صفت باز نفاق گروه منافقین و فریب بی‌طرفی ذلت‌بار «علماءُ السوء» در برابر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران

 صفت باز نفاق گروه منافقین و فریب بی‌طرفی ذلت‌بار «علماءُ السوء» در برابر تهاجم کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

20 روز از جنگ تحمیلی 1404ش رمضان که توسط کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی وباحمایت حاکمان مرتد و دست نشانده بر دارالاسلام ایران تحمیل شده است می گذرد و دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در برابر هجوم وحشیانه‌ی این مثلث شوم صهیونیسم، آمریکا و اذنابشان ایستاده‌اند، با این وجود شاهد پدیده‌ای تلخ و دردناکی در میان خطباء و باسوادهای مذهبی هستیم.

  کسانی که خود را «شیخ» و «مفتى» و «مولوی» و حتی «شیخ الاسلام» و پیرو شریعت می‌نامند در برابر این جنگ تحمیلی که بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی جهاد در برابر این کفار محارب خارجی بر دارالاسلام «فرض عین» است اما زبانشان در برابر جنایات کفار حربی قفل شده و پنهان و آشکار، جانب دشمنان خونی تمام پیامبران و شریعتگرایان را می‌گیرند.

سخن ما در اینجا با آن «ضالین و مضلین» (گمراهان و گمراه‌کنندگان) مثل ترشابی و خدمتی و کیانی و احراری و امثالهم در شبکه های ماهواره ای مختلف نیست که نفاقشان عیان شده و در جبهه ی آشکار کفار محارب قرار گرفته و مرتد شده اند، بلکه با آن دسته از مسلمینی است که فریب این جعل‌کاران و بازی کننده های با شریعت در میان گروه منافقین را خورده اند و می‌گویند: «این جنگ میان ایران و آمریکاست و به ما ربطی ندارد!»

دین‌فروشان می‌کوشند این نبرد را یک درگیری  مذهبی محدود جلوه دهند تا تکلیف جهاد را از دوش امت ساقط کنند. اما بر اساس نص صریح قرآن، زمانی که «کفار حربی» به سرزمینی از بلاد مسلمین هجوم می‌برند، بی‌طرفی معنایی جز خیانت ندارد.

الله تعالی می فرماید:إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (ممتحنه/ ۹) خداوند شما را از کسانی نهی می‌کند که در کار دین با شما جنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون رانده‌اند و در بیرون راندن شما با یکدیگر هم‌پیمان شده‌اند که آنها را به سرپرستی بگیرید. و هر کسی آنها را به سرپرستی بگیرد آنان همان ستمگرانند.»

آمریکا و صهیونیسم که امروز به دارالاسلام ایران هجوم آورده‌اند، مصداق بارز «الذین قاتلوکم فی الدین» در بسیاری از سرزمینهای اسلامی هستند که با سایر کفار بر علیه مومنین اهل دعوت و جهاد هم پیمان شده اند و مسلمین را از فلسطین اخراج کرده و مومنین اهل دعوت و جهاد را نیز از بسیاری از سرزمینهای اسلامی یا به قتل رسانده اند یا زندانی کرده اند و یا فراری داده اند و واضح است که ادعای بی‌طرفی در برابر این کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی، خروج از منهچ صریح و صحیح اسلامی در متمام مذاهب اسلامی است.

الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ… (انفال/ ۲۴) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خوانند که به شما حیات می‌بخشد….

در اینجا واضح است کسانی که می‌گویند این جنگ به ما ربطی ندارد از منهج صحیح اسلامی دور شده اند و به روش گروه منافقین پیوسته اند، فقط به این حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم نگاه کنید تا بدانید این منحرفین چقدر از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز دور شده اند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى (صحیح مسلم) مَثَلِ مؤمنان در دوستی و رحمت و عطوفت میان خود، بسانِ یک پیکر است؛ هرگاه عضوی از آن به درد آید، سایر اعضایِ آن با بی‌خوابی و تب با او همدردی می‌کنند.

چگونه می‌توان خود را مسلمان نامید و شاهد هجوم کفار به سرزمین برادران مسلمان بود و گفت «به ما ربطی ندارد»؟ این سخن، سخن گروه منافقین است، نه سخنی از ایمان و مومنین.

در برابر این مصیبتها باز در میان عوان الناس نیز کسانی از مردم به بهانه‌ی اینکه «شیخ و مولوی ما چنین گفت»، راه سکوت خائنانه و سازش خفت بار و مسیر گروه منافقین را برگزیده‌اند. قرآن کریم عاقبت این تبعیت جاهلانه را چنین توصیف می‌کند: وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا (احزاب/ ۶۷) و [در قیامت] می‌گویند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنان ما را از راه راست گمراه ساختند.

ای امت اسلام و بخصوص ای اهل سنت و جماعت ایران، فریب این «بلعم‌باعوراهای» زمان را نخورید که برای حفظ جیره و مواجب خود از کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و یا فقط به خاطر دشمنی با دارالاسلام و به صورت مجانی، آیات الهی را تحریف می‌کنند و دشمن حربی را «غیر دشمن» جلوه می‌دهند.

دین‌فروشان می‌خواهند دشمنی با آمریکا و صهیونیسم را از قلب‌های شما بزدایند. اما شریعت الله بر پایه‌ی «بغض در راه خدا و دوستی در راه خدا» بنا شده است.

کسی که امروز در کنار دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیستها نمی‌ایستد، در واقع در سنگر آمریکا ایستاده است؛ چرا که در نبرد حق و باطل، حدِ وسطی وجود ندارد.

پس ای جوانان و مجاهدان امت، راه نجات، بازگشت به قرآن و سنت و سیره‌ی جهادی سلف صالح است، نه گوش سپردن به اراجیف دین‌فروشانی که قبله‌ی خود را واشنگتن و تل‌آویو قرار داده‌اند. تجاوز به دارالاسلام ایران، تجاوز به عزت اسلام است و هرگونه سستی در این راه، معصیت پروردگار و خدمت به طاغوتهای زمان است.

همسو با تهاجم کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان به دارالاسلام ایران، حمله مزدوران زمینی کفار به گشت پلیس در تفتان سیستان و بلوچستان

همسو با تهاجم کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در جنگ رمضان به دارالاسلام ایران، حمله مزدوران زمینی کفار به گشت پلیس در تفتان سیستان و بلوچستان

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

ساعتی قبل نیروهای مزدور مسلح ارسال شده از خاک پاکستان به سمت خودروی گشت انتظامی شهرستان تفتان که در حال برقراری نظم و امنیت شهروندان بود، با سلاح گرم تیراندازی کردند که 5 نفر از کارکنان انتظامی و یک شهروند عادی به قتل رسیدند.

با آنکه تلاش برای دستگیری عاملان این اقدام وحشتیانه ادامه دارد و در منطقه پیرامونی طرح امنیتی انتظامی در حال اجراست اما در هر حال می توانیم بگوئیم زمانی که خانه و سرزمین شخصی مورد تهاجم دشمنان خارجی قرار گرفته باشد واقعاً ننگ است چنین شخصی در جبهه ی دشمنان خارجی قرار بگیرد و به اهل خانه ی خودش ضربه بزند؛ این کار نزد تمام انسانهای سالم مسلمان و غیر مسلمان خیانت و ننگ بزرگی است.

این ننگ بزرگ تنها از کسانی بر می آید که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده اند و عملاً و به صورت رسمی جزئی از خائنان به دین و مردم و خاک خود شده اند که افسار آنها در اختیار آمریکا و صهیونیستهاست.

این خائنین با شعارهای قومیتی و اقتصادی و گاه مذهبی و.. سعی دارند این خیانت آشکار خود را بپوسانند.

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در گیرودار نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش، که جبهه کفر حربی  به رهبری آمریکا و صهیونیسم  کیان دارالاسلام ایران را هدف قرار داده است، شاهد ظهور پدیده‌ای شوم‌تر از بمب‌های دشمن هستیم: «سربازان عمامه‌به‌سر و کراواتی دشمن در سنگر رسانه». کسانی که با نام دین و مذهب، دقیقاً در پازل جنگ روانی و تبلیغی کفار محارب و اشغالگر خارج و مرتدین داخلی بازی می‌کنند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه (رح) با دقتی بی‌نظیر، مرز میان «دشمن خارجی» و «نفوذی داخلی» را تبیین کرده است. او معتقد است که رسوا کردن پیشوایان بدعت و کسانی که سخنانشان در تضاد با کتاب و سنت است، یک «واجب عینی» بر تمام مسلمانان است.

ایشان می گوید: دفع گمراهی و تجاوز این‌گونه افراد برای تمامی مسلمانان فرض عین است… زیرا هنگامی که دشمن سرزمین‌ها را تصرف می‌کند، نمی‌تواند قلوب مسلمانان را فاسد گرداند؛ اما اهل گمراهی و بدعت از همان ابتدا قلوب را فاسد می‌گردانند.

این یک قاعده طلایی است؛ دشمن آمریکایی خاک را هدف گرفته، اما «عالم سوء» و رسانه‌هایی چون «کلمه»، ریشه و ایمان را هدف قرار داده‌اند. فساد این دین‌فروشان از فساد تانک‌های دشمن بیشتر است، چرا که آن‌ها جاده‌صاف‌کن تسلیم و ذلت هستند.

امروز شخصیت‌هایی نظیر ترشابی، خدمتی، کیانی، ملازهی، احراری و امثالهم در شبکه ماهواره‌ای «کلمه»، نقاب از چهره برافکنده‌اند. آن‌ها نه در کنار مردم مظلوم ایران و نه در کنار جبهه حق، بلکه علناً در کنار اپوزیسیون سکولار مرتد و جریان‌های وابسته به سازمان‌های جاسوسی غرب ایستاده‌اند.

• خیانتِ اول: سکوت در برابر جنایات صهیونیسم علیه زیرساخت‌های مسلمین.

• خیانتِ دوم: تضعیف روحیه مقاومت امت در برابر کافر حربی.

• خیانتِ سوم: مشروعیت‌بخشی به تهاجم آمریکا تحت پوشش شعارهای مذهبی.

طبق دستور شرع، «رسوا کردن» (تشهیر) این افراد، نه یک انتخاب، بلکه یک تکلیف شرعی است تا امت از شرّ نفاق آن‌ها ایمن بماند.

عمل دیگری که دسته ای از به ظاهر مسلمانان را در جبهه ی کفار و محارب خارجی و مرتدین آشکار شده قرار می دهد  سکوت مرگبار و همسویی با دشمن در پوشش بی‌طرفی است که ابتدا شخص را جزو گروه منافقین (سکولار زده ها) قرار می دهد و بعد در این جبهه ی دشمنان آشکار قرار می گیرد.

همین الان و در جنگ تحمیلی رمضان 1404 کفار محارب آمریکا  و صهیونیستها و شرکایشان بر دارالاسلام ایران می بینیم این است که در کنار مزدورانِ صریح، شاهد «صامتان مصلحت‌بین» در داخل هستیم. برخی مولوی‌ها همچون مولوی عبدالحمید که در مسائل پیش‌پاافتاده فریادشان بلند است، اکنون در برابر تجاوز آشکار صهیونیسم سکوت کرده‌اند.

یادآوری می‌شود که در وقت هجوم کافر حربی بر دارالاسلام، بی‌طرفی معنا ندارد. سکوت عالم در این مقطع، به معنای تایید ظلم است. همان‌طور که ابن‌تیمیه اشاره می‌کند، اگر الله متعال افرادی را برای دفع شر این مفسدان (چه با زبان و چه با شمشیر) برنمی‌انگیخت، دین فاسد می‌شد.

مؤمنان باید بدانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ تنها در مرزها نیست، بلکه در «قلب‌ها و اندیشه‌ها» نیز جریان دارد.

وظیفه ما آگاه‌سازی عموم مسلمین نسبت به ماهیت واقعی این شبکه‌ها و سخنوران مزدوری که دلارهای عبری-عربی را به بهای فروشِ سرزمین و مذهب خود دریافت می‌کنند.

باید تبیین کرد که چگونه این افراد، آیات الهی را برای خدمت به اهداف آمریکا و صهیونیستها تحریف می‌کنند همچنانکه الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ (توبه/ ۷۳) جهاد علیه کفار آشکار و منافقان (نفوذی‌ها) دوشادوش هم واجب است.

دشمن کافر محارب و اشغالگر خارجی را می‌توان با سلاح نظامی دفع کرد همچنانکه همین الان دارالاسلام با قدرت و به صورت فراگیر این کار را انجام می دهد، اما دشمن منافق و «عالم سوء» را باید با «رسوایی و روشنگری» از میان برداشت. همان‌گونه که سلف امت در برابر گمراهان ایستادند، امروز نیز بر ماست که با مشتی واحد، هم در برابر بمب‌های آمریکایی – صهیونیستی بایستیم و هم در برابر سموم تبلیغاتی دین‌فروشان رسانه‌ای.

نقاب دروغین جهاد؛ حقیقت تلخ جنایات و راهزنی‌های گروهک بغاوتگر «جیش‌العدل» (جم جدید)

نقاب دروغین جهاد؛ حقیقت تلخ جنایات و راهزنی‌های گروهک بغاوتگر «جیش‌العدل» (جم جدید)

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در حالی که چند سال است برخی گروه‌های منحرف و فریب‌خورده در ظاهر مدعی دفاع از حقوق مظلومان بلوچ حنفی مذهب ایران هستند، عملکرد گروهک بغاوتگر موسوم به «جیش‌العدل» آشکارا نشان داده است که این جریان نه تنها بویی از ارزش‌های اسلامی نبرده، بلکه به ابزاری برای ناامنی و غارت در میان بلوچهای حنفی مذهب ایران و همسو کردن جوانان با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی تبدیل شده است. این گروه که در خاک دارالکفر طاری پاکستان مأوا گزیده و تحت حمایت سرویس‌های بیگانه و بخصوص دستگاه جاسوسی نظامی پاکستان قرار دارد، امروز به جای «عدالت»، منادی «جنایت» و «باج‌گیری» و همسو کردن جوانان حنفی مذهب با اپوزسیون سکولار و مرتد ایرانی شده است.

گروهک جیش‌العدل ( در لباس جدید جبهه مبارزین مردمی «جم») با فرار از مرزها و پناه گرفتن در مناطق مسکونی خاک پاکستان، عملاً نشان داده است که امنیت خود را در سرزمین‌های تحت سلطه قوانین غیرالهی و حاکمیت دست نشانده ی مستقیم آمریکا جستجو می‌کند. این گروه با سوءاستفاده از خلاءهای امنیتی، به قطب اصلی «قاچاق مواد مخدر» و «قاچاق انسان» در منطقه تبدیل شده است. پولی که از طریق نابودی جوانان با مواد افیونی به دست می‌آید، سوخت ماشین ترور و وحشت این گروهک را تأمین می‌کند.

شرم‌آورترین بخش کارنامه این سارقان، برخورد وحشیانه با برادران مسلمان افغان است. کارگران مظلومی که برای کسب روزی حلال و فرار از فقر، راهی دارالاسلام ایران می‌شوند، در مسیر خود با راهزنان جیش‌العدل مواجه می‌گردند. این گروهک هم اکنون ( یعنی در ابتدای ماه مبارک رمضان 1404ش) از هر کارگر افغان مبلغ یک میلیون تومان (تومان ایران) به عنوان حق عبور و باج، اخاذی می‌کند.

کسانی از افغانی ها که توان پرداخت این مبلغ ناچیز را ندارند، توسط عناصر این گروهک به اسارت گرفته و گروگان می‌شوند. این راهزنان با زیر پا گذاشتن تمام قواعد اخلاقی و اسلامی، این مستضعفین را تحت شکنجه و فشار قرار می‌دهند تا خانواده‌هایشان در افغانستان یا ایران مجبور به پرداخت پول شوند. این رفتار، مصداق بارز «افساد فی‌الارض» و راهزنی (محاربه) است که هیچ توجیه شرعی ندارد.

در این صورت با چشم سر داریم می بینیم که جیش‌العدل نه یک گروه جهادی، بلکه یک شرکت سهامی از قاچاقچیان، راهزنان و جیره‌خواران دارالکفر طاری پاکستان است که حیات خود را در خون مردم منطقه و جیب کارگران فقیر می‌بیند.

دزدی، چپاول اموال مردم و ایجاد وحشت در مسیرهای مواصلاتی، نشان‌دهنده سقوط اخلاقی جریانی است که با نام اسلام، بر علیه مسلمین و دارالاسلام شمشیر کشیده است. هوشیاری امت اسلامی در برابر این گرگ‌های در لباس میش، ضرورتی انکارناپذیر است.

خیانت حاکمان جزیره العرب در عادی سازی اشغالگری و  تبدیل «سرزمین وحی» به زرادخانه صهیونیسم و آمریکا

خیانت حاکمان جزیره العرب در عادی سازی اشغالگری و  تبدیل «سرزمین وحی» به زرادخانه صهیونیسم و آمریکا

کاتب: محمد اسامه

امروز بر اهل بصیرت و مجاهدین شریعت‌گرا ثابت شده است که حکام مزدوری که بر مقدسات مسلمین در جزیرة‌العرب چنبره زده‌اند، نه تنها حافظان دین نیستند، بلکه زمینه‌ساز اشغالگری نجس‌ترین طواغیت عصر (آمریکا و صهیونیسم) شده‌اند.

نقطه عطف این خیانت بزرگ به سال ۱۹۹۰ میلادی بازمی‌گردد؛ زمانی که حاکمان منطقه تحت عنوان «عملیات سپر صحرا»، خاک مقدس حرمین را به روی لشکریان کفر گشودند. از آن زمان تاکنون، جزیرة‌العرب به پایگاه اصلی تدارکات و لجستیک آمریکا «شیطان بزرگ» و «سرافعی» تبدیل شده است.

بهانه ی این حکام دست نشانده در بازگرداندن ارتش کفار اشغالگر خارجی به جزیره العرب مقابله با صدام حسین بود اما صدام حسین رفت و این کفار محارب خارجی مانده اند تا کنون و پایگاههای مستحکمتری ساختند و مشخص شد که وجود صدام حسین تنها بهانه ای بود جهت گرفتن فتوا از مفتی های درباری و فریب افکار عمومی مسلمین.

در زیر به 3 پایگاه مهم آمریکای وحشی اشغالگر و کارآئی عمومی این پایگاهها دقت کنید:

• پایگاه هوایی شاهزاده سلطان (عربستان): کانون فرماندهی عملیات‌های هوایی علیه عراق و یمن.

• پایگاه العدید و السیلیه (قطر): بزرگترین انبار تسلیحاتی آمریکا که مرکز هدایت جنگ‌ها در افغانستان و شام بوده است.

• کمپ آریفجان (کویت): ایستگاه اصلی نیروهای زمینی متجاوز به بلاد مسلمین.

حاکمان مرتد منطقه، ثروت‌های عظیم مسلمین را صرف خرید تجهیزاتی کرده‌اند که به جای دفاع از قدس، سینه برادران دینی‌شان را در نقاط مختلف هدف قرار داده است:

• عراق و شام: بمباران‌های ویرانگر که زیرساخت‌های این دو سرزمین اسلامی را نابود کرد، عمدتاً از پایگاه‌های مستقر در خاک کشورهای حاشیه خلیج فارس هدایت شد.

• یمن: سال‌ها تجاوز مستقیم و محاصره ظالمانه که با چراغ سبز و پشتیبانی فنی-اطلاعاتی آمریکا انجام شد.

• لیبی و سومالی: مداخلات نظامی که منجر به فروپاشی دولت‌ها و آوارگی میلیون‌ها مسلمان گردید.

خیانت این مزدوران زمانی آشکارتر شد که جبهه مقاومت و حکومت‌های مستقل اسلامی را هدف قرار دادند:

• دارالاسلام ایران: استفاده از حریم هوایی و پایگاه‌های منطقه‌ای برای جاسوسی، ترور دانشمندان هسته‌ای و حمایت از عملیات‌های تروریستی علیه مردم ایران.

• دارالاسلام افغانستان: پس از خروج مفتضحانه آمریکا، هنوز هم از پایگاه‌های منطقه برای حملات پهپادی به خاک افغانستان (مانند هدف قرار دادن بگرام و دیگر نقاط) استفاده می‌شود تا مانع از ثبات یک حکومت اسلامی مستقل شوند.

حاکمان جزیرة‌العرب با علنی کردن روابط خود با رژیم صهیونیستی (پروژه تطبیع/آبراهام)، عملاً به جبهه کفر پیوسته‌اند. آن‌ها با ترویج فرهنگ سکولاریستی و دین‌زدایی از جامعه، به دنبال نابودی غیرت دینی در سرزمین وحی هستند تا اشغالگری آمریکا و صهیونیسم را عادی سازی و دائمی کنند.

بدون شک و طبق آیات صریح قرآن مثل «وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» کسانی که دشمنان الله را به سرپرستی می‌گیرند، از آن‌ها محسوب می‌شوند.

امروز بیداری مجاهدین و رسوایی این حکام در نزد عوام، نویدبخش نزدیکی روزی است که سرزمین وحی و جزیره العرب و سایر سرزمینهای اسلامی از لوث وجود طواغیت پاک شده و به آغوش امت اسلام بازگردند.

صیانت از محراب و منبر در برابر انحرافات عقیدتی و لزوم واکنش جدی در برابر مولوی عبدالحمید

صیانت از محراب و منبر در برابر انحرافات عقیدتی و لزوم واکنش جدی در برابر مولوی عبدالحمید

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

نماز، ستون دین و پیوند میان بنده و خالق است. در فقه اسلامی، «امامت» مقامی است بس خطیر که نیازمند سلامت عقیده، پایبندی به نصوص صریح وحی و دوری از هرگونه آلودگی به بدعت و کفر است. تحولات اخیر و اظهارات جنجالی در مسجد مکی زاهدان توسط مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، نگرانی‌های عمیقی را در میان دلسوزان دین و پاسداران عقیده ایجاد کرده است.

ایشان در خطبه‌های متعدد، مفاهیمی را مطرح کرده‌اند که با روح صریح اسلام در تضاد است. اوج این انحراف، کلامی است که بوی «ارتداد از حاکمیت الهی» می‌دهد؛ آنجا که اعلام شد: «اگر اکثریت مردم سیستم دیگری غیر از اسلام را بخواهند، من از اسلام می‌گذرم». این سخن، ترجیح دادن میل مخلوق بر حکم خالق و به معنای نادیده گرفتن کمال دین و حاکمیت مطلق الله است.

قرآن کریم به صراحت کسانی را که حکم غیرخدا را بر حکم خدا ترجیح می‌دهند، از دایره اسلام خارج دانسته و می فرماید: وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/44) و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان همان کافرانند.

وقتی شخصی صراحتاً بیان می‌کند که در صورت خواست اکثریت، از احکام اسلام عبور می‌کند، عملاً مشروعیت وحی را زیر سوال برده و به دموکراسیِ سکولار اصالت داده است که این عین ضلالت است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در احادیث متعددی نسبت به پیشوایان گمراه‌کننده هشدار داده‌اند چنانچه می فرماید: إِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ . من بر امتم تنها از پیشوایان گمراه‌کننده بیم دارم.

امامی که عقیده او به جای توحید خالص و تسلیم محض در برابر فرمان خدا، به سمت «سکولاریسم» (جدایی قوانین شریعت الله از زندگی و حاکمیت) میل کند، مصداق بارز امامِ مُضل (گمراه‌کننده) است.

در فقه اهل‌سنت و جماعت (به‌ویژه مذهب حنفی که مسجد مکی مدعی اتباع از آن است)، سلامت عقیده شرط صحت اقتدا است چنانچه بر اساس قاعده فقهی آمده است که اقتدا به کسی که دارای بدعت مکفّره (بدعتی که منجر به کفر شود) باشد، باطل است. سخن گفتن از عبور از اسلام، از مصادیق «کفر صریح» و ارتداد محسوب می‌شود.

بسیاری از فقها معتقدند اگر بر همگان ثابت شود که امام از اصول قطعی دین عدول کرده یا سخنی کفرآمیز (مانند نادیده گرفتن شریعت در برابر خواست اکثریت) بر زبان رانده، نماز پشت سر او غیر شرعی است.

مردم متدین و نمازگزاران باید هوشیار باشند. ایمان، گرانبها‌ترین دارایی یک مسلمان است. تبعیت کورکورانه از شخصی که افکار سکولاریستی را در محراب پیامبر ترویج می‌کند و حاکمیت مردم را بر حاکمیت الله مقدم می‌شمارد، خطر سقوط در پرتگاه ضلالت را به همراه دارد.

 بر هر فرد مسلمان واجب است که از افکار باطل دوری جسته و برای حفظ صحت عبادات خود، پشت سر کسی نماز بگزارد که در عقیده‌اش به توحید و ضرورت اجرای احکام الهی، کوچکترین لرزشی نباشد.

مبانی قرآنی در شناخت جاده‌صاف‌کن‌های استکبار آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی در میان بلوچها

مبانی قرآنی در شناخت جاده‌صاف‌کن‌های استکبار آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی در میان بلوچها

کاتب: محمد اسامه

الله جل جلاله در سوره مبارکه عنکبوت، منطق فریبکارانه کافران و منافقان را چنین افشا می‌فرماید:

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (عنکبوت/12) و كافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پيروى كنيد و ما بار گناهانتان را بر عهده مى‌گيريم، در حالى كه آن‌ها هيچ چيز از گناهانشان را بر دوش نخواهند گرفت؛ قطعاً آن‌ها دروغگويند.

وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَعَ أَثْقَالِهِمْ ۖ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ(عنکبوت/13)آن‌ها قطعاً بار سنگین گناهان خودشان را بر دوش می‌کشند، و بارهای دیگری را هم راه با بار خود حمل می‌کنند (بار گناه کسانی را که گمراه کردند)؛ و مسلماً در روز قيامت از افتراهايى كه مى‌بستند، بازخواست خواهند شد.

با تکیه بر این آیات، می‌توان چهره‌های زیر را به عنوان «مفتونین» و «خائنین به امت» تحلیل کرد:

۱. مولوی عبدالحمید؛ ترویج سکولاریسم در پوشش مذهب

او با اتکا به همین منطقِ «اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا» (از راه ما پیروی کنید)، پیروان خود را به مسیری فراخواند که دقیقاً خواستِ استکبار جهانی است:

• دعوت به راه کفر: او با حمایت از جریان‌های سکولار و حتی فرقه‌های ضاله (مانند بهائیت) و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی، عملاً راهِ «کفار» را به عنوان راهِ رهایی معرفی کرد.

• مصداق «إنهم لکاذبون»: او با وعده آزادی و حقوق بشر، جوانان را به آشوب‌های تحت حمایت آمریکا و موساد ترغیب کرد؛ اما این وعده‌ها دروغی بیش نبود و تنها به تضعیف صفوف مسلمین انجامید.

• حمل بارهای سنگین (أثقالاً مَعَ أثقالهم): گناه تمام خون‌های ریخته شده و فتنه‌های ایجاد شده در سیستان و بلوچستان که ناشی از فتواهای شالوده‌شکن اوست، طبق آیه ۱۳ بر دوش او خواهد بود.

در کنار مولوی عبدالحمید که سرباز بخش جنگ روانی کفار سکولار و محارب اغشالگر خارجی درآمده است ما شاهد جبهه ای متشکل از چند گروه تحت عنوان «جبهه مبارزین مردمی» با محوریت همان جیش العدل سابق هستیم که به عنوان سربازان مسلح زمینی در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی ایران قرار گرفته اند.

زمانی چند روز قبل تعداد 6 نفر از نیروهای جبهه مبارزین مردمی توسط گروه جبهه آزادیبخش بلوچستان به قتل رسیده و تعدادی دیگر از آنها موفق به فرار شدند ابتدا برای ما جای سوال بود چرا باید بزرگترین گروه مسلح ایالت بلوچستان پاکستان این بلوچهای ایرانی را به قتل برساند تا اینکه بیانیه ی جبهه آزادیبخش بلوچستان را دیدیم که در آن اعلام کرده بود که جیش العدل مزدوران و جاسوسان پاکستان هستند.

بر این اساس می توانیم بگوئیم که جیش العدل مصداق بارز کسی است که با «افترا» (يَفْتَرُونَ)، همسوئی با کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را رنگ و بوی شرعی بخشیده است.

جیش العدل در لباس جدید «جم» به جای فراخواندن مردم به جهاد علیه کفار سکولار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی، به مؤمنان گفت از راه همکاری با ناتو و آمریکا و مرتدین سکولار اپوزیسیون داخلی پیروی کنید. این گروه منحرف با توجیهات غیر شرعی مدعی است که مسئولیت شرعی این حضور غیر شرعی بر عهده اوست (وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ).

جیش العدل با سوء استفاده از تحرکات نظامی و شعارهای مذهبی و احساسات جوانان، از جاده‌صاف‌کنهای فکری برای ورود ارتش‌های کافر سکولار خارجی به یک سرزمین اسلامی شده است. جیش العدل با افترا بستن به دین، همسوئی با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران که بخشی از جبهه ی کفار اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستهاست را «تعاون بر بِرّ و تقوا» نامید.

جیش العدل بار گناه حضور اینهمه بلوچ کشته شده در اغتشاشات هرزه های سکولار ایرانی و کشته شده های درگیری با نیروهای امنیتی ایران را به واسطه شعارهای غلط خود بر دوش دارد، در روز قیامت بابت این «افترا» (عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ) مورد سخت‌ترین بازخواست‌ها قرار خواهد گرفت.

در این صورت و طبق آیات ۱۲ و ۱۳ سوره عنکبوت، جریان «نفاق داخلی» و «جبهه خائنین داخلی» دو ویژگی اصلی دارند:

1.  دروغگویی در وعده‌ها: ادعای اینکه با پیروی از الگوهای غربی و سکولار، جامعه به سعادت می‌رسد، از نظر قرآن کذب محض است (إنهم لکاذبون).

2.  رهبری ضلالت: این افراد تنها گناهکار نیستند، بلکه «رهبرِ گناه» هستند. آن‌ها علاوه بر گناه خود، بار گناهان تمام کسانی را که فریب داده و به دامن آمریکا و صهیونیسم انداخته‌اند، حمل خواهند کرد (أثقالاً مَعَ أثقالهم).

شناخت این چهره‌ها که به اسم «مصلحت» و «تسامح» و «جهاد و جنگ مسلحانه»، راه نفوذ دشمن را هموار می‌کنند، از شناخت خود دشمن خارجی واجب‌تر است؛ زیرا این‌ها با دست بردن در دین، سد راه ایمان مردم می‌شوند.

جبهه آزادیبخش بلوچستان نیروهای جیش العدل جدید(جم) را به جرم جاسوسی برای اطلاعات نظامی پاکستان (MI) قتل عام کرد

جبهه آزادیبخش بلوچستان نیروهای جیش العدل جدید(جم) را به جرم جاسوسی برای اطلاعات نظامی پاکستان (MI) قتل عام کرد

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

چند روز پیش تعداد 6 نفر از نیروهای جیش العدل که با لباس و نقاب جبهه مبارزین مردمی و همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی قرار گرفته است را به قتل رساند.

رسانه های جم و جیش العدل هرگز نگفتند که دلیل این قتل عام چه بوده و توسط چه گروهی صورت گرفته است.

با این وجود، جبهه آزادیبخش بلوچستان مسئولیت قتل اعضای جیش العدل را بر عهده گرفته و گفته است که این اعضا در یک ایست بازرسی متوقف شده‌اند، اما به جای معرفی خود، آتش گشوده‌اند که در پاسخ، اعضای جبهه آزادیبخش بلوچستان آتش گشوده و اعضای دو خودرو را کشته‌اند، در حالی که خودروی سوم فرار کرده است. بعداً، جنگجویان جبهه آزادیبخش بلوچستان از آنها سلاح کشف کرده و یکی از خودروهای آنها را به آتش کشیده‌اند، در حالی که خودروی دوم به دلیل تیراندازی از قبل آتش گرفته بود.

جبهه آزادیبخش بلوچستان اعلام کرد که در جریان فرآیند شناسایی، مشخص شد که این اعضا وابسته به جیش العدل، یک گروه شبه‌نظامی که برای ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان کار می‌کند، بوده‌اند.

جبهه آزادیبخش بلوچستان، جیش العدل را به جاسوسی برای اطلاعات نظامی پاکستان (MI)، قاچاق و محافظت از مسیرهای قاچاق با همکاری سازمان‌های پاکستانی متهم کرده و به آنها هشدار داده است که از اهداف شوم خود در بلوچستان دست بردارند.

این چهره ی واقعی جیش العدل است که هم اکنون در اختیار حکومت سکولار و مرتد پاکستان قرار گرفته است و حکومت پاکستان برای خاص و عام روشن است که دست نشانده ی آمریکا و همسو با سیاستهای آمریکا و آل سعود در حرکت است جهت جنگ با دشمنان آمریکا و رژیم صهیونیستی از جمله دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران.

هشدار قاطع به فتنه‌گری‌های «ترشابی»؛ توطئه شبکه شیطان برای نفاق بین دو ملت برادر ایران و افغانستان

هشدار قاطع به فتنه‌گری‌های «ترشابی»؛ توطئه شبکه شیطان برای نفاق بین دو ملت برادر ایران و افغانستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

در این روزهائی که آمریکا به صورت مستقیم یاران را تهدید می کند و از کانال حکومت سکولار پاکستان به امارت سالامی افغانستان حمله ور شده است شبکه «کلمه» که مدت‌هاست با حمایت مستقیم از مرتدین سکولار نقاب از چهره برداشته و به تریبون رسمی شیاطین سکولار و مرتد تبدیل شده، این بار با دهان نجس و فتنه‌گر «ترشابی مرتد»، پروژه‌ای خطرناک را علیه انسجام امت اسلامی کلید زده است. سخنان اخیر این مزدوران درباره استفاده از اتباع شریف افغانستان برای مهار اغتشاشات مهر/جدی 1404 در ایران، نه یک تحلیل، بلکه یک «دستورالعمل صهیونیستی» برای ایجاد جنگ داخلی و نفرت قومی است.

ترشابی و شرکای خائن او به خوبی می‌دانند که مردم ایران و افغانستان، دو دارالاسلام مخالف آمریکا و صهیونیستها، دو ملت هم‌زبان، هم‌فرهنگ و برادرانی هستند که ریشه‌هایشان در تاریخ و اسلام گره خورده است.

القای این دروغ که از اتباع افغانستان علیه آشوب طلبان سکولار مجری جنگ شهری استفاده می‌شود، تنها با هدف ضعیف نشان دادن ایران در برابر مشتی آشوب طلب هرزه و ایجاد حس انتقام و کینه بین این دو ملت بزرگ صورت می‌گیرد. آن‌ها می‌خواهند امنیت جانی و روانی پناهجویان و برادران افغانستانی را در ایران به خطر اندازند تا از آب گل‌آلود، برای اربابان آمریکایی خود ماهی بگیرند.

اگر در قلب اروپا تنها به خاطر مخالفت یک مسلمان افغان با برافراشتن پرچم مرتدین سکولار ایرانی این افغان توسط مرتدین سکولار سلطنت طلب هرزه به قتل می رسد بدون شک صدمه زدن به یک افغان ساده و کارگر مسلمان برای این جانوران سکولار مرتد راحتتر خواهد بود.

این سخنان سخیف ترشابی مرتد، مستقیماً از اتاق فکرهای واشنگتن و تل‌آویو دیکته می‌شود.

ترشابی مرتد با ترویج  حمایت از مرتدین سکولار پهلوی و گروههای سکولار و مرتد ایرانی ملی‌گرای افراطی و  با ایجاد تقابل قومی، به دنبال نابودی مفهوم «امت واحده اسلامی» است. او می‌خواهد به جای دشمنی با اشغالگران آمریکائی و صهیونیست، ملت‌های ایران و افغانستان حنفی مذهب را به جان هم بیندازد. این شبکه که نام مبارک «کلمه» را غصب کرده، امروزه عملاً به «ستاد جنگ روانی سیه و موساد و مرتدین سکولار ایرانی» تبدیل شده است.

میزان وقاحت و دروغ‌پردازی این شبکه به قدری است که گویی بر ابلیس پیشی گرفته‌اند.

ترشابی در حالی دم از حقوق مردم می‌زند که جبهه او، جبهه حمایت از احزاب سکولار و کسانی است که مقدسات و قرآن کریم را به آتش می‌کشند. این تناقض آشکار نشان می‌دهد که آن‌ها نه دلسوز اهل‌سنت هستند و نه دلسوز مردم؛ بلکه تنها به دنبال اجرای نقشه‌های تخریبی دشمنان اسلام هستند.

خطاب به ترشابی و گردانندگان این شبکه شیطانی باید گفت:  دوران فتنه‌گری‌های مذهبی و قومی شما به پایان رسیده است. ملت‌های ایران و افغانستان فریب این «بازی کثیف» را نخواهند خورد. هر سخنی که باعث تفرقه و دشمنی بین دو برادر مسلمان شود حرکت در مسیر کفر و خدمت به کفار خارجی اشغالگر و مرتدین سکولار داخلی است. شما با این مزخرفات، تنها پرونده سیاهی خود را سنگین‌تر کرده و خشم امت اسلامی را علیه خود برمی‌انگیزانید.

پاسخ ما به فتنه‌گری‌های شبکه کلمه، تقویت برادری و هوشیاری در برابر شایعات است. ما اجازه نخواهیم داد مزدوران سکولار و و در عین حال تکفیری، پیوند عمیق میان مهاجرین غیور افغانستانی و ملت ایران و دو دارالاسلام ایران و افغانستان را دستخوش بازی‌های سیاسی خود کنند. زمین سوخته‌ای که شما برای منطقه آرزو دارید، به گورستان آرزوهای اربابان صهیونیست‌تان تبدیل خواهد شد.

سقوط نقاب «توحید درباری»؛ همسوئی شبکه «کلمه» با «جبهه» ی کفر و ارتداد سکولاریسم

سقوط نقاب «توحید درباری»؛ همسوئی شبکه «کلمه» با «جبهه» ی کفر و ارتداد سکولاریسم

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

سال‌ها بود که شبکه موسوم به «کلمه» پشت شعارهای فریبنده «توحید» و «دفاع از سنت» پنهان شده بود، اما امروز تقدیر الهی بر آن شد تا چهره کریه و شیطانی و سکولار و ارتدادی این جریان با هم مسیر شدن با جبهه ی متشکل از کفار آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر همگان آشکار شود. آنچه امروز از این رسانه پخش می‌شود، نه صدای اسلام، بلکه طنین «اسلام آمریکایی- صهیونی» و فریاد دشمنان قسم‌خورده الله و رسول اوست.

الله جل جلاله در قرآن کریم نسبت به سرپرستی گرفتن و دوستی و هم‌پیمانی با کسانی که دین را به استهزا می‌گیرند، هشدار داده است: ‏

  • بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً ‏(نساء/138) به منافقان مژده بده که عذاب دردناکی دارند .‏
  •  الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً ‏(نساء/139) این منافقان کسانی هستند که کافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی می‌گیرند . آیا عزّت را در پیش کافران می‌جویند ؟  ( چنین چیزی محال است ) چرا که عزّت و شوکت جملگی از آن خدا است ( و هر که از خدا عزّت جوید عزیز شود ، و هر که از غیر او عزّت طلبد ذلیل گردد ) .‏

امروز شبکه کلمه به پاتوقی برای ملحدان، سکولارهای نجس و همجنس‌گرایانی تبدیل شده که آشکارا به ذات اقدس الهی و مقام شامخ نبوت فحاشی می‌کنند. نشست و برخاست با این موجودات کثیف و افتخار به حمایت از اهداف آنان، مصداق بارز خروج از دایره ایمان و ارتداد فکری است.

این شبکه که روزی دم از توحید می‌زد، اکنون به تریبون رسمی جریانات سکولار و مرتد تبدیل شده است تا به زعم خود، دارالاسلام (ایران) را تضعیف نموده و راه را برای به قدرت رسیدن عناصر سکولار و مرتد مزدور آمریکا و صهیونیستها هموار کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَإِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ.[1] و نسبت به امتم از امامان گمراه کننده بيم دارم.

شبکه کلمه و امثالهم با میدان دادنهای کفار غربی و با دلارهای هم مسیران آنها، «اسلام آمریکایی – صهیونی» را ترویج می‌کنند؛ اسلامی که با کفر سکولاریسم و حفظ منافع کفار اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی مشکلی ندارد، اما با وحدت و عزت مسلمانان دشمنی می‌ورزد.

چگونه کسی می‌تواند ادعای پیروی از سنت داشته باشد اما با کسانی میزگرد برگزار کند که با قوانین شریعت الله دشمنی دارند و به رسول الله صلی الله علیه وسلم دشنام می‌دهند؟ الله جل جلاله می فرماید:  لَا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏(مجادله/22)

‏مردمانی را نخواهی یافت که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند ، ولی کسانی را به دوستی بگیرند که با خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند ، هرچند که آنان پدران ، یا پسران ، یا برادران ، و یا قوم و قبیله ایشان باشند . چرا که مؤمنان ، خدا بر دلهایشان رقم ایمان زده است ، و با نفخه ربانی خود یاریشان داده است و تقویتشان کرده است ، و ایشان را به باغهای بهشتی داخل می‌گرداند که از زیر ( کاخها و درختان ) آنها رودبارها روان است ، و جاودانه در آنجا می‌مانند . خدا از آنان خوشنود ، و ایشان هم از خدا خوشنودند . اینان حزب یزدانند . هان ! حزب الله ، قطعاً پیروز و رستگار است .

‏حمایت از کفار سکولار و اشغالگر خارجی و جریانات سکولار و مرتد داخلی برای ضربه زدن به نظام اسلامی، نشان‌دهنده آن است که «توحید» در زبان این‌ها تنها یک ابزار برای کسب بودجه از سازمان‌های جاسوسی غرب بوده است.

شبکه کلمه و مجریان فتنه‌گر آن مانند ترشابی و خدمتی و هاشمی و کیانی و احراری، بدانند که نشستن بر سفره کفر و حمایت از نجس‌ترین جریانات ضدبشری یعنی سکولاریستها که الله جل جلاله در موردشان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/28) آن‌ها را به قدرت نخواهد رساند.

اگر دقت کنیم ما امروز شاهد «جنگ احزاب = مشرکین = سکولاریستها» نوینی هستیم که در آن، منافقینِ مدعی دین با کفار سکولار حربی اشغالگر خارجی و ملحدین سکولار داخلی هم‌پیمان شده‌اند و به این شکل چهره واقعی شبکه کلمه رسوا شده و این ذلت و خواری در پیشگاه مومنین اهل دعوت و جهاد و تاریخ مسلمین برای آنان باقی خواهد ماند.


[1]  الألباني، صحيح الجامع   2316