بازخوانیِ واقعه؛ ناله‌ای بر خاک و خاکستر

بازخوانیِ واقعه؛ ناله‌ای بر خاک و خاکستر

کاتب: محمد اساسمه

برادرانِ ایمانی،

امروزه  زمزمه های جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها بر علیه دارالاسلامهای ایران و امارت اسلامی افغانستان بر سر زبان رسانه های مختلف افتاده است.

آمریکا قلدرانه به ا.ا.افغانستان می گوید بلگرام که بخشی از خاک تو است را به من بده و گرنه بد می بینی و به ج.ا.ایران هم می گوید نباید قدرت بیشتر داشته باشی حالا چه در هسته ای باشد یا در موشکها و… و گرنه باید بد ببینی.

آیا این قلدری ها برای ما پیامی در بر ندارد؟

ما اهل‌سنت در گوشه‌وکنار جهان و در ماقطع مختلف جهادها کردیم. خون‌ها داده شد، دل‌ها سوخت، سرزمین‌ها پیموده شد — و این کارها ستایش‌بردار است؛ زیرا راهِ دفاع از دین و مردم راهِ آسانی نیست. اما پرسشِ اساسی این است که آیا آن همه تلاش، آن همه فداکاری، ثمری معقول و پایدار داشت؟

متأسفانه باید گفت: بخش بزرگی از آن جهادها به‌سببِ منهجِ غلط و سیاستِ تفرقه‌انگیزِ برخی جریاناتِ نجدی، به خاک و خاکستر تبدیل شد. روش‌هایی که اختلاف را تشدید کرد، به‌جای ساختن امت واحد، سرزمینی از تفرقه و سوزاندن سرمایه‌های انسانی و اخلاقی به‌جا گذاشت.

اگرچه تلاش‌های فردی و شورِ مبارزه قابل تحسین‌اند، اما وقتی راهبرد و منطقِ عمل اشتباه باشد، خونِ شهیدان را هدر می‌کند و امیدِ امت را خاکستر می‌سازد.

آری، دو تجربه ی عملی بزرگ ثمر بخش روییدند — « ا.ا.افغانستان و ج.ا.ایران» که دست‌کم در یک بستر تاریخی به مثابه ی نمونه‌هایی از تحقّقِ مذاهب و اندیشه‌ هایی خاص نتیجه داده اند — اما این یک خوشه ی نادر در میانِ خرمنِ سوخته‌هاست، نه سندِ کلی برای اثباتِ روش. اینکه فقط «دو مورد بزرگ» در کنار چندین مورد کوچک به ثمر نشسته اند، باید ما را به خود آورد؛ نه اینکه آن چند تجربه را دلیلِ توجیهِ همه ی روش‌ها سازد.

پس خوانِ ما چیست؟

اول: تقدیر از کسانی که در راه خدا ایستادند — خون و جانِ آن‌ها قابل بی‌توجهی نیست.

دوم: اعتراف به خطا — وقتی روشِ ما به تفرق یا جهل انجامید، باید اعتراف کنیم و از غرور کناره بگیریم.

سوم: بازگشت به مبادیِ اصیل: به قرآن، به سنتِ جامعی که پیامبر نشان داد (سنتِ جهادی که مقید به عدالت و حکمت و حفظِ مصالح امت است، نه تفرقه‌افکنی و تباهی).

چهارم: سیاست و منهجِ واحد: ما نیازمندِ فهم و روشِ راهبردی‌ای هستیم که وحدت را حفظ کند و از فرسایشِ نیروی انسانی و اجتماعی جلوگیری نماید.

برادران! سرنوشتِ امت در گروِ صداقت با خود است: باید جان‌فشانی را بشناسیم، اما مانند گذشته کورکورانه روش را تکرار نکنیم. اگر امروز فقط چند تجربه که نماینده ی چند تفکر و برداشت اسلامی هستند به ثمر نشسته و مابقی، خاک و خاکستر شده‌اند، این فریادِ بیداری است — برای بازگشت به حکمت، اصلاح منهج، و ساختن امتِ واحد که قرآن خواهانش است.

انتشار ویدئوی یک قاتل یهودی در غزه و تأثیرات آن

انتشار ویدئوی یک قاتل یهودی در غزه و تأثیرات آن

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در صورت‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی، قسمت‌های گاه و بیگاهی از واقعیت‌های تلخ اجتماعی و انسانی به نمایش در می‌آید. اخیراً ویدئویی از یک قاتل یهودی، که یک افسر سابق است، منتشر شده است. او در حال آواز خواندن و نشسته بر بولدوزری است که در حال تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها در غزه می‌باشد. این ویدئو نه تنها بحث‌های جدی را در مورد humanidad و حقوق بشر دامن می‌زند، بلکه نگرانی‌های عمیق‌تری را نیز به وجود می‌آورد.

در این ویدئو، قاتل یهودی نه تنها به صورت زنده پخش شده بلکه به نظر می‌رسد که به هدف خود از تخریب اموال فلسطینی‌ها افتخار می‌کند. آواز خواندن او در حالی که در حال ویرانی خانه‌های خانواده‌ها است، احساسات مخاطبان را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود که افراد در سرتاسر جهان به بررسی ابعاد انسانی این قضیه بپردازند.

سخنان و اعمال او به وضوح نشان‌دهنده عدم احترام به زندگی انسانی و حقوق بشر است. چنین رفتارهایی می‌تواند در کوتاه‌مدت اوضاع را به‌هم بزند و باعث تشدید تنش‌ها در منطقه شود.

انتشار این ویدئو همچنین نشان‌دهنده عمق بحران انسانی در غزه است. تخریب خانه‌ها و ویرانی زیرساخت‌های زندگی مردم، نشان‌دهنده چالش‌های بنیادینی است که خانواده‌های فلسطینی با آن مواجهند. اینگونه رفتارها نه تنها به تداوم چرخه خشونت کمک می‌کند بلکه بر درد و رنج مردم بی‌گناه می‌افزاید.

چنین وقایعی می‌تواند به سؤالات جدی در مورد مسئولیت‌های حقوق بشری و حقوق بین‌الملل منجر شود. آیا جامعه جهانی می‌تواند به این رفتارها پاسخی مؤثر دهد؟ آیا امکان ایجاد تغییرات مثبت در سیاست‌های رژیم صهیونیستی وجود دارد؟ این موارد نیازمند نظارت و تحلیل‌های دقیق‌تر از سوی نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری است.

انتشار ویدئوی یک قاتل یهودی در حال تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها، نه تنها تنش‌های موجود را تشدید می‌کند بلکه به عنوان یک زنگ خطر برای جامعه جهانی محسوب می‌شود. این وقایع، برگ‌هایی دردناک از بحران عمیق انسانی در فلسطین را نمایان می‌سازد. لزوم توجه به حقوق بشر و ایجاد فضایی برای اتحاد فراگیر مسلمین جهت تداوم جهاد همه جانبه بر علیه اشغالگران صهیونیست و ارباب اصلی آنها آمریکا، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

ایران و امارت اسلامی افغانستان برندگان رای گیری در مورد توطئه ی «دو دولت» و به رسمیت شناختن اشغالگران صهیونیست

ایران و امارت اسلامی افغانستان برندگان رای گیری در مورد توطئه ی «دو دولت» و به رسمیت شناختن اشغالگران صهیونیست

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در دنیای امروز، مسئله فلسطین یکی از مهمترین و بحث‌برانگیزترین موضوعات سیاسی و اجتماعی به شمار می‌رود. تاریخی طولانی و پیچیده، تنش‌های متناوب و درگیری‌های مستمر میان صهیونیتسهای اشغالگر و فلسطینیان، همواره توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. اما در این میان، حقایق عمیق‌تری نیز وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد.

فلسطین به عنوان سرزمینی با تاریخ غنی، فرهنگی عمیق و مردمی resilient، در طول قرون متمادی تحت تاثیر امپراطوری‌ها و حکومت‌های مختلف قرار گرفته است. اما در قرن بیستم، با تشکیل اسرائیل در سال 1948 و تبعید جمعیت گسترده‌ای از فلسطینیان، یک بحران انسانی به وجود آمد که هنوز هم ادامه دارد. این درگیری نه تنها ابعاد سیاسی دارد، بلکه ابعاد انسانی و اجتماعی عمیقی نیز دارد که نیازمند توجه و همدلی جهانی است.

به‌ویژه در سال‌های اخیر، شاهد افزایش سرکوب فلسطینیان و نقض حقوق بشر در این سرزمین بوده‌ایم. گروه‌های حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی بارها از اقدامات نظامی و شهرک‌سازی‌های غیرقانونی اسرائیل انتقاد کرده‌اند. این شرایط، به افکار عمومی در سراسر جهان این را القا می‌کند که آیا واقعاً حق فلسطینیان در این سرزمین نادیده گرفته می‌شود؟

فلسطینیان تنها به دنبال دستیابی به حقوق اولیه و زندگی در صلح در سرزمین آزاد شده ی خود هستن اما سازمان ملل متحد از ابتدا تا کنون دنبال به رسمیت شناختن اشغالگری صهیونیستها در قالب طرح «دو دولت» بر سرزمین واحد فلسطین بوده است.

در رای گیری دیروز برای به اجرای این توطئه، ایران و طالبان رای خالی دادند و در آن مشارکت نکردند؛ هر چند آمریکا و صهیونیستها در یک طرف بودند و انگلیس و سایر شرکای آمریکا و صهیونیستها در طرف دیگر بازی رای گیری قرار داشتند اما هدف هر دو عملی شدن این طرح جهت به رسمیت شناختن اشغالگری صهیونیستها بر بخشی از سرزمینهای اسلامی است.

به یاد ابوعبیده سخنگوی مقاوت اسلامی فلسطین(حماس): کاروان شهدا؛ راهی که هرگز خاموش نمی‌شود  

تصویر فرزند شهید «ابوعبیده»؛ نمونه‌ای زنده از استمرار این کاروان جاویدان

به یاد ابوعبیده سخنگوی مقاوت اسلامی فلسطین(حماس): کاروان شهدا؛ راهی که هرگز خاموش نمی‌شود  

کاتب: صدیق عثمانی

جنگ و قتال زمانی فی سبیل الله محسوب می شود که بر اساس قوانین شریعت الله انجام شود، یکی از قوانین شریعت الله در مورد جهاد این است که باید به دور از تفرق و اهل بغی شدن صورت گیرد و گرنه چنین جنگی تبدیل به قتال الفتنه می شود.

هم اکنون که آمریکا پرچمدار کفر جهانی به عنوان سرافعی و دشمن شماره یک مسلمین شناخته شده است که صهیونیستها را همچون سگ هار خود مورد استفاده قرار می دهد، جهاد فی سبیل الله باید با تمرکز بر این دشمن اصلی و پرهیز از هر گنه تفرق و جنگ داخلی و بازکردن جبهات انحرافی انجام شود.

حماس و جهاد اسلامی در غزه نمونه ی کنونی جهاد فی سبیل الله هستند که بر این دشمنان اصلی تمرکز کرده اند و جیش العدل و انصارالفرقان و تمام گروههایی که با حامیان اهل غزه می جنگند در حال قتال الفتنه هستند.  

ما در مورد کشته شده های گروههای متفرق سکوت می کنیم و از الله می خواهیم بر اساس نیات آنها با آنها معامله کند نه بر اساس اعمال تفرقه انگیز و فتنه گرایانه ی آنها با این وجود در مورد کشته شده های مومنین حماس و جهاد اسلامی و امثالهم از عبارت شهید استفاده می کنیم – نحسبهم کذالک و الله حسبیهم و لا نزکی علی الله احدا- ابوعبیده را یکی از این بزرگواران می دانیم.

الله متعال در قرآن کریم جایگاه شهید را چنین بیان کرده است: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل‌عمران/ 169) هرگز گمان مبر کسانی که در راه الله کشته شدند مرده‌اند، بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند.

رسول الله صل یالله علیه وسلم می فرماید:  فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ (سنن نسائی 3139) بالای هر نیکی، نیکویی دیگری هست تا اینکه مرد در راه خدا کشته شود؛ و هنگامی که در راه خدا شهید شود، دیگر بالاتر از آن نیکویی وجود ندارد.

از زمان بدر و احد تا امروز، پیروان پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم همیشه کاروانی از شهدا داشته اند. در بدر، جوانانی چون عمیر بن ابی وقاص در سنین کم به شهادت رسیدند. در احد، بزرگانی چون حمزه سیدالشهدا پرچم خونین اسلام را برافراشتند. در کربلا، نواسهٔ رسول‌الله صلی الله علیه وسلم، امام حسین (رض) و یارانش در برابر باطل ایستادند.

امروز نیز این کاروان ادامه دارد؛ کودکان، زنان و مردان در فلسطین، سومالی، یمن و هر جایی که پرچم جهاد فی سبیل الله برافراشته است، شهید می‌شوند و به این صف می‌پیوندند.

جنگ میان حق و باطل مرز جغرافیایی ندارد. قرآن کریم می‌فرماید:

پس این کاروان محدود به قدس یا غزه نیست؛ بلکه امت اسلامی در هر زمان و مکان، شهیدانی برای زنده نگه‌داشتن پرچم توحید تقدیم می‌کند.

از الله متعال می‌خواهیم که دل‌های ما را در برابر زینت‌های دنیوی سست نگرداند و ما را با فتنهٔ اولاد و مال گرفتار نسازد، و در این راه پر از خون و فداکاری، گام‌هایمان را استوار بدارد.

 تراژدی اهل غزه و افزایش مرگ و میر ناشی از گرسنگی در غزه همزمان با تشدید بمباران صهیونیستها

 تراژدی اهل غزه و افزایش مرگ و میر ناشی از گرسنگی در غزه همزمان با تشدید بمباران صهیونیستها

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

وزارت بهداشت فلسطین از افزایش شدید مرگ و میر ناشی از گرسنگی در نوار غزه خبر می‌دهد. در اوت ۲۰۲۵، ۱۸۵ فلسطینی بر اثر گرسنگی جان باختند که بالاترین تعداد در ماه‌های اخیر است.

از زمانی که غزه به عنوان منطقه قحطی اعلام شد، ۸۹ مورد مرگ و میر، از جمله ۱۶ کودک، طبق طبقه‌بندی یکپارچه فاز امنیت غذایی (IPC) ثبت شده است.

از زمان آغاز قتل عام در اکتبر ۲۰۲۳، در مجموع ۳۶۷ نفر بر اثر گرسنگی شهید شده اند، از جمله ۱۳۱ کودک.

بیش از ۴۳۰۰۰ کودک زیر ۵ سال و ۵۵۰۰۰ زن باردار و شیرده از سوء تغذیه رنج می‌برند. ۶۷٪ از زنان باردار مبتلا به کم‌خونی تشخیص داده شده‌اند – بدترین میزان در سال‌های اخیر.

در بحبوحه وخامت اوضاع قحطی، صهیونیست‌های تحت امر اسرائیل حملات هوایی خود را در سراسر غزه، به ویژه در شهر غزه که هدف حمله دیگری از سوی اسرائیل قرار گرفته است، افزایش داده‌اند. تنها در یک روز، بیش از ۱۱۳ فلسطینی در بمباران‌های اسرائیل شهید شدند که ۵۳ نفر از آنها در شهر غزه بودند.

در حالی که مرزها تا حدی برای برخی کالاها و کمک‌های بین‌المللی باز شده است، حجم این تدارکات تنها ۱۰٪ از نیازهای این منطقه محصور را تشکیل می‌دهد. بیش از ۴۳۰ نوع غذا همچنان ممنوع است، از جمله تخم مرغ، گوشت، ماهی، پنیر، لبنیات و افزودنی‌های غذایی.

آیا سکوت در برابر جنایات صهیونیستها چیزی جز روسیاهی هست؟

علاوه بر اینُ امروزه جیش العدل یا هر گروه دیگری به هر نحوی بخواهد به ایران که حامی اصلی اهل غزه است صدمه ای بزند در واقع هم سنگر آمریکایی ها و صهیونیستها شده است چه بخواهد چه نخواهد.

مکالمۀ جعفر بن أبی طالب با نجاشی -رضی الله عنهما-، پادشاه حبشه

مکالمۀ جعفر بن أبی طالب با نجاشی -رضی الله عنهما-، پادشاه حبشه

– آیا نصرانی هستید؟

– نه!

– آیا شما یهودی هستید؟

– نه!

– پس بر دین قومتان هستید؟

– نه!

– پس دینتان چیست؟!

– دین ما اسلام است!

– اسلام دیگر چیست؟

– اینکه الله را عبادت کنیم و چیزی را شریک او نگردانیم!

– چه کسی این دین را برایتان آورده است؟

– مردی از خودِ ما! او و نسبش را به خوبی می‌شناسیم! خداوند همانگونه که پیش از او پیامبرانی فرستاد، او را مبعوث گردانید؛ او ما را به نیکی، صدقه، وفا و ادای امانت دستور داد و از بت‌پرستی نهی فرمود! ما نیز او را تصدیق کرده و کلام خدا را شناختیم، و دانستیم که آنچه آورده از جانب خداست، و وقتی چنین کردیم، قوم ما با ما و پیامبر راستگویمان -صلی الله علیه وسلم- دشمنی کردند، ایشان را تکذیب کرده و خواستار قتلشان شدند![1]


[1]  السيرة النبوية لابن كثير، ج 2، ص 19

نسل‌کشی غزه، تجارتی بزرگ و چهره آینده است (6)

نسل‌کشی غزه، تجارتی بزرگ و چهره آینده است (6)


به قلم: جاناتان کوک
ترجمه: محمد اسامه

رشد در نسل‌کشی:
خطرات غزه برای دولت‌های غربی بسیار زیاد است، دقیقاً به این دلیل که برای دنیای تجارت که در حال رشد در نسل‌کشی اسرائیل است، بسیار زیاد است.
دولت‌ها و شرکت‌ها منافع مشترک زیادی در محافظت از اسرائیل در برابر بررسی و انتقاد دارند: اسرائیل به عنوان سگ مهاجم استعماری آنها در خاورمیانه نفت‌خیز عمل می‌کند و همچنین به عنوان یک گاو شیرده برای صنایع اسلحه، نظارت و حبس عمل می‌کند.
این توضیح می‌دهد که چرا ترامپ و استارمر از یک سو و مدیران دانشگاه‌ها از سوی دیگر، سرمایه سیاسی و اخلاقی زیادی را در تخریب فضاهایی، به ویژه در دانشگاه‌ها، که آزادی بیان و اعتراض باید بیشترین ارزش را داشته باشد، سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
دانشگاه‌ها به هیچ وجه بی‌علاقه نیستند. پیش از آنکه دانشگاه‌هایشان توسط پلیس غارت شود، دانشجویان در تظاهرات خود تلاش کردند تا نشان دهند که دانشگاه‌ها تا چه حد در اقتصاد اشغال و نسل‌کشی، چه از نظر مالی و چه از طریق همکاری‌های تحقیقاتی با ارتش اسرائیل و دانشگاه‌های اسرائیلی، سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
نیاز به محافظت از اسرائیل در برابر بررسی دقیق، همچنین توضیح می‌دهد که چرا غرب به سرعت هر تلاشی برای پاسخگو کردن اسرائیل یا ارتش نسل‌کش آن را «یهودی‌ستیزی» می‌داند.
این ماه، زمانی که مقامات بریتانیایی و رسانه‌های جریان اصلی پس از شعار «مرگ، مرگ بر ارتش اسرائیل!» توسط یک گروه پانک در گلاستونبری – اشاره‌ای به ارتش نسل‌کش اسرائیل – جنجال به پا کردند، چه اندازه ناامیدکننده عمل خواهد کرد.
و با تضعیف اتهام یهودستیزی به دلیل سوءاستفاده، پایتخت‌های غربی اکنون در حال بازنویسی قوانین خود هستند تا هر تلاشی برای خنثی کردن اقتصاد نسل‌کشی، مانند خرابکاری در کارخانه‌های اسلحه‌سازی، را «تروریسم» بنامند.
اخلاق و قوانین بین‌المللی به باد فنا می‌روند تا مهم‌ترین محصول استعماری غرب به عنوان منبع سود حفظ شود.

به روال معمول ضرورت اسرائیل برای بخش شرکت‌ها و طبقه سیاسی اسیر غرب بسیار فراتر از غزه کوچک است. اسرائیل نقش بزرگی به عنوان مرکز رشد صنایع نظامی در میدان نبرد جهانی ایفا می‌کند، جایی که غرب به دنبال تضمین برتری نظامی و اقتصادی مداوم خود بر چین است.
ماه گذشته، نخبگان تجاری جهان، متشکل از میلیاردرهای فناوری و غول‌های شرکتی، به همراه رهبران سیاسی، سردبیران رسانه‌ها، مقامات نظامی و اطلاعاتی، دوباره در اجلاس بیلدربرگ که امسال در استکهلم برگزار شد، گرد هم آمدند.
مدیران عامل شرکت‌های بزرگ تأمین‌کننده «دفاع» و تولیدکنندگان سلاح مانند پالانتیر، تالس، هلسینگ، آندوریل و ساب از جمله چهره‌های برجسته بودند.
جنگ پهپادی به روش‌های نوآورانه توسط مشتریان کلیدی نظامی مانند اسرائیل و اوکراین در دستور کار اصلی قرار داشت. به نظر می‌رسید ادغام بیشتر هوش مصنوعی در پهپادها موضوع اصلی بحث باشد.
امسال نیز مانند سال‌های گذشته، تهدید فزاینده چین و «محور اقتدارگرای» مرتبط با آن شامل روسیه، ایران و کره شمالی، موضوع اصلی بحث بود. این تهدید در درجه اول از نظر اقتصادی و فناوری دیده می‌شود.

آخرین وصیت‌نامه انس الشریف، روزنامه‌نگار الجزیره، نوشته شده در بهار گذشته

آخرین وصیت‌نامه انس الشریف، روزنامه‌نگار الجزیره، نوشته شده در بهار گذشته

انس الشریف، روزنامه‌نگار الجزیره، به همراه گروهی دیگر از روزنامه‌نگاران در حمله‌ای هدفمند توسط قاتلان کودک یهودی به چادر روزنامه‌نگاران کشته شد.

انس الشریف:

– این آخرین وصیت‌نامه من است. اگر این سخنان به شما رسیده است، بدانید که اسرائیل مرا کشته و صدای مرا خاموش کرده است.

سلام بر شما، و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

خداوند می‌داند که از لحظه‌ای که چشمانم را در کوچه‌ها و خیابان‌های اردوگاه پناهندگان جبالیا باز کردم، تمام تلاش و توان خود را به کار گرفته‌ام تا ستون و صدایی برای مردمم باشم.

امید داشتم که خداوند عمر مرا طولانی کند تا بتوانم به همراه خانواده و عزیزانم به زادگاهمان، عسقلان (مجدل) اشغالی برگردم. اما اراده خداوند محقق شد و حکم او به انجام رسید.

من درد را در تمام اشکال آن تجربه کرده‌ام و بارها فقدان و غم را تجربه کرده‌ام. با این حال، من حتی یک روز هم در بیان حقیقت، آنگونه که هست، بدون تحریف، تردید نکرده‌ام، به این امید که خداوند شاهد کسانی باشد که سکوت کردند، نابودی ما را پذیرفتند، آه‌های ما را در محاصره گرفتند، بقایای کودکان و زنان ما را لمس نکردند، و قتل عامی را که مردم ما یک سال و نیم تحمل کرده‌اند، متوقف نکردند.

فلسطین، گوهر تاج مسلمانان، قلب تپنده هر انسان آزاده‌ای در این جهان را به شما می‌سپارم.

مردمش، کودکان خردسال مظلومش را که فرصت رویاپردازی یا زندگی در امنیت و آرامش به آنها داده نشد، به شما می‌سپارم، که پیکرهای پاکشان توسط هزاران تن بمب و موشک اسرائیلی له شد، تکه تکه شد، بقایایشان روی دیوارها پراکنده شد.

از شما می‌خواهم که نگذارید زنجیرها شما را ساکت کنند و مرزها شما را عقب نگه دارند. پل‌هایی برای آزادی سرزمین و مردمش باشید، تا زمانی که خورشید کرامت و آزادی بر فراز میهن غارت شده ما طلوع کند.

مراقبت از خانواده‌ام را به شما می‌سپارم: دختر عزیزم شم، که زمان اجازه نداد بزرگ شدنش را آنطور که آرزو داشتم ببینم؛ پسر عزیزم صلاح، که می‌خواستم از او حمایت و همراهی کنم تا زمانی که به اندازه کافی قوی شود تا بتواند به جای من بار را به دوش بکشد و رسالت را ادامه دهد.

مادر عزیزم را به تو می‌سپارم، که دعاهایش مرا به این جایگاه رسانده است. دعاهایش دژ من و چراغ راهم بوده است. از خداوند می‌خواهم که به قلبش صبر عطا کند و از جانب من بهترین پاداش را به او عطا فرماید.

همچنین شریک زندگی‌ام، همسر عزیزم، ام صلاح بیان، را که جنگ روزها و ماه‌ها او را از من جدا کرد، به تو می‌سپارم. اما او مانند تنه درخت زیتون، صبور و توکل‌کننده به خدا، استوار ماند و در غیاب من با تمام قدرت و ایمانش مسئولیت‌هایش را به دوش کشید.

از شما می‌خواهم که به آنها بپیوندید و پس از خداوند متعال، پشتیبان آنها باشید. اگر بمیرم، بر اصول خود استوار خواهم مرد، در پیشگاه خداوند شهادت می‌دهم که از تقدیر او راضی هستم، به لقای او ایمان دارم و مطمئنم که آنچه نزد خداست بهتر و جاودانه است.

خداوندا، مرا در زمره شهدا بپذیر، گناهان گذشته و آینده‌ام را ببخش و خونم را نوری قرار ده که راه آزادی را برای مردم و خانواده‌ام روشن کند. اگر کوتاهی کرده‌ام مرا ببخش و برای من طلب رحمت کن، زیرا به وعده‌ام وفا کرده‌ام و تغییر نکرده‌ام و متزلزل نشده‌ام.

غزه را فراموش نکنید و در دعاهای نیک خود برای بخشش و پذیرش، مرا فراموش نکنید.

انس جمال الشریف

نسل‌کشی غزه، تجارتی بزرگ و چهره آینده است (5)

نسل‌کشی غزه، تجارتی بزرگ و چهره آینده است (5)


به قلم: جاناتان کوک
ترجمه: محمد اسامه

فرهنگ روان‌پریشی:

همه اینها برای درک این موضوع که چرا پایتخت‌های غربی همچنان در کشتار اسرائیل مشارکت دارند، بسیار مهم است، حتی با وجود اینکه اجماع قوی بین محققان هولوکاست و نسل‌کشی، که بسیاری از آنها اسرائیلی هستند، وجود دارد که اقدامات آن به منزله نسل‌کشی است.
احزاب حاکم در کشورهای غربی مانند ایالات متحده و بریتانیا به شدت به کسب‌وکارهای بزرگ متکی هستند، هم برای موفقیت انتخاباتی خود و هم پس از پیروزی در انتخابات، برای حفظ محبوبیت خود با ترویج «ثبات اقتصادی». کی‌یر استارمر پس از رد مدل تأمین مالی مردمیِ سلف خود، جرمی کوربین، و در عوض جلب توجه بخش شرکتی با وعده‌هایی مبنی بر اینکه حزب را در جیب خود خواهد داشت، در بریتانیا به قدرت رسید. تضمین‌های او همچنین کلید تضمین این بود که رسانه‌های متعلق به میلیاردرها، که به شدت به کوربین حمله کرده بودند و بارها او را به خاطر مواضع دموکراتیک، سوسیالیستی و طرفدار فلسطینش به عنوان یک «یهودستیز» بدنام کرده بودند، مسیر استارمر را به سمت داونینگ استریت هموار کنند.
در ایالات متحده، میلیاردرها حتی یکی از خودشان را در قدرت دارند، دونالد ترامپ. اما حتی مبارزات انتخاباتی او نیز به بودجه اهداکنندگان بزرگی مانند میریام آدلسون، بیوه اسرائیلی شلدون آدلسون، غول کازینو، متکی بود.
آدلسون از جمله اهداکنندگان اصلی هر دو حزب اصلی است که این واقعیت را پنهان نکرده‌اند که اولویت سیاسی شماره یک آنها اسرائیل است. شرکت‌های بزرگ پس از به قدرت رسیدن، عملاً احزاب را در حوزه‌های اصلی سیاست داخلی و خارجی به عنوان باج نگه می‌دارند.
بخش مالی پس از آنکه زیاده‌روی‌های بی‌ملاحظه‌اش اقتصاد جهانی را در اواخر دهه 2000 به ورطه سقوط کشاند، مجبور شد توسط مالیات‌دهندگان نجات یابد – و هنوز هم، از طریق به اصطلاح «اقدامات ریاضت اقتصادی» این کار را می‌کند. دولت‌های غربی بانک‌ها را «بیش از حد بزرگ برای شکست خوردن» می‌دانستند.
به همین ترتیب، اسرائیل، بزرگترین مرکز پرورش صنایع تسلیحاتی و نظارتی جهان، حتی وقتی مرتکب نسل‌کشی می‌شود، آنقدر بزرگ است که نمی‌تواند شکست بخورد.
منتقدان ظهور شرکت‌های جهانی‌شده در نیم قرن گذشته، مانند زبان‌شناس مشهور، نوام چامسکی و استاد حقوق، جوئل باکان، مدت‌هاست که به ویژگی‌های روان‌پریشانه فرهنگ شرکتی اشاره کرده‌اند.
شرکت‌ها از نظر قانونی موظف به دنبال کردن سود و اولویت دادن به ارزش سهامداران بر سایر ملاحظات هستند. پس از موج‌های مقررات‌زدایی توسط دولت‌های غربی رشوه‌خوار، عملاً هیچ محدودیتی برای آزادی آنها وجود ندارد.
باکان خاطرنشان می‌کند که شرکت‌ها نسبت به رنج یا امنیت دیگران بی‌تفاوت هستند. آنها قادر به حفظ روابط بلندمدت نیستند. آنها فاقد هرگونه احساس گناه یا خویشتن‌داری هستند. و برای به حداکثر رساندن سود، دروغ، تقلب و فریبکاری می‌کنند.
این تمایلات روان‌پریشانه در رسوایی‌های پی در پی، چه در صنایع دخانیات و بانکداری و چه در شرکت‌های داروسازی و انرژی، به نمایش گذاشته شده‌اند.
چرا کسب‌وکارهای بزرگ باید در پیگیری سود مربوط به نسل‌کشی در غزه رفتار بهتری داشته باشند؟
باکان خطاب به کسانی است که استدلال او را با یک نظریه توطئه اشتباه می‌گیرند. رفتار روان‌پریشانه شرکت‌ها صرفاً منعکس‌کننده الزامات قانونی برای آنها به عنوان نهادها – چیزی که او «پویایی منطقی» آنها می‌نامد – برای به حداکثر رساندن سود و بیرون راندن رقبا، صرف نظر از عواقب آن برای کل جامعه، نسل‌های آینده یا سیاره زمین است.