اگر جیش العدل را در جبهه ی آمریکا و مرتدین پنجابی و بلوچ دیدی تعجب نکن

اگر جیش العدل را در جبهه ی آمریکا و مرتدین پنجابی و بلوچ دیدی تعجب نکن

کاتب: محمد اسامه

امروز سکولاریستهای مرتد بلوچ (BLA) که مستقیما توسط حکومت سکولار هند مدیریت می شوند در کلات، نوشکی و کویته در مجموع از بلوچهای موجود در حاکمیت دست نشانده ایالت بلوچستان 12 پرسنل نظامی کشته، ۷ نفر زخمی و ۲ مقام دولتی را ترور کردند.

گروه چند نفره ی صلاح فاروقی هم با مجوز همین حاکمیت ایالت بلوچستان و به دستور حکومت مرکزی پاکستان که آنهم مستقیما تحت امر آمریکاست در بخشهایی از ایالت بلوچستان پاکستان ساکن شده و حتی افرادش به صورت خانوادگی و عادی و در بین مردم محلی ماشکل و… زندگی می کنند و در عین حال برای خودش پایگاههایی هم ساخته و…  

جیش العدل به همین سادگی در کنار تمام این مرتدین پاکستانی و بلوچ نشسته و زندگی مسالمت آمیزی دارد و هر چند وقت یکبار هم طبق نیاز دیپلماتیک اربابان خود به صورت میدانی در ایران تخریبات و ترورهائی را انجام می دهد و بعد با خیال راحت به داخل پاکستان برمی گردد.

این را با سازگاری جولانی و ملحدین قسد ( کُردهای سکولار و مرتد پ.ک.ک) با ارتش  آمریکا بر علیه مسلمین مخالف آنها مقایسه کنید تا بدانید برای این دست نشانده ها فقط منافع خودشان مهم است و حتی حاضرند با هر کافر و مرتدی هم بر علیه مسلمین مخالف خود زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند و تحت پرچم آنها بر علیه مسلمین مخالف عملیاتهائی هم انجام دهند.

باز امروز، رسانه ها یک وسیله نقلیه آمریکایی در کاروان عملیات نیروهای ویژه مشترک به رهبری ایالات متحده برای شکست دادن مسلمین مخالف جولانی و قسد در حسکه را نشان دادند که در یک طرف ماشین نظامی آمریکائی ها کلمه “کافر” و در سمت دیگر آن «نماد صلیب» وجود داشت.

جولانی ابتدا با نام جهاد و تشکیل حکومت اسلامی و آزادی فلسطین و … شروع کرد تا اینکه در نهایت به یکی از مزدوران اصلی آمریکا و سپری برای اسرائیل تبدیل شد و تحت نام مبارزه با تروریسم تحت پرچم آمریکا قرار دارد، آمریکائی که به گواهی مسلمین مناطق حسکه و دیرالزور، این شعار و پرچمش است: «کافر»، «صلیب»، «فاتح سوریه»، «جنگجوی مقدس» و…

جیش العدل هم با دو واسطه ( حاکمیت ایالت بلوچستان و حاکمیت مرکزی پاکستان) تحت پرچم همین آمریکا است و چنانچه روزی قرار باشد در کنار این کفار و مرتدین به صورت آشکار قرار بگیرد حتما همچون جولانی سوریه و عبدالرشید دوستُم و سایر اعضای ائتلاف شمال افغانستان این کار را خواهد کرد.

کسی که منهج صحیحی در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشد و از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان برخوردار نباشد به همین سادگی ابزار دست دشمنان اصلی مومنین و سرزمینهای اسلامی قرار می گیرد.

پس به شعارهای احساسی شبه جهادی و قومیت گرائی و به بعضی از حملات ایزائی و تخریبی و ترور کردنهای اینها دلخوش نباشید آنهم زمانی که نتیجه و خروجی تمام فعالیتهای آنها به جیب دشمنان اصلی اسلام و مسلمین می رود و برای مردم بلوچ تنها ناامنی بیشتر و دوام فقر و ایجاد موانع مختلف در برابر توسعه و پیشرفت می ماند.

فاروقی جیش العدل در پیام عید قربان از چه جهادی صحبت می کند؟

فاروقی جیش العدل در پیام عید قربان از چه جهادی صحبت می کند؟

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

اجرای جهاد در گروههای متفرقی چون جیش العدل و انصار الفرقان و چندین گروه و دسته ی متفرق ریز و درشت و بدون داشتن رهبری واحد با پرچمی واحد صورت نمی گیرد و رهبریت واحد مقدمه ی انجام دادن واجب «جهاد» است و بر اساس قاعده ی «ما لا يتمُّ الواجب إلاَّ به فهو واجب» پیوستن به حاکمیت بر دارالاسلام که نماینده ی جماعت و دارای رهبریت واحد است «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و دوری از فرقه های شبهه جهادی «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1] جهت انجام فریضه ی جهاد واجب می شود.

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا» یعنی از جیش العدل و تمام گروههای متفرق دیگر باید کناره گیری کرد پس فاروقی از چه جهادی صحبت می کند؟

فاروقی، گفته ای «عیدالاضحی برای ما مسلمانان مظهر اطاعت مطلق از الله سبحانه و تعالی برای کسب رضایت او تبارک و تعالی است.»

اگر در سخن خودت صادق هستی و با سرپیچی از رسول الله صلی الله علیه وسلم در معصیت الله نیستی   پس این حکم رسول الله صلی الله علیه وسلم را اول خودت انجام بده و از این فرقه بازی دست بردار تا مردم بلوچ بدانند چه اندازه جهت رضایت الله از رسولش صلی الله علیه وسلم اطاعت مطلق می کنی؟ چون رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: «مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّه»[2] هرکس از من اطاعت کند، از الله اطاعت کرده است؛ و هرکس از من نافرمانی نمايد، از الله نافرمانی نموده است.

بسیاری از مشکلات قوم بلوچ را بیان کرده ای که ریشه ی تاریخی دارد، تو که خودت و گروه چند نفره ات در پناه حکومت سکولار و مرتد پاکستان (که مزدور مستقیم آمریکاست و حتی حقوق ارتشش را آمریکا می دهد و آمریکا هم حامی اصلی اسرائیل است) به سر می بری واز نزدیک وضعیت زندگی مردم بلوچ ایالت بلوچستان پاکستان و حتی در شهر بزرگ کوټه را می بینی باید بدانی که این مشکلات اقتصادی و اجتماعی و …. ربطی به حاکمیت ایران ندارد که آنرا تولید کرده باشد بلکه می توان گفت گروههایی چون گروه تو که از عوامل اصلی ناامنی ها و از موانع رشد اقتصادی سیستان و بلوچستان شده اید در تداوم این مشکلات سهیم هستید، پس از چه جهادی و برای چه حرف می زنی؟

گفته ای که ایران می خواهد هویت و مذهب به همراه ایمان و غیرت در بلوچستان را بگیرد! مشخص نیست در این تنهایی و آوارگی چی زده ای که چنین توهمی به سرت زده! یعنی چیز دیگری بریا تحریک جوانان پیدا نکردی؟

هویت و مذهب و غیرت و ایمان مسلمین بلوچ و تمام مسلمین دنیا را کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی مورد هدف قرار داده اند که تو الان در کنار آنها و در پناه آنها زندگی مسالمت آمیزی داری، و با انواع ماهواره ها و هزاران کانال و گروه در شبکه های مجازی به عقاید و هویت دینی و غیرت و شهامت مسلمین یورش آورده اند.

بله”إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ” فقط کافی است نگاه کنی در کمتر خانواده و محله و روستایی شما وجود این سکولاریستها یا فرهنگ سکولاریستی آنها را نمی بینی که درون مسلمین را به آلودگی کشانده اند باید ابتدا عقیده و قلب خودمان را از این آلودگی ها پاک کنیم که تو اصلا در مورد آنها چیزی نمی گوئی و سکوت کرده ای چون هم جبهه ای آنها هستی و به ضررت است، پس از چه تغییری در درون و نفس انسانها صحبت می کنی و برایش آیه آورده ای؟

در آخر پیامت ضمن دعوت به جنگ با ایران گفتی که برای مردم مظلوم فلسطین هم دعا کنند، واقعا بعد از نوشتن این مطالب یکبار دیگر آنرا مطالعه کردی؟ یعنی واقعا به این تضاد پی نبردی؟ خودت در پناه یکی از مزدوران آمریکا قرار گرفته باشی و با حامی اصلی مردم غزه در حال جنگ باشی با درخواست دعا برای مردم مظلوم فلسطین که الان در غزه در حال قتل عام شدند هستند سازگار است؟

فاروقی، اینجوری نمی توانی ردگم کنی کنی، نمی توانی هم با آمریکا حامی اصلی اسرائیل و شریک دزد باشی و هم خودت رو حامی فلسطین و رفیق قافله. جولانی 13 سال تمام این نقش و تاتر تو را در سوریه بازی کرده و آخرش برای مسلمین روشن شده است.


[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

[2]  أخرجه البخاري (2957)، ومسلم (1835)

مولوی نقشبندی در عوض گریه های پدرش توبه و اصلاح کند

مولوی نقشبندی در عوض گریه های پدرش توبه و اصلاح کند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

مولوی عبدالغفار نقشبندی فردی است که با «التحریش»( تحریک مکارانه ی به سوی شر) مردم از اسباب مهم فاجعه ی مسجد مکی زاهدان بود که به دور از ظوابط شرعی و ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و تمام مذاهب اسلامی در مورد اثبات جرم زنا گواهی به محرز بودن چنین جرمی داد و بانی تحریک جوانان نماز خوان به کاری شد که همه ی ما ثمرات فاجعه بار آنرا در مسجد مکی زاهدان و ایرانشهر و … دیدیم.

زمانی که اهل سنت ایران از چنین مولوی تحریشگری خواستار توضیح در این زمینه بودند، چون دلیلی برای این جرم خود نداشت مدتی پنهان شد و در نهایت از ایران فراری شد و تا کنون به فتنه گری های خود ادامه داده است.

کاری که این شخص می کند در حد همان کاری است که عبدالله بن سبا در لباس اسلام انجام داد و این مولوی در لباس مذهب حنفی و قومیت بلوچ آنرا انجام می دهد.

این مولوی اگر واقعا ته مانده هائی از ایمان اسلامی و عشق به مردم در وجود مانده باید توبه کند و دست از لجبازی و تحریش مردم بردارد.

مولوی عبدالغفار نقشبندی در خصوص اشک های پدرش مولوی فتحی محمد نقشبندی در صفحه ی اکس خودش نوشته که:«عهد میبندم که در راه آرمان‌های ملتم ، در قبال قطره قطره ی اشک های مظلومانه ات، دوچندان خون ناقابلم را قربان کنم .»

آرمان ملت مسلمان بلوچ مبارزه با فرهنگ فاسد سکولاریستی و حفظ ارزشهای دینی است که هم اکنون توسط رسانه های مختلف ماهواره ای و مجازی و احزاب و گروههای سکولار و مرتد محلی چون سهاب و سرمچاران و سایر لگوران تهدید می شود و تو در کنار این دشمنان آشکار دین مردم بلوچ ایستاده ای.

آرمان مردم بلوچ حفظ امنیت و کمک به رشد منطقه است که تو در کنار برهم زنندگان امنیت و مانعین رشد و توسعه ی مردم قرار گرفته ای.

تو خودت مانع و سدی در برابر آرمانهای برحق قوم بلوچ ایران هستی که اگر اصلاح نشوی باید برداشته شوی و این در ذاکره ی اهل سنت و جماعت بلوچستان باقی خواهد ماند.

پس بیشتر از این شعار نده و به درون خودت مراجعه کن شاید الله به تو رحم کرد  تا بیشتر از این سبب تولید مصیبت برای اطرافیانت و سایر مردم بلوچ نشوی .

زمانی که می گوئیم این گروههای مسلح بلوچ مزدور و صهیونیست بلوچند…

زمانی که می گوئیم این گروههای مسلح بلوچ مزدور و صهیونیست بلوچند…

کاتب: محمد اسامه

چند سال قبل که عبدالمالک ریگی در شبکه ی رنگارنگ به صراحت گفت ما برای دموکراسی و فدرالیسم برای یاران می جنگیم و حتی عنوان جبهه مقاومت ایران را که شبیه همان عنوان سازمان منافقن رجوی است را بر خود گذاشتند عده ای سرسری به این استراتژی نگاه کردند.

زمانی هم که گروه جولانی رسما در راه آمریکا و ناتو جنگ با بشار اسد و ایران و روسیه را شروع کرد عده ای نخواستند این جنگ نبابتی را بپذیرند و با شعارهای شبه جهادی آنرا جنگ اهل سنت برای برداشته شدن بشار اسد به عنوان مانعی بین آنها و اسرائیل جنایتکار و تشکیل حکومت اسلامی و اجرای شریعت الله و آزاد سازی قدس نشان دادند.

بشار اسد برداشته شد و حکومت اسلامی تشکیل نشد و قوانین سکولاریستی اجرا شد و جولانی هم تبدیل شد به مزدوری برای آمریکا و ناتو و سپری دیگر برای محافظت از اسرائیل، و بدتر از آن، در لباس مبارزه با تروریسم با تمام گروههایی که آمریکا و ناتو آنها را تروریستی می نامند از جمله حماس و جهاد اسلامی فلسطین و سایر مومنین مجاهد با این کفار متحد شد و رهبران جهاد فلسطین را دستگیر و زندانی کرد و حتی ابوعبدالرحمن الغزی را که صرفا برای اهل غزه کمکهای مالی جمع آوری می کرد را دستگیر و زندانی کرد.

این ثمره ی جنگ در راه آمریکا و ناتو و مزدوری کردن برای دشمنان مسلمین است که در سوریه در حال دیدن آن هستیم .

گروههای مسلح و غیر مسلح سکولار بلوچ هم دقیقا همین مسیر مزدوری و خیانت را با شعارهای مذهبی و قومیتی طی می کنند.

یعنی خروجی نهائی آنها حفظ منافع دشمنان و خیانت به دین و ملت و خون کسانی است که با شعارهای رنگارنگ مذهبی و قومیتی و دفاع از منافع مردم و … به قتلگاه فرستاده اند.

نزدیکترین نشانه ی خائن بودن گروههای بلوچ و وابسته بودن تام آنها به هند( متحد استراتژیک اسرائیل) این بود که انجمن رفاه بلوچ از دولت هند درخواست کرد استقلال بلوچستان بزرگ که تحت اشغال(ایران، پاکستان و افغانستان) است را به رسمیت بشناسد.

این درخواست چیزی در درخواستی است که کُردهای اقلیم کُردستان عراق از اسرائیل کردند که در نتیجه ی آن 51 درصد از سرزمین تحت تصرف آنها در عرض کمتر از 24 ساعت به تصرف نیروهای حکومت مرکزی عراق درآمد بدون آنکه اسرائییل بتواند غلطی بکند و کاری برایشان انجام دهد.

این بلوچهای مزدور هند که  به واسطه ی هند مزدور اسرائیل شده اند بسیار ضعیفتر از کُردهای عراق هستند که مستقیما تحت کنترل و مدیریت اسرائیل و آمریکا و ناتو قرار گرفته اند.

خروجی و نتیجه ی کار مزدور همیشه مشخص است، خدمت به دشمنان و خیانت به دین و ملت و در نهایت مثل دستمال توالت هستند که بعد از پایان کار دور ریخته می شوند.

اگر با آوردن اسم بن سلمان و بن زاید و ملک عبدالله و جولان یو محمود عباس یاد صهیونیستهای عرب می افتی و اگر با آوردن اسم اردوغان و بارزانی یاد صهیونیستهای تُرو و کُرد می افتی با آمدن اسم گروههای مسلح بلوچ هم یاد صهیونیستهای بلوچ بیافت، لگورانی که در لباس سرمچار و مجاهد در حال خدمت به دشمنان دین و ملت هستند.

آنهایی که می خواستند از اتفاق بندر کلاهی میناب فاجعه ی مسجدی مکی دیگری بسازند

آنهایی که می خواستند از اتفاق بندر کلاهی میناب فاجعه ی مسجدی مکی دیگری بسازند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

فاجعه ی خروش جوانان نماز خوان در جمعه ی خونین مسجدی مکی زاهدان و پس لرزه های آن در ایرانشهر و… ثمره ی تحریکات امثال مولوی نقشبندی بود که با دعوت مردم به «التحریش»(تحریک مکارانه ی به شر) برگی خونین را در تاریخ مردم بلوچ رقم زدند.

در اتفاق بندی کلاهی هم باز دستهایی درکار بودند که همین فاجعه را تکرار کنند.

شما فقط کافی است تصور کنید که مولوی زبیر حسین‌پورخطیب جمعه گُشت- از توابع شهرستان سراوان-  در مورد این اتفاق می گوید: براساس قانون کشور، تعرض به اهل‌سنت جایز نیست.

یعنی واقعا این مولوی کلمه کم داشت که چنین سخن بی ربطی رو گفت یا دنبال چیز دیگری بود؟

یعنی برخورد صحیح یا غلط با یک مرکز قاچاق سوخت را فورا مذهبی می کند و حاکمیت را در برابر اهل سنت قرار می دهد، آیا اگرمردم شیعه ی بندر عباس و آذربایجان و کرمانشاه و خوزستان و ایلام و بوشهر و … هم در هنگام برخورد حاکمیت با کسانی که دچار قاچاق کلا می شوند همین نگرش را داشته باشند چه اتفاقی می افتد.

مولوی گرامی، این مساله ربطی به اهل سنت و شیعه و علی اللهی و … ندارد.

درکنار جنگ روانی این مولوی ها، دیدیم که روز شنبه 27 اردیبهشت 1404ش گروهی سکولار و قومیت گرا تحت نام «BNA» در چارچوب “عملیات کلاهی” در روستای سایگان دهستان دامن به سایت شرکت “نصر”، یورش بردند و کلیه ماشین‌آلات سنگین (۴۰ دستگاه کمپرسی و سایر ماشین‌آلات سنگین)، تأسیسات و تجهیزات موجود این شرکت را به آتش کشیده و نابود کردند.

در حال حاضر، این شرکت مسئول اجرای پروژه احداث راه‌آهن از چابهار به سایر مناطق ایران است.

آیا این خیانت به مردم بلوچ و مانع توسعه یافتگی و خدمت رسانی به مردم منطقه نیست؟

این حماقت را با چه کلماتی توجیه می کنند؟

مولوی های گنده گویی که تنها محبوبیت رسانه ای را می خواهند و آینده ی سخنان خود را نمی بینند در کنار این سکولارهای قومیت گرا دو مصیبت کنونی جامعه ی اهل سنت بلوچستان شده اند و هر کدام به سبک خودشان به جامعه و مردم اهل سنت بلوچ صدمه می زنند.

این دو بال فتنه قصد داشتند اتفاق بندر کلاهی را تبدیل به فاجعه ای دیگر همچون فاجعه جمعه خونین مسجد مکی زاهدان کنند که موفق نشدند.

ای مناصرین جیش العدل از مثلث ترامپ- جولانی- بن سلمان در محافظت از اسرائیل عبرت بگیرید

ای مناصرین جیش العدل از مثلث ترامپ- جولانی- بن سلمان در محافظت از اسرائیل عبرت بگیرید

کاتب: محمد اسامه

جولانی کسی بود که از همان ابتدا اهداف خودش برای آینده ی سوریه را از طرفداران سوری و خارجی اش که تماماً دارای تفکرات نجدیت بودند مخفی کرد و پس از تحویل گرفتن دمشق بود که به تدریج اهداف و برنامه های خود را اعلام کرد.

جولانی از همان ابتدا از حاکمیت اسلام و تطبیق شریعت الله و آزادی قدس دم می زد و استشهادی ها را روانه عملیات می کرد اما پس از کسب قدرت در سوریه که اکثریت مطلق آنها اهل سنت هستند نه تنها حکومت اسلامی تشکیل نداد و نه تنها قوانین شریعت الله را اجرا نکرد و نه تنها کوچکترین کاری جهت حمایت از مردم غزه و فلسطین انجام نداد بلکه هم اکنون تبدیل به متحد آمریکا و ناتو و صهیونیستهای عرب چون آل سعود و امارات متحده عربی و… جهت محافظت از اسرائیل شده است.

جیش العدل و سایر گروههای مسلح اسلامگرای بلوچ جزو همانهایی بودند که از جولانی و بخصوص از نوچه اش مُلا عبدالرحمن فتاحی حمایت تبلیغی می کردند و مطالب آنها را نشر می دادند و…

فرق جیش العدل و انصار الفرقان و امثال نقشبندی و ترشابی و… با جولانی در این است که ایینها از همین ابتدا اعلام کرده اند که برای فدرالیسم در ایرانی واحد می جنگند و قطعا این ایران توهمی آنها نیز سکولار خواهد بود و اینها دنباله رو این حاکمیت.

پس فرقی بین آینده ی این گروهها با هم اکنون جولانی وجود ندارد.

اجازه ندهید طراحان این سناریو شما را همچون مجاهدین انصار و مهاجر سوریه در راه اهداف کثیف و مشخص خودشان خرج کنند.

سناریو یک سناریو است و نتیجه هم یک نتیجه.

آیا عبرت نمی گیرید؟

کتمان حقیقت و تلبيس از صفات مشترک گروههای مسلح و غیر مسلح اهل بغی بلوچ

کتمان حقیقت و تلبيس از صفات مشترک گروههای مسلح و غیر مسلح اهل بغی بلوچ

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

اکثر اوقات زمانی که متنی را در رسانه های مجازی گروههای مسلح و غیر مسلح مخالف دارالاسلام ایران می بینیم به سادگی می توانیم ییا در منهج اهل سنت و جماعت یا در واقعیت موجودی که می بینیم کتمان حقیقت و تلبیس را ببینیم.

این دو صفت بین عهدشکنان مشترک است. کسانی که باید اهل جماعت دارالاسلام ایران می ماندند و در غیر معصیت الله اطاعت خود را به حاکمیت بر دارالاسلام می دادند اما بر خلاف منهج اهل سنت و جماعت عهد شکنی کردند و اهل بغی شدند و حتی به «قتال الفتنه» مشغول شدند.

این دو صفت  “کتمان حقیقت” و “تلبيس” باعث بروز صفات دیگری در آنان می گردد و همه این خسارتها نتیجه ی عهد شکنی است صفات مازاد بر تلبیس و کتمان حقیقت در عهد شکن عبارت است از جهل در احکام شرعی” و “تندی خطاب و بیان” و “تقوای کم” و “سوء ظن به مسلمين ” و …!!

یک گناه ممکن است چندین گناه و نتیجه ی زشت و وخیم دیگر در پی داشته باشد و بلکه ممکن است صاحبش را به کفر و خروج از دین حنیف اسلام بکشد، الله رحمت کند سلف بزرگوار ما را که همیشه می گفتند: «المعاصي بريد الكفر» گناهان راهی هستند به سوی کفر !!

لذا میبینی عهد شکن اگر توبه نکند چاره ای ندارد مگر اینکه عهد شکنی خود را با «دروغ» توجیه کند و با این کار دچار سه گناه می گردد؛

الف: تمادی و پایبندی بر عهدشکنی

ب: توجیه گناه و به تاخیر انداختن توبه علما گفته اند؛ به تاخیر انداختن تو به خود یک گناه مستقل است!!

ج: دروغ!

آیا کسی که عهدش را با دارالاسلام  شکسته است و در پناه حکومت دست نشانده ی پاکستان و کشورهای دارالحرب اروپا و آمریکا و غیره ساکن است و با تفرقه و جهل خود شاد و مسرور شده از فعل خود خجالت نمیکشد؟؟؟ باید خجالت بکشد

از اینکه با عهد شکنی خود دشمنان دین و ملت را خشنود کرده است

آیا وقت آن نرسیده است که به رشد و عقل و تواضع و عهد و پیمان خودبرگشته و برادران خود را شاد و آمریکا و صهیونیستها و اتحادیه اروپا و سایر کفار و دست نشاندگان عرب و عجم را محزون سازد و به میثاقی که در زمینه ی اهل جماعت شدن با حاکمیت خود خود بسته بود عمل کند ؟؟

 والحمد لله أولا وأخرا.

حکومت جولانی در سوریه در برابر توهین کننده های به الله و رسول چکار کرد؟

حکومت جولانی در سوریه در برابر توهین کننده های به الله و رسول چکار کرد؟

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

چرا حاکمیت جولانی را آوردیم؟ چون گروههای مسلح جیش العدل و انصار الفرقان و… زمانی بلندگوهای گروه جولانی بودند اما هم اکنون سکوت کرده اند.

چرا سکوت کرده اند؟ چون برای همه روشن شده که جولانی دست نشانده ی آمریکا و ناتو و حافظ منافع آنها و سپری برای اسرائیل شده است.

بخشی از پیروان عقیده ی دروزی در سوریه که از حکمت الهجری اطاعت می کردند چند روز پیش دست به اسلحه برده اند. به خاطر چه؟ چون یکیی از آنها به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم توهین کرده و حاضر نیستند آنرا مجازات کنند.

بدون شک این مسئله ای بسیار مهمی است، زیرا اندازه‌ی ایمان هر شخص مسلمانی در میزان محبتشان به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم معلوم می‌شود.

 بسیاری از افراد را شما خواهید دید که اگر منافع، خانواده، مال و فرزند شان در خطر باشد و یا کسی به ناموس شان به چشم بد نگاه کند، پس به مانند شیر غرش خواهد کرد، هیچ نوع صبر و تحملی نخواهد داشت و تمام توان و طاقت خود را برای انتقام گرفتن به کار می‌اندازد، از جان خود گذشته و دیگری را هم می‌کشد، ولی به عقب نمی‌رود؛ اما اگر سخن در مورد دفاع از دین، و دفاع از عزت و ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم به میان بیاید، سپس برای عقب رفتن در جستجوی عذرها و بهانه ها می‌شود.

البته انسان باید بداند که یک بنده زمانی مؤمن می شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش نسبت به خود، فرزند، پدر و همه مردم محبوبتر گردد.

در حکومت جولانی کسانی چون الشیخ ابوشعیب المصری و الجبلاوی و… هستند که صرفا به خاطر نقد بر مسئولین حکومتی جولانی زندانی شده اند اما جولانی به سادگی از کنار توهین به الله و رسولش گذشت. چرا؟

چون توهین کننده از دروزیی های متحد با اسرائیل بود.  به همین سادگی.

جولانی به خاطر حاکمیت نه تنها دینش را فروخت بلکه عزت و شرافتش را به همراه خاکش به دشمنان واگذار کرده و هم اکنون صهیونیستهای وحشی بخشهایی از خاک سوریه را اشغال کرده اند و جولانی تنها تماشاچی است اما در عوض رهبران جهاد اسلامی و حتی کسی چون ابوعبدالرحمن الشامی الغزی را دستگیر می کند که برای مردم گرسنه ی غزه کمکهای مالی جمع می کرد.

جولانی خائن و مزدور، آینده ی گروههایی چون جیش العدل بلوچ است.

ارباب همه یکی است و شعارهای همه هم یکی است.

اگر امثال مولوی نقشبندی و رهبران گروههای جیش العدل و انصارالفرقان و… را دیوانه بنامیم حق داریم

اگر امثال مولوی نقشبندی و رهبران گروههای جیش العدل و انصارالفرقان و… را دیوانه بنامیم حق داریم

کاتب: عبدالرحمن براهویی

همه ی ما می دانیم که بسیاری از مولوی ها تمام تحصیلات آنها در روخوانی قرآن و صرف و نحو و بلاغه و فقه شخصی است، اما در تمام مسائل خود را صاحب رای دانسته و با سوء استفاده از جهالت مخاطبین خود سخنانی می گویند که در تخصص آنها نیست.

به همین شکل سکولارها نیز ممکن است در مهندسی یا حتی پزشکی یا فلسفه و سایر علوم سکولاریستی آگاهی هایی داشته باشند اما در مسائل متعلق به شریعت اسلام کاملاْ جاهل و نفهم هستند، با این وجود از مغز تهی خود چیزهایی در مورد اسلامی می گویند که کاملا از واقعیت به دور است و عین جهالت و سبکسری آنها را می رساند.

با دور ریختن سکولارها در مورد مسلمین باید گفته شود که بعضی از گذشتگان صالح ما گفته اند: هرکس در هر چیزی که ازش پرسیده شد فتوا داد، دیوانه است!

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله علیرغم عظمت علمی و تخصصش در فنون مختلف، در بعضی مسائل فتوا نداد و توقف کرد!

ابن کثیر رحمه الله در تفسیرش آورده: «شیخ ما حافظ أبو عبد الله ذهبی حکایت کرد که مسئله‌ای را بر شیخ و امام، تقی الدین ابن تیمیه رحمه الله عرضه کرد، و ایشان آن را مشکل یافت و در آن توقف فرمود!!»[1]

و مثل این در زمانه‌ی ما اندکه، چون حتی عوام هم چیزی به اسم توقف نمی‌شناسند!

به همین دلیل امثال مولوی نقشبندی در همه چیز خود را صاحب رای می دانند و چیزی به نام توقف نمی شناسند بخصوص اگر در اموری باشد که سروصدای بیشتی در میان مردم جاهل به شریعت به وجود بیاورد و افراد بیشتری را دور آنها جمع کند.

مصیبت این دسته از دیوانه ها زمانی بیشتر می شود که اقدامات آنها تبدیل به فتنه ای شود که طی آن مردم متفرق شده و یا دست به اغتشاش و حتی عده ای دست به جنگ مسلحانه بزنند که طی آن خونهای عده یا از مردم در «قتال الفتنه» ریخته می شود کاری که امثال جیش العدل و انصارالفرقان و سایر گروهکهای مسلح در آن افتاده اند.

اینها چه مسلحش چه غیر مسلحش نزد گذشتگان صالح ما حکم دیوانه ها را دارند.


[1]  تفسير ابن كثير، الناشر: دار الكتب العلمية، ج 2، ص 220

مهند حقانی از مردم غزه و افغانستان بپرسد چه کسی در حال خیانت به اهل سنت است؟

مهند حقانی از مردم غزه و افغانستان بپرسد چه کسی در حال خیانت به اهل سنت است؟

به قلم: براهندک بلوچ

امثال مهند با آنکه فکر می کنند در برابر سکولاریستها قرار گرفته و به نفع جریان شریعت گرا و جهادی اهل سنت و جماعت فعالیت دارند اما ثمره و خروجی تمام فعالیتهای آنها در نهایت به نفع سکولاریستهای داخلی و اربابان خارجی آنها تمام می شود.

اینکه مهند در مورد غلاة صفوی حیدری و اسماعیلی مذهب صحبت می کند که چه بر سر حاکمیت عثمانی آوردند و مثل می آورد که : «یکی از خاورشناسان بلژیکی می گوید اگر ایران(صفویان) نبود ما در بلژیک قرآن می خواندیم» یک واقعیت است اما با کارنامه ی هیچ فرقه ای نمی توان به فرقه های دیگر حمله کرد.

همچنانکه در میان اهل سنت چندین مذهب و صدها فکر و نحله و تفسیر وجود دارد با یکی از اینها نمی توان به کل اهل سنت یورش برد؛ هم اکنون تمام حاکمیتهای بر سرزمینهای اسلامی غیر از ایران و عراق از جامعه اهل سنت برخاسته اند اما از آل سعود که بر سرزمین وحی حاکمند تا امارات و مراکش و الجزائر و لیبی و مصر و اردن و ترکیه تا ازبکستان و ترکمنستان و تاجیکستان و پاکستان و… همگی خائنینی هستند که به کفار اشغالگر خارجی در ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد راستین خدمت می کنند.

مهندو امثال مهند که منتسب به جریانی هستند که به «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» تعلق دارند و ثمره ی تمام اقدامات آنها در نهایت به جیب آمریکا و صهیونیستها می رود نیازی ندارند که تاریخ را بخوانند تا بدانند عمق جنایات و خنجر زهر آگین این حکام تا کجاست بلکه فقط کافی است فعلا از مردم غزه بپرسند که چه کسانی به آنها خیانت می کند و چه کسانی در حال حمایت و پشتیبانی از آنها هستند؟

مهند و جریان منتسب به او در میان بلوچها بگویند: آیا محبوب آنها جولانی که سالهای سال برایش تبلیغ کردند با آنکه در همسایگی غزه قرار دارد هم اکنون حامی غزه است یا در اختیارآمریکا و اسرائیل و ناتو به عنوان کثیفترین دشمنان اسلام در آمده است؟

مهند، از مردم ستمدیده ی غزه بپرس که تو و امثال تو که خواسته یا ناخواسته  به حامیان جهاد غزه یورش می برید خادم مردم غزه هستید یا خائن به آرمانهای آنها و شریک جنایاتی که صهیونیستها با حمایت آمریکا در غزه در حال انجام آن هستند؟

در کنار این، زمانی که سخن محمد علی ابطحی در مورد سقوط کابل را می آوری و دیگران هم سخن امثال احمدی نژاد و خاتمی را؛ آیا شما اینها را صادق می دانید و تمام سخنان آنها را قبول دارید که مثل آیه و حدیث صحیح به سخن اینها نگاه می کنید که هزاران دروغ از آنها ثبت شده است؟

علاوه بر این، چرا از مسئولین امارت اسلامی افغانستان یا حداقل از مردم کوچه بازار افغانستان که وقایع را تجربه کرده اند نمی پرسید که آیا امثال عبدالرشید دوستُم ازبک و حکمتیار پشتو و احمد شاه مسعود تاجیک با هزاران مزدور دیگر که همگی حنفی زاده بودند آمریکا را وارد افغانستان کرده و به مدت 20 سال در افغانستان حاکم کردند یا ایران؟  

مهند حقانی و اسلامگرایان مسلح و غیر مسلح بلوچی که انصاف و عدالت را دور ریخته و به تحریف و کینه ی نابجا چنگ زده اند بدانند که ثمره ی تمام فعالیتهای آنها علاوه بر آنکه باعث انحراف مسیر فکری عده ای از بلوچها خواهد شد، در نهایت به جیب سکولاریستهای محلی و خارجی خواهد رفت؛ این تجربه ی تمام سرزمینهای اسلامی است.