چرا ابعاد پنهان و محرکان جمعه خونین زاهدان بازخوانی نمی‌شوند؟

چرا ابعاد پنهان و محرکان جمعه خونین زاهدان بازخوانی نمی‌شوند؟

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

امروز چهارمین سالگرد واقعه هشتم مهرماه ۱۴۰۱ش است و بار دیگر مواضع و بیانات مذهبی دوپهلو در سیستان و بلوچستان توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است. در خطبه‌های اخیر نماز جمعه زاهدان، از این حادثه با تعابیری همچون «بسیار تکان‌دهنده و دلخراش» یاد شد و بار دیگر تأکید گردید که «جمعه خونین زاهدان هرگز فراموش‌شدنی نیست».

با این حال، ورای تکرار سالانه این مواضع، مساله ی کلیدی و نادیده گرفته شده ی عمیق این است که تریبون‌های محلی و رسانه‌های جریان اصلی، به موازات محکومیت این واقعه تلخ، به نقش محرکین و زمینه‌سازان اصلی این بحران به‌ویژه اشخاصی چون مولوی عبدالغفار نقشبندی اشاره نمی‌کنند و ابعاد فریب رسانه‌ای آن را پوشش نمی‌دهند.

روایت‌های میدانی و تحلیل روند تاریخی حادثه نشان می‌دهند که پیش از وقوع درگیری‌های خونین در اطراف کلانتری ۱۶ زاهدان، استان سیستان و بلوچستان با یک بحران روانی و رسانه‌ای هدایت‌شده روبرو شده بود. در این میان، مولوی عبدالغفار نقشبندی امام جمعه موقت وقت راسک نقشی کلیدی در دمیدن بر آتش التهابات داشت. او پیش از آنکه مراجع قضایی، پزشکی قانونی یا هیئت‌های تحقیق فقهی مستقل، صحت و سقم ادعاهای مرتبط با پرونده چابهار را بررسی و راستی‌آزمایی کنند، اقدام به صدور بیانیه‌های تند و قطعی کرد.

نقشبندی با انتشار فرخوان‌ها و اظهارات تحریک‌آمیز در فضای مجازی، به بازوی اصلی تزریق خشم در میان جوانان و طوایف بلوچ تبدیل شد. علنی کردن یک ادعای اثبات‌نشده ناموسی در بافت سنتی و غیور بلوچستان، سهمگین‌ترین ضربه را به آرامش اجتماعی منطقه وارد ساخت و فضا را برای تقابل‌های خونین آماده کرد.

نکته ی دیگر قضیه این است که در بیانات نماز جمعه زاهدان و مواضع رسمی، این زنجیره علّی و معلولی نادیده گرفته می‌شود. تقلیل دادن یک فاجعه مرکب به یک برخورد ناگهانی، نادیده گرفتن سهم جریانی است که با مکر رسانه‌ای، احساسات پاک جوانان بلوچ را دست‌مایه اهداف سیاسی خود قرار داد.

عدم معرفی و انزجار علنی از محرکانی چون نقشبندی، نوعی فرار از مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. نقشبندی اندکی پس از ایجاد این آشوب عمومی و به خاک و خون کشیده شدن ده‌ها تن از مردم و نیروهای انتظامی، زمانی که بر اساس فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله که ادعای آنرا دارد از او خواسته شد و متوجه شد نه تنها بر خلاف مذهب حنفی و تمام مذاهب اسلامی در اثبات جرم زنا عمل کرده است و چیزی برای گفتن ندارد مرزها را ترک کرد و امروز از حاشیه امن افشاگری‌های مجازی در خارج از کشور، همچنان به تحریک جوانان برای اقدامات خشن مبادرت می کند. سکوت تریبون‌های زاهدان در قبال این فرد، این شبهه را تقویت می‌کند که جریان‌های مذهبی منطقه تمایلی به بازخوانی اشتباهات یا افشای چهره‌های منحرف درون‌شبکه‌ای خود ندارند هر چند به قیمت نابودی جوانان آنها و از بین رفتن امنیت مردم تمام شود.

از منظر حقوق اسلامی و فقه حنفی که مبنای مذهبی اهل‌سنت منطقه است، هرگونه تهمت‌زنی و شایعه‌پراکنی رسانه‌ای پیش از اثبات در دادگاه صالح، جرم و گناه کبیره تحت عنوان قذف و اشاعه فحشا تلقی می‌شود. در حالی که مراجع فقهی اصیل همواره به ستر، آرامش و گفتمان مسالمت‌آمیز دعوت می‌کنند، رویکرد نقشبندی حرکت بر مدار فریب و دسیسه سیاسی بود. او با آگاهی کامل از غیرت ناموسی جوانان، از ناموس بلوچ به عنوان یک حربه و ابزار سیاسی استفاده کرد تا بستر ناامنی و دوقطبی‌سازی قومی-مذهبی را فراهم کند و دسته ای از جوانان بلوچ را با اغتشاشات هرزه های سکولار ایران تحت عنوان «زن، هرزگی، فاحشگی» هم مسیر سازد.

می توانیم بگوئیم اگرچه حادثه جمعه خونین زاهدان به عنوان یکی از تلخ‌ترین صفحات تاریخ معاصر استان، هرگز از حافظه جمعی پاک نخواهد شد، اما دادخواهی حقیقی و التیام زخم‌های زاهدان منوط به «روشن شدن تمام حقیقت» است. حقیقت جمعه خونین تنها در بررسی شلیک‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه باید کسانی که با دروغ، مکر و بیانیه‌های آتشین، جوانان بی‌گناه را به سمت مسلخ کلانتری فرستادند و خود گریختند نیز محاکمه و به افکار عمومی معرفی شوند. تا زمانی که تریبون‌های رسمی خطبه‌ها شجاعت معرفی محرکانی چون عبدالغفار نقشبندی را پیدا نکنند، تحلیل این حادثه ناقص، یک‌جانبه و به دور از مصلحت و عدالت واقعی خواهد بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *