اهل سنت و جماعت به تبلیغات رسانه های خائن و مزدور کلمه و نور و… در مسائل حکومتی و اغتشاشات ایران اهمیت ندهند

اهل سنت و جماعت به تبلیغات رسانه های خائن و مزدور کلمه و نور و… در مسائل حکومتی و اغتشاشات ایران اهمیت ندهند

کاتب: محمد اسامه

بعضی از مردم گاه فراموش می کنند که دشمن در کگنار سکولاریستهای مرتدی که اجیر کرده است از گروه منافقین هم استفاده می کند، گروه منافقینی که به عنوان نمونه دارای چنین صفاتی هستند:

صفات و ویژگی های منافقین یا سکولارزده ها:

  1. حکم کردن و حاکمیت بر اساس آنچه الله فرو فرستاده را دوست ندارند: «‏ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ»‏ (محمد/9)، اين بدان خاطر است كه چيزی را كه خداوند فرو فرستاده است دوست نمی‌دارند، و لذا خدا كارهای (نيك) ايشان را هم باطل و بی سود می‌گرداند.

 برای سکولار و سکولارزده امر عادی است که از قانون شریعت الله خوشش نیاید. برای همین است که همیشه سعی می کنند از قرآن، مفاهیم و احکام شریعت فاصله بگیرند و چیزهای دیگری را جای آن بگذارند. اگر بگویید به سمت قانون شریعت الله بیایید فراری اند، اما اگر گفته شود بیایید به سمت سکولاریسم، دموکراسی، جامعه ی مدنی سکولاریستی و سایر امیال و هواهایشان سراسیمه به سوی آن می‌شتابند.

  • حکم خدا و رسول الله صلی الله علیه و سلم در امور جاری بر جامعه و حاکمیت را نمی پذیرند: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُودًا» )نساء/۶۱)، و هنگامى که به آن ها گفته مى شود به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر بیایید، منافقین را مى بینى که از قبول دعوت تو اعراض و سرپیچی مى کنند.

گروه منافقین در هر مسأله ای که بتوانند از زیر قانون حکومتی شریعت الله خارج شوند سعی می کردند از قوانین دین سکولاریسم پیروی کنند و در هر چیزی که بدانند می توانند بر خلاف شریعت الله آن را انجام دهند، دریغ نمی کنند و همان برنامه ها و قوانین سکولاریستی را در زندگی پیاده می کنند.

  • جزو حزب شیطان و طرفدار سکولاریست ها هستند. می دانیم که دین سکولاریسم از تولیدات شیطان است و پیروان شیطان به هر شیوه ای که شده به سکولاریسم متصل می شوند. عبدالله بن ابی، هم در آن زمان به جای ایجاد اتحاد با یهودیان مدینه یا نصرانی های نجران و غیره با سکولاریست های قریش ارتباط برقرار می کرد و طرح های مشترکی را با آن ها می ریخت، چون این ها هم فکرها و هم کیش هایش بودند: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (مجادله/19)، شیطان بر آنان چیره گشته و یاد خدا را از خاطرشان برده است. اینان حزب شیطان هستند. آگاه باشید! قطعاً حزب شیطان زیان کار و زیانبارند

در این صورت، اگر می بینی که دارودسته ی منافقین موجود در شبکه های کلمه و نور و … با شعارهای شبه اسلامی و بازی با ادله الفقه مذاهب اسلامی جزو جبهه ی کفار سکولار خارجی و داخلی شده اند و سعی می کنند با بزرگنمائی قدرت کفار خارجی چون آمریکا و صهیونیستها و قدرت احزاب مختلف داخلی باعث ایجاد ترس در میان مسلمین شوند این تاکتیک همیشگی شیطان و یارانش بوده که الله تعالی در موردش می فرماید: «إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» ‏(آل عمران/175)‏، این تنها شیطان است که شما را از دوستان خود (با پخش شایعات و سخنان بیهوده) می‌ترساند، پس از آنان مترسید و از من بترسید اگر مؤمن هستید.‏

نه تنها این گروه منافقین(سکولار زده ها) جهت تخدیر و حتی ترساندن مومنین از ادبیاتی شبه اسلامی استفاده می کنند بلکه کفار سکولار خارجی هم که قصد داشته باشند از کانال سکولارهای مرتد داخلی کاری انجام دهند باز از شعارها و ادبیاتی شبه سالامی استفاده می کنند.

 در بالا تصویری را می بینیم که متعلق به سازمان پیمان مرکزی (CENTO) است. پیمانی که در سال ۱۹۵۵ میلادی میان حکام چهار کشور سکولار و دست نشانده ی عراق، پاکستان، ایران و ترکیه برقرار بود. البته با دستور و هدایت آمریکا و انگلیس.

اگر دقت داشته باشید پیمان آمریکایی است و پوستر هم کار غربی‌های کافر سکولار است، اما در بالای صفحه نوشته شده «واعتصموا بحبل الله جمیعاً».

پس به این شعارهای شبه اسلامی و نمایشی شبکه های کلمه و نور و اهل البیت و سایر شبکه های غربگرای شیعه و سنی و بخصوص به جنگ زرگری میان آنها و تلاش آنها جهت دامن زدن به اغتشاشات در ایران اهمیت ندهید و به هیچ یک از فعالیتهای اسنها دل خوش نکنید. همه عوامفریبی و بر اسسا طرح و سناریوهای دشمنان و کف روی آب است. مخصوصاً شبکه هائی که بدون اجازه آمریکا و غرب و صهیونیستها آب هم نمی‌نوشند و گرنه به جرم نفرت افکنی و مبارزه با تروریسم و دهها برچسب دیگر فوراً تعطیل می شدند.

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

مولوی عبدالحمید تسلیت برای کشته شده های اغتشاشات سکولارها در ایران با کدام دلیل شرعی؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

هرگز در طول تاریخ اسلام دیده نشده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بازماندگان کسی که در راه کفر کشته شده باشد پیام تسلیت فرستاده باشد.

  • اگر کسی دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر کسی از خلفای راشدین یا هر یک از صحابه رضی الله عنهم اجمعین دیده تنها یک دلیل بیاورد.
  •  اگر از یکی از ایمه مذاهب اسلامی دیده یا حکم به گفتن پیام تسلیت به کسی که در راه کفر آنهم در برابر مسلمین کشته شده باشد پیام تسلیت داده باشد تنها یک دلیل بیاورد.

زمانی که اعتراضات بازاری ها شروع شد هیچ کسی صدمه یا ندید اما زمانی که اعتراضا تبدیل به اغتشاش هرزه های سکولار شد کشته ها از میان نیروهای امنیتی ایران و اغتشاشگران شروع شد.

آیا کسی شک دارد که سکولاریسم کفر محض است. پس کسی که برای کفر سکولاریسم به خیابانها ریخته و دست به اغتشاش می زند و آمریکا و صهیونیستها از چنین موجوداتی حمایت می کنند برای چیزی غیر از کفر خونشان را داده اند؟

 در این جا از مولوی عبدالحمید باید پرسید تسلیت شما در کجای شریعت الله جای دارد؟ یا قصد دارید مقام شهداء را به این موجودات بدهی و حرکت در این مسیر پست را توجیه کنی؟

مولوی گرامی زمانی که کفار کفتارصفت آمریکا و صهیونیستها دندان‌های خود را برای دارالاسلام ایران تیز کرده‌اند این سخنانت به نفع کیست؟

مسلمانان، از هر مذهب و مشرب که باشید چه سلفی، اشعری، صوفی، شیعه، اخوانی و چه هر نام دیگری که بر خود می‌گذارید این حقیقت را باید با چشم باز ببینید: این کفتاران، هیچ‌یک از شما را برای حکومت‌داری نمی‌خواهند. آنچه آنان را متحد کرده، دشمنی با حکومت اسلامی است. پس همان‌گونه که آنان در ضدیت با اسلام متحدند، شما نیز باید در دفاع از کیان اسلام متحد باشید.

امروز و در این اغتشاشات دی ماه 1404ش دفاع از حکومت ایران که بر اساس تمام مذاهب اهل سنت و جماعت دارالاسلام است و حداقل‌ترین چتر ممکن را بر سر مسلمانان گسترده، به معنای تایید نارسایی ها و حتی فساد بعضی از مسوولین اجرایی و توجیه مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست؛ بلکه به معنای زدن تو دهنی به تمام مزدوان و دین فروشان و وطن فروشان سکولار و شریعت ستیزی است که در اختیار دشمنانی آشکار چون آمریکا و صهیونیستها درآمده اند.

شما بگویید جز منافقان و مرتدین داخلی چه کسی می‌تواند بپذیرد که یک دارالاسلام صدمه ببیند و یا حتی از بین برود و در عوض کفار سکولار خارجی و مزدوران سکولار ناسیونالیست، قوم‌پرست و سلطنت‌طلب و غیر سلطنت طلب مزدور اسرائیل و آمریکا و غرب به حکومت برسند؟

مولوی عبدالحمید گرامی این کنایه را بشنو: اگر امروز به نام دفاع از مردم و حقوق قانونی، پشت دشمنان اسلام صف می‌کشی و مردم را به اغتشاش می‌خوانی، آیا از این جماعت کفتار صفت محافظت می‌کنی یا از امت اسلامی؟

هشیار باش و صف خود را مشخص کن: یا در کنار امت و دین باش، یا در زمین دشمنان اسلام بازی نکن.

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بار دیگر ملاها و مفتی‌های درباریِ وابسته به احزاب به‌اصطلاح اسلامی در پاکستان، در یک کنفرانس مطبوعاتی جمع شده‌اند و با ژست دلسوزی برای دین، از «تطبیق شریعت» سخن می‌گویند؛ آن‌هم در کشوری که از اساس، بر شالوده‌ی سکولاریسم و استعمار انگلیس بنا شده و تا امروز نوکر سیاسی و امنیتی امریکا باقی مانده است.

این افراد ـ از جمله مولانا فضل‌الرحمن و مفتیان حکومتی ـ نه علماى امت، بلکه کارگزاران دینیِ نظام کفرسکولاریستی هستند؛ کسانی که دهه‌هاست در کنار ارتش سکولار، سیاست‌مداران فاسد سکولار و سفارت‌خانه‌های کفار سکولار خارجی زیسته‌اند، اما امروز که حکومت دست‌نشانده‌ی پاکستان دچار بحران مشروعیت و فروپاشی سیاسی شده، ناگهان یاد «شریعت الله» افتاده‌اند.

این شریعت خواهی  به‌عنوان ابزار نجات حکومتی است که بر اساس کفر سکولاریسم اداره می شود  و تلاشی حساب‌شده برای نجات نظام فروپاشیده سکولاریستی است.

وقتی مردم مسلمان پاکستان حکومت را فاسد می‌دانند و نظام سیاسی را وابسته می‌شمارند و ارتش را عامل سرکوب و خیانت می‌بینند، این ملاهای درباری به میدان فرستاده می‌شوند تا با شعار دین، خشم امت را مهار و عمر حکومت سکولار را تمدید کنند.

در سخنان این مجریان جنگ روانی تناقض آشکار وجود دارد، چگونه در دارالکفر پاکستان ـ با قانون سکولار انگلیسی، بانک ربوی، ارتش وابسته، سیاست خارجی امریکایی و حاکمیت طاغوت ـ می‌خواهید شریعت اجرا کنید؟

آیا این علما نمی‌دانند: که شریعت با قانون اساسی سکولاریستی و استعمار جمع نمی‌شود؟ که شریعت با اطاعت از امریکا و انگلیس سازگار نیست؟ که شریعت زیر سایه‌ی ارتش مزدور، فقط دکور سیاسی است؟

یا می‌دانند، اما عامدانه دروغ می‌گویند؟

تشکیل پاکستان نه «پیروزی اسلامی»، بلکه دسیسه‌ی انگلیس برای شکستن قدرت مسلمانان در شبه‌قاره بود؛ تقسیمی که مسلمانان را پراکنده کرد و آنان را در دولت‌های ضعیف و وابسته زندانی ساخت و راه سلطه‌ی دائمی غرب را هموار نمود.

پاکستان از روز اول: نه دارالاسلام بود، نه مستقل، نه حاکم به شریعت بلکه پایگاه منافع استعمار در منطقه شد.

مولوی فضل‌الرحمن هم نماد نسلی از روحانی‌نماهاست که دین را نردبان قدرت کردند و با هر حکومت فاسدی بیعت نمودند و هرگز صادقانه در کنار امت نایستادند.

او نه نماینده‌ی اسلام است و نه سخنگوی مسلمانان بلکه سپر دینی نظام کفر است.

پسشریعت با کنفرانس مطبوعاتی اجرا نمی‌شود و شریعت با علماى درباری برپا نمی‌گردد.

شریعت در نظامی که ریشه‌اش استعمار است، فقط یک فریب بزرگ است.

امت مسلمان باید بداند: بزرگ‌ترین ضربه به اسلام نه از دشمنان آشکار بلکه از ملاهای فروخته‌شده وارد می‌شود.

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

جیش العدل جدید و بازی نصب پرچم به بن بست رسیده ها با شعار فعالیت مدنی

کاتب: براهندک بلوچ

جیش العدل جدید که در تنگناه مشروعیت بر اساس فقه امام ابوحنیفه مواجه شده بود و بر اساس فقه مذاهب چهارگانه ی اهل سنت و جماعت نمی توانست «قتال الفتنه»ی خودش را در لباس جهاد فی سبیل الله توجیه کند، و علاوه بر آن، در بیخ گوش پایگاه نظامی آمریکا در ایالت بلوچستان پاکستان سکونت دارد و برای همه واضح و روشن است که آمریکا با چه گروههای مسلحی از در سازش و مدارا وارد می شود و از این جنبه هم وابستگی جیش العدل به آمریکا برای همه روشن شده بود، به همین دلیل لباس سنتی خودش را که دارای ادبیاتی شبه جهادی و شبه اسلامی بود درآورد و با لباس جدیدی به همراه چند گروه فسیل شده ی مجازی تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» اعلام موجودیت کرد.

جیش العدل در این لباس جدیدش خود را بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد مخالف ایران می داند که حاضر است با نادیده گرفتن مسائل عقیدتی و منهجی و سیاسی و غیره با همه ی کفار و مرتدین متحد شود، اما این رویه ی شبه سکولاریستی نیز نمی تواند او را از تنگای مشروعیت نزد بلوچها نشان دهد.

جیش العدل تا کنون نه همچون جماعتی جهادی و شریعت گرای اهل سنت و جماعت عمل کرده است و نه مثل سکولاریستهای مرتدی چون سرخوش و حبیب خود را یک ناسیونالیست سکولار خالص معرفی کرده است بلکه همیشه بین حق و باطل در حرکت بوده و بدون شک حرکت بین حق و باطل اعتدال نیست بلکه عین نفاق است که الله جل جلاله در موردشان می فرماید:

مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا (نساء/143) ‏در این میان سرگشته و متردّدند.  ( گاهی به سوی دین می‌روند و گاهی به سوی کفر می‌دوند. زمانی خویشتن را در صف مؤمنان، و زمانی در صف کافران جای می‌دهند! امّا در حقیقت) نه با اینان و نه با آنان هستند (و گمراه و حیرانند) و هر که را خداوند (بر اثر اعمال زشت و ناپسندش) سرگشته و گمراه کند، راهی برای او (به سوی سعادت و هدایت) نخواهی یافت.‏[تفسیر نور خرمدل رحمه الله]

بر این اساس جیش العدل را نه مومنین اهل دعوت و جهاد قبول داشته اند نه سکولاریستهای مرتد و تنها به عنوان یک ابزار توسط آمریکا و شرکای آمریکا از کانال حکومت مزدور و دست نشانده ی پاکستان، جهت امتیاز گیری از ایران مورد استفاده قرار گرفته و بعد از استفاده نیز یا موقتا نادیده گگرفته شده و دور ریخته شده است و یا حتی به صورت موقت نیز توسط پاکستان مورد معامله ی با ایران قرار گرفته است.

این بی اعتباری نزد مومنین اهل دعوت و جهاد و کفار سکولار خارجی و محلی را هم جیش العدل جدید و قدیم می داند و هم مومنین و هم کفار آشکار و محارب اشغالگر خارجی چون آمریکا و هم رژیمهای دست نشانده ای چون آل سعود و پاکستان که اخیراً با هم بر علیه ایران پیمان امنیتی بسته اند.

با این وجود جیش العدل در لباس جدید«جبهه ی مبارزین آمریکائی- پاکستانی» اگر نمی توانند با شعارهای اسلامی و جهادی مومنین آگاه اهل دعوت و جهاد را به سوی خود بکشانند، و همچنین قادر نیستند با شعارهای سکولاریستی خالص برای خود نیرو جذب کنند در اقدامی تکراری که توسط تمام گروههای به بن رسیده چون دارودسته ی رجوی و کومله ها و دمکراتهای کُردستان ایران و گروههای قومیتی اهواز و… سعی دارند با نصب چند پرچم در چند نقطه ی مختلف نشان دهند که پایگاه مردمی دارند و به اصطلاح مردمی هستند.

پایگاه مردمی را امثال حماس و جهاد اسلامی و جبهه یمقاومت اسلامی دارد که مسلمین موجود در جبهه ی مقاومت، خود و تمام آنچه داشتند را در راه جهادی که حماس و جهاد اسلامی و جبهه ی مقاومت اسلامی بر علیه آمریکا و صهیونیستها شروع کرده بودند فدا کردند و در نهایت هم به پیروزی رسیدند نه یک مشت مزدور آمریکا که یک نفر می تواند از زاهدان تا چابهار را در عرض کمتر از 24 ساعت با ماشین شخصی خودش طی کند و سر راهی به هر کوچه و درب خاک متروکه و سطل آشغال و تیر برقی که رسید پرچمی بچسباند و بعد با دغل بازی بگوید:” برافراشته شدن پرچم جبهه مبارزین مردمی پس از فراخوان فعالیت مدنی”.

این عوام فریبی و بازی را تمام به بن بست رسیده ها انجام داده اند و جیش العدل هم که از اهل سنت و جماعت بلوچستان و مومنین اهل دعوت و جهاد ناامید شده به جای ملحق کردن خود به گروههای سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی و جبهه ی تحت پرچم آمریکا، بهتر است توبه کند و به دامان اهل سنت و جماعت  برگردد و اگر خواهان امر به معروف و نهی از منکر است آنرا بر اساس منهج اهل سنت و جماعت انجام دهد.

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

چه وقت جیش العدل با نقابهای جدیدش همچون لشکر طبیه پاکستان و جولانی سوریه وارد عمل می شود؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

تمام گروههایی که زیر پرچم آمریکا و مزدوران آمریکا بر علیه دشمنان آمریکا و غرب در حال جنگ هستند روزی که وقت مناسبش برسد باید موضع خود را آشکار کنند و رسماً تحت پرچم آمریکا و شرکای آمریکا در بیایند.

جولانی در سوریه با تفکرات سلفیت و جهادی به سبک داعش شروع کرد و به تدریج به القاعده پیوست و به آنهم خیانت کرد  تا اینکه با کمک همین جهادی های فریب خورده که وعده ی حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و … را به آنها داده بود آنها را فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها خرج کرد و به حاکمیت رسید اما نه حاکمیت اسلامی برقرار شد نه شرع الله تطبیق شد بلکه رسماً و آشکارا با شعار مبارزه با ترروریسم به زیر پرچم آمریکا در آمد و سوریه را نیز به میدان بازی صهیونیستها و ترکیه و آمریکا و شرکایش تبدیل کرده است.

در این سو و در پاکستان نیز لشکر طبیه که تحت سرپرستی حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان سالهاست با شعارهای اسلامی و با نام دفاع از مردم کشمیر اشغال شده ی تحت سلطه ی هند می جنگد امروزه مجبور شده است آشکارا موضع خود را بیان کند .

قاری یعقوب شیخ، یکی از رهبران ارشد گروه لشکر طیبه و از نزدیکان حافظ سعید، بنیانگذار این گروه در ویدئویی ابتدا انتصاب عاصم منیر را به عنوان رئیس نیروهای دفاعی پاکستان تبریک گفته و سپس به امارت اسلامی افغانستان هشدار می‌دهد که فعالیت‌های ضد پاکستانی را از خاک افغانستان متوقف کنند و از کابل ‌می‌خواهد به اسلام‌آباد تعهد بدهد که حتی یک گلوله از خاک افغانستان به سمت پاکستان شلیک نخواهد شدو با تهدید گفت اگر این اطمینان را ندهید بدانید که برای دفاع از پاکستان قاطعانه در کنار ارتش ایستاده‌ایم[آماده مقابله با افغانستان هستیم].

جیش العدل هم با هر نقابی خودش را نشان دهد از این قاعده مستثنی نیست و روزی باید رسماً اعلام کند هر کسی بر علیه آمریکا و صهیونیستها و حکومت پاکستان باشد باید حساب پس بدهد و…

جیش العدل که در نقاب و لباس جدید «جبهه ی مبارزین مردمی» خودش را نشان داده و حتی اصطلاحات اسلامی و شعار الله اکبر را نیز از پرچم خود برداشته دیگر فرقی با کسانی از اپوزیسیون مخالف ایران چون دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و … که خواهان اتحاد با آنهاست ندارد و روزش برسد آنها را چون باند جولانی و لکشر طیبه در کنار ارتش کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی خواهید دید.

این است ثمره ی قتال فی سبیل آمریکا و شرکای آمریکا.

اسلامِ آمریکایی جیش العدل جدید و قدیم؛ دجّالِ عصر کنونی بلوچها

اسلامِ آمریکایی جیش العدل جدید و قدیم؛ دجّالِ عصر کنونی بلوچها

کاتب: محمد اسامه

جیش العدل که با نام و لباس جدید «جبهه مبارزین مردمی» آخرین ته مانده های ظاهری اسلامی را نیز از خودش دور کرد و بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شد که خواهان حاکمیتی سکولار و ارتدادی برای ایران است باز به دلیل پایبندی بلوچهای حنفی مذهب به اسلام و شعارهای اسلامی هنوز در بسیاری از رسانه هایش از عبارات و اصطلاحات اسلامی استفاده می کند.

در اینجا این خیانتِ تاریخی دین‌فروشان در لباس دیانت که توسط جیش العدل و در میان بلوچها دوباره سربرآورده مهم نیست با چه عبارات و اصطلاحاتی کار خود را به پیش می برد مهم این است که خروجی و نتیجه و هدف نهائی آن به نفع کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی تمام می شود.

بله، درست متوجه شده اید، در امروز و در یک‌دو قرن اخیر، امت اسلامی گرفتار پدیده‌ای خطرناک و فریبنده شده است؛ پدیده‌ای که نه با شمشیر، بلکه با تحریفمفاهیم و اصطلاحات دین به  دین و مسلمین ضربه می‌زند؛ نه با اعلان کفر، بلکه با نام اسلام. این پدیده همان است که علمائی چون سید قطب رحمه الله از آن به «اسلام آمریکایی» یاد کرده‌اند؛ و امروزه تحت عنوان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» از آن یاد می شود؛ اسلامی که در ظاهر آیات و احادیث را بر زبان دارد، اما در باطن، مطیع سیاست‌های آمریکا، صهیونیسم و نظام سکولار جهانی است و خروجی تمام فعالیتهایش نیز به نفع آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار اشغالگر جهانی و مرتدین محلی تمام می شود.

البته این برای مومنین تازگی ندارد بلکه در طول تاریخ اسلام، همواره در کنار دشمنان آشکار، گروهی خطرناک‌تر حضور داشته‌اند: خائنان داخلی که تحت عنوان دارودسته ی منافقین از آنها یاد می شود و الله جل جلاله از آنها تحت عنوان «دشمن» از آنها نا می برد و می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/4) اینان دشمن به شمار می روند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] برگردانده می‌شوند ( و منحرف می‌گردند ؟ ! ) .‏

سامری یکی از همینها بود که با نام دین، قوم تازه نجات یافته ی موسی را به گوساله‌پرستی کشاند، پولس و احبار درباری میان مسیحیت بودند که دین را ابزار دست حکام و به بردگی کشاندن مردم کردند و در تاریخ اسلام نیز افرادی چون عبدالله ابن ابی و عبدالله بن سباء زیاد بوده اند که با سوء استفاده از احساسات مومنین و با بازی با مفاهیم شرعی و آیات و احادیث و فقه اسلامی فتنه هائی چون فتنه زمان عثمان و علی رضی الله عنهما برای مسلمین درست کنند.

قبلا در میان بلوچها دجالانی پیدا شدند و فرقه ای چون «ذکری» ها را با کتاب و برنامه ای جدید به جای شریعت الله به وجود آوردند به نحوی که کلاً از اسلام بریده شدند و امروز و امروز، همین جریان با نامی نو تحت عنوان حاکمیت سکولار و سکولاریسم اما با ماهیتی کهنه بازگشته توسط گروههایی چون جیش العدل به میان بلوچها است همچنانکه در میان تمام قومیتهای مسلمان این موجودات وجود داشته و دارند.

پس این دجّالِ سکولار و هم جبهه ی با مرتدین سکولار ایرانی با چهره ی مذهبی در میان بلوچها ظاهر شده است و نباید تصور کرد  این دجّالِ عصر ما شاخ و چشم عجیب دارد؛ بلکه عمامه بر سر دارد، تسبیح در دست، و واژه‌های «عدالت» و «میانه روی»، «همزیستی»، «سازش» و «مصلحت» و… بر زبان دارد.

می بینیم اگر امثال سرخوش و حبیب سربازی به صراحت سکولاریسم و ارتداد خود را اعلام می کنند اما امثال جیش العدل با لباسی جدید در لباس مُلا، مولوی، آخوند، شیخ ظاهر می‌شود،اما مأموریتش یکی است و آنهم تضعیف ایمان مسلمانان و عادی‌سازی کفر سکولاریسم و سازش با آمریکا و سیاست‌هایش و خدمت به پروژه های آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها در منطقه و خرج کردن بلوچهای اهل سنت در این راه.

بدون شک خطر این خیانت جیش العدل در لباس جدید و قدیمش از کفر آشکار امثال سرخوش و سربازی و سایر کفار آشکار خطرناک‌تر است، چون ایمان مومنین را از درون تهی می‌کند و حق را با باطل می‌آمیزد و بلوچهای اهل سنت و جماعت را بی‌سلاحِ عقیده رها می‌سازد.

آیا این همان دجّال معاصر برای بلوچهای اهل سنت نیست؟  چرا هست؛ آنهم در نه در قالب یک فرد، بلکه در قالب یک جریان جهانی تحت عنوان اسلام آمریکائی – صهیونی جدید که مأمور شده تا امت اسلامی را پیش از نبرد، از درون تسلیم کند.

 پس همیشه به یاد داشته باشیم که حق و اهل سنت و جماعت با شعار و ریش و عمامه سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با موضع و جبهه و ایستگاهی که در آن قرار گرفته است سنجیده می‌شود.

هم اکنون جیش العدل با لباس جدیدش در جبهه ی مرتدین سکولار ایرانی و ارباب همه ی آنها یعنی آمریکا قرار گرفته است. پس فریب نخورید.

افولِ  آمریکا و هشدار به مزدوران محلی چون جیش العدل با نقاب جدید در میان بلوچها

افولِ  آمریکا و هشدار به مزدوران محلی چون جیش العدل با نقاب جدید در میان بلوچها

کاتب: خالد سیف الله المسلول

با آنکه جیش العدل در پوست اندازی جدیدش سعی دارد خود را از آن حالت سنتی و محلی که در میان بلوچها داشت و خودش را گروهی اسلامگرا و مختص به بلوچها نشان می داد به گروهی سازشکار با تمام احزاب سکولار و مرتد ایرانی و همسو با اپوزیسیون ایرانی و برای کل ایران معرفی کند با این وجود در هر دو حالت به صورت آزادانه و در پاکستان و در زیر سایه ی آمریکا و حکومت دست نشانده ی آمریکا فعالیتهای خود را سازماندهی کرده است.

اینها همچون مرتدین میان شیعه مثل دارودسته ی رجوی و ربع پهلوی و احزاب مرتد میان کُردها چون  کومله ها و دمکراتها به قدرت آمریکا و وعده های رژیم اشغالگر صهیونیستی دل بسته اند.

به عنوان بخشی از اهل دعوت و جهاد میان اهل سنت و جماعت ایران به همه ی اینها می گوئیم:  ای کسانی که هنوز به هیبت آمریکا دل بسته‌اید؛ افول این طاغوت آشکار شده است. شاخش شکسته و ضربه ی کاری خورده است. آنچه امروز دیده می‌شود، نه نشانه ی قدرت، بلکه جنب‌وجوشِ از سرِ ضعف است؛ تقلای کسی که می‌خواهد وانمود کند هنوز ایستاده است.

آمریکا ضربه را از مجاهدان و مبارزان اسلامی می‌خورد؛ از همان نیرویی که سال‌هاست معادلاتش را درهم زده است. اما چون توانِ رویارویی مستقیم ندارد، شکست خود را پشتِ مزدوران محلی در سرزمین‌های اسلامی پنهان می‌کند و آنان را به عربده‌کشی می‌فرستد تا چهره ی فروریختهٔ قدرتش را ترمیم کند.

این پیام، هشداری روشن است به همه ی خائنان، مرتدان فکری و سکولارزده‌هایی که به طاغوت اصلی تکیه کرده‌اند:

سرانجامِ وابستگی، ذلت و سقوط است. همان‌گونه که دیگر مزدوران آمریکا در منطقه یکی پس از دیگری به شکست و رسوایی کشیده شدند، هر که این مسیر را ادامه دهد، به همان فرجام تاریخی دچار خواهد شد- به اذن خدا.

هنوز فرصت باقی است. بازگشت از وابستگی، قطع پیوند با طاغوت و ایستادن در صف امت، تنها راه نجات از آینده‌ای سخت است. تاریخ منتظر کسی نمی‌ماند و شریعت با تلبیس کنار نمی‌آید.

بیدار شوید، پیش از آن‌که دیر شود.

گروههایی چون جیش العدل با هر نقابی، جز ابزار اجرای سیاست‌های کفر جهانی نیستند

گروههایی چون جیش العدل با هر نقابی، جز ابزار اجرای سیاست‌های کفر جهانی نیستند

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

وجود گروههای مسلحی چون جیش العدل (با نقاب جدید جبهه ی مبارزین مردمی) و انصارالفرقان و غیره در خاک پاکستان و حتی منازل مسکونی خانواده های آنها در پنجگور پاکستان و پایگاههای آنها برای مردم عادی بلوچ ایرانی هم که به صورت گذری وارد ایالت بلوچستان پاکستان می شوند آشکار و معلوم هستند چه رسد به کشورهای ایران و آمریکا و غیره، اما نکته ی جالب اینجاست هر وقت این گروهها در ایران عملیاتی انجام می دهند و ایران اعتراض می کند، دولت پاکستان فوراً وجود این گروهها در خاک خودش را انکار می کند!

یعنی دروغ گفتن برای این دست نشانده ها به سادگی به جای حق و راست گفتن به خورد رسانه ها داده می شود.

چند روز پیش هم وزیر دفاع دارالکفر طاری پاکستان با وقاحت می‌گوید: «حملات دو روز پیش که ۱۰ کودک و زن بی‌گناه در افغانستان کشته شدند، کار ما نبود»، این انسان مرتد و مزدور باید حقیقت را چنین اعتراف می‌کرد: «این حملات را ارباب ما، آمریکا، از پایگاه‌های خودش در سرزمین‌های ما انجام داد.»

زیرا این واقعیت است که آمریکا همیشه از همان پایگاه‌هایی که توسط مزدوران محلی محافظت می‌شود، برای کشتار مسلمانان و سرکوب مجاهدین شریعت‌گرا استفاده می‌کند. مزدوران محلی فقط نقش پوشش، توجیه و خدمت‌گذاری را دارند.

آیا فراموش کرده‌ایم؟

در همین دارالاسلام افغانستانِ  در زمان دمکراسی مرتدین ومزدوران محلی کرزی و غنی، همه به چشم خویش دیدیم که آمریکا از بگرام، قندهار، شندند و ده‌ها پایگاه دیگر:

  • مراسم عروسی را بمباران می‌کرد
  • تشییع جنازه را هدف می‌گرفت
  • مدارس و مساجد را ویران می‌کرد
  • خانه‌های مردم را با خاک یکسان می‌نمود

این همان «آزادی» و «دموکراسی» آمریکایی بود!

امروز هم همان سیاست ادامه دارد؛ فقط چهرهٔ مزدوران عوض شده است، نه ماهیّت جنایتکار آمریکا.

سوریه؛ نمونهٔ آشکار سیاست آمریکاست، در شام هم آمریکا برای مزدور خود،احمدالشرع، همان نقش را ایفا می‌کند:

  •  هر مجاهدی که با جولانی مخالفت کند
  • هر گروهی که سازش را نپذیرد
  •  هر صدایی که به ظلم اعتراض کند

با طیاره‌های بی‌سرنشین و پهپادهای آمریکایی مورد هدف قرار می‌گیرد.

هدف روشن است:حفظ مزدور، حذف مجاهد، و تأمین منافع آمریکا.

این سیاست ثابت غرب و آمریکا است؛ گاهی مستقیم می‌زند، گاهی با دست مزدورانش چون جیش العدل برای ایران و کرزای برای افغانستان و جولانی برای سوریه و…، اما نتیجه یکی است: کشتار مؤمنان و حمایت از خیانت‌پیشه‌ها.

مومنین باید ماهیت دشمن را بشناسند: دشمن حقیقی که باید بر آن تمرکز کرد همواره پایگاه‌ها و منافع آمریکا در سراسر جهان است؛ و هر کس که برای آمریکا کار می‌کند، چه در پاکستان، چه در شام، چه با یونیفورم رسمی، چه با لباس جهادی‌نما مثل جیش العدل و انصارالفرقان و…، جز ابزار اجرای سیاست‌های کفر جهانی نیست.

 جیش العدل نیز نقاب خود را با «جبهه مبارزین مردمی» برداشت

 جیش العدل نیز نقاب خود را با «جبهه مبارزین مردمی» برداشت

کاتب: براهندک بلوچ

از سالها قبل برای اهل سنت و جماعت بلوچستان روشن و واضح ساخته ایم که:

  1. جنگ مسلحانه ی جیش العدل در میان بلوچها از نگاه فقه اسلامی اهل سنت و جماعت و بخصوص از نگاه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله توجیه شرعی ندارد و «قتال فتنه» است
  2. جیش العدل که در ایالت بلوچستان پاکستان و همسو با آمریکا دارای پایگاه است و در امنیت کامل به سر می برد از سوی نیروهای آمریکائی و با نفوذ دارودسته ی رجوی مدیریت و هدایت می شود و بخشی از جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران در خارج از کشور شده است که بلا استثناء همگی برای سکولاریسم و حاکمیتی سکولار در حال فعالیتند.

عده ای از مردم هنوز نتوانسته اند این حقیقت را بپذیرند، همچنانکه زمانی از سوی آگاهان اهل دعوت و جهاد و حتی از سوی حامیان سابق جولانی چون الشیخ ابومحمد المقدسی گفته می شد که ابومحمد جولانی در سوریه مزدور ترکیه و جاسوس آمریکا و انگیس و حافظ منافع غربی ها و صهیونیستهاست کسی این حقیقت را باور نمی کرد تا اینکه جولانی نقاب خود را برداشت و به همراه وزیر امور خارجه و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه رسماً اعلام کرد از همان ابتدای شورش سوریه با ترکیه وغربی ها هماهنگ بوده و بر علیه گروههای به اصطلاح تروریستی چون القاعده و حماس و جهاد اسلامی و … همکاری کرده است و هم اکنون نیز رسماً به تحالف تحت پرچم آمریکا در مبارزه با تروریسم پیوسته . یعنی مبارزه با تمام دشمنان آمریکا و شرکای آمریکا از جمله حماس و جهاد اسلامی و … .

جیش العدل نیز قدم دوم خود را برداشته و با ادغام چند گروه مجازی و فرمالیته که در زمین واقع تاثیر و فعالیتی ندارند چهره ی خود را علنی تر کرد، و با دور ریختن تمام اصطلاحات شرعی چون مجاهد و با برداشتن لفظ «الله اکبر» از پرچم خود علناً خود را بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران اعلام کرد، و مشخص است که هدف و آرزوی این اپوزیسیون حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله بر اساس مذهب حنفی یا هیچ یک از مذاهب اسلامی نیست بلکه هدف آن تشکیل حاکمیت و جامعه ای سکولار است که در آن هیچ یک از مذاهب اسلامی و قانون شریعت الله هیچ ارزشی ندارد زمانی که مخالف قوانین سکولاریستی حاکم بر جامعه باشد.

بر این اساس هم، «اساسنامه ی» این گروه جدید « جبهه مبارزین مردمی » تدوین شده است و محمود بلوچ سخنگوی این جبهه در اولین سخنان خود بدون تعریفی از «آزادی» بیان می کند که:

“ما عمیقاً معتقدیم بیش از ۸۰میلیون شهروند ایرانی، که در چنگال این ساختار اسیر شده‌اند، راهی جز اتحاد و همبستگی برای رهایی ندارند… برای ما که آزادی را آرمان گمشده خود می‌دانیم، گفتگو، تسامح و تساهل تنها راه عبور از اختلافات و یافتن مسیر مشترک به سوی آزادی است. به همین دلیل، با حفظ اصل احترام متقابل، آغوش جبههٔ مبارزین مردمی به روی هر فرد و هر حزبی که واقعیت‌های میدانی را ، بر مرزبندی‌های سیاسی و شعارهای انتزاعی مقدم بداند، باز است.”

برای شناخت ماهیت این سخنان که مرز بین کفر ایمان و اسلام و ارتداد را برداشته نیازی به تجزیه و تحلیل نیست؛ گروه جیش العدل که با اسمی جدید خود را جزئی از احزاب مختلف اپوزیسیون مخالف ایرانی میداند، به فرض محال همین الان این حاکمیت برود و حاکمیت دست این احزاب اپوزیسیون بیافتد، به جای فقه شیعه جعفری موجود چه حاکمیتی را تشکیل می دهند؟ حاکمیتی بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمه الله؟ حاکمیتی بر اساس فقه امام شافعی رحمه الله و یا هر یک از مذاهب اسلامی؟ یا حاکمیتی کفری و ارتدادی بر اساس دین سکولاریسم و قوانین سکولاریستی؟

یعنی هنوز چهره ی واقعی جیش العدل برایتان آشکار نشده است؟

یعنی واقعاً برای یک اهل سنت و جماعت ننگ و کفر بواح و آشکار نیست که برای چنین هدفی، با چنین حزبی همسو شود؟

این گروه نقاب خود را برای کم هوشترین انسانها نیز برداشته است و هر مسلمانی می داند که دو جبهه بیشتر وجود ندارد که الله تعالی در مورد آن می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

جیش العدل در کدام جبهه است؟ اجازه دهید رسول الله صلی الله علیه وسلم برایمان روشن کند که جیش العدل با نقاب جدیدش برای چه می جنگد و در کدام جبهه است: مَن قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هي العُلْيَا، فَهو في سَبيلِ اللَّهِ عزَّ وجلَّ.[1] هرکه برای آن بجنگد که کلمهٔ الله برتر باشد، او در راه الله [جنگیده] است.

آیا با جنگ جیش العدل که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران شده است در نهایت کلمه الله، یعنی حکم و قانون شریعت الله و حکومت اسلامی برتر می شود و یا کفر و ارتداد قوانین سکولاریستی و حاکمیتی سکولار؟

همین برای آگاهان کافی نیست تا بدانند جیش العدل قبلاً، و الان با این اسم جدید، دنبال چیست و برای چه هدف و چه اربابی کار می کند؟


[1]  بخاري 123 – مسلم 1904

زمانی که مجاهدین پاکستان بر علیه مزدوران آمریکا جهاد می کنند جبهه ی جیش العدل کجاست؟

زمانی که مجاهدین پاکستان بر علیه مزدوران آمریکا جهاد می کنند جبهه ی جیش العدل کجاست؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در دو کمین مرگبار مجاهدین شریعت گرای تحریک طالبان پاکستان [تی‌تی‌پی] در منطقه‌ای ماناتا ولسوالی کرم ایالت خیبرپختون‌خوا 6 نظامی حاکمیت دشت نشانده و مزدور پاکستان را به قتل رساندند. 4 نظامی دیگر نیز در این حملات زخمی شدند. مقام های پاکستانی نیز این رویداد را تائید کرده اند.

مجاهدین شریعت گرای تحریک طالبان پاکستان و اتحاد مجاهدین پاکستان و سایر جماعتهای شریعتگرا زمانی با این حاکمیت دست نشانده ی آمریکا در حال جهاد هستند که گروههایی چون جیش العدل در کنار نیروهای مزدور پاکستانی در امنیت و آرامش به سر می برند.

گروهی مسلح که خود را مجاهد و مسلمان بنامد اما در کنار دشمنان اسلام و مسلمین در امنیت به سر برد باید در ادعای او شک کرد. چنین گروهی نمی تواند در ادعای خود صادق باشد.

بدون شک اگر اهل دعوت و جهاد پاکستان بتوانند قدرت برتری به نسبت حاکمیت مزدوران آمریکا در پاکستان به دست بیاورند گروههایی چون جیش العدل نیز باید حساب اینهمه سازش و کنار آمدن با کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی آنها را پس بدهند.

در جنگی که در پاکستان در جریان است دو  جبهه بیشتر وجود ندارد یا جبهه ای که در راه الله می جنگد یا جبهه ای که در راه طاغوت می جنگد چنانچه الله جل جلاله می فرماید:

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

هم اکنون که در تمام سرزمینهای اسلامی جهاد بر علیه کفار محارب اسغالگر خارجی و بخصوص بر علیه آمریکا و مزدوران داخلی اش در جریان است و در پاکستان نیز شعله های جهاد سالهاست روشن است و جیش العدل نیز به عنوان گروهی مسلح در امنیت کامل حکومتی پاکستان به سر می برد جبهه ای او کدام یک است؟

فراموش نکنیم که جبهه ی آمریکا و مزدورانش کاملاْ در برابر مومنین شریعت گرا در سراسر سرزمینهای اسلامی روشن و واضح است. گروه مسلحی که در بغل نیروهای آمریکایی و در مناطق تحت کنترل نیروهای آمریکایی و مزدورانش آزادانه به سر برد  و بر علیه دشمنان آمریکا و صهیونیستها می جنگد جبهه اش بر علیه آمریکاست یا بر علیه دشمنان آمریکا؟

پاسخ کاملا واضح و آشکار است.

پس فریب نخوریم . جبهه ی جیش العدل و تمام گروههای پاکستان نشین همسو با سیاستهای آمریکا و شرکای جهانی و منطقه ای و محلی آمریکاست.

البته لازم است بدانیم که آمریکا بعد از دستگیری عبدالمالک ریگی گروه جند الله را در سال 2010 به لیست گروه های تروریستی خود اضافه کرد با این وجود پس مانده های جند الله که جیش العدل را تشکیل داده اند کوچکترین برخوردی نداشته است و به این شکل آمریکایی ها پیشاپیش برای اقدامات جیش العدل، به ظن خودشان راه فرار و انکار ارتباط با این گروه را باز کرده اند.

اینهم بدانیم که در سوریه نیز مزدوران حزب کارگران کردستان (PKK) در لیست گروههای تروریستی آمریکا هستند اما نزدیکترین مزدوران آمریکا در سوریه شده اند که امسال هم کنگره ی آمریکا بودجه ی چند ملیون دلاری برای تامین نیازهای آنها اختصاص داد.

ما با سیاستهای دغل بازانه ی چنین دشمن جهانی و با چنین مزدوران بومی طرفیم و نباید شعارهای شبه جهادی و قومیتی و اقتصادی و اجتماعی آنها باعث سرگردانی جوانان احساسی بلوچ شود.