چرا نگاه با نا محرم گناه است

《بسم الله الرحمن الرحیم》

چرا نگاه با نا محرم گناه است

1️⃣ دلیل علمی:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ [30]

به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش فروگيرند و شرمگاه خود نگه دارند. اين برايشان پاكيزه‌تر است. زيرا خدا به كارهايى كه مى‌كنند آگاه است. (س،نور)

2️⃣ حکمت حرام بودن نگاه به نامحرم:

از عالمی سوال شد: چه اشکالی دارد که انسان به جنس مخالف نگاه کند و لذت ببرد؟

پاسخ :

نگاه به حسن جمال جنس مخالف ضررهایی دارد که به طورخلاصه اشاره می شود :

1_ می بینی ، می خواهی، به وصالش نمی رسی، دچارافسردگی میشوی . . !

2_ می بینی، شیفته می شوی، عیب ها را نمی بینی، ازدواج میکنی، طلاق می دهی !

3_ می بینی ، دائم به او فکر می کنی، از یاد خدا غافل می شوی، از عبادت لذت نمی بری !

4_ می بینی ، با همسرت مقایسه می کنی،ناراحت می شوی، بداخلاقی می کنی !

5_ می بینی، لذت می بری، به این لذت عادت می کنی، چشم چران می شوی، در نظر دیگران خوار می گردی !

6_ می بینی ، لذت می بری، حب خدا در دلت کم می شود، ایمانت ضعیف می شود !

7_ می بینی ، عاشق می شوی، از راه حلال نمی رسی، دچار گناه میشوی !

لذا اسلام در یک کلمه می گوید :
نگاهت را از جنس مخالف نگاهدار”

الله المستعان

اسامه بن زید میفرماید شنیدم رسول الله صل الله علیه وآله وسلم فرمود: در روز قیامت شخصی را می اورند و در داخل اتش می اندازند و در اتش روده هایش بیرون می ایند
همانند خر میچرخد همانطور که خر به دور اسیاب میچرخد اهل اتش بر سرش جمع می شوند میگویند ای فلان تو را چه شده است؟
ایا تو همان نبودی که امر به معروف میکردی و نهی از منکر میکردی ؟

شخص میگوید:امر به معروف میکردم و انجام نمیدادم و نهی از منکر میکردم و انجام میدادم

رواه بخاری و مسلم.

ای خواهر مومنم این را بدانید …

ای خواهر مومنم این را بدانید …

به قلم: ماهدیم بلوچ

همین که شوهر خوبی داشته باشید که از راه حلال کسب درآمد کند تا اسباب سعادت شما را فراهم کند، هرچند که اندك هم باشد، شما را بس است.

خانه‌ای که در آن فرزندان صالحی باشد و شوهری که دلش وابسته به مسجد باشد، شما را بس است.

خانه‌ی خود را با خانه‌ی کسی یا با لوازم منزل کسی مقایسه نکنید.

دست خود را به سوی رزق خداوند که به دیگران عنایت کرده است دراز نکنید و به زندگی شرافتمندانه‌ی خود راضی باشید.

خانه‌ای که در آن یاد خدا باشد، شما را بس است.

آنچه زنان سکولار و فاحشه بلوچ و مردان سکولار و بی غیرت و هرزه بلوچ برای زنان مسلمان بلوچ می خواهند

آنچه زنان سکولار و فاحشه بلوچ و مردان سکولار و بی غیرت و هرزه بلوچ برای زنان مسلمان بلوچ می خواهند

به قلم: ماهدیم بلوچ

زنان در غرب سکولار در دسترس مردان هستند و دیگر نیازی به ازدواج ندارند، بیشتر روابط آن‌ها “همزیستی بدون ازدواج” است، بنابراین وقتی یك مرد تصمیم به ازدواج می‌گیرد برای زن یک اتفاق بزرگ در زندگی‌اش خواهد بود زیرا مرد می‌تواند در خیابان یا یک مکان عمومی بدون داشتن هیچ مسولیتی در قبالش به او دسترسی داشته باشد!

اما در اسلام، مرد اجازه ندارد بدون ازدواج با زن رابطه برقرار کند، وگرنه زنا و جزو گناهان کبیره به شمار می‌آید. بنابراین زن با ازدواج محفوظ می‌ماند و حقوقش پایمال نمی‌شود.

برعکس آنچه خیلی‌ها می‌خواهند القا کنند، دوران حاکمیتهای سکولار در زمان ما نه دوران حقوق زنان، بلکه بهشت مردان است، البته مردان بی‌مسئولیت و هرزه.
در جوامع سکولار مردان دیگر برای رسیدن به یک زن لازم نیست زحمت بکشند یا مسئولیتی را بپذیرند بلکه به راحتی می‌توانند به بهانه‌های مختلف با زنانی پرشمار در ارتباط باشند بدون آنکه هیچ مسئولیت شرعی [یا حتی قانونی] بر عهدهٔ آنها باشد. پدیدهٔ «سینگل مام» یا مادران مجرد یکی از عواقب این بی‌مسئولیتی و هرزگی است.

جالب این است که در جوامع سکولار قوانین مربوط به ازدواج سخت‌تر شده و اگر مردی بخواهد با زنی ازدواج کند چه بسا در پی طلاق نصف ثروتش را از دست بدهد، و این باعث شده مردان بیشتر به سوی عدم ازدواج بروند.
هم اکنون در جوامع سکولار بسیاری از ثروتمندان و مشاهیر (فوتبالیست‌ها مثلا) از زنانی صاحب فرزند هستند بدون آنکه آن زن، همسر آنها باشد و گاه حتی مادر فرزند آنان ناشناس است! برای مثال نگاهی به زندگی رونالدو و مسی و البته روابط عجیب و پیچیدهٔ جنسی ایلان ماسک داشته باشید.

بسیار پیش می‌آید که مردانی حتی از سوی «دوست‌دختر» خود هدیه‌های گران قیمت دریافت می‌کنند. این یعنی مردانی با ظاهر جذاب و البته زبان چرب و آگاه به اصول «مخ‌زنی» به راحتی می‌تونند برای خود یک حرمسرای مدرن دست و پا کنند بی‌آنکه مسئولیتی را پذیرا شوند و بلکه چیزی هم به دست بیاورند!

روزی که پرده‌های تبلیغات و مغزشویی رسانه‌ای سکولاریستها کنار زده شود، نسل‌های آینده پی خواهند برد که در این دوران چه ظلمی از سوی کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی به زنان شد و در واقع دوران ما «مردانه‌ترین» دوران تاریخ بشر بود. البته – همانطور که گفتم – دوران مردان بی‌مسئولیت و هرزه و بی غیرت.

متاهل‌ها بخوانند!

متاهل‌ها بخوانند!

به قلم: دکتر إياد قنيبی برگردان: دکتر مهشید حسینی

اخیراً راجع به سه نفر از دوستانم با اینکه همسران‌شان را خیلی دوست داشتند و وضعیت مالی بسیار خوبی نیز دارند، خبری شنیدم؛ خبری مبنی بر اینکه متأسفانه از آن‌ها جدا شده‌اند.

بعد از شنیدن خبر، با آن‌ها در مورد علت طلاق‌شان‌ صحبت کردم و فهمیدم که هیچ‌کدام دلایل کافی و قابل قبولی برای طلاق نداشتند!

اما همه‌ی آن‌ها در یک چیز مشترک بودند و آن هم متأسفانه تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر زندگی آن‌ها یا زندگی همسران‌شان بود.

اخیراً زوج‌های بسیاری صفحاتی در فضای مجازی ایجاد می‌کنند و تمام جزئیات زندگی خود اعم از سفرهای‌شان را در شبکه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذارند! چنان‌که گویی آن‌ها در سرتاسر زندگی‌شان در حال شادی و پایکوبی‌اند! و این نوع زندگی، به معیار و‌ الگویی برای خوشبختی مبدل شده است.

آن‌ها در واقع محتویاتی فاقد ارزش برای به نمایش گذاشتن خانواده‌ی خوشبخت ارائه می‌کنند! (در حالی‌که تنها چیزی که از آنان می‌دانیم این است که آن‌ها تنها به هنگام تدوین فیلم و در حضور مردم خوشحالند).

البته مشکل دیگری را نباید فراموش کرد، و آن وجود افرادی‌ست که خود را روانشناس و اصلاح‌گر جامعه می‌نامند و اکثرا هم می‌بینیم که به زنان مشاوره می‌دهند که چگونه با همسرشان برخورد کنند و در واقع توصیه‌هایی نیز دارند در مورد اینکه «چگونه از همسرتان طلاق بگیرید» و این بخشی از اتفاقاتی‌ است که برای همه‌ی دوستان من افتاده است (فیلم‌های مشاوران روانشناسی در روابط را که ببینید، به صحت این ادعا پی خواهید برد).

یکی از دوستانم می‌گفت:
یک روز وقتی به خانه برگشتم، بصورت ناگهانی و بدون علت مشخصی، همسرم به من گفت: «بیا با هم بنشینیم و راه‌حلی پیدا کنیم، در مورد خودم و خودت، ونقش هرکداممان و زندگی مشترکمان!»

ناگهان ساکت شد و دیگر نمی‌دانست چگونه بقیه‌ی جمله را کامل کند، بعد رفت و کلیپ مشاور را که قبلاً دیده بود و تحت تاثیر آن ویدئو، این سخنان را به من می‌گفت، دوباره نگاه کرد و برگشت تا بقیه‌ی صحبت‌هایش را با من کامل کند!

دوستم گفت، به او گفتم: «بسیار خب، کلیپ را آرام آرام کامل ببین و یاد بگیر، فردا در مورد نقش‌مان با هم صحبت می‌کنیم!»

متأسفانه جامعه در حال حاضر در معرض بزرگترین هجمه‌ها برای از هم پاشیدن خانواده‌ها قرار گرفته و مطمئن باشید که این یک برنامه‌ریزیِ بسیار سازمان‌یافته است!

برنامه‌ای که با شستشوی مغزی آغاز می‌شود و با درخواست طلاق، متلاشی شدن خانواده، از دست دادن فرزندان و ایجاد آینده‌ای تاریک برای آن‌ها خاتمه می‌یابد.

پیام آن‌ها این است: خودت را فدای فرزندانت نکن! بچه‌ها بهرحال زنده می‌مانند!.. تو خودت را نجات بده و همین حالا طلاق بگیر!

و این گونه توصیه‌ها، تبدیل به یک ترند اجتماعی شده است که انگار بعد از طلاق دنیا رونق می‌گیرد و موفقیت‌ها و دلارها به سمت شما خواهند آمد و طوری تبلیغ می‌کنند که گویی مانع موفقیت‌ها و جاه‌طلبی‌های شما همین شخصی‌است که روبروی شماست! بله، همسرتان! … و به تو می‌گویند طلاقش بده یا طلاق بگیر و به سوی هزاران نفری برو که تو را می‌خواهند یا تو آن‌ها را می‌خواهی!

سخنی که به شما می‌گویند، تجربیات ناموفقشان از زندگی‌ست که آن را به زندگی شما هم منتقل می‌کنند تا شبیه آن‌ها شوید…

ای کوچولوی عزیزم، شیطان هیچ وقت با لباس قرمز و شاخ‌های وحشتناک به نزد تو نمی‌آیدبلکه

ای کوچولوی عزیزم، شیطان هیچ وقت با لباس قرمز و شاخ‌های وحشتناک به نزد تو نمی‌آید
بلکه

“مادر به دخترش گفت:
ای کوچولوی عزیزم، شیطان هیچ وقت با لباس قرمز و شاخ‌های وحشتناک به نزد تو نمی‌آید
بلکه
در شکل هر چیزی که نفس تو دوست دارد و بدان تمایل دارد نزدت می‌آید
پس
مراقب باش”.

رحمت خداوند متعال بر دختر و زنی که همچنان با شرم و حیا است در جامعه‌ای که حیا از آن رخت بربسته است.

مکتب یا بهشت؟ مسئله این‌ست!

مکتب یا بهشت؟ مسئله این‌ست!

به قلم: دکتر مهشید حسینی

روی صحبتم در این نوشتار کوتاه با پدر و مادرهای عزیز و معتقد به اسلام است.

در این کشور همه‌ی ما شاهدیم که با رسیدن سن به ۶ و ۷ سال، پدر و مادران جگرگوشه‌هایشان را به مکتب می‌فرستند و تقریبا در تمام موارد فرزندشان را رأس ساعت ۶ و ۷ صبح بیدار می‌کنند تا برای رفتن آماده شوند؛ و صد البته در روز‌هایی که خواب بچه‌ها سنگین‌تر است آن‌ها نیز با تلاشی دو چندان در بیدار کردن‌شان می‌کوشند!

تا اینجا همه چیز عادی و طبیعی به نظر می‌رسد!
مشکل از جایی شروع می‌شود که از پدر و مادرها بخواهیم همین عزیزانشان را برای دو رکعت نماز صبح بیدار کنند؛ در این حالت جملاتی می‌شنویم به‌‌غایت عجیب، از جمله؛ به خدا دلم نمیاد، ببین چه آروم خوابیده، حالا ایشالا خدا می‌بخشه، هنوز بچه‌س بذار بخوابه و…!

عجیب نیست؟؟
میزان پایبندی این عزیزان به بیدار کردن فرزندان برای «مکتب»، به شدت بیشتر از تمایل‌شان به بیداری برای «بهشت» است!

اهمیت گرفتن مدرک تحصیلی، جایگزین اعتقادات دینی شده است و در همین حال گله می‌کنیم که چرا فرزندانمان این‌گونه شده‌اند و هر روز شاهد بی‌دین شدن تعداد بیشتری از نسل جوانیم.

ریشه‌ی مشکل در خود ماست! در عدم اولویت قرار دادن آنچه واقعا مهم‌تر است. باید از همان اول به فرزندانمان بیاموزیم که بهشت از مکتب مهم‌تر است!

پدر زن مرده و دختر مریض

پدر زن مرده و دختر مریض

ارائه دهنده: ماهدیم بلوچ

مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت .
دخترک به بیماری سختی مبتلا شد …

 پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
ولی بیماری جان دخترک را گرفت

پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد و سرکار نمی رفت.

دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند.

شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
.
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
 از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟

دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید. 
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.

‏﴿وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡ‍ُٔولُونَ﴾  «‏آنان را نگاه دارید که باید بازپرسی شوند»!

‏﴿وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡ‍ُٔولُونَ﴾  «‏آنان را نگاه دارید که باید بازپرسی شوند»!

به قلم: فریبا کریم‌نژاد

کلامِ خود را با این آیه از سوره‌ی صافات آغاز می‌کنم که بدونِ نیاز به هیچ شرح و تفصیلی یادآور و دربردارنده‌ نکات مهمی است که ناخودآگاه به ذهن هر یك از ما خطور می‌کند. چندی است که در حافظه‌ی خود نگاه داشته‌ام که پیام هشیارانه‌ و یادآورکننده‌ای خدمت شما پدران و مادران گرامی عرض کنم، هر چند که دیگر داعیانِ دلسوز سخنرانی‌ و مطالب پربارتری در این زمینه ارائه داده‌اند، اما آن‌چه می‌خواهم بیان کنم دردی است که نوجوانانِ امروزی ما را به دام خود گرفتار کرده است که نتیجه‌ی بی‌توجهی و غفلت والدین از ثمره‌های زندگی‌شان است. 

قبلاً که تعطیلات تابستان شروع می‌شد، والدین بیشتر به فکر کلاس‌های تابستانه‌ی قرآن‌کریم و بعضاً دیگر کلاس‌های مفید برای فرزندان‌ خود بودند که اوقات خود را با پرسه‌زدن در کوچه و خیابان و دعوا با بچه‌محل‌هایشان، بیهوده و اصطلاحاً به بطالت نگذرانند و به هر دری می‌زدند که خدایی‌نکرده گیر دوست ناباب نیافتند که از راه‌به‌درشان کنند، چرا که تربیت سالم و صالح‌بودن فرزندان‌شان برایشان مهم بود.

امروزه والدین نیز با شروع تعطیلات تابستان به فکر وقت‌پر کردن فرزندان خود هستند اما تفاوت فاحشی با چندین سال گذشته دارد، اولین کلاسی که به فکر ثبت‌نام فرزندان خود هستند مزامیر شیطان، یعنی موسیقی است، دختر و پسر نوجوانی را نمی‌بینی مگر این‌که تابوتی بر دوش خود حمل می‌کند و روزش را با آلت موسیقی باز می‌کند که آخر و عاقبت چنین فرزندی جز گمراهی و از راه‌به‌در شدن نیست.

برخی از والدین بعضاً این‌گونه با خود می‌اندیشند همین‌که خودشان اهل نماز و روزه و تلاوت قرآن هستند دیگر کفایت می‌کند، انگار که مقیّد بودن خودشان، این وظایف را از دوش فرزندان‌شان برمی‌دارد و فرض کفایه است، همین‌که خودشان ره‌یافته‌اند دیگر کفایت می‌کند!

مادرانی که ذهن دختران خود را با خزعبلاتی این‌چنینی پر می‌کنند که خود را آرایش کن و زینت بده که به چشم بیایی و ازدواج کنی، اگر خودت را دلمه‌پیچ کنی و کسی زیبایی‌های تو را نبیند از ازدواج محروم می‌شوی و از قافله جا می‌مانی، نتیجه‌ای جز این جامعه‌‌ی بی‌بندوبار و فاسد به بار نمی‌آورد که خود را هر روز به نوعی زینت می‌دهند و عرضه می‌کنند.

واقعاً شرم‌آور و به دور از عقلانیت است، مادرانی که با به خورد دادن قرص‌ها و‌ پودرهای چاقی که همه رقمه‌ی آن متأسفانه در بازار مناطق کوردنشین بیداد می‌کند، دختر خود را این‌گونه متقاعد می‌کند که آن را مصرف کن تا به چشم کسی زیبا بیایی و ازدواج کنی، حتی اگر به قیمت هزاران عوارض خطرناکی که مصرف این پودرها سلامتی دخترش را تهدید می‌کند.

پدرِ پسران ده دوازده ساله‌ایی که سیگار می‌کشند و با صدای بلند در کوچه و بازار فحش‌های زشت و رکیك بر زبان می‌آورند، کجا هستند؟! آدم واقعاً دلش به درد می‌آید که با چنین مواردی روبه‌رو می‌شود.

حرف برای گفتن زیاد است، اما آدم عاقل و دلسوز به حال خود و خانواده‌اش، این چند مثال هم می‌تواند برایش تلنگری باشد و او را کفایت کند.

پس شما به‌عنوان پدر و مادر، به عنوان کسی که در قبال فرزندانتان مسئول هستید، تا چه اندازه به فکر هدایت‌شان بوده‌اید و هستید؟!

این ‏آیه را ﴿وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡ‍ُٔولُونَ﴾ در قالب تابلویی به دیوار خانه‌هایتان آویزان کنید که همیشه جلوی چشمانتان باشد، مبادا نابسامانی دوران، شما را از مسئولیت‌تان بازدارد.

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ، ﮔﺎهے ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ے ﯾﮏ ﻻﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ، ﮔﺎهے ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ے ﯾﮏ ﻻﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ

به قلم: ماهدیم بلوچ

ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﻓﻀﺎے ﻣﺠﺎﺯے ﻭ ﭘﺎﮎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ  ﺗﻘﻮﺍے ﺩﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ …

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ، ﮔﺎهے ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ے ﯾﮏ ﻻﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ …

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ، ﻓﻀﺎے ﻣﺠﺎﺯے ﻫﻢ
” ﻣﺤﻀﺮ ﺧﺪﺍﺳﺖ …”

ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺣﺴﺎﺏ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ مے ﺁﯾﻨﺪ ﮔﻮﺍهے ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ …
ﻧﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ …

ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ے ﻏﻔﻠﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺧــــــــــﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ !…

ﮔﺎهے ﺭﻭے ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯿﻢ :
” ﻭﺭﻭﺩ ﺷـــــﯿﻄﺎﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ “

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺩﺳتے ﮐﻪ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ،
ﭼﺸمے ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ،
ﻭ ﮔﻮشے ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻨﻮﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ …
ﻭ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ماموران ﺧــــــــــﺪﺍ …
” ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﻧــــــــــﻼﻳﻦ هستند “

اجازه گرفتن زن از شوهرش هنگام بیرون رفتن از منزل

اجازه گرفتن زن از شوهرش هنگام بیرون رفتن از منزل

به قلم: ماهدیم بلوچ

تمام علماء بر این باورند که سنت است زن هنگام خارج شدن از منزل، حتی برای رفتن به خانه‌ی پدرش باید از شوهرش اجازه بگیرد.

در صحیحین آمده که حضرت عائشه (رضي‌الله‌عنها) به پیامبر (ﷺ) گفت: آیا اجازه می‌دهید که به نزد پدر و مادرم بروم؟

اما در مورد اینکه آیا واجب است که زن در هنگام خارج شدن از منزل از شوهرش اجازه بگیرد یا نه، دو حالت وجود دارد:

1⃣ در مورد بیرون رفتن برای اموری مثل رفتن به ٫بازار یا مهمانی و مراسمات یا سفر رفتن، حتما باید با اجازه‌ی شوهرش باشد و در غیر اینصورت جایز نیست که بدون اجازه و رضایت شوهرش از خانه‌اش خارج شود.

2⃣ اما خارج شدنِ زن از خانه برای کارهایی که در عُرف به چیزی عادی تبدیل شده، به شرطی که شوهرش او را از این کارها منع نکرده باشد، جایز است.
مانند رفتن به مسجد و ….