پیامی به بلوچهای مسلمان زاده ی غدار موجود در «جبهه مبارزین مردمی» هم سو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

پیامی به بلوچهای مسلمان مسلمان زاده ی غدار موجود در «جبهه مبارزین مردمی» هم سو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

در اغتشاش و آشوب طلبی و هرج و مرج و جنگ مسلحانه ای که در چند روز گذشته ی دی ماه 1404 شهرهای اکثراً شیعه نشین ایران شاهدش بود گروهک تازه تأسیس «جبهه مبارزین مردمی» در میان بلوچها که اسکلت اصلی آن را همان جیش العدل با رویکردی سکولار و همسو با جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران تشکیل می دهد نیز با کشتن یک نظامی در ایرانشهر همسوئی خود با این آشوب طلبان مدعوم از سوی آمریکا و صهیونیستها را اعلام کرد.

من برای رهبران این گروهک سخنی ندارم چون تکلیف آنها از قبل مشخص بود، فقط به کسانی که زمانی در رسانه های خود ادعای تبعیت از سنت نبی اکرم صلی الله علیه و سلام کرده و سنگ نصرت توحید و جهاد و شریعت الله و حرکت به سوی تطبیق شریعت الله را به سینه میزدند و در این زمینه ندای دفاع از سنت سر می دادند، اما عهدی را که با دین الله و مومنین بسته بودند را میشکنند و وفای خود را نسبت به عهد زیر پا گذاشته و به آن خیانت کرده و ثفت غدر و خیانت و نقض میثاق را خیلی ارزان برای خود می خرند و به خصلتی از خصال منافقین و حتی حضور در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر اصلی و مرتدین سکولار محلی راضی گشته و آن را توجیه می کنند می گویم:

سبحان الله چطور ممکن است انسان کفری به این آشکاری و جرمی به این فضاحتی و گناهی به این وضوح را توجیه کرده و برای راحتی نفسش حتی از آن دفاع کند و بگوید مصلحت چنین است که ما عهد را بشکنیم و با آمریکا و صهیونیستهای کافر اشغالگر و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای و متحد شویم!

امام بخاری رحمه الله روایت میکند: که هر قل پادشاه روم از ابی سفیان پرسید؛ آیا محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم غدر و پیمان شکنی هم میکند؟

ابو سفیان بدون وقفه گفت نه!

هر قل از طریق این سوال میخواست به صدق محمد صلی الله علیه و سلم پی ببرد، و هنگامی که دانست او پیمان شکنی نمیکند فورا گفت: پیامبران اینگونه اند پیمان را نمی شکنندو به عهدشان غدر نمی کنند.

بنابر این نشکستن پیمان صفت بارزی برای ثبات صدق یک انسان می باشد و فاقد صدق نیز دروغگو و کاذب است، پس کسی که پیمان می شکند لابد دروغگو و اهل کذب و نیرنگ نیز هست، و این صفت لازمه ی عهد شکنی می باشد. این همه صفت رنگارنگ مبارک باشد برای کسانی پیمان شکستند و عهد شان خیانت کردند و هم اکنون هم سنگر ترامپ و نتانیاهو و ربع پهلوی و کمونیستهای کومله کُردستانو سهاب سکولار میان بلوچها و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد شده اند.  

أف لکم أف لکم أف لکم

                                اف لکم حتی یکل لسانی

“اف برشما و اف برشما.. آنفدر أف بر شما که زبانم خسته شود.!”

شریعت آسمانی در خدمت دولت سکولار وابسته (نقد موضع علمای همسو با نظام دارالکفر پاکستان در قبال دارالاسلام افغانستان)

شریعت آسمانی در خدمت دولت سکولار وابسته (نقد موضع علمای همسو با نظام دارالکفر پاکستان در قبال دارالاسلام افغانستان)

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

اظهارات مولانا فضل‌الرحمن و نشست موسوم به «وحدت امت پاکستانی» بیش از آن‌که دفاع از امت باشد، تلاشی برای تطهیر سیاست‌های نظامی–امنیتی یک دولت وابسته است؛ دولتی که سال‌هاست در مدار خواست آمریکا حرکت می‌کند و امروز برای کاستن از فشار افکار عمومی، به پوشش دینی نیاز دارد.

ممکن است برای شما هم جای سوال باشد که اگر حمله به افغانستان «غیرقابل توجیه» است، چرا اصل مسئله وارونه بیان می‌شود؟

چرا به‌جای محکوم‌کردن ساختار تجاوزگر و وابسته، بحث به «گفت‌وگو میان کابل و اسلام‌آباد» تقلیل داده می‌شود؛ گویی مسئله، اختلاف دو دولت هم‌سطح است، نه فشار یک دارالکفر نظامی بر دارالاسلام مستقل؟

این‌گونه نشست‌ها، در عمل، کارکرد دینی برای مهار خشم مردم دارند؛نه برای احقاق حق، نه برای دفاع از شریعت، بلکه برای این‌که تجاوز، «سوءتفاهم» جلوه داده شود و وابستگی، «مصلحت سیاسی» نام بگیرد و مقاومت، «تنش‌زا» معرفی شود.

وقتی علما به‌جای ایستادن کنار حق، در چارچوب منافع دولت وابسته سخن می‌گویند، نتیجه‌اش گمراهی امت و تضعیف معیارهای شریعت است.

طرح مفاهیمی مانند «امت پاکستانی» در چنین زمینه‌ای، خود محل پرسش است.

امت در اسلام با عقیده و شریعت تعریف می‌شود، نه با مرزهای ترسیم‌شدهٔ استعمار و نه با دکترین‌های امنیتیِ وارداتی.

وقتی شریعت به حاشیه می‌رود و سیاست‌های آمریکا معیار می‌شود، نام «امت» فقط پوششی لفظی است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با همهٔ فشارها، تن به پیمان‌های امنیتی کفری نداده و حاضر نشده استقلال عقیدتی خود را معامله کند.

همین ایستادگی است که پروژهٔ فشار را فعال کرده و هم‌زمان، بازار مشروعیت‌سازی دینی را در آن‌سوی مرز گرم نگه داشته است.

پس مسئله، «تنش دوجانبه» نیست؛ فشار یک ساختار وابسته بر یک نظام مستقل است و مسئله، «گفت‌وگو» نیست؛ تحمیل چارچوب امنیتیِ آمریکایی است و خطر اصلی، نه جنگ نظامی، بلکه تحریف دینی برای توجیه وابستگی است.

دارالاسلام افغانستان با این سناریو بیگانه نیست و امتِ آگاه، فرق میان نصیحت دینی و مشروعیت‌سازی سیاسی را می‌شناسد.

جهادِ شعاری، پروژه‌ای سکولاریستی از بلوچستان تا سوریه یک الگوی تکراری برای فریب امت

جهادِ شعاری، پروژه‌ای سکولاریستی از بلوچستان تا سوریه یک الگوی تکراری برای فریب امت

کاتب: براهندک بلوچ

با بررسی کارنامه ی بسیاری از گروههای مسلح میان مذاهب معروف به اهل سنت  متوجه می شویم که در سال‌های اخیر، گروه‌هایی با نام جهاد، شریعت و دفاع از اهل‌سنت ظهور کرده‌اند، اما در عمل نه‌تنها خدمتی به دین و امت اسلامی نکرده‌اند، بلکه عملاً در چارچوب پروژه‌های سکولاریستی و امنیتی دشمنان اسلام حرکت کرده‌اند.

این جریان‌ها از دین فقط شعار را گرفته‌اند، اما محتوا، روش و هدفشان کاملاً غیراسلامی و سکولار است؛ اسلامی که باید موجب عزت امت شود، در دست اینان به ابزاری برای آشوب، خشونت بی‌ضابطه و تضعیف جامعه اسلامی و در نهایت خدمت به پروژه های کفار سکولار اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها تبدیل شده است.

با بررسی دقیق این گروهها می توانیم بگوئیم که تغییر نام، تغییر ماهیت نیست و ادعاهایی مانند «ادغام»، «بازسازی تشکیلات» یا «تغییر ساختار» چیزی از واقعیت کم نمی‌کند.

وقتی مبنا سکولاریستی است، خروجی هم ضدّ شریعت خواهد بود؛ چه با نام جندالله، چه جیش‌العدل، و چه جبهه مبارزین مردمی و چه هر عنوان جدید دیگر.

خشونت کور، گروگان‌گیری، ریختن خون بی‌گناه و ایجاد ناامنی برای خودِ مسلمانان و خدمت به برنامه ها و اهداف کفار محارب خارجی، هیچ نسبتی با جهاد مشروع اسلامی ندارد.

در اسلام، حقانیت یک جریان با نتیجه‌ی عملی و عملکردش سنجیده می‌شود که آیا موجب تقویت امت و دارالاسلام می‌شود یا تفرقه و تضعیف دارالاسلام؟ آیا دشمنان اسلام و کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی را تضعیف می‌کند یا مسلمانان و قدرت بازدارندگی مسلمین را؟ آیا به شریعت پایبند است و برای تشکیل حاکمیتی اسلامی و ارتقای حاکمیت کنونی به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تلاش می کند یا اسلام را ابزار اهداف سیاسی سکولاریستی می‌کند و برای حاکمیتی ارتدادی سکولار در تلاش است؟

جریان‌هایی که محصول کارشان تفرقه، افراط‌گرایی و مشروعیت‌بخشی به سرکوب مسلمانان و حرکت به سوی حاکمیت سکولار است، هرچند نام جهاد بر خود بگذارند، در واقع از مسیر اهل‌سنت و حتی در مواردی که همچون جبهه ی مبارزین مردمی میان بلوچها که با اپوزیسیون سکولار ایران همسو و یکی شده است از مسیر اسلام خارج شده‌اند.

وقتی به جبهه مبارزین مردمی نگاه می کنیم که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی متحد شده است مثل سایر خائنین به دین و ملت و وطن در ظاهر از دین مردم خود سخن می‌گویند، اما در عمل مرز حلال و حرام را حذف می‌کنند و شریعت را تابع مصلحت سیاسی سکولاریستی می‌سازند و خواسته یا ناخواسته در زمین آمریکا، غرب و صهیونیسم بازی می‌کنند، این دقیقاً همان سکولاریسم عملی است؛ یعنی کنار زدن احکام واقعی اسلام، با حفظ ظواهر فردی و شخصی دینی.

سوریه نمونه‌ی روشن و آینه ی عبرت این فریب بزرگ است. گروه‌هایی که با شعار جهاد، شریعت، آزادی و حتی فلسطین به میدان آمدند، اما خیلی زود روشن شد که هماهنگ با اتاق‌های عملیات آمریکا و غرب عمل می‌کنند و اولویتشان نه حاکمیت اسلامی و اجرای شریعت الله و فلسطین، بلکه اجرای پروژه‌های خارجی است و نهایتاً به هم‌پیمان آمریکا در جنگ با دشمنان آمریکا تحت شعار مبارزه با ترروریسم و ابزار غیرمستقیم صهیونیست‌ها تبدیل شدند.

نتیجه چه شد؟ فروش جهاد و اهداف و اهل آن، سرکوب و کشتار مجاهدین صادق، تفرقه‌ی امت و تقویت دشمنان اسلام و تولید یک صهیونیست عرب دیگر جهت محافظت از سرزمینهای اشغال شده ی فلسطین و محاصره ی بیشتر مجاهدین حماس و جهاد اسلامی و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد در فلسطین.

پس بدانیم که هر گروهی چون جیش العدل جدید (جم) یا جولانی خائن و مرتد در سوریه که به نام جهاد، اما با روش‌های سکولاریستی عمل کند و به جای دشمن، شمشیرش را علیه مسلمانان بکشد و خروجی‌اش خدمت به کفار باشد هرگز جهادی و اسلامی نیست بلکه انحرافی خطرناک است که باید افشا شود، نه تطهیر.

خداوند سبحانه و تعالی حق را روشن، باطل را رسوا و امت اسلامی را از جهادهای دروغین و پروژه‌های سکولاریستیِ نقاب‌دار محفوظ بدارد.

سکولاریسمِ جیش العدل جدید (جم)  با ادعای دروغین جهاد مسلحانه با نقاب دین

سکولاریسمِ جیش العدل جدید (جم)  با ادعای دروغین جهاد مسلحانه با نقاب دین

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

الله جل جلاله هیچ مورد عقیدتی از کفار وجود ندارد که آنرا در قرآن و سنت صحیح بیان نکرده باشد، همچنین با ذکر صفات منافقین که دشمنان داخلی میان مسلمین هستند باز چهره ای آنها را در آیات مختلف و احادیث صحیح رسول الله صل یالله علیه وسلم به مومنین نشان داده است با این وجود افشای پروژه‌هایی که به نام اسلام توسط همین گروه منافقین شکل می گیرند اما به نفع دشمنان اسلام می‌جنگند یکی از نیازهای روز مومنین می باشد.

امروز خطر اصلی برای امت اسلامی نه دشمنِ آشکار، بلکه جریان‌هایی است که با نام جهاد، اما با ماهیت سکولاریستی و پروژه‌ای وارد میدان شده‌اند.

این‌ها نه مجاهدند و نه دلسوز دین اسلام، بلکه ابزارند، ابزار جنگ نرم و سخت آمریکا، غرب و صهیونیسم برای تکه‌تکه‌کردن امت و ضربه زدن به حاکمیت مسلمین و خدمت به پروژه های دشمنان آنهم با خرج کردن مسلمین فریب خورده.

روشن است که این جهاد نیست بلکه خیانت آشکار و جنایت است.

جهادی که خون مسلمان را می‌ریزد و امنیت جامعه اسلامی را نابود می‌کند و سگ شکاری دشمنان برای ضربه زدن به مومنین می شود و به همراه سایر اپوزیسیون سکولار برای حاکمیتی سکولار و ارتدادی در حرکت است جهاد نیست بلکه خیانت و جنایت و ارتداد آشکاراست.

هر گروهی که نام جهاد را یدک بکشد اما شریعت را تابع «اپوزیسیون سکولار و ارتدادی » کند و خروجی‌اش تقویت کفار سکولار سکولار و اظغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی باشد، در واقع سکولاریسمِ مسلح است، نه حرکت اسلامی.

اینکه جیش العدل تبدیل شود به جبهه مبارزین مردمی این تغییر اسم و ادعای ادغام و بازی‌های رسانه‌ای با ادعای بزرگ همسوئی با اپوزیسیون سکولار داخل ایران ماهیت فاسد سکولاریستی و ارتدادی را پاک نمی‌کند.

وقتی مبنا سکولاریسم و حرکت به سوی جامعه ای سکولار است، وقتی خط نهایی به نفع دشمن کفار سکولار خارجی و مرتد محلی ختم می‌شود، هر اسمی بگذاری همان پروژه است.

این جریان‌های ارتدادی که با نام قوم بلوچ و ایرانی و غیره ابراز وجود کرده اند دین را فقط تا جایی می‌پذیرند که ابزار جذب نیرو باشد و پوشش رسانه‌ای بسازد و جنایت و خیانت به دین و ملت را توجیه کند؛ اما آنجا که شریعت حرکت به سوی کفر سکولاریسم را حرام می‌کند و فتنه و خرج کردن جوان مسلمان در این مسیر کفری و ارتدادی را منع می‌نماید، جهادشان متوقف می‌شود؛ این یعنی حذف دین اسلام از تصمیم‌سازی، یعنی سکولاریسم کامل و ارتداد بواح و آشکار با ریش و اسلحه.

اگر دقت کنیم قتال گروههایی چون جیش العدل با هر اسم و عنوانی که خود را نشان دهند جهاد نیست بلکه خیانت سازمان‌یافته به دین الله و بلوچهای فریب خورده ای است که خیال می کنند برای اهدافی اسلامی و شرعی و برای احقاق حقی از حقوق مردم خود می جنگند غافل از اینکه در مسیر ارتدادی اپوزیسیون سکولار ایران برای تشکیل حکومتی کفری قرار گرفته اند اما با شعارهای شبه اسلامی و احتمالا با ریش و سیواک و….

اینجاست باید به خروجی واقعی گروههایی چون جیش العدل جدید و قدیم نگاه کرد که به کجا ختم می شود به حاکمیت اسلامی و تطبیق شریعت الله یا بر اساس کفر سکولاریسم و حاکمیتی ارتدادی و کفری سکولاریستی، اینجاست که باید گفت اسلام با نتیجه سنجیده می‌شود، نه با شعار و فریاد.

جریان اپوزیسیون سکولار و کفری ایران و حزب و گروهی چون جیش العدل جدید و قدیم که محصولش تشکیل حاکمیتی کفری و ارتدادی سکولاریستی و مشروعیت‌بخشی به دخالت کفار محارب و اشغالگر خارجی است، هرقدر هم شعار بدهد، در جبهه اسلام نیست.

پس خطر حقیقی امروز میان بلوچهای حنفی مذهب ایران نه کفارِ علنی بلکه جهادِ نمایشی با باطن سکولاریستی و فتنه‌ی «اسلامِ نمایشی» است که شناخت و افشای این پروژه‌ها واجب است و تطهیرشان، خیانت به دین اسلام و قوم مسلمان و شریعت خواه بلوچ و سایر مومنین منطقه است.

وارونه گوئی های جیش العدل جدید (جم) در راه همسویی میان مردم ایران

وارونه گوئی های جیش العدل جدید (جم) در راه همسویی میان مردم ایران

کاتب: محمد اسامه

گروه تازه تاسیس جبهه مبارزین مردمی (جم) که پوست اندازی جیش العدل در لباسی جدید وسکولار آن است، در مطالبی که در کانال رسمی تلگرامی خود نشر داده دست به وارونه گوئی هائی زده که تنها با ذکر توضیحاتی مختصر، هر ناظر بلوچ و غیر بلوچی متوجه خواهد شد که این شاخه ی سازمان سکولار رجوی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی در میان بلوچها چگونه با بازی با واقعیتها و شعور مخاطبین خود در حال وارونه گوئی است.

گروه سکولار «جم» می گوید: “راه همسویی، از شناخت حقیقت آغاز می‌شود، حقیقتی که سال‌ها زیر غبار انگ‌زنی، تحریف و روایت‌های ساختگی پنهان شده است.”

این معدل همان «کلمة الحق یراد بها الباطل» است، با این وجود، بیائید با همین نگرش به اغتشاشات سالهای قبل و روزهای گذشته از دی 1404ش بپردازیم.

گروه سکولار «جم» می گوید: “جمعه‌های خونین زاهدان و خاش … همدردی و همراهی با دیگر مردم ایران بود. هم‌زمانی این اعتراضات با خیزش سراسری نشان داد که سیستان‌ و بلوچستان با وجود مرگبارترین سرکوب ها بخشی زنده و فعال از حرکت عمومی مردم ایران است.”

برای هر بلوچ و غیر بلوچی واضح و روشن است که اغتشاشات 1401ش سکولارهای «زن هرزگی فاحشگی» روزها شروع شده بود و بلوچهای حنفی مذهب، و در کل، استان سیستان و بلوچستان با این اغتشاشگران سکولار هیچ گونه همراهی نکردند تا اینکه مولوی عبدالغفار نقشبندی با عَلَم کردن اتهاماتی که به آن بلوچ شیعه در مورد آن دختر بلوچ حنفی وارد بود بر غیرت و احساسات جوانان اهل نماز و مسجد رو انگشت گذاشت و با «تحریش» آنها از مسببین اصلی فاجعه های مسجد مکی و زاهدان شد.

پس در این اتفاق با آنکه مدتها بعد از اغتشاشات سکولارهای داخل ایران هم ادامه پیدا کرد هیچ گونه همدردی و همراهی با اغتشاشگران داخلی ایران وجود ندارد و هرگز بخشی از حرکت این اغتشاشگران سکولار نبوده و نیست، بلکه زمانی که بلوچهای مومن اهل مسجد و نماز به راهپیمائی های مسالمت آمیز خود ادامه دادند اغتشاشگران سکولار داخل ایران هیچ گونه همدردی و همراهی با آنها از خود نشان ندادند تا اینکه سرانجام با راهنمائی بزرگان بلوچ این اعتراضات مسالمت آمیز بلوچهای اهل مسجد که از اساس مخالف سکولاریسم هستند هم تمام شد.

مورد دیگر اینکه در اغتشاشات چند روز گذشته سکولارهای شهرهای شیعه نشین ایران هم باز اهل سنت و جماعت ایران به صورت عام و بلوچهای حنفی مذهب به صورت خاص در این اغتشاشات مزدوران آمریکا و صهیونیستها مشارکت نکردند؛ آیا همین نمونه ی زنده و نزدیک برای افشای وارونه گوئی های «جم» کافی نیست؟

گروه سکولار «جم» که همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد داخل ایران شده است در جای دیگری می گوید:

“واقعیت این است که ساختار قدرت از همین حقیقت هراس دارد: از این‌که مردم سیستان‌ و بلوچستان، با وجود زخم‌ها و رنج‌های انباشته، خود را جدا از دیگر مردم ایران نمی‌بینند.”

تا اینجا می توانیم بگوئیم که سکولارهای مرتد اپوزیسیون ایرانی هستند که از ساختار قدرت ایمانی اهل سنت و جماعت هراس دارند و می بینند که اهل سنت و جماعت خود را جدای از این مرتدین می بینند؛ به همین دلیل و بدون شک غیر از سکولارهای مرتد میان بلوچها چون عدوالله سربازی و سرخوش و هم مسیران مجازی آنها، مردم اهل سنت سیستان و بلوچستان خود را جدای از مردم ایران ندانسته اند؛ اما نه تنها در گذشته بلکه در چند روز اخیر اغتشاشگران سکولار و اجیر شده نشان دادند کاملاً از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و اغتشاشگران خائن وطن فروش جدا هستند و ربطی به این لگوران اجیر شده ی مرتد ندارند. 

گروه سکولار «جم» در کمال تعجب و با تمام این وارونه گوئی هائی که کرده می گوید: ” به‌جای تکرار برچسب‌ها، به شواهد نگاه کنیم”

این دقیقاً همان چیزی است که ما اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب از هر ناظر خارجی می خواهند، شواهد را نگاه کنید تا بدانید که قوم حنفی مذهب بلوچ هیچ پیوندی با اغتشاشگران سکولارو وطن فروشان خائن ندارد بلکه سرنوشت خود را با مردم آگاه و مومن ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی چون آمریکائی ها و صهیونیستها و مزدوران آنها گره زده است.

اهل سنت و جماعت به تبلیغات رسانه های خائن و مزدور کلمه و نور و… در مسائل حکومتی و اغتشاشات ایران اهمیت ندهند

اهل سنت و جماعت به تبلیغات رسانه های خائن و مزدور کلمه و نور و… در مسائل حکومتی و اغتشاشات ایران اهمیت ندهند

کاتب: محمد اسامه

بعضی از مردم گاه فراموش می کنند که دشمن در کگنار سکولاریستهای مرتدی که اجیر کرده است از گروه منافقین هم استفاده می کند، گروه منافقینی که به عنوان نمونه دارای چنین صفاتی هستند:

صفات و ویژگی های منافقین یا سکولارزده ها:

  1. حکم کردن و حاکمیت بر اساس آنچه الله فرو فرستاده را دوست ندارند: «‏ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ»‏ (محمد/9)، اين بدان خاطر است كه چيزی را كه خداوند فرو فرستاده است دوست نمی‌دارند، و لذا خدا كارهای (نيك) ايشان را هم باطل و بی سود می‌گرداند.

 برای سکولار و سکولارزده امر عادی است که از قانون شریعت الله خوشش نیاید. برای همین است که همیشه سعی می کنند از قرآن، مفاهیم و احکام شریعت فاصله بگیرند و چیزهای دیگری را جای آن بگذارند. اگر بگویید به سمت قانون شریعت الله بیایید فراری اند، اما اگر گفته شود بیایید به سمت سکولاریسم، دموکراسی، جامعه ی مدنی سکولاریستی و سایر امیال و هواهایشان سراسیمه به سوی آن می‌شتابند.

  • حکم خدا و رسول الله صلی الله علیه و سلم در امور جاری بر جامعه و حاکمیت را نمی پذیرند: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُودًا» )نساء/۶۱)، و هنگامى که به آن ها گفته مى شود به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر بیایید، منافقین را مى بینى که از قبول دعوت تو اعراض و سرپیچی مى کنند.

گروه منافقین در هر مسأله ای که بتوانند از زیر قانون حکومتی شریعت الله خارج شوند سعی می کردند از قوانین دین سکولاریسم پیروی کنند و در هر چیزی که بدانند می توانند بر خلاف شریعت الله آن را انجام دهند، دریغ نمی کنند و همان برنامه ها و قوانین سکولاریستی را در زندگی پیاده می کنند.

  • جزو حزب شیطان و طرفدار سکولاریست ها هستند. می دانیم که دین سکولاریسم از تولیدات شیطان است و پیروان شیطان به هر شیوه ای که شده به سکولاریسم متصل می شوند. عبدالله بن ابی، هم در آن زمان به جای ایجاد اتحاد با یهودیان مدینه یا نصرانی های نجران و غیره با سکولاریست های قریش ارتباط برقرار می کرد و طرح های مشترکی را با آن ها می ریخت، چون این ها هم فکرها و هم کیش هایش بودند: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (مجادله/19)، شیطان بر آنان چیره گشته و یاد خدا را از خاطرشان برده است. اینان حزب شیطان هستند. آگاه باشید! قطعاً حزب شیطان زیان کار و زیانبارند

در این صورت، اگر می بینی که دارودسته ی منافقین موجود در شبکه های کلمه و نور و … با شعارهای شبه اسلامی و بازی با ادله الفقه مذاهب اسلامی جزو جبهه ی کفار سکولار خارجی و داخلی شده اند و سعی می کنند با بزرگنمائی قدرت کفار خارجی چون آمریکا و صهیونیستها و قدرت احزاب مختلف داخلی باعث ایجاد ترس در میان مسلمین شوند این تاکتیک همیشگی شیطان و یارانش بوده که الله تعالی در موردش می فرماید: «إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» ‏(آل عمران/175)‏، این تنها شیطان است که شما را از دوستان خود (با پخش شایعات و سخنان بیهوده) می‌ترساند، پس از آنان مترسید و از من بترسید اگر مؤمن هستید.‏

نه تنها این گروه منافقین(سکولار زده ها) جهت تخدیر و حتی ترساندن مومنین از ادبیاتی شبه اسلامی استفاده می کنند بلکه کفار سکولار خارجی هم که قصد داشته باشند از کانال سکولارهای مرتد داخلی کاری انجام دهند باز از شعارها و ادبیاتی شبه سالامی استفاده می کنند.

 در بالا تصویری را می بینیم که متعلق به سازمان پیمان مرکزی (CENTO) است. پیمانی که در سال ۱۹۵۵ میلادی میان حکام چهار کشور سکولار و دست نشانده ی عراق، پاکستان، ایران و ترکیه برقرار بود. البته با دستور و هدایت آمریکا و انگلیس.

اگر دقت داشته باشید پیمان آمریکایی است و پوستر هم کار غربی‌های کافر سکولار است، اما در بالای صفحه نوشته شده «واعتصموا بحبل الله جمیعاً».

پس به این شعارهای شبه اسلامی و نمایشی شبکه های کلمه و نور و اهل البیت و سایر شبکه های غربگرای شیعه و سنی و بخصوص به جنگ زرگری میان آنها و تلاش آنها جهت دامن زدن به اغتشاشات در ایران اهمیت ندهید و به هیچ یک از فعالیتهای اسنها دل خوش نکنید. همه عوامفریبی و بر اسسا طرح و سناریوهای دشمنان و کف روی آب است. مخصوصاً شبکه هائی که بدون اجازه آمریکا و غرب و صهیونیستها آب هم نمی‌نوشند و گرنه به جرم نفرت افکنی و مبارزه با تروریسم و دهها برچسب دیگر فوراً تعطیل می شدند.

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

هرگز در طول تاریخ اسلام دیده نشده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بازماندگان کسی که در راه کفر کشته شده باشد پیام تسلیت فرستاده باشد.

  • اگر کسی دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر کسی از خلفای راشدین یا هر یک از صحابه رضی الله عنهم اجمعین دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر از یکی از ایمه مذاهب اسلامی دیده یا حکم به گفتن پیام تسلیت به کسی که در راه کفر آنهم در برابر مسلمین کشته شده باشد پیام تسلیت داده باشد تنها یک دلیل بیاورد.

زمانی که اعتراضات بازاری ها شروع شد هیچ کسی صدمه یا ندید اما زمانی که اعتراضا تبدیل به اغتشاش هرزه های سکولار شد کشته ها از میان نیروهای امنیتی ایران و اغتشاشگران شروع شد.

آیا کسی شک دارد که سکولاریسم کفر محض است. پس کسی که برای کفر سکولاریسم به خیابانها ریخته و دست به اغتشاش می زند و آمریکا و صهیونیستها از چنین موجوداتی حمایت می کنند برای چیزی غیر از کفر خونشان را داده اند؟

 در این جا از مولوی عبدالحمید باید پرسید تسلیت شما در کجای شریعت الله جای دارد؟ یا قصد دارید مقام شهداء را به این موجودات بدهی و حرکت در این مسیر پست را توجیه کنی؟

مولوی گرامی زمانی که کفار کفتارصفت آمریکا و صهیونیستها دندان‌های خود را برای دارالاسلام ایران تیز کرده‌اند این سخنانت به نفع کیست؟

مسلمانان، از هر مذهب و مشرب که باشید چه سلفی، اشعری، صوفی، شیعه، اخوانی و چه هر نام دیگری که بر خود می‌گذارید این حقیقت را باید با چشم باز ببینید: این کفتاران، هیچ‌یک از شما را برای حکومت‌داری نمی‌خواهند. آنچه آنان را متحد کرده، دشمنی با حکومت اسلامی است. پس همان‌گونه که آنان در ضدیت با اسلام متحدند، شما نیز باید در دفاع از کیان اسلام متحد باشید.

امروز و در این اغتشاشات دی ماه 1404ش دفاع از حکومت ایران که بر اساس تمام مذاهب اهل سنت و جماعت دارالاسلام است و حداقل‌ترین چتر ممکن را بر سر مسلمانان گسترده، به معنای تایید نارسایی ها و حتی فساد بعضی از مسوولین اجرایی و توجیه مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست؛ بلکه به معنای زدن تو دهنی به تمام مزدوان و دین فروشان و وطن فروشان سکولار و شریعت ستیزی است که در اختیار دشمنانی آشکار چون آمریکا و صهیونیستها درآمده اند.

شما بگویید جز منافقان و مرتدین داخلی چه کسی می‌تواند بپذیرد که یک دارالاسلام صدمه ببیند و یا حتی از بین برود و در عوض کفار سکولار خارجی و مزدوران سکولار ناسیونالیست، قوم‌پرست و سلطنت‌طلب و غیر سلطنت طلب مزدور اسرائیل و آمریکا و غرب به حکومت برسند؟

مولوی عبدالحمید گرامی این کنایه را بشنو: اگر امروز به نام دفاع از مردم و حقوق قانونی، پشت دشمنان اسلام صف می‌کشی و مردم را به اغتشاش می‌خوانی، آیا از این جماعت کفتار صفت محافظت می‌کنی یا از امت اسلامی؟

هشیار باش و صف خود را مشخص کن: یا در کنار امت و دین باش، یا در زمین دشمنان اسلام بازی نکن.

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بار دیگر ملاها و مفتی‌های درباریِ وابسته به احزاب به‌اصطلاح اسلامی در پاکستان، در یک کنفرانس مطبوعاتی جمع شده‌اند و با ژست دلسوزی برای دین، از «تطبیق شریعت» سخن می‌گویند؛ آن‌هم در کشوری که از اساس، بر شالوده‌ی سکولاریسم و استعمار انگلیس بنا شده و تا امروز نوکر سیاسی و امنیتی امریکا باقی مانده است.

این افراد ـ از جمله مولانا فضل‌الرحمن و مفتیان حکومتی ـ نه علماى امت، بلکه کارگزاران دینیِ نظام کفرسکولاریستی هستند؛ کسانی که دهه‌هاست در کنار ارتش سکولار، سیاست‌مداران فاسد سکولار و سفارت‌خانه‌های کفار سکولار خارجی زیسته‌اند، اما امروز که حکومت دست‌نشانده‌ی پاکستان دچار بحران مشروعیت و فروپاشی سیاسی شده، ناگهان یاد «شریعت الله» افتاده‌اند.

این شریعت خواهی  به‌عنوان ابزار نجات حکومتی است که بر اساس کفر سکولاریسم اداره می شود  و تلاشی حساب‌شده برای نجات نظام فروپاشیده سکولاریستی است.

وقتی مردم مسلمان پاکستان حکومت را فاسد می‌دانند و نظام سیاسی را وابسته می‌شمارند و ارتش را عامل سرکوب و خیانت می‌بینند، این ملاهای درباری به میدان فرستاده می‌شوند تا با شعار دین، خشم امت را مهار و عمر حکومت سکولار را تمدید کنند.

در سخنان این مجریان جنگ روانی تناقض آشکار وجود دارد، چگونه در دارالکفر پاکستان ـ با قانون سکولار انگلیسی، بانک ربوی، ارتش وابسته، سیاست خارجی امریکایی و حاکمیت طاغوت ـ می‌خواهید شریعت اجرا کنید؟

آیا این علما نمی‌دانند: که شریعت با قانون اساسی سکولاریستی و استعمار جمع نمی‌شود؟ که شریعت با اطاعت از امریکا و انگلیس سازگار نیست؟ که شریعت زیر سایه‌ی ارتش مزدور، فقط دکور سیاسی است؟

یا می‌دانند، اما عامدانه دروغ می‌گویند؟

تشکیل پاکستان نه «پیروزی اسلامی»، بلکه دسیسه‌ی انگلیس برای شکستن قدرت مسلمانان در شبه‌قاره بود؛ تقسیمی که مسلمانان را پراکنده کرد و آنان را در دولت‌های ضعیف و وابسته زندانی ساخت و راه سلطه‌ی دائمی غرب را هموار نمود.

پاکستان از روز اول: نه دارالاسلام بود، نه مستقل، نه حاکم به شریعت بلکه پایگاه منافع استعمار در منطقه شد.

مولوی فضل‌الرحمن هم نماد نسلی از روحانی‌نماهاست که دین را نردبان قدرت کردند و با هر حکومت فاسدی بیعت نمودند و هرگز صادقانه در کنار امت نایستادند.

او نه نماینده‌ی اسلام است و نه سخنگوی مسلمانان بلکه سپر دینی نظام کفر است.

پسشریعت با کنفرانس مطبوعاتی اجرا نمی‌شود و شریعت با علماى درباری برپا نمی‌گردد.

شریعت در نظامی که ریشه‌اش استعمار است، فقط یک فریب بزرگ است.

امت مسلمان باید بداند: بزرگ‌ترین ضربه به اسلام نه از دشمنان آشکار بلکه از ملاهای فروخته‌شده وارد می‌شود.

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

کاتب: براهندک بلوچ

جیش العدل جدید که در تنگناه مشروعیت بر اساس فقه امام ابوحنیفه مواجه شده بود و بر اساس فقه مذاهب چهارگانه ی اهل سنت و جماعت نمی توانست «قتال الفتنه»ی خودش را در لباس جهاد فی سبیل الله توجیه کند، و علاوه بر آن، در بیخ گوش پایگاه نظامی آمریکا در ایالت بلوچستان پاکستان سکونت دارد و برای همه واضح و روشن است که آمریکا با چه گروههای مسلحی از در سازش و مدارا وارد می شود و از این جنبه هم وابستگی جیش العدل به آمریکا برای همه روشن شده بود، به همین دلیل لباس سنتی خودش را که دارای ادبیاتی شبه جهادی و شبه اسلامی بود درآورد و با لباس جدیدی به همراه چند گروه فسیل شده ی مجازی تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» اعلام موجودیت کرد.

جیش العدل در این لباس جدیدش خود را بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد مخالف ایران می داند که حاضر است با نادیده گرفتن مسائل عقیدتی و منهجی و سیاسی و غیره با همه ی کفار و مرتدین متحد شود، اما این رویه ی شبه سکولاریستی نیز نمی تواند او را از تنگای مشروعیت نزد بلوچها نشان دهد.

جیش العدل تا کنون نه همچون جماعتی جهادی و شریعت گرای اهل سنت و جماعت عمل کرده است و نه مثل سکولاریستهای مرتدی چون سرخوش و حبیب خود را یک ناسیونالیست سکولار خالص معرفی کرده است بلکه همیشه بین حق و باطل در حرکت بوده و بدون شک حرکت بین حق و باطل اعتدال نیست بلکه عین نفاق است که الله جل جلاله در موردشان می فرماید:

مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا (نساء/143) ‏در این میان سرگشته و متردّدند.  ( گاهی به سوی دین می‌روند و گاهی به سوی کفر می‌دوند. زمانی خویشتن را در صف مؤمنان، و زمانی در صف کافران جای می‌دهند! امّا در حقیقت) نه با اینان و نه با آنان هستند (و گمراه و حیرانند) و هر که را خداوند (بر اثر اعمال زشت و ناپسندش) سرگشته و گمراه کند، راهی برای او (به سوی سعادت و هدایت) نخواهی یافت.‏[تفسیر نور خرمدل رحمه الله]

بر این اساس جیش العدل را نه مومنین اهل دعوت و جهاد قبول داشته اند نه سکولاریستهای مرتد و تنها به عنوان یک ابزار توسط آمریکا و شرکای آمریکا از کانال حکومت مزدور و دست نشانده ی پاکستان، جهت امتیاز گیری از ایران مورد استفاده قرار گرفته و بعد از استفاده نیز یا موقتا نادیده گگرفته شده و دور ریخته شده است و یا حتی به صورت موقت نیز توسط پاکستان مورد معامله ی با ایران قرار گرفته است.

این بی اعتباری نزد مومنین اهل دعوت و جهاد و کفار سکولار خارجی و محلی را هم جیش العدل جدید و قدیم می داند و هم مومنین و هم کفار آشکار و محارب اشغالگر خارجی چون آمریکا و هم رژیمهای دست نشانده ای چون آل سعود و پاکستان که اخیراً با هم بر علیه ایران پیمان امنیتی بسته اند.

با این وجود جیش العدل در لباس جدید«جبهه ی مبارزین آمریکائی- پاکستانی» اگر نمی توانند با شعارهای اسلامی و جهادی مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد را به سوی خود بکشانند، و همچنین قادر نیستند با شعارهای سکولاریستی خالص برای خود نیرو جذب کنند در اقدامی تکراری که توسط تمام گروههای به بن رسیده چون دارودسته ی رجوی و کومله ها و دمکراتهای کُردستان ایران و گروههای قومیتی اهواز و… سعی دارند با نصب چند پرچم در چند نقطه ی مختلف نشان دهند که پایگاه مردمی دارند و به اصطلاح مردمی هستند.

پایگاه مردمی را امثال حماس و جهاد اسلامی و جبهه یمقاومت اسلامی دارد که مسلمین موجود در جبهه ی مقاومت، خود و تمام آنچه داشتند را در راه جهادی که حماس و جهاد اسلامی و جبهه ی مقاومت اسلامی بر علیه آمریکا و صهیونیستها شروع کرده بودند فدا کردند و در نهایت هم به پیروزی رسیدند نه یک مشت مزدور آمریکا که یک نفر می تواند از زاهدان تا چابهار را در عرض کمتر از 24 ساعت با ماشین شخصی خودش طی کند و سر راهی به هر کوچه و درب خاک متروکه و سطل آشغال و تیر برقی که رسید پرچمی بچسباند و بعد با دغل بازی بگوید:” برافراشته شدن پرچم جبهه مبارزین مردمی پس از فراخوان فعالیت مدنی”.

این عوام فریبی و بازی را تمام به بن بست رسیده ها انجام داده اند و جیش العدل هم که از اهل سنت و جماعت بلوچستان و مومنین اهل دعوت و جهاد ناامید شده به جای ملحق کردن خود به گروههای سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی و جبهه ی تحت پرچم آمریکا، بهتر است توبه کند و به دامان اهل سنت و جماعت  برگردد و اگر خواهان امر به معروف و نهی از منکر است آنرا بر اساس منهج اهل سنت و جماعت انجام دهد.

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

تمام گروههایی که زیر پرچم آمریکا و مزدوران آمریکا بر علیه دشمنان آمریکا و غرب در حال جنگ هستند روزی که وقت مناسبش برسد باید موضع خود را آشکار کنند و رسماً تحت پرچم آمریکا و شرکای آمریکا در بیایند.

جولانی در سوریه با تفکرات سلفیت و جهادی به سبک داعش شروع کرد و به تدریج به القاعده پیوست و به آنهم خیانت کرد  تا اینکه با کمک همین جهادی های فریب خورده که وعده ی حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و … را به آنها داده بود آنها را فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها خرج کرد و به حاکمیت رسید اما نه حاکمیت اسلامی برقرار شد نه شرع الله تطبیق شد بلکه رسماً و آشکارا با شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا در آمد و سوریه را نیز به میدان بازی صهیونیستها و ترکیه و آمریکا و شرکایش تبدیل کرده است.

در این سو و در پاکستان نیز لشکر طبیه که تحت سرپرستی حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان سالهاست با شعارهای اسلامی و با نام دفاع از مردم کشمیر اشغال شده ی تحت سلطه ی هند می جنگد امروزه مجبور شده است آشکارا موضع خود را بیان کند .

قاری یعقوب شیخ، یکی از رهبران ارشد گروه لشکر طیبه و از نزدیکان حافظ سعید، بنیانگذار این گروه در ویدئویی ابتدا انتصاب عاصم منیر را به عنوان رئیس نیروهای دفاعی پاکستان تبریک گفته و سپس به امارت اسلامی افغانستان هشدار می‌دهد که فعالیت‌های ضد پاکستانی را از خاک افغانستان متوقف کنند و از کابل ‌می‌خواهد به اسلام‌آباد تعهد بدهد که حتی یک گلوله از خاک افغانستان به سمت پاکستان شلیک نخواهد شدو با تهدید گفت اگر این اطمینان را ندهید بدانید که برای دفاع از پاکستان قاطعانه در کنار ارتش ایستاده‌ایم[آماده مقابله با افغانستان هستیم].

جیش العدل هم با هر نقابی خودش را نشان دهد از این قاعده مستثنی نیست و روزی باید رسماً اعلام کند هر کسی بر علیه آمریکا و صهیونیستها و حکومت پاکستان باشد باید حساب پس بدهد و…

جیش العدل که در نقاب و لباس جدید «جبهه ی مبارزین مردمی» خودش را نشان داده و حتی اصطلاحات اسلامی و شعار الله اکبر را نیز از پرچم خود برداشته دیگر فرقی با کسانی از اپوزیسیون مخالف ایران چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و … که خواهان اتحاد با آنهاست ندارد و روزش برسد آنها را چون باند جولانی و لکشر طیبه در کنار ارتش کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی خواهید دید.

این است ثمره ی قتال فی سبیل آمریکا و شرکای آمریکا.