بحران یک منتظر همیشگی، تماشای انسان‌های تلاشگر…

بحران یک منتظر همیشگی، تماشای انسان‌های تلاشگر…

به قلم: ابراهیم عمر السکران

دست بر زیر چانه نهاده و با توجه بسیار پروژه‌ها و فعالیت‌های دعوی و فرهنگی و حقوقی را تماشا می‌کند… او نام همه‌ی برنامه‌ها را می‌داند و طی روزهای گذشته با بعضی از فعالان این عرصه‌ها تماس‌هایی هم داشته و حتی همین الان با بسیاری از آنان روابط خوبی دارد و شماره‌ی تلفن چند نفرشان را هم گرفته است.. چند وقت پیش هم یکی از همین فعالان او را به مجلسی دعوت کرد که چند تن از آنها نیز آنجا حضور داشتند. حتی یادش هست که یک بار از طریق پیامک و ایمیل با یکی از آنان تماسی داشته و او نیز پاسخ گفته بود…

اما… او هنوز هم بخشی از هیچ پروژه و فعالیتی نیست و گام بعدی را برنداشته است…

این بحرانِ انسان منتظر است… انسانی که از نشستن بر سکوی تماشاگران خسته شده ولی همچنان تماشاگر است و پا به میدان نمی‌گذارد…

انسان منتظر شاید بهترین سال‌های زندگی‌اش را در لامبالاتی بسوزاند و دقایق و ساعات را همانند یک سیگاری با خونسردی به هوا بفرستد…

انسان منتظر در آغاز تحولی مهم در زندگی‌اش رخ می‌دهد [و صاحب یک اندیشه می‌شود] سپس به بحث‌ها و جدل‌های جریان‌های فکری در تالارهای اینترنتی مشغول شده و امروز نیز همان بحث‌ها را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کند..این همه‌ی فعالیت اوست.

شاید در مسجد در حال حفظ یک متن یا ذکر و مناجات باشد… سپس در همین حال وسوسه شده موبایل خود را از جیب بیرون می‌آورد و آیکن شبکه‌های اجتماعی را فشار می‌دهد و ناگهان در حالی که بدنش در مسجد است از آن خارج می‌شود و پا به فضای مجازی می‌گذارد.. به مسجد آمده بود تا روح تشنه را با ذکر خداوند سیراب کند اما تنها بدنش در محراب ماند و روحش به بیابانی خارج از دیوارهای مسجد پرت شد.

اما آیا این یعنی انسانِ منتظر، شخصیتی است بی‌حس در برابر زمان؟ آیا انسانِ منتظر، هیچ رویا و هدفی ندارد؟ نه اینطور نیست. اتفاقا او خیلی هم دلسوز است و از درون می‌سوزد تا برای خودش و دیگران کاری کند، اما فلج در گوشه‌ای نشسته است..چرا؟ خودش هم نمی‌داند!

وقتی در مجلسی است که سخن از نماز شب به میان می‌آید همتش برای مناجات سحر به جوش می‌آید و وقتی درسی درباره‌ی فضیلت علم و ارزش معرفت می‌شنود درونش مملو از شور و هیجان می‌شود و خودش را در کتابخانه‌ای میان انبوهی از منابع علمی تصور می‌کند.. اما همین که آتش این شور سرد می‌شود همه چیز از بین می‌رود و دوباره به برنامه‌ی همیشگی‌اش باز می‌گردد : 

تماشای انسان‌های تلاشگر…

جایگاه و اهمیت موی سفید برای مومنین

جایگاه و اهمیت موی سفید برای مومنین

به قلم: محمد اسامه

رسول الله ﷺ فرموده اند:

«الشیب نور فی وجه المسلم، فمن شاء فلینتف نوره».

«موی سفید نوری است در صورت مؤمن پس هرکس خواست نور خود را با کندن (آن مو) از بین ببرد!».

📚بیهقی ،الشعب الإیمان 6388

« لا تنتفوا الشیب، فإنه نور یوم القیامة، من شاب شیبة فی الإسلام کانت له بکل شیبة حسنة، ورفع بها درجة».

«موی سفید را نکنید، پس همانا آن نوری در روز قیامت خواهد بود و کسی که مویی در راه اسلام سفید کرده باشد برای او بخاطر آن حسنه ای نوشته می شود و خطائی از وی پاک می شود و توسط آن درجه اش بالا می رود»

📚ابن حیان

«یُکْرَهُ أَنْ یَنْتِفَ الرَّجُلُ الشَّعْرَةَ الْبَیْضَاءَ مِنْ رَأْسِهِ وَلِحْیَتِهِ»

«ناپسند می دانم، مردی موی سفیدش را از سر و ریشش بکند»‌

📚صحیح مسلم.

سه نکته مهم از سیدنا علی رضی الله عنه

سه نکته مهم از سیدنا علی رضی الله عنه

از حضرت علی (رضی الله عنه) سوال کردند:

“سنگین‌تر از آسمان” چیست؟
فرمود: “تهمت به انسان بےگناه”..

از “دریا پهناورتر” چیست؟
فرمود: “قلب انسان قانع”.

از “زهر تلخ‌تر” چیست؟
فرمود: “صبر در برابر نادان‌ها”

اذكار صبحگاهی. 

اذكار صبحگاهی.  

▪️آیه الکرسی (یک مرتبه)

﴿اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ﴾

▪️سوره اخلاص و معوذات  (۳مرتبه)

﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴿۱﴾اللَّهُ الصَّمَدُ﴿۲﴾لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ﴿۳﴾وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ﴿۴﴾

﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ﴿۱﴾مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴿۲﴾ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴿۳﴾ وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ﴿۴﴾ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴿۵﴾

﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ﴿۱﴾ مَلِكِ النَّاسِ﴿۲﴾ إِلَٰهِ النَّاسِ﴿۳﴾ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ﴿۴﴾ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ﴿۵﴾مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ﴿۶﴾

▪️أَصبحنَا وَأَصبح المُلْكُ لِلَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَرِيكَ له، له المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ وَهو علَى كُلِّ شيءٍ قَدِيرٌ، رَبِّ أَسْأَلُكَ خَيْرَ ما في هذا الیوم وَخَيْرَ ما بَعْدَه، وَأَعُوذُ بكَ مِن شَرِّ ما في هذا الیوم وَشَرِّ ما بَعْدَه، رَبِّ أَعُوذُ بكَ مِنَ الكَسَلِ وَسُوءِ الكِبَرِ، رَبِّ أَعُوذُ بكَ مِن عَذَابٍ في النَّارِ وَعَذَابٍ في القَبْرِ(یک مرتبه)

▪️اللَّهمَّ بِكَ أصبَحنا وبِكَ أَمْسَيْنَا وبِكَ نحيا وبِكَ نموتُ وإليكَ النشور

▪️اللَّهمَّ ما أصبَح بي مِن نعمةٍ أو بأحَدٍ مِن خَلْقِكَ، فمنكَ وحدَكَ لا شريكَ لكَ، فلَكَ الحمدُ ولكَ الشُّكرُ(یک مرتبه)

▪️ أصبَحنا و أصبَح المُلْكُ لِلَّهِ رب العالمین رَبِّ أسألُكَ خيرَ هذا الیوم فتحَه، ونصرَه، ونورَه، وبرَكتَه، وَهداه، وأعوذُ بِكَ من شرِّ ما فيه وشرِّ ما بعدَه

▪️أصبَحنا على فِطرةِ الإسلامِ وعلى كَلِمةِ الإخلاصِ وعلى دينِ نبيِّنا محمَّدٍ صلَّى اللهُ عليه وسلَّم وعلى مِلَّةِ أبينا إبراهيمَ حنيفًا مسلمًا وما كان مِنَ المشركينَ(یک مرتبه)

▪️اللَّهُمَّ إنِّي أصبحت أُشهِدُك، وأُشهِدُ حَمَلةَ عَرشِكَ، ومَلائِكَتَك، وجميعَ خَلقِكَ: أنَّكَ أنتَ اللهُ لا إلهَ إلَّا أنتَ، وأنَّ مُحمَّدًا عبدُكَ ورسولُكَ (چهار مرتبه )

▪️اللَّهُمَّ أنْتَ رَبِّي لا إلَهَ إلَّا أنْتَ، خَلَقْتَنِي وأنا عَبْدُكَ، وأنا علَى عَهْدِكَ ووَعْدِكَ ما اسْتَطَعْتُ، أعُوذُ بكَ مِن شَرِّ ما صَنَعْتُ، أبُوءُ لكَ بنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وأَبُوءُ لكَ بذَنْبِي فاغْفِرْ لِي، فإنَّه لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إلَّا أنْتَ (یک مرتبه)

▪️اللَّهمَّ عالِمَ الغَيبِ والشَّهادةِ، فاطرَ السَّمواتِ والأرضِ،ربَّ كلِّ شيءٍ ومَليكَه، اشهد ان‌ لا اله الا انت، أعوذُ بك من شرِّ نفسي ومن شرِّ الشيطانِ وشِرکِهِ، وأنْ أقترفَ على نفسي سوءًا أو أجرَّهُ إلى مسلمٍ(یک مرتبه)

▪️اللَّهمَّ عافِني في بدَني اللَّهمَّ عافِني في سمعي اللَّهمَّ عافِني في بصري لا إلهَ إلَّا أنت، اللَّهمَّ إنِّي أعوذُ بِكَ منَ الكُفْرِ والفقرِ اللَّهمَّ إنِّي أعوذُ بكَ من عذابِ القبرِ لا إلهَ إلَّا أنت(سه مرتبه)

▪️اللهمَّ إني أسألُك العفوَ والعافيةَ، في الدنيا والآخرةِ، اللهمَّ إني أسألُك العفوَ والعافيةَ، في دِيني ودنيايَ وأهلي ومالي، اللهمَّ استُرْ عوراتي، وآمِنْ روعاتي، واحفظني من بين يدي، ومن خلفي، وعن يميني، وعن شمالي، ومن فوقي، وأعوذُ بعظمتك أن أُغْتَالَ من تحتي(یک مرتبه)

▪️يا حيُّ يا قيُّومُ، برَحمتِكَ أستَغيثُ، أصلِح لي شأني كُلَّهُ، ولا تَكِلني إلى نَفسي طرفةَ عينٍ

▪️بسمِ اللهِ الذي لا يَضرُ مع اسمِه شيءٌ في الأرضِ ولا في السماءِ وهو السميعُ العليمِ (سه مرتبه)

▪️رَضِيتُ بِاللهِ رَبًّا، وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَبِيًّا (سه مرتبه).

▪️سُبحانَ اللهِ وبحَمْدِه عَدَدَ خَلْقِه، ورِضا نَفْسِه، وزِنةَ عَرْشِه، ومِدادَ كَلِماتِه (در صبح سه بار)

▪️حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ(هفت مرتبه)

▪️اللَّهمَّ إنِّي أسأَلُكَ عِلمًا نافعًا، ورِزْقًا طيِّبًا، وعمَلًا مُتقَبَّلًا.

▪️لا إلهَ إلَّا اللهُ وحدَه لا شريكَ له له الملكُ وله الحمدُ وهو على كلِّ شيءٍ قديرٌ(ده مرتبه در صورت کسل یک مرتبه )

▪️سبحانَ اللَّهِ وبحمدِهِ (صد مرتبه)

▪️أستغفرُ اللهَ و أتوبُ إليه(صد مرتبه)

مسلمان بودن لیاقت می خواهد و بی ارزشهای میان مسلمین سکولار می شوند

مسلمان بودن لیاقت می خواهد و بی ارزشهای میان مسلمین سکولار می شوند

به قلم: انور دهواری

این جوان دعوتگر می‌گوید:

“دیروز با دختری عرب (به نام عایشه) قرار ملاقات داشتم که دین اسلام را رها کرده بود و به دین سکولاریسم گرویده بود.
مادرش تلاش کرد او را راضی کند که با من بحث کند تا شبهاتی که داشت را با حکمت و عقل بررسی کنیم
اما
او از ملاقات و بحث با من خودداری کرد و گفت مسیر خودش را برگزیده و انسانی آزاد است و حق انتخاب دارد!

از طرف دیگر، چند ساعت قبل شاهد اسلام آوردن دختری اسپانیایی بودم که الحاد را رها کرده و به اسلام ایمان آورده بود
و
عجیب اینست که نام عایشه را برای خودش برگزید!”

{وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ} «اگر شما (از فرمان خدا سرپیچی کنید و) روی برتابید مردمان دیگری را جایگزین شما می‌گرداند که هرگز مانند شما نخواهند بود».

خدایا ما را بر دینت ثابت‌قدم دار. آمین

امام بخاری از نگاه یکی از اساتید معاصرش

امام بخاری از نگاه یکی از اساتید معاصرش

به قلم: عبدالرحمن براهویی

استادِ برخی از ائمه اهل حدیث، محمد بن بشار العبدي -علیه الرحمة- زمانی که امام بخاری به مجلسش وارد شد، فرمود:

دخل الیوم سید الفقهاء

امروز سرورِ فقهاء وارد شد.
و همچنین در اثری دیگر می‌فرماید:

حفاظ الدنیا أربعة: أبو زرعة بالري، و مسلم بن الحجاج بنيشابور، و عبدالله بن عبدالرحمن الدارمي بسمرقند، و محمد بن اسماعيل البخاري ببخاري

«حافظان دنیا چهار نفرند: ابوزرعه در ری، مسلم بن الحجاج در نیشابور، عبدالله بن عبدالرحمن الدارمی در سمرقند و محمد بن اسماعیل بخاری در بخارا»¹

┈┉┉━━━━━━┉┈
¹. تهذیب الکمال فی اسماء الرجال

آداب و سنت های روز جمعه

آداب و سنت های روز جمعه

إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيْهِ وَسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا

باز هم جهل و نادانی در میان بلوچهای حنفی مذهب بلوچستان قربانی گرفت؛ پرسنل اورژانس نیکشهر، در شهرستان قصرقند قربانی درگیری طایفه ای

باز هم جهل و نادانی در میان بلوچهای حنفی مذهب بلوچستان قربانی گرفت؛ پرسنل اورژانس نیکشهر، در شهرستان قصرقند قربانی درگیری طایفه ای

به قلم: ماهدیم بلوچ

امروز جمعه‌ ۸ تیر ماه ۱۴۰۳، یک شهروند بلوچ حنفی مذهب از پرسنل اورژانس شهرستان نیکشهر در شهر ساربوگ از توابع شهرستان قصرقند توسط افراد مسلح بلوج حنفی مذهب، هدف گلوله قرار گرفت
هویت این شهروند بلوچ حنفی مذهب، «عبدالخالق بلیده (رئیسی)» حدودا ۳۵ ساله فرزند زمان، مجرد، اهل و ساکن شهر ساربوگ از توابع شهرستان قصرقند است.
شامگاه امروز حوالی ساعت ۲۰:۵۰ دقیقه، افراد مسلح بلوچ حنفی مذهب با قصد انتقامگیری در شهر ساربوگ به این شهروند بلوچ حنفی مذهب شلیک کردند و وی با اصابت چند گلوله بشدت مجروح شده و در مسیر انتقال به بیمارستان نیکشهر وفات کرده است.

این بلوچهای حنفی مذهب با هم درگیری طایفه ای داشتند که چند سال پیش با وساطت ریش سفیدان صلح کردند، اما چند ماه پیش باز درگیری رخ داده که یکی از طرفین کشته شده و اینها امشب از برادرش انتقام گرفتند.

گفتنی‌ست عبدالخالق رییسی ساکن ساربوک قصرقند و دارای ٢٩ سال سن بوده است.

این بلوچهای حنفی مذهب چه راحت جان جوان‌ها را که امید آینده هستند می گیرند…

ای بلوچ حنفی مذهب بس است!
دست از درگیری های طایفه ای بردارید
با گذشت با اسلام با مشوره از بزرگان و با نظام اداری حکومتی و مدنی مسائل را حل کنید
تا کی برادر کشی؟
تا کی کشت و کشتار و توحش؟
تا کی خونریزی؟ 
بجای اسلحه قلم دستت بگیر و صاحب درک و شعور اسلامی شو!

مولوهای بسیار محترم و همچنین مولوی نامحترم گنده گوی اکثرا مرجئه یا مرجئه زده، هر دو بر اساس منهج اهل سنت و جماعت برای تربیت اسلامی مردم قیام کنید، فقط کافی است نگاه کنید تولیدات شما چه هستند و این تولیدات خودتان را با سایر مناطق سنی نشین ایران مقایسه کنید، واقعا برای همه شرم آور است

اهل سنت ایران در این انتخابات نشان دهند اهل جماعت هم هستند یا اهل فرقه بازی و…

اهل سنت ایران در این انتخابات نشان دهند اهل جماعت هم هستند یا اهل فرقه بازی و…

به قلم: عبدالرحمن براهویی

اهل سنت با پسوند اهل جماعت شدن معنی پیدا می کند و اهل جماعت شدن یعنی اهل حاکمیت بر دارالاسلام بودن و از فرقه بازها و اهل تفرق که همگی اهل بدعت هستند دوری کردن.
اهل جماعت شدن هم یعنی در غیر معصیت الله از حاکمیت اطاعت کردن و بر اساس منهج اهل سنت با منکرات و نارسائی های حاکمیت برخورد کردن.
پس مثل امام ابوحنیفه و امام احمد بن حنبل و سایر ائمه اهل جماعت هستیم و از فرقه بازها دوری می کنیم، بخصوص زمانی که یک تهدید خارجی از سوی کفار اصلی و مرتدین داخلی برای دارالاسلام و جماعت و حاکمیت مسلمین وجود داشته باشد.

امروزه بر کسی پوشیده نیست که تهدید کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی و احزاب سکولار و مرتد داخلی و دارودسته ی منافقین برای دارالاسلام ایران وجود دارد و مسلمین بین دو جبهه قرار گرفته اند ، ۱. جبهه دارالاسلام ایران و اهل جماعت شدن ۲. جبهه آمریکا و ناتو و صهیونیستها و اهل تفرق شدن.
دو روز گذشته و در نشست اینستاگرامی فرقه های مختلف بلوچی که از اسلام صهیونی – آمریکایی جدید نمایندگی می کنند با موضوع تحریم انتخابات واقعیتی بیان شد که برای اهل سنت و جماعت بسیار حائز اهمیت است.


اینها بعد از آنکه مدعی شدند که این انتخابات تاثیر داخلی ندارد به صراحت اعتراف کردند که:

” حضور در صندوق‌های رأی، مشروعیت‌بخشی به نظام جمهوری اسلامی و تثبیت قدرت منطقه‌ای آن و اقتدار در چشم قدرت‌های جهان است؛ لذا هرگونه مشارکت در انتخابات را بایکوت اعلام می‌کنیم!”

پس برای اینها مهم تقویت کفار سکولار جهانی و تضعیف دارالاسلام ایران است.

خوب، شما با این انتخابات ثابت کن در جبهه تقویت قدرتهای کافر جهانی بر علیه دارالاسلام ایران و تضعیف دارالاسلام ایران هستی یا در جبهه ی دارالاسلام ایران و تقویت و تثبیت آن بر علیه کفار سکولار جهانی؟

جبهات کاملا واضح اند، جبهه تو کجاست؟
در کدام سمت ایستاده ای؟

رای تو ، جبهه تو را نشان می دهد.

نماز مسافر (۲)

نماز مسافر (۲)

به قلم: مولوی سید محمد رخشانی با دینی

هر کس که از شهر خود به جای دیگری برود وقتی از شهرش خارج شد، پس می‌تواند نماز چهار رکعتی اش را دو رکعت کوتاه‌تر بخواند و تا زمانی که در سفر است ، می‌تواند این قصر نماز را ادامه دهد. پس چنانچه که نیت اقامت چهار روز را کرد، سپس بر آن افزود پس نمازها را کامل می‌خواند و این قول جهمور علماء رحمهم الله است که البته برخی از مجتهدان اهل علم با آنان اختلاف نظر دارند .
الله تعالی می فرماید: ﴿وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَوَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَفِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا﴾ [نساء: ۱۰۱]
« و چون در زمین سفر کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه (= قصر) کنید، اگر بترسید که کافران به شما زیانی برسانند زیرا کافران برای شما دشمن آشکاری هستند.»

ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها گوید: زمانی که نماز فرض شد ، چه در سفر و چه در حال اقامت، دو رکعت دو رکعت بود ، سپس نماز مسافر بر حال خود باقی ماند و به نماز مقیم افزوده شد. [روایت بخاری و مسلم.]

حال اگر مسافر پشت امام مقیم نماز خواند، پس نمازش را کامل کند ، فرقی نمی‌کند که اول نماز را با امام گرفته باشد یا آخر نماز رسیده باشد.
از ابن عباس (رضی الله عنه) سوال شد: چطور مسافر که در نماز انفرادی اش دو رکعت می‌خواند با امام مقیم چهار می‌خواند؟! ابن عباس رضی الله عنه گفت: این سنت است. [روایت احمد به سند صحیح] و این سخن امامان چهارگانه است.

بلکه حتی امام شافعی( رحمه الله ) اجماع را نقل می‌کند بر اینکه ؛ اگر مسافر پشت مقیم نماز جماعت بخواند ، پس نمازش را کامل کند.
و جایز است که مسافر در حین سفرش بین دو نماز ظهر و عصر را با هم جمع کند و بین دو نماز مغرب و عشا را با هم جمع کند وقتی به این امر احتیاج دارد. و فرقی نمی‌کند که جمع تقدیم کند یا جمع تأخیر.

معاذ (رضی الله عنه) گوید: “خرجنا مع رسول الله ﷺ في غزوة تبوك فكان يصلي الظهر والعصر جميعا، والمغرب والعشاء جميعا”
«همراه رسول اللهﷺ به غزوه‌ی تبوک خارج شدیم ، پس ایشان نمازهای ظهر و عصر را با هم و نمازهای مغرب و عشاء را با هم جمع کردند. [روایت امام مسلم.]

برای مسافر جایز است که نماز وتر را در سفر بر روی جهاز سواری خود بخواند و سرش را برای رکوع و سجود به اشاره خم کند. عبدالله بن عمر (رضی الله عنه) گوید: “کان رسول الله يوتر على راحلته”
رسول اللهﷺ بر جهاز سواری‌اش نماز وتر می‌خواند. [روایت مسلم.]

منظور از جمع تقديم و جمع تاخير
جمع تقدیم اين است كه ؛ هر دوی نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر بخواند و مغرب و عشا را در وقت مغرب بخواند.
و جمع تاخير اين است كه ؛ نماز ظهر و عصر را در وقت عصر یکجا بخواند و مغرب و عشا را در وقت عشا با هم بخواند.