
تندروی و رویکرد تفرقه افکنانه ی مولوی عبدالحمید در شرایط حساس جنگی با کفار آمریکائی – صهیونی
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
در ابتدای امر لازم است خدمت شما عرض کنیم که عبارت تندرو و میانه رو و شل رو و اسلام آبکی و خشک و سیاسی و …از سوی کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی تولید شده است و از نگاه شریعت الله شخص مومن یا در مسیر شریعت است یا منحرف شده است.
بر این اساس، سخنان اخیر مولوی عبدالحمید در مورد «تندروها»ی مومود در دارالسالام اسران و تأکید بر دیپلماسی در شرایطی که ملت ایران با تهدیدات خارجی و منطقهای مواجه است، نه تنها کمکی به وحدت ملی ندانسته، بلکه با استناد به مبانی دینی، نوعی تضعیف جبهه داخلی و مغایر با وظیفه شرعی حمایت از مقاومت و جهاد در برابر تجاوز کفار خارجی محسوب می شود.
مولوی عبدالحمید، در بیانات خود بر پرهیز دیپلماسی کشور از «تندروها» و حرکت در «مسیر صحیح» تأکید کردهاند. اما در شرایطی که کشور در وضعیت دفاعی قرار دارد و با تهدیدات امنیتی مواجه است، این گونه سخنان میتواند خدمت به جنگ تبلیغی دشمن محسوب شود.
چون زمانی که هنگامی که از «تندروها» سخن به میان میآید، ابهام در مصداق آن میتواند مشکلساز باشد. آیا کسانی که با غیرت دینی و ملی به فرض عین بودن جهاد، در برابر متجاوزین ایستادگی کرده و از جان و مال و ناموس مسلمین دفاع میکنند، «تندرو» محسوب میشوند؟ این برچسبزنی به مدافعان کشور و مسلمین، نه تنها تضعیف روحیه ی اهل دعوت و جهاد است، بلکه میتواند به سردرگمی در جبهه داخلی منجر شود.
این را نیز بدانیم در حالی که دیپلماسی ابزار مهمی برای حل منازعات است، تأکید مطلق بر آن، بدون پشتوانه قدرت دفاعی و میدان، ممکن است به معنای تسلیم در برابر فشارها و تهدیدات خارجی تفسیر شود. دیپلماسی قوی، همواره نیازمند قدرت نظامی و اراده مقاومت و قدرت میدان است.
در شرایط حساس کنونی، چنین سخنانی، به جای تقویت وحدت و انسجام ملی در برابر دشمن مشترک، به تفرقه و تضعیف اراده ملی دامن میزند. از این منظر، این رویکرد میتواند در نگاه عامه و منتقدان، شائبه «سخنان منافقانه» را به ذهن متبادر سازد؛ چرا که در ظاهر به خیرخواهی و پرهیز از جنگ دعوت میکند، اما در باطن، به تضعیف جبهه دارالاسلام و مقاومت و سردرگمی ملت منجر میشود. حال آنکه وظیفه عالمان دینی در چنین شرایطی، تقویت روحیه جهادی و دفاع از دارالاسلام است.