مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (5)


مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (5) [1]

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

دستور کار اصلاحات

برای شکوفایی این جوشش ایدئولوژیک، غرب هم به تعهدی راسخ به ارزش‌های غربی و هم به مجموعه‌ای از مواضع انعطاف‌پذیر که با ایده‌ها، مردم و کشورهای مختلف اسلامی سازگار باشد، نیاز دارد. این رویکرد می‌تواند با دادن انعطاف‌پذیری به غرب در برخورد با نگرش‌های مختلف، یک اسلام مدنی و دموکراتیک را ترویج دهد.

طرح کلی زیر، یک شکل ممکن از استراتژی را توصیف می‌کند. این طرح بر «پنج رکن دموکراسی» برای جهان اسلام استوار است. این ارکان مطابق با مواضعی است که غرب باید در رابطه با چهار گروه ایدئولوژیک و شهروندان عادی در کشورهای مسلمان اتخاذ کند.

1. اول، حمایت از مدرنیست‌ها با ترویج نسخه آنها از اسلام و ایجاد بستری گسترده برای بیان و انتشار واضح دیدگاه‌های آنها. انتخاب سنت‌گرایان به عنوان عوامل پیشگام برای ترویج اسلام دموکراتیک وسوسه‌انگیز خواهد بود و این مسیری است که غرب ممکن است تمایل به اتخاذ آن داشته باشد. با این حال، برخی مشکلات بسیار جدی مانع چنین مسیری می‌شوند. حمایت بیش از حد از سنت‌گرایان ممکن است اصلاحات داخلی جاری در اسلام را تضعیف کند و در نتیجه مانع مدرنیست‌ها شود، که ارزش‌های آنها کاملاً با ارزش‌های ما سازگار است. از میان تمام گروه‌های ذکر شده در بالا، مدرنیست‌ها بیشترین حمایت را از ارزش‌ها و روح یک جامعه دموکراتیک مدرن دارند. ما باید دیدگاه آنها از اسلام را بیش از ایده‌های سنت‌گرایان ترویج کنیم.

مدرنیسم، نه سنت‌گرایی، برای غرب مفید بوده است. این امر مستلزم عقب‌نشینی، تغییر و نادیده گرفتن گزینشی عناصر آموزه‌های اصلی دینی بوده است. عهد عتیق در تنظیم رفتار و حاوی بسیاری از قوانین و ارزش‌هایی که در جامعه مدرن غیرقابل تصور هستند، چه رسد به مشروعیت، تفاوت چندانی با قرآن ندارد.

این در غرب مشکلی ایجاد نمی‌کند زیرا امروزه کمتر کسی اصرار دارد که همه ما کاملاً طبق نص قانون بزرگان کتاب مقدس زندگی کنیم. در عوض، ما اجازه می‌دهیم که دیدگاه ما از جوهره واقعی یهودیت یا مسیحیت فراتر از متن تحت‌اللفظی باشد که ما به عنوان تاریخ و افسانه می‌پذیریم. این دقیقاً رویکردی است که مدرنیست‌های مسلمان ارائه می‌دهند.

سکولارها نیز از نظر ارزش‌ها و سیاست‌های خود به غرب نزدیک هستند. با این حال، برخی از سکولارها به دلیل ضد آمریکایی بودن و سایر مواضعشان برای غرب غیرقابل قبول هستند. آنها همچنین در جذب بخش سنتی مخاطبان مسلمان مشکل دارند. بنابراین، مدرنیست‌ها بهترین شرکا برای غرب هستند. متأسفانه، به طور کلی، آنها در موقعیت ضعیف‌تری نسبت به بنیادگرایان و سنت‌گرایان قرار دارند و فاقد حمایت قوی، منابع مالی، زیرساخت‌های مؤثر و تریبون عمومی هستند. بنابراین، رهبران غربی باید از مدرنیست‌ها به روش‌های زیر حمایت کنند:

* انتشار و توزیع آثار آنها با قیمت‌های یارانه‌ای.

* تشویق آنها به انتشار ادبیات برای مخاطبان انبوه و جوانان.

* گنجاندن دیدگاه‌های آنها در برنامه درسی آموزش مسلمانان.

* در دسترس قرار دادن باورها و نظرات مذهبی آنها برای مخاطبان انبوه تا با بنیادگرایان و سنت‌گرایانی که وب‌سایت‌ها، انتشارات، مدارس، مؤسسات و بسیاری از ابزارهای دیگر برای انتشار دیدگاه‌های خود دارند، رقابت کنند.

* ارائه موضع مدرنیسم و سکولاریسم به عنوان یک گزینه مقابل برای جوانان ناراضی اسلامی.

* استفاده از رسانه‌ها و برنامه‌های درسی آموزشی در کشورهای مربوطه برای ارتقای آگاهی از تاریخ و فرهنگ پیش از اسلام و غیراسلامی آنها.


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (4)

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (4) [1]

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

مدرنیست‌ها می‌خواهند جهان اسلام را به عنوان بخشی از نظم مدرن جهانی ببینند. آنها به دنبال تغییر اسلام هستند تا با دوران مدرن همگام شود. آنها به طور فعال در پی ایجاد تغییرات اساسی در فهم و عمل ارتدکس فعلی از اسلام هستند. آنها می‌خواهند بار سنگین سنت‌های محلی و منطقه‌ای را که در طول قرن‌ها با اسلام در هم تنیده شده‌اند، از دوش خود بردارند.

آنها همچنین به تاریخی بودن اسلام اعتقاد دارند – اینکه اسلام آنطور که در زمان پیامبر اجرا می‌شد، حقایق ابدی و همچنین شرایط تاریخی متناسب با زمان خود را منعکس می‌کرد، اما دیگر معتبر نیست. آنها معتقدند که هسته اسلام نه تنها دست نخورده باقی می‌ماند، بلکه از طریق نوآوری، حتی پس از تغییرات قابل توجهی که منعکس کننده زمان‌های متغیر، شرایط اجتماعی و شرایط تاریخی است، تقویت خواهد شد. ارزش‌های اصلی آنها – اولویت آگاهی فردی و اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، برابری و آزادی – با هنجارهای دموکراتیک مدرن سازگار است.

سکولارها خواستار آن هستند که جهان اسلام ایده جدایی مسجد از دولت را، مانند دموکراسی‌های صنعتی غربی، با واگذاری دین به حوزه خصوصی، اتخاذ کند.

آنها همچنین معتقدند که سنت‌های مذهبی باید با قانون زمین و حقوق بشر سازگار باشند. کمالیست‌های ترکیه که کنترل کامل دولت بر دین را برقرار کرده‌اند، الگویی از اسلام سکولار را نشان می‌دهند.

این مواضع را باید به عنوان بخش‌هایی با جهت‌گیری یکسان، نه دسته‌های متفاوت، در نظر گرفت. هیچ مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. برخی از سنت‌گرایان اشتراکات زیادی با بنیادگرایان دارند. مدرن‌ترین سنت‌گرایان تقریباً مدرنیست هستند و افراطی‌ترین مدرنیست‌ها مانند سکولارها هستند.

در عین حال، این گروه‌ها در مورد مسائلی که امروزه در جهان اسلام بحث‌برانگیز شده‌اند، از جمله آزادی سیاسی و شخصی، آموزش، جایگاه زنان، حقوق جزا، مشروعیت اصلاحات و نوآوری و نگرش به غرب، مواضع کاملاً متفاوتی اتخاذ می‌کنند.


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (3)

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (3) [1]

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

طیف ایدئولوژیک

در واقع، امروزه جهان اسلام به چهار جبهه ایدئولوژیک تقسیم شده است: بنیادگرایی، سنت‌گرایی، مدرنیسم و سکولاریسم. هر یک از این گروه‌ها از زیرگروه‌هایی تشکیل شده‌اند که تفاوت‌های بین گروه‌های اصلی را تحت الشعاع قرار می‌دهند. درک تفاوت‌ها چه در درون گروه‌ها و چه بین گروه‌ها برای رهبران غربی مهم است.

بنیادگرایان ارزش‌های دموکراتیک و فرهنگ مدرن غربی را رد می‌کنند. آن‌ها خواهان یک دولت اقتدارگرا برای تحمیل قوانین اسلامی و اخلاقی هستند. آن‌ها آماده‌اند از نوآوری و فناوری مدرن استفاده کنند، اما حاضر نیستند خشونت را متوقف کنند.

دو مکتب بنیادگرایی وجود دارد. مکتب اول که مبتنی بر الهیات (توحید) است و معمولاً در نهادهای مذهبی رواج دارد، به بنیادگرایان کتاب مقدس (مبتنی بر کتاب مقدس) اشاره دارد. این گروه شامل: بخش عمده‌ای از انقلابیون ایرانی، وهابیون سعودی و انجمن کاپلان ترکیه می‌شود.

از سوی دیگر، بنیادگرایان رادیکال تأکید کمتری بر جوهره تحت‌اللفظی اسلام دارند و یا عمداً یا از طریق ناآگاهی از اصول عقاید ارتدوکس اسلامی، آزادی قابل توجهی به دست می‌آورند. القاعده، طالبان افغانستان، حزب التحریر و تعداد زیادی از دیگر جنبش‌ها و گروه‌های رادیکال اسلامی پراکنده در سراسر جهان، به این دسته تعلق دارند.

سنت‌گرایان برای یک جامعه محافظه‌کار تلاش می‌کنند. آنها نسبت به دنیای مدرن، نوآوری و پیشرفت بدبین هستند. آنها همچنین به دو گروه تقسیم می‌شوند. تفاوت‌ها قابل توجه است.

سنت‌گرایان محافظه‌کار به اجرای دقیق قوانین و سنت‌های مسلمانان به معنای واقعی کلمه پایبند هستند. آنها نقش دولت و اقتدار سیاسی را تشویق‌کننده یا حداقل تسهیل‌کننده این امر می‌دانند. با این حال، به طور کلی، آنها خشونت و تروریسم را تأیید نمی‌کنند. آنها تلاش‌های خود را بر زندگی روزمره جامعه متمرکز می‌کنند.

هدف آنها حفظ هنجارها، ارزش‌ها و رفتارهای ارتدوکس تا حد امکان است. نگرش آنها رد نوآوری است. وسوسه‌ها و سرعت مدرن زندگی به عنوان تهدیدهای جدی تلقی می‌شوند. سنت‌گرایان اصلاح‌طلب معتقدند که اسلام، برای اینکه در همه زمان‌ها پایدار و جذاب باقی بماند، باید در به‌کارگیری اصول و عقاید سنتی، امتیازاتی بدهد. آنها پذیرای بحث در مورد اصلاحات و تفسیرهای مجدد هستند. نگرش آنها، سازگاری محتاطانه با تغییر و نشان دادن انعطاف‌پذیری در نص قانون به منظور حفظ روح قانون است.


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول

آیا جیش العدل در حال امر به معروف و نهی از منکر شرعی با اسلحه و دست است؟

آیا جیش العدل در حال امر به معروف و نهی از منکر شرعی با اسلحه و دست است؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

جیش العدل با شعارهای شبه اسلامی و جهادی مدعی است که در استان سیستان و بلوچستان ایران در حال امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما زمانی که به حامیان جیش العدل و کسانی که در پاکستان به آنها پناه برده و بخصوص به ثمره ی کار آنها نگاه می کنیم متوجه می شویم که نتیجه ی کارشان برعکس ادعای آنها را نشان می دهد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به تغییر منکر بر حسب توانایی و رفتار تدریجی و مرحله‌ای امر می‌کند و از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: ‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ (مسلم49) هریک از شما که منکری دید آن را با دستش تغییر دهد (یعنی تغییر عملی)، پس اگر نتوانست با زبانش آن را تغییر دهد و اگر نتوانست با دلش آن را (بد بداند)، و آن ضعیف‌ترین (مرتبه‌ی) ایمان است.

در انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر شروطی وجود دارد که شخص مسلمان باید از این شروط آگاهی داشته باشد و نیازمند سیاست شرعی و علم و بصیرت است تا اینکه مثلا از تغییر آن منکر، منکر بزرگ‌تری ایجاد نشود.

اگر در انجام امر به معروف و نهی با منکر  با دست و تغییر عملی که جنگ مسلحانه هم در آن جای می‌گیرد، شرایط لازم وجود نداشته باشد و شخص دست به اسلحه ببرد چنین جنگی خودش تبدیل به منکری بزرگتر می شود که «قتال الفتنه» نامیده می شود نه «جهاد في سبيل الله».

امام ابوحنیفه رحمه الله در پاسخ به بلخی و در الفقه الأبسط، ص 108 می گوید: این اشخاص در نتیجه ی این قیام، فسادی که به بار می آورند بیشتر از آنچه است که اصلاح می کنند، از ریختن خونها بگیر تا حلال کردن حرامها و از بین بردن اموال. 

جنگ جیش العدل و انصار الفرقان و گروههای همسو با آنها علاوه بر اینکه منکری بزرگتر و«قتال الفتنه» است که منجر به ایجاد فتنه ای جدید در کنار مشکلات موجود می شود، چون در راستای منافع و اهداف آمریکا و صهیونیستها بر ضد جبهه ی مقاومت اسلامی است نوعی غدر و خیانت و خنجری بر پشت جهاد فی‌سبیل‌الله  نیز محسوب می شود و بخشی از جبهه ی دشمنان مجاهدین غزه به شمار می روند هر چند با زبان ادعای بزرگی داشته باشند یا شعارهای بزرگی بدهند در هر دو حالت عمل آنها سخنان آنها را رد می کند. 

حتی یک کافر اصلی شرافتمند برایش ننگ و عار است که در جبهه ی صهیونیستهای وحشی کودک کش قرار گیرد اما ثمره ی حماقت این گروههای اهل بغی این است که «عملا» آنها را در جبهه ی وحشی هائی چون رژیم صهیونیستی قرار می دهد و سربازی از سربازان پیاده ی این دشمن وحشی می شوند.

نکته ی مهم دیگر اینکه: صرفنظر از شعارهای شبه جهادی و کلیشه ای که از این گروههای اهل بغی می شنویم، بدیل و جایگزین «عملی» اینها برای دارالاسلام ایران، دارالکفری سکولاریستی و ارتدادی است و فتنه ای بزرگتر از این برای مسلمین وجود ندارد.

در این صورت جنگ مسلحانه ی گروههای اهل بغی چون جیش العدل و انصارالفرقان و غیره «قتال الفتنه» است و ربطی به منهج اهل سنت و جماعت ندارد بلکه در واقع جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو وصهیونیستهاست و به جای آنکه امر به معروف کنند در واقع امر به منکر می کنند.

انتهای مسیر جیش العدل برای بلوچهای حنفی مذهب

انتهای مسیر جیش العدل برای بلوچهای حنفی مذهب

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

اینکه جیش العدل در رسانه های خود ادعا می کند هدفش حاکمیت و حکم الله در جامعه است ادعای تمام گروههای اسلامگرای مستقل و نفوذی بوده که در تمام سرزمینهای اسلامی اعلام موجودیت کرده اند و نمی توان به شعارها زیاد اهمیت داد بلکه آنچه مهم است انتهای مسیری است که این فرقه ها و گروهها به آن می رسند.  

به عنوان نمونه عده ای انقلاب و تغییر زیربنائی جامعه را وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت و سپس اجرای شریعت بر اساس فقه و مذهب خود می‌دانند. اینها همچون ج.ا.ایران و ا.ا. افغانستان و الشباب سومالی و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و… موفق به کسب قدرت و ادامه ی مسیر تا زمانی که الله بخواهد بوده اند؛ یا به موازات اخوان المسلمین اصلی، یک اخوان تقلبی لیبرال غربگرا درست شده که می خواهد در چارچوب قوانین حکومتی حاکم بر جامعه و با انتخابات سکولاریستها به قدرت برسد و بعد شریعت را اجرا کند که در تمام سرزمینهای اسلامی شکست خورده اند.

گروههایی چون سلفی های علمی و تبلیغی و اخوانی های مستقل و جماعت اسلامی ابوالاعلی مودودی نیز ایجاد مؤسسات خدماتی اسلامی مانند مدارس اسلامی، بانک‌های اسلامی، بیمارستان‌های اسلامی و دانشگاه‌های اسلامی و حتی حضور در حاکمیت موجود را راه رسیدن به قدرت و حاکمیت اسلامی می دانند. این گروه‌ها نیز در نابود کردن حاکمیت سکولاریستها و در رسیدن به قدرت تماما شکست خورده‌اند.

در کنار همه ی اینها، جماعتها و گروههایی چون گروه جولانی در سوریه وجود دارد که رهبران آنها با شعارهای جهادی برای هدفی خاص توسط دشمنان تولید شده اند بدون آنکه اعضای آن از این توطئه ی خطرناک خبر داشته باشند؛ اینها بعد از آنهمه شعارهای جهادی و عملیاتهای استشهادی و… به صفر باز می گردند، یعنی در نهایت تبدیل می شوند به دست نشانده هائی وابسته به آمریکا و غرب و نظام سکولار جامعه ی سکولار بین‌المللی.

این دسته که به «تاجران جهاد» مشهور هستند با شعارهای شبه جهادی بر علیه احزاب مختلف سکولار و حتی مذهبی های وابسته و اهل دعوت و جهاد مستقل اعضای خود را به عملیاتهای عجیبی می کشانند اما در نهایت سر از آخور آمریکا و دشمنان اصلی در می آورند و ابزار و دست نشانده ای جدیدی برای این دشمنان در میان قوم خود می شوند.

این جریان از همان ابتدا با تمام شعارهائی که می دهند برای این نیامده اند که ایدئولوژی جدید یا وسیله جدیدی برای کسب قدرت بیاورند، چون رهبران این گروهها توسط دشمنان تولید شده اند و انتهای مسیر و نهایت آنها از همان ابتدای قیام و شورش و فعالیتهایشان ورای تمام شعارهای جهاد ی و انقلابی و … که می دهند مشخص و واضح است و آن: هم مسیری با آمریکا و شرکای آمریکا.

اینجاست که تنها با یک سوال ساده می توانیم بفهمیم که جیش العدل در میان بلوچها در کدام یک از این مسیرها می رود؟

جیش العدل که خودش را بخشی از ایران و اپوزیسیون مخالف حکومت فعلی ایران می داند، همین الان اگر حاکمیت ایران برود چه حاکمیتی جایگزین آن خواهد شد؟ حاکمیتی با فقه حنفی؟ یا شافعی؟ یا هر یک از مذاهب معروف به اهل سنت؟ یا حاکمیتی سکولار و ارتدادی؟

این نهایت جیش العدل در میان بلوچهاست؛ یعنی رسیدن به حاکمیتی سکولار وغربگرا؛ جوانان آگاه بلوچ لازم است آینده نگر باشند و سرنوشت خود را دست کسانی ندهند که خون و آبرو و احساسات آنها را در مسیری غیر شرعی هدر دهند؛ ما با هزینه های کمتری و با تحمل مشکلات خاص دعوت می توانیم در جامعه، و در چاچوب قوانین حاکم بر جامعه، و بر اساس منهج صحیح اهل سنت و جماعت، دست به امر به معروف و نهی از منکر و اصلاحگری به اندازه ی توان خود بزنیم و هیچ نیازی به خشونت و جنگ مسلحانه و تولید ناامنی نداشته باشیم. ان شاء الله 

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (2)

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (2)

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

اسلام مدنی دموکراتیک

پنج رکن دموکراسی برای اسلام. چگونه غرب [کافر محارب و اشغالگر] می‌تواند اصلاحات [ به معنی دقیقتر: تخریب] در اسلام را ترویج دهد.[1]

مدل‌های رقیب اسلام برای برتری معنوی و سیاسی با هم رقابت می‌کنند و این امر پیامدهای جدی برای سایر نقاط جهان دارد. رهبران غربی با درک روشن از مبارزه ایدئولوژیک جاری در اسلام و تمایز قائل شدن بین نیروهای رقیب در اندیشه اسلامی، می‌توانند شرکای مسلمان مناسب را شناسایی و با آنها همکاری کنند تا از افراط‌گرایی و خشونت جلوگیری کرده و دموکراسی‌سازی و توسعه را تشویق کنند.

این ایده که جهان خارج باید برای توسعه یک مدل میانه‌رو و دموکراتیک از اسلام تلاش کند، دهه‌هاست که رواج دارد، اما تنها از 11 سپتامبر 2001 رواج یافته است.

توافق عمومی وجود دارد که این یک رویکرد سازنده است. اسلام شامل ایدئولوژی‌ها و جنبش‌های سیاسی بسیاری است که برخی از آنها ثبات جهانی را تضعیف می‌کنند. بنابراین، تشویق نیروهایی در اسلام که خواستار یک نظم اجتماعی میانه‌روتر، دموکراتیک‌تر، صلح‌آمیزتر و مداراجویانه‌تر هستند، منطقی است.

تغییر دین پیشرو جهان کار آسانی نیست. اگر “ایجاد یک مکانیسم دولت-ملت” یک کار دشوار است، پس “ایجاد یک ساختار مذهبی” پرخطرترین و دشوارترین است.

اسلام نه یک نظام همگن است و نه خودکفا. بسیاری از مشکلات و تأثیرات خارجی با دین گره خورده‌اند. بسیاری از نیروهای سیاسی در جهان اسلام عمداً سعی در «اسلامی کردن» این بحث دارند تا به اهداف خود برسند.

بحران کنونی در اسلام دو مؤلفه اصلی دارد: ناتوانی در توسعه بر اساس شرایط خود و از دست دادن ارتباط با نظام مسلط جهانی. جهان اسلام با عقب‌ماندگی عمیق و درماندگی نسبی خود مشخص می‌شود.

بسیاری از راه‌حل‌های بومی – مانند ملی‌گرایی، پان‌عربیسم، سوسیالیسم عربی و انقلاب اسلامی – در حال شکست هستند و منجر به ناامیدی و خشم می‌شوند. در عین حال، جهان اسلام، از یک سو، از همگام شدن با فرهنگ مدرن جهان امتناع می‌کند و از سوی دیگر، به حاشیه اقتصاد جهانی می‌رود و وضعیتی ناخوشایند را برای هر دو طرف ایجاد می‌کند. مسلمانان راه‌حل واحدی برای بحران خود ندارند: چه چیزی باعث آن می‌شود و جامعه آنها در نهایت باید چگونه باشد.

غرب با این سؤال روبرو است که از کدام ایدئولوژی (یا ایدئولوژی‌ها) حمایت کند، از کدام روش‌ها استفاده کند و چه اهداف واقعی و ملموسی را تعیین کند.؟


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (1)

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (1)

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

وقایع ۲۰ سال گذشته نشان می‌دهد که کفار به تدریج در حال اجرای برنامه خود برای کاشت یک جایگزین «دموکراسی اسلامی» در میان جوانان مسلمان هستند و سعی می‌کنند ایدئولوژی‌ها و روایت‌های دروغین را در آگاهی آنها وارد کنند و آنها را از نور دین خدا به تاریکی احساسات انسانی و بت‌های خیالی سوق دهند.

یک جنگ ایدئولوژیک شدید در همه جبهه‌ها در جریان است. خط گسل بسیار آشکار است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بنابراین، همه طرفی را می‌گیرند که آگاهانه انتخاب می‌کنند.

تمام تلاش‌های کسانی که خود را مسلمان می‌نامند، اما در عین حال پایه و اساس اسلام – شریعت – را رد یا تحریف می‌کنند، نمی‌تواند پیروان توحید را فریب دهد، بلکه فقط خودشان را فریب می‌دهد.

ما به مسلمانانی که صادقانه نگران دین خود هستند توصیه می‌کنیم که با دقت با نقشه‌های مخالفان خود آشنا شوند تا در دام آنها نیفتند و فریب شعارها و وعده‌های کسانی را نخورند که برای ارضای هوس‌های خود، دین خدا را دستکاری می‌کنند و بدعت خود را با آرزوی «نجات مردم»، «حفاظت از فرهنگ ملی در برابر تهدید فارسی و پنجابی و تُرکی و عربی و… شدن»، «برقراری عدالت»، «احیای دولت بر اساس قانون اساسی سکولاریستی» و غیره توجیه می‌کنند.

***

توضیح: متن این مطلب در «اندیشکده» معروف شرکت رند (در سال ۲۰۰۴) تهیه شده است، که محاسبات و توصیه‌های تحلیلی را در زمینه‌های مختلف سیاست ایالات متحده در اختیار دولت آمریکا قرار می‌دهد. نویسنده مستقیم این اثر، شریل بنار، دانشمند ارشد علوم سیاسی در رند است که به خاطر موضع متعصبانه ضد اسلامی خود شناخته می‌شود.

سایت ندای بلوچستان، این مطالب را بدون هیچ گونه اظهار نظری (از جمله در رابطه با اظهارات و ارزیابی‌های کاملاً مغرضانه، نادرست، دستکاری‌ها، اطلاعات نادرست و تحریف‌ها، چه در مورد اسلام به طور کلی و چه در مورد فرآیندهای جاری در اسلام) منتشر می‌کند، و اصطلاحات و سبک مقاله شریل بنار را حفظ می‌کند تا به عنوان بخشی از آشنایی مسلمانان با برنامه‌های مخالفان اسلام، نیات، تاکتیک‌ها و اهداف آنها باشد.

این اثر همچنین ایده‌های خاصی در مورد مبانی ایدئولوژیک بسیاری از چهره‌های مدرن سکولار لیبرال از جمله به اصطلاح “دموکرات‌های اسلامی”، ملی‌گرایان میهن‌پرست با “چهره اسلامی”، طرفداران اسلام “مدارا” و “سنتی”، واعظان و فعالان فردی که به مجاهدین حمله می‌کنند، احکام شریعت و جهاد، به موقع بودن و ضرورت آنها را تحریف و رد می‌کنند، ارائه می‌دهد.

جیش العدل و مشکل مشروعیت و قیاس غلط به قیام حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم

جیش العدل و مشکل مشروعیت و قیاس غلط به قیام حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم

کاتب: براهندک بلوچ

این روزها که نارضایتی مردم حنفی مذهب بلوچ از اقدامات تخریبی و ناامن سازی مناطق بلوچ نشین توسط جیش العدل پاکستان نشین افزایش یافته و جیش العدل قادر به فریب و انحراف جوانان نیست، ابوعاصم در رسانه ی همسو با گروه جیش العدل سعی دارد این عدم اقبال مردم بلوچ و این شکست بزرگ را با قیاس به قیامهای مبارک حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهم اجمعین برای خود توجیه کند و چنین نشان دهد که به ثمر نرسیدن اینهمه تخریبات جیش العدل بخاطر عدم مشروعیت نیست بلکه بخاطر عدم همراهی جامعه و تنها گذاشتن آنها می باشد.

ابوعاصم ضمن ابراز این واقعیت ادامه می دهد که: “امروز نیز جهاد مشروع و جاری در بلوچستان، تنها زمانی به ثمر خواهد رسید که مردم اهل‌سنت و بلوچستان با آگاهی، اتحاد و استقامت در کنار آن بایستند.”

اگر واقعیت را نگاه کنیم جیش العدل اصلا قابل مقایسه با قیام بزرگورانی چون حسین بن علی و عبدالله بن زیر رضی الله عنهم اجمعین نیست و اهل بغی بودن جیش العدل مشکل مشروعیتی دارد و از نگاه شریعت الله و به صورت خاص از نگاه امام ابوحنیفه رحمه الله جنگش «قتال الفتنه» است و مشروعیت ندارد.

حسین بن علی و عبدالله بن زیر رضی الله عنهم اجمعین زمانی قیام کردند که هنوز حاکمیت یزید تثبیت نشده بود و کل جامعه حول یک رهبر جمع نشده بود و جامعه در یک مرحله ی گذار قرار داشت مثل مرحله ی گذار از حاکمیت اموی ها به عباسیان که خود امام ابوحنیفه رحمه الله نیز با فتوا و پول در قیام زید بن علی رهبر شیعیان زیدی مشارکت کرد اما زمانی که حاکمیت تثبیت شد هر گونه قیام مسلحانه را غیر شرعی دانست که به دو فتوای ایشان اشاره می کنیم.

امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید: اگر مردم بر امامی از مسلمین گرد آمدند، و مردم در امنیت قرار گرفتند، و راهها امن شد،(یعنی مرحله ی گذار انقلابات و خلاء قدرت تمام شد و جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام اسقرار پیدا کرد) در این حال اگر افرادی از میان مسلمین بخواهند بر امام و رهبر اهل الجماعة «على إمامِ أهلِ الجَماعةِ» قیام و خروج کند، باید مسلمین «أن يُعينوا إمامَ أهلِ الجَماعةِ» این امام اهل جماعت را یاری برسانند، و چنانچه قادر به این کار نبودند باید در منازل خود بمانند و با کسانی که بر إمامَ أهلِ الجَماعةِ خروج و قیام کرده اند بیرون نروند و آنها را نیز یاری ندهند.[1]

أبو مُطيع البَلخي از امام ابوحنیفه سوال می کند: در مورد کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند و به این دلیل افرادی از او تبعیت می کنند و این شخص بر الجماعة( حاکمیت بر دارالاسلام)  قیام و خروج می کند، فيَخرُجُ على الجَماعةِ، آیا این کار را صحیح می دانی؟ امام ابوحنیه گفت: نه.  بلخی می گوید گفتم: برای چه؟ در حالی که الله تعالی و رسولش به امر به معروف و نهی از منکر دستور داده اند و این فریضه ی واجبی است. امام ابوحنیفه با شناختی که از این افراد و ثمرات قیام نارس آنها داشت جواب داد: آنچه گفتی همانگونه است، اما این اشخاص در نتیجه ی این قیام، فسادی که به بار می آورند بیشتر از آنچه است که اصلاح می کنند، از ریختن خونها بگیر تا حلال کردن حرامها و از بین بردن اموال.[2]

واضح و آشکار است که از نگاه امام ابوحنیفه رحمه الله گروههایی مسلح چون جیش العدل و انصارالفرقان و غیره از نظر مشروعیت مشکل دارند و جنگ آنها هرگز جهاد فی سبیل الله محسوب نمی شود بلکه قتال الفتنه ای است که باید بر اساس فتوای امام ابوحنیفه رحمه الله از آن دوری و پرهیز کرد و علت عدم اقبال مردم بلوچ از این گروهها و عقیم و بی ثمر ماندن اقدامات مسلحانه و تخریبی آنها نیز ریشه در غیر مشروع بودن جنگ مسلحانه ی آنها دارد.


[1]  حاشية الشلبي على تبيين الحقائق (3/294)

[2]  الفقه الأبسط، ص 108

جولانی و توطئه ی تغییر برنامه های درس دینی سوریه با درسهای سکولار غربی

جولانی و توطئه ی تغییر برنامه های درس دینی سوریه با درسهای سکولار غربی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در کشور مصر ــ که کشوری سکولار است ــ برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌هایی که زیر نظر الازهر الشریف ، با برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌های زیر نظر وزارت آموزش و پرورش کاملاً متفاوت است.

و با این‌که مصر کشوری است که نه جهاد دارد، نه انقلاب، و رسانه‌ها و برنامه‌هایش با هر چیزی که به دین اسلام مربوط باشد دشمنی می‌کنند، اما با این وجود، نتوانستند منهج الازهر را تغییر دهند!

عجیب است! در مصر با همهٔ آن دشمنی‌ها و فشارها، نتوانستند منهج الازهر را تغییر دهند، اما درسوریه، تنها یک سال پس از انقلاب، در پی تغییر و کم کردن برنامه های درسی دینی به موسیقی و رقص و سایر سرگرمی های سکولاریستی غربی ها برای فرزندان امت اسلامی هستند و در سوریه ی تحت حاکمیت گروه جولانی چنین تغییر بزرگی در منهج آموزشی اتفاق می‌افتد!

البته به مدارس دینی هم یورش آورده اند و مدارس دارالوحی الشریف یکی از این مراکز دینی است.

بی‌گمان منهجی که دارالوحی الشریف برگزیده است، صرفاً مجموعه‌ای از دروس و مواد آموزشی نیست، بلکه نتیجهٔ تلاش مبارک و سال‌ها تجربه، دانش و آزمون است. این منهج بر پایه‌هایی استوار بنا شده که میان حفظ قرآن کریم و فهم عمیق آن، ایمان راسخ، و میان علوم جدید و تربیت ایمانی پیوند برقرار می‌سازد. به‌واسطهٔ این توازن درخشان، مدارس توانسته‌اند نسل‌هایی تربیت کنند که علم و دین را با هم در خود دارند و میان اصالت و معاصرت جمع می‌کنند.

دعوت به تغییر یا لغو این منهج، در حقیقت دعوت به از میان بردن هویت ویژهٔ این مدارس و پاک کردن اثر تربیتی آن‌هاست که همه آن را می‌شناسند و به آن افتخار می‌کنند. هزاران دانش‌آموز و ولیّ امر به این روش و ارزش‌ها اعتماد کرده‌اند. منهج دارالوحی همان روحی است که به مدارس جان می‌بخشد و راه و هدفش را مشخص می‌سازد.

ما تغییر این منهج را رد می‌کنیم، زیرا این منهج عقیدهٔ درست را در دل دانش‌آموز جای می‌دهد و او را بر پایهٔ ارزش‌های قرآنی و اخلاق نبوی تربیت می‌کند؛ در زمانی که جامعه بیش از هر وقت دیگر نیازمند مدارس ایمان‌آفرین و پایدارکنندهٔ عقیده و اخلاق است، مدارسی که فرزندان را از انحراف فکری و فساد اخلاقی حفظ کند.

عدالت نیست که دانش‌آموزان و معلمان را به ترک این منهج وادار کنند، یا آنان را از امتیاز و ویژگی تربیتی‌شان محروم سازند. چنین کاری مانند بسیاری از مؤسساتی خواهد بود که هویت قرآنی خود را از دست داده‌اند. تغییر این منهج باعث می‌شود مدارس به نسخه‌هایی بی‌هویت و شبیه یکدیگر تبدیل شوند، در حالی که دارالوحی اساساً برای آن تأسیس شده که الگو و نمونه‌ای یگانه باشد.

بنابراین، با صراحت و قاطعیت اعلام می‌کنیم که هر تصمیمی برای تغییر منهج دارالوحی الشریف را رد می‌کنیم و بر پایبندی خود تأکید می‌نماییم، زیرا این منهج صرفاً چند ورق درس نیست، بلکه زندگی، هویت، پیام و امانتی است که هرگز در آن کوتاهی نخواهیم کرد.

منهج دارالوحی الشریف کتابی نیست که تغییر یابد، بلکه رسالتی است که پاس داشته می‌شود. ما هرگز نمی‌پذیریم که قرآن را با منهجی دیگر جایگزین کنیم یا میراث آن را از فرزندان‌مان بگیریم.

  • خدایا! مدارس دارالوحی الشریف، شاگردان و معلمانش را حفظ فرما، و آن‌ها را چراغی تابناک برای قرآن و نوری درخشان برای دل‌های فرزندان‌مان قرار بده، نوری که با هیچ تصمیمی خاموش نشود و گذر زمان اثرش را محو نسازد.
  • خدایا! دل‌های ما را بر کتابت استوار بدار، قرآن را در دل فرزندان ما نورانی ساز، و منهج دارالوحی الشریف را دژی استوار برایشان قرار ده تا هیچ تصمیم و روزگاری نتواند آن را تغییر دهد یا خاموش کند.

ای مردم اهل سنت و جماعت ایران و افغانستان، این بخشی از همان چیزی است که گروههای اهل بغی که در راه آمریکا و غربی ها و با نام جهاد و صدها شعار دیگر در حال جنگ هستند برای ملت ما هم می خواهند.

سخنانی چند در دیدار جولانی با صهیونیستهای بخش اقتصادی

سخنانی چند در دیدار جولانی با صهیونیستهای بخش اقتصادی

کاتب: محمد اسامه

قبل از ورود به بحث لازم است به دو نکته  ی مهم توجه کنیم:

  1. صهیونیستها افرادی سکولار و نژاد پرست هستند که مثل تمام سکولاریستهای میان مسلمین و مسیحیت و… هیچ اعتقادی به اجرائی شدن قوانین شریعتهای آسمانی ندارند
  2. یهودی ها پیروان یکی از شریعتهای آسمانی هستند که مثل مسلمین و مسیحی ها معتقد به اجرائی شدن به قانونی هستند که در کتاب مقدس آنها وجود دارد و سکولاریستها را کافر و خارج از ملت خود می دانند.

این تفاوت ساده ی یک یهودی با یک صهیونیست است.

صهیونیستها در بخشهای مختلف نظامی و امنیتی و فرهنگی و رسانه ای و تبلیغی و اقتصادی و علمی و … در خدمت رژیم اشغالگر صهیونیستی حاکم بر سرزمینهای اشغالی فلسطین هستند و ابو محمد جولانی که زمانی توسط گروههایی چون جیش العدل و غیره به عنوان مجاهد معرفی می شد و در مدح او مدیحه سرائی می کردند نه تنها مزدور آمریکا و ترکیه از آب در آمد بلکه نقش یکی دیگر از صهیونیستهای عرب را نیز به عهده گرفت.

در این راستا، ابومحمد جولانی با رونالد، یک میلیارد صهیونسیت، و سربازی در بخش اقتصادی صهیونیستهای اشغالگر دیدار کرد که نشان‌دهندهٔ عمق انحراف و خیانت برخی از کسانی است که خود را «مجاهد» می‌نامیدند امابه تامین منافع دشمنان اسلام مشغولند.  این دیدار نه تنها اعتماد مردم مسلمان در مورد این دسته از تاجران جهاد را زیر سؤال می‌برد، بلکه رسوایی بزرگی برای کسانی چون جیش العدل و انصارالفرقان میان بلوچهای حنفی مذهب نیز هست که با شعار شریعت و جهاد، عملاً در خدمت سیاست‌های صهیونیستی و غربی عمل می‌کنند.

کجاست عزت و قدرت واقعی مجاهدین؟ آیا قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و در جهت خدمت به منافع صهیونیستها همان چیزی است که شما آن را «جهاد» می‌نامید؟ چنین اقداماتی نشان می‌دهد که نام «مجاهد» برای جولانی و جیش العدل و امثالهم جز پوسته‌ای توخالی نیست و در عمل، آن‌ها از مصالح امت اسلامی چشم پوشیده‌اند و به دنبال منافع شخصی و سیاسی خود و دشمنان اسلام و مسلمین هستند.

مردم اهل سنت بلوچستان و همهٔ کسانی که به شریعت الله پایبندند، باید بدانند که چنین گروههایی نه تنها مشروعیت جهاد را خدشه‌دار می‌کنند، بلکه موجب تضعیف مبارزهٔ واقعی علیه دشمنان اصلی اسلام و مسلمین می‌شود.