اقدام مداح حاشیه‌ساز مزدور سر به شیعیان انگلیسی در سیستان و بلوچستان محکوم و شکایت قضایی از وی نیز پیگیری شد

اقدام مداح حاشیه‌ساز مزدور سر به شیعیان انگلیسی در سیستان و بلوچستان محکوم و شکایت قضایی از وی نیز پیگیری شد.

کاتب:جواد شاهوزهی بامری
آیت الله خامنه ای امام کنونی دارالاسلام ایران می گوید: لازم به یاد آوری است مقام معظم رهبری در رابطه با ایجاد تفرقه در میان مسلمانان می‌فرمایند: آن کسی که ندای تفرقه بین شیعه و سنی را سر می‌دهد و به بهانه‌ی مذهب، می‌خواهد وحدت ملی را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سنی، مزدور دشمن است، چه بداند، چه نداند.
پس از انتشار کلیپ یکی از مداحان سر به شیعیان انگلیسی که موجب آزرده خاطر شدن مردم استان سیستان و بلوچستان شده، آیت الله محامی، نماینده امام انقلاب و دارالاسلام ایران در استان سیستان و بلوچستان با صدور پیامی در صفحه مجازی ایکس خود نوشت: ‏مصداق بارز فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی و تذکرات معظم له نسبت به خطر تشیع انگلیسی، همین است که از حنجره برخی به اسم طرفداری از اهل بیت علیهم السلام، ندای تفرقه در جامعه اسلامی بیرون می‌آید.
همچنین وی در پیامی دیگر در این شبکه اجتماعی، نوشت: رفتارهای مزدورانه عده‌ای برای ضربه زدن به وحدت جامعه اسلامی، در هر نقطه‌ای از عالم از سوی شیعه و اهل سنت محکوم است و صاحبان بصیرت و نخبگان موقعیت شناس، این تهدید را با همدلی و وحدت به فرصت تبدیل خواهند کرد.
شایان ذکر است بالافاصله پس از انتشار این کلیپ در فضای مجازی در راستای برخورد با اینگونه اقدامات از جانب سازمان اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان، پیگیری شکایت قضائی صورت گرفته و پرونده قضائی در حال تشکیل برای وی است.

دعوت مولوی نقشبندی، دعوت به آب، علف، چراگاه و خاک؛ بهای آزادی یا بهای جهنم؟

دعوت مولوی نقشبندی، دعوت به آب، علف، چراگاه و خاک؛ بهای آزادی یا بهای جهنم؟

کاتب: براهندک بلوچ

سید قطب تقبله الله عامل تمایز بین جامعه ی جاهلی با جامعه ی اسلامی را «عقیده» معرفی می کند و می گوید: حیوانات را آب و علف و چراگاه و زمین دور هم جمع می کند اما انسانها و بخصوص مومنین را عقاید آنها دور هم جمع می کند.

مولوی نقشبندی که پس از آن فاجعه ای که به بار آورد و پس از آن آبروریزی که برای قوم بلوچ در تاریخ به ثبت رساند و جهت فرار از پاسخگوئی در برابر شریعت و مردم فراری شده است در تازه ترین سخنان خود بهای آزادی را جنگ در راه علف و خاک و چراگاه و حرکت در مسیر حیوانیت معرفی کرده است. دقیقا همان کاری که ناسیونالیستهای ملی گرائی چون سربازی و دیگران انجام می دهند اما با ادبیاتی شبه اسلامی .

از ابوموسی رضی الله عنه روایت است می گوید که :

از رسول الله صلى الله عليه وسلم درباره ی مردی پرسيده شد که از روی شجاعت، از روی تعصب (برای قومیت یا خاک) يا از روی ريا و خودنمايی می جنگد. اینکه کدام يک در راه الله است؟ فرمود: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ الله هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ الله» «کسی که برای اعلای کلمه ی الله (و سرافرازی و اجرای قوانین دينش) بجنگد او در راه الله است».( البخاري 123 / مسلم 1904)

پس بهای آزادی دنیا و قیامت جهاد در راه قانون شریعت الله است نه در راه خاک و علف و عصبیت و جاهلیت.

دین الله هم به مومنین امر می کند که از گروههای متفرق دوری شود و هر کسی که به سوی این گروههای متفرق دعوت دعوتگر به سوی آتش جهنم و دعوتگر به سوی «قتال الفتنه» است.

رسول الله صلی الله علیه و سلم در پاسخ به سوال حذیفه رضی الله عنه می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، بله، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ. در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی(أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994) .

امثال مولوی نقشبندی فراری از دادگاه شریع و مردم مجموعه ای از فرقه ها و گروههای متفرقی هستند که با ادبیاتی شبه اسلامی مردم را به سوی جهنم دعوت می دهند چون در دعوت این اشخاص مردم به ناحق کشته می شوند و الله از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند حتی اگر شخصی خودش را بکشد.

به همین دلیل است که می بینیم رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: لَنْ يَزَالَ الْمُؤْمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ، مَا لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَامًا؛ (بخاری ۶۸۶۲)انسان مومن تا زمانی در دینش از گشایش -و توفیق بهره مندی از بخشایش الله و شفاعت شفاعت کننده ها و پاک شدن گناهان با انجام عمل صالح و غیره – برخوردار است که خون حرامی نریزد. عبدالله بن عمر نیز می گوید: إِنَّ مِنْ وَرَطَاتِ الأُمُورِ، الَّتِي لاَ مَخْرَجَ لِمَنْ أَوْقَعَ نَفْسَهُ فِيهَا، سَفْكَ الدَّمِ الحَرَامِ بِغَيْرِ حِلِّهِ .(بخاری ۶۸۶۳)از مهلکه ها و ورْطه های نابودی انسان که هیچ راه نجاتی از آن نیست ریختن نابجای خونی است که حرام شده است.

پس مولوی نقشبندی در مورد بهای جهنم و عذاب وعده می دهد و دعوتگری است به سوی آتش جهنم.  

هر شخصی را ماموستای دینی ننامید: سید محمد محمدی میرالی پاوه ای برای نمونه

هر شخصی را ماموستای دینی ننامید: سید محمد محمدی میرالی پاوه ای برای نمونه

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

نزدیک به یک هفته پیش یکی از رسانه های مجازی شناخته ی شده ی سکولار بلوچ اعلام کرد: بازداشت خشونت‌آمیز یکی از علمای اهل سنت کرُد (ماموستا « محمد محمدی »، اهل روستای میراولی از توابع شهرستان پاوه) توسط نیروهای امنیتی در پاوه. البته اضافه کرده بود که: او به دلیل خطابه‌های اعتراضیش در جنبش زن زندگی آزادی، چندین بار احضار شده است.

با آنکه ا به اخباری که کفار اصلی و احزاب سکولار محلی و گروه منافقین بومی نشر می دهند اصلاً اعتمادی ندارم و تا روشن نشدن و تبیین آن توسط مومنین به آن اهمیت نمی دهم با این وجود اگر متوجه شوم که مولوی یا آخوند یا شیخ و ماموستایی به دلیل مشارکت در فتنه ها و جریانات سکولاریستی دچار مشکلی از سوی مردم یا مسئولین حکومتی شده است غیر از خوشحالی، اهمیت نمی دهم که این شخص کیست و چه فکری دارد و…؟

در مورد محمد محمدی میرالی پاوه ای هم به محض آنکه فهمیدم در آن اغتشاش و فتنه ی هرزه های سکولار کُردستان به نحوی مشارکت داشته دیگر اهمیت ندادم که کیست تا اینکه یکی از برادران دیشب در مورد این شخص نکاتی را بیان کرد که من را برد به فتنه گران و تفرقه اندازان دوران عباسیان در بغداد و دمشق و خراسان و ….

در دورانی در بغداد و دمشق مقلدینی از میان حنفی ها و مالکی ها و حنبلی ها وجود داشتند که به سادگی همدیگر را تکفیر می کردند و حتی بعضی از علمای حنفی بودند که شافعی ها را چیزی مثل کفار اهل کتاب می دانستند که می شود از آنها زن گرفت اما نمی توان به آنها زن داد و می گفتند اگر توانش را داشته باشیم از آنها جزیه هم می گیریم.

جنگهای بین حنبلی های بغداد با حنفی ها و شافعی ها و فتنه هایی که برپا کردند نیز در تاریخ به عنوان لکه ی سیاهی وجود دارد، در خراسان بزرگ هم این فتنه ها وجود داشتند فقط کافی است به زندگانی و مشقات امام بخاری رحمه الله نگاهی بندازید تا به گوشه ای از این مصیبت تفرقه اندازان پی ببرید یا نگاه کنید که امام شافعی رحمه الله که خودش از شاگردان برجسته ی امام مالک رحمه الله بود چگونه در مصر توسط مقلدین جاهل امام مالک مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و علیل می شود و بدترین مرگ را تجربه می کند و…

نزدیک به چند قرن است که دسته ای از مسلمین می گویند «4مذهب» و سعی کرده اند به این شکل به هم نزدیک شوند و از اختلافات جزئی صرفنظر کنند و همین امر باعث خاتمه ی این جنگهای میان این مذاهب شد تا اینکه محمد بن عبدالوهاب سربرآورد و دوباره جنگ مذهبی را شعله ور کرد.

 امروزه مسلمین نه تنها می گویند «4مذهب» بلکه می گویند «تمام مذاهب اسلامی و امت اسلامی»؛ حالا در این بین، محمد محمدی میرالی در جامعه ی شافعی مذهب کُردستان خودش را مقلد امام احمد حنبل رحمه الله و علمای متقدم حنبلی مذهب می داند؛ اما قصد دارد نقش یکی از علمای آن دوران را در این زمان بازی کند.

محمد محمدی میرالی به سبک منحرفین میان مذهب حنبلی ابتدا به تکفیر امام ابوحنیفه رحمه الله می پردازد و بعد با زنده کردن چیزهایی که مرده اند خودش را به مسلمین صوفی و سلفی و… دلخوش کرده است و حتی یک جمله هم در مورد کفار اصلی و بخصوص کفار اشغالگر خارجی نمی گوید بلکه به تکفیر و لعن کردن مجاهدینی می پردازد که با این کفار اشغالگر جهاد کرده اند یا در حال جهاد هستند!.

یعنی: فقط 1- تکفیر به ناحق مسلمین 2- تولید تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و 3- رها کردن دشمنان اصلی و 4- نشان دادن اینکه بله منم اینم و متفاوت از دیگران تا دیده شود.

این اشخاص باید بیدارشان کرد و متوجهشان کرد که در پازل و جبهه ی دشمنان بازی می کنند.

ماموستای دینی یعنی استادی که دین را فهم و درک کرده و آگاهانه و دلسوزانه ومخلصانه آنرا به دیگران منتقل می کند؛ تکفیر به ناحق ائمه ی مسلمین و تولید تفرق میان مسلمین و مشغول کردن به مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان جنایتکار اشغالگر و لعن و نفرین مجاهدینی که در برابر این کفار اشغالگر ایستاده اند کار یک ماموستای دینی نیست.

مختصری از گروه انصارالفرقان بلوچستان

مختصری از گروه انصارالفرقان بلوچستان

کاتب: براهندک بلوچ

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: المرءُ على دينِ خليلِه فلينظرْ أحدُكم مَن يُخاللُ. [1] هرکس به طریق و روش دوست خود است، پس هریک از شما باید ببیند با چه کسی دوست می‌شود.

سعدی شیرازی نیز با نگرشی اسلامی در شعری که به صورت ضرب المثل در آمده است می گوید:

تو اول بگو با کیان زیستی

 پس آن ‌گه بگویم که تو کیستی

یعنی:

  •  تو اول بگو که با چه کسانی دوست هستی و زندگی می‌کنی آنگاه من می‌گویم که تو چه جور انسانی هستی.
  • تو اول بگو چه کسانی با تو در این عمل همکاری می‌کنند تا بگویم عملت چه شأن و وزنی دارد.

با همین نگرش ساده اما ریشه ای اسلامی به معرفی گروه انصارالفرقان می پردازیم.

گروه انصارالفرقان در سال 1393ش از ادغام گروه‌های حرکت انصار ایران و حزب الفرقان تشکیل شد. اما آنچه مهم است اینکه برای اولین بار در۲۳ تیر ۱۳۹۸ شبکه خبری الجزیره قطر با پخش مستندی با عنوان « اللاعبون بالنار/ آتش افروزان» تصاویری را منتشر ساخت که نشان از حمایت دولت دست نشانده ی بحرین از رهبر گروهک انصارافرقان برای انجام مأموریت‌های جاسوسی و عملیات امنیتی در خاک ایران داشت.

در بخشی از این فیلم مستند، هشام عزیزی (با نام مستعار هشام بلوچی) از رهبران انصارالفرقان می گوید: دستگاه‌های امنیتی بحرین من را در سال ۲۰۰۶ برای انجام مأموریت‌های جاسوسی و انجام عملیات در داخل خاک ایران به کار گرفتند.

گروهک انصار الفرقان ابتدا از کانال حکومت دست نشانده ی بحرین که پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی ارتش آمریکا را در خود جای داده است مدیریت می شد و هم اکنون نیز از کانال حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان مدیریت و هدایت می شود.

این واقعیت گروهک انصار الفرقان است به صورت ساده ، حالا « تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».

پس اصلا به شعارهای قومیت گرائی و مبارزه با فساد و محرومیت زدائی و دفاع از اهل سنت و… اینها اهمیت ندهید؛ تمام اینها شعارهایی هستند جهت بسیج جوانان ساده و احساسی بلوچ برای پیاده کردن اهداف و برنامه های دشمنان.  


[1]  أخرجه أبو داود (4833 )، والترمذي(2378 )،وأحمد (8398 )

به مزدورانی که از سوریه برای قوم بلوچ و ملت ایران پارس می کنند

به مزدورانی که از سوریه برای قوم بلوچ و ملت ایران پارس می کنند

به قلم: براهندک بلوچ

این روزها شاهد تسلیم مناطق سوریه به دارودسته ی جولانی و ارتش آزاد و مجموعا 39 گروه مختلف مسلح طی معامله ای بین المللی و منطقه ای هستیم.

بشار اسد به روسیه رفت و نخست وزیرش هنوز بر سر کار است و یک جابجایی قدرت در حال انجام است.

در اینجا خسارتمند و بی آبرو کسانی هستند که چند سال است با نام جهاد و تشکیل حکومت اسلامی و اجرای شریعت و غیره و با یدک کشیدن نام مبارک مهاجر و مجاهد نزد فریب خورده های احساسی سروصداهایی برپا کرده بودند اما همه دیدند که مزدورانی بوده اند که دینشان را به دنیا فروخته اند.

هدف جهاد، تمکین شریعت الله است، اما برای همه مشخص شد که دارودسته ی جولانی و اینهایی که خودشان را مهاجر اهل سنت ایرانی در سوریه می دانند به همراه گروههای سکولاری چون ارتش آزاد همه یک هدف دارند: به دست آوردن قدرت و تشکیل حکومتی دموکراسی خواه لیبرال مورد رضایت غرب.

اما اینها بدانند که غرب سکولار و هر کافر دیگری حاضر است اگر قانون شریعت الله را کنار بگذاری و حافظ منافعش باشی، هر میزان زمین که بخواهی به تو کادو بدهند، همچنانکه الان به دارودسته ی جولانی و ارتش سکولار آزاد و … در سوریه داده اند، اما این را هم بدان اگر زره ای شریعت گرایی در سخنان و حرکاتت باقی مانده باشد که مخالف اهداف این اربابانت باشد با نیرنگ و فریب و گرفتن غیرت و ایمانت تو را در همین سرزمینی که به تو داده اند دفن می کنند یا با دیگران مورد معامله قرارت می دهند.

در چنین وضیعتی، یکی از بلوچهای نوکر نوکر نوکر نوکر آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی (این شخص از گروه ملافتاحی است و نوکر جولانی و جولانی هم نوکر ترکیه و ترکیه هم نوکر آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی است) در سخنانی جاهلانه می گوید: “به خدا قسم شما را نمی گذاریم ای ایرانی های خبیث، همانطوریی که برادرانمان را در جمعه خونین شهید کردید حتی تا ایران دنبالتان خواهیم آمد. می آئیم شما را به جهنم می فرستیم.”  

جاهل:

  1. بلوچها اصیلترین قوم ایرانی هستند، جهالتت به تاریخ باعث شده که اینگونه ابتدا به قوم خودت بگوئی خبیث بعد به دیگران. آگاهی شما از دین هم همین اندازه ناقص و جاهلانه است.
  2. جمعه ی خونین زاهدان مسببش اصلیش که باعث تحریک جوانان بلوچ شد دروغهای امثال مولوی نقشبندی بود که آبروی ناموس بلوچ را برد و بعد از آنکه از او بر اساس مذهب خودمان از او دلیل خواسته شد از کشور فراری شد و هم اکنون مثل موش فراری شده است
  3. تو فعلا در همان سوریه بمان و نگاه کن که رژیم صهیونیستی تا 40 کیلومتری دمشق پیشروی کرده و ارباب تو جولانی حتی یک بیانیه هم در رد این کار ارتش رژیم صهیونیستی نداده است چه رسد به اینکه بخواهد با اینهمه اسلحه و مهمات و نفراتی که دارد با این کافر وحشی که به شما نزدیک شده است جنگی انجام دهد.

ماهیت تو و میزان غیرت تو و امثال تو همین اندازه است، کفاری چون رژیم صهیونیستی وحشی را رها کنید و از دور برای کشور خودت پارس کنی.

پس خیال نکن که ایرانی ها و بخصوص اهل سنت ایران از ماهیت واقعی شما بی خبر هستند.

ای مولوی، در برابر کشتار حافظان امنیت درسیستان و بلوچستان شیطان لال هستی، پس منتظر ناامنی هم باش

ای مولوی، در برابر کشتار حافظان امنیت درسیستان و بلوچستان شیطان لال هستی، پس منتظر ناامنی هم باش

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

چند روز پیش گروه اهل بغی جیش العدل که بعد از عملیات مبارک طوفان الاقصی در فلسطین، حرکات ایزائی خود بر علیه دارالاسلام ایران (که بعنوان تنها کشور مستقل و حامی فلسطین است) را افزایش داده است چند محافظ امنیت بلوچ بومی را در حین نماز خواندن قتل عام کرد.

زمانی که در سکوت مولوی ها با واکنش منفی و عمومی مردم بلوچ مواجه شد فوراً بدون شرم و حیا و دقیقا برخلاف تمام آنچه در این چند سال گذشته در مورد حافظان امنیت بومی گفته وانجام داده است طی بیانیه ای اعلام کرد که ما با نیروهای امنیتی بومی این کارها را نمی کنیم و چنین و چنان و…

همه می دانیم که اینها دروغ می گویند فقط کافی است به سایت خودشان و بیانیه های خودشان در مورد نیروهای امنیتی بومی در سالها و ماههای قبل مراجعه کنیم تا بدانیم چه گفته اند یا انجام داده اند.

با این وجود بسیاری از مولوی هایی که قادر به موضع گیری به نفع امنیت مردم هستند سکوت کرده اند. سخنی حکیمانه از سلف صالح هست که می گوید: «السَّاکِتُ عَنِ الْحَقِّ شَیطانٌ أَخْرَسٌ». کسی که در زمانی که باید حق را بگوید و نگوید، یک شیطان دهان بسته است.

أبو مُطيع البَلخي از امام ابوحنیفه سوال می کند: در مورد کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند و به این دلیل افرادی از او تبعیت می کنند و این شخص بر الجماعة قیام و خروج می کند، فيَخرُجُ على الجَماعةِ، آیا این کار را صحیح می دانی؟ امام ابوحنیه گفت: نه.  بلخی می گوید گفتم: برای چه؟ در حالی که الله تعالی و رسولش به امر به معروف و نهی از منکر دستور داده اند و این فریضه ی واجبی است. امام ابوحنیفه با شناختی که از این افراد و ثمرات قیام نارس آنها داشت جواب داد: آنچه گفتی همانگونه است، اما این اشخاص در نتیجه ی این قیام، فسادی که به بار می آورند بیشتر از آنچه است که اصلاح می کنند، از ریختن خونها بگیر تا حلال کردن حرامها و از بین بردن اموال.[1]

دیروز هم باز دو نیروی حافظ امنیت که در سطح شهر سراوان در حال گشت زنی جهت حفظ امنیت مردم بودند توسط این گروههای مختلف تیرباران شده و کشته شدند، و باز سکوت این شیطانها لال را دیدیم، کسانی که قدرت تبلیغ و گفتن حقایق را دارند اما ساکت هستند.

این شیطانهای لال فقط کافی است یک نا امنی بر علیه نیروهای غیر امنیتی شروع شود، می بینی زبانهایشان جهت حمله به نیروهای امنیتی دراز است که چرا امنیت را برقرار نمی کنید و….

چنین مولوی ها و حتی سردارانی زمانی که در برابر کشتار نیروهای امنیتی توسط این برهم زنندگان امنیت سکوت کرده اند حق اعتراض ندارند.

امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید: اگر مردم بر امامی از مسلمین گرد آمدند، و مردم در امنیت قرار گرفتند، و راهها امن شد،(یعنی مرحله ی گذار انقلابات و خلاء قدرت تمام شد و جماعت و حاکمیت بر دارالاسلام اسقرار پیدا کرد) در این حال اگر افرادی از میان مسلمین بخواهند بر امام و رهبر اهل الجماعة «على إمامِ أهلِ الجَماعةِ» قیام و خروج کند، باید مسلمین «أن يُعينوا إمامَ أهلِ الجَماعةِ» این امام اهل جماعت را یاری برسانند، و چنانچه قادر به این کار نبودند باید در منازل خود بمانند و با کسانی که بر إمامَ أهلِ الجَماعةِ خروج و قیام کرده اند بیرون نروند و آنها را نیز یاری ندهند.[2]

این دستور مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله است.

ای بلوچ، تو نگاه کن مذهبت چیه؟

ای مولوی، تو هم غیرت و شهامت داشته باش و بر اساس امام مذهبمان تبلیغ کن.


[1]  الفقه الأبسط، ص 108

[2]  حاشية الشلبي على تبيين الحقائق (3/294)

قدمهای کثیف آمریکا(تیم B اسرائیل) در پاکستان و تکرار سناریوی کُردهای سوریه و عراق در ایالت بلوچستان پاکستان

قدمهای کثیف آمریکا(تیم B اسرائیل) در پاکستان و تکرار سناریوی کُردهای سوریه و عراق در ایالت بلوچستان پاکستان

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

آمریکا به بهانه ی جنگ با داعش وارد بخشهایی از شمال شرقی سوریه شد که قویترین گروه مسلح در این مناطق نیروهای کُرد سکولار و کمونیست حزب کارگران کُردستان (پ.ک.ک) بودند و با نام جدید نیروهای دمکراتیک سوریه (قسد) در حال فعالیت هستند.

آمریکا با وعده ی خودمختاری و دادن تجهیزات مخابراتی و حتی پهبادها و بعضی از اسلحه های امروزین اینها را بازی داده است و اینها هم با تشکیل مراکز «خودمدیریتی»(همان خودمدیریتی که امثال سهاب برایش تلاش دارند) در روستاها و شهرها خیال می کنند واقعاً در سایه ی آمریکا می توانند به جایی برسند، اما آمریکا تنها در یک معامله ی با روسیه و ترکیه اکثریت مناطق کُرد نشین شمال سوریه از عفرین تا راس العین را که در اختیار این مزدورانش بود به ترکیه و نیروهای مزدور ترکیه فروخت و زمانی که ترکیه و نیروهایش به این مناطق حمله کردند آمریکا تنها نظاره گر بود؛ دقیقاً همان کاری که با کُردهای مزدور عراق و گروه جیش العدل پاکستان نشین انجام داد.   

کُردهای سکولار عراق با رهبری بارزانی هم در خیانت به تمام مسلمین عراق و منطقه، با تمام مزدوری که برای آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی کرده بودند با این وجود آمریکا و ناتو طی معامله ای با نیروهای حشد شعبی و حکومت مرکزی عراق، در برابر حمله ی نیروهای حشد الشعبی به این کُردها فقط نظاره گر و تماشاچی بود و نیروهای حشد شعبی تنها در عرض کمتر از 24 ساعت توانستند 51درصد از مناطق تحت تصرف این کُردها از جمله استان کرکوک را از آنها بگیرند.

انگلیس به عنوان سازنده ی حکومت پاکستان هم سابقه ی تاریخی در منطقه دارد و آمریکا به عنوان قدرتی جدید نیز در قالب نیروهای اطلاعاتی و مستشاران امنیتی و نظامی چند دهه است حضور دارد اما اخیرا به صورت مستقیم نیروهایی را در پاکستان وارد کرده و قدم های کثیف نیروی های ارتش آمریکا (تیم B اسرائیل) و تجهیزات نظامی سازمان ملل متحد (UN) به داخل خاک پاکستان باز شده که این مداخله ی مستقیم، زنگ خطری برای امنیت مسلمانان ساکن پاکستان و کشمیر و ایران و افغانستان است.

جایی که آمریکا مستقیماً به اسراییل در کشتار مسلمانان فلسطین کمک می کند و ارتش اسرائیل را علیه مسلمانان آموزش داده و از اسرائیل حمایت می کند، این حلقه ای از روندی برای جنگ بر علیه اسلام است، و دقیقاً مانند گذشته، نیروی های سکولار- صهیونی این بار برای آسیب رساندن دوباره به اهل اسلام آمده اند، این تلاش پلیدی توسط آمریکا برای سرکوب مسلمانان از جمله شهروندان پاکستان و اشغال منابع و مواد معدنی در خاک پاکستان بذریعه ارتش پاکستان و همچنین مدیریت گروههای مزدور جهت ضربه زدن به ایران و افغانستان است.

به صورت مشخص در ایالت بلوچستان پاکستان به سازماندهی مجدد داعش و وجود پایگاههای آموزشی مختلف و آشکار آن واکنشی نشان نمی دهد که خطری برای تمام مسلمین منطقه است، همچنین به وجود مناطق مسکونی و پایگاههای مختلف و آشکار گروههای مسلح بلوچ ایرانی در پنجگور و … پاکستان هم واکنشی نشان نمی دهد و قصد دارد همان بازی کثیفی که با کُردهای سکولار سوریه و عراق انجام داده اینبار با گروههای بلوچ ایرانی چون جیش العدل و… انجام دهد.

پس اگر دیدی که طی معامله ای مشخص، ایران یا پاکستان به این بلوچهای ایرانی پاکستان نشین حملاتی انجام می دهند بدان که سناریو همان سناریوی ثابتی است که آمریکا برای این گروهها تدارک دیده است چون «آمریکا از اینها هرگز متحد نمی خواهد بلکه مزدور و لگور می خواهد» و از این لگوران هم گاه همچون دستمال توالت استفاده می کند و با انجام دادن کارهای کثیفش با اینها، اینها را به صورت موقت یا (مثل صدام حسین و حسنی مبارک و اربکی های افغانستان و…) برای همیشه رها و پرت می کند.

بلوچهای مسلمان ایرانی نباید به بهانه ی مخالفت با ایران خود را در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار داده و در نهایت خود را تبدیل به دستمال توالت آمریکا (تیم B اسرائیل) کنند.

افتادن در این دام و بازی کثیف آمریکا واقعا شرم آور است.

جنایت جدید فرقه اهل بغی جیش العدل در سیرکان سراوان و سکوت مرگبار مولوی ها

جنایت جدید فرقه اهل بغی جیش العدل در سیرکان سراوان و سکوت مرگبار مولوی ها

به قلم: براهندک بلوچ

زمانی که مولوی عبدالحمید برای دفاع از یک ترانه خوان فاسق رپر شیعه زاده که مردم را به اغتشاش دعوت کرده بود در نماز جمعه ی اهل سنت گلو پاره می کرد، برای ما بلوچهای حنفی مذهب ایران جای سوال است چرا در برابر کشتار اینهمه بلوچ حنفی مذهب ایران و اینهمه سرباز این مملکت توسط گروههای جنایتکاری چون جیش العدل و سایر گروههای کوچک و بزرگ سکوت کرده است؟

 یعنی واقعا حق ما بلوچها نیست که بپرسیم چرا؟

امروز گروهک اهل بغی و سرسپرده ی جیش العدل در منطقه عمومی سیرکان شهرستان سراوان به یک پایگاه بلوچهای بومی اهل سنت حافظ امنیت حمله کردند که در در نتیجه ی آن 5 نفر از این بلوچهای اهل سنت کشته شدند. چهار نفر از این اهل سنت زمانی که در حال نماز بودند بر آنها حمله ی غافلگیرانه انجام شد و در حین ادای نماز به رگبار بسته شده و کشته شدند.

اسامی این شهدای حافظ امنیت منطقه عبارتند از :

  • عبدالرحمن بلوچزهی
  • شه‌بخش بلوچزهی
  • عبدالله بلوچزهی
  • واحد بلوچزهی
  • بشیر سپاهی

آشکار است که برای این گروههای پاکستان نشین نه خون بلوچ و اهل سنت مهم است نه شیعه، و جهت تامین امنیت این استان خون شیعه و سنی باهم آمیخته است و خواست حداقلی مردم سیستان و بلوچستان و کل دارالاسلام ایران از این مولوی هایی که برای اوکراین و آمریکا و روسیه و اسرائیل و غیره تعیین تکلیف می کنند این است که در کنار کشور خود بر علیه جنایتکارانی قرار بگیرند که بر اساس طرح و نقشه ی دشمنان در حال دامن زدن به انواع ناامنی ها و  کشتار بلوچهای اهل سنت و سایر حافظان امنیت در محل سکونتشان هستند.

مولوی هایی هستند که واقعاً می ترسند که بعد از واکنش آشکار در برابر این جانیان مورد حملات کور و انتقام جویانه ی آنها قرار بگیرند اما مولوی هایی هم هستند با انواع محافظ و دبدبه و کبکبه قادر به گفتن آشکار حق هستند اما سکوتی مرگبار نزدیک به خیانت کرده اند.

البته تمام این مولوی ها اگر بخواهند در فضای مجازی و بدون مشخص شدن اسمشان می توانند در جنگ روانی با این سرسپرده های دشمنان فعالیت کنند.

جنگ جیش العدل بر علیه ایران جنگ با یک کشور خنثی نیست بلکه جنگ با تنها حامی جهاد اهل سنت در غزه و حمایت آشکار از رژیم جنایتکار صهیونیستی و حامیان این رژیم چون آمریکا و انگلیس و… است.

این فرقه های اهل تفرق و اهل بغی «جبهه» ی خودشان را مشخص کرده اند، مولوی ها و سایر فعالین نیز باید «عملاً» و به اندازه ی توان خود روشن کنند در کدام «سمت و جبهه» ایستاده اند؟

جیش العدل از نماینده های«اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» در جنوب شرق ایران

جیش العدل از نماینده های «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» در جنوب شرق ایران

به قلم: براهندک بلوچ

همزمانی حمله ی دیروز پنجم آبان رژیم جنایتکار صهیونیستی به بعضی از مراکز نظامی دارالاسلام ایران و حمله ی گروهک جیش العدل به دو واحد گشتِ پاسگاه انتظامی گوهرکوهِ شهرستان تفتان سیستان و بلوچستان از عمق تسلط امنیتی سازمان جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این گروه خبر می دهد.

بر کسی پوشیده نیست که پاکستان توسط حکومت سکولار انگلیس جهت ضربه زدن به جایگاه و اهمیت مسلمین در هند تشکیل شد و مردم پاکستان و بنگلادش و افغانستان و سیستان و بلوچستان ایران که از نزدیک با این حاکمیت در ارتباط هستند این حاکمیت را حاکمیتی انگلیسی می دانند؛ اما به تدریج آمریکا و آل سعود و سایر مزدوران آمریکا بر پاکستان مسلط شده اند به نحوی که حتی حقوق پرسنل نظامی و امنیتی آن به صورت سالیانه از سوی آمریکا و آل سعود پرداخت می شود.

به این شکل می بینیم که پاکستان در واقع در «استعمار نو» قرار دارد و با تمام شعارهای عوام فریبانه ای که می دهد مجری برنامه ها و طرحهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و آل سعود در منطقه است.  

بعد از نابودی عبدالمالک ریگی و جندالله در خردادماه ۱۳۸۹ نابود شد از پس مانده های آن چند گروه به وجود آمدند و جیش العدل در سال ۲۰۱۳ با سرپوش حمایت از مردم بلوچ حنفی مذهب سیستان و بلوچستان اعلام موجودیت کرد و با مرگ عبدالرئوف ریگی رهبرگروهک انصارالفرقان گروهک جیش العدل بیشتر مطرح شد.

نکته ی مهم در مورد گروهک جیش العدل هم این است که به صورت آزادانه در خاک پاکستان فعالیت دارد و هر بار که ماموریت یافته که در ایران عملیاتی انجام دهد بعد از هر درگیری و جنایتی که مرتکب شده اعضای باقیمانده این گروهک به خاک پاکستان متواری می شوند.

جیش العدل و گروهکهای ریز و درشت دیگری که باز پاکستان را مامن و پشت جبهه ی خود قرار داده اند استان سیستان و بلوچستان را با تهدیدهای بسیار و پردامنه‌ای روبرو کرده اند و پاکستان ابزاری جهت تهدیدات تروریستی به خاک دارالاسلام ایران شده است.

این تهدیدات تروریستی با وجود شباهت با سایر تهدیدات پیرامونی، دارای ویژگی‌هایی بومی است به همین سبب راهکارهای خاص نواحی شرقی را می‌طلبد و بوم شناسی تهدیدات شرقی و مطالعه جامع و واقعگرایانه شرایط این استان اولین گام برای مقابله با آسیب‌های امنیتی در این استان پهناور کشور است.

هدف نزدیک فعالیت گروهک‌ جیش العدل و سایر گروهکهای بلوچ چیزی جز ناامن سازی جنوب شرق ایران و درگیر کردن بخشی از توان و نیروی نظامی ایران و تولید جبهه ای انحرافی نداشته و ندارد که این ناامنی می تواند مثل پاکستان و یمن و عراق و سوریه موقعیت خوبی را برای جولان این گروهک‌ها فراهم کند، اما هر چند ناامنی های گذرا باعث مخدوش کردن چهره ی این استان در کشور و حتی منطقه شده با این وجود اقدامات و تشدید تدابیر امنیتی و انتظامی در سیستان و بلوچستان این هدف گروهکهای پاکستان نشین در  ایران محقق نشده است.

گروهک جیش العدل با آنکه ادعای حمایت از اهل سنت سیستان و بلوچستان را دارد در عین حال تبلیغ می کند که برای تمام مردم ایران می جنگد اما با گروههای شمال سوریه که در اختیار آمریکا و ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) قرار گرفته و دشمنان سرسخت ایران و مردم ایران هستند گره خورده است و اینجاست که دُم خروس، قسم او را باطل می کند.

گروهک جیش العدل همچون دارودسته ی جولانی و سایر گروههای موجود در ادلب و شمال سوریه در جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی بر علیه جبهه ی مقاومت اسلامی که متشکل از ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و زیدی ها و شافعی های یمن و حزب الله لبنان و سایر گروههای ریز و درشت موجود در عراق و سوریه است فعالیت می کند.

با آنکه جیش العدل و سایر گروههای همسو با جبهه ی آمریکا و صهیونیستها ادعای اسلام دارند اما تفسیری جعلی از اسلام ارائه داده اند که این اسلام در خدمت نقشه ها و اهداف آمریکا و صهیونیستها در منطقه است.

کسی که این واقعیت بزرگ و هدف اصلی گروهکهایی چون جیش العدل را نبیند و به مسائل ریز و جزئی سرگرم شده باشد به سادگی در دام شعارهای مختلف و فریبنده ی مذهبی و قومیتی این گروهکها گرفتار می شود.

حمله همزمان اسرائیل و گروه لگور اهل بغی جبش العدل به مراکز و پرسنل نظامی دارالاسلام ایران

حمله همزمان اسرائیل و گروه لگور اهل بغی جیش العدل به مراکز و پرسنل نظامی دارالاسلام ایران

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

امروز 5 آبان 1403 حکومت کودک کش و جنایتکار اسرائیل با 140 هواپیمای نظامی پیشرفته به چند مرکز نظامی دارالاسلام ایران حملات گسترده ای کرد اما با واکنش پدافند قوی و طلائی ایران این حملات دفع و بی اثر شدند و با خسارت بسیار جزئی تنها منجر به کشته شدن ۴ نظامی ارتش دارالاسلام ایران شد.

 چند ساعت بعد از این حملات شکست خورده ی اسرائیل، ما شاهد حمله ی گروه مسلح اهل بغی جیش العدل به ۲ واحد گشتِ پاسگاه انتظامی پلیس در گوهرکوه شهرستان تفتان بودیم که منجر به کشته شدن ۱۰ نفر از پرسنل انتظامی کشورمان شد.

این نیروها ساعاتی قبل و در پیِ تماس‌های تلفنیِ مردمی با مرکز فوریت‌های ۱۱۰ برای ارائه خدمت به مردم در محل‌هایِ مورد نظر حاضر  شده بودند اما در مسیر برگشت به پاسگاه انتظامی، در کمین این جنایتکارانِ اهل بغی قرار می گیرند.

بارها از سوی این لگوران و طرفداران جاهل آنها چنین دامهایی برای نیروهای انتظامی دارالاسلام ایران پهن شده است، آنوقت بعضی از بلوچها می گویند چرا در فلان وقت شب یا روز نیروهای انتظامی کشور با احتیاط به پاسخهای فوریتی شهروندان پاسخ می دهند و بعد از تحقیق زیاد و گاه در مواردی با تاخیر راهی محل می شوند؟!

این گروههای مسلح در سطح استان سیستان و بلوچستان هدفی جز ضربه زدن به امنیت مردم بلوچ ندارند، به همین دلیل ما در کشوری واحد با قانونی واحد و نیروهای امنیتی و نظامی واحد باید به نسبت استانهای دیگر وضعیتی بسیار اسفناک در زمینه ی انواع سرقتها و گردنه گیری ها و قتلهای کور انتقام جویانه و … داشته باشیم.

هدف بزرگتر این گروهها تنها خدمت به آمریکا و اسرائیل و خرج کردن بلوچها برای اهداف آمریکا و اسرائیل است، به همین دلیل در تمام حملاتی که از سالهای گذشته تا کنون انجام داده اند بلوچهای منطقه غیر از تحمل انواع ناامنی ها و حتی فرار سرمایه گذاراران اقتصادی و دامن زدن به محرومیت بیشتر اقتصادی، به اندازه ی سر سوزنی نفع و سود نبرده اند بلکه تمام سود حملات و تخریبات این جنایتکاران لگور بلوچ به جیب آمریکا و رژیم وحشی و کودک کش اسرائیل سرازیر می شود.

هماهنگی حمله ی امروز اسرائیل و این گروههای لگور بلوچ برای شناسائی ماهیت واقعی اهداف پشت پرده ی آنها کافی است.

تنها به این دلیل است که این گروههای لگور بلوچ در خاک پاکستان به آنها اجازه داده شده است که پایگاه نظامی و اردوگاه مسکونی آشکار  و حتی منطقه ی مسکونی برای خودشان و خانواده هایشان در پنجگور و غیره داشته باشند.

 پس به شعارهای مذهبی و قومیتی این گروههای لگور اهمیت نده و نتیجه و خروجی اعمال آنها را نگاه کن.