمت اهداف آمریکا، صهیونیستها و برخی کشورهای عربی دست نشانده همچون آلسعود و امارات متحده و بحرین که با رژیم صهیونیستی هماهنگ هستند میباشند، یعنی نه از فتنههای آنان پرده برمیدارند و نه مردم را از خطر نفوذ بیگانگان برحذر میدارند و به جای تبیین راه درست مبارزه از طریق مجاری قانونی و شرعی، به توجیه خشونت و قومگرایی پرداختهاند که نتیجه ی آن تضعیف امنیت در منطقه و تقویت دشمنان مشترک است.
مگر اسلام به مسلمانان دستور نمیدهد که امت را از فتنه و توطئه دشمن آگاه کنند؟ مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم نفرموده است که «منع از منکر» واجب است و هر کس بتواند فتنهای را خنثی کند و نکند، در گناه شریک است؟