
اهمیت جهاد با کفار محارب خارجی و محافظت از مدافعان دارالاسلام در شریعت الله و فقه امام ابوحنیفه رحمه الله
کاتب: براهندک بلوچ
بارها گفته شده است که در شرایط جنگی اولویت اول دفع دشمن کافر محارب صائل است و بعد از نماز فرض عینی مهمتر از آن برای مومن وجود ندارد.
در شراط عمومی می بینیم که سیره و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم سرشار از توصیهها به وحدت، همبستگی و حمایت از برادران و خواهران مسلمان است چنانچه می فرماید: المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظْلِمُه، ولا يَخْذُلُه. (صحیح مسلم)
مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمیکند، او را تنها نمیگذارد و تحقیرش نمیکند. آیا متهم کردن مدافعان دارالاسلام در این جنگ رمضان 1404ش توسط مولوی عبدالحمید به «تندروی»، نوعی خذلان (تنها گذاشتن) یا تحقیر آنها نیست؟ آیا تضعیف روحیه جهادی و دفاعی در جامعه، موجب «خذلان» مسلمانان در برابر دشمنان نخواهد شد؟
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: يدُ اللَّهِ مع الجماعَةِ ومن شذَّ شذَّ إلى النَّارِ . دست الله با جماعت است. این حدیث بر اهمیت اجتماع و وحدت تأکید دارد و هر گفتار و کرداری که منجر به تفرقه و از هم پاشیدگی شود، از نظر اسلام مذموم است.
فقهای برجسته مذهب حنفی نیز در آثار خود، بر وجوب دفاع از دارالاسلام و لزوم حفظ وحدت در برابر دشمن تأکید فراوان کردهاند. فقهای حنفی به صراحت بیان داشتهاند که اگر دشمن به دارالاسلام حمله کند، جهاد دفاعی بر اهالی آن منطقه «فرض عین» میشود. اگر آنها نتوانند دشمن را دفع کنند، این فرض به نزدیکترین مناطق و سپس به دیگر مسلمانان گسترش مییابد.
امام سرخسی در «کتاب الجهاد» (از مجموعه المبسوط) و کاسانی در «بدائع الصنائع» میگویند: فإذا هجم العدو على بلاد المسلمين، صار الجهاد فرض عين على أهل تلك البلاد… وإن لم يكن بأهل تلك البلاد كفاية، صار فرض عين على من يليهم، وهكذا حتى يعم الجميع.
این فتاوا نشان میدهد که در شرایط هجوم یا تهدید جدی، دفاع واجب عینی است و تضعیف این دفاع یا برچسبزنی به مدافعان، نه تنها جایز نیست بلکه خلاف موازین شرعی است و موجب غفلت از یک فریضه الهی میگردد.
در فقه حنفی، اطاعت از امیر مسلمان (ولی امر) در امور جنگ و صلح و حفظ وحدت امت، از اصول اساسی است. (ابن عابدین در «رد المحتار» و سایر کتب فقه حنفی) سخنانی که در زمان جنگ و نیاز به انسجام ملی، به صورت غیر مستقیم یا مستقیم، ارکان دفاعی کشور را هدف قرار میدهد یا رویکرد حاکمیت را زیر سوال میبرد، میتواند مغایر با این اصل فقهی تلقی شود و به تضعیف دولت اسلامی منجر گردد.
حنفیها نیز مانند سایر مذاهب اسلامی، به شدت از فتنه و ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی نهی کردهاند. سخنانی که در شرایط حساس، موجب ایجاد شکاف یا بدبینی در میان اقشار مختلف جامعه نسبت به مجاهدین و مدافعان شود، در دایره نهی از فتنه قرار میگیرد.
سرخسی در «المبسوط» میگوید: لا يجوز إثارة الفتنة بين المسلمين. جایز نیست که بین مسلمانان فتنه ایجاد شود.
در این صورت و با توجه به مبانی شریعت الله و فقه حنفی، در شرایط حساس کنونی دارالاسلام ایران که کشور درگیر توطئههای دشمنان است، انتظار از عالمان دینی، به ویژه شخصیتهای دارای رسانه و شناخته شده، آن است که با سخنان خود، نه تنها بذر تفرقه نپاشند، بلکه با تأکید بر وحدت و تقویت جبهه مقاومت، نقشی سازنده در دفاع از دارالاسلام ایفا کنند.
رویکردی که از سوی امثال مولوی عبدالحمید ارائه می شود و در دفاع از دارالاسلام، برچسب «تندرو» به مجاهدین میزند یا دیپلماسی را به هر قیمتی بر مقاومت ارجح میداند، با اصول و آموزههای اسلامی مغایرت دارد و بیشتر شبیه سم پاشی های گروه منافقین و تضعیفکننده جبهه حق است که گاه موجب سردرگمی و دلسردی عده ای از مردم و فرصتسازی برای دشمنان خواهد گردید.
خطبا و بخصوص رهبران مذاهب مختلف اسلامی باید «خیر دین و دنیا» را در بستر قدرت و وحدت امت و نه در ضعف و انفعال جستجو کنند.