پدر و مادر ها راچه شده ؟

پدر و مادر ها راچه شده ؟

به قلم: ماهدیم بلوچ

من برایم قابل درک و فهم نیست چطور
یک خانواده از این معضلات و مشکلاتی که برای نزدیکترین افرادشون اتفاق میفته بیخبرند؟
چطور ممکن است پدر خانواده، برادر بزرگ، مادر و یا سایر اعضای خانواده تا این حد بیغیرت و بی مسئولیت و بی تفاوت و سهل انگار باشند؟
چطور مادر یک خانواده از این اتفاقات و مصیبتهایی که برای دخترانش و یا حتی برای پسرانش روی داده، شوهرش را با خبر نمیکند؟
یعنی چی در خانواده مسلمانی چیزی به اسم حریم خصوصی اونهم در این حدس سفت و سخت و نفوذ ناپذیر در بین اعضای خانواده وجود داشته باشه به خصوص برای دختران؟
چرا من به عنوان پدر، مادر یا برادر بزرگتر خانواده نباید این اجازه رو داشته باشم که بدونم خواهرم، دخترم و خانمم در فضای مجازی با چه کسانی در ارتباطه و چه فعالیتهایی رو انجام میده؟ چرا برای بیرون رفتن از خانه هیچ هماهنگی برای ورود و خروج نیست؟
یعنی در جلوی چشمان والدین فرزندان اینقدر بی حیا وبی شرم و بی باک شدند که گناه میکنند و حسابی هم برای خانواده و آبرو و شخصیتش نمیکنند؟
چرا اینقدر خانواده ها و والدین بی تفاوت و بی مسئولیت وبی غیرت شده اند و احتیاط و استرسی برای ناموسشان ندارند؟
این همه آزادی بی قید و بندی که دارد فرزندانمان را فاسد میکند.
هم و غم پدر خانواده فقط این شده که پول در بیاورد و رفاه فرزندانش رو تأمین کنه. مادر خانواده هم مشغول تغییر دکراسیون منزل و فیلم تماشا کردن و بازارگردی و مدگرایی هستند. خب تربیت فرزندان و نماز و حجاب و عفت و پاکدامنی و خداپرستیشان کجای این زندگی قرار دارد؟
یک توقفی داشته باشید و بازنگری بکنید و ببینید اشکال و خلل در کجاست.
ببینید کجا مسیر رو اشتباهی رفتیم.
خانواده های ما نیاز به یک خانه تکانی درست و حسابی دارند.
پدر خانواده قیم و مسئول و راعی و نگهبانه.
بعد مادر خانواده. و نقش مادر خانواده خیلی پُر رنگه.
هیچ چیز به اندازه این برام آزار دهنده نیست که میبینم مادرانی هستند در طول روز و شب و در بازار و محیطهای مختلف دست دختران بالغ و بی حجاب و آرایش کرده اش رو گرفته و با افتخار در میان مردم و این همه مردان بیگانه جولان میدهند و میروند و می آیند و مرد خانه هم سرکار برای تأمین این فسق و گناه و منکرات عرق میریزد.
این مادران بی مسئولیت و بی غیرت بدترین مجرمان و جنایتکاران هستند.
مادری که حجاب و عفاف و پاکدامنی دخترش برایش اهمیت ندارد و در اولویت نیست.
مادری که کارهای منکر دختر و پسرش را مخفی میکند و برای مرد خانواده بازگو نمیکند.
کمی به خودمان بیاییم…

اهمیت قاطعیت و اعتدال در رابطه زناشویی

اهمیت قاطعیت و اعتدال در رابطه زناشویی

به قلم: نورالدین قوطیط
ارائه: ماهدیم بلوچ

قاعده : «مَنْ تَهاوَنَ في البِدَاياتِ نَدِمَ في النِّهَاياتِ».
«کسی که در ابتدای کار سهل‌انگاری کند، در پایان پشیمان خواهد شد.»

طبق این قاعده در مورد زندگی زناشویی: بسیاری از افراد در ابتدا نسبت به کوتاهی همسر در انجام وظایف زناشویی و خانگی سهل‌انگاری می‌کنند. سال اول، دوم و سوم می‌گذرد، یک یا دو فرزند به دنیا می‌آیند و سپس شوهر خود را ناتوان از ادامه دادن در این وضعیت می‌بیند، اما در عین حال نمی‌داند چگونه با این وضعیت برخورد کند. در اینجا بین دو گزینه قرار می‌گیرد که هر دو مشکل‌سازند: یا او را با فرزندان طلاق دهد که این خود مشکلی است، یا به زندگی با او ادامه دهد و وضعیت همان‌طور باقی بماند که این نیز مشکل دیگری است!

همان‌طور که می‌بینید، او در کنترل رابطه زناشویی خود از همان ماه اول سهل‌انگاری کرده و در آینده بهای سنگینی پرداخته است. اگر از ابتدا ترکیبی از سخت‌گیری و نرمش، شدت و ملایمت را در برخورد با همسر خود به‌کار می‌گرفت، از این مشکلات و فشارهای آینده جلوگیری می‌کرد.

این شامل زنی نیز می‌شود که نسبت به شوهر خود سهل‌انگاری می‌کند. او را به عنوان مثال غرق در تماشای تصاویر و ویدئوهای ناپسند، یا چت با زنان کم‌ارزش در شبکه‌های اجتماعی یا حتی با “همکار خانم” رها می‌کند. از نظر عاطفی، روانی و جنسی او را محروم می‌کند، نسبت به وظایف مادی خود در قبال خانه و خانواده بی‌توجهی می‌کند، یا از کسانی است که به مصرف مشروبات الکلی می‌پردازد. همچنین به مادر و خواهرانش اجازه می‌دهد که با او مثل خدمتکار رفتار کنند.

این زن نیز در آینده هزینه سنگینی خواهد پرداخت، زمانی که خود را بین درخواست طلاق با یک یا چند فرزند یا ادامه زندگی در جهنمی غیرقابل تحمل قرار می‌دهد!

این قاعده را می‌توان در تمامی مسائل زندگی، علم و غیره تعمیم داد.

وَصَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَسَلَّمَ وَبَارَكَ.

حجاب و حیاء دستور الله و عبادت الله است نه دستور حاکم و مخلوق

حجاب و حیاء دستور الله و عبادت الله است نه دستور حاکم و مخلوق

به قلم: ناهدیم بلوچ

عده ای خیال می کنند حجاب و حیاء دستور حاکم یا پدر و مادر یا جامعه است به همین دلیل گاه به خاطر لجبازی با حاکمیت و پدر و مادر و…. می گوید حجاب را رعایت نمی کنم و نسیر بی حیایی را در پیش می گیرد.

هرگاه زن مسلمان به این درک برسد که؛

  • حجاب عبادت است.
  • حیا عبادت است.

و هردوی‌‌شان از واجبات دین هستند، لذا بیشتر به آن‌ها پایبند است و گرامی‌شان می‌دارد و نیز در حفظ آن‌ها می‌کوشد و با تمام وجود از آن‌ها دفاع می‌کند حتی اگر همه مخالف آن باشند.

دروغ و آثار مخرب آن در زندگی زنا شویی و….

دروغ و آثار مخرب آن در زندگی زنا شویی و….

به قلم: فریبا کریم‌نژاد

انسان همیشه در حال ساختن و پرداختن است، خواه ساخت و پاخت مادی باشد خواه معنوی و اخلاقی! مهم تلاشی است که در این راه با مایه گذاشتن جوهره‌ی وجودی خویش آن را بنا می‌نهد.

بنای هردوی‌شان (مادی و معنوی) دشوار است، از آن‌جا که می‌بایست مراحل بسیاری را پشت سر گذاشت که به بنای موردنظر دست یافت، اما با این حال بنا نهادن شخصیت سخت‌تر و با تخریب آن نیز انسان بیشتر متضرر می‌شود. ضرر مادی را می‌شود جبران مافات نمود و دوباره آن را بدست آورد، اما بازسازی شخصیت ازدست‌رفته دوچندان دشوارتر و چه‌بسا در موارد حاد غیرقابل بازگشت خواهد بود.

یکی از آفت‌های شخصیت انسان و بلای جان وی دروغ است! وقتی یک شخص بخواهد با دروغ شخصیت خود را بسازد و به اصطلاح کار خود را سامان دهد، در واقع تیشه به اساس خود می‌زند! چرا که دروغ بنا به فرموده‌ی رسول‌خدا موجب تزلزل و پریشانی‌خاطر است، برخلاف راستگویی و صداقت که صاحب خود را آرامش و اطمینان می‌بخشد.

دروغ را دروازه‌ی ‌گناهان نامیده‌اند زیرا کسی که خیانت می‌کند، خُلف وعده می‌دهد، بهتان می‌زند، فریب می‌دهد … استارت نخست را باید از دروغ بزند تا بتواند مابقی مسیر گناه‌‌آلودش را طی کند، چنان‌که صادق أمین در حدیثی فرموده‌اند که؛ صداقت و راستی به سوی نیکی و در نهایت بهشت فرامی‌خواند و شخص همچنان راستی برمی‌گزیند و راست می‌گوید تا این‌که در نزد پروردگار به‌عنوان انسان «بسیار راستگو» شناخته می‌شود، اما دروغ و کذب به بدی و در نهایت جهنم فرامی‌خواند، و شخص همچنان دروغ می‌گوید تا این که در نزد پروردگار به‌عنوان انسان «بسیار دروغ‌گو» شناخته می‌شود.

پس مسئله بسیار خطرناک‌تر از آن است که آن را پشت گوش انداخت و بی‌اهمیت جلوه داد. شخصی که عادت به دروغ پیدا می‌کند برای هر چیز ساده‌ایی اگر دروغ را چاشنی‌ آن نکند دلش آرام و قرار ندارد، انگار جزو شخصیت فرد می‌شود، چیزی که بارها به کرّات دیده‌ام و شما هم شاید تورتان به چنین اشخاصی خورده باشد. انسان دروغ‌گو همان‌طور که گفته‌اند مسیر نزدیك را دور و مسیر دور را نزدیک نشان می‌دهد. سایه‌ی دروغ سنگین است، بنابراین شخصی که زبانش به دروغ می‌چرخد یا با دروغ ساخت و پاخت می‌کند در زمان نه‌چندان کوتاهی دروغ‌‌اش برملا می‌شود حتی اگر در دروغ‌گویی دست همه را از پشت بسته باشد! لذا وجه‌‌ی اجتماعی و فردی‌اش خدشه‌دار شده و اعتماد دیگران نسبت به خودش را از دست می‌دهد.

زندگی زناشویی از این امر مستثنی نیست و چه‌بسا آسیب وارده نه‌تنها به فرد بلکه دامنگیر همسر و فرزندانش هم می‌شود، زن یا مردی که بنا به هر دلیلی دروغ بر زبانش جاری می‌شود، اعتماد شریک زندگی‌اش را از دست داده و حتی منجر به سوءظن هم می‌شود، چون طرف با خود این‌گونه فکر می‌کند که در کوچک‌ترین مسائل با او روراست و صادق نیست و همیشه چیزی پسِ پرده هست که او از آن بی‌خبر است. پدر یا مادر دروغ‌گو، فرزندانی دروغ‌گو تحویل اجتماع می‌دهند که با تأثی از والدین خود دروغ در درونش ریشه می‌دواند.

پس در هر حالت دروغ نگویید، حتی اگر گفتن واقعیت تلخ باشد، تلخی حقیقت یک‌بار است و از بین خواهد رفت، اما شیرینی زودگذر دروغ، تلخی‌اش همیشه خواهد ماند و زندگی را به کام همه تلخ می‌کند.

﴿يَٰٓأَيُّهَا‌ٱلَّذِينَ‌ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْٱللَّهَ‌وَكُونُواْ مَعَ‌ٱلصَّٰدِقِينَ﴾
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بترسید و با راستان و راستگویان باشید».

مردان و زنان مسلمان از فاش کردن اسرار زناشویی خود به شدت پرهیز کنید

مردان و زنان مسلمان از فاش کردن اسرار زناشویی خود به شدت پرهیز کنید.

ارائه: ماهدیم بلوچ

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «شاید در میان شما مردی باشد که آنچه را با زنش انجام داده بگوید، و یا زنی باشد که آنچه را با شوهرش انجام داده تعریف کند!؟

➖ مردم ساکت شدند، گفتم : به الله قسم ای رسول الله! زنان این کار را می‌کنند و مردان هم این کار را می‌ڪنند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود :

این کار را نکنید چون این کار مانند کار شیطان نری است که شیطان ماده‌ای را در راه می‌بیند و در حالیکه مردم به آنها نگاه می‌کنند با او آمیزش می‌کند…

عاقبت از خودگذشتگی

عاقبت از خودگذشتگی

ارائه : ماهدیم بلوچ

علامه واقدی (رحمه الله) (از محدثین و مؤرخین بزرگ) می‌فرماید: دو دوست داشتم که یکی هاشمی تبار بود. به هر حال یک دفعه بنابر یک سری مشکلات، دچار بحران مالی شدیم. روزی همسرم به من گفت: ما و شما هر طور شده، می‌توانیم در مقابل این بحران‌ها ایستادگی نمائیم، اما اکنون عید به سر رسیده، بچه‌های همسایه‌ها لباس‌های نو می‌پوشند و اظهار شادمانی می‌کنند، اما فرزندان‌مان این وضعیت را چگونه می‌توانند تحمل کنند، با شنیدن این سخنان و با در نظر گرفتن همه جوانب قضیه، قلبم پر از خون گشت. چنانچه برای دوست هاشمی‌ام نامه‌ای ارسال نمودم که در پاسخ، مبلغ هزار درهم برایم فرستاد، این مبلغ پول تازه بدستم رسیده بود که از ناحیه دوست دیگرم نامه‌ای بدستم رسید، وقتی از محتوای نامه باخبر شدم دیدم که دوستم نیز مثل من با همان مشکلاتی مواجه بود که من دچار آن شده بودم. من هم هر آنچه را که دوست هاشمی‌ام برایم ارسال نموده بود را برایش ارسال داشتم.

بعد از مراسم عید با اضطراب و دلهره خاصی به منزل آمدم و آنچه را پیش آمده بود به همسرم بازگو نمودم، خوشبختانه بجای اینکه اظهار ناراحتی بکند، از این احساس ایثار و همدردی‌ام نسبت به دوستان و همنوعان بسیار خرسند گردید. بعد از چند روز دوست هاشمی‌ام جهت دیدار بینی به نزد ما آمد و در دستش همان مبلغ پولی بود که قبلاً برایم فرستاده بود، و از من خواست که وی را از اصل قضیه باخبر کنم، وقتی وی را از ماجرای پیش آمده مطلع ساختم، در ادامه سخنانم گفت: بعد از اینکه این پول‌ها را برایت فرستادم، برای دوست دیگرم نامه‌ای ارسال نمودم و از او خواسته بودم تا برایم مبلغ پولی بفرستد، ایشان هم در پاسخ خواسته‌ام این پول‌ها را برایم فرستاد.
آری، با این سخنان اصل ماجرا برای همه ما ظاهر گردید. در هر صورت ما دوستان با همدیگر این‌چنین ایثار و همدردی نمودیم.

بالاخره مأمون خلیفه عباسی از ماجرای پیش آمده ما با خبر گردید و در قبال این از خودگذشتگی، به هر یک از ما دو هزار درهم و به همسران‌مان یک یک هزار درهم عنایت کرد.

معجم الأدباء ج 7 ص 57.

ای دختر عزیزم

ای دختر عزیزم:

به قلم : ماهدیم بلوچ

امام الماوردي در کتاب  أدب الدنيا والدين می گوید:
قال لقمان الحكيم لابنه:
يا بنيّ كذب مَن قال: إن الشر بالشر يُطفَأ، فإن كان صادقا فليوقد نارين ولينظر هل تُطفِئ إحداهما الاخرى؟
إنما يُطفِئ الخير الشر كما يُطفِئ الماءُ النار.

دختر عزیزم، الله جل فی علاه تو را برای سرپرستی مردان نیافریده، بلکه تو را آفریده تا مردان را بزایی و آنان را برای آبادی امت‌ و سرزمین‌شان تربیت کنی، پس جایگاه و نقش‌ات را بدان و بفهم و برآن مداومت کن.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: و زن در خانهٔ شوهرش سرپرست است و مسوول زیر دستانش است.

دقت کن «در خانهٔ شوهرش و مسوول زیردستانش است..»

و دخترم بدان که وظیفهٔ مادر فقط در خورد و نوش و تنظیم و تزيين چهار‌ضلعی خانه منحصر نمی‌شود؛ بلکه وظیفه‌ی اصلی اش این است که مربی نسل‌ها، سازنده‌ی مردان باشد و مدرسه و معلم پایه‌ای در رشد اخلاق فرزندان و جگرگوشه‌هایش باشد.

الأم مدرسة إذا أعددتها  * أعددتَ شعبًا طيب الأعراق*

مادر مدرسه‌ای است که اگر آن را آماده کردی
[درحقیقت] بهترین نسل را آماده کرده ای

چهار حدیث آموزنده که در حدّ گذراندن چهار دورهٔ آموزشی فراگیری مهارت های زندگی اجتماعی، اهمّیّت دارند

چهار حدیث آموزنده که در حدّ گذراندن چهار دورهٔ آموزشی فراگیری مهارت های زندگی اجتماعی، اهمّیّت دارند:

جمع آوری و ارائه: ماهدیم بلوچ

مهارت اول :
(مهارت کنترل زبان)

پیامبرﷺ فرمودند :
“مَن٘ كانَ يُؤمِنُ بِاللهِ و ال٘ـيومِ الآخِرِ، فَل٘ـيَقُل٘ خَيــراً أو لِـيَص٘مُت”

شخصی که به خدای متعال و روز آخرت ایمان دارد یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند!

مهارت دوم :
(مهارت ترک فضولی )

پیامبر ﷺ فرمود:
«مِن٘ حُس٘نِ إسلامِ ال٘مَر٘ءِ تَر٘كُهُ ما لا ييع٘نيهِ»

یکی از نشانه های پختگی فرد در مسلمانی،دخالت نکردن در  اموری است که ربطی به او ندارند!

مهارت سوم:
(مهارت خویشتن داری)

شخصی خدمت پیامبر ﷺ رسید و درخواست رهنمود و نصیحت کرد؛ایشان فرمود:

«لا تَغ٘ضَب٘»
یعنی تندخویی مکن و خشمگین مشو!

آن فرد چند بار درخواستش را تکرار کرد و نصیحت بیشتر خواست و پیامبر باز هم فرمودند :«لا تَغ٘ضَب٘»!

مهارت چهارم:
(مهارت پاکدلی و خیرخواهی)

پیامبر ﷺ فرموده اند:
«لا يُؤمِنُ أَحَدُكُم٘ حَتّى يُحِبَّ لِأَخيهِ مايُحِبُّ لِنَف٘سِهِ»

کسی از شما ایمانش کامل نمی شود مگر این که برای برادرش نیز همان چیزی را بپسندد که برای خودش می پسندد!

حیای یک دختر در پوشش اوست

حیای یک دختر در پوشش اوست.

به قلم: ماهدیم بلوچ

در سوره‌ی نور خداوند متعال در دو آیه به مردان امر فرمود که چشمان خود را از نگاه به نامحرم بازدارند، اما زنان را در نُه آیه به حُجب و حیا دستور داده است.‌‌

پس:

دختری که حجاب میپوشد به این معنی نیست که پول ندارد

بلکه به معنای داشتن حیا و دینداریش است

این بدان معنا نیست که او نمی داند چگونه توجه مردم را جلب کند

بلکه به این معناست که او رضایت پروردگار مردم را می خواهد

به این معنی نیست که از دنیا متنفر است

بلکه عشق به آخرت دارد

به این معنی نیست که به ظاهرش اهمیت نمی دهد

بلکه دلالت بر طهارت ذاتش دارد

به این معنی نیست که عقب مانده است

بلکه در اوج تمدن و پیچیدگی است

به این معنی نیست که او زندگی را دوست ندارد

بلکه او به خوبی می داند که زندگی واقعی در بهشت است

به این معنی نیست که او ارزان را انتخاب می کند

بلکه به این معناست که می داند عزت گرانبها است

به این معنی نیست که او احمق است

بلکه او بسیار باهوش  است، پس راه درست را انتخاب کرده

و اگر کسی او را ببیند، برای کسی که او را بزرگ کرده است دعا می کند.

امیر حمزه فولادی کودکی که گم شد و …

امیر حمزه فولادی کودکی که گم شد و …

دو کودک امیر حمزه فولادی و فرهاد می خواهند در منطقه آهوران نیکشهر و در گرمای شدید  از یک روستا به روستایی دیگر بروند. گویا در میانه راه امیر حمزه خسته می شود و نمی تواند ادامه مسیر دهد و فرهاد به روستا می رسد و خانواده برای یافتن او به جستجو می پردازند و موفق نمی شوند، موضوع از طریق فضای مجازی رسانه ایی می شود و نیروهای مردم و امدادی بسیج می شوند  و بعد از دو هفته هنوز پیدا نشده است.


در داستان های قرآنی هم گم شدن کودکی زیباروی از پیامبری آمده است که بخاطر حسادت برادران بود و ساختن داستانی از اینکه او را گرگ خورده است و اینکه پیامبری که با وحی در ارتباط بود هم ندانست که بر سر کودک چه آمده است و … .


معمولا در دنیای تکنولوژی پیشرفته امروز نباید ناپدید  شدن این کودک اینقدر طولانی می شد و قبل از اینکه جن گیر، ساحر، سلبریتی ها، عدنان مطوری و سگ زنده یابش و… وارد عمل می شدند  پلیس با امکانات و تجهیزات خود وارد عمل می شد و رد پایی از او  پیدا می کرد.


گم شدن امیر حمزه فولادی و معما شدن آن گرچه برای هر انسانی نگران کننده و درد اور است ولی نشان داد که در جامعه ما حس نوع دوستی هنوز زنده است، هنوز بنی آدم اعضای یک پیکرند و چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار و نشان داد که  متاسفانه پلیس از توانایی و امکانات کافی برای چنین مواردی برخوردار نیست و به موقع وارد عمل نمی شود .


شاید روزی همانگونه که یوسف گمگشته پیدا شد به کنعان بازگشت امیر حمزه زنده به آغوش خانواده برگردد و یا نشانی از او پیدا شود، ولی باید بدانیم کودکانی زیادی از ما مانند امیر حمزه گم شده اند و ما از آنان بی خبریم .
⬅️کودی در فقر و محرومیت
⬅️کودکی در سطل زباله برای لقمه ایی نان
⬅️کودکی بازمانده از تحصیل و ترک تحصیل و کودک کار
⬅️کودکی در خانه اعتیاد و طلاق و
⬅️کودکی در رویاها و آرزوهای  دست نیافتنی به خاطر بی عدالتی و تبعییض
⬅️کودکی در بستر بیماری و نداشتن توان مالی و  نبود و کمبود دارو
⬅️کودکی در آرزوها و رویاهای کودکانه  خود و ناامید از آینده .
⬅️کودکی در نداشتن سرپرست و یا داشتن سرپرستی بد
⬅️کودکی در فضای مجازی و بازی های رایانه ایی و ….
⬅️کودکی که باید غرق در شادی در بهترین دوران عمر خود، ،« *کودکی* » باشد گم شده است در مشکلات و گرفتاری و مهم نیست این گم شدن در چه زمان و مکانی اتفاق افتاده است، مهم این است که کودکان آسیب پذیر هستند و ما باید مراقب آنان و آینده آنان باشیم تا بعد از گم شدن شان بیدار نشویم و به دنبال آنان نگردیم. *کودکان گم نمی شوند و ما بزرگترها هستیم که آنان را گم کرده ایم.

به قلم : کریم بخش کردی تمندانی
۲۹ تیر ۱۴۰۳