مهند حقانی از مردم غزه و افغانستان بپرسد چه کسی در حال خیانت به اهل سنت است؟

مهند حقانی از مردم غزه و افغانستان بپرسد چه کسی در حال خیانت به اهل سنت است؟

به قلم: براهندک بلوچ

امثال مهند با آنکه فکر می کنند در برابر سکولاریستها قرار گرفته و به نفع جریان شریعت گرا و جهادی اهل سنت و جماعت فعالیت دارند اما ثمره و خروجی تمام فعالیتهای آنها در نهایت به نفع سکولاریستهای داخلی و اربابان خارجی آنها تمام می شود.

اینکه مهند در مورد غلاة صفوی حیدری و اسماعیلی مذهب صحبت می کند که چه بر سر حاکمیت عثمانی آوردند و مثل می آورد که : «یکی از خاورشناسان بلژیکی می گوید اگر ایران(صفویان) نبود ما در بلژیک قرآن می خواندیم» یک واقعیت است اما با کارنامه ی هیچ فرقه ای نمی توان به فرقه های دیگر حمله کرد.

همچنانکه در میان اهل سنت چندین مذهب و صدها فکر و نحله و تفسیر وجود دارد با یکی از اینها نمی توان به کل اهل سنت یورش برد؛ هم اکنون تمام حاکمیتهای بر سرزمینهای اسلامی غیر از ایران و عراق از جامعه اهل سنت برخاسته اند اما از آل سعود که بر سرزمین وحی حاکمند تا امارات و مراکش و الجزائر و لیبی و مصر و اردن و ترکیه تا ازبکستان و ترکمنستان و تاجیکستان و پاکستان و… همگی خائنینی هستند که به کفار اشغالگر خارجی در ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد راستین خدمت می کنند.

مهندو امثال مهند که منتسب به جریانی هستند که به «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» تعلق دارند و ثمره ی تمام اقدامات آنها در نهایت به جیب آمریکا و صهیونیستها می رود نیازی ندارند که تاریخ را بخوانند تا بدانند عمق جنایات و خنجر زهر آگین این حکام تا کجاست بلکه فقط کافی است فعلا از مردم غزه بپرسند که چه کسانی به آنها خیانت می کند و چه کسانی در حال حمایت و پشتیبانی از آنها هستند؟

مهند و جریان منتسب به او در میان بلوچها بگویند: آیا محبوب آنها جولانی که سالهای سال برایش تبلیغ کردند با آنکه در همسایگی غزه قرار دارد هم اکنون حامی غزه است یا در اختیارآمریکا و اسرائیل و ناتو به عنوان کثیفترین دشمنان اسلام در آمده است؟

مهند، از مردم ستمدیده ی غزه بپرس که تو و امثال تو که خواسته یا ناخواسته  به حامیان جهاد غزه یورش می برید خادم مردم غزه هستید یا خائن به آرمانهای آنها و شریک جنایاتی که صهیونیستها با حمایت آمریکا در غزه در حال انجام آن هستند؟

در کنار این، زمانی که سخن محمد علی ابطحی در مورد سقوط کابل را می آوری و دیگران هم سخن امثال احمدی نژاد و خاتمی را؛ آیا شما اینها را صادق می دانید و تمام سخنان آنها را قبول دارید که مثل آیه و حدیث صحیح به سخن اینها نگاه می کنید که هزاران دروغ از آنها ثبت شده است؟

علاوه بر این، چرا از مسئولین امارت اسلامی افغانستان یا حداقل از مردم کوچه بازار افغانستان که وقایع را تجربه کرده اند نمی پرسید که آیا امثال عبدالرشید دوستُم ازبک و حکمتیار پشتو و احمد شاه مسعود تاجیک با هزاران مزدور دیگر که همگی حنفی زاده بودند آمریکا را وارد افغانستان کرده و به مدت 20 سال در افغانستان حاکم کردند یا ایران؟  

مهند حقانی و اسلامگرایان مسلح و غیر مسلح بلوچی که انصاف و عدالت را دور ریخته و به تحریف و کینه ی نابجا چنگ زده اند بدانند که ثمره ی تمام فعالیتهای آنها علاوه بر آنکه باعث انحراف مسیر فکری عده ای از بلوچها خواهد شد، در نهایت به جیب سکولاریستهای محلی و خارجی خواهد رفت؛ این تجربه ی تمام سرزمینهای اسلامی است.

سکوت معنادار رسانه ای گروههای مسلح بلوچ در برابر جنایات صهیونیستها

سکوت معنادار رسانه ای گروههای مسلح بلوچ در برابر جنایات صهیونیستها

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

اگر گروههای سکولار و نژادپرستی چون BLA   و سهاب و … خود را جدای امت اسلامی فرض کرده و در اختیار هر کافر سکولاری حتی هند و صهیونیستها قرار بگیرند امر عجیبی نیست اما برای گروههای مسلحی چون جیش العدل و انصارالفرقان که ادعای اسلامگرائی دارند اما همان مسیر این گروههای سکولار و مرتد را می روند جای تأمل و سوال دارد!

اینکه ثمره و سود فعالییتهای تبلیغی و نظامی این گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ با هر تفکر و برداشت و مذهبی از اسلام که دارند به جیب آمریکا و صهیونیستها می رود امری بدیهی و آشکاری است که نیاز به تحقیق زیاد ندارد.

فقط کافی است نگاه کنی فعالیتهای نظامی این گروهها، به جهاد مردم فلسطین و حامیان جهاد فلسطین و به ضربه زدن به آمریکا به عنوان اصلی ترین حامی صهیونیستها خدمت می کند یا به ضرر جهاد فلسطین و حامیان جهاد فلسطین است و به آمریکا و صهیونیستها خدمت می کند؟!

به اسلامگرایانی که خواسته یا ناخواسته ثمره ی فعالیتهایشان در نهایت به جیب آمریکا و صهیونیستها می رود گفته می شود: «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید».

گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ گاه همزمان با اوج فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا و صهیونیستها بر علیه جهاد فلسطین و حامیان آنها، تحرکات و فشار رسانه ای و نظامی خود بر علیه ایران به عنوان مهمترین حامی جهاد فلسطین را افزایش می دهند.

در این صورت سکوت معنا دار این گروهها در برابر جنایتهای صهیونیستها ریشه در جبهه ای دارد که در آن قرار گرفته اند و قادر نیستند موضع خود را به نفع جهاد فلسطین و امت اسلامی عوض کنند و به ناچار همان موضعی را در برابر جنایات صهیونیستها می گیرند که گروههای سکولار BLA  و سهاب و امثالهم می گیرند .

در حملات هماهنگ صهیونیستها و آمریکا و شرکای آنها به غزه و یمن گروههای مسلح بلوچ در کجا ایستاده اند؟

در حملات هماهنگ صهیونیستها و آمریکا و شرکای آنها به غزه و یمن گروههای مسلح بلوچ در کجا ایستاده اند؟

کاتب: براهندک بلوچ

  • همزمان با حملات مشترک آمریکا و انگلیس و سایر شرکای اسرائیل به یمن،
  • و همزمان با حملات وحشیانه ی اسرائییل به مردم غزه که تا کنون بیشتر از 450 مسلمان بی گناه اهل سنت قتل عام شده اند،
  • و همزمان با حملات حکومت جدید سوریه به حزب الله لبنان که باعث کشته و زخمی شدن نزدیک به یکصد نفر از طرفین شد،

 گروهک جیش العدل پاکستان نشین هم با نشر کلیپی از پسر مولوی عمر سربازی و نشر بیانیه های مجزائی، مردم بلوچ را بر علیه دارالاسلام ایران به عنوان اصلی ترین و مهمترین حامی مجاهدین و مردم مظلوم اهل سنت غزه تحریک کرد و ایران را به انجام حملات نظامی تهدید کرد!

این یعنی اسلام آمریکائی – صهیونی جدید؛ یعنی اسلامی که با تفکرات مختلفی که دارد در نهایت در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته است و بر اساس اهداف و منافع آنها فعالیت دارد.

امروزه که جهان بار دیگر شاهد قتل عام و نسل کشی مردم مظلوم غزه با اسلحه های آمریکا و ناتو و توسط اسرائیل است، انتظار می رفت گروههایی که خودشان را حامی مظلومین و اهل سنت می دانند اگر جرئت بیان یک موضع صریح در برابر این جنایتکاران آمریکائی و صهیونیست و شرکای آنها در غزه را ندارند و قادر نیستند در حد یک بیانه هم ایین نسل کشی را محکوم کنند حداقل در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار نگیرند و بر علیه حامیان مردم فلسطین فعالیتی مخرب انجام ندهند و مثل خنجری مسموم و ستون پنجم میان مسلمین بر علیه مردم اهل سنت غزه عمل نکنند.

عبدالرحیم ملازاده یا همان ابومنتصر بلوچی یا صلاح الدین فاروقی که دارای تحصیلاتی در دانشگاه نجدی مدینه و دانشگاهای دمشق و لبنان هم هست و هم اکنون رهبریت جیش العدل را بر عهده دارد و گروهش به اصطلاح «ایدئولوژیک مبنا» است به خوبی میداند حکم شرعی قرار گرفتن در جبهه ی کفار اشغالگر اصلی بر علیه مومنین مجاهد (حتی با یک کلمه هم که باشد) چیست؟ چه رسد به اینکه در جنگ روانی یا مسلحانه تبدیل به بخشی از این جبهه ی کفار اشغالگر بر علیه مومنین آزادیخواه شود.

جهان سکولار کنونی برایش مهم نیست که چه بر سر مسلمین غزه می آید و در برابر این طرح جنایتکارانه ی آمریکا و اسرائیل در فلسطین غیر از محکوم کردنهای فرومالیته، عکس العمل مؤثری از خود نشان نمی دهد، شایسته نیست مسلمین هم به دلیل کینه و نفرت از مسلمین مخالف خود در جبهه ی این کفار اشغالگر قرار بگیرند و مومنین باید در عمل هم اهل عدالت باشند نه فقط در سخن چنانچه الله جل جلاله می فرماید:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ (مائده/8) ‏ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری و عدالت گواهی دهید ، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری و عدالت نکنید . دادگری و عدالت کنید که عدالت و دادگری ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری نزدیکتر (و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا) است . از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

امروز قرار گرفتن عملی در جبهه ی حامیان غزه یا جبهه ی دشمنان غزه معیار و محک ساده ای است برای راستی آزمائی سخنان کسانی که ادعای عدالت دارند.

به نظر شما جیش العدل در کدام جبهه قرار گرفته و در تبلیغات خود مبنی بر داشتن عدالت تا چه اندازه صادق است؟

جهاد شرعی امارت اسلامی افغانستان و فتنه گری جیش العدل بلوچ

جهاد شرعی امارت اسلامی افغانستان و فتنه گری جیش العدل بلوچ

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

از رسول الله صلی الله علیه وسلم دربارهٔ شخصی پرسیده شد که از روی شجاعت می‌جنگد و از روی تعصب می‌جنگد و از روی ریا می‌جنگد، اینکه کدام‌یک در راه الله است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللهِ» هرکه برای آن بجنگد که کلمهٔ الله برتر باشد، او در راه الله [جنگیده] است.[1]

برتری کلمه ی الله یعنی شریعت الله و هر آنچه در امور عرفی که موافق شریعت الله باشد برتر شود. نگاه کنیمی در نتیجه ی اقدامات جیش العدل غیر از ناامنی و دزدی و … چه چیزی برتر شده است؟

به صورت مشخص در مورد حمله جیش العدل به بنیاد مسکن چابهار و ترور کارمند بنیاد مسکن که نهادی غیر مسلح و خدمت رسان مدنی است باید گفته شود که راه تخریب و ترور در این زمینه نمی تواند دردی از دردهای مردم را درمان کند.

بر این اساس است که می بینیم امارت اسلامی افغانستان در دوران جهاد وحاکمیت 5 ساله ی مُلا محمد عمر رحمه الله و در دوران 20 ساله ی جهاد با آمریکا و متحدین آمریکا و مزدوران داخلی آمریکا هرگز به کارمندان افغانی و یا حتی نهادهای خدمت رسانی خارجی که واقعا به امور انسان دوستانه و ساختن پل یا جاده یا بیمارستان و غیره مشغول بودند هیچ آسیبی نرساند بلکه آنها را تشویق به خدمت رسانی بیشتر به مردم می کرد و اگر عیب و ایرادی هم داشتند از کانالهای مختلف مردمی و تبلیغ سعی در اصلاح این عیبهای آنها می کرد.

امارت اسلامی افغانستان به مردم افغانستان نشان داد که واقعا دلسوز مردم افغانستان است و دنبال کوچکترین راهی است که بتواند به این مردم خدمت کند؛ اما بلوچهای به ظاهر اسلامگرا و یا ملی گرای ما چکار کرده اند؟

این بلوچها نه تنها در ایالت بلوچستان پاکستان بلکه در ایران هم حتی پنجابی های هم مذهب خود را که مشغول کارهای مکانیکی و ساختمانی و … هستند صرفا به دلیل پنجابی بودن ربوده و شکنجه کش می کنند حالا چه رسد به سایر قومیتها و مذاهب را.

جیش العدل هم به بهانه ی تخریب منازلی غیرقانونی در حاشیه شهرها به اداره ای حمله کرده وفردی را ترور کرده که وظیفه ی این نهاد و افراد این نهاد تنها سروسامان دادن به وضعیت مطلوب روستاها و شهرسازی است و در هر کشورکافر یا مسلمانی چنین سروسامان دادنی جهت جلوگیری از تلفات احتمالی ناشی از زلزله و سیل و خدمت رسانی مناسبتر مورد توجه و تأئید است.

جیش العدل قصد دارد با این اقدام خود را حامی مردم بلوچ نشان دهد اما هر عقل سلیمی به سادگی می داند که جیش العدل تنها دنبال توجیه فتنه گری های خود با نام قوم بلوچ است و در عرض این چند سال فعالیتی که داشته کوچکترین خیری برای مردم بلوچ نداشته غیر از شر ناامنی و ترورهای کور و آدم ربائی و ناامن شدن جاده ها و دزدی و گردنه گیری و…. و این یعنی جنگ او فی سبیل الله نیست.

امارت اسلامی افغانستان در راه الله جهاد می کرد و به مردم خدمت می کرد و مردم هم با چشم سر این حقیقت را می دیدند اما جیش العدل با نام بلوچ و فی سبیل آمریکا و شرکای منطقه ای آمریکا جنگ می کند به همین دلیل مردم با چشم سر فقط از آن تخریب و ناامنی می بینند و مشتی شعار احساساتی قومیت گرایانه و مذهبی.

آیا می توان چنین فتنه ای را فی سبیل الله نامید؟


[1]  البخاري (123)، ومسلم (1904)

با ارتباط و کارفرمای مشترک جیش العدل و جولانی سوریه آشنا شوید

با ارتباط و کارفرمای مشترک جیش العدل و جولانی سوریه آشنا شوید

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۲ گروه جیش العدل به یک گشت مرزبانی در منطقه سراوان حمله ی غافلگیرانه کردند که در پی این کمین ۱۴ نفر از اعضای پلیس مرزبانی ایران کشته شده و ۷ تن دیگر نیز مجروح شدند.

جیش العدل در بیاینه ی خود یکی از دلایل این حمله را دفاع از انقلاب سوریه تحت رهبری جولانی اعلام کردند و اینکه ایران در سوریه مداخله می کند.

اگر بسیاری از مردم در آن زمان متوجه نبودند که جنگ ایران در سوریه جنگ با آمریکا و ناتو و اسرائیل است بدون شک هم اکنون کم هوشها نیز متوجه شده اند که جولانی عامل آمریکا و ناتو و اسرائیل بوده است و هم اکنون این سه کافر بخشهایی از خاک سوریه را نیز به اشغال خود در آورده اند.

جیش العدل در آن زمان هم در جبهه ی آمریکا و ناتو و اسرائیل قرار داشت و در راستای اهداف این دشمنان اقدامات خود را برنامه ریزی می کرده است.

ارتباط رسانه ای بین جیش العدل و گروه چند نفره ی مُلا عبدالرحمن فتاحی از سربازان جولانی و حمایتهای آنها از همدیگر نیز در همین راستا بوده است.

جولانی هم اکنون نه تنها به تمام وعده های خود مبنی بر تشکیل حکومت اسلامی پشت کرده است بلکه با هدف قرار دادن و زندانی کردن مجاهدین و مومنین شریعت گرا انقلاب مردم سوریه را به آمریکا و شرکای آمریکا چون اسرائیل فروخته است و جامعه را به سمت و سوی جامعه ای لیبرال و سکولار به پیش می برد.

علاوه بر این، جولانی تبدیل به یکی دیگر از سپرهای اسرائیل در برابر مجاهدین شریعت گرا شده است و راههای کمک مجاهدین فلسطین از سوریه را به کلی مسدود کرده و محاصره ی مسلمین غزه را به نفع اسرائیل تکمیل کرده است.

امروزه اگر کسی بگوید هنوز نمی داند جیش العدل مزدور آمریکا و اسرائیل و شرکای منطقه ای آنهاست یا انسانی جاهل است که باید آگاه شود یا دروغگوی دغل بازی است که قصد فریب افکار عمومی مردم را دارد.

جوان بلوچ حق ندارد فریب شعارهای مکارانه ی اقتصادی و قومیتی و مذهبی این گروهک دست نشانده را بخورد و خودش را در راه اهداف دشمنان اسلام ومسلمین خرج کند.

جیش العدل گروهکی است که به دفاع از جولانی بر ضد ایران عملیات انجام داد و ایرانی ها را برای جولانی و اربابان جولانی به قتل رساند، حالا نگاه کنید کارفرمایان جولانی چه کسانی هستند تا متوجه شوید کارفرمای جیش العدل با کارفرمای جولانی یکیست.

ارتباط کانال مجازی بردگان ظالم با عبدالغفار نقشبندی فراری

ارتباط کانال مجازی بردگان ظالم با عبدالغفار نقشبندی فراری

کاتب: عبدالرحمن براهویی

در فضای مجازی و با شماره های فیک گروهها و کانالهای مختلفی وجود دارند که با گندگوئی هائی ادعاهای بزرگی از خود بروز می دهند.

یکی از این کالهای مجازی کانالی با عنوان « جنبش دادخواهان و آزادگان » است که از همان ابتدا توسط مولوی عبدالغفار نقشبندی فراری راه اندازی شده است و چون تعریف و تمجیدهای زیادی از نقشبندی در آن وجود دارد و با القاب قلمبه سلمبه ای که به قواره ای نمی خورد خودش را خطاب قرار می دهد قصد دارد چنین نشان دهد که کانال توسط خود نقشبندی اداره نمی شود بلکه توسط ادمین دیگری مدیریت می شود!

تنها کافی است بدانیم که مولوی نقشبندی جهت مشهور شدن و رسانه ای شدن خودش و با کنار زدن تمام ادله ی فقهی مورد تائید تمام مذاهب اسلامی در اثبات جرم زنا، آبروی آن دختر بلوچ را بر باد داد.

زمانی هم که اهل سنت و جماعت از او خواستند اگر می گوید این جرم برایش محرز شده است، چگونه و با استناد به چه دلیل فقهی؟ فرار را برقرار ترجیح داد و روانه ی پاکستان شد؛ چون فقط انحراف در استدلال و ضعف در اثبات شرعی نداشت بلکه با تحریک جوانان باغیرت و احساسی بلوچ باعث آنهمه خونریزی هم شده بود و باید حساب پس می داد.  

پس کار این کانال ظلم است نه دادخواهی، و گرداننده ی آن هم برده ی هوای نفسش و سایر اربابانش است نه آزاده ای که تابع ادله ی فقهی اسلامی و حتی ادله عقل سلیم عقلای جامعه باشد؛ بر این اساس باید اسم کانال مجازی نقشبندی را گذاشت کانال بردگان ظالم.

نقشبندی در این پیام آخرش می گوید که یاران قسم خورده ی ما در این کانال در حال فعالیت میباشند و از مردم می خواهد با خیالی آسوده به کانال بپیوندند!

 با چه خیال راحتی؟ زمانی که بزرگان مسلح شما با آنهمه ادعا و گردوخاک کردن توسط کارفرمایتان پاکستان و بحرین و دیگران مورد معامله قرار می گیرند الان انتظار داری مردم در فضای مجازی به امثال تو که در دامان سرویس جاسوسی پاکستان هستید و یا خودتان را به دارودسته ی رجوی چسپانده اید اعتماد کنند؟ در حالی که اعضای گروه رجوی را در قلب اروپا دستگیر و تحویل ایران می دهند و از کانال نفوذی های میان این گروهک تمام رسانه های آنها تحت اشراف اطلاعاتی ایران است.

تو مردم مسلمان و هوشیار بلوچ را چه فرض کرده ای؟

البته عبدالغفار اعلام می کند که هدف او دادخواهی از خون شهدای بلوچ و عفت ناموس بلوچ بوده و …

عبدالغفار باید بداند که این مردم اهل سنت بلوچ هستند که او را عامل تحریک جوانان و از مهمترین عامل فاجعه ی مسجد مکی زاهدان و … می دانند و علاوه بر آن او را مایه ی ننگ بلوچ ها در آبروریزی ناموسی آن خواهر بلوچ معرفی می کنند .

به یاد بیاوریم که یک یهودی نزد عمر بن خطاب رضی الله عنه که خلیفه ی مسلمیین بود آمد و گفت که برای دخترم خواستگار آمده و دخترم قبل از این، دچار جرم زنا با یکی دیگر شده است آیا این مساله را به داماد بگویم؟ عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت اگر چنین کاری کنی تو را چنان می کشم که مایه ی عبرت تمام مردم شوی و دستور به پنهان کردن این جرم کرد.

علاوه بر این عمر بن خطاب رضی الله عنه سه صحابی رضی الله عنهم که شاهد جرم زنا بودند را شلاق زد چون به حد نصاب چهار نفر نرسیده بودند. این منهج اهل سنت و جماعت در مورد اثبات جرم زنا و پنهان کردن آن در صورت نرسیدن آن به حد شرعی یا اقرار طرفین است. عبدالغفار از منهج کدام شیطان برای این آبروریزی و تحریک جوانان احساسی نماز خوان استفاده کرد؟

تاریخ در کنار ظلم دیگران این خیانت و ظلم آشکار و بزرگ نقشبندی به خون و ناموس بلوچهای مسلمان را نیز ثبت خواهد کرد.

زبان امثال ترشابی و احراری و امثالهم زبان ما نیست اما ….

زبان امثال ترشابی و احراری و امثالهم زبان ما نیست اما ….

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

سالهاست که افرادی چون ترشابی و احراری و … در شبکه های ماهواره ای معلوم الحال کلمه و نور و غیره با روشی لیبرال و سکولاریستی به سبک غربی ها اما با ادبیاتی شبه اسلامی در حال گفتمان سازی برای آشتی دادن اهل سنت با احزاب مرتد سکولار محلی و پذیرش حاکمیت سکولاریستهای جهانی و محلی بر مسلمین و پذیرش حقوق به اصطلاح بشر سکولاریستی سازمان ملل هستند.

این اشتباه آشکار بلکه گمراهی و تباهی است که به دنبال حل قضیه‌ی جامعه ی خود و سایر بلاد مسلمین در سایه‌ی دموکراسی، اومانیسم و دیگر مکاتب باطل و سازمان سکولار ملل باشیم. بله، می‌توانیم کشورهای شرق و غرب و فاحشه‌های سیاسی را متوجه نفاقشان کنیم و مردم را از آنها متنفر سازیم، اما زبان خود ما این نیست.

باید مثل شخصی باشیم که یک زبان مادری دارد و گاهی برای حاجت از زبان دومی استفاده می‌کند؛ زبان مادری ما در حل مشکلات مسلمین، زبان شریعت است که پشیزی برای سازمان ملل و اعلامیه‌هایش ارزش قائل نیست و زبان دوم، زبان خودشان است تا تناقضشان هویدا شود.

هرکس مثال می‌خواهد، به ابراهیم احراری خلف و دیگر جاهلانی بنگرد که از زبان دموکراسی برای دفاع ظاهری از حقوق اهل سنت استفاده می‌کنند. اینها مجبور شده‌اند که حکومت شیطانی (نمی‌گویم بشری زیرا کلمه‌ی بشر را بسیار تقدیس کرده‌اند) را ستایش کنند، زیرا استفاده از زبان دموکراسی هزینه دارد و هزینه‌اش در اینجا گمراه‌ساختن اهل سنت مظلوم است.

لازم است بدانیم که به قول الشيخ أبوعبدالله رحمه الله (نوامبر 2001) :

“کشتار دسته‌جمعی بوسنی در مقابل چشمان و پیش گوش‌های تمام جهان و بلکه در قلب اروپا صورت پذیرفت و ملل متحد هم خبر داشت و بلکه همکارشان بود! کسانی که می‌خواهند مصیبت‌های امروز ما را در سازمان ملل متحد حل کنند، منافقانی‌اند که می‌خواهند با الله و پیامبرش صلی الله علیه وسلم و مؤمنین خدعه کنند. مگر مصیبت ما از جانب کسی جز سازمان ملل متحد است؟ قطعنامه‌ی تقسیم فلسطین را چه کسی در سال 1947 صادر کرد؟ چه کسی سرزمین فلسطین را به یهودیان بخشید؟!”

آیا می‌دانید: تقسیم فلسطین معلول قطعنامه‌ی 1947 سازمان ملل بود؟

بیایید به قوانین حق‌ستیز این کافران از اعلامیه‌ی 1948 (موسوم به اعلامیه‌ی حقوق بشر) گرفته تا دیگر حکم‌های ظالمانه‌شان کافر شویم. فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى [البقرة: 256]

پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل: آمریکا، چین، روسیه، فرانسه و انگلیس هستند، هرکدام از دیگری ظالم‌تر و فاسدتر است و عدوانش علیه اسلام و مسلمانان آشکارتر!

اینها نمونه های دموکراسی و مجری آنچه هستند که امثال ترشابی ترشیده و احراری ناخلف و دیگران قصد فرهنگی کردن آن در میان اهل سنت را دارند.

مواظب این مجریان جنگ روانی دشمن در میان اهل سنت باشیم.

سخن گفتن با کسانی چون عبدالغفار نقشبندی آویزان کردن مروارید برگردن خوک است

سخن گفتن با کسانی چون عبدالغفار نقشبندی آویزان کردن مروارید برگردن خوک است

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

عبدالغفار نقشبندی زمانی که در ایران بود مردم را تحریک می کرد و خودش از دور فقط نگاه می کرد، بعد از آنکه فرار کرد با مردم را تحریک به کشتن و خون دادن می کند اما خودش تنها نظاره گر است و حراف.

روش این شخص شبه انقلابی هم جالب است، ابتدا می گوید:

  •  درب سرخ آزادی فقط با دستان سرخ و آغشته به  خون گشوده خواهد شد .
  • برای آزادی سرزمین باید خون داد و از خون خود گذشت .

در انتها هم می گوید: نخستین گام عضویت و مشارکت در تشکیلات مجازی من است.

هههههه.

این شخص که اگر خون ببیند فورا از ترس غش می کند و حتی در یک عملیات همراه گروههای مسلح شرکت نکرده است و تجربه ی میدانی صفر دارد اینهمه خون خون می کند سخن گفتن با او در مورد «فقه» انقلاب که علم است و سخن گفتن با او در مورد «فقه» قواعد عام و خاص جنگ مسلحانه که علم است و سخن گفتن با او در مورد چگونگی برخورد با دارالاسلام «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و پرهیز از تفرق و فرقه بازها «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1] و سایر امور شرعی متعلق به امور عمومی مسلمین که او جالانه به آن وارد شده است بی فایده بوده و انداختن مروارید بر گردن خوک است.

شعبه رحمه الله فرموده است: «اعمش مرا دید که برای گروهی حدیث نقل می‌کردم [یا سخن می‌گفتم]، به من گفت: ای شعبه! وای بر تو! مروارید را به گردن خوک‌ها می‌آویزی؟»[2]

امثال نقشبندی با سابقه ای که دارند و اینکه آگاهانه مسیر انحرافی را می روند گفتن آیه و حدیث برایشان فایده ای ندارد و تنها زمانی برمی گردند که به بن بست برسند و یا مجبور به بازگشت شوند و گرنه تنها زور و مرگ است که مانع تخریبات این افراد می شود.

عبدالفغار نقشبندی علم بسیاری از چیزی هایی که با عقل خودش در مورد آنها صحبت می کند را نخوانده است و به قول بعضی از سلف، گذاشتن علم نزد نااهلان از ضایع‌ساختن آن است.

 امام بخاری رحمه الله در صحیح خود بابی تحت عنوان «باب من خص بالعلم قوما دون قوم كراهية أن لا يفهموا» گشوده است، یعنی: باب کسی که گروهی از مردم را به علم اختصاص داده و گروهی را نه، زیرا از اینکه آن را نفهمند کراهت داشته است!

نقشبندی نسبت به بسیاری از مفاهیم دعوت نااهل است به همین دلیل صحبت کردن با او ضایع ساختن علم است و هدف از این نوشتارها نیز تنها آگاه کردن جوانان بلوچ از دامی است که این انسانهای اجاره ای بر اساس خواست و برنامه و اهداف دشمنان ملت ما برایشان پهن کرده اند.


[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

[2]  جامع بيان العلم وفضله، الناشر: دار ابن الجوزي، ج 1، ص 446

عبدالغفار نقشبندی و خیانت به «السنوار» رهبر افسانه ای حماس هم

عبدالغفار نقشبندی و خیانت به «السنوار» رهبر افسانه ای حماس هم

کاتب: براهندک بلوچ

یکی از بزرگترین مشکل اهل بدعت و «الرویبضه» که اکثراً انسانهای پست و بی ارزشی هستند این است که در امور عامه صحبت می کنند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

سيأتِي على الناسِ سنواتٌ خدّاعاتٌ؛ يُصدَّقُ فيها الكاذِبُ، ويُكذَّبُ فيها الصادِقُ، ويُؤتَمَنُ فيها الخائِنُ، ويخَوَّنُ فيها الأمينُ، وينطِقُ فيها الرُّويْبِضَةُ . قِيلَ: وما الرُّويْبِضةُ ؟ قال: الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ.[1]

بزودی بر مردم سالهایی خواهند رسید که در آن سالها دروغگو صادق شمرده می شود و راستگو، تکذیب می شود و به خائنین اطمینان می شود و امانت داران به خیانت متهم می شوند و رویبضة بدینگونه سخن می گوید.گفته شد: رویبضة چیست؟ فرمود: مردی پست و فاسد که در امور عامه (مردم) سخن می گوید.

برای پست و بی ارزش بودن کسی که ادعای دکتری دارد همین کافی است که در چیزی که نمی داند وارد شود و برای مردم نسخه ببیچد، برای پست و بی ارزش بودن کسی که ادعای رانندگی دارد همین کافی است که رانندگی بلد نباشد و پشت فرمان بنشیند و جان خود شو مسافرانش را در خطر بیاندازد و به همین شکل برای پست و بی ارزش بودن شخصی که ادعای تبحر در علوم دینی را دارد اما در چیزی متعلق به امور عامه وارد شود که در آن فقه و فهم درک شرعی اش را ندارد.

مساله ی امر به معروف و نهی از منکر که در سطوح مختلف فردی و اجتماعی و حکومتی انجام می شود یکی از این موارد است که شخص باید در آن تخصص داشته باشد تا به این امر شرعی آنگونه که الله خواسته عمل کند.

امثال عبدالغفار نقشبندی با توجه به سطح علمی و درسهایی که خوانده نهایتش باید در سطح امور فردی چون آداب طهارت و نماز و حج و زکات و… وارد شوند نه سطوح بالاتر اجتماعی و حکومتی؛ اما این انسانهای پست و فاسد به سطحی وارد می شوند که در آن تخصص ندارند به همین دلیل همیشه منبع فساد و انحراف از منهج صحیح اسلامی بوده اند.

نقشبندی با «تحریش»(تحریک مکارانه ی مردم به شر) مردم، زمینه ساز اصلی فاجعه ی جمعه ی خونین زاهدان و حوادث سرباز شد و چون از دادن دلیل شرعی برای اهل سنت و جماعت عاجز ماند فرار کرد و باز در موقیعتهای مختلف هم جوانان بلوچ را به کشتار و خونریزی جاهلانه دعوت کرده است که در تازه ترین اقدام و با آوردن عکسی از السنوار رهبر افسانه ای حماس متحد ایران باز قصد «تحریش» جوانان بلوچ به خونریزی را دارد.

این کذاب خائن خودش می داند که السنوار متحد ایران بود و می داند که ابوعبیده سخنگوی حماس هم به بهانه ی پیروزی بر صهیونیستها از ایران به عنوان حامی جهاد مردم غزه تشکر و قدردانی کرد، اما با سوء استفاده از نام السنوار قصد دارد مردم را بر علیه ایران «تحریش» کند.

واضح است که او طرفدار السنوار و راه السنوار نیست، السنوار در جبهه ی ایران بر علیه صهیونیستها جنگید و نقشبندی در جبهه ی صهیونیستها و بر علیه جبهه ی السنوار می جنگد، پس او تنها قصد دارد دغلبازانه از السنوار جهت «تحریش» و تحریک مکارانه ی مردم بلوچ به شر سوء استفاده کند.

نقشبندی در شرایطی جوانان بلوچ را به کشت و کشتار و «قتال الفتنه» دعوت می دهد که بر اساس رای تمام مذاهب اسلامی و بر اساس عمل تمام اهل دعوت و جهاد از میان اهل سنت چون شیخ اسامه بن لادن، رها کردن آمریکا به عنوان سر افعی و رهاکردن سایر کفار اشغالگر چون ناتو و صهیونیستها و غیره و مشغول شدن به ایران خیانت آشکار به تمام مومنین و خدمت آشکار به کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی آنهاست.

 نقشبندی به عنوان سرباز جنگ روانی دشمنان با بازی با احساسات مذهبی و قومیتی بلوچها مشغول چنین خدمتی به کفار اشغالگر و مرتدین محلی است، مواظب باشیم و اجازه ندهیم برادران احساسی و فریب خورده ی ما خوراک چنین فتنه و خیانتی شوند.


[1] ابن ماجه (4036) أحمد (7912) الألباني، صحيح الجامع  (3650)

الگوهای جیش العدل و الفرقان و… در درکات اسلام آمریکائی – صهیونی

الگوهای جیش العدل و الفرقان و… در درکات اسلام آمریکائی – صهیونی

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

برایتان جالب نیست که چرا گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ مثل جیش العدل و انصارالفرقان و غیره در برابر تحولات اخیر سوریه سکوت کرده اند؟

با آنکه عقلای مسلمان و کافر می دانستند که جولانی جاسوس و مزدور ترکیه و آمریکا و صهیونیستها است اما این گروههای مسلح بلوچ برای چندین سال از گروههای مسلحی چون دارودسته ی جولانی به عنوان مجاهد تعریف و تمجید می کردند؛ تا اینکه طی معملاتی حاکمیت دمشق به جولانی یو گروهش سپرده شد و چهره ی واقعی جولانی هم کم کم آشکار شد.

مشخص شد که جولانی همان جاسوس ترکیه و آمریکا و صهیونیستهاست که با جان و ناموس و مال مسلمین تحت عنوان جهاد تجارت کرده است و هم اکنون در لباس یک شخص لیبرال و با همان قوانین سکولاریستی زمان بشار اسد حاکم شده است.

سه روز پیش در دمشق افرادی توسط امنیت ملی رژیم جدید سوریه دستگیر شدند که پوسترهای آموزشی مربوط به حجاب شرعی را به دیوار می زدند و در معابر و میادین عمومی بین مردم پخش می کردند.

اسعد الشیبانی وزیر خارجه دولت جدید سوریه امروز پنج شنبه هم اعلام کرد: کشور ما هرگز تهدیدی برای هیچ کشوری از جمله اسرائیل نخواهد بود و آنها همانگونه که می‌خواهند امنیتشان را حفظ کنند، باید از امنیت دیگران نیز حفاظت کنند.

این همان اسلام آمریکائی صهیونی جدید است که خروجی و نتیجه ی  تمام فعالیتهایش به نفع آمریکا و صهیونیستها تمام می شود.

گروههای جیش العدل و انصارالفرقان هم با شعارهای به ظاهر اسلامی در همان مسیری در حرکت هستند که جولانی حرکت کرده است با این تفاوت که این گروههای بلوچ توسط بحرین و پاکستان و آمریکا و غیره تنها به عنوان یک اهرم فشار به کار می روند و هر وقت نیاز به واگذاری آنها باشد بعد از انجام ماموریت آنها را مورد معامله قرار می دهند و یا همچون دستمال توالت آنها را رها می کنند چون در برابر این گروهها و اربابان این گروهها، ایران به قدرت بزرگ منطقه قرار گرفته است.

بلوچهای مسلمان پاکستان هم به دست نشانده بودن این گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ ایرانی ساکن در پاکستان پی برده اند به همین دلیل به جای آنکه به اینها کمک کنند به طالبان پاکستان و سایر جماعتهای اسلامی پاکستان ملحق می شوند؛ به عنوان مثال امروز یک گروه از منطقه مستونگ ایالت بلوچستان به رهبری مولوی شعیب بلوچ، با رهبر تحریک طالبان پاکستان بیعت نموده و به صفوف این گروه پیوسته است.

جیش العدل و انصار الفرقان و سایر گردنه گیرها و گروههای ریز و درشتی که شعارهای شبه اسلامی و قومیتی و احساسی می دهند مستقل نیستند و تابع دستور خارجی ها هستند به همین دلیل هیچ انسان عاقلی به آنها دل نمی بندد چه رسد به خارجی هایی که دنبال منافع خود هستند.

مسلمین بلوچ باید هوشیار باشند و اجازه ندهند دشمنان اسلام و مسلمین به واسطه ی این گروهها با شعور آنها بازی کنند و بلوچها را اسباب بازی برنامه ها و سناریوها و طرحهای خود کنند.