واکنش غیر شرعی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام و مدیر مسجد مکی زاهدان در مورد ترور اسماعیل هنیه در تهران

واکنش غیر شرعی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام و مدیر مسجد مکی زاهدان در مورد ترور اسماعیل هنیه در تهران

به قلم: عبدالرحمن براهویی

در صلح حدیبیه قبیله ی مشرک بنی خزاعه با رسول الله صلی الله علیه وسلم متحد شد و قبیله ی مشرک بنی بکر هم با مشرکین قریش متحد شدند، اما در سال هشتم هجری قبیله ی مشرک بنی بکر با تعدادی از قبیله ی مشرک قریش به قبییله مشرک بنی خزاعه که متحد دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله بودند حمله کردند، رسول الله صلی الله علیه وسلم به دفاع از این قبیله ی کافرمشرک متحد خودش بدون توجه به سخنان ابوسفیان رهبر مشرکین قریش به مکه پایتخت مشرکین جزیره العرب حمله کرد و آنرا فتح کرد  (ابن‌هشام، السیرة‌النبویة، ج۴، ص۳۱ـ۳۲- 34/ محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۷۸۰-۷۸۹).

جناب مولوی، دقت کنید: قبیله ی بنی خزاعه کافری مشرک بودند و رسول الله صلی الله علیه وسلم به خاطر این متحد خود باهزاران مجاهد انصار و مهاجر به مشرکین قریش حمله کرد، حالا حماس و اسماعیل هنیه مسلمان و برادر ما و متحد دارالاسلام ایران هستند و دشمن محارب همه ی ما که رژیم سکولار صهیونیستی است گستاخانه  بدون توجه به ما در منزل ما به آن حمله کرده است آیا بر اساس سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم حق دارالاسلام ایران نیست که به آن حمله کند؟

در نظر شما یک برادر مسلمان ارزشش از یک کافر بنی خزاعه کمتر است؟

در نظر شما ما مومنین باید بی غیرت تر از تمام دنیا باشیم که چنین کاری را مغایر روابط بین الملل می دانند و حمله به کشوری که اینگونه به کشورشان حمله کند را حق خود می دانند؟

حتی اعراب جاهلی کافر اگر به کسی امان می دادند و یا حتی اگر یک دسته ملخ روی چادر آنها می نشستند کسی جرئت نداشت به آنها نزدیک شود تا اینکه آن شخص امان خود را پس می گرفت یا آن دسته ملخ از روی چادر این شخص می رفتند، این کفار تا این اندازه نسبت به کسی که امان داده بودند غیرت داشتند و تا سر حد جان در در دفاع از کسی که امان داده بودند می جنگیدند؛ یعنی غیرت مسلمان نزد تو کمتر از این کفار دوران جاهلیت است؟ یا اسماعیل هنیه نزد تو کمتر از چند ملخ است؟

مولوی عبدالحمید، در واکنش به این جنایت و گستاخی کفار سکولارصهیونیست در ترور و شهادت دکتر اسماعیل هنیه می گویی: “در شرایط کنونی که اوضاع منطقه بسیار متشنج است، چنین اعمال وحشیانه و تحریک‌آمیزی می‌تواند شعله‌های یک جنگ فراگیر را برافروزد. لازم است مجامع بین المللی وقدرت‌های تاثیرگذار دنیا پیش از آنکه دیر شده و اوضاع از کنترل خارج شود، برای حل‌وفصل عادلانه مسئله فلسطین و پایان‌یافتن این اختلاف دیرینه اقدام عاجل نمایند.”

«پیتر استانو» سخنگوی اتحادیه اروپا (ناتو) هم که متحد صهیونیستها هستند بدون محکوم کردن ترور رهبر حماس از همه طرف‌ها خواست تا از تشدید تنش خودداری کنند و گفت که اتحادیه اروپا از همه طرف‌ها می‌خواهد حداکثر خویشتن‌داری را به خرج دهند و از تشدید بیشتر تنش اجتناب کنند

مولوی عبدالحمید: تو همین سخنان این کفار  سکولار متحد با رژیم سکولار صهیونیستی را تکرار کردی با این تفاوت که  تو این جرم را در مرحله ب اول محکوم کردی، فرق همین است اما خروجی سخنان تو با سخنگوی ناتو یکی است.

  1. مولوی: همین قدرتهای جهانی بین المللی که از آنها اسم می بری بودند این لکه ی سرطانی رژیم صهیونیستی را بر بدن مسلمین کاشتند و همین قدرتهای بین المللی کافر سکولار هستند که همین الان هم اسلحه در اختیار صهیونیستها قرار می دهند که با این اسلحه ها نزدیک به 40 مسلون مسلمان در غزه شهید شده اند
  2. مولوی:  مشکل فلسیطنی ها با صهیونیستهای اشغالگر در حد اختلاف بر سر تقسیم ارث پدری نیست که تو در فقه خواندی؛ فلسطینی های مجاهد حق خودشان را می خواهند که رژیم صهیونیستی با کمک قدرتهای سکولار جهانی آنرا گرفته و لجبازانه با پشتوانه ی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و غیره بر این ظلم پافشاری می کند و تنها با زبان زور با مسلمین غزه صحبت می کند
  3. مولوی متوجه شو: کفار بخشی از دارالاسلام را اشغال کرده اند و بر اساس تمام مذاهب اسلامی جهاد بر ساکنان آنجا فرض عین است و اگر ساکنان آنجا توان مقابله نداشته باشند جهاد بر سایر مسلمین هم مثل نماز فرض عین می شود.

مولوی: انگار مثل کسانی شده ای که چشمانشان را می بندند و هر چه از دهانشان در بیاید می گویند؛ لطفا به جای رأی و تحلیلهای به دور از منهج اسلامی ات، با عینک و منهج اهل سنت و جماعت به قضایا نگاه کن؛ تا چه زمان ما باید چوب آراء غیر شرعی شماها را بخوریم که جایگزین ادله الفقه امام ابوحنیفه کرده اید؟

مولوی های اهل بدعت مرجئه زده ی ما بالاترند یا رسول الله صلی الله علیه وسلم؟

مولوی های اهل بدعت مرجئه زده ی ما بالاترند یا رسول الله صلی الله علیه وسلم؟

به قلم: عبدالرحمن براهوئی

در ایران شورشی تحت عنوان ژن ژیان پژو ( زن، هرزگی، فاحشگی) توسط احزاب سکولار و مرتد کُرد برپا شد که به تدریج تمام دشمنان قانون شریعت الله در ایران را نیز با خود همراه کرد.

با آنکه مولوی هایی معول الحال اهل بدعت در بلوچستان از این هرزه ها با سخنانی متناقض حمایت کردند اما مردم مسلمان بلوچ با این هرزه ها هم مسیر نشدند تا اینکه قضیه جمعه خونین اطراف مسجد مکی زاهدان پیش آمد و مردم مسلمان بلوچ به این دلیل شروع به اعتراض کردند نه به خاطر همراهی با جنبش هرزه های سکولار.

در این دوران، زمانی که ما به افرادی خاص گوشزد می کردیم که هم مسیر شدن با این هرزه های سکولار جرم و گناه است و بر اساس آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و رای ائمه ی مذاهب اربعه نباید در این فتنه شرکت کرد، اینها در جواب می گفتند مگر شما چند نفر بیشتر می دانید یا مولوی فلانی که از این جنبش حمایت می کند و…؟

عده ای با ابن عباس رضي الله عنهما جرو بحث کردند که آنها حج مفرد را ترجیح می دادند، ابن عباس گفت: نزدیک است که از آسمان بر شما سنگ ببارد، من میگویم: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود ومیگویید: ابوبکر وعمر گفت؟

همچنین عبد الله بن عمر رضي الله عنهما هنگامیکه این حدیث پیامبر صلى الله عليه وسلم خواند: « زنان مسلمان را از مساجد خدا منع نکنید» یکی گفت: سوگند به خداوند که آنها را حتما منع میکنم. پس عبدالله به خشم آمد، واو را سخت فحش داد، وگفت: من میگویم که رسول الله فرمودند وتو میگویی، سوگند به خدا که که آنهارا منع می کنیم ؟

اگر کسی که سنت را بخاطر قول ابوبکر وعمر مخالفت کند، بیم نزول عذاب بر او است پس چگونه خواهد بود حال کسی که بخاطر قول شخصی که پایین تر از آنهاست با سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم و حتی با آیات صریح قرآن مخالفت کند؟

در اینجا این مریدان مولوی ها که به عبادت این مولوی ها مشغولند باید از خود بپرسند این مولوی های اهل بدعت خوشگذران بالاترند یا آیات قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و قول ائمه ی 4 مذهب؟

به منهج صحیح اسلامی برگردید، هم اهل سنت واقعی شوید و هم اهل جماعت و دست از این فرقه بازهای ضرار ساز بردارید که هر یک برای خود فرقه و گروه و جمع و جریانی ساخته و بر جهالت شما نان می خورند و با جان و ناموس و مال شما تجارت و بازی می کنند.

اگر اهل جماعت نیسی …

اگر اهل جماعت نیسی …

به قلم: محمد اسامه

اهل جماعت بودن به زبان ساده یعنی: در دارالاسلام حکومتی بودن .

یعنی سرزمینی ابتدا باید دارالاسلام باشد، یعنی قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد.

حکومتی بودن در این دارالاسلام هم دو نوع است:

  1. شخص در یکی از ادارات و سازمانها و ارگانهای اجرائی حکومتی حضور دارد و در غیر معصیت الله از این نظام اطاعت می کند. چون:لا طاعةَ لِمَخلوقٍ في مَعصيةِ الخالِقِ.[1]
  2. شخص خارج از نظام اجرائی حکومتی است اما در غیر معصیت الله از این نظام اطاعت می کند. حتی اگر مثل امام احمد بن حنبل به مدت 15 سال در زندان این حاکمیت باشد و از بسیاری از امتیازاتی که لایقش است محروم شود و انواع شکنجه ها را نیز تحمل کند یا مثل ابن تیمیه رحمه الله در زندان این حاکمیت هم بمیرد.

رسول الله صلی الله علیه و سلم ما را به اهل این جماعت بودن در دارالاسلام امر کرده است و فرموده است: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پایبند و ملزم جماعت و امام و حاکم و رهبر آن باش و ما را از  تمام فرقه ها و گروهها و پیوستن به فرقه های مختلف نهی کرده است و می فرماید: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» هر چند این فرقه ها با شعارهایی اسلامی و در لباس مولوی و شیخ و آخوند فرو رفته باشند : «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا».[2]

حتی اگر حکومت بر دارالاسلام دچار ظلم و بدعتی شده باشد که باعث ارتداد آن بر اساس ظوابط تکفیر مورد پذیرش اهل سنت و جماعت (1- اثبات جرم 2- تائید جرم توسط الله و رسولش 3- شروط تکفیر 4- موانع تکفیر) نشده باشد و ظلم و فسق آنها به کفر بواح و آشکار نرسیده باشد که برای این کفر آشکار از سوی الله دلیل و برهانی داشته باشیم «إلَّا أنْ تَرَوْا كُفْرًا بَواحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فيه بُرْهانٌ».[3]  و شرایط و اسباب لازم و زمان مناسب برای تغییر انقلابی این حکومت بدیل اضطراری اسلامی به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت وجود ندارد و هر گونه جنگی به قیام فتنه و فاجعه ختم می شود و یا حاکمیتی بدتر از این سرکار می آید، هر گونه جنگ مسلحانه ای بر علیه این حاکمیت حرام است و هیچ توجیهی برای فرقه بازی و ضرار سازی و هدر دادن خون و ناموس و مال و امنیت مسلمین وجود ندارد.

این منهج صحیح اهل سنت و جماعت است. یعنی أهلَ السُّنَّةِ والجَماعةِ حتی اطاعت از امام عادل را نیز در معصیت الله مجاز نمی دانند، اگر این امام و رهبر آنها را به اطاعت از الله دستور داد از او اطاعت می کنند مثل دستور به اقامه نماز و دادن زکان و صدق و راستی و عدالت و حج و جهاد در راه الله، پس مومنین در حقیقت از الله اطاعت کرده اند.[4] 

اما اگر جزو مومنین اهل جماعت نیستی و جزو فرقه بازهای اهل بدعت شده ای برای ضربه زدن به آینده ی خوت و ملت مسلمانت نیازی به غریبه نیست، در همین مسیر اهل تفرقی که منجر به سستی و بی ابهتی و شکست و ذلیلی و ناامیدی ادامه بده و بر جوی خون مسلمین به اینهمه مصیبت ناشی از تفرق و کشتار ادامه بده.


[1]   أحمد (20653) الحاكم (5870)

[2] بخارى (7084) مسلم (1847)

[3] بخاري (7055)  مسلم (1840).

[4]  ابن تیمیه، منهاج السنة النبوية (3/387).

به اسم اسلام، جنگ مسلحانه بر علیه ایران را یا مومنین فرقه باز انجام می دهند یا ضرارسازهای خود فروخته

به اسم اسلام، جنگ مسلحانه بر علیه ایران را یا مومنین فرقه باز انجام می دهند یا ضرارسازهای خود فروخته

به قلم: عبدالرحمن براهوئی

تمام مردم، به استثنای مومنین فرقه باز و همچنین دارودسته ی منافقین ضرار ساز خودفروخته  به این نتیجه رسیده اند که راهی جز اهل جماعت شدن و در پیش گرفتن اصلاحات در داخل ایران وجود ندارد و درپیش گرفتن قتال الفتنه و جنگ مسلحانه بر علیه ایران موافقت به استمرار انحراف و ادامه یافتن جهالت مردم و هدر دادن خونها و نوامیس مردم و در نهایت حرکت بر اساس نقشه ی کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو است .

بسیاری از این منحرفین تنها زمانی دست از لج بازی و حماقت خود بر می دارند که توسط اربابانشان طی معامله ای فروخته می شوند .

اجازه نده این افراد تو را وارد چنین سناریویی کنند و مثل دلقها و عروسکهای خیمه شب بازی طبق نقشه و برنامه ی دشمنانت عمل نکن.

تنها راه اهل سنت ایران و بخصوص بلوچها بازگشت به منهج صحیح ائمه ی اربعه در برخورد با منکرات حکومتهای حاکم بر دارالاسلام است، پس نه مقلد ماهواره ها شو نه مقلید فضای مجازی و مولوی های رسانه ای .

سرنوشت جهان اسلام به اهل جماعت شدن من و شما گره خورده است

سرنوشت جهان اسلام به اهل جماعت شدن من و شما گره خورده است

به قلم: محمد اسامه

در حدیث شریف رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده است که می فرماید: إنَّ اللَّهَ لا يَجْمَعُ أمَّتي عَلَى الضَّلَالةٍ ويدُ اللَّهِ على الجماعةِ.[1] «يَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعة.[2] بدون شک الله امت مرا بر سرگردانی و گمراهی جمع نمی‌کند و دست الله با (بر) جماعت است.

 و جماعت هم یعنی: حاکمیت بر دارالاسلام. چنانچه عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید: لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[3] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.

در این شک نکنید که سرنوشت جهان اسلام به اهل جماعت شدن من و شما گره خورده است.

زمانی که اهل جماعت شدیم جهاد ما با دشمنان اشغالگر، منظم و هدفمند و پرانرژی تر خواهد بود، یقیناً با اهل جماعت شدن و به دست آوردن حمایت و پشتیبانی الله جل جلاله که تنها مختص جماعت و اهل جماعت است، اهل اسلام در مقابل تمام دشمنان خود به پیروزی خواهند رسید. باذن الله.

الان نگاه کن که کدام حکومت اسلامی است که پرچم جهاد با آمریکا و ناتو و صهیونیستها را در منطقه برداشته است و در صف اول جهاد با این کفار اشغالگر و مزدوران آنهاست؟ قطعاً دارالاسلام و جماعت ایران است.

پس اهل جماعت دارالاسلام ایران شوید و بشتابید به سوی جهاد با کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی که دشمنان صائل اهل اسلام شده اند و از تمام فرقه ها و احزاب به ظاهر اسلامگر و غیره دوری و کناره گیری کنید چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا.[4] پس از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن.

هم اکنون اهل جماعت شدن زیر پرچم دارالاسلام ایران تنها فرصت ما برای بازگشت به عزت از دست رفته ی مسلمین در سراسر دنیاست و گزینه ای غیر از این تنها تفرق است فرقه بازی و سستی و بی ابهتی و شکست و ذلیلی و به بن بست رسیدن و خیال پردازی و ناامیدی.

نکته ی آخر اینکه: اهل جماعت شدن یا اهل حاکمیت بر دارالاسلام شدن به معنی رها کردن فکر و مذهب خودت نیست، همچنانکه اهل یک روستا یا اهل یک شهر و اهل یک استان و اهل یک کشور شدن به معنی رها کردن فکر و مذهب خودت نبوده و نیست بلکه به این معنی است که در آنچه که بر اساس شریعت الله و در غیر معصیت الله است از مسئولین اجرائی اطاعت کردن. 


[1] الألباني، الذب الأحمد 11- صحيح الجامع 1848- صحيح الترمذي 2167 / ابن ابی عاصم (80)، طبرانی و لالکائی.

[2]– ترمذی (2166)، طبرانی و ابن ابی عاصم.

[3] سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، 257- 265/ ابوداود (3664)، احمد (2/338)، دارمی (257)،

[4] متفق علیه / أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994

عبدالمالک ریگی و نوچه اش فاروقی برای بلوچهای ایران چه می خواهند؟

عبدالمالک ریگی و نوچه اش فاروقی برای بلوچهای ایران چه می خواهند؟

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

عبدالمالک ریگی که نه سواد آکادمیک داشت و نه سواد فقهی در شریعت برای مدتی توانست برای خود دارودسته ای درست کند.

ابتدا با تکفیر شیعه ها شروع کرد و یکبار به القاعده اسامه بن لادن بیعت داد اما بیعت او پذیرفته نشد، این شخص خیال می کرد که اگر کیلویی شیعیان را تکفیر کند و در برابر ایران بایستد می تواند نزد اسامه بن لادن انسان خوبی جلوه کند در حالی که اسامه بن لادن دارای عقاید اخوان المسلمینی با تفکرات و منهج سید قطب رحمه الله بود و رهبر ایران هم از مترجمین آثار سید قطب بود.

به هر حال عبدالمالک ریگی نتوانست حمایت القاعده را به دست آورد به همین دلیل به رسانه های وابسته به آمریکا و انگلیس مثل رنگارنگ و بی بی سی و رسانه های آل سعود مثل العربیه متوسل شد، یعنی به دشمنان اسامه بن لادن.

 عبدالمالک ریگی در مصاحبه با شبکه ماهواره ای رنگارنگ به صراحت خودش را بخشی از ایران می داند و می گوید به نمایندگی از تمام ایرانیان برای ایرانی فدرال می جنگد.

بلوچها قبلا در پاکستان تجربه ی فدرالیسم سکولاریستها را به مدت هشت دهه دارند و می فهمیم که مفهوم این سخن عبدالمالک ریگی چقدر با قانون شریعت الله و منافع بلوچهای حنفی مذهب در تضاد است. فقط کافی است وضعیت الان بلوچهای بلوچستان پاکستان در حکومت فدرال چرکستان را نگاه کنید.

عبدالمالک ریگی در مصاحبه خود می گوید ما خواهان ارتباط با کل کشور ها هستیم، یعنی ولا و برا اصلاً ندارد؛ علاوه بر این می گوید همه مذاهب و عقاید و افکار مبارک هستند و به مرتدین می گوید برادر و برایش فرقی ندارد طرف کی هست و عقیدش چی باشد و فقط هدفش رسیدن به قدرت هست.

در مصاحبه ای دیگر هم  دیدیم که نوچه همین شخص، صلاح الدین فارقی هم می یگوید دنبال دموکراسی و فدرالیسم هستیم .

اینها با شعارهای شبه اسلامی و با سوء استفاده از اختلافات شیعی – سنی و در پناه حکومت سکولار و مرتد پاکستان در واقع همان نقش واگنرهای آمریکا را دارند؛ چون بر احمقترین انسانها نیز روشن شده است که حکومت سکولار و مرتد چرکستان مزدور و غلام آمریکاست به نحوی که حتی حقوق ارتش آنرا آمریکا پرداخت می کند.

حالا آمریکائی که حتی یک زن مومن مثل دکتر عافیه صدیقی پاکستانی را تحمل نمی کند و او را زندانی و شکنجه می کند و اجازه زندگی آزاد به او نمی دهد اما همین گروه ریگی و فاروقی و سایر دسته های بلوچ را آزاد گذاشته با خانواده در پنجگور و … سکونت کنند.

آیا هنوز متوجه نیستید که این گروههای مختلف در راستای اهداف آمریکا در منیطقه کار می کنند و بلوچهای احساسی را به بهانه های قومگرائی و مذهبی قربانی اهداف آمریکا و متحدین آمریکا می کنند؟

بیدار شویم و فریب نخوریم؛ اینها بخشی از اسلام آمریکائی – صهیونی هستند؛ یعنیی در راستای اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ روانی و مسلحانه می کنند.

پیام به آنهایی که خود را مومن می نامند اما در انتخابات دارالاسلام ایران نظاره گر و تماشاچی هستند

پیام به آنهایی که خود را مومن می نامند اما در انتخابات دارالاسلام ایران  نظاره گر و تماشاچی هستند

به قلم: مرصاد اسلامی

دکتر فضل الرحمن فقیهی هروی در کتاب انتخابات در آیینه فقه، ص۱۴۴ می گوید:

مسلمانان… باید به تعیین زعامتی برتر و سالم اقدام نمایند و نگذارند که زمام امور به دست افراد فاسد و فاجر و یا بی دین و اسلام ستیز بیافتد. در چنین صورتی کسانی که خاموش می‌نشینند و امت اسلامی را در بی سرنوشتی رها می‌نمایند کار نادرستی را انجام داده‌اند و در نزد خداوند مسؤول خواهند بود.

متأسفانه بسیاری از اهل سنت چنین تفهیم شدند که حتما باید کسی چون سیدنا عمر بن خطاب رضی الله عنه کاندیدا شود و به او رأی داد! وگرنه کسی که رأی دهد کافر و ظالم و… است!
چنین تفکری همیشه باعث غلبه لیبرال‌ها و غربگرایان و دارودسته منافقین و سکولار زده ها بر جامعه می‌شود.
تصور کنید تمام کاندیداهای ریاست جمهوری هیچ کاری برای اهل سنت نمی‌کنند (البته تصور می‌کنیم تنها کاری که میشه کرد ساختن مسجد اهل سنت تهران و بستن دهان چند هتاک به صحابه هست!! خدا خیر ندهد کسی که دغدغه‌های اهل سنت را تا این حد تنازل داد)

غیر از اینست که در هزاران برنامه و طرح باهم اختلاف دارند و طبیعتا یکی بهتر از دیگری هست؟ همگی درباره فلسطین یک نظر دارند؟ همگی در وابستگی به غرب یکسانند؟ همگی دربارۂ حجاب و وضعیت فرهنگی یک نظر دارند؟
قطعا نه…

علاوه بر این، قضیه انتخابات در ایران با دیگر انتخابات بسیار فرق می‌کند.

هر ساله، رسانه‌هایی مثل bbc و منوتو و یهوداینترنشنال و رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی در حال رصد انتخابات هستند و مایلند درصد مشارکت به شدت پایین بیاید. چرا!؟
چون این به معنای شکاف جدی بین حکومت و مردم است. خب نتیجه‌ی آن چیست؟
این است که می‌توان روی جنگ داخلی یا خارجی در ایران حساب باز کرد!! یعنی تکرار آشوب‌هایی از جنس ززآ و سیراب شدن اروپا و آمریکا از جوی خون مردم ایران!

اسلام ستیزان و سکولارهای خبیث به شدت برای جنگ و آشوب در ایران، دندان تیز کردند!
لذا:
۱- به خاطر نداشتن مسجد اهل سنت در تهران، رأی ندید! به زودی اسرائیل برای شما هزاران مسجد را خواهد ساخت!! از همان مساجدی  که در غزه روزانه می‌سازد (ویران می‌کند)!
۲- به خاطر توهین به صحابه رضی الله عنهم توسط برخی افراد تندرو، رأی ندید! به زودی اسلام ستیزان وحشی خواهند آمد و امثال حبیب سربازی و شاهین نجفی و مسیح علی نژاد برایتان در فضیلت صحابه سخنرانی خواهند کرد و مراسم تحلیل و شرح صحیحین را از تلویزیون پخش خواهند کرد!!

واضح است که دو جبهه وجود دارد و جنگی روانی در جریان است و مساله ی دارالاسلام و جماعت و شرف در میان است، شخص چه بخواهد چه نخواهد در یکی از این جبهه ها قرار می گیرد.

شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله که سال‌ها توسط مخالفان اهل بدعتش در بند و اذیت بود، با کفار متحد شد یا در صف مسلمانان (ولو غیر اهل سنت) علیه دشمن خارجی ایستاد!؟

والله کفش پاره و کثیف مسلمان شیعه، صوفی، اشعری، ماتریدی و و و… به تمام وجود کافران و اسلام ستیزان سکولار بومی و غیر بومی می‌ارزد.

خداوندا، ما دلسوز مسلمانان هستیم و نگران تسلط وحوش اسلام ستیز و همجنسبازان و زناکاران بر مسلمانان هستیم. اگر برای چیزی غیر از این، این مطالب را منتشر کردیم، ما را مورد لعنت و عذاب خود قرار بده. آمین.

تجربیاتی زنده از حکومتداری معاصر: امارت اسلامی افغانستان و جنبش اسلامی حماس فلسطین (1)

تجربیاتی زنده از حکومتداری معاصر: امارت اسلامی افغانستان و جنبش اسلامی حماس فلسطین (1)

کاتب: دکتر أدهم شرقاوی

ترجمه:  دکتر امید حبیبی

افغانستان دو روز  پیش و تنها در دو سال و نیم، از زمان بازگشت طالبان به حکومت! با اعلام بازپرداخت آخرین وام بین‌المللی خود به کشوری بدون بدهی خارجی تبدیل شد!

برای دهه‌ها، ماشین رسانه‌‌ی سرمایه‌داری غربی و عربی، آن‌ها را به‌عنوان عده‌ای وحشی‌ و اوباش به تصویر می‌کشید که در غارها زندگی می‌کنند و هیچ بهره‌ای از دانش سیاست، اقتصاد و آموزش ندارند! طوری آن‌ها را به تصویر می‌کشیدند که انگار حتی از وجود عقل بی‌بهره‌اند و تنها از دریچه‌ی نبرد مسلحانه و سلاح خود فکر می‌کنند!

و شما باید داستان‌های این رسانه‌ها را باور کنید، در غیر این صورت حامی تروریسم خواهید بود، حتی اگر داستان آن‌ها شکننده‌تر از یک تکه بیسکویت در یک فنجان چای باشد!

گویی که غربی‌ها واقعاً متمدن و حامل پیامی مهم هستند، می‌توانند کشوری را اشغال کنند، دولتش را سرنگون سازند، مردمش را بکشند یا آواره نمایند، ثروتش را به تاراج ببرند و یک نظام وحشیانه را سر کار بیاورند که به آن‌ها در انجام این امور کمک کند!

اما کسی که سلاح به دست می‌گیرد و برای دفاع از خاک و ناموس و دین خود می‌جنگد، تروریست و عقب‌مانده است!

غرب حقیقتاً از مساجد نمی‌ترسد، حتی اگر در پشت‌بام هر خانه‌ای مسجدی ساخته شود! غرب از اینکه اسلام دولت و حکومت داشته باشد وحشت دارد؛ زیرا در آن صورت مسلمانان از فرش به عرش می‌رسند! از گله‌های رام شده با چوب، به گرگ‌هایی دارای دندان و چنگال‌های تیز بدل می‌شوند که قادر به جنگ و دفاع هستند!

وقتی به اسلام مجال داده شود که با عدالت و اعتدال و درک صحیح خود حکومت کند، آبادی و سرزندگی به بار می‌آورد!

شما می‌توانید اقتصاد امروز افغانستان را که یوغ بدهی را از سرش انداخته و پوست بانک جهانی را پاره کرده است با اقتصاد مصر و اردن و لبنان و سوریه و عراق مقایسه کنید!

مصری که در زمان یوسف علیه‌السلام دنیا را سیر می‌کرد، مردمش هوس گوشت می‌کنند (اما یافت نمی‌شود!) مصری که فقط با کاشت گندم در حاشیه‌ی نیل، از قدرت‌های بزرگِ زمان شد.

ما هیچ وقت کمبود منابع نداشته‌ایم و کشورهای مسلمان ثروتمندترین کشورها از نظر منابع هستند، کمبود ما در وجود کشوری است که تحت حاکمیت و اراده‌ی اسلام اداره شود، نه کشوری که مردمش مسلمان هستند، اما قوانینش وارداتی است، پرچم‌اش اسیر است و اقتصادش برده‌ی بانک جهانی‌ست.

سینمای مصر، افراد مذهبی را به عنوان یک مشت تروریست احمق برای ما به تصویر کشیده است، و «عادل امام» سینماگر مصری زمانی که در ذهن ما این کلیشه را جا می‌انداخت که دینداری و عقب‌ماندگی دو روی یک سکه هستند، ما را بسیار می‌خنداند!

تئاتر سوری، مذهبی‌ها را درویش و اهل دعای دسته‌جمعی، که مکان ایده‌آل آن‌ها در گوشه و کنار تکیه‌ها و خانقاه‌هاست، نشان می‌داد! اما در مورد حکومت، این کار افراد شایسته‌ی خود را دارد!

این وضعیت امروز ماست، دهه‌ها پس از حذف اسلام از قدرت! نتیجه چیست؟ نه اقتصاد، نه آموزش، نه قدرت نظامی!

پاسخ به شبهه در مورد علمای دینی (1)

پاسخ به شبهه در مورد علمای دینی (1)

به قلم: ع. دشتی بلوچ

متن شبهه: مُلّاها در هردینی که باشند، ابتدا دنیای مردم را جهنم می کنند و سپس وعده ی بهشت را به همان مردم می فروشند. هیچ تجارتی پر سود تر از این نیست که کالایی خیالی را به مردم بفروشی که زمان تحویل آن پس از مرگ مشتری است. در هرکجای دنیا که باشید، با مقایسه دستان روحانیون و کارگران به راحتی متوجه می شوید!

 بررسی شُبهه:

1 مُلاّها در هر دینی که باشند: در هر دینی مُلاّ وجود ندارد، اصطلاح مُلّا یک اصطلاح اسلامی است و بر گرفته از مولوی، مولانا، و یا پیشوا و عالِم می باشد که بمعنای رهبر دینی -اسلامی- نیز است. بنابر این فقط علما و دانشمندان مسلمان را اصطلاحاً مُلاّ می گویند. پس؛ اینکه بگوییم در هر دینی ملا وجود دارد جمله ای کاملا اشتباه است. البته اگر از اصطلاحات هر دین استفاده نماییم درست می شود، یعنی اگر منظور ما تمام دین ها هستند، پس باید از تمام اصطلاحات آن ادیان استفاده نماییم. مثلا بگوییم؛

ــ ملاها(علمای مسلمان)

ــ پاپ و کشیش ها(علمای مسیحیت)

ــ خاخام ها(علمای یهود)

ــ راهبان(علمای بودائیسم و هندوئیسم)

خب، تا اینجا دانستیم که ملاها چه کسانی و از چه دین و عقیده ای هستند، و از آنجایی که این متن خطاب به ملاها(یعنی علمای مسلمان) نوشته شده، ما هم بعنوان یک مسلمان، سایر جملات را از فیلتر اسلام می گذرانیم و بررسی می نماییم تا ببینیم ماجرا از چه قرار است.

2 ابتدا دنیای مردم را جهنم می کنند: در هیچ نصّی از نصوص قرآن و احادیث نیامده که دنیای مردم را جهنم سازید، و بلکه بشدت در نکوهش افرادی که حقوق مردم را ضایع می کنند صحبت شده و آیات و احادیث در این رابطه بی شمارند. تا جاییکه اگر یک مُلّا یا هر مسلمانِ دیگری، تمام روزها را روزه گرفته و جهاد بکند، و تمام شب ها را در عبادت و دعوت بگذراند، اما اگر حقوق مردم را ضایع نماید، این نماز و عبادت به صورت وی زده خواهند شد و همین ضایع کردنِ حقوق مردم کافیست تا این فرد را به قعر جهنم بیندازند!

3 و سپس وعده ی بهشت را   به همان مردم می فروشند!: اولاً وعده ی بهشت را خداوند تعالی داده هست، و علمای مسلمان صرفا آنچه که از قرآن و حدیث می دانند نقل می کنند. هرکس که کارهای بهشتی انجام دهد(آنطور که خدا و رسول صلی الله علیه وسلم فرموده اند) قطعا جایگاهش در بهشت خواهد بود، و هر فردی کارهای ناشایستی انجام دهد، نتیجه ی اعمال خود را مشاهده خواهد کرد، چه ملا باشد و چه غیر ملا، چه سردار زاده باشد و چه پیامبر زاده! در عدالت الهی بین افراد هیچ فرق و تفاوتی وجود ندارد.

4 هیچ تجارتی پر سودتر از این نیست که کالایی خیالی را به مردم بفروشی: همانطور که پیش تر عرض نمودیم، بهشت و جهنم  در دست مردم نیز نیستند که بخواهند آن را بفروشند یا بخرند! همچنین؛ بهشت کالا نیست که بخواهیم بگوییم خیالی هست و یا غیر خیالی. اگر منظور از خیالی بودن اینست که ما با چشمان خود آن را نمی توانیم بینیم پس درست است، زیرا بهشت از غیبیات بوده و انسان در این دنیا نمی تواند آن را ببیند، همانطور که بسیاری از چیزهای دیگر حتی چیزهایی که در این دنیا هستند را نمی بیند. ولیکن اگر منظور از خیالی بودن اینست که اصلا بهشت و جهنمی وجود ندارد، پس باید مطرح کننده ی این ادعا، جهت اثبات ادعای خود دلایل محکمه پسند را عرضه نماید تا ما نیز وارد گفتگو شویم!

اسلام و اهل جماعت شدن راه نجات ملت بلوچ است نه احزاب سکولار و سایر گروههای فرقه باز

اسلام و اهل جماعت شدن راه نجات ملت بلوچ است نه احزاب سکولار و سایر گروههای فرقه باز

به قلم: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

کسی که می گوید من مسلمان شده ام در واقع ادعایی را مطرح کرده است که باید آنرا با دلایل ظاهری ثابت کند، بعد از آنکه شخص مسلمان می شود و با نماز خواندن این مسلمان بودن خود را ثابت می کند، در صورت وجود دارالاسلام و حاکمیت اسلامی، اولین وظیفه ی اول اهل جماعت شدن و دوری کردن از تمام فرقه ها و گروههای به ظاهر اسلامگرا است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به مومنین امر می کند: «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پایبند به جماعت مسلمین و امام و رهبر آنها باش و «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، چون این گروهها و فرقه ها همگی « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند و دعوتگرانی در میان مسلمین هستند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

همینکه می بینی که این فرقه های خارج شده از جماعت و دارالاسلام هرگز نمی توانند یک گروه شوند و اکثرا ضد هم هستند و همینکه می بینی احزاب سکولار ملی گرا هم در هر خطه، هیچ گاه به یک پارچگی دست نمی یابند و عمده فعالیت آنها علیه یکدیگر است، این یعنی انحراف از مسیر صحیح و حرکت در مسیر گمراهی و سرگردانی و …

فرقه بازی چه در قالب احزاب به ظاهر اسلامگرا باشد چه در قالب احزاب متعدد و رنگارنگ سکولاریستی ملی گرا توهمی است که تعدادی آنرا سبب اتحاد بلوچ پس از پیروزی می دانند در حالی که این ایدئولوژی بر خلاف تبلیغات و شعارها، تاکنون نتوانسته است چند حزب و گروه همفکر خود را متحد کند، حالا چگونه قادر به پیروزی و یا متحد کردن جمعیت چند میلیونی با افکار و مذاهب و تفاسیر مختلف خواهند بود؟

تو ای بلوچ اهل سنت و جماعت: فقط با مروری بر کارنامه ی این احزاب و فرقه ها و گروههای مختلف سکولار و ملی گرا و گروههای به ظاهر اسلامگرا که در حیات خلوت سازمان جاسوی آمریکا در پاکستان فعالیت دارند باید متوجه شده باشی که اینها خودشان مشکل و مانع حرکت صحیح بلوچها و عامل هدر رفتن جوانان و اهداف ملت بلوچ هستند نه راهکاری برای برداشتن مانع و مشکلی از موانع و مشکلات قوم مسلمان حنفی مذهب بلوچ.


[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)